اتاق پرو

یکی بود یکی نبود.غیرازخداهیچکس نبود.روزی روزگاری دریک شهر که تازگیا شده اسمش پایتخت معنوی ایران یه مغازه ای درمجتمع تجاری زیست خاور بودکه ازلحاظ سوق الجیشی جای دنجی بودکه بخاطردکور زیباش اصلاداخل مغازه دید نداشت.
یه روزکه مشغول سرکله زدن بامشتریاکه هموشون خانم بودن زنی واردشد وخیلی متین گوشه ای ایستادوفقط به من نگاه میکردکه چجوری با چرب زبونی ازخانماپول میگرفتم.بعدکه مشتریا رفتن نوبت این خانم شد.
سلام گرمی کرد که من فک کردم ازمشتریای قدیمیمه.
بهش گفتم درخدمتم بفرمایید چی میخاستین؟گفت ممنونم.من اون لباس دو پی اس داخل ویترینتون رو میخام.رنگای دیگشو واشس اوردم ولی قانع نشد.گفت فقط همون رنگ!
منم بهش گفتم حالایکی از رنگاشو بپوش اگه سایزش وتنپوشش واستون خوب بود.بعدازظهربیاین تا از ویترین بازش کنم.چون تازه ویترین زدم والانم سرظهره!
خلاصه بااکراه قبول کردو رفت تواتاق پرو!بعدسه دقیقه دروبازکردودستش روآوردبیرون وگفت:پوس پیازیشو محبت میکنین اخه قهوه ایش خیلی سیره.منم که گندمیم بهم نمیاد!
همینجورکه لباسوبه دستش میدادم گفتم سایزهمشون یکیه.گفت حالا من دوست دارم بپوشم اشکالی داره؟گفتم خاهش میکنم مغازه متعلق به خودتونه!بالحنی عذرخواهانه گفت:خیلی ممنونم!
دوباره واسم مشتری اومد.لباسایی که میخاستن رو واسشون اوردم وپهن کردم رو پاچال.باوجوداینکه ازطرحای لباسا تمجید و تحسین کردن ولی خانما سایزشون بزرگ بودو لباسای من نهایت تاایکس لارج جواب میداد.بعدازاینکه اون خانمادرشت هیکل وچاق رفتن!خانومه از پرو اومدبیرون وگفت پوس پیازیش خیلی روشنه ولی اون پوس بادمجونی داخل ویترین فک کنم بهم بیشتربیاد!منم به شوخی گفتم از کجا معلوم؟
اونم خیلی جدی گفت:ماخانما از روی ساق پای خانم دیگه میفهمیم چیکارس!خانوادش چجورین!چجورآدمیه!وقتی به خونه داری میفته چاق میشه یانه!...
پریدم توحرفشوگفتم:به خونه داری میفته یعنی چی؟یعنی غذاهاوتو خونه موندن وکم تحرکی باعث چاقیش میشه؟
خندیدوگفت:واقعانمیدونی؟گفتم نه!گفت شوخی میکنی؟گفتم نه بجان خودم!گفت خوب نیست من معنیشو بشمابگم!ازکس دیگه بپرس!
منم یه چیزایی به مغزم اومد وباخودم گفتم احتمالامربوط به مسایل زناشوییه!
بعدخانمه گفت پس من عصر یاشب میام تاازتون لباس داخل ویترینو بگیرم.بعدش دو تومن بیعانه داد و منم کارت مغازه روبهش دادم و بعدخداحافظی رفت!
بعدازظهراول که اومدم بابدبختی لباسو ازویترین درآوردمو جاش سبزش رو زدم!
نزدیک ساعت ده شب بودکه سروکله خانومه پیداش شد.بعدسلام واحوالپرسی گفت:وقت دکترداشتم تو مطب علاف شدم!منم ازسردلسوزی گفتم خدا بد نده!اونم گفت ممنونم مسئله ومشکل خاصی نبود یه مشکل زنانه داشتم که برطرف شد!منم گفتم خداروشکر!گفت خوب لباس منو بدین که دیرم شده!منم لباسو بهش دادم وپولشو کامل وبه بدون چک وچونه دادو رفت!
فرداصبح ساعتای یازده بود که دوباره اومدو گفت این رنگش خیلی سیره!منم بهش گفتم سلام!خندیدو گفت:ببخشید سلام!اصلاحواسم نبود.فقط به تعویض لباس فک میکردم.گفتم چی شده؟لباس معیوبه؟گفت نه رنگش بهم نمیاد!خیلی سیره!گفتم شماکه میگفتی ماخانما ساق پای طرف روببینیم میفهمیم...
حرفم روقطع کردوگفت:مث اینکه معنیشو هنوزنمیدونی؟منم گفتم نه!اونم گفت:یعنی اینکه بعدازاینکه دختررفت خونه شوهرش و شد زن شوهرش چاق بشه یا نشه!منم گفتم خوب یعنی چی؟یعنی هردختری ازدواج کرد چاق میشه واسه چی؟
اونم خندیدوگفت:منظورم اینکه..چجوری بگم..!گفتم جسارت نباشه مربوط به مسایل زناشوییه!گفت پس داشتی منو سرکارمیذاشتی؟!گفتم فقط حدس زدم.ولی نمیفهمم یعنی خوب رابطه زناشویی چه ربطی به چاق شدن یانشدن...مربوط به بچه دارشدن که نمیشه!
خندیدوگفت:داری نزدیک میشی!همون چیزی که باعث بچه دارشدن یک خانم میشه.باعث چاق شدن یانشدن یه خانم میشه!منظورم هورمون های جنسی آقایان روی اندام بعضی خانماکه سابقه تاثیرخانوادگی دارن تاثیرمیذاره وخانم بعدچندماه از ازدواجش بدون اینکه باردارباشه چاق میشه!بعدخندیدوگفت:پول این کلاس اموزشو باید بدی!من به شوخی گفتم چشم تا باشه ازاین کلاسا!دوباره باهم خندیدیم!
ازش اجازه گرفتم وپرسیدم بیماری خاصی دارین گفت نه شمانگران نباش یه کیست تخمدان داشتم که با دارو برطرف شد!گفتم یعنی چی؟به خنده گفت پول اینم ازت میگیرم!گفت ماه پیش استخررفتم بعدیه هفته درد خفیف توشکمم داشتم.بعدچندروز که باید پریود میشدم نشدم.رفتم دکتر زنان بهم گفت احتمالاآب استخر الوده بوده وکیست گرفتی وهمین باعث ازادنشدن تخمک توی رحمت شده وپریودت بهم خورده بهت چندتا قرص میدم تابرطرف شه!ده روزپیش پریود شدم ودیشب هم رفتم تاچکاب کامل انجام بدم!گفتم شماخانما عجب موجودات پیچیده ای هستین!خندید و گفت بذاریه اس بهت بدم درتوصیف زنها؛شمارو گرفت وفرستاد:(زنهابدون اینکه علف بخورن شیرمیدن.بدون اینکه زخمی بشن خونریزی میکنن.بدون اینکه شکنجه بشن اعتراف میکنن...)
ازاینکارش هم خندم گرفته بود هم تعجب کرده بودم اخه اولین مشتری زنی بودکه به این راحتی حرف میزدو حتی شمارشو میداد!
گفت بیزحمت همون پوس پیازیشو بدین.بعدشم راضی باشین دیشب توی شبنشینی یکی ازدوستام پوشیدم لباستون رو.که همه گفتن اصلا بهت نمیادپوست پیازیش خیلی بهتره!من تعجب میکنم پوس بادمجونیش تو ویترین خیلی روشن بود وتومجلس خیلی تیره شده بود!چرا؟

