کون کردن باور نکردنی

این خاطره ای است که دوروز قبل پنجشنبه برایم رخ داد که هنوزم تو کف اون سکس هستم ماجرای آن عجیب و باورنکردنی هست البته به گمانم چون فاز سکسی داشت و این فاز رو از آیس بوجود میاد .
برای سوار شدن کنار خیابون آمدم و ساعت نزدیک یک بعدظهر بود که هوا خیلی گرم بود یک سواری مگان اسپرت و شیک بوقی زد و کنارم توقف کرد و سرمو خم کردم که گفت بیا بالا و چون همسن و سال خودم بود و از نظر بدنی من سرتر بودم در سمت شاگرد رو باز کردم وسوار شدم و گفت خیلی ناز میکنی و متلکی انداخت و سرشوخی رو باز کرد و کولر ماشین هم لذت بخش بود و هم اینکه سیگارم ته کشیده بود و راننده کمی شیشه خودشو باز کرده بود و سیگارشو میکشید و منم اجازه گرفتم و یکی روشن کردم و موزیک خارجی هم با صدای کمی پخش میشد که من بهش گفتم اگر جای شما بودم کوس سوار میکردم و اونم خنده ای کرد وجواب داد خوب اگر دلت کون میخواست بازم کوس سوار میکردی و من احساس کردم نظرش من کون باشم و برای اینکه ضد حال زده باشم و توپرش خورده باشه گفتم اگر منوبرای کون سوار کردی باید بگم کونت رو باختی واون گفت اگر کیرت بیارزه کونم میدم و تورو هم برای همین سوارت کردم چون بعد میخواره اهل خواروندن هستی یا برم سراغ کسی دیگه ؟
پرسیدم چی مصرف کردی که گفت آیس و فاز سکسیش که میگیره کونم ویزویز میکنه الانم مکان دارم هستی ؟ اگر جواب نه میدادم پیش خودش فکر میکرد ترسیدم وگفتم مکانت امنه یا اینکه ......؟ گفت باغه خالی و نگهبانش در رو باز میکنه و داخل که شدیم میبنده و کاری با ما دیگه نداره ومیریم داخل ویلا درشم از تو میبندیم بار اولم نیست و هرچی تو اینکاره باشی و حال بدی حال میکنیم و بعد هم میزنیم بیرون .
قیافه اش بد نبود و جذابیتی هم داشت رنگش سبزه وهات سکسی بود و همانطور که گفته بود نگهبان در رو باز کرد و بعد بست و ماهم داخل ویلا شدیم و در رو از تو قفلش کردیم کولر روشن کرد و سمت مبلمان و کاناپه رفتیم و نشستیم و اونم لب تابش رو از کیف درآورد زد به برق و بعد صدای اونو کم کرد و گذاشت سی چهل تا کلیپ های گی یا همجنس بازی سکسی و بعد هم پرسید آیس هستی یا ویسکی و من ترسیدم داخل ویسکی قرصی چیزی ریخته باشه و در ضمن خودم هم آیس کشیده بودم و مدتی قبل و گفتم آیس و وسایلشو درآورد و کامی اول گرفت و بعد من نیم ساعتی کشیدم و نیم ساعت دوم رو دوسه تا دوسه تا میکشیدیم و بعد سیگار کشیدیم و رفتم توالت و برگشتم و دیدم دوتا متکا وبالش و لحافی رو زمین انداخته بود کنار مبل ها و صدای موزیک خارجی رو کمی زیاد کرده بود و لخت با شورت منتظرم بود که منم با دیدن بدن بدون مو و تمیزش حشری شدم و کاملا درآوردم ولخت کامل و اون بادیدن آلت و خوایه هام سوتی با دهنش کشید و فکر کنم خوشش آمده بود تخم هام دراز و کشیده مثل لوستر و آلتم هم هفده سانت شاید هجده و نیمه کلفت که مثل آلت دوستم بود و تنها کمی شاید مال من دراز تر بود و جلوی اون ایستادم و رومبل نشسته بود و دستشو آورد و گرفتش و با نوک زبونش سر کلاهکشو لیس زد که همچین لذتی رو از خوردن هیچکسی تجربه نکرده بودم و بعد دهانشو باز کرد آلتمو داخل دهانش برد و مشغول ساک زدن شد و اگر بگم هزارتا کوس هم مثل اون نمیخوردند اقرار نکردم و سفت ومحکم میخورد و تا جایی که میتونست داخل دهانش میبرد و گاهی خسته میشد با زبونش لیس میزد کمی هم تخم هامو خورد و من که حسابی حال میکردم کمی رشو تو دستانم گرفتم و تلمبه میزدم تو دهنش و اونم لباشو دورکیرم سفت گرفته بود و کاندومی خاردار روکیرم انداخت و داخلش