شما اینجا هستید

داستان كردن زن عمو و همسايه اش

13 posts / 0 new
آخرین پست
pedramppz
عکس های pedramppz
آف لاین
عضو از: 1389-09-10 21:00
پست ها: 2

داستان كردن زن عمو و همسايه اش

هميشه تو كف زن عموم بودم چشماي سياه و بزرگ هيكل زيبا سينه هاي درشت و كون قلنبه براي سالها و ماهها بود كه تو كفش بودم و با خودم هزاران راه را براي گايش اون كون خوشكل درنظر گرفته بودم اما هيچ كدام هيچ وقت عملي نشده بودن چون مي ترسيدم اما هر وقت به خونه اونا مي رفتم و يا كلا با هم بودم همش تو كف كون اون بودم و سعي مي كردم توري كه سه نشه كون اونو درست و حسابي ديد بزنم .
يك روز كه تو كف يه سكس درست و حسابي بودم فكر كردن كون زن عموم منو كشته بود بالاخره تصميم گرفتم نقشه اي درست و حسابي بريزم كه ابرو يزي نشه و من بتونم اونو بكنم اونم نه زوركي بلكه با ميل خودش.
كار عموم طوريكه معمولا دو سه روز هفته خونه نيست و زن عموم با بچه كوچيكش تنهاست البته زماني كه عموم نمياد سركار همسايه ديوار به ديوارشون پيش اون ميخوابه
بعد ازكلي گشتن تو اينترنت و خوندن داستانهاي مختلف سكسي بهترين راهي كه به فكرم رسيد حشري كردن زن عمو توسط قطره هاي تحريك كننده در نبود همسرش( عموم) بود. قطره تحريك كننده رو خريدم و برنامه هام رو رديف كردم و رفتم شهرستان (محل سكونت خانواده عموم ) طبق معمول با اغوش گرم خانواده عموم رو برو شدم بعد از دو روز خوردن و خوابيدن عموم فهميدم كه من خيال رفتن ندارم و به قول معروف چنگر خورده و لنگر انداختم اونم كه دو روزي بود بي خيال رفتن به كارگاه شده بود به من گفت : من كارام عقب افتاده بايد برم كارگاه براي اينكه حوصلت سرنره بيا با هم بريم گفتم نه مرسي منتظر زنگ يكي از دوستام هستم تا بياد اينجا و كاري داره براش درست كنيم در دلم عروسي بود كه امشب كون زن عمو رو فتح خواهم كرد نزديكي هاي عصر بود ديدم زن عمو با دو تا چاي دپش تازه دم اومد منم كه بعد كلي كس چرخ زدن تو خيابون سربه سر چند تا دختر خانم حسابي خسته و البته حشري شده بودم و تازه با كانالهاي ماهواره خودمو سرگرم كرده بودم گفتم مرسي خيلي به موقع بود زن عموم كه اسمش ميتراست گفت نوش جون
ديدم اين بهترين موقعيت كه قطره رو تو چايش بريزم به همين دليل گفتم زن عمو تو خونتون نبات پيدا ميشه اخه دلم خيلي هوس چاي نبات كرده اونم گفتم فكر كنم داشته باشيم و رفت اشپزخونه منم سريع قطره ريختم تو چايش زن عمو اومد و با تعجب گفت مگه تو نمي خواستي چاي نبات بخوري
منم كه از ترسم هول شده بودم و چاي رو هورت كشيده بودم سرم ( چون مي ترسيدم بو ببره كه چيز خورش كردم ) با دستپاچگي گفتم اخه خيلي تشنه ام بود
بعد از يه ساعت قطره كار خودشو كرده بود وبيچاره زن عمو از بس كه رفت دستشويي خسته شد منم كه حسابي اماده بودم تا زن عمو داد بزنه بيا منو بكن ( زهي خيال باطل ) منتظر نشسته و شاهد گر گرفتن زن عموي خوشگل بودم مي ديدم كه بنده خدا خيلي حالش بده رفت سر تلفن و گفت : الو سلام مهرداد ( اسم عموم بود)

3.049585
نمره شما: هیچ میانگین 3 (121 votes)
pedramppz
عکس های pedramppz
آف لاین
عضو از: 1389-09-10 21:00
پست ها: 2

