شما اینجا هستید

کون دادن من به آقای ناظم

من پویا هستم 16ساله و گی هستم .این داستان واقعی من با ناظم مدرسمون است .من در دبیرستان توحید درس میخونم و خیلیی علاقه دارم با هم جنسم سکس کنم .من همیشه دوست داشتم تا با یک مرد سکس کنم همیشه برا خودم اسم های معلم هایم و ... را میگفتم تا در رویا هایم باهاشون سکس کنم .من علاقه زیاد به کون دادن دارم و دوست دارم تا کیر بخورم و تا ته کنن تو کنم .من علاقه شدیدی به ناظم مدرسمون دارم قد بلند و خوشگل و هیکلی است.همیشه دوست داشتم تا با هاش یه سکس خفن داشته باشیم یک روز دوستم دفتر خاطراتم را برداشت و خوند و من متوجه ندشم تا اینکه خبرش تو کلاس پر شد همه بچه ها میومدن کنارم زنگ به زنگ و میخواستن مخ من رایزنند.من هم از خدا خواسته ولی به هیچکدومشون جواب ندادم.امید که خیلی تو کف من بود رفت پیش ناظم و بهش گفت.

بعد از 3 روز امید اومد پیشم و شروع کرد به مخ زدن تا شانس اش را یک بار دیگه امتحان کنه من هم همون موقع حشری بودم و خونمون خالی بود .قبول کردم و داشت از خوش حالی بال بال میزد .رسیدیم خونه و زود کفش را در اوردم و زنگ زدم مامانم تا ببینم کی میاد خونه (اخه مامنم مدیر مدرسه دخترانه است)بعد که مامانم گفت 2ساعت دیگه خونه ام زود امید اومد داخل و سریع سر من را گرفت و از من لب گرفت من هم ادامه دادم به لب دادن همینطور که لب میگرفتیم من پیراهنش را از تنش بیرون اوردم واون دست کرد و لشوار من را در اورد بعد دستش را کرد تو شورتم و با سوراخم بازی کرد منهم لب دادن را ول کردم و شلوارش را در اوردم و شروع کردم به ساک زدن صدای ام ام ام اش را میشنیدم بعد گفت دیگه بسه بیا از پشت من هم قبول کردم اول با زبونش سوراخم را لیس میزد و باانگشتش میکرد داخل و بعد با دو انگشتش و همینطور ادامه داد تا سوراخم باز شد من هم هم دردم میگرفت و هم حال میکردم ضربان قلبم تند تند شده بود نشست روی مبل و من هم نشستم اروم رو کیرش وای وای دردش کشتم اخه کیرش 17 سانت بود و کلفتیش 5 سانت بود مردم ولی دوست داشتمش تا ته کرد توش و بعد شروع کرد تند تند کردن کیرش کونم تند تند تکون میخورد انگار میخواستم پاره بشم بعد در اوردش تا بخورمش منهم خوردمش و با هاش بازی کردم تا اینکه رگ های کیرش زده بود بیرون زود زد ام کنار و انداختم روی زمین کیرش را یهو کرد داخل دردش کمتر شده بود خودم هم براش کونم را عقب جلو میکردم خیلی اه اه اه میکرد تا اینکه میخواست ابش بیاد ولی من زود در اوردمش و سرش را فشار دادم تا ابش حالا حالا ها نیاد شروع کردم به اروم ساک زدن از بالا تا پایین و بعد تخم هاش را خوردم اون انگشتش را هی تند تند میکرد تو کونم من هم ساک میزدم. ابش یک دفعه اومد و پاشید تو دهنم من هم خوردمش با کیرش . بعدش لب گرفت ازم بعد اخرش که لباسش را پوشید میخواست بره دم در گغت راستی من به اقای فخیمی گفتم من هم یک دفعه مردم و زنده شدم سریع در را بست و رفت .

من تا شب خوابم نمیبرد همش داشتم به ا تفاقاتی که ممکن بود برام بیفته فکر میکردم تا اینکه ساعت 4 بود که خوابم برد.فردا صبح بیدار شدم و با استرس فراوان لباس پوشیدم و مسواک زدم و رفتم به مدرسه تو مدرسه امید را ندیدم نیامده بود گفتم دیگه فاتحم خوندس زنگ ورزش رفتم تو اتاق ناظم اولش چیزی نگفت من میخواستم غش کنم زد به سرم و رفتم کنارش وایسادم کسی نبود دستم را گذاشتم رو شلوارش حشری شدم نگام یک دفعه کرد بعد دستم را کشید و لبم را خورد. شکه شدم و گفت دست بزار رو کیرم من هم کیرش را از روی شلوار مالیدم فهمیدم که اقای فخیمی هم گی است بعد کمر بندش را در اوردم و دکمه شلوارش را باز کردم و زیپش را کشیدم پایین دست کردم تو شورتش و کیرش را در اوردم اول با هاش بازی کردم بعد خوردمش یک دفعه گفن اه.. اروم اروم ساک زدم بعد اروم بلند شد وگفت دستت را بزار روی میز گذاشتم د بعد شلوارم را کشید پایین و سوراخم را با اب خیس کرد کیرش را کرد تو کونم من هم تحمل نمیکردم اخه همچنین کیری تا حالا تو کونم نرفته بود کلفت بود اروم عقب جلو میکرد بعد از 2دقیقه. عقب و جلو تند تند میکرد من هم چشمام را بسته بودم حسابی حشری شده بودم دستش را گذاشته بود روی کونم و هی عقب جلو میکرد اولش من ارضا شدم بعد یک دفعه ابش را ریخت تو کونم خیلی داغ بود معلوم بود خیلی وقته سکس نکرده بوده بعد بوسم کرد و شلوارم را کشیدم بالا وشماره اش را برام نوشت و داد من هم رفتم از اتاق بیرون .تا حالا 4 بار باهم سکس داشتیم خیلی هم حال بود من را میبرد خونه خودشون و سکس میکردیم.

