گاییده شدن مامانم توسط پسرخاله هام

سلام اسم من کامرانه و 27سالمه من عاشق سکس هستم تا ته سکس هم رفتم و واسم مهم نیست که بالا باشم یا پایین فاعل باشم یا مفعول بدم یا بکنم فقط سکس و لذتش برام مهمه اینجا میخوام از کونی شدنم و بگم تا برسم به اینکه کجا و چطور من عاشق سکس با مامانم شدم من تک فرزند خانوادم هستم بابام که سال80فوت کرد و من موندم و مامانم که یه محل و فامیل حیروونش هستن و بهش چشم دارن تا بکننش من 12سالم بود که اولین بار پسرعمم تو مشهد منو با سکس آشنا کرد و تو اون چند روزی که مهمونشون بودیم حسابی مهمون نوازی کرد و خیلی تلاش کرد کون منو بکنه اما کونم خیلی تنگ بود طوریکه حتی با تحمل درد زیاد هم 1انگشت هم توش نمیرفت که پسرعمم مجبور شد کیرشو بده من براش ساک بزنم از اونجا من از کیر خوشم اومد و عاشقش شدم.

گذشت تااینکه20ساله شدم تو این مدت هم برای 3تا از پسرخاله هام که با هم خیلی صمیمی بودیم ساک میزدم اما کیرشون نمیرفت تو کونم که اون سال با سایت های سکسی ایرانی اشنا شدم و طریقه پاک کردن سوراخ و کون دادن برای اولین بار رو یاد گرفتم اما هنوز فرصتی پیدا نکرده بودم که این این روش رو امتحان کنم تا اینکه یروز من با یکی از پسرخاله هام تنها شدم امید یه2سالی از من بزرگتر بود و بین پسرخاله ها کیرش از همه کلفت تر بود خیلی خیلی کلفت بود اما زیاد دراز نبود شاید16سانت..خلاصه بهش گفتم امید امروز میخوام سورپریزت کنم میخوام اولین نفری باشی که کون منو میکنی اونم تو کونش عروسی که عجب کونی افتادیم بکنیم حساب کن یه بچه خوشگل با بدن سفید بدون مو کونش هم پلمپ تازه اولین نفری که میخواهی کیرتو توش بکنی رفتم دستشوئی و سوراخمو حسابی با اب گرم تمییز کردم و با انگشت بازش کردم و یه خیار تا نصفه توش فرو کردم که بسته نشه اومدم بیرون تو این چند سال هم تو ساک زدن کیر مهارت خاصی پیدا کرده بودم که میتونستم اب هر مردی رو توکمتر از3دقیقه بیارم با دهنم خلاصه اومدم کیر امید رو به دهنم گرفتم با ولع شروع کردم به ساک زدن تا ته فشار میدادم تو دهنم که سروصدای امید نشون میداد داره تو اسمونا سیر میکنه خلاصه کیرش که حسابی لیز شد امید رو خوابوندم کف اطاق و خودم آروم و بااحتیاط نشستم رو کیرش دلم داشت از هیجان میترکید از لمس کله داغ کیر با سوراخ کونم خوشم میاد. از امید خواستم تا من نگفتم کاری نکنه یکم کتیرا مالیدم به کیر امید که هم خاصیت ضدعفونی داره و هم فوق العاده لیز میکنه اروم نشستم رو کیر کلفت امید واسه جا کردن سانت سانت کیر کلفتش تو کونم مثل مار میپیچیدم به خودم کونمو چپ و راست میکردم سرش که رفت تو از درد کمرم عرق کرد.

