کون کردن پر دردسر در بند اروميه

سلام اسم من سينا هستش از اروميه حوصله نوشتن ندارم اما 000
من يه دوستي دارم به اسم بهاره (اسم مستعار) متولد 65 قد 169 که يه کون سکسي گنده (واقعا گنده) داره که کير هر پسري رو واقعا به لرزه ميندازه
خلاصه اين دوست من باکرست و به قول خودش کوسش فقط واسه شوهرشه و من حق کردنشو ندارم ولي کونش00 ما خيلي با هم راحتيم و معمولا هفته اي 2 با از کون با هم سکس داريم اما اين ذاستان که مربوط ميشه به 5 فروردين 90 که ما بعد 7 روز نديدنه هم قرار شد همديگه رو بيرون ببينيم چون خونه خالي نميشد ساعت 4 از خيابونه نزديک خونشون برش داشتم بعد کمي کوس چرخ تو خيابونا رفتيم بند(بچه هاي اروميه ميدونن کجاست) کمي حرفيديم و همينجور که ماشين ميروندم از هم لب ميگرفتيم که اينکارا باعث شد 2 تامونم حشرمون بزنه بالا

داشتم رانندگي ميکردم ديونه شده بودم کيرم بد جوري سيخ کرده بود کيرمو در اوردم يه دستم رو کيرم بود يکي رو فرمون اونم شلوارشو تا روناش کشيده بود پايين داشت وچولشو ميماليد مونذه بوديم چيکار کنبم اون دلش کير ميخواست کير منم يه سوراخه تنگ
کمي اين ور اون ورو نگا کردم جايي خلوتي رو پيدا نکردم از شانسه کيري من عيد بود و همه جا پر مسافر بعد کمي گشتن يه باغه خلوت رو پيدا کردم که خلوت خلوت بود ماشينو پارک کردم پشتي صندليم خودش خوابوند افتادم به جونه بهاره جونم باور نميکنيد انقد کسش خيس شده بود که سوراخه کونش صندل ماشينو شلوارشم خيس کرده بود يه دل سير کوسشو خوردم زبونم وقتي ميکردم تو کسش جيغش ميرفت به آسمون. تند تند زبونمو تو کسش عقب جلو پايين بالا ميکردم واقعا اب کوسش خوشمزه بود وقتي ميک ميزدم کسشو تمامه بدنش ميلرزيد بعد حدوده 2 دقيقه ديديم داره تکوناش شديد ميشه سرعتمو زياد کردم که با يه اخ بلند ارومه اروم شد کمي روناشو بوسيدم و لاي پاهاشو بو کردم اومدم بالا بغلش کردمو ارامشو با هم حس کرديم اما اون ميدونست من هنوز مونده تا...
شلوارشو کلا در اورد من درازيدم رو صندلي اونم رفت پايين کيره مثه سنگمو گرفت تو دهنش اينو بگم بهاره عالي ساک ميزنه از رو تخمام ميليسه تا سره کيرم بعد همهيه کيرمو کرد تو دهنش تو حال ديونگي بودم که يهو حس کردم 2 نفر دارن نيگامون ميکنن ريدم به خودم کيرم يهو شل شد بهتر که نيکا کردم ديدم يه زنو مرده تقريبا 36 يا 7 ساله که از پشت ديوار باغ دارن ما رو ديد ميزنن معلوم بود اوناهم تو حاله خودشون نيستن خيالم راحت شد به بهاره گفتم برگرده تا سريع کارو تموم کنيم برگشت کون خوشگلش جلوم بود -اينم بگم من اولين نفري نبودم که از کون کردمش-سوراخه کونشو يکم بوسيدم وليسيدم يکمم ماليدم تا اماده شه واسه کردن کيرمو با اب دهنم خيس کردم گذاشتم دمه کونش با فشار کوچيک سره کيرم رفت تو کونش به اون دوتا نيکا کردم ببينم چيکار ميکنن نديدمشون اما معلوم پشت ديوارن و مشغول لب گرفتن کيرم تو کون بهاره جونم بود و تو اين چند ثانيه واسه خودش جا باز کرده بود چون تو ماشين جا کم بود و شلوارم تنم بود نميتونستم تن تن بکنم واسه همين با ارامش تا ته ميکردم توش و ميکشيدم بيرون تا سرش ميخواست در بياد دوباره ميکردم تو منو بهاره سکسمون يبشتر از 3 دقيقه طول نميکشه چون اون بيشتر از اين طاقت نمياره و ميخواد که ابم بياد همينجور کيرمو تو کونش عقب جلو ميکردم و ديوانه وار 2 مونم حال ميکرئيم دادش بيرون از ماشين ميرفت از اون زنو مرد م خبري نبود اين اولين بار بود که اروم ميکردم و ابم ميومد حال عجيبي بود هر 2مون با هم ارضا شديم موقع ارضا شدن بهاره دستمو گاز گرفت اما من دردي احساس نکردم هر دو با هم اروم شديم کيرم موند تو کونش و ولو شدم روش يه احساسه خيلي خوب يکم دمه گوشش قربون صدقش رفتم و بعد پا شديم مرتب کرديم بريم پياده شدم اما اون ناشاسا اونجا نبودن م.قع برگشتن اونا رو اول راه باغ ديدم که با خانواده اومدن از شماره پلاک ماشينشون معلوم بود اهل شيرازن.ميخام اينو بدونن هميشه ممنوونشوونم.

