شما اینجا هستید

دیوونه ی علی شدم

سلام به همه ی دوستان عزیز
من یلدا هستم 19 سالمه قدم 173 وزنم68 سبزه و چهره ی معمولی دارم.ماجرا از اونجایی شروع شد که ما خونه ی خالم اینا دعوت بودیم من با دختر خاله هام مشغول صحبت بودم که همش سنگینیه یه نگاهو روی خودم حس میکردم.اول فکر کردم شاید ایرادی دارم که انقد نگام میکه واسه همین هی خودمو تو اینه نگاه میکردم!سر شام هر وقت سرمو بلند میکردم چشم تو چشم میشدیم حرصم گرفته بود رفتم از دختر خالم پرسیدم:این پسره کیه؟کدوم پسره؟همین بلوز چهارخونه دیگه._اهان اون علی دوست مانی.(مانی پسر خالمه)از اونجایی که منو مامانم با برادرم رفته بودیمو بابام نبود قرار شد علی مارو برسونه داداش 10 سالم جلو نشست من و مامانم عقب.علی فوق العاده مسلط رانندگی میکرد نزدیک 100 تا سرعتم داشت مامانم داشت سکته میکرد.تو اینه داشتم نگاش میکردم که یهو نگام کردو خندید.از اون روز به بعد ناخوداگاه به علی فکر میکردم یه پسر قد بلند خوش هیکل و خوش تیپ .یه روز دختر خالم زنگ زد که یلدا پاشو بیا فلان رستوران یه کار واجب باهات دارم.منم از همه جا بی خبر رفتمو دیدم علی اونجاس سلام و احوال پرسی کردم که با حرفاش فهمیدم اون از دختر خالم خواسته منو بکشه اونجا.خلاصه این شد که باهم دوست شدیم.علی 28 سالشه و چیزی که خیلی بد بود اینکه اون یه بار ازدواج کرده بود و بعد 2 سال جدا شده بود.اول که فهمیدم قهر کردم ولی با حرفاش قانع شدم بالاخره ممکنه پیش بیاد دیگه.راسته که میگن دخترا از گوش عاشق میشن علی کلی حرفای قشنگ میزد عاشق غیرتی بودنشم و حسود بودنش.تا اینکه سرتونو درد نیارم بعد 4 ماه دوستی قشنگ که فقط لب بازی و بغل کردن بود(البته من با دوست پسر قبلیمم فقط رابطم در حد لب و مالیدن سینه بود)قرار شد برم خونه ی علی که تازه گرفته بود.یه حسی بهم میگفت قراره اتفاقای خوبی بیوفته چون علی چند وقت بود سکس می خواست واسه همین حسابی به خودم رسیدمو یه تونیک حلقه ای سفید با ساپورت مشکی پوشیدم.پشت در واحدش قلبم تند تند میزد._سلام یلدا خانوم._سلام عزیزم.روبوسی کردیم._لباسامو عوض کردمو نشستم روی کاناپه علی با بستنی اومد کنارم نشست_خوب خانوم خانوما چه خوشگل شدی امشب_مرسی علی جونم_دستشو انداخت دور گردنم و شروع کرد با موهام بازی کردن سرمو گذاشتم رو دستشو تو چشماش خیره شدم که بعد از چند لحظه لبامون رفت رو هم.خیلی حس خوبی بود علی دستشو رسوند به سینه هامو فشارش میداد_اخ علی نکن_امشب علی نکنو علی دست نزن داریم باشه؟یه کم نگاش کردم _باشه عشقم_پس پاشو بریم بستنیتم بعد میخوری.دستمو گرفتو رفتیم تو اتاقش_علی چرا تخت دو نفره داری؟_چون پیش بینی یه همچین روزیو میکردم عزیزم.اومد سمتمو گفت_یلدا تو امشب فقط لذت ببر عزیزم.خوابوندتم روی تخت و شروع کرد به خوردن لبامو گردنم تونیکمو دراورد_در حق من ظلم کردی که 4 ماه نزاشتی من به اینا دست بزنم یلدا._علی من اصلا رو سینه هام حساس نیستم_حالا میبینیم.واقعا فکر میکردم نیستم ولی علی یه جوری سینه هامو میمالیدو میخورد که حالم داشت خراب میشد_اه ه ه علی بسه کبودشون کردی.محکم تر مک زد اخ خ خ خ علی بسهههه_حساس نیستی نه؟_چرا علی جون حق با تو بود.اروم اروم سینمو بوس میکرد دستشو رو شکمم میمالید تا دستشو از رو ساپورت کشید رو کسم_جون ن ن ننن چی داری اون زیر؟_هیچی و خندیدم.گفت اجازه هست با سر اشاره کردم اره.