گاییدن زنداییم با دختره حشریش

این داستانی رو که میخوام براتون بگم ماله 2 سال پیشه که اون موقع داییم 1 سال و چند ماه بود که فوت کرده بود.بعد از مرگش ما رفت و امدنمون رو بیشتر کرده بودیم یعنی در اصل من بیشتر میرفتم خونشون.راستی اینو نگفتم که زن داییم 42 سالش بود و یه دختر20 و یه پسر 7 ساله داشت.خودمم اونموقع 20 سالم بود.دلیل رفت و امدنم هم بخاطر دختر داییم بود اصلا تو کف زن داییم نبودم.

خلاصه یه روز دختر داییم بهم زنگ زد که گفت میخوان بعد از ظهر اسباب کشی کنن بیان خونه ای که تازه خریده بودن منم قبول کردم.من رفتم و وقتی رسیدم دیدم 2تا کارگر و ماشین گرفتن که اسباب ها رو ببره من شروع کردم کمک کردن و اسباب رو بردیم یه 2 سرویس دیگه تمام بودن که زنداییم گفت تو بمون کمکم (توی خونه جدیدشون)که وسایل ها رو جاگیر کنیم.زنداییم همیشه با یه دامن بدون اینکه شلوار زیرش بپوشه میگشت منم از دید زدن پاهاش غافل نبودم اما نظری نداشتم که باهاش حال کنم.یه چند دقیقه ای گذشت تا اینکه صدام کرد گفت بیا تا لامپ اتاق رو عوض کنیم اون گفت چهار پایه نیست بیا بغلم کن منم رفتم از جلو پاهاش رو گرفتم و بلندش کردم که دیدم کسش روبه روی صورتمه یکم که لامپ رو پیچوند من سفت گرفتمش که نیوفته یه دفعه صورتم رفت تو کسش دیدم که گفت تکون نخورد هیچی هم نگفت فکر کنم خوشش امده بود بعد از اینکه امد پایین تشکر کرد و رفت دور بقیه وسایل که فهمیدم خیلی حال کرده چون خیلی لحن صحبت کردنش عوض شده.
دختر داییم با برادرش و کارگرا رسیدن خالیشون کردن و رفتن منم همینطور تویه خونه وسایل ها رو مرتب میکردم که زنداییم یه جیغ کشید دویدم سمتش دیدم وسایلی که توی دستش بودن افتاده پشت یه میز خم شده بود رو میز نمیتونه بیاد بالا چون اون جعبه توی دستش بود سنگین بود وشکستنی منم مجبور بودم از پشتش برم انور میز که راه تنگی بود همین که رفتم به کونش خوردم که متوجه کیرم شد رفتم وسایل رو جمع کردم که بهم گفت این چی بود که بهم خورد منم لال موندم که چی بگم که یه فکر خوب زد به سرم گفتم مگه چیه فکر کردی من دخترم چیزی ندارم که اون گفت جدی وقتی که ازش استفاده نکنی چه بدرد میخوره منم روم باز شد گفتم با کی امتحانش کنم که اون گفت یکی رو می شناسه که خیلی خوشش میاد.گذشت تا تمام وسایل رو جمع کردیم موقع رفتن بهم گفت امشب بهت sms میدم.حدود ساعت 12 بود که بهم sms داد نوشته بود بیا خونمون وقتی رسیدی یه زنگ بزن رو گوشیم.منم لباس پوشیدم عطر همیشگیم رو زدم و رفتم وقتی رسیدم زنگ زدم رو گوشیش امد دم در کلید طبقه بالا خونشون که ماله خودشون بود و خالی هم بود رو داد بهم گفت برو بالا بی سروصدا تا اونی که خوشش میاد رو بگم بیاد.من رفتم تو فکر این بودم الان دخترش رو میفرسته بالا منم به ارزوم میرسم که صدای پای کسی رو فهمیدم رفتم جلو دیدم تنهاست و یه پتو هم تو دستشه گفتم پس کو اون طرف که گفتی گفت کی بهتر از خودم عزیزم که اینو گفت امد تو بغلم شروع کرد ازم لب گرفتن منم گفتم کسی نمیاد گفت بچه هام از خستگی خوابشون برده کسی هم کلید های طبقه بالا رو نداره.رفتیم تو اتاق پتو رو پهن کردم خوابوندمش رو زمین شروع کردم لب گرفتن در همین حین لباساش رو دراوردن لختش کردم واقعا بدن نازی داشت سینه هاش واقعا با این سن و سالش خوب سفت بودن.گفت تو بخواب تا من تو رو لخت کنم.