با خودم گفتم زكي چي فكر مي

با خودم گفتم زكي چي فكر مي كرديم چي شد انگار ايشون نمي خواد به ما كس بده كه زن عمو ميترا با صداي حشري گفت پدارم جان من سرم خيلي درد ميكنه ميشه بري ازداروخانه چند تا قرص مسكن بخري گفتم چرا كه نه چي بخرم گفت هر چري قرص بود خوردم افاقه نداد يه مسكن قوي بخر جلدي پاشدم كه برم داروخانه يهو به خود گفتم اين چرا منو از سرش باز كرد؟ در ثاني اين نزديكي ها داروخانه نيست منم تا برم بيام حداقل با تاكسي برم و بيام نيم ساعتي طول ميكشه تازه داشت دو هزاريم مي افتاد كه زن عمو منو فرستاده دنبال نخود سياه فورا برگشتم كه ديدم يه زن با چادر سفيد وارد خونه شد گفتم اين كي بود ديگه نكه سه بازي بشه اما كير شق شده از يه طرف و حس فضولي از طرف ديگه اجازهنمي داد كه ساكت بنشينم و نظاره گر باشم اينور و اونور رو نگاه كردم و سريع خودمو از ديوار كشيدم بالا و رفتم تو اهسته سمت اتاق خوابي كه پنجره اش رو به حياط بود رفتم كه ديدم ميترا با صداي هوس ناكي مي گه مرضيه جون حالم خيلي بده زود باش كمكم كن مرضيه هم گفت چرا چي شده مگه كه هر دو وارد اتاق شدند ميترا گفت نمي دونم كسم خيلي ميخاره زنگ زدم به مهرداد اونم گفت كه خيلي دوره و تازه وسيله هم نداره به همين خاطر مزاحمت شدم
مرضيه گفت : پس مهمونت چي؟
ميترا گفت: فرستادم دنبال نخود سياه تا اون بياد زود باش منو اروم كن
مرضيه گفت:‌زود باش ببينم اين كس چرا اينطور گُر گرفته
ميترا با يه حركت دامن و شرت كشيد پايين واييييييييي چي مي ديدم اروزي ديدن كون لخت ميترا تحقق يافته بود ناخوداگاه دستمو بردم طرف كيرم و مالوندمش
ناله هاي شهوتناك ميترا هر شنونده اي رو محسور خود مي كرد مرضيه با زبردستي خاصي كس ميترا رو مي خورد و اونو بي خود تر مي كرد
مرضيه پس از كلي كس خوري پاشد و با عشوه اي ناز لباسشاو درآورد و به ميترا گفت : مطمئني فاميلت خفت گيري نمي كنه
ميترا هم گفت اره تا اون بره داروخانه رو پيدا كنه يه ساعت طول ميكشه واقعا هم راست مي گفت چون جايي رو نمي شناختم
گفتم اره جون خودت صبر كن حسابي جرت دادم تازه مي فهمي
كه ناكهان صداي ناله ي بلند ميترا كه مي گفت وايييييييييييييييييييييييي مردم چي بود كردي تو كسم ؟
مرضيه گفت يه كير كلفت تازه توجه هم به دست مرضيه بود يه بادمجان سياه كلفت تو دستش بود كه تا نصفش تو كس ميترا بود و جلو و عقب مي كرد چند دقيقه اي گذشت كه ميترا پاشد و كونشو قنبل كرد و مرضيه هم دوباره بادمجان سياه رو كرد تو كسش
چشماي سياه و درشت ميترا كه در حالت معمولي هر بيننده اي رو جلب خودش مي كرد حشري تر و زيباتر شده بود ديگه طاقت نداشتم بايد مي رفتم تو دلمو به دريا زدم و اروم رفتم تو هنوز اخ و اوخ ميترا و مرضيه مي اومد اهسته و اهسته رفتم نزديك در و ناگهان در باز كردم و گفتم :‌داروخانه كجاست كه ديدم هردوشون وحشت زده عين جن ديده ها منو نگاه مي كنن قيافه مرضيه با اون بادمجان سياه دستش خنده دار شده بود ميترا سريع خودشو جمع كرد و من من كنان گفت : نرفتي تو ؟
منم كه شهوت عقل و هوشمو از گرفته بود گفتم : كجا برم از اينجا بهتر و به سمت ميترا يورش بردم