یکم صبر کردم تا کیرش تو کونم جا باز کرد و تا تهش بی دردسر لیز خورد رفت تو 3-4بار کیرشو در اوردم دوباره فرو کردم تو کونم تا خوب عادت کنه خوب که عادت کرد پاشدم مدل سگی قمبل کردم امید کرد تو کونم اما از بخت بد من امید مثل خروس میموند و آبشبا 10-15تاتلمبه امد همشو خالی کرد تو کونم دفعه اول.....خیلی لذت بردم که کیر به اون کلفتی رو تو کونم حس میکردم امید هم همش قربون صدقه کونم میرفت از اون روز به بعد من شدم کونی پسرخاله هام و هر از گاهی هم پسرعمم اوانا هم نامردی نمیکردن و منو میکردن حتی بعضی وقتا پسرخاله هام سه نفری منو با هم میکردن که خیلی لذت بخش بود برام این قضیه ادامه پیدا کرد تا من با سایت آویزون و سکس خانوادگی آشنا شدم اولش یکم برام سخت بود باور کنم کسی به مامانش به نظر سکس نگاه کنه اما اعتراف میکنم که خوندن داستانهای سکس با مامان منو از این رو به اون رو میکرد و باعث میشد وقتی میرم با شورت و سوتین های مامانم جق بزنم از شدت شهوت بدنم میلرزید...رسیدم به مامانم یادم رفت معرفیش کنم مامانم اسمش شهلاست و یه زن45ساله اس که منو تو18سالگی زاییده خب به من چه اون وقتا دخترارو زود میفرستادن خونه بخت کس بدن...183سانت قدشه سینه هاش90 و کون قلمبه ای داره که این کون رو من ازش به ارث بردم استیلش جوریه که شهوت ازش میباره اما نمیدونم چطوری جلوی خودشو میگیرفت و به کسی نمیداد البته بعدا فهمیدم که یکی ساپورتش میکرد توپپپپپپپپپپپ درحد تیم ملی...دیگه کارم شده بود دید زدن مامانم و جق زدن با شورت و سوتین های اون و کون دادن به پسرخاله هام حتی دیگه سکس با دختراهم از چشمم افتاده بود و دوست دخترام بعضی وقتا ازم گله میکردن و شاکی بودن یه روز که داشتم واسه امید کیرشو ساک میزدم دستشو گذاشت رو سرم و چشماشو بسته بود و داشت تو خیالش حال میکرد زیر زبونی اروم گفت برو یه شورت یا کرست بیار بیشتر حال کنیم تامن ازش پرسیدم چی گفتی بچه خجالتی فوری گفت هیچی به کارت برس و دل به کار بده تا اینکه پارسال من و امید باهم رفتیم چند روزی دبی واسه تفریح یه شب تو هتل خسته از همه لش بازیها و جنده بازیامون دوتایی مست تو وان حموم نشسته بودیم و واسه هم شراب میریختیم و میخوردیم که من شهوتم بلند شد و افتادم به خوردن کیر امیدو زدن حرفای سکسی که یاد داستانهای سایت اویزون و مامانمو شورت و کرستهاش افتادم حشری تر شدم به امید گیر دادم که اون شب یادته گفتی شورت و کرست بیار حال کنیم ؟گفت اره گفتم منظورت شورت و کرست کی بود که میخواستی برات بیارم؟؟یکم ساکت شد اما من اصرار کردم تا مستی و راستی جواب داد که من چشم تو کون مامانته دنبال کردنشم اصلا تو رو بخاطر اینکه کونت شبیه کون مامانته میکنم چشمامو میبندمو تصور میکنم دارم خالمو مامانتو میکنم شنیدن این حرفها باعث شد اتیش شهوتم گر بگیره گفتم چرازودتر نگفتی میخواهی مامانمو بکنی گفت تازه خبر نداری محمد و ایمان هم(دوتاپسرخاله دیگه)جونشون میره واسه کس مامانت من دیگه طاقت نداشتم و اون شب یکی از لذت بخش ترین سکسهامو با امید انجام دادم جوریکه برای اولین بار داد میزدم بکن منو کیرمیخوام ...دوست داری مامان جندم هم اینجوری بکنی ...واز این حرفا خیلی حال داد وقتی برگشتیم تهران اولین کاری که کردیم باز کردن قضیه بین ما4نفر پسرخاله هام بود دیگه خجالتمون از هم ریخته بود و جاشو شهوت گرفته بود دوست داشتم وقتی دارن مامانمو میکنن من نیگاشون کنم و لذت ببرم یه شب که داشتم به ایمان کون میدادم گفت حالا که باهم ندار شدیم میخوام یه راز بهت بگم فقط قول بده جنبه داشته باشی و بین خودمون نگهش داری منم حشری گفتم بگو ایمان واسم تعریف کرد که یه بار اتفاقی متوجه شده که از اطاق پدرش سروصدا میاد یواشکی رفته بود از بالای پنجره اطاقش دید بزنه که مامانمو دیده بود که باباش داشته شهلا جونمو میکرده باباش آدم خوش تیپ و مهربونی بود نه تنها ناراحت نشدم که هم حشری تر شدم هم جواب سوالمو گرفتم که پس اونیکه داشت مامانمو از نظر روحی ساپورت میکرد عمو سعید خودمون بوده وحداقل آدم با شخصیت و موجه ای مامانمو میکرده. از وقتی که ایمان این داستان رو برام تعریف کرد من ازش خواستم که این قضیه رو 2تاپسرخاله دیگه هم بدونن تا اونا هم تحریک بشن بیشتر منو بکنن از اون روز دیگه کردمن مامان کس من شده بود هدف مشترک جمع4نفره ما انواع و اقسام روشها رو هم امتحان کردیم از قطره حشری کننده زنان(Spanish fly)تا اس ام اس سکسی فرستادن با خط ایرانسل ناشناس و مخ زدن مامانم و ....