توی یه لحظه شلوارو شرتمو دراورد اول خجالت کشیدمو دستمو گذاشتم رو کسم _بردار دستتو عشق من_اخه علی.._اخه ماخه نداریم قول دادی_دستمو برداشتمو اون داشت کسمو نگاه میکرد پاشد همه ی لباساشو دراورد.کیر بزرگی داشت وتقریبا بلند.اومد لای پامو شروع کرد به بو کردنو بوس کردن_واییییییی چه بوی خوبی میده کست یلدا جونم خیلی خوردنیه.شروع کرد به خوردن کسم یه جوری زبون میزد و میخورد که نفسم بند اومده بود واقعا حس خوبیه._اهههههههههه علی جون بخورش.سر علیو فشار میدادم رو کسمو خودمو اروم بالا پا یین میکردم._یلدا میخوام صدای ناله هاتو بشنوم نترس کسی صداتو نمیشنوه.من فهمیدم اینجوری حشری تر میشه_یلدا بگو کست ماله کیه؟-مال عشقمههه_اسمشو بگو_مال تو علییییییی_جووووووووووون چوچولمو وقتی داشت میخورد ارضا شدم._اههههههههههه علی اوممممممممممدد_ای جونم این تازه اولین بار بود شل شدم چشمامو بستم علی بوسم کردو گفت اگه خسته ای ادامه ندیم_نه میخوام تو ارضا شی علی.پاشدمو زانو زدم جلوش کیرشو گرفتم تو دستمو بوسش کردم سرشو کردم تو دهنمو مک زدم کم کم سعی کردم بیشتر بخورمش و حرکتمو تند کردم دست گذاشتم رو خایه هاشو اونارو میمالیدم که اه و ناله ی علی بلند شد و من مشتاق تر شدم._جووووووون بخور عشقمممم همش مال خودته اخخخ یلدا خایه هامو لیس بزن منم شروع کردم اونارو خوردن با دستمم براش جلق میزدم.که گرفت بلندم کرد لبامو بوس کرد_مرسی فدات شم عالی بود ولی کافی بود.خوابیدیم باز رو تختو علی کیرشو گذاشت روی کسمو بالا پایین میکرد کسم خیس خیس بود خوابید روم_یلدا پاهاتو محکم ببند.شروع کرد به لاپایی زدن چون دخترم.وایییی علی محکم تر بزن جوووووووون_جان دلم حال میده؟_خییییییییلی اخخخخخخخخ_برگرد یلدا.با اب کسم سوراخ کونمو مالید گفت میشه؟درد داره علی؟_یکم اگه خیلی درد داشت نمیکنم_باشههه_قربونت برم من.با دستش کسمو میمالید کیرشم از پشت میداد جلو عقب رو سوراخم یکمش رفت_وایییییییی علی صبر کن.کسمو بیشتر مالید_علی طاقت کم کم درد کشیدنو ندارم یه دفعه تا هر جا میخوای بکن طاقت میارم_باشه فقط تو بالشو بگیر جلو دهنت.سرمو گذاشتم رو بالشو علی یکم تکون داد خودشو و یهو کرد تو کونم انگار یه لحظه نفسم بند اومد جیغ زدم که سووووووووووختم علی.بلمو بوس کردو گفت تازه تا تهش نرفته ولی بسه تا همین جا.چند لحظه بعد شروع کرد دیوونه وار تلمبه زدن تو کونم_اخخخخ علی اروم مممم _جووووون یلدا عاشق کون گندتم مال خودمه فقط.دیگه منم داشتم لذت میبردم صدای اه و ناله ی 2 تامون اتاقو برداشته بودو من عاشق اون لحظه بودم_یلدا جونم اماده باش که داره میاد اخخخخخخ و همه ی ابشو خایل کرد تو کونم بی حال افتاد روم.بعد نیم ساعت بلند شدیمو رفتیم خودمونو تمیز کردیم علی گفت واسه اولین سکسمون عالی بود عشقم مگه نه؟_اره علی عاشقت بودم ولی الان دیوونت شدم.
اگه دوست داشتین رابطه های بعدیمم مینویسم و اینکه چطور الان دیگه پرده ندارم.
کم و کاستیشو ببخشید یلدا

نوشته: یلدا

داستان سکسی:

2.857145
نمره شما: هیچ میانگین 2.9 (7 votes)

نظرات

بد نبود، بنویس . . . . . . . . . . . . . .
اول خوب نوشتی ولی آخرهاش چون حدس می‌زنم که مدام دستت تو شورتت بود دیگه غلط املاییت زیاد شد. در کل بد نبود. باز هم بنویس ببینیم چطوری پرده و در و پنجره‌ات جر وا جر شد. فکر می‌کنم که بستنی‌های امروزی مثل شربت اثر می‌کنه. بنویس.

شنیدم با علی همخوابه گشتی
تو عاشق بودی و دیوانه گشتی
شروع کردی به لب دادن، سپس کون
پس از کُس دادنت، یک هرزه گشتی

بالا
0 لایک