نوشته: پیمان

0
نمره شما: هیچ

26 نظر

داداش منم بچه ارومیه هستم.اگه

نوشته dj fire در 20. فروردين 1390 - 11:14

داداش منم بچه ارومیه هستم.اگه خواستی تو یه جای خلوت دوست دخترتو بکنی ببرش دره قاسملو که خیلی جای خوبی واسه این کارا.از این به بعد پاتوق من همونجاس

معلوم بود واقعیه داستانت چون

نوشته Persianman در 20. فروردين 1390 - 11:28

معلوم بود واقعیه داستانت چون خیلی کیری بود کردنت . باز خوبه راستشو گفتی

دمت گرم داداش . خیلی باحال

نوشته pers polis در 20. فروردين 1390 - 12:54

دمت گرم داداش . خیلی باحال بود . اگر بازم داری بده بیاد

ها بالاخره 1 داستان واقعی

نوشته M0ji در 20. فروردين 1390 - 15:31

ها بالاخره 1 داستان واقعی دیدیم ولی فکر کنم کون خودتم جر خورده تو ماشین تا خاستی اونو بکنی!

دمت گرم گرم منم یکی رو تو بند

نوشته kamran sexy در 20. فروردين 1390 - 16:13

دمت گرم گرم منم یکی رو تو بند کردم پشت دانشگاه صنعتی ولی مذکر بود تا حالا قسمت نبوده دختر ببرم اونجا

داستانت واقعی بود اما چند تا

نوشته saman39. در 20. فروردين 1390 - 18:36

داستانت واقعی بود اما چند تا نکته:
1. یه کم تفصیلش کم بود که به دلیل اینکه اعصاب نداری قابل قبوله
2. ما شیرازی ها اصولا خیلی باحال تشریف داریم. پس مراتب تشکرت رو می پذیریم
3. من خودم تجربه سکس تو ماشین رو 3 بار دارم. البته فضاش خیلی کمه اما کاش گفته بودی چه ماشینی بودهتا فضاش رو بشه تجسم کرد
4. مشکل اصلی این داستان این بود که اگه شهرتون رو هم نگفته بودی بازم میشد حدس زد که آذری هستی آخه داستانت لهجه داره.