موفق نشدیم تا اینکه به این نتیجه رسیدیم که تو هوشیاری این کس پا بده نیست و ما باید وقتی بیدار نیست نقشمونو عملی کنیم بعد از کلی مشورت به این نتیجه رسیدیم که با یه قرصی داروئی چیزی که تو نوشیدنی مامانم حل بشه اونو بخوابونیم تا به هدفمون برسیم که تهیه مواد خواب آور افتاد رو دوش محمد که باباش دکتر بود و ازهمه هم واسه کردن کس مامانم حشریتر بود اونم یروز اومد و یه مایع زرد رنگ رو داد بهم و گفت 5تا7قطره از این رو بریز تو نوشابه یکمم گلاب قاطیش کن بده خاله شهلا بخوره این فیل رو هم بیهوش میکنه گفتم احمق نخوره کار دستمون بده گفت نه این دارو سطح هوشیاری رو جوری پایین میاره که طرف فکر میکنه واقعا خوابش میاد و میخوابه وقتی خوابید کم کم به حد بیهوشی میرسه زیاد تر نریزی که خوابش طولانی میشه شک میکنه(اسم دارو رو نمیگم که دوستان خودشونو وفک و فامیل و مامانشونو به گا ندن)خلاصه شام از بیرون پیتزا گرفتیم و اون داروی شیطانی رو ریختیم تو نوشابه تک نفره مامان و بقیه داستان آخر شام مامان دیگه کسخلش سوخته بود قشنگ معلوم بود بهم گفت کامی نمیدونم چرااینقدرخسته ام میرم بخوابم تو هم سفره رو جمع کن این مهمونا(به اون سه تا مرتیکه کون کن که منتظر بودن تا نیم ساعت دیگه خودشم بکنن میگفت مهمون)به زحمت نیفتن رفت تو اطاقشو ماهم تیز همه چیو آماده کردیم و سرنیم ساعت رفتم تو اطاق مامانم که دیدم از نوع ولو شدنش تو تخت معلومه به پای تخت هم نرسیده گوزپیچ شده...یه تاپ و شلوار نخی گشاد سفید تنش بود که خیلی ملوسش کرده بود دمر افتاده بود رو تخت قاچ کونش کیرمو راست کرده بود دلهره زیادی داشتم مثل حس خوردن سیب ممنونعه توسط حوا...بیخیال...دلمو زدم به دریا و صدا کردم مامان....عکس العملی نبود یکم بلندتر بازم هیچی دست زدم به کونش بازم تکون نخورد مطمئن شدم خوابه خوابه بچه ها رو صدا زدم که بکنن لباساشونو دیدم کونده ها کاندوم هم کشیدن رو کیرشون اومدن تو اطاق و شروع کردن قربون صدقه کس و کون و سینه های مامانم رفتن امید و محمد آروم شروع کردن با احتیاط لباسای مامانو کندن و لخت کردنش اما ایمان دیوس مارمولک کیرشو انداخته بود تو دهن من تا ته فشار میداد تو گلوم میگفت جون بخورش کیرمو لیز کن میخوام امشب کس و کون مامان جندتو بکنم مادرجنده مامانت کسه بابام هم این کس رو گائیده منم باید بکنم و از این حرفا اون دوتا مامانمو لخت کردن و امید کیر به دست رو ی قمبل کون لخت مامانم واستاد و محمد ازش با موبایلش عکس یادگاری گرفت گفتم کیرتو دهنها شروع کنین دیگه شکار و تفریح نیومدین که امید گفت اتفاقا اومدین شکار ببین یه کس شکار کردیم با پسر کونیش الانم میخواییم مادرجفتشونو بگاییم امید شروع کردن به خوردن سینه های سفید و درشت مامانم و محمدهم بازبون کسشو لیس میزد و انگشتشو میکرد تو کون مامان خواب من..منم کیرم داغ شده بود و سفت سفت داشتم از دیدن این صحنه ها لذت میبردم یهو یاد عکسی که محمد با موبایلش گرفت افتادم گفتم این احمق ها همهمونو بگا میدن رفتم عکسو از موبایلش پاک کردم محمد کیرشو هل داد تو کس سفید مامانم که قشنگ رنگ صورتی روشنش معلوم بود دیگه ایمان هم کلید کرده بود کیرشو بکنه تو کون مامانم که با بدبختی هیکل گنده مامانمو تکون دادن و ایمان کیرشو از عقب کرد تو کون مامانم کیر کیر محمد هم که تو کسش بود تلمبه میزدن و هی از داغی و تنگی کس و کون مامانم تعریف میکردن منم به آرزوم رسیده بودم و داشتم گاییده شدن مامانمو نگاه میکردم که امید گفت مادرجنده بیکار نباش بیا کیرمو خیس کن بعدازایمان نوبت منه که کون مادرتو گشاد کنم منم عاشق دیدن گاییده شدن کون مامانم بودم این حرفش منو وحشی کرد جوری کیرشو تو دهنم گرفتم که داد زد هویییییی کس ننه کیرمو کندی الان آبم