خوابیدم رو کمر که اول پیرهنمو در اورد بعد شلوارم کشید پایین کیرم رو با حرکت با حال از رو شرتم ماساژ میداد گفتم برام ساک میزنی که بدون جواب کیرم رو دراورد شروع کرد ساک زدن وای چقدر قشنگ ساک میزد یه دفه کامل میکرد تو دهنش یه دفه دیگه فقط سرش رو ساک میزد تخمام رو میکرد تو دهنش انگار شیرینی بودن با زبونش از تخمام تا سرکیرم رو لیس میزد بهم میگفت که یک سال ونیم هست کیر ندیدم و قربون صدقه کیرم میرفت که امد بالا بهم گفت تو هم یه حالی به کسم میدی گفتم باشه خوابید رو کمر پاهاش رو باز کرد شروع کردم کسش رو خوردن واقعا عطر کسش ادم رو مست میکرد زبونم رو میکردم تویه کسش اونم اه اه میکرد همین که چوچولش رو کردم تو دهنم یه جیغ کوچیک کشید گفت چی کردی بهم چوچولم رو بخور انگشتم رو اروم کردم توی کسش شروع کردم بازی کردن در همین حین هم کسش رو می لیسیدم که دیدم شروع کرد به لرزیدن فهمیدم کارم رو به نحو احسنت انجام دادم و ارضاش کردم رفتم تو بغلش بهش گفتم چطور بود بعد چند لحظه سکوت گفت تو تا حالا کجا بودی واقعا عالی بود اما هنوز اول کار بود دوباره امد کیرم رو ساک زد تا خوب راست سفت شد گفت بیا که جواهرم رو بزارم در اختیارت کیرم اماده به کار بود یکم کیرم رو کسش بالا پایین کردم که گفت بکنم که دارم میمیرم منم اروم کیرم رو کردن توی کسش که چشماش رو بست و یه اهی کشید منم اروم خودم رو عقب جلو میرکردم کسش خیلی تنگ وگرم بود پاهاش رو گذاشت دور کمرم دستاش هم گذاشت دور گردنم منو به سمتش میکشوند و از هم دیگه لب میگرفتیم من همه نوع مدل کردن رو امتحان کردم تا رسیدم مدل سگی که کونش قشنگ روبه روم بود بهش گفتم یه حالی به کونت بدم که گفت دردم میاد تا حالا ندادم اما باشه اما یواش منم تمام کیرم و کونش رو تف زدم و اروم کردم تو که دیدم خیلی اذیت میشه منم بی خیالش شدم دوباره از جلو شروع کردم کردن تا ابم امد بهم گفت بریزش رو سینه هام منم با تمام وجود ریختمش تمام سینه و شکمش پر شده بود از اب کیرم با شرتش پاکشون کرد و بهم گفت خیلی خوش گذشت امیدوارم به تو هم خوش گذشته باشه منم گفتم عالی بود و رفتم خونه.بعد از دو روز دختر داییم زنگ زد بهم گفت بیا خونمون کامپیوترم رو درست کن وصل نمیشه به اینترنت بیا کار مهمی دارم.رسیدم در زدم امد در رو باز کرد رفتم تو دیدم با یه تاپ و شلوارک بود موهاش به هم ریخته بودن ظاهرش خیلی اشفته بود گفتم اتفاقی افتاده گفت نه خواب بودم دروغ میگفت چون من بعد از نیم ساعت امدم نمیتونست خودش رو جمع جور کنه.بهش گفتم کامپیوتر چشه که رفتم تو اتاق دیدم یه فیلم سوپر داشت میدید گفتم این چیه خودمو جدی گرفتم (حالا تو کونم عروسی بود که اینم اهل حاله) گفت ببین می دونم با مامانم اونشب امدی حال کردی گفتم تو از کجا می دونی گفت sms که بهت داد رو خوندم فهمیدم که باهات رابطه داره بعد گفت خوب بهت حال داد من میخوام بهتر از اون بهت حال بدم که دیدم از انور اتاق دوید سمتم پرید تو بغلم منم عقب عقب رفتم افتادیم رو تختخوابش که شروع کرد وحشیانه لباسام رو در اوردن بهش گفتم کسی خونه نیست گفت مامانم برادرم رو برد مدرسه چون دور بود خلاصه داشت لباسام رو در میاورد وقتی شرتم رو کشید پایین کیرم رو که دید کامل گذاشتش تو دهنش با یه ولع خاصی می خوردش مثل کیر ندیده ها گفتم مثل مامانت میخوری که گفت من از اون وارد ترم گفتم تو ندیده تری هر دو خندیدیم و همونطور کیرم رو ساک میزد که دیدیم صدای در امد از لای در نگاه کرد دید مامانشه گفتم چی کار کنیم گفت تو رو اگه اینجا ببینه بد میشه منم پیشه خودم گفتم اگه ببینه دارم دخترش رو میکنم ناراحت میشه و از دستش میدم رفتم زیره تخت فقط شرتم رو پوشیده بودم که امد داخل اتاق به دختر داییم گفت چرا لختی گفت میخواستم برم حموم گفت این بویه عطر مسعود نیست گفت مسعود!!! گفت نه مسعود اینجا چکار داره زن داییم گفت چرا خودشه منم از زیر تخت داشتم گوش میدادم که زنداییم زنگ زد به موبایلم و صدای زنگش بلند شد دیدم هر دوشون امدن تو زن داییم خم شد پایین دید زیر تختم گفت بیا بیرون.