شما اینجا هستید

کون دادن من به دوستم

نمی دونم چطوری خاطره ی خودمو تعریف کنم تا شما هم مثل من از اون لذت ببرید ولی همه سعی خودمو می کنم. من بچه شهرستانی ام و خب میشه گفت بچه پولدارم. سه سال پیش که تهران دانشگاه قبول شدم بابام برام یه خونه خرید تا هم درس بخونم و هم زندگی کنم. تنهایی زندگی کردن بد نیست ولی خب گاهی دیگه آدم خسته میشه. گاهی دوستام بهم سر میزنن ولی همیشگی که نیست. گاهی هم دوستام از شهرستان که میان تهران یکراست میان پیش من.این خاطره مال یک سال پیشه. یکی از دوستام که تبریز قبول شده بود یک روز بهم زنگ زد که میخوام بیام تهران و میشه بیام پیشت که گفتم چرا نشه! از راهنمایی با هم تو یک مدرسه بودیم و دوست صمیمی بودیم. وقتی اومد خونم تا دو روز که هم به خاطر درسام سرم شلوغ بود و هم اون کاراشو راه مینداخت زیاد وقت نشد همدیگرو ببینیم و حرف بزنیم ولی کم کم رومون به هم بازتر شد و گاهی شوخی های بدی میکردیم. یکشب میخواست بره حمام که بهم گفت نمیای باهم بریم من اول سرخ شدم و خجالت کشیدم ولی اصرار زیاد کرد و گفت اینقد بچه مامانی نباش و بیا بریم. منم قبول کردم و رفتیم. دوش آب داغ رو تا ته باز گذاشت و کلا همه جا رو بخار گرفت اونکه رسما همه لباسارو در آورد ولی من خجالت میکشیدم واسه همین شرت پام بود که قاطی کرد و گفت در بیار دیگه مسخره بازی در نیار! منم مجبور شدم و در آوردم ولی خب یک دلیلش این بود که کیرم ازش کوچکتر بود. راستی تا یادم نرفته بگم من پوست سفیدی دارم و تپلم هستم. ولی اون پشمالو بود و لاغر. نمیدونم چی شد که شروع کرد به کلکل کردن که میکنمت و از این حرفا! منم شوخی شوخی دوتا دستمو گذاشتم لبه ی توالت فرنگی و گفتم خب بکن! اونم کمرمو گرفت و خودشو چسبوند بهم. اولش حسی نداشتم ولی یکم که گذشت فهمیدم کیرش شق کرده و بالا اومده. کیرشو گذاشت لای پاهام و عقب جلو میکرد که دیدم خوشم میاد واسه همین چیزی بهش نگفتم. اونم که فهمیده بود یکم شامپو مالید دور کونم با یکدستش سینمو گرفته بود و با اون یکی هم کیرمو میمالید هم شکممو. یکدفعه دیدم داره به کونم فشار میاد که جیغ زدم حمید مواظب باش تو نره که اونم گفت حالا اگه بره چی میشه؟ منم خجالت کشیدم گفتم خب دردم میگیره دیگه! آروم شکممو مالوند و گفت نترس خوشت میاد. یکدفعه کرد تو که تا خواستم جیغ بزنم جلو دهنمو گرفت و شروع کرد تلمبه زدن داشتم از درد گریه می کردم ولی چند دقیقه که گذشت آرومتر شدم و خیلی حال کردم. کیرشو که کشید بیرون گفت میخوای آبمو بریزم رو شکمت یا کونت؟ گفتم من از زنای حامله خیلی خوشم میاد فک کن منم حاملم آبتو بریز رو شکمم.گفت خب پس بزار موهای روی شکمتو با تیغ بزنم تا بیشتر حال بده من که حشری شده بودم و هیچی حالیم نبود قبول کردم. وقتی شکمم رو تیغ زد خیلی سفید تر شد. تو همین لحظات دیگه کیرش خوابیده بود که گفت میخوای دوباره بکنمت که گفتم فعلا نه بذار واست ساک بزنم. اونم خوشش اومد و من کیر گندشو تو دهنم کردم و لیس میزدم که گفت داره آبم میاد اولش خواستم بخورمش ولی گفتم شاید بالا بیارم واسه همین از دهنم در آوردمشو گذاشتمش رو نافم اونم آبشو ریخت. تا سه روز بعدش هر شب منو به یک شکلی کرد و بعدشم رفت.الان که میبینمش خیلی خجالت می کشم. ولی دوست دارم یکبار دیگه بیاد پیشم و منو بکنه بعد از اون به یکی دیگه از دوستامم دادم. بهش گفتم خودمو شبیه زن حامله در میارم و تو دراز بکش و منم روت تلمبه می زنم نمی دونید چقد حال داد کاش واقعا یک زن حامله میبودم و میدادم.

نوشته: moosh koochooloo

داستان سکسی:

3.142855
نمره شما: هیچ میانگین 3.1 (14 votes)

نظرات

منم به زنهاى حامله افتخار ميكنم
آفرين نگارش داستانت عالى بود يعنى واقعا لذت بردم
ميشه تو يه جمله گفت : نرينى آب قطه
ياروداشت آبش ميومد يهوگفت ميخواي حالا بشينيم با تيغ رو طرح پشماى شكمت كاركنيم تا ببينيم خدا چى ميخواد
الان ميخواستى بگى خيلى بابات پولداره اومدتهران يه خونه خريدورفت هان ؟
با من خفشو