میاد به کس و کون مامانت چیزی نمیرسه بعد از 5دقیقه محمد همونجا ابشو رو کس مامانم خالی کرد و پنچر شد اومد کنار ایمان رفت زیر و کیرشو کرد تو کس مامانم و امید هم اومد کیر کلفتشو فشار داد تو کون مامانم منم رفتم کیر محمد رو لیس میزدم طعم کس مامانمو داشت خیلی شهوتناک بود محمد میگفن کاش مامانت بیدار بود تا تو بیداری جرش میدادیم اینجوری حالش بیشتر بود من عاشق کیر خوابیده هستم دوست دارم انقدر بخورمش تا تو دهنم باد بشه و راست بشه اون دوتا جاهاشونو با هم عوض کردن و امید کیرشو میکرد تو کس مامانمو ایمان بازم داشت کون مامان شهلامو میکرد مامانم هم مثل یه تیکه گوشت افتاده بود اون وسط و از هرطرف کیر میرفت تو سوراخش من هر از گاهی با کیرم ور میرفتم داشت از شدت شق میترکید قرمز و داغ شده بود کم کم کیر محمد تو دهنم راست شد امید که عاشق کون من بود بلند شد گفت محمد بیا کس خاله جندتو بکن من میخوام کامی کونی مادرجنده خودمو هم جلو مامانش بکنم منم از خدا خواسته رفتم کنار مامانم رو تخت دراز کشیدم و کونمو یکم دادم بالا و پاهامو بهم چسبوندم تا کیرکلفت امید رو تمام و کمال تو کونم حس کنم امید هم شروع کرد به تلمبه زدن و انقدر با صدای بلند آخ و اوههه کرد تا آبش اومد و ابشو پاشید رو صورت معصوم و خواب مامانم ایمان هم پشت سر امید رسید و ابشو رو کس سفید و صاف مامانم ریخت خیلی حشری شدم پاشدم اب امید رو از رو صورت مامانم لیسیدم اب ایمان رو هم از رو کس مامانم بازبون تمییز کردن محمد هم که بار دومش بود یکم بیشتر طول میکشید کیرشو از کون مامانم در میاورد میکرد تو دهن من دوباره میکرد تو کون مامانم خیلی این لحظه ها بهم حال میداد تا اینکه آب کیر محمد هم اومد و ریخت تو دهن من...منم اب اونو از دهنم ریختم رو کیرم لیز لیز شد شروع کردم به جق زدن رو بدن مامانم بعدچند دقیقه آبم اومد آب نگو انگار وصل بود به شیر آب...تاحالا انقدر ابکیر ازم در نیومده بود از بس که لذت برده بودم از دین گاییده شدن مامانم و خودم بین سه تا کیر ابمو پاشیدم از بالا رو کل بدن مامانم از کسش تا صورتش ملافه و روتختی هم بی نصیب نموند و توسط کیر من آبیاری قطره ای شد بعدش بازم با زبون هرجای بدن مامانم که اب کیر بود رو لیسیدم خیلی حال داد محمد و ایمان و امید 3تائی با هم کمک کردن و یکی یکی لباسای مامانمو که یک ساعت خودشون گاییده بودن اروم و با احتیاط تنش کردن و خوابوندنش رو تخت و پتو هم کشیدن روش انگار که نه انگار اتفاقی افتاده منم که بیحال و خسته رو همون کاناپه خوابدم اون سه تا کیر کلفت که مامانمو خودمو با هم کرده بودن تا صبح تو هال نخوابیدن و با هم حرف زدن اما من بیهوش شدم صبح بلند شدم دیدم همه خوابن تعجب کردم که چرا مامانم بیدار نیست یادم افتاد دیشب چه بلایی سر مامانم اوردیم باز کیرم راست شد اون کونیها که خواب بودن مامان حدود ساعا12ازخواب بیدار شد اومد بیرون با قیافه درب و داغون و بهم ریخته با تعجب گفت که چقدر خوابیدم انگار بیهوش شده بودم از شدت خواب سرم درد میکنه و گلوم هم خشک شده من یه لحظه دقت کردم دیدم که اون کسخلها دیشب از بس هول بودن تاپ مامانمو برعکس و پشت و رو تنش کرده بودن یه لحظه از این ان کاریشون ریدم تو خودم گفتم بگا رفتیم که خوشبختانه مامانم انقدر سردرد داشت که متوجه نشد منم سریع پیچوندمش گفتم برو دوش بگیر سرحال شی همش بدن ناز و سکسی مامانم میومد جلو چشمم و باز حشری میشدم مامانم که رفت حموم پریدم تو هال و کیر ایمان رو از رو شلوار گرفتم نمیدونین با چه ترسی از خواب پرید که دید من دارم کیرشو از شلوار در میارم گفت مادرجنده ترسیدم دوست داری تو رو هم مثل مامانت بکنم؟منم گفتم اره بکن حشری شدم شهلا رفته حموم از سر و صدای ما امید و محمد هم بیدار شدن ...امید گفت عجب کسی داشت این مامانت تا صبح خوابشو میدیدم گفتم کیرم تو دهنتون دیوسها تاپ خالتونو پشت و رو تنش کرده بودین شانس آورد سر درد داشت نفهمید رفت حموم و گرنه...محمد پرید وسط حرفام گقت میفهمید ماهم اینبار تو بیداری میکردیمش و من همینجور که کیر ایمان رو تو دهنم داشتم تو ذهنم یاد صحنه های دیشب افتادم...