شروع کرد دعوا کردن که اینکار رو نباید بکنین که دختر داییم گفت منم دل دارم فقط تو رو باید بکنه زن داییم برگشت بهم گفت تو بهش گفتی من گفتم sms که به من داده بودی اون شب رو دیده که زنداییم گفت حالا ما یه دفعه کاری کردیم تو هم باید همون کار رو بکنی که گفت منم همین یکبارم هست حالا برون بیرون میخوام یه حالی بهش بدم زنداییم گفت باشه بعد امد پیشم اروم گفت طوری بکنش که یادش نره گفتم باشه و رفت دوباره امد تو بغلم شرتم رو کشید پایین با کیرم یکم ور رفت دوباره راست شد کرد تو دهنش درست مثله مامانش حرفه ای بود زبونش رو میکرد تو سوراخه کیرم یکی یکی تخمام رو میخورد از بس فیلم سوپر دیده بود کارش رو خوب بلد بود.بهش گفتم بیا بالا تا امد شروع کردم سینه هاش رو خوردن امد تو بغلم منم همینطور سینه میخوردم انداختمش رو تختخواب شروع کردم از نوک انگشت تا توی موهاش رو خوردن داشت دیوونه میشد اولین باری بود کسی داره باهاش حال میکنه اونم اینطوری صداش خیلی بلند شده بود من که صورتم سمت در بودم دیدم زندایی داره از لای در نگاه میکنه و هی با خودش ور میرفت دامنش رو داده بالا از رو شرتش کسش رو میمالید تا متوجه شد من دارم نگاش میکنم خندید به دختر داییم گفتم شریک نمیخوای گفت کی گفتم مامانت برگشت سمت در دید مامانش لای در داره با خودش ور میره به مامانش گفت بیا که من نمیتونم تنهای از پس این کیر بربیام که با خنده ای امد تو بدونه هیچ حرفی لخت شد امد رو تخت با اشاره بهم گفت بخواب بعد خودش و دخترش افتادن رو کیرم مثل ندیده ها کیرم رو ساک میزدن یه بار مامانه می امد بالا لب دادن یه بار دخترش من داشتم بیهوش می شدم واقعا تیم خوبی بودن این مادر و دختر.به پیشنهاد من دو تاشون رو روی هم خوابوندم طوری که کساشون جفت هم می افتاد اون دو تا از هم لب میگرفتن منم این پایین کساشون رو می خوردم که دیدم زن داییم ارضا شد دخترش گفت چی شد زنداییم گفت بعدا میفهمی تو همین حین دختر داییم رو زدم کنار کیرم که مثل اهن سفت شده بود رو کردم توی کسه زنداییم .زنداییم که جیغ کشید بدون صدایی چشماش بست وفقط من میکردم دختر داییم شاکی شد گفت پس من چی گفتم بیا بشین رو صورت مامانت امد مامانش کس دخترش میخورد از بالا هم من لباش رو میخوردم بهم گفت منم کیر میخوام گفتم تو پرده داری از عقب هم نمیتونی بدی مثله مامانت مجبورم لا پایی بکنمت تا گفتم که از کون نمیتونی مثل مامانت بدی گفت چرا که خوبم میتونم گفتم خوب بیا رو شکم افتاد زندایی یکم کرم اورد کیرم رو زدم بقیش هم مالوندم رو سوراخ کونش با یه فشار سر کیرم رفت داخل که گفت وای چه باحاله منم اروم همه کیرم رو کردم تو کونش گفتم چطوره گفت عالیه منم شروع کردم تلمبه زدن احساس کردم ابم داره میاد صورت دوتاشون رو گذاشتم جفت هم منم با تمام وجود ابم رو ریختم تو صورتشون با همون وضع کیرم رو شروع کردن ساک زدن و ابم رو تا اخرین قطره رو صورت هم خورن منم دیگه افتادم گوشه تخت گفتم کی میاد بریم حموم که هر دو موافقت کردن تویه حموم زیر دوش همش تو بغل دختر داییم بودم و داشتیم قرار دفعه بعد رو میذاشتیم.داستانهای دیگه هم از کردن دخترای همسایمون دارم که اونها رو هم میذارم.امیدوارم که خوشتون امده باشه و هر کی تو کف هر کسی هست گیرش بیاد که بکنش بخصوص زندایی ها و دختراشون

