شما اینجا هستید

تقسیم نذری و کون دخترخاله

سلام من اسمم حامد هستش.ماجرایی که میخوام براتون بگم مربوط میشه به 5 روز ییش.روز تولد امام زمان بود خالم اینا نذری میدادن همه فامیل اونجا بودن.موقع تقسیم نذری که بود من با دختر خالم که اسمشو میزارم نسترن رفتیم چندتا از نذریهارو با ملاشین من پخش کنیم بزارین از دختر خالم بگم نسترن دانشجوی ترم آخر دندانپزشکیه قدش 170 پوستش مثل برف موها بلند ومشکی با چشمها مشکی ودرشت از هیکلش هرچی بگم کمه خلاصه جوریه که حتی داداشه خودش هم براش راست میکنه.بریم سر اصل جریان ضبط ماشینم خراب بود با موبایل آهنگ گذاشته بودم چندت از غذاهارو که دادیم بدجوری خیس عرق شدیم داشتیم آتیش میگرفتیم.دمه 1 سوپری واسادم که نوشیدنی بگیرم 1کم طول کشید تا برگشتم دیدم نسترن گوشیمو برداشته داره بهش ورمیره تا رسیدم دمه ماشین 1هو منو دیدو حول شد دیدم رفته تو حافظه گوشی و تو گوشیمم که انواع واقسام فیلم سوپرا بود داشت اونارو میدید که نتونست قطعش کنه منم دیدم ایجوری شد کم نیاوردم گفتم راحت باش من ناراحت نشدم رفتی سر گوشیم.آب میوه رو دادمشو راه افتادم چند دقیقه که گذشت گفت چندتا دوست دختر داری کفتم 1تا گفت دوسش داری گفتم آره گفت برا ازدواج گفتم نه همون اول شرط کردیم به ازدواج فکر نکنیم.گفت پس چرا با هم دوست شدید گفتم برا اون چیزا که تو گوشیه گفت یعنی فقط واسه سکس گفتم آره چیزیه که همه احتیاج دارن حتی خودت.رنگو روش سرخ شدو گفت من وقت این چیزارو ندارم.دیگه چیزی نکفت منم فکر کردم ناراحت شده هیچی نگفتم.چند دقیقهای که گذشتدیدم گوشیمو برداشت و رفت سر فیلما دیگه از ماشین یاده نشد منم نذریهارو پخش کردمو راه افتادم دیدمش بدجوری رفته تو حس شهوت گفتم 1 چیزی بگم گفت بگو.گفتم الان خونه ما کسی نیست تو هم حالا وقت داری بریم اونجا که لذت فراموش نشدنی بهم بدیم.گفت نه با 1 حالتیگفت که معلوم بود از خداشه منم اصرارنکردم اما مسیرو عوض کردم رفتم سمت خونمون.فهمید اما چیزی نگفت.دمه در که رسیدیم گفتم بیا بریم آب بخوریم پیاده شد درا باز کردم اون اول رفتدرو که بستم از پشت بغلش کردمو برشگردوندم و شروع کردم به خوردن لبهاش اونم همکاری میکردمانتوشو تو پارکینگ درآوردمو سینهاشو میمالیدم.بغلش کردم بردمش تو نشوندمش رو کاناپه که دیدم شروع کرد به باز کردن دکمه وزیپه شلوارم.کیرمو که نیم خیزبود درآورد و کرد تو دهنش و شروع به ساک زدن کرد همچین کیرمو میمکید که تخمام میخواست از سر کیرم میومد بیرون فهمیدم بله پیداست نسترن خانم خیلیشو داده که اینقدر وارده تخمامو میلیسید داشت آبم میومد گفتم بسه دارم میشم گفت مگه نگفتی بریم آب بخوریم منصرف شدی منم از خدا خواسته گفتم بفرما نوش تا ارضا شدم آبم مثله فواره پاشید تو حلقش فکر نمیکردم اینقدر آبم زیاد بیاد دهنش پر شده بود همشو فرو داد و گفت اخیش چه خوشمزه بود.