نوشته: کامران

3.01087
نمره شما: هیچ :میانگین 3 (92 رأی )

49 نظر

In dastana az nazare gand

نوشته Ardimanish. در 5. February 2011 - 8:30

In dastana az nazare gand bodan takan!
Ahay,admine gagool,toei k harchi bedan daset mizarish too site,la'aghal barashon darjeye A,B ya C bezar k melat bedonan dar che hadi tokhmie k bekhonan ya na,alaf nakonan khodeshono!
Ahay yozarsif,koja rafti to,han?akharesh j nadadi k payei rajebe dino mazhab monazere koni ya...

داستانت نسبت به داستانايه

نوشته darkthief در 5. February 2011 - 14:29

داستانت نسبت به داستانايه تخمي سايت بد نبود ولي..
(اسم دارو رو نمیگم که دوستان خودشونو وفک و فامیل و مامانشونو به گا ندن)
هرومزاده مگه همه مثله تو ننه كسه لاشي هستن كيري تخمي

khak bar saret konan be u ham

نوشته mehdibikas در 5. February 2011 - 15:12

khak bar saret konan be u ham migan mard
albate age dastan az tarafe khodet bashe
ke baede
takhayolate
madar ta hast bayad nokarisho bokoni
be pash biyofti barash az jone del fadakari koni na inke bigheyrat beshi hata to zehnet be in chiza fekr koni
nang be shoma
onayi ke intori dost daran

kooni_maman_kosde in ke in

نوشته mehdibikas در 5. February 2011 - 15:24

kooni_maman_kosde
in ke in dastano neveshte esmesh mehdi
ghablan id massengeresh in bod
slave_for_you_0451
va ghasam mikhoram ina ke neveshte dorghe
in ye adame 2 shakhsiyatie
ke zamani ke hashari mishe in harfaro mizane
va yeki az arezohash ine ke namosesh jelo heshash ghaede shan
be on jor adama migan slave
yani adamayi ke faghat mikhan barde bashan

کیرم و ذاتت مادر قهوه

نوشته benyamin90 در 5. February 2011 - 17:11

کیرم و ذاتت مادر قهوه

in dastan asan mushkel dare

نوشته .parva. در 5. February 2011 - 19:18

in dastan asan mushkel dare tablo nevisande koni agar abet rikht ro takht chera nanat badan nafahmid, asan hamchin daroi vojod nadare taze age bashe daste har k0ni nemidan hata age babash dr bashe

