شما اینجا هستید

گی روی صندلی عقب توی جاده

سلام سامانم 25ساله داستاني رو كه براتون تعريف ميكنم مال 2ماه پيشه كه خيلي بهم لذت داد.من گي بوتم يعني ميدم خيلي هم هاتم يه دوستي داشتم بنام محسن كه اونم ميداد يه روز بهش گفتم بدجوري تو كفه يه پسر خوشگل ويه سكسه داغم چون چند وقت بود سكس نكرده بودم . اونم يه شماره داد گفت بكنه خوبيه خيلي هم خوشگله .خلاصه من شماره رو گرفتم وباچند تا اس ام اس شروع كردم ديدم طرفم كه پسري بود به اسم يونس و22ساله خيلي هم حشريه خلاصه چند وقت اس ام اس بازي بعد صحبت كردن تلفني /چند باري هم قرار شد برم خونشون كه يا برا اون مشكل پيش اومد يا براي من ونشد همو ببينيم. يه شب جمعه كه بدجوري حشري وتو كف كير بودم با ماشين اومدم توخيابون اينم بگم من مواقع معمولي خيلي معمولي وبا تيريپ جين ميگردم ولي موقع هايي كه ميخوام برم سكس كنم يه تيريپي ميزنم كه شايد تو گيا كمتر كسي بزنه مثل لباسهاي زيره بروز زنونه شلوار جذبه جذبه چرمي كمي آرايش وگوشواره وپرسينگ روي دماغ ولب و..../بگذريم/ تيريپم تيريپه گي زده بودم واصلا ياد يونس نبودم همينطوري تو خيابون دنباله يه پسر خوشگل بودم كه اهل گي باشه كه يدفعه يونس زنگ زد منم كه تا حالا نديده بودمش باهاش سريع قرار گذاشتم تا ببينم چطوريه خلاصه رفتم سر قرار ديدم يه پسر خوشگل وبا تيريپ وخوشهيكل با يه سمند اومده سر قرار بوق زدم اومد پيشم وگفت بيا دنبالم منم كه بد جوري حشري شده بودم دنبالش رفتم رفتم تا دم خونه اي كه ميگفت مكانمه وايساد.ديدم يه پسر خوشگل وخوشتيپ ديگه كه من وقتي ديدمش آبم داشت ميومد هم اونجاست بنام شايان يه خورده به تيريپ من نگاه كرد ودستش رو رو كيرش ماليد منم كه بد جوري حشري شده بودم وكم مونده بود توخيابون بغلش كنم ولي بروم نياوردم .خلاصه يونس گفت قرار بوده كليدو برام بيارن ولي جور نشده منم كه داشتم ديونه ميشدم سريع گفتم خوب اطراف تهران حاهاي زيادي هست وقرار شد من ماشينمو همونجا پارك كنم وبا ماشينه اونا بريم سريع ماشينو پاركش كردم وپياده شدم ورفتم رو صندلي عقب يونس هم ماشينشو داد به شايان واومد عقب پيشه من از اونجا تا جاده جاجرود مصافت زيادي بود ولي تصميم بر اين شد بريم اونجا آخه يونس ميگفت اونجا جا سراغ داره خلاصه يكم كه رفتيم يونس شروع كرد به دستمالي كردن و ور رفتن من منم كه بدم نميومد با پاهاش و كيرش كه از زير شلوار ورزشيش بدجوري راست كرده بود بازي ميكردم اينقدر حشري شده بودم يه پامو انداختم روي پاش وشروع كردم ازش لب گرفتن اونم لبامو ميخورد وگاهي هم گلومو خلاصه در همين موقع ها رسيديم اول جاده كه ديدم شايانم از پشت فرمون دستشو دراز كرده وهي با كونه توپوليم ور ميره ديگه داشتم منفجر ميشدم تا حالا اينقدر حشري نشده بودم ساعت نزديكاي2شب بود جاده هم خلوته خلوت . كه يه دفعه يونس كيرشو انداخت بيرون واييييي چه كيري داشت تميز دراز ئكلفت كه من عاشقش بودم منم بي معطلي شيرجه زدم رو كيرشو شروع كردم به ساك زدن اونم داشت با انگشتش كه تف زده بود توي كونه من ميكرد تا راهمو باز كنه منم كه داشتم منفجر ميشدم هم ساك ميزدم هم كونمو عقب جلو ميكردم تا انگشتش تا ته بره تو سوراخم.