گفتم:بخاطراینکه توویترین لامپای هالوژن روشنه ورنگ طبیعی لباس نیست!گفت ازدست شما فروشندها!گفتم ازدست شماخریدارا!
رنگ پوس پیازیو بهش دادم وکرد داخل نایلن که بره.بهش گفتم ازکجامعلوم بهتون دوباره بیاد یانیاد؟گفت راست میگی!رفت به سمت پرو ورفت داخل!بعدچنددقیقه اومدبیرون!
دیدم دکمهای مانتوشو بازگذاشته واومد به سمتم!باتعجب داشتم نگاش میکردم!گفت:بهم میاد.گفتم نمیدونم مگه نظرمن واستون شرطه؟گفت خوب توهم یکی ازدوستام!بعد دوطرف مانتوشوبازکردوگفت حالابهترنگام کن ببین بهم میاد!
دهنم بنداومده بود!جادو یاطلسم شده بودم خشکم زده بود!
گفت چت شد اقای..راستی اسمت روبگو!همین طورکه دستشو بطرف به نشانه دست دادم درازمیکرد گفت من نرگسم!
منم تا بخودم اومدم دستموتودستش دیدم.بعددستموبادو دستش گرفت وگفت خیلی دوسداشتنی هستی.دوست دارم بیشتر همدیگه روبشناسیم و اشنابشیم!
گرمای دستاش ارامش بخش بود!گفتم منم سعیدم!گفت سعیدجان بامن راحت راحت باش!
دستمواروم اروم بردبه سمت سینهاش وکف دستمومیکشیدرو سینهاش وچشاشو بست وگفت:قربونت بشم بامن راحت باش!
منم پرروترشدم جرات پیداکردم وسینهاشو توی دوتادستم گرفتم وشروع کردم به مالوندن!چشاشوکامل بسته بودوفقط میگفت محکمترقربونت بشم!منم اونقدرمحکم واسش مالیدم که گفت اخ نفسم داری میکنیشون!بعدچشاشوبازکردو صورتشوآوردجلوصورتم ولبامون رفت توهم!دیگه مغزم داشت میترکید والتم راست شده بود!اصلا حواسمون نبودکجاییمو داریم چکارمیکنیم!
یهو یه خانم جوان واردشدوتاصحنه رو دیدگفت:وای خدامرگم بده!وسریع رفت بیرون.
مادوتاکه جاخورده بودیم ازهم فوری جداشدیم!خاست بره که بهش گفتم دکمهاتو ببند!گفت خیلی بدشد ببخش دوباره میام ببینمت خداحافظ قربونت بشم!گفتم این خداحافظی قبول نیست!درست حسابی واصولی بای بای کن!
فهمید؛اومدطرفم وبغلم کردو یه بوسه جانانه وصدادار بهم دادیم ودکمهاشو براش بستم و رفت!