هم روغن بی حسی داشت و منم شورتشو در آوردم و با کمی کرم خودش چرب کرد و گفت من به محض حال کردنم آب کونم میاد و با روغن کونم باعث میشه لذت کمتر بشه چون روان تر میشه و کمی هم سرکاندوم رو چرب کردم و اونو که هردوپاشو باز کرده بود و بالا گرفته بود ولب مبل هم بود خیلی وارد بود و منم سرشو با کمی فشار فرو کردم تو وبعد درآوردم کمی تف سرش مالیدم و دوباره فرو کردم سرشو تو اینبار کمی بهتر شد و تا وسط هاش بردم و آرام عقب و جلو کردم و کم کم روان تر شد و صدای آه و اوه وآی و وای جون بکن و بیشتر بکن وااااااااای جون آخ بکن آی همه اینهارو اون میگفت و منم از کون تمیزش خوشم آمده بود ومهمتراینکه همه پشم وموهای حتی سوراخشو زده بود که مثل بدن دخترا شده بود و مدتی گذشت مدل روشکم و روی لحاف که پهن کرده بود و زیر شکمش متکا گذاشت و منم خوابیدم روی اون و تند تند ضربه میزدم و هردومون از سکس لذت میبردیم و احساس کردم که آبم داره میاد و تا لحظه آخرش کردم و کشیدم بیرون و کاندوم رو در آوردم و سرشو روی سوراخش گذاشتم و آبمو با فشار ریختم روی سوراخشو ولپ کونش و بغلی شد و با دستمال دوسه تا خودشو تمیز کرد و یک لیوان آب خوردم و گفتم دوش اینجا ردیف هست دوشی بگیریم وبریم و اون پرسید نمیکنی و من گفتم بریم تو حموم و رفتیم زیر دوش و آب گرم باز و کف حموم هم گرم ودل چسب و زیر دوش رفتم و اونم آمد و ازم خواست که دهنشو هرطور که میشه بگایم و منم کمی که داشت میخورد یهو فشاری به آلتم آوردم و موقعیت خوردنش رو ازدست داد و آلتم داخل حلقش شد و هیچ کاری نمیتونست بکنه تسلیم تسلیم بود و من سرشو تو دستانم گرفتم و روی اون که زیر آلتم و سرش رو کاشی حموم بود و من ده دقیقه فقط تلمبه میزدم و نگاهی به او انداختم و گفتم بسه میخوام کونت رو بگایم و درآوردمش بیرون و اون دوسه بار سرفه کرد و کاندوم گذاشتم و مدل سگی نشوندمش و کردم داخل و تند تند تلمبه میزدم که خیلی زود اونم شروع به آاه و اوی کردن اینبار با صدای بلندتری که منو حشری تر میکرد حسابی داشت حال میکرد و کاندوم رو درآوردم و گفتم برام بخوره که دهنش ولب وزبونش بیحس شد و بدون کاندوم مدل آخر و گاییده شدنش که خودش گفت تاحالا کسی اینکارو نکرده بود هم دهنشو گاییدم و هم تومدل آخرم و پاهای اون رو سرشونه هام گذاشتم و روبدنش بعد از اینکه آلتمو کردم داخل سوراخش دستانمو زیر سرشونه هاشو گردنش به هم زنجیر کردم و روی کمرش فشار دادم و قوس برداشته بود تمام آلتم داخل بود و نوکش به ته سوراخش خورده بود و تو همون مدل تلمبه میزدم که کمی کج کردم و حالا پاهامو کفشو بدیوار گذاشتمو تلمبه میزدم و بعد از کمی قوس کمرشو بیشتر کردم و هم فشار به کمرشو پشتش وهم آلتم که تا انتهای سوراخش میخورد واز درد آخ میگفت و تکونی هم میخورد و سعی کردم و بسختی همون مدل بلند شدم و پشتشو بدیوار چسبوندم و تند تر از قبل ضربه میزدم که احساس کردم داره آبم میاد و کشیدم بیرون و نشست جلوی پاهام و سرشو برد تو دهانش آلتمو که توسوراخش بود رو داخل دهنش برد و برام یکی دوبار جلو وعقب کرد و منم با دستم تکون تکون دادم و با فشار پاشیدم تو دهنش و روی دهنشو صورتش و برام با دستش کمک کرد و خالی شد و دوش گرفتیم من خسته وبی رمق عوضش اون سرحال و با نشاط شده بود و موقع پوشیدن لباس هامون گفت تاحالا کسی اینطور حال نداده بود و بهتره بگم منو نگاییده بود و منو تا نزدیک خونه رسوند و شماره همراه گرفت و گفت هفته بعد تماس میگیرم و من بعد از رسیدنم توخونه کمی غذا خوردم و رفتم و مثل جنازه خوابیدم