مرضيه يه جيغي زد و پاشد و رفت سمت پنجره كه گفتم :‌ كجا بيا لباستاو ببر و بادمجان مارو بده بعد يه نگاه هيزي به كس و كون ميترا كردم و گفتم زن عمو جون خب امپول مي خواستيد به خودم مي گفتيد ديگه چرا مرضيه خانمو به زحمت انداختيد !!
ميترا و مرضيه يه نگاهي به هم كردن و ميترا برگشت به من و گفت :
پدرام جان قول بده بين خودمون باشه در ضمن شلوغ بازي و پررو بازي هم در نياري
اوكي گفتمو پريدم روش و انداختم رو تخت شروع به خوردن لباش كردم واي چي فكر مي كردم و چي شده بود مرضيه اروم شلوارمو از پام بيرون كشيد و كير سفت شدمو كرد تو دهنش و گفت واي ميترا چه كيري نازي ديگه هيچي حاليم نبود چشامو بسته بودم و عين تشنه و گرسنه ها لبا و سينه هاي ميترا رو مي خوردم ميترا دستمو برد سمت كسش و گذاشت روش منم شروع به ماليدن كس تپل ميترا كردم مرضيه چنان ساك مي زد كه نزديك بود ابمو بريزم تو دهنش چند دقيقه اي به همين منوال گذشت پاشدم ميترا رو هم بلند كردم از پشت بغلش كردم كيرمو لاي پاهاش گذاشتم مرضيه هم بلند شد و با سينه هاي ميترا ور رفت چند دقيقه اي گذشت كه ميترا عين وحشي ها برگشت منو انداخت رو تخت با يه حركت سريع نشست روم و با دستش كيرم رو كسش ميزان كرد و فشار داد تو جوووووووووووووووووووووووووووووني گفت و مثل فنر بالا و پايين شد منم با دستم مرضيه رو كشيدم سمت خودم و كسشو گرفتم جلو دهنم و شروع به خوردن كسش كردم خيلي كس نازي بود كه صدايي حالمون به هم زد
به به مي بينم خوب بلدي دوتا كس خوشگل رو جر بدي
مرضيه گفت واي امير....من ... من ... فقط ...
امير شوهر مرضيه با كير شق شده و كلفت دم در ايستاده بود گفت : تو چي عزيزم هان دلت يه كير ديگه مي خواست ؟ هان
خب نوش جونت منم يه كس لذيذ مثل كس ميترا خانم مي خوام اشكالي نداره كه منم اونو جر بدم ؟
و بدون اينكه منتظر حرفي باشه اومد پشت ميترا تفي به سر كيرش و كمي هم به كون ميترا زد و گفت اقا اسمت چيه ؟ منم گفتم پدرام
امير گفت تو از جلو منم از عقب اين ميترا خانمو جر بديم منم با فشار دادن كيرم تو كس ميترا موافقتمو اعلام كردم
ميترا كونشو داد عقب اميرهم با يه حركت كيرشو تو كون ميترا كرد ميترا واييي گفت و لباشو گازمي گرفت معلوم بود كه خيلي ميسوزه
مرضيه هم كه ديد امير داره تو كون يه زن ديگه مي زاره گفت جون بكن عزيزم بكن اين كون خوش تراشو جر بده منم كه با حرفهاي مرضيه حسابي ديونه شده بودم حركتم تندتر كردم ميترا داد زد جر خوردم واييييي
امير گفت پدرام خان ميترا خانم جر خورد بهتره تو بري سري به مرضيه بزني تا خودشو پاره نكرده
نگاهمو سمت مرضيه برگردوندم ديدم بادمجان سياهو مي كنه تو كسش
گفتم مرضيه خانم كير ما قابل كس شما رو نداره
مرضيه با عشوه خاصي گفت : چرا عزيزم ديدم داري با زن عموت حال مي كني گفت مزاحمت نشم اينطوري به شوهرش حالي كرد منو ميترا فاميل هستيم
امير پس بگو چه طوري تونستي دل دو تا جيگر هلو رو بدست اري و تلمبه زدنش به كون ميترا را محكمتر و سريعتر كرد والبته ناله هاي ميترا بيشتر شد
گفتم اميرخان اجازه ميدي كس و كون زنتو رو فتح كنم امير نفس نفس كنان گفت بكنش جرش بده امشب مي خوام زنم كس بده كون بده به يه پسر خوشگل جرش بده پدرام
ادامه دارد