نوشته:‌Gogo

2.565215
نمره شما: هیچ :میانگین 2.6 (23 رأی )

74 نظر

متوهم جلقی

نوشته کاربر نمونه در 23. August 2012 - 8:59

متوهم جلقی

(بدون موضوع)

نوشته ZimZex در 23. August 2012 - 9:06

Plain Face

وقت کردی برو بمیر

نوشته yedostebad در 23. August 2012 - 9:11

وقت کردی برو بمیر

خب بقیش چی شد؟ ای بوتیکت از

نوشته سام سام در 23. August 2012 - 9:12

خب بقیش چی شد؟
ای بوتیکت از پهنا تو کونت با این داستان نوشتنت اب جق

تو رو چه به اینکارا کیر مانکن

نوشته khashayar@ در 23. August 2012 - 9:23

تو رو چه به اینکارا
کیر مانکن های ویترین تو کس نداشتت
برو کیرتو بخور جنده
گشاد
کونی

پوست بادمجونی رنگ جدیده

نوشته Dr.Who در 23. August 2012 - 9:31

پوست بادمجونی رنگ جدیده جلقی؟
برو جلفتو بزن

کیر بز کوهی تو کونت لامپ

نوشته asheghe.l.k.k در 23. August 2012 - 9:31

کیر بز کوهی تو کونت
لامپ هالوژن دکورت تو کون کیریت
مغز فندقی

ساختمان زیست خاورتوکونت بااین

نوشته bache mashhad در 23. August 2012 - 9:32

ساختمان زیست خاورتوکونت بااین خاطره خرکی ات

داستان فوق کیری بود اخه تخم

نوشته after.life در 23. August 2012 - 9:51

داستان فوق کیری بود اخه تخم سگ نفهم فکر کردی با یک مشت ببوگلابی طرفی جاکش

ماخانما از روی ساق پای خانم دیگه میفهمیم چیکارس!خانوادش چجورین!چجورآدمیه!وقتی به خونه داری میفته چاق میشه یانه!...

مگه خانم ها نوستراداموس هستن مگه رمالی؟ پس باید از ساق تو جنده سگ هم بفهمن چه کسکشی هستی بی پدر مادر!

تخم سگ بی ناموس با این کارات اسم مقدس زن رو هم خدشه دار میکنی دیوث جاکش جنده حشری

کیرم توی اون نگارش تخماتیکت! حیف کیر که نثار تو بکنن کیر مقدسه!

یعنی انقدر اون فروشگاه بی درو پیکر و سوت کور بود که شما اینهمه جیغ داد کردید هیچ کس نگفت چه خبره بابا فروشگاه با مانکن هاش تو کونت خالی بند بیشعور

دوستان این داستان همش تخمی تخیلی بود و ساخته ذهن ادمین سایت!

نمیدونم این کسکش ها از کجا پیداشون میشه هر کسشعری که دلشون میخواد میان اینجا بلغور میکنن و فکر هم میکنن ملت خرن

محلتون + فروشگاه + مانکن ها + اتاق پرو + ساکس پروکسی = با سرعت نور تو کونت

وایمکس ایرانسل با سرت 512 کیلوبایت بر ثانیه توی کونت!

بقیه اتقادات رو میسپارم به دوستان ...

دیگه ننویس کله کیری!..............

شیوه های مخ زدن در کشورهای

نوشته کفتار پیر در 23. August 2012 - 9:52

شیوه های مخ زدن در کشورهای مختلف

فرانسه:
پسر: بن ژور مادام! حقیقتش رو بخواید من از شما خوشم آمده و میخواهم اگر افتخار بدید با هم آشنا شیم!
دختر: با کمال میل موسیو!

ایتالیا:
پسر: خانوم من واقعا شمارو از صمیم قلب دوست دارم و بسیار مایلم که بیشتر با شما آشنا شم!
دختر: من هم از شما خوشم اومده و پیشنهاد شمارو با
کمال میل می پذیرم!

انگلیس:
پسر: با عرض سلام خدمت شما خانوم محترم!
خانوم من چند وقت هست که از شما خوشم اومده می میخوام اگه مایل باشید باهم باشیم!
دختر: چرا که نه؟ میتونیم در کنار هم باشیم!

ایران:
پسر: پیــــــــــــــــــس ... پیس پیس ...
پـــــــــــــــــــــــیــــــــــــــــس ... پیییییییییییییس ...
ســــــــوووووووو ... ســــــــــوووو ...
ســــــــــــس ... ســـــــــــــــــــــــــــــــــــس ...
پــــــــِـخخخخخخخخخ ... چِــخـــــــــــــــه ...
هووووووی با تواما! بیا شماره مو بگیر بزنگ!
دختر: خفه شو! کصافطِ عوضی! مگه خودت خوار و مادر نداری
راه افتادی دنبالِ ناموس مردم،بی ناموس!
شماره تو میگیرم فقط واسه اینکه شرتو زود کم کنی!
ساعت 10 زنگ میزنم!

..................

سعی کن سوژه های بهتری انتخاب کنی.
در ضمن من نمیفهمم دلیل چند قسمتی بودن داستانت چیه؟
تو الان هیچی ننوشتی.
فقط یه آشنایی نوشتی که بیشتر کلاس درس بود و خانومه رو جنده معرفی میکرد.
غیر از اینه؟
فقط نگارشت قبول بود وگرنه چیز خاص دیگه ای ندیدم.
پس سعی کن سوژه های بهتری انتخاب کنی و طولانی تر بنویسی.

