گی بازی با پسر دائیم

سلام دوستان داستانی که براتون مینویسم مربوط میشه به رابطه سکسی من با پسر دائیم
این داستان بر میگرده به سالها قبل که من سال سوم راهنمایی بودم و درس ریاضیم تجدید شده بودم و رفته بودم خونه دائیم که با پسر دائیم درس تمرین کنم.دائی من 3 تا بچه داره 2 تا پسر یک دختر پسر اولیش همئنی هست که به من درس قرار بود بده پسر دومی 3 سال از من کوچکتر بود و داستان من مربوط میشه به اون.
من خونشون برای درس رفته بودم و درس که تمام شد پسر دائیم رفت نماز که من با پسر دائی کوچیکم بازی میکردیم که به کشتی کشید و تو این حین می از عقب چسبوندم بهش خومو و تو حالت حال کردنی بودیم که پسر دائیم اومد و دعوامون کرد و درس تموم شد و من رفتم و این داستان چند سال گذشت و من سال 3 دبیرستان بودم که دوباره یک بار پسر دائیم اومده بود مدرسه ما برای فوتبال و تو وسط بازی داشتیم استراحت میکردیم که یکی از بچه ها گفت چند تا فیلم سوپر نوار کوچیک دارم میفروشم من دنبال این چیزا نبودم که پسر دائیم گفت من میخوام منم به دوستم گفتم و قرار شد بعد بازی بریم در خونشون بگیریم و بریم از اتفاق دائیم اینها رفته بودند شمال و پسر دائیم تنها بود و گفت فیلمها رو بگیریم بریم خونه ما ببینیم.منم بدم نیومد گفتم یا شانس بریم شاید کیری کیری یک کونی هم کردیم.
رفتیم فیلمها رو که خوب یادم هست 8 تا بود خریدیم و با آژانس رفتیم خونشون و زود فیلمها رو با دستگاه اوردیم اولشو شروع کردیم به دیدین از اون فیلوها بود که زنها کلی پشم داشتن و حال بهم زنی بود اما بهحال بود من راست کرده بودم و دستمو کردم تو شورتم که دیدم پسر دائیم داره به من نگاه میکنه که داری چکار میکینی گفتم دوست داری ببینی کیر منو خندید و من همه لباسامو در اوردم و شروع کردم با کیرم بازی کردن پسر دائیم ترسید گفت زشته گفتم اخه بیشعور ما داریم فیلم سوپر میبینیم زشت نیست لخت شیم زشته کجاش زشته زود باش تو هم لخت شو جق بزن حال کن داشتم رو نقشه پلیدم کار میکردم که لختش کنم اونم که قدش اندازه خودم 178 بود و سفید و چاق بود من عاشق اون کونش بودم اما پشمالو بود و به زور با خجالت به هر حالی بود لخت شد و به کیرش بازی میکرد کیرش کوچیک نبود اما بزرگم نبود 14 سانت بود اما کیر من 20 سانت کلفت بود و بهش گفتم بیا با کیر من بازی کن منم با کیر تو بیشتر حال میده گفت نه باباب بیخیال شو گفتم بیا دیگه مثل دخترا ناز میکنه به هر زحمتی بود راضیش کردم و داشت با کیرم بازی میکرد دیدم اینجوری نمیشه باید یک کاری کرد گفتم بیا بمالیم به هم بزاریم لا پای هم از جلو تو بزار لا پای من منم میزارم لای پای تو خیلی حال میده اونم که دیگه شهوتی شده بود راضی شد و من خوابیدم اوم خوابید رو من و کیرمون رو گذاشتیم لای پای هم اما حال نمیداد که من میخواستم این جوری دستم به کونش برسه و همین جورم شد بهش گفتم تو داری منو میکنی حال میده تخمم داشت له میشد اما راحی نبود و اون داشت حال میکرد منم از اون طرف دستمو کردم لای کونش که لامصب پر پشم بود و انگشتمو با بدبختی بعد از پیدا کردن سوراخ کونش بهش رسوندم و شروع کردم به مالیدن و یواش نوک انگشتمو کردم تو کونش که ابش یکهو اومد وریخت روم چیزس نگفتم و گفتم بزار باشه گفت نه کثیف شد بریم بشوریم گفتم باشه حالا با دستمال پاک کردم و ایم بار بهش گفتم بخواب من بیام روت گفت نه گفتم نامرد تو ابت اومد من چی گفت خوب همون جوری رو به رو بخوابیم گفتم اخه چون اب تو اومده تخمت اذیت میشه بهش فشار بیاد متکا رو انداختم گفتم بخواب روش کیرت درد نیاد تازه اگه بچه خوبی باشی مثل فیلمها کیرتم میخورم خرش کردم و خوابوندمش و کون پشمالوش قنبل کرد دیدم نمیشه به راحتی کرد تو سورلخش و نمیزاره هر کاری کنم باید یکهو بتپونم توش و نذارم در بره همین کارم کردم اول که خوابید با دستم کیرمو حسابی چرب کردم گفت چیکار میکنی گفتم من کیرم چرب بشه زودتر ابم میاد برای تو هم بهتره و راضی شد منم حسابی کیرمو چرب کردمو باقی چربی دستمو مالیدم بالای سوراخ کونش و خوابیدم روش اول با دستم کیرمو میکشیدم لای کونش و حسابی که سر سوراخش چرب شد سر کیرمو گذاشتم و یک هو فشار دادم مادرش گائیده شد داد زد کونم پاره شد چیکار کردی منم محکم گرفته بودمش و گفتم ساکت باش الان تموم میشه داشت گریه میکرد واقعا دردش اومده بود کمی که گذشت ارومش کردم شروع کردم به تلمبه کردن و کیرمو تا نزدیک سرش میکشیدم بیرون دوباره تا دسته میکردم توش و کلی کردم و میگفت در بیار چرا ابت نمیاد من که معلوم نبود دیگه بتونم بکنمش نمیذاشتم ابم بیادو یک عالمه کردمش تا بلاخره ابم که داشت میامد همشو خالی کردم تو کونش و همه رو که خالی کردم بازم کیرمو در نیاوردم و کیرم که خوب خوابید درش اوردم وقتی کیرم رو در اوردم ابکیرم مثل خمیر دندان از کونش میزد بیرون و سوراخش گشاد شده بود نمیدونم خوشش اومده بود یا نه اما من حسابی حال کردم وقتی هم که داشتم میکردمش 2 بار ابش اومد و بعد اون قضیه چند بار دیگه کردمش با بدبختی البته کونی که نبود اما من برای کردنم همیشه یک راحی داشتم یک بارم که با دوست دخترم رفته بودم خونشون کسی نبود هم پسر دائیم رو کردم هم دوست دخترمو خیلی باحال بود حتما براتون بعدا مینویسم
امید وارم لذت برده باشید