نوشته:‌ مسعود

3.37857
نمره شما: هیچ :میانگین 3.4 (140 رأی )

45 نظر

از سکس با محارم متنفرم! کيرم

نوشته bia 2 baghalam در 30. August 2011 - 13:50

از سکس با محارم متنفرم! کيرم توى کله ى پوکت!کونى!جقى! برو جقتو بزن!

فحش دوست داری یعنی چی

نوشته X_M_A_N در 30. August 2011 - 14:10

فحش دوست داری
یعنی چی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اما نمیدم بهت تا تو خماریش بمونی چون ازش فحش هم نداره

كاييدن ننت با اقاي كونيت عمه

نوشته Kheftkon در 30. August 2011 - 14:15

كاييدن ننت با اقاي كونيت عمه ننه ! جق ميزني با ننت؟؟ واي واي، جه كار بدي !

نمی خونم برات متاسفم ولی چقدر

نوشته ساینا جون4 در 30. August 2011 - 14:16

نمی خونم برات متاسفم ولی چقدر خال میده یه روز بری خونه ببینی پسرعمت داره مادر و خواهرتو میکنه مگه نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نمی خونم برات متاسفم ولی چقدر

نوشته ساینا جون4 در 30. August 2011 - 14:16

نمی خونم برات متاسفم ولی چقدر خال میده یه روز بری خونه ببینی پسرعمت داره مادر و خواهرتو میکنه مگه نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

كاييدن ننت با اقاي كونيت عمه

نوشته Kheftkon در 30. August 2011 - 14:19

كاييدن ننت با اقاي كونيت عمه ننه ! جق ميزني با ننت؟؟ واي واي، جه كار بدي !