تو بوتیکی چشم چرون خانم باز

نوشته mostoufi در 23. August 2012 - 10:24

تو بوتیکی چشم چرون خانم باز هفت خط که کس شاهینو رو هوا میزنی وایساده بودی وا کنه مانتو رو دستت رو لا خیکش کنه؟ تو هم روباتی حتما؟ syntax error نمیدادی؟ اصلا برای مالوندن سینه برنامه ریزی شده بودی؟
اگه مالوندی که حلالت و گرنه پوست بادمجونی که سهله خود بادمجون بم بعد از زلزله تو کونت.

درمجموع جای مهندس گل پسر رو

نوشته taymer در 23. August 2012 - 10:49

درمجموع جای مهندس گل پسر رو خالی میبینم چیز دیگه ای نمیگم و نقد داستان تخمیت رو به بزرگ ترهای سایت از قبیل مهندس گل پسر واگذار میکنم

ساق پاهای همون زن تو کونت

نوشته nazan2850 در 23. August 2012 - 10:50

ساق پاهای همون زن تو کونت .چرا وقت ملت رو بهدر میدی؟ساق پای همه مشتریات یه جا تو کونت.ساق پای منم تو کونت

نه از تو هم مثل بقیه آبی گرم

نوشته شير جوان در 23. August 2012 - 10:51

نه از تو هم مثل بقیه آبی گرم نشد . این اتاق پرو هم شده مثل نصب ویندوز وخرابی ریسیور خانومای بده وجیگر همسایه .
دیگه حنای اتاق پرو هم رنگی نداره
آقایون بزنین به یه سوژه دیگه

ساق پای همه مشتریای زنت تو

نوشته nazan2850 در 23. August 2012 - 10:51

ساق پای همه مشتریای زنت تو کونت

بابا واسه ما هم عكس

نوشته 30na.3xy در 23. August 2012 - 10:53

بابا واسه ما هم عكس بفرستيد!(تازه عضو شدم)
30na.3xy@mihanmail.ir

ساقه پاتو دیدم و فهمیدم یه

نوشته DaNiO در 23. August 2012 - 11:04

ساقه پاتو دیدم و فهمیدم یه کونیه جقی هستی ، کس کش کله کیری Rolling On The Floor))))))
با او زبون چربت بیا کیرمو چرب کن ، که میخوام بکنم تو کونت
کیرم تو این جق نوشته هات ، کیری

دیواااااااااااااااااااااااااا

نوشته EXIR7 در 23. August 2012 - 11:13

دیواااااااااااااااااااااااااااااااااانه

داستانت خوب بود ولی کاش بقیشم

نوشته kolah ghermezi در 23. August 2012 - 11:46

داستانت خوب بود ولی کاش بقیشم مینوشتی غلط املاییم زیاد داشتی (داداش گلم کفتار پیر خیلی با حرفت حال کردم) Smile

nemidoonam chi begam

نوشته arash13661988 در 23. August 2012 - 12:51

nemidoonam chi begam Plain Face Plain Face

اصلا داستانتو دوست نداشتم.

نوشته afsoon.27 در 23. August 2012 - 13:01

اصلا داستانتو دوست نداشتم. اون توضيحات اضافه ي بي دليل. و كليد كردن به ساق پاي خانوما. اين يعني چي??!! فك كنم فانتزيت ساق پاست. و اينكه پسر خوب استخر الوده كيست نمياره,كيست ميكروبي نيست,هورمونيه.
نگارشت قابل قبول بود ولي كاش همينجا تمومش ميكردي چون قسمت دوموشو فك نمي كنم كسي بخونه...

باو پاک گیجمون کردی پوست

نوشته MISS RAMESH در 23. August 2012 - 13:01

باو پاک گیجمون کردی
پوست بادمجونی
پوست پیازی
سیره پیازه....
ساق پا؟ ببخشید خودتم فهمیدی چی بلغور کردی؟ والا ما که کلی خانم تو زندگیمون دیدیم از این ادعاهایه مسخره نکرده. دست بردار از دروغ گفتن

خوشم نیومد ادامه نده. . . . .

نوشته takavarjoon در 23. August 2012 - 14:23

خوشم نیومد ادامه نده. . . . . . . . . . . . . .
ما چقدر بدبختیم. اگه داستانهای گی و کونکونک بازی بذارن فحششون میدیم. فکر میکنیم که بقیه داستانها بهتر هستن. بعد که این جور داستانها رو میخونیم میبینیم بد تر هستند. آقا کیرم تو کون همتون با این داستانهای به شدت تخماتیک و کیرماتیکتون. ننویسید آقا ننویسید. ای ریدم تو دست و قلمتون با این داستانهای آبمنی خشک کنتون. ننویسید. گاییدیت ما رو ننویسید. به کی پناه ببریم؟ کیر تمام پسرای شهوانی بعلاوه پشم کوس تمام دخترای شهوانی تو حلقتون ننویسید.