از نظر تو همه زندگی تو سکس

نوشته solaris57 در 5. February 2011 - 19:41

از نظر تو همه زندگی تو سکس خلاصه میشه اینجوریام نیست سکس لذتبخشه ولی نه هر سکسی و با هر کسی ادم باید واسه هر کاری حد ومرزی قائل شه اگه همه ادما مثه تو بودن مطمئن باش تا الان دنیا به گا رفته بودبری پیش روانپزشک بد نیست

ارزش فهش دادن هم نداشت

نوشته I and G در 5. February 2011 - 19:57

ارزش فهش دادن هم نداشت

كسكش چن خوش اشتها هم بود. با

نوشته Moh3en..x در 5. February 2011 - 20:52

كسكش چن خوش اشتها هم بود.
با چه لذتي تعريف ميكرد.
هيچ فوشي رو شما كار ساز نيست چون تمام فوشها شاملت ميشه.
Admin از ارا داستان بزار

درود بر مردم انقلابی ایران که

نوشته pan در 5. February 2011 - 22:02

درود بر مردم انقلابی ایران که ماشالاه بعد از انقلاب ناموس پرست شدن درود بر ما ایرانیان ناموس پرست.

nazarate jalebi bod manam ba

نوشته mehdibikas در 6. February 2011 - 0:02

nazarate jalebi bod
manam ba pan movafegham
dada
bazia to kafe maharemeshon hastan
maharemi ke arzeshe parastesh daran
ama in bisharafa
ba khiyaleshono shaba jagh mizanan va rooza be nevehtan mipardazan
be khoda
in dge akhareshe
ke ye nafar ba nanash ya abjish inkararo bokone
khodaya khodet be dademon bere
man kamtar az shoma nistam
manam peye sexam
ama madar andazeye khoda arzeshe parastesh dare

Koskesh aghallan khodetam

نوشته K H A N در 6. February 2011 - 0:02

Koskesh
aghallan khodetam madare jendato mikardi...
Khak tu saret bachche kuni

نویسنده داستان اینو به من

نوشته Sergio در 6. February 2011 - 0:16

نویسنده داستان اینو به من جواب بده با بله و خیر
آیا معنی دوست داشتن یک نفر = سکس با اون آدم ؟

ارزش فش دادن که نداشت بی ذات

نوشته Kirrrrr در 6. February 2011 - 0:41

ارزش فش دادن که نداشت بی ذات حروم لقمه مادر به خطا کیر تو اون ذات نداشته تو و اون پسر خاله هات

Arzesh nadari behet fohsh

نوشته R.m در 6. February 2011 - 1:12

Arzesh nadari behet fohsh bedam. Ensan hatta be heyvanat ham fohsh mide vali to...

faght ye 2a mikonam khodaa

نوشته ashlik در 6. February 2011 - 16:04

faght ye 2a mikonam khodaa akharo aghebate shoma la mazhabaro bekheir nakone \

bekhoda ghasam hata fekr kardan ham be in jor mozo ha azab avaro nangine

کونی دبنگ

نوشته CrazyBoy021 در 6. February 2011 - 17:53

کونی دبنگ

to ke kone b in ghashangi

نوشته helios sexy در 6. February 2011 - 18:25

to ke kone b in ghashangi dari chra b ma nmidi?
b psar khale hatam bgo bian ta ona ham bkonant bache koni

nanat jendat

نوشته skyblue در 6. February 2011 - 21:49

nanat jendat bekhodaaaaaaaaaaaaaaaaaaaa

چقدر خوشحال می شدم منم می

نوشته yasiin در 7. February 2011 - 2:52

چقدر خوشحال می شدم منم می تونستم یه تیر تو رو بکنم البته مامانتو نه چون من کونه پیرزن نمی کنم ولی عاشقه کونه بچه هایی مثل تو هستم من که داستانو خوندم کیرم روت بلند شد و به یاده خودت جلق زدم گو گولی مگولی من

aghaye koni mamn jende ba

نوشته mehdibikas در 7. February 2011 - 23:47

aghaye koni mamn jende
ba arze mazerat babate fosh
kos kesh va khar koseye mohataramchon midonam khoshet miadbehet fosh midam
midoni chiye
kari ke u mikoni katar az slave master bodan nist
age manisho bedoni
badesham
khak barsare u ba on admine khar kose bokonam ke mikhan masalan ba in dastan melato khar konan
bazam mazerat ama kos nanat:D
akhe khoshet mid nanat kos bede