نوشته:‌ آرش

2
نمره شما: هیچ :میانگین 2 (7 رأی )

8 نظر

کس شعر گفتی

نوشته Sooren2000 در 22. February 2012 - 12:18

کس شعر گفتی

اگه ننویسی بیشتر خوشحال می

نوشته eliii_lover در 22. February 2012 - 13:06

اگه ننویسی بیشتر خوشحال می شیم

احتمالا تو كون خود كونيت

نوشته DJ.J در 22. February 2012 - 14:13

احتمالا تو كون خود كونيت اينجورى گذاشتن

ادامه بده بنویس

نوشته pooria222 در 22. February 2012 - 16:02

ادامه بده
بنویس

گی بازی با پسرخاله!!!!! ای

نوشته caspian lord در 22. February 2012 - 22:42

گی بازی با پسرخاله!!!!!
ای الاهی گی پسرخاله با مادرش با پدرش+ گی تمام بچه های شهوانی بره تو دهنت!!! کوندۀ لاشی.

ببخشید چو ن اصلاً داستانو

نوشته caspian lord در 22. February 2012 - 23:04

ببخشید چو ن اصلاً داستانو نخوندم پسر دائی رو با پسرخاله اشتباه گرفتم!!!!!
تصحیح می کنم: ای الاهی گی پسر دائی با مادرش با پدرش+ گی تمام بچه های شهوانی بره تو دهنت!!! کوندۀ لاشی.

احسان جان ميشه بگي از كجايي؟

نوشته Siamak-f14 در 25. February 2012 - 17:57

احسان جان ميشه بگي از كجايي؟