روان وزیبا نوشتی.توتوصیف

نوشته haaat man در 23. August 2012 - 13:25

روان وزیبا نوشتی.توتوصیف لحظات موفق بودی ولی ایکاش
درقسمت اول بیشتر مینوشتی تا حس اصلیه خوانندگان این سایت که همون لذت جنسی وهمزادپنداری با بعضی ازکارکترهاست تاحدودی ارضاء میشد تا این همه بدوبیراه نمیگفتن.
بی صبرانه منتظر ادامه اش هستم-البته اگه ادامه دار باشه.
موفق باشی دوست من

خیلی باحال گفتی "متوهم جلقی"

نوشته ممی در 23. August 2012 - 13:54

خیلی باحال گفتی "متوهم جلقی"

خیلی باحال گفتی "متوهم جلقی"

نوشته ممی در 23. August 2012 - 14:04

خیلی باحال گفتی "متوهم جلقی"

نمیدونم چرا اینجا همه روانین

نوشته mehran_az_tehran در 23. August 2012 - 14:56

نمیدونم چرا اینجا همه روانین دستت درد نکنه برامون داستان نوشتی همه این الاقها هم تا آخر داستانتو خوندن و چرندیات تحویلت دادن من ازت معذرت خواهی میکنم تنها نقدی که میتونم به داستانت بگیرم اینه که واژه ها و جمله ها رو درست بیان کن و به جا . در ضمن آب و تاب بیشتری به داستانت بده و سریع نرو سراغ اصل مطلب بزار خواننده میخکوب بشه مثل این کونیهای مادر به خطا که بهت بد و بیراه گفتن و میخکوب شدن!

موشک جدید نقطه زن ساخت کشور

نوشته saman.boy در 23. August 2012 - 14:57

موشک جدید نقطه زن ساخت کشور تو کونت بدجلق

اصلا خوب نبود دیگه ننویس من

نوشته hot3 در 23. August 2012 - 15:13

اصلا خوب نبود دیگه ننویس من نمیدونم این خانمها و دخترهایی که با یک سلام و علیک سریع میکشن پایین و میگن بیا منو بکن کجا هست که من هرچی داستان تو این شهوانی میخونم دوسوته میرن سر اصل مطلب حداقل یه مدت مخ بزن که اینقدر فهش نخوری فکر کردی ما ببوگلابی هستیم دیگه ننویس جون همون مادرت

آین کجش سکسی بود کون بچه

نوشته SEX MAN 007 در 23. August 2012 - 17:10

آین کجش سکسی بود کون بچه

ننویس آخه کی بهت گفته داستان

نوشته general_ss در 23. August 2012 - 17:27

ننویس
آخه کی بهت گفته داستان بنویسی
کیرم تو اون مغزت ننویس ...

مهران از تهران. اولا که مادر

نوشته کفتار پیر در 23. August 2012 - 17:34

مهران از تهران.
اولا که مادر به خطا خودتی و جد و آبادت پسره کس کش.
کیر همه ی بچه هایی که پای داستان کامنت گذاشتن تو کون خودت و پدر نداشتت.
دوما یه بار دیگه بیا فحش بده تا بالا و پایین خودت و خانواده ات رو یکی کنم.
عوضیه کون جنده برو رد کارت و غلط زیادی هم نکن یه وقت رودل میکنی.

اخه کون جنه بیابونی هیچ کس تو

نوشته Dena2 در 23. August 2012 - 17:56

اخه کون جنه بیابونی هیچ کس تو زیست خاور نبود که بعد از نیم ساعت یه مشتری اومد تو مغازه.اینقدررفتی تو دستشویی جلق زدی از هوش رفتی وقتی بیدار شدی دچار بهران هویت شدی گفتی اینجا کجاست من کیم کی منو ریده.مهران از تهران کون بده نظر نده.

راستی شب جمعه است بروحرم دخیل

نوشته Dena2 در 23. August 2012 - 18:01

راستی شب جمعه است بروحرم دخیل ببند شفا میگیری.

سلام دوستان داستان نویس میشه

نوشته amirali131 در 23. August 2012 - 18:26

سلام دوستان داستان نویس
میشه خواهش کنم در این موضوعات هم بنویسید؟؟
گی با زیر15 سال؛گی با معلم؛سکس با خانم معلم؛سکس با حیوان؛گی و سکس خشن

سلام دوستان داستان نویس میشه

نوشته amirali131 در 23. August 2012 - 18:29

سلام دوستان داستان نویس
میشه خواهش کنم در این موضوعات هم بنویسید؟؟
گی با زیر15 سال؛گی با معلم؛سکس با خانم معلم؛سکس با حیوان؛گی و سکس خشن

ای مادرتکو گاییدم کله کیری

نوشته پارسا کیر دراز در 23. August 2012 - 18:29

ای مادرتکو گاییدم کله کیری مگه به جا مغز تو سرت ریدن با اون تصورات کیریت مادر سگ تخمه حروم فوحش دوس داری کسه ننت کدوم عمه جنده ای میاد به تو کیری حرومزاده بده هنوز اسمتو نمیدونه بت داده

مربوط ب مسائل زناشوییه؟ مربوط

نوشته bahar topoli در 23. August 2012 - 18:52

مربوط ب مسائل زناشوییه؟
مربوط ب مسائل زناشییه؟
مربوط ب مسائل زناشوییه؟ مزخرف بود لطفا برو دکتر مغزتو چک کن چون بخاطر مسائل زناشویی هنگ کرده.