كاييدن ننت با اقاي كونيت عمه

نوشته Kheftkon در 30. August 2011 - 14:19

كاييدن ننت با اقاي كونيت عمه ننه ! جق ميزني با ننت؟؟ واي واي، جه كار بدي !‏

ریدم تو لحظه ای که داشتی جق

نوشته Vini در 30. August 2011 - 16:41

ریدم تو لحظه ای که داشتی جق میزدی و این کسشعرات به فکر کیریت خطور کرد

من یه سری به داستانای قدیمی

نوشته Sina-CR7 در 30. August 2011 - 17:32

من یه سری به داستانای قدیمی سایت زدم دیدم اون موقع ها داستانای سکس با محارم خیلی طرفدار داشت و زیاد شده بود.و هر کی نظر میداد تعریف میکرد.اما این چند وقته ساینا و سارا بدجور این عملو مورد تقبیح قرار دادن جوری که دیگه کمتر از این داستانا میبینیم و اگر ببینیم طرف به فحش کشیده میشه.به همین خاطر به نظرم باید از این دو نفر و باقی کسایی که باعث شدن این داستانای مسخره و زننده کمرنگ بشه یه تقدیر و تشکر حسابی به عمل بیاد Big Grin
یه وقت یه جوونی میاد سایت این داستانا رو میخونه فک میکنه واقعیه تصمیم میگیره امتحان کنه...عواقبش هم که مشخصه.

تخمی بود

نوشته M310 در 30. August 2011 - 17:58

تخمی بود

اینجا هرکی دلش هرچی بخواد

نوشته مهران پسر بد در 30. August 2011 - 18:18

اینجا هرکی دلش هرچی بخواد مینویسه.... هر کی داره خاطره سکسی خودشو مینویسه..... نمیدونم این سایناجون 4 و سارا و جدیداً سینا ، شبنم.... چه سری تو کارشونه که این جور مخالف سکس محارم هستن...... هیجان خاطرات سکس به اینن رابطه هاست.... بعدم هر کی گورش جداس ... شما با محارمتون حال نکنید....
از خاطرت لذت بردم.... منم تو خاطره سکس با شبنم و مهشید اوج لذت سکس 2 نفری رو بردم...
بازم برامون تعریف کن.....
.
.
در ضمن شما 4 نفرم باید محاکمه سکس بشین...... یه خورده سختر از محاکمه نظامیه خودتونو آماده کنید..

داستانت دروغ بود ولی زن دائی

نوشته Aber11 در 30. August 2011 - 18:38

داستانت دروغ بود ولی زن دائی و دختر عمه و غيره و ذالک نداره، هرکس که داد بکن... تو نکنی يکی ديگه ميکنه از دستت رفته... مخصوصا زن دائی Smile

از اسمش معلومه چیه فقط موندم

نوشته hess در 30. August 2011 - 19:43

از اسمش معلومه چیه فقط موندم این زندایی ها و دختردایی ها آدم قحط که میان به تو و امثالت میدن اونم انقد راحت

koso sher bod . . . .

نوشته Bali_bo در 30. August 2011 - 20:23

koso sher bod . . . .

این داستان هم مثل بقیه

نوشته کسرا خان در 30. August 2011 - 20:45

این داستان هم مثل بقیه داستانا کس شعر بود . بابا اگر میخواید دروغ هم بنویسید یه چیزی بنویسید که بتونه باهاش حال کنه .نه اینکه وقتی میخونی تو ذهنت بخوره. ولی تو هم انگار خیلی دلت هوای کیر دو سر کرده .خیلی دوست داری بگم کیرم لا دندونات، نه .ولی نمیگم .کیرم تو حلقت.