پایان

نوشته: ؟

1.666665
نمره شما: هیچ :میانگین 1.7 (9 رأی )

27 نظر

اون مگان تو کونت با اين

نوشته ‡SATAN‡ در 28. August 2012 - 11:28

اون مگان تو کونت با اين داستانت کوني

bad nabud

نوشته ebigolpesar در 28. August 2012 - 11:58

bad nabud

همه درختان اون باغ تو کونت با

نوشته Hamed eshghi در 28. August 2012 - 12:13

همه درختان اون باغ تو کونت با این داستانت

آخه بي ناموس اين همه بي پرده

نوشته ahb_90 در 28. August 2012 - 13:14

آخه بي ناموس اين همه بي پرده حرف ميزني بعديكسره ميگي آلت آلت_بگو دودول خيالت راحت بچه كوني

كوني تو اينقدر جنده اي كه هر

نوشته پرهام كوني 2 در 28. August 2012 - 14:25

كوني تو اينقدر جنده اي كه هر كي برات بوق ميزنه راحت سوار ميشه؟ معلومه كه خيلي هم بد بختي كه يه مگان ان اينقدر به چشمت اومده

====== گی نمیپسندم . داستان

نوشته mehdi-karaj در 28. August 2012 - 18:45

======

گی نمیپسندم . داستان اغراق زیادی توش بود و غلط نگارش هم زیاد داشت !

گى چيست؟ اين موجود كه علت

نوشته آريزونا در 28. August 2012 - 19:06

گى چيست؟
اين موجود كه علت حياتش نامعلوم است با ظاهرى شبيه انسان بطور مخفيانه در ميان آنها زيست ميكند اما تاكنون موردى مبنى بر خطرناك بودنش گزارش نشده ولى همواره مظنون است براى تشخيص آنان روشهاى بسيارى مرسوم است كه ميتوان به تغذيه آنان در نوزادى اشاره كرد كه بجاى استفاده از شيرمادر علاقه شديدى به كير پدر نشان ميدهند.
BBC SHAHVANI

سگ از شما گی ها پاک تره بی

نوشته مازیار خان در 28. August 2012 - 19:25

سگ از شما گی ها پاک تره
بی شرف این جا جای این داستانا نیست
داستانتو بذار تاپیک بچه کونیا باهاش حال کنن حداقل کمتر فحش بخوری
بده کونتو برات رینگ اسپرت کنن
آشغال

من به گی ها کاری ندارم اونا

نوشته Cpt.mac.reza در 28. August 2012 - 22:34

من به گی ها کاری ندارم اونا هم مثل بقیه هستن
اما داستانت رو نمیشد خوند اصلا خودت هم نفهمیدی چی نوشتی

من باخود نويسنده ش كاري ندارم

نوشته Siamak-f14 در 28. August 2012 - 22:52

من باخود نويسنده ش كاري ندارم وعلت اصلي اينكار هم به اين برميگرده كه اگه ميخواستم كاري به ايشون داشته باشم باتوجه به مرور فهرست وار داستان واحتساب سرانگشتي موارد غلطها واشتباهات بيشماراملايي وانشايي موجود درمتن اين نوشته
, بنظرم آمد كه تنها اشاره اي ساده به آنموارد ميتواند منجر به ايجاد كامنتي شود كه بمراتب طولانيتر از متن موردبررسي باشد وبنظرمن اين داستان اساسا" وماهيتا"فاقد آن ارزش حداقليي است كه توجيه گر يكچنين نقدوبررسي باشد_ اما حرف اصلي من بادوسه نفر از پاسخ دهندگان عزيزيست كه باتمام وجود اين داستان را تاييد وتكريم كرده ونويسنده را به استمرار چنين فعاليتهايي توصيه ميكنند_بنده فقط يك سوال از اين دوستان دارم بدين مضمون :آيا يكي از تاييدكنندگان اين داستان ميتوانند
حداقل يك دليل منطقي وعقلپسند براي تاييد وتحسينشان از داستان مذكور براي سايرين ارايه كنند بطوريكه مورد تاييد صاحبان عقول سليم واقع گردند؟
اما بنده قادرم كه نه تنها يك دليل بلكه دهها دليل ادبي غيرقابل ترديد ومورد تاييد اهل فن ادبييات را در نقد ونكوهش اين نوشته دراينجاذكر كنم_اميدوارم اين اشاره مختصر تاثيرهرچند كوچكي هم شده رادر طرز بينش وقضاوت ادبي دوستان مورد نظرمان
داشته باشد_