آقای مهران از تهران : اینجا

نوشته شير جوان در 23. August 2012 - 19:25

آقای مهران از تهران :
اینجا هر کی پاشو از گلیمش درازتر کنه پاشو میکنن تو پشت سرش .
از تهران که هیچی از لندن هم که باشی مواظب پشت سرت باش
احترام مامانتم داشته باش
یابو

پوست بادمجونی، پوست پیازی،

نوشته ارغوان ♥ در 23. August 2012 - 20:49

پوست بادمجونی، پوست پیازی، لابد اونیم که گذاشتی تو ویترین پوست خیاری بود!!!!
گرمای دستش آرامش عجیبی داشت....... ریدی اونم از نوع اسهال خونی

خطاب به mehran_az_tehran . .

نوشته takavarjoon در 23. August 2012 - 21:21

خطاب به mehran_az_tehran . . . . . . . . . . . .
یکی اومده اینجا داستان تخمی نوشته و دیگران خوششون نیومده. حالا شما که سواد درست و حسابی هم نداری و مخت تاب برداشته، ماحتت داره میسوزه؟ از دو حال خارج نیست. یا شما نویسنده داستان هستی؟ یا از بچه‌گی با هم کون کونک بازی میکردید و حالا اومدی ازش دفاع میکنی چون دیدم توی تاپیک بچه کونی ها شخصیتت مفعولت رو نشون داده بودی و نوشتی که کون میدی. اول از همه سوادت رو بالا ببر که بتونی کلمه "الاغ" رو درست بنویسی. دوم اینکه ماحتت رو کمی وازلین بزن که زیاد سوزش نداشته باشه. سوم هم اینکه به قول خودت ما میخکوب شدیم پس قنبل رو هوا کن تا میخمون رو تو ماحتت چربت بکوبیم تا به آرامش ابدی برسی. دوست داری راجع به ماحتت یک شعر قشنگ بگم که وقتی زیر یکی خوابیدی براش بخونی؟

منم مهران کونی از تَ هِ ران (تَ هِ ران=منظور تهران)
همه گاین مرا از کله تا کان (کان= منظور همون کون)

شبا در زیر یک کیر کلفتم
به دنبال لواط و کیر مفتم

نوشتم یک نظر در پای اینجا
که کونم را کنن پاره همین جا

نمیدانم چرا کونم بسوزد
گمانم چونکه سوراخم بگوزد

اگر خواهان یک صد آفرینی
بروی صورتم باید برینی

بدک نبود هر چند موضوعش (اتاق

نوشته مازیار خان در 23. August 2012 - 21:38

بدک نبود هر چند موضوعش (اتاق پرو) تکراری بود ولی به هر حال باید ازیه جایی شروع کرد حتی اگه شده ایده دیگران رو با کمی تغییرات به یه داستان جدید تبدیل کرد.

دوستان لازم نیست واسه هر داستانی که اینجا میذارن فحش بدین.
داستانش نه گی بود نه سکس با محارم نه خیانت.
داستان سکس با یه جنده بود
البته اجباری هم نیست که داستان حتما واقعی باشه. مگه همه داستانا راستن؟؟؟

کاش دو قسمتیش نمیکردی. واقعا نیازی نبود. غلط املایی هم تو داستان داشتی که فقط یه چیزو به مخاطبت میرسونه اونم اینکه سواد درست حسابی نداری.

مهران کونی تو هم گوه زیادی خوردی تخم حروم. برو تو تاپیک کونیا کامنت بذار زیست خاورمیانه تو کونت
مغازه این یارو با لباس و مانکناش تو کونت
دیگه کامنت نذار...

نگارش داستان خوب بود.

نوشته misaee در 23. August 2012 - 22:15

نگارش داستان خوب بود.

نگارش داستان خوب بود.

نوشته misaee در 23. August 2012 - 22:24

نگارش داستان خوب بود.

نگارش داستان خوب بود.

نوشته misaee در 23. August 2012 - 22:26

نگارش داستان خوب بود.

همچنان اسپمم؟

نوشته مهندس گل پسر در 23. August 2012 - 22:31

همچنان اسپمم؟

بالخره از اسپمی درومدم،به

نوشته مهندس گل پسر در 23. August 2012 - 22:39

بالخره از اسپمی درومدم،به خودم تبریک میگم!
تکاور ممنونم از شعرت
sister@love عزیز
ممنون از لطفت راستش من خودمو در حدی نمیبینم که بخوام اینجا داستانی آپ کنم،تو خصوصی واست توضیح دادم
مهران از تهران:
من که کامنت نذاشتم ولی چون به دوستام بی احترامی کردی لازمه بهت بگم که سرت تو کون خودت باشه،وگرنه سرای دیگه ای میره تو کونت،فهمیدی کون بلبلی؟
از ما گفتن بود