ttp://alirezamagic.blogfa.com

نوشته Alish (تعیین نشده) در 8. February 2011 - 1:26

ttp://alirezamagic.blogfa.com/

http://alirezamagic.blogfa.com/

http://alirezamagic.blogfa.com/

http://alirezamagic.blogfa.com/

http://alirezamagic.blogfa.com On The Phone

تمام داستاناي اين سايت چرا

نوشته Moh3en..x در 8. February 2011 - 6:28

تمام داستاناي اين سايت چرا بايد در مورد مادر،خواهر،خاله و عمه باشه.
Admin كسكش اين داستانارو ميزاري كه ما انقدر بخونيم تا به خوانوادمون نظر بد پيدا كنيم آره.
بيا رو كور ما جووناي ايراني بشين ما با اين كارا گول نميخوريم مادر جنده

اي بابا امشب 2تا نظر دادم تو

نوشته Moh3en..x در 8. February 2011 - 6:30

اي بابا امشب 2تا نظر دادم تو هر 2شون به جاي كير نوشتم كور.
كير بياد تو شانسمون اه

با من تماس

نوشته 1202 در 23. February 2011 - 14:14

با من تماس بگیرVAHID206ASHENA@YAHOO.COM

salam age ke rah dare manam

نوشته koskon1366 در 30. March 2011 - 5:17

salam age ke rah dare manam madareto bokonam ya khodeto bokonam
koskon1366@yahoo.com 0 9 3 6 9 6 7 1 4 4 4

خدا بيامرزه پدرت رو!!!!!!!!!

نوشته احسان7272 در 20. April 2011 - 12:23

خدا بيامرزه پدرت رو!!!!!!!!! چقدر خوشحال شده زن و بچه اش تنها و بي كس نيستند!!!!!!!!!
به نظر من يه بار هم ببرشون سر قبر بابات به جاي شستن قبر ش اونجا بكننت و آبشون رو بريزن رو سنگ قبر!!!

یعنی ببین اخر حرومزاده

نوشته the_rock در 20. April 2011 - 16:30

یعنی ببین اخر حرومزاده هایی!!!!!!!!!!!!!!!!
اگه واقعیت داشته باشه خیلی کسکشو بی ناموسو کسخل هستی!!!!!!!!!
حرومزادهههههههههههه...!!!!!!!!!!!!!!!!!

mori.nahid@yahoo.comسلام به

نوشته mori.nahid در 29. April 2011 - 12:14

mori.nahid@yahoo.comسلام به زوجهای عاشق سکس ضربدری تهرانی ، کجائید پس ما منتظر شما هستیم فقط زوجهای 35 تا 45 ساله بیائید تا با هم باشیم و لذت سکس ضربدری را باهم تجربه کنیم

اگه می خوای بیام من هم

نوشته konul در 3. May 2011 - 10:42

اگه می خوای بیام من هم بکنمت
کیرم 25 سانتی میشه
ali2010_101010@yahoo.com
منتظرت هستم

تو بیداری حال میده که مامانت

نوشته lovelyrain67 در 4. June 2011 - 19:29

تو بیداری حال میده که مامانت جر بخوره ببینه پسرش داره کون میده

ایا میدونستی خیلی کس خلی

نوشته mamal15yas در 6. August 2011 - 19:38

ایا میدونستی خیلی کس خلی ؟
ایا میدونستی خیلی بیغیرتی ؟
ایا میدونستی کون گشادی ؟
ایا ...
اون دنیا چوب تو کونت میکنن Smile)

کیر سرهنگ غزافی تو داستان

نوشته aliabjoo در 22. August 2011 - 1:55

کیر سرهنگ غزافی تو داستان علمی تخیلی تخمیت
کیر دکتر جکول

کامران کونی با این داستانت من که باورم نشد
خواستی بگی مادرت جنده است
افتخار میکنی کونی هستی
اون دنیا شیطان با اتیش کونت میزاره که داغیش رو احساس کنی
هرچی فوش لیاقتت بود بهت دادن

تاحالا ندیده ونخونده بودم

نوشته nader omraine در 17. December 2011 - 21:45

تاحالا ندیده ونخونده بودم همچین داستانیو برام خیلی جالب بود .
دقیقا معلوم هست هشری هستی چون از کوچیکی دنبال خوردن آلت پسر خالهات وپسرعموت بودی امید وارم زیاد هم باخودت ورنری چون مریض میکنی خودتو هرچیز اندازه داره زیادشم خوب نیست..N

حشری شدم...ته شهوت بود

نوشته mehrpoo در 6. March 2012 - 20:53

حشری شدم...ته شهوت بود

عالى بود، حسابى حال کردم.