بعد از 10 دقيقه گفت سامان جون حالا برگرد بكنمت منم كه ديگه داغه داغ بودم واصلا برام مهم نبو تو ماشينو تو جاده ام برگشتم كونمو با دست داد بالا شلوار چرمي تنگمو خوب كشيد پايين يه دفعه داد زد جون چه چيزي پاش كرده منظورش سه تيكه جوراب بند دارم بود كه به بالاي نافم وصل بود وسوتينه تورييه يه دست سفيده سكسي كه تنم كرده بودم چندبار هي بندشو كه از روكونم رد ميشد ميرفت بالا گرفت وزد دركونم كه خيلي حال ميداد خلاصه كير نازشو آروم گذاشت رو سوراخم و آروم فشار داد بااينكه من خيلي تنگم چون كم سكس ميكنم ولي تا ته خيلي رون رفت تو كونم چه حالي ميداد داشتم ديونه ميشدم يه لحظه به خودم اومدم ديدم سرو صداي آخو اوخم كله ماشينو برداشته يونس تو همون ماشين به 2 3 روشه مختلف منو كرد وهي ازم لب هم ميگرفت وميبوسيدم كه منم بيشتر حال ميكردم يه دفعه يديم كونم داغ شد فهميدم كه آبش اومده //حالا نوبت شايان بود يونس رفت پشته فرمون شايان اومد عقب اونم عجب كيري داشت خلاصه اونم يه تيريپ مفصل منو از دهنو كون گاييد وآبشو ريخت رو كمرم بعد ديدم وسط جاده وايسادند من كه هنوز ارضا نشده بودم ودلم كير ميخواست تو فكر اين بودم كه چطوري دوباره يونسو كه حالا بيحالم شده بود دوباره بكشم رو خودم كه ديدم از تو صندوق عقب يه پسر خوشگله ديگه با لباس ورزشي جذب كه منو خيلي ديونه ميكنه پياده شد و اومد پيشه من ويونس وشايان هم شروع به خنديدن كردن منم كه منتظره يه همچين چيزي بودم معطل نكردم رفتم تو لب ودستم گذاشتم رو كير داود اونم حسابي منو مالوندو حسابي دستشو كرد تو لباسم كه حالا ديگه تقريبا جلوش باز بود وباهام ور رفت بعد گفت بايد لخته لخت شم من اول گفتم نميشه اگه يموقع گشت جلومونو بگيره كه ديدم داود با زور لباساي منو درآورد منم مقاومتي نكردم خلاصه لخته لخت فقط با همون لباس زيراي زنونه ام بودم وداود هم لخته لخت شده بود اول حسابي براش خوردم بعد اونم برم گردوند ويه دله سير منو كرد آخرسرهم آبشو ريخت رو سرو صورتم منم كه ديگه بيحال شده بودم والبته از حال داشتم ميرفتم كم كم لباسامو پوشيدم ورفتيم همون جاي اول ومن سوار ماشينه خودمم شدم واونا هم رفتن ساعت ديگه حدوداي 5صبح بود اين بود يكي از لذت بخش ترين خاطرات دادنم كه 3 4 ساعت طول كشيد وخيلي حال كردم /ببخشيد اگه خوب بيان نكردم ديگه مرسي وباي

نوشته: سامان

داستان سکسی:

2
نمره شما: هیچ میانگین 2 (7 votes)

نظرات

ای باا
کونی ام کونیای قدیم
اونا چه کسخلایی بودن که برا کردن کون ی دختر پسر نما تا اونجا رفتن
رستمو که میشناسی؟
میگن ی کیر کلفت داشته
خلاصه کیر نوه نتبجش تو کونت
والا با اون لباسات

بالا
0 لایک