تا اونجا خوندم که زن داییت

نوشته homan855 در 30. August 2011 - 22:15

تا اونجا خوندم که زن داییت بهت اس ام اس داد،فهمیدم باز یه بچه چلقی تخیلات تخمیش رو نوشته!
مهران پسر بد هم از داستان تعریف کرده بود که اگه اشتباه نکنم نویسنده داستان سکس با مهشید وشبنم باشه،اگه اینجوریه باید بگم آقا مهران بد نیست دوباره نظرات دوستان رو درباره داستانت بخونی.

سلام آقایون و خانومهای محترم

نوشته heravi20 در 31. August 2011 - 2:02

سلام آقایون و خانومهای محترم و محترمه از کی تا حالا زندایی و دختردایی جزو محارم شدند لذت گاییدن دختر دایی رو با هیچ چیز عوض نکنید زندایی بیوه رو هم سیخ زدن ثواب داره.

badak nabod montazere

نوشته lord ashkan در 31. August 2011 - 2:51

badak nabod
montazere dastanhay badit hastam

به روباه گفتن شاهدت کیه گفت

نوشته گنجینه در 31. August 2011 - 3:02

به روباه گفتن شاهدت کیه گفت دم به این خوشگلی را نمیبینی . ( قابل توجه نظر دهنده شماره 11)
دوست عزیزم مشاهدات از یک فیلم سوپر را بیان کردی وسطش هم یه چند باری کف دستی رفتی مفت چنگت .
یه دفعه میگفتی خانواده داییم جنده هستن و تمام
البته احتمال اینکه این داستان را ازقول پسر عمت هم نوشته باشی وجود داره
دانی که

زیادی فیلم سوپر نگاه میکنی

نوشته am@s در 31. August 2011 - 9:02

زیادی فیلم سوپر نگاه میکنی کمتر نگاه کن جق کمتر بزن چشات فدای کوس کون دخترا زنای مردم نشه بزار اینو بگم امروز 31/8/2011سایت خیری BBCخبری منتشر کرد مبنی براین که تهران در دنیا رتبه اولین شهر است که بیشترین مراجعه کننده رو به سایتهای سکسی داره اینو خوده سپاه پاسداران طی یک آمار گیری دقیق اعلام کرد وشهر شیراز هم رتبه 15 در دنیا داره خوب این نشون میده آمار خود ارضائی بالا رفته مثل همین دوست عزیزمان که می خواهد تمام زنای دخترای فامیل خودشون رو بکنه تمام این موضوعات بر میگرده به نبود آگاهی و سرکوب نیازهای جنسی افراد از طرف جامعه Devil Devil

یکی نیست بگه بدبخت تو که توی

نوشته Pat2011 در 31. August 2011 - 9:37

یکی نیست بگه بدبخت تو که توی کف کس زندایی یا دخترش موندی چرا توهم زدی دیگه. مگه زندایی شما خر تشریف دارن که بیاد به تو فسقل بچه بده اگه خواست بده میره به بابای تو میده که همس خودشه تا بیشهر لذت ببره وبعدشم دیگه کسس نیست که بخواد عابروش رو ببره.
کلا کیر کلفتم توی حلقت عمه جنده خالی بند

کونی تکراری بود. ادمین جان

نوشته Ali71 در 31. August 2011 - 11:11

کونی تکراری بود.
ادمین جان این داستان هارو پاک کن.

copy y film super bod k dide

نوشته zig_saman در 31. August 2011 - 11:58

copy y film super bod k dide bodam
Thinking
khili eghragh dasht
ykam vaghei tar bnvis
zan dayit jlo 2ta kar gar
ba daman bod
??
rasi ghlat emlayi ziad bod

koshte morde in jomelatam

نوشته wasp در 31. August 2011 - 14:17

koshte morde in jomelatam kheyli ham daghigh zekr shode Smile)))))))))))))))))))))))