جواد یساری بی ناموس دزد آهنگ

نوشته Abbas Ghaderi در 23. August 2012 - 22:53

جواد یساری بی ناموس دزد آهنگ یکی آهنگامو دزدیده. شما ندیدینش؟

جواد یساری بی ناموس دزد آهنگ

نوشته Abbas Ghaderi در 23. August 2012 - 22:54

جواد یساری بی ناموس دزد آهنگ یکی آهنگامو دزدیده. شما ندیدینش؟

آقای مهران کونی ازتهران: توبه

نوشته یاورهمیشه مؤمن در 23. August 2012 - 23:03

آقای مهران کونی ازتهران:
توبه کس عمت خندیدی که میای اینجاگوه مفت میخوری.
داستانتوبخون ونظرتوبده بچه کونی.
به توچه ربطی داره که بقیه چی میگن؟
چراتافهمیدی نویسنده دختره افتادی به خایمالی؟
بدبخت پشم کسشم بهت نمیرسه.توکون هرچی آدم خایماله.
دیگه نبینم اینجازرمفت بزنی بچه خوشگل.
اگرتخم پدرتی بیاوجواب بچه هاروبده تاکفتارپیروافقی بکنم توکونت

مهران کونی از تهران!!! :lol:

نوشته مهندس گل پسر در 23. August 2012 - 23:08

مهران کونی از تهران!!! Laughing :lol: Laughing
مرسی یاوردادا

Ey kir Ey kosmaghz Ey

نوشته shz_ramin در 23. August 2012 - 23:35

Ey kir Ey kosmaghz Ey bademjoon:|Ey ke bootiket bere too koso koone amat kamtar bezan

eyyyyy baba adam miyad

نوشته nimach4 در 24. August 2012 - 0:12

eyyyyy baba adam miyad nazarate mohandes gol pesaro be khone bekhande vasatesh yoho dastan gheyre sexy kos sher miyad
(masolan residegi konan)

سلام...انصافا یعنی هیچ دختری

نوشته mm75 در 24. August 2012 - 0:20

سلام...انصافا یعنی هیچ دختری پیدا نمیشه باهم اس ام اس بازی کنیم سن مهم نیست....بخدا خیلی تنهام...

اولش داشتی خوب پیش میرفتی.اما

نوشته Saberwolf در 24. August 2012 - 0:33

اولش داشتی خوب پیش میرفتی.اما وسطاش فکر کنم دستگاه گوارشت فعال شد، احتما اسهال هم داشتی که اینجوری گند زدى

هوی مهرات از تهران : اخه کونی

نوشته after.life در 24. August 2012 - 0:46

هوی مهرات از تهران :

اخه کونی بیشرف بدبخت مگه مجبوری تا وقتی میفهمی نوسنده دختره بیای پاهاشو لیس بزنی بدبخت ... سگ دخترا!

مادرجنده تخم سگ خودت داستان رو خوندی ببینی چه کسشعرایی تلاوت کرده بود

خلاصه دفعه اخرت باشه که اینجا پیدات میشه مادر کونی وگرنه کیر تکاور جون و مهندس گل پسر رو با چسب برق بهم میچسبونم با زاویه 90 درجه میکنم توی کونت

وایمکس ایرانسل با سرعت 512 کیلوبایت بر ثانیه توی کونت

لامپ کم مصرف برای بهینه شدن در کون دادنت توی ما تحتت

پنگه پارس خزیر با 1 سال گارانتی توی کونت

اینم چندتا شعر برای تو :

اگر که تو باشی بچه سرتیپ
تو کونت میکنم با نظمو ترتیب

اگر تو کونی و من با خود نویسم
تو کونت میکنم با کیر تیزم

اگر تو گویی هی به من ملا ملا
تو کونت میکنم دولا دولا

دیگه کامنت نده کله کیری!..............

وا خاک به سرت من گفتم حتما

نوشته یاسمین. در 24. August 2012 - 0:47

وا خاک به سرت من گفتم حتما خیلی هیجان انگیزو جالبه وقتی اسمشو دیدم در حالی که کس شعری بیش نبود

من موندم تو چرا يهو دهنت بند

نوشته آريزونا در 24. August 2012 - 2:22

من موندم تو چرا يهو دهنت بند اومد؟زبونت كجا مشغول بوده نميدونم
هووى مهران يه نگاه به دفتر خاطرات مادرت بنداز تا نحوه برخورد با مشترى رو ياد بگيرى

shashidam be kosse nanat ba

نوشته 9 6 در 24. August 2012 - 2:39

shashidam be kosse nanat ba in dastane sexit maman koon
khob koskeshe yaboo to khodet tu otagh prov harruz kun midi
ekhtar be mehran kooni az tehran
saghe paye jamie shahvaniha tu koone abjit

اونجایی که زنه میگه از ساق

نوشته استیون در 24. August 2012 - 3:07

اونجایی که زنه میگه از ساق پاهای زنها میشه تکلیفشون رو یکسر معلوم کرد ،

اصلاً منظورش کدوم زن بود ؟ تو که نره خری ، زن دیگه ای مرادش بود که ما نفهمیدیم؟
کیرم تو تفکراتت جققی

کس کش واقعا داستانت از قوه

نوشته parso در 24. August 2012 - 8:21

کس کش واقعا داستانت از قوه تخیل بسیار قوی جلقی استفاده کردی...واقعا داستانت عالی بود
.
.
.
.
.
بیا برو کیرتو بخور
...برج میلاد تو کونت...کیر مدیر شهوانی تو کونت تو اون دختره...کیرم تو کون مغازه و صاخب مغازت..کیرم تو کونت

آخ كيرت تو كونت با اين داستان

نوشته sara atish در 24. August 2012 - 14:17

آخ كيرت تو كونت با اين داستان تخمي تخيليت....