نوشته: WOWBOY

داستان سکسی:

3.166665
نمره شما: هیچ میانگین 3.2 (12 votes)

نظرات

جيگرطلا هروقت خاستي همچين داستانهايي ازخودت بگي لطفا سريالي بنويس چون ظرفيت اين همه حال يكجا ندارم بچه هاهم بصورت سريالي اجدادت جلوت ميارن.اميدوارم احمدي نژاد بوست كنه.

بالا
0 لایک

حالم از هر چی گی بهم میخوره و از هر چی همجنس باز پسر..کیرم تو کونت همجنس باز کونی..کیرم تو کون ناظم همجنس باز..چی بگم به اون کسی که تو رو زایید و تحویل جامعه داد..اصلا کیر براچیته؟

بالا
0 لایک

متآسفانه باید اعتراف کنم 33 سال پیش که کلاس اول بودم یک معلم بی شرف به من تجاوز کرد، اولش با دست زدن و بوسیدن شروع شد و چون بچه دهاتی بودم از نیت شوم وی اطلاع بودم، در اون زمان تغذیه به دانش آموزان روستایی داده میشد، حتی لوازم التحریر داده میشد، خلاصه اون معلم بی همه چیز منو اغفال کرد و چون نسبت به سایر بچه ها خوشکلتر بودم و منو طعمه خودش قرار داد و وقتی مدرسه تعطیل شد و همه به منازل خود رفتند به بهانه تمیز کردن اتاق خودش منو نگهداشت و وقتی خیالش از نبود بچه راحت شد منو روی تخت خواب سربازی اش خوابوند و شلوارمو کشید پایین باور کنید وقتی حس کردم به بدنم دست میزنه شروع به گریه کردم ولی اون کثافط حشرش زده بود بالا و راهی جز تخلیه خود نداشت و سوراخ کونمو با روغن چرب کرد وقتی سر آلتش به سوراخم نزدیک شد دنیا جلو تیره وتار شد و جیغ میزدم و اونم دستشو گذاشت جلو دهنم اما دیگه نداد و منو بلتد کرد و شروع به نوازش و دلداری ام کردو من چون خیلی تو درس زرنگ بودم و به این معلم علاقه داشتم زود گول حرفاشو خوردم و بهش قول دادم به کسی چیزی نگم چون به گفته خودش با من بازی میکرد و نیت بدی نداشت، دیگه مدارس و امتحانات تمام شد و هیچوقت به اونجا )روستا( برنگشت و منم همیشه پشیمونم چرا اجازه دادم به بدنم تجاوز بشه و همواره احساس گناه می کنم. ببخشید اگه طولانی بود و احیانآ جمله بندی مناسبی نداره. پاینده باشید

بالا
0 لایک

بذار یه شعر از تکاور جون بذارم که هم یادش زنده بشه و هم کون نویسنده پاره بشه!

. . .
تو که گی هستی و کونی، به ما چه
تو که جر میخوری شب ها، به ما چه

اگر حال میکنی با کیر آقا
چرا زری میزنی، آخر به ما چه

شده کارت به کون دادن شب و روز
مریض احوال، روان شادی، به ما چه

نگاهی بر سر کیرت بی افکن
شده مانند یک تیله به ما چه

چرا فهم و شعورت بر فنا شد
نویسی شرح احوالت، به ما چه

ببر در جای دیگر قصه ات را
خوشت آید ز کون دادن به ما چه

نکن با روح ما اینگونه بازی
تو روحت هم برینن هم به ما چه

کنون در این مکان شهوت انگیز
اگر کون میدهی بازم به ما چه

تکاور کون و کوس میخواهد اکنون
اگر کونت سفید و نرم باشد هم به ما چه

تبعید آزاد ماجرای غم انگیزی بود.

بالا
0 لایک

جناب آقاي تبعيدآزاد : براي نخستين بار ازاينكه اهل فحش دادن
نيستم بسيار متاسفم چراكه درماجراي شما مردي كه معلم شمابود چنان كار پست و غيرقابل گذشتي در حق شما انجام داده كه هم اكنون بايادآوري آن بقدري عصباني ميشم كه چيزي نمانده كه به اون كسكش از كون جنب)به ضم جيم ونون( دل نگران! كه بادادن كونش مردمو ميگاد!فحش بدم! )الهي كه كون لقش به كير سنگي لات ومتي وعزي مواجه ومبتلا باد( _
اميدوارم باگذشت ساليان سال وباتوجه به اين واقعيت كه مديريت رويداد مذكور به هيچ وجه در اختيار شما نبود وبنابرين درآن لحظه هيچ عكس العملي غيراز هماني كه رويداده از دستتان برنمي آمده است,ماجرا را به بايگاني متروك ذهنتان سپرده وخودرا از تبعات منفي يادآوريش رها سازيد_

بالا
0 لایک

ما تو داستانهای پر از نکات اموزنده این عزیزان هر بار یه چیزی یاد میگیریم .
در واقع یه کون خوب نات اونلی !! باید ارتفاع سنج باشه و ارتفاع کیر خلق اله رو در یه چشم به هم زدن تخمین با دقت میلیمتر بزنه ، بات السو !! باید کولیس از نوع ابزار دقیقش !! هم باشه و قطر الت رو از پنج فرسخی تشخیص بده .
آورین به کونت . به پدر بفرمایید کلاهشان را چند میلیمتر بالاتر ببرند !!

بالا
0 لایک