بی حال شدم نشستم رو صندلی لباسهای نسترن رو در آوردم از لبهاش شروع کردم به خوردن تا رسیدم به سینهاش چقدر خوشگل بودن داشتم خودمو خفه میکردم نسترن هم چشماشو بسته بود و تو فضا بود رسیدم به کسش چه ناز بود با دستمال خشکش کردمو با زبونم حمله کردم به کسش با ولع کسشو میخوردم انصافاً خیلی خوشمزه بود هرازگاهی هم چوچولشو 1گاز آروم میگرفتم برشگردوندم لب مبل و کمرشو فشار دادم پائین تا کونش بیاد بالا 1 لیس آبدار لا کونش کشیدم که 1هو لرزید سوراخه کونشو میلیسیدم و با انگشت با چوچولش بازی میکردم 1 لرزش شدید کردو ول شد رو مبل گفت تا حالااینجوری ارضا نشده بودم.سوتی داد گفتم مگهتا حالا چند بار ارضا شده بودی فهمید بنو آب داده گفت چون بهت اعتماد دارم میگم الان 2 تا دوست پسر دارم 1نفرشون از هم دانشگاهیامه یکیشونم از استادای خودمه.گفتم به به تو که دست همه را از پشت بستی لبخندی ناز زدو گفت انرژیت همین بود گفتم نه عزیزم تازه میخوام بکنمت دوباره لبو لوله کردیمو کسشو میمالیدم اونم کیرمو میمالید آب از کسش راه افتاده بود کیرمو گرفتمو مالیدم به کسش که جیغ کشیدو گفت من هنوز دخترم بهش گفتم از عقب میدی گفت باشه سوراخ کونشو لیس زدم اونم 1 کم ساک زد کیرم مثل خیار سالادی شده بود گفت ترخدا فقط یواش گفتم بچشم آروم گذاشتم دمه سوراخه کونش یکم فشار دادم سر کیرم رفت تو که از درد داشت به خودش مییچید تا ته کردو تو و نگه داشتم تا ماهیچه های حلقوی کونش عادت کنه شروع کردم تلمبه زدن نسترن هم آروم شده بود داشت لذت میبرد سرعتمو زیاد کردم فنر داشتم کیرمو تو کون دختر خالم که همه بهش میگفتن خانم دکتر و رو سرش قسم میخوردن عقب و جلو میکردم نسترن داشت ارضا میشد هی میگفت بکن بکن.داری کونمو میکنی جرم بده خانم دکترو جربده منمن حشریتر شدمو سرعتو تا جایی که میتونستم بالا بردم که 1 هو یک لرزش شدید به نسترن دست داد و دستش لیز خورد با صورت افتاد کف مبل و ارضا شد. کیر منمکه از کونش در اومده بود خوابیدم روشو کیرمو تا ته 1ضرب کردم تو کونش جیغش در اومد چنتا تلمبه دیگزدم گفتم دارم میام گفت بازم میخوام آبتو بخورم از تو کونش در آوردم گذاشتم کیرمو تو دهنش ساک میزد تا آبم می خواست بیاد از تو دهنش در آوردمو همه آبمو پاشیدم رو صورتش کل صورتش پر آب منیهای من بود رفت دستو صورتشو شست لباسامونو پوشیدیم برگشتم خونه خالم.تو راه بهم قول داد که بازم به من کون بده.عجب کونی داد دختر خالم.

نوشته: حامد

داستان سکسی:

3.666665
نمره شما: هیچ میانگین 3.7 (12 votes)

نظرات

نميدونم تو اين سايت هركي داستان مينويسه طرف اولين كاري كه ميكنه كيريارورو ميده توحلقش والا جنده هاشم توايران بزوركيرآدموساك ميزنن چه برسه به بقيه.........لايق فحشم نيستي بااين داستانت......

بالا
0 لایک

جلقولانه بود، ننویس . . . . . . . . . . . . . .
یعنی خانم دکتر به تو جلقو کون داد؟ پس لابد به استادش کُس و کون می‌ده. کلا خیلی جلق می‌زنی و خیلی تو خیالاتت با دختر خاله به سر می‌بری. برات یک هویج درشت تجویز می‌کنم. مبادا بخوریش!!! باید هر شب بکنیش تو ماتحتت و تا صبح بخوابی. کم کم عادت میکنی و شب‌ها زودتر می‌خوابی و کمتر جلق خواهی زد. کله کیری دیگه هم ننویس.

بالا
0 لایک