این داستانی رو که میخوام براتون بگم ماله 2 سال پیشه

فحش نمیدم ولی یه چی بنویسین

نوشته kalakmand در 1. September 2011 - 0:54

فحش نمیدم ولی یه چی بنویسین که آدم باورش بشه ما که تا حالا انقدر راحت کسیو نکردیم

در ضمن دختر دایی عمو خاله جز

نوشته kalakmand در 1. September 2011 - 0:55

در ضمن دختر دایی عمو خاله جز محارم نیستن فقط مادر و خواهر و مادر بزرگ و عمه و خاله جز محارمن

در ضمن دختر دایی عمو خاله جز

نوشته kalakmand در 1. September 2011 - 0:56

در ضمن دختر دایی عمو خاله جز محارم نیستن فقط مادر و خواهر و مادر بزرگ و عمه و خاله جز محارمن

مادر فری رو گاییدم

نوشته end maram در 1. September 2011 - 5:44

مادر فری رو گاییدم

واقعا که نمیدونم چی بگم اشغال

نوشته naka در 1. September 2011 - 6:11

واقعا که نمیدونم چی بگم اشغال عوضی سکس با محارم خیلی وقته که طرفدار نداره بهت پیشنهاد میکنم
به جای اینکارا برو جق بزن بهتره بقیش باشه برای نفر بعد

اقایون و خانومهای متعصب! اگه

نوشته gheisar در 1. September 2011 - 8:51

Not Talking
اقایون و خانومهای متعصب!
اگه دختر دایی و دختر عمو و دختر عمه و دختر خاله جزو محارم بودن که اصلا ازدواج فامیلی نداشتیم !
موافق این طرز تفکر سکس با فامیل نیستم ولی تورو خدا اینقدر همه چی رو قاطی نکنید محرم با فامیل فرق داره !
از شما پسراودخترای متعصب دینی سایت !که میگید محارم محارم محارم...بعیده .
شما دخترا بابا یعنی شما هنوز نمیدونید جلوی کی میتونیدحجاب نداشته باشیدو جلوی کی باید حجاب داشته باشید! استغفرالله !!!
اقای نویسنده حالا نوبت شماست:
اولا: مگه دختر داییتون ارنولد بود و تو هم چلاق که اون رفت جنس بار کامیون کنه و تو نره خر موندی ور دل زن داییت دکوراسیون کنی!
دیما:{اون گفت چهار پایه نیست بیا بغلم کن }{خم شده بود رو میز نمیتونه بیاد بالا چون اون جعبه توی دستش بود سنگین بود.منم مجبور بودم از پشتش برم انور میز که راه تنگی بود همین که رفتم به کونش خوردم که متوجه کیرم شد}{بیا خونمون کامپیوترم رو درست کن وصل نمیشه به اینترنت.هش گفتم کامپیوتر چشه که رفتم تو اتاق دیدم یه فیلم سوپر داشت میدید}دلایل بهتری واسه بیحیایی خودت و جنده قلم داد کردن زندایی سابقتو دخترش نداشتی !
سیما:اقا مسعود هیچ مادری به این راحتی دخترشو جنده نمیکنه حتی اون جنده خیابونیاش شک داری از یکی از همین زنهای خراب بپرس 3برابر پول کردن خودشو بابت کردن دخترش میدی ببین چطوری خواهر و مادرتو اباد میکنه!!! Big Grin

اقای کف همچین از کس پکیده یه

نوشته omran20 در 1. September 2011 - 14:10

اقای کف همچین از کس پکیده یه زن ۴۲ساله نوشته که اینگاری دختر ۱۴ساله بوده(اون هم زن ۴۲ساله ای که زیر دامنش شلوار هم نمی پوشیده یعنی اند کلاس بود ها); عطر کسش ادم رو مست میکرد چه عطری اه اه!! ولی اون قسمته خیلی باحال بود که دختره به مامانش میگه:فکر کردی;همش فقط تو رو بکنه من هم میخوام. احتمالا تو شهر اینها کیرکوپنی هست.