نوشته Sahel021 در 14. June 2012 - 0:26

عالى بود، حسابى حال کردم. اوووم بوس

اولا که داستانش کسوشر و تخیلی

نوشته hacker2014 در 17. July 2012 - 0:48

|( |( |( |(
اولا که داستانش کسوشر و تخیلی بود
بعدشم اون خوارکسه مادری که این داستانو نوشته فقط قصدش تحریک جونای ایرانی
درست ما میایم تو این سایت برای خالی کردن خودمون اما ندیگه با ناموس
کیرم دهنت با این داستانت

دروغگو کم حافظست اینا که

نوشته افعی40 در 28. July 2012 - 7:23

دروغگو کم حافظست
اینا که کاندوم کشیده بودن سرکیراشون!اما قضیه در ادامه جور دیگه ای شد...
بهر حال خاک تو سرت
فقط یه کونی میتونه به ناموس خودش نظر داشته باشه
بی غیرت بی شرف

حیف انسان که به شما بگن شما

نوشته MXXM200 در 3. September 2012 - 15:26

حیف انسان که به شما بگن شما از حیون هم پست تر هستید حیون؟ به شما حیون هم نمیشه گفتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت.

حیف انسان که به شما بگن شما

نوشته MXXM200 در 3. September 2012 - 15:26

حیف انسان که به شما بگن شما از حیون هم پست تر هستید حیون؟ به شما حیون هم نمیشه گفتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت.

تا حالا اینقدر نخندیده بودم

نوشته babak.sb در 16. October 2012 - 16:49

تا حالا اینقدر نخندیده بودم این فقط یه داستانه شماها چقدر ساده اندیش هستید بابا بیخیال من 35 سالمه کون روزگارو پاره کردم مگه میشه طرف خواب باشه دو نفر همزمان بکنن آخه شما چرا کمی فکر نمیکنند دوستان اینا یه مشت چرت و پرته یه ذهن بیماره اما خدائیش چقدر خندیدم که شماها این موضوعو جدی گرفتید و با غیظ یا فحش میدین یا باور کردین بعضی ها که شماره یا آی دی هم گذاشتند وای مردم از خنده

salam, nemidunam mardi ya

نوشته noorchin در 5. November 2012 - 22:58

salam, nemidunam mardi ya zani vali az commenti ke gozashti khosham umad, eyval be to.

salam, nemidunam zani ya

نوشته noorchin در 5. November 2012 - 23:04

salam, nemidunam zani ya mardi amma az commenti ke gozashti vaghean khosham umad, eyval bar to

ه نظرت مامانت به من ميده

نوشته RADSAMAN65 در 25. December 2012 - 17:56

ه نظرت مامانت به من ميده rad.saman65@yahoo.com

اخخخ مامانت کیرمو راست کرد

نوشته پارسیانه در 17. May 2013 - 16:40

اخخخ مامانت کیرمو راست کرد

اخخخ مامانت کیرمو راست کرد

نوشته پارسیانه در 17. May 2013 - 16:40

اخخخ مامانت کیرمو راست کرد

میخوام مامانتو بکنم امکانش

نوشته پارسیانه در 17. May 2013 - 16:49

میخوام مامانتو بکنم امکانش هست؟

کیرم راست شده کسی نیست برام

نوشته پارسیانه در 18. May 2013 - 21:44

کیرم راست شده کسی نیست برام بخورتش؟

من با آقاي بابك موافقم طرف

نوشته dost to در 26. December 2013 - 13:43

من با آقاي بابك موافقم
طرف اگه دروازه شمرون هم داشته باشه به جاي سوراخ
باز ميفهمه و بيدار ميشه
فقط مگه مرده باشه
مشخصا داستان تخيلي بوده
اماپسر خوب حالا ٢٧ يا حداكثر ١٥ ساله
اين چيزهايي كه تو فيلم سوپر ميبيني رو تو داستان نيار ديگه
از كون مامانت در بيار تو بليسي و اينكه در ٥ دقيقه با يه خيار كوني شدي خوب چي بگم
كلا مراقب خودت باش