کیری به درازای متروی مشهد از

نوشته hamid1366 در 24. August 2012 - 15:47

کیری به درازای متروی مشهد از وکیل آباد تا نخریسی به مغز کونت.
اینم زبانحال نوبسنده کونی داستان:

سلام سلام من go go(نویسنده داستان) ام
کره خر جقجقوام
نوشتم داستانی بنده در زیست خاور
بمالیدم کون خویش به کیر تکاور
ز آنجا که می گفتم از ساق پا
بکردم کیر شهوانیان به کون خویش جا
من آنم که باید گاییده شوم زکون
نی آنکه داستان نویسم در فروم
بیا و کیر خویش به کونم بمالان
تا شود درس عبرتی برای داستان نویسان

خوب به به یکی بود یکی نبود یه

نوشته maryy در 24. August 2012 - 16:14

خوب به به یکی بود یکی نبود یه خانم خوشگل اومد لباس بخره پاش لیزخورد افتاد روی چیز اقا البته بااجازه همون خانم خوگشل افتاد یه وقت فکربدکسی نکنه ها اره چقدر اموزنده افرین افرین ادامه بده
دوتا داستان توی سایت خوندی حالت بدشده دیگه چرا دست به قلم میشی زود اخه نظر وپیشنهاد من به تو دوست عزیزو محترم
برو چت سکس کن زودتر نتیجه می گیری دونبش

دهنم بند اومد یعنی چی؟؟؟

نوشته ...MOHAMMAD... در 24. August 2012 - 19:34

دهنم بند اومد یعنی چی؟؟؟

ينى ريدىيييى )))

نوشته parsa.1993 در 25. August 2012 - 2:09

ينى ريدىيييى Smile)))

ينى ريدىيييى )))

نوشته parsa.1993 در 25. August 2012 - 2:10

ينى ريدىيييى Smile)))

sikim dadan kallasini.

نوشته kokopolox در 25. August 2012 - 8:17

sikim dadan kallasini. gurmusax

نام گذاري جدید

نوشته jujekhorus در 25. August 2012 - 10:17

نام گذاري جدید رنگها.
بنفش;پوست بادمجوني
سفید;پوست پيازي
زرد;پست موزي
قهوه اي؛پوست نوک پستوني
ابی;پوست اسموني
مشگي;پوست موز گنديده اي
صورتی;پوست کسی
سبز;پوست خیاری
پوست اون قسمتی از كيرم که بريدند تو كونت.

مهندس جان ای کاش جواب سوال

نوشته Taha 1372 در 25. August 2012 - 10:48

مهندس جان ای کاش جواب سوال sister@love رو همینجا میدادی که افراد دیگه مثل این مهران کونی از تهران بفهمن داستان یعنی چی؟
سیستر لاو، دوستانی که جدیدا عضو شدین و جناب مهران کونی!
داستان های سکس با محارم، سکس با زن شوهر دار و در کل خیانت به هر نحو جزو خط قرمزهای اینجا حساب میشه!
طبیعت بچه ها هم اینه که از گی و لز متنفرن!!
پس بجز این پنج مورد دیگه مشکلی نیست!
این از بحث موضوع داستان.
اما محتوای داستان!!!
داستانایی که نویسنده گیج بازی در میاره و اصلا‌ سکس نمینویسه(مثل همین داستان) یا از سکس داستان با سرعت نور رد میشه، یا نگارشش خوب نیست، یا قالبش تکراریه(مثل نصب ویندوز و خرابیه ماهواره)؛ لایق فحش دادن هستن!!
البته اگر همین ماجراهای نصب ویندوز رو یه نویسنده ی توانا بیاد و با یه ابتکار جالب بنویسه خیلی هم عالی میشه ولی خب متاسفانه هرچی هست همه مثل همن.

یکی بود یکی نبود یه مهران کس

نوشته آخ جون کوس در 4. September 2012 - 11:59

یکی بود یکی نبود
یه مهران کس کش ننه جنده ای بود هی از کون میداد هر چی میداد بازم میداد ...
کونی کون نشسته برو کونتو بده کیر خودم و تکاور و مهندس گل پسر با بقیه کیرای شهوانیون یکجا تو کونت
فقط بپا دردت نگیره کس کش

داستان رو ول کنید .. دمتون

نوشته madaen در 17. September 2012 - 3:13

داستان رو ول کنید ..
دمتون گرم
خداییش بعد از مدتها کلی از ته دل به این همه فحش و ناسزا که بار نویسندش کردین خندیدم

فهميدم چي شده ها ولي متأسفانه

نوشته آريش¤اهورايي در 21. January 2013 - 23:37

فهميدم چي شده ها
ولي متأسفانه حاليم نشد!

آهای آقا پسر تهرونی: فکر کنم

نوشته . latopar در 17. March 2014 - 16:51

آهای آقا پسر تهرونی:
فکر کنم جای فحش خورت تا 10 سال آینده آب بندی شده باشه.
میگم الان پیش خودت میگی لعنت بر دهانی که بیموقع باز شود مگه نه؟
دیگه فحش دادن به توفایده نداره.چون الان لبریز شدی فحشام هدر میره.
.
.
.
گوزو