من از سکس با محارم متنفرم...

نوشته relax_condom در 2. September 2011 - 22:23

من از سکس با محارم متنفرم... محارم از نظر من کل فامیل میتونه باشه.

اگر قصد از ارسال سرگرمی بود که هیچ اما اگه غیر این بود پیشنهاد میکنم سکس با بقیه افراد رو هم امتحان کنی. مسلماً بیشتر بهت حال میده... البته سعی کنیم که تجاوز هم نکرده باشیم که من با این معضل هم صد در صد مخالفم...

پاینده باشی...

تخمی تخیلی نوشتی بعد میگی

نوشته voee در 2. September 2011 - 23:38

تخمی تخیلی نوشتی بعد میگی امیدوارم خوشتون اومده باشه!!!!!

من هم با سکس با محارم مخالفم

نوشته Black lion در 3. September 2011 - 8:23

من هم با سکس با محارم مخالفم دوست عزیز آخه کیرم به داستانت این قدر جلق زدی مخت وایستاده کیرم به تخیلات کیریت عوضی حداقل دلایل درستی بگو که زن داییت داده بهت بابا جنده هم باشی دیگه به این راحتی نمیدی

amo jon ziad film mibini

نوشته shomboli در 4. September 2011 - 23:19

amo jon ziad film mibini na???????

روح دایی بیچارت توی گور

نوشته counter در 14. September 2011 - 2:22

روح دایی بیچارت توی گور لرزوندی خجالت نکشیدی

migam filme takhayoli ziad

نوشته reza toronto در 23. September 2011 - 4:29

migam filme takhayoli ziad nigah mikoni?
onjendash ke nedasto karesh ine nemizare 2 ya 3 nafar bebinanesh ke dare mide ba to zandaito dokhtar daito baham yeja zadi zamin?bebin dasyanet kolan tabloe takhayolie jagh nazan khob nist

jaleb bod.

نوشته marko1 در 15. October 2011 - 10:16

jaleb bod.

سلام نمیدونم چراهمش فکرمیکنم

نوشته سیاووش_دنیا در 19. October 2011 - 19:25

سلام نمیدونم چراهمش فکرمیکنم این داستانو جای دیگه هم خوندم...ولی روابط با محارم رو اصلا توجیه پذیر نیست.طرف تخمشو نداره بره پیداکنه از بی شرفیش میره اینکارومیکنه..خاک توسرت بی عرضه.اقای که سنگ روابط محارومو به سینه میزنی خوبه بگم خواهرت جندس؟اره؟یعنی دیگه توهم میکنیش که طرفداره این چیزایه نه؟.خلایق راهرچی لایق..اخه الدنگ نمیگی یه نوجون میاد اینارومیخونه میره یه بلای سرخودشو ناموسش میاره؟لنگه ساینا از عرض توکونه ادمه دروغگو........ای کیییییییییرم توکوووووووس امت فرزاد ......کجای کونی

خیلی کیری بود کیری حالم بهم

نوشته Milad Bomb در 2. November 2011 - 15:52

خیلی کیری بود کیری
حالم بهم خورد :&

چقدر حال میده یه روز بری خونه

نوشته mahijoonmahijoon در 11. December 2011 - 19:02

چقدر حال میده یه روز بری خونه ببینی پسرعمت داره مادر و خواهرتو میکنه مگه نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟:))

مثل سگ دروغ میگی یعنی

نوشته sooba در 15. January 2012 - 1:58

مثل سگ دروغ میگی یعنی مینویسی!

داداش دروغ دروغه این دیگه از

نوشته princefarshid1991 در 17. January 2012 - 12:21

داداش دروغ دروغه این دیگه از دروغ هم گذشته بود

نصفه خوندم عجب تخیلی داری

نوشته کوس دوست2 در 13. January 2013 - 22:02

نصفه خوندم عجب تخیلی داری