بالا
0 لایک
ZEDB@ZI
آف لاین
عضو از: 1390-01-06 01:01
پست ها: 2

Kheili khosham oomad hatman

Kheili khosham oomad hatman edamash ro benevis.

بالا
0 لایک
the_rock
عکس های the_rock
آف لاین
عضو از: 1389-12-23 14:57
پست ها: 2

ببین خیلی تخیلی بود... فکر

ببین خیلی تخیلی بود...
فکر کنم از اونجا که پشته پنجره وایساده بودی و کیرتو گرفتی دستت رفتی تو توهم.
در ضمن سعی کن دیگه با تخیلاتت ملت رو سر کار نذازی وگر نه بد دهن میشماااا...

بالا
0 لایک
omid-omid
آف لاین
عضو از: 1390-02-23 19:31
پست ها: 2

تایید

the_rock نوشت:
ببین خیلی تخیلی بود...
فکر کنم از اونجا که پشته پنجره وایساده بودی و کیرتو گرفتی دستت رفتی تو توهم.
در ضمن سعی کن دیگه با تخیلاتت ملت رو سر کار نذازی وگر نه بد دهن میشماااا...

منم باهات موافقم ... دقیقا معلومه که توهمه ... به نظرم تو که انقدر ذوق و شوق زن عموتو داری برو یه بار بهش بگو یا میزنه تو گوشت یا یه دور اساسی بهت میده ولی مطمئن باش که به عموت نمیگه ... بهتر از اینه که تو خیال باشی شاید با چکش از خواب پا شدی

بالا
0 لایک
mehran72002
آف لاین
عضو از: 1389-12-14 13:45
پست ها: 14

اسم قطره

میشه بگی اسم اون قطره شهوت چیه؟

بالا
0 لایک
mohana1360
آف لاین
عضو از: 1390-05-29 01:01
پست ها: 3

mishe esme on ghatraro begi

mishe esme on ghatraro begi ke fekr nemikonam vojode khareji dashte bashe

بالا
0 لایک
bache mashhad
آف لاین
عضو از: 1390-05-16 04:33
پست ها: 3

اخه کیرم توی یقه ات با اون

اخه کیرم توی یقه ات با اون کله پوکت کس ملخ توی شهر زن عموت رسمه همه از دیوار میرن توی خانه حالا قبول کنیم تو رفتی شوهر میترا چرا ازدیوار امده ببین خر خودتی کسکش خالی بندثانیا اگه این اتفاق می افتاد وشوهر یارو میامد تا اخر عمرت از مردی می افتادی چرااینقدر دروغ؟بیا من بکنمت خاطره اش را بذار توی سایت یا از کون هایی که در بچه گی دادی بگو

بالا
0 لایک
2kos kon
آف لاین
عضو از: 1392-04-06 00:45
پست ها: 1

به نظر من هم تخیلیه اگه واقعا

به نظر من هم تخیلیه اگه واقعا شربتب قرصی هست که به این راحتی یارو رو عشری میکنه بگو خیلی به درد من میخوره من کار جوریه با زن و دختر زیاد سر و کار دارم نمونش همین چند ساعت پیش بود که خیلی خانوه کوس بود منتطرم چند روز دیگه برم یه جوری بتونم خفتش کنم من طلبه کوسم

بالا
0 لایک
gay-lord-fuker
عکس های gay-lord-fuker
آف لاین
عضو از: 1392-04-16 10:16
پست ها: 1

بي خيال

اخه مگه مجبوري اين همه توهمات بنويسي ريدم تو تخيلات تخميت طرف پشت پنجره گذاشته كونت روت نشده بنويسي ما چه گناهي كرديم كه بايد كس و شعر هاي تو رو بخونيم........طرف اومد تو گفت دمت گرم محكم تر جر بده زن جنده مارو خخخخخخخخخخ

بالا
0 لایک
کیرکلفت.حشری
عکس های کیرکلفت.حشری
آف لاین
عضو از: 1393-05-17 03:43
پست ها: 158

عجب توهمی.......

عجب توهمی.......
خب پسر گلم برو ساقی جنست رو عوض کن
ناخالصی داره ناجور زده به مخت

کیر با تجربه

بالا
0 لایک
غزل بانو
آف لاین
عضو از: 1393-07-01 02:35
پست ها: 1

من نمیفهمم ای جلقوهای حشری که

من نمیفهمم ای جلقوهای حشری که کاملن مشخصه کیرشون تو دستشونه و دارن کس شعر مینویسن همشون یا میرن شربت میارن یا طرف براشون شربت میاره و همشونم با یه حرکت شورتو شلوار یا شورت و دامن در میارن(با یه حرکت)نمیدونم چرا انقدر جلق میزنن که مغز نداشتشون بو اب کیر میگیره.

بالا
0 لایک
Meraj sexy hot
عکس های Meraj sexy hot
آف لاین
عضو از: 1392-06-08 00:36
پست ها: 3

are vaqean

اره واقعا تخیلی بود ینی همه تو اون شهر بیغیرتن؟زناشونو میدن به همدیگه بعد تین اقا امیر یهو چجوری اونجا ظاهر شد

بالا
1 لایک
برای ارسال دیدگاه وارد شوید یا ثبت نام کنید .