من باخود نويسنده ش كاري ندارم

نوشته Siamak-f14 در 28. August 2012 - 23:15

من باخود نويسنده ش كاري ندارم وعلت اصلي اينكار هم به اين برميگرده كه اگه ميخواستم كاري به ايشون داشته باشم باتوجه به مرور فهرست وار داستان واحتساب سرانگشتي موارد غلطها واشتباهات بيشماراملايي وانشايي موجود درمتن اين نوشته
, بنظرم آمد كه تنها اشاره اي ساده به آنموارد ميتواند منجر به ايجاد كامنتي شود كه بمراتب طولانيتر از متن موردبررسي باشد وبنظرمن اين داستان اساسا" وماهيتا"فاقد آن ارزش حداقليي است كه توجيه گر يكچنين نقدوبررسي باشد_ اما حرف اصلي من بادوسه نفر از پاسخ دهندگان عزيزيست كه باتمام وجود اين داستان را تاييد وتكريم كرده ونويسنده را به استمرار چنين فعاليتهايي توصيه ميكنند_بنده فقط يك سوال از اين دوستان دارم بدين مضمون :آيا يكي از تاييدكنندگان اين داستان ميتوانند
حداقل يك دليل منطقي وعقلپسند براي تاييد وتحسينشان از داستان مذكور براي سايرين ارايه كنند بطوريكه مورد تاييد صاحبان عقول سليم واقع گردند؟
اما بنده قادرم كه نه تنها يك دليل بلكه دهها دليل ادبي غيرقابل ترديد ومورد تاييد اهل فن ادبييات را در نقد ونكوهش اين نوشته دراينجاذكر كنم_اميدوارم اين اشاره مختصر تاثيرهرچند كوچكي هم شده رادر طرز بينش وقضاوت ادبي دوستان مورد نظرمان
داشته باشد_

من تا الان داشتم به توجهات ان

نوشته maryy در 29. August 2012 - 1:10

من تا الان داشتم به توجهات ان دسته ازعزیزانی که به عضو شریفشون برخورده بود یا به عضوشریف طرف مقابلشون برخورده جواب می دام بابا نمی دونستم این اعضای شریف کریه المنظر بین دخترخانمها اینقدر طرفدارداره وگرنه جسارت نمی کردم اخه جه جوری مگه میشه ...حالا ادم می ترسه امتحان کنه بمیره دیگه نتونه تجربشو دراختیار دیگرون بذاره ولی اگه کسی تجربشوداره بگه خوب سایت خودمونیه همه فیض ببرن لا اقل امارمرگ ومیرهم کم میشه من که دیگه ایراد به این اعضا ء نمی گیرم بااین همه طرفدار ارزش ریسک نداره برین خوش باشین ولی این یکی دیگه پس چی کاندوم خارداراونم اونجای یه اقا بابا مگه چه خبره اخه شما ازکدوم قصابی گوشت میخرین اینقدر چربی داره ای وای اونوقت پس چرا دارین هرچی نره خر گیرتون میاد می کشین اخه حیف نیست هان بدرد نمی خوره اره نمی دونم شما واردین من چی بگم .. ...خوبه ما خیلی دیگه مهمون این سایت نیستیم باید بریم پی درس ومشقمون ولی حالا ادم باورش نمیشه اخه یکی یه توضیح منطقی نداره برای این کار یعنی ادما اینقدر جا دارن همینه که اشرف مخلوقاتیم دیگه