در هر صورت موفق باشی

داستانت قشنگ و روان بود،

نوشته farat در 20. فروردين 1390 - 18:41

داستانت قشنگ و روان بود، ادامه گل پسر

حوصله نوشتن نداری؟ پس گه

نوشته lioza. در 20. فروردين 1390 - 20:24

حوصله نوشتن نداری؟

پس گه خوردی نوشتی!!!

haghighatesh oon ghadr bad

نوشته ZEDB@ZI در 20. فروردين 1390 - 21:05

haghighatesh oon ghadr bad bood ke hoseleye khoondan ta akharesho nadashtam.sai kon behtar benevisi.tnx

man tajrobeye mashin nadarm

نوشته ببر در 21. فروردين 1390 - 1:07

man tajrobeye mashin nadarm vali mosalaman sakhte
kon kardan ham alami dare

تو ام گه خوردي اومدي اين

نوشته Xeusf.e.a.r. در 21. فروردين 1390 - 1:24

تو ام گه خوردي اومدي اين داستان خوندي. تقديم به lioza

خوب تخم کردی تو خیابون کردیش

نوشته alex sex sex در 21. فروردين 1390 - 1:50

خوب تخم کردی تو خیابون کردیش

سلام یه بچه ها حالا که یکی

نوشته admg در 21. فروردين 1390 - 15:34

سلام یه بچه ها حالا که یکی راست گفته تو ذوقش نزنید و فش ندید.
البته میبینم که همتون تو تشخیص دروغ و راست استادین

xeusf.e.a.r ممنوون از اینکه

نوشته admg در 21. فروردين 1390 - 16:14

xeusf.e.a.r ممنوون از اینکه جوابه بی ادبی lioza رو دادی اما با بی ادبی.؟؟؟

من حوصله دارم بخونم ولی تو که

نوشته lioza. در 21. فروردين 1390 - 16:53

من حوصله دارم بخونم ولی تو که حوصله نداری بنویسی گه میخوری مینویسی.کونی با اون تخیلاتت

خاک بر سر عقده ایت

admg توام دهنه منو وا نکن وگرنه همچین میرینم بهت که نتونی از لاش پاشی!!!

بچه با ادب تو شخصیتت همین

نوشته admg در 21. فروردين 1390 - 22:39

بچه با ادب تو شخصیتت همین قدره بیشتر از اینم ازت انتظار نیست.فش دادن هنر نیست اما عمل کردن ...
نمیخوام بیشتر از این با هات هم کلام شم چون جواب ابلهان خاموشیست جییییگر

دروغ میگی

نوشته منیب در 21. فروردين 1390 - 23:12

دروغ میگی

admg ریدم به اون شخصیتت که با

نوشته lioza. در 22. فروردين 1390 - 12:14

admg ریدم به اون شخصیتت که با اینجا اومدن شکل گرفته.تو دیگه حرف از شخصیت نزن.

دفه دیگه هم گه خوری دیگرانو نکن.

lioza kheli agayii

نوشته admg در 22. فروردين 1390 - 14:42

lioza kheli agayii kheliiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii

damet garm hamshari khosh

نوشته hamed_22 در 16. شهريور 1390 - 9:38

damet garm hamshari
khosh behalet tonesi haleto bokoni
ma ye bar khastim too mashin hal konim az damaghemon omad
akharam erza nashodam

سلام فرشادم از ارومیه داداش

نوشته aaarrr در 18. بهمن 1390 - 23:24

سلام فرشادم از ارومیه داداش کس داشتی منم خبر کن جبران میکنمsahelx15@yahoo.com

من فرشادم از ارومیه داداش اگه

نوشته aaarrr در 18. بهمن 1390 - 23:27

من فرشادم از ارومیه داداش اگه کس داشتی منو خبر کن جبران میکنمsahelx15@yahoo.com

من فرشادم از ارومیه داداش اگه

نوشته aaarrr در 18. بهمن 1390 - 23:28

من فرشادم از ارومیه داداش اگه کس داشتی منو خبر کن جبران میکنمsahelx15@yahoo.com