بچه ها من فك كنم فهميدم مشكل

نوشته arch99 در 29. August 2012 - 2:21

بچه ها من فك كنم فهميدم مشكل اين بچه كونيا چيه،اينا وقتي ميرن دستشوي گهشون نمياد بيرون مجبورن يه جوري خودشونو گشاد كنن تا هنو رو سنگ ننشستن هرچي تو كونشون گير كرده سرازير شه پائين:-P:-Pمگه نه بچه كونيا(گي)هاهاهاها

قسمت نظرات این داستان هم شد

نوشته مازیار خان در 29. August 2012 - 3:25

قسمت نظرات این داستان هم شد فلسفه چینی
ماشاالله نظردهندگان باسواد و نویسندگان بیسواد تشریف دارند
کاش جای این دو برعکس میشد و تحصیل کرده ها به نگارش داستان و بیسوادها به نظر گذاشتن میپرداختند.

گی بود. نخوندم. ننویس . . . .

نوشته takavarjoon در 29. August 2012 - 6:59

گی بود. نخوندم. ننویس . . . . . . . . . . .
بچه کونی برو تو تاپیک مخصوص بچه کونی ها. آشغال کله دیگه نیا و ننویس. سگ روت بشاشه دیگه ننویس.

بعضی وقتها فکر میکنم که چقدر

نوشته OMID-1408 در 29. August 2012 - 20:17

بعضی وقتها فکر میکنم که چقدر احمقم تا اخر یه داستان میرم و میخونم. بابا مردم خر نیستن بفهم!

نه كاري به داستانش دارم و نه

نوشته a1364 در 30. August 2012 - 8:14

نه كاري به داستانش دارم و نه كاري بع نويسنده ش
ولي دوستان ي مقداري شخصيت و شعور داشته باشين
چرا آخه توهين ميكنين به دوستان
بزارين خودشونو راحت كنن و چيزي بنويسن
من فقط با توهين به ديگرانمخالفم .

مزخرف و دروغ بود .1 لفظ آلت

نوشته ارغوان ♥ در 30. August 2012 - 13:09

مزخرف و دروغ بود .1
لفظ آلت دیگه چیه؟!! مگه رفتی دکتر شرح حال میدی؟! .2
تو خیابون بلندت کردن رفتی باغ خالی مواد زدی اونوقت نکردنت؟!!! گُه خوردی.3
سواد نداری خب ننویس
اقرار نه خره اغراق.4 !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

باز هم تخیلات جقولانه ....

نوشته fathi shaghaghi در 30. August 2012 - 15:02

باز هم تخیلات جقولانه ....

عجب نظرات كارشناسانه وقابل

نوشته shahrokh2055 در 30. August 2012 - 15:53

عجب نظرات كارشناسانه وقابل قبولي؟

کیرم تو اون کونت با این

نوشته کیرم تو کونت در 30. August 2012 - 16:47

کیرم تو اون کونت با این داستان نوشتنت کون گشاد برو گمشو دیگه هم جون مادرت داستان ننویس

کیرم تو اون کونت با این

نوشته کیرم تو کونت در 30. August 2012 - 16:53

کیرم تو اون کونت با این داستان نوشتنت کون گشاد برو گمشو دیگه هم جون مادرت داستان ننویس

خود کس کشت میدونستی این

نوشته dash khosro در 31. August 2012 - 9:52

خود کس کشت میدونستی این داستان تو کت هیچکی نمیره ۰که اسمشو گذاشتی ،باور نکردنی،باید مینوشتی بعد از اینکه در باغ رو قفل کردند گرفتند سیر گاییدنت تا هم داستانت قشنگتر میشد هم باورش راحتتر کله کیری!

خود کس کشت میدونستی این

نوشته dash khosro در 31. August 2012 - 10:03

خود کس کشت میدونستی این داستان تو کت هیچکی نمیره ۰که اسمشو گذاشتی ،باور نکردنی،باید مینوشتی بعد از اینکه در باغ رو قفل کردند گرفتند سیر گاییدنت تا هم داستانت قشنگتر میشد هم باورش راحتتر کله کیری!

Midi p bede :

نوشته arman.k8492 در 31. August 2012 - 16:27

Midi p bede : arman.k8492@yahoo.com

on bogh zade toro boland

نوشته arman_bl در 2. September 2012 - 22:22

on bogh zade toro boland karde begad bad to ono gaeedi onam nakhaste toro bokone!!!

on bogh zade toro boland

نوشته arman_bl در 2. September 2012 - 22:23

on bogh zade toro boland karde begad bad to ono gaeedi onam nakhaste toro bokone!!!