شما اینجا هستید

سورپرایز در کون دادن به غریبه

اول از خودم بگم که از خیلی سال پیش و از بچگی کون میدم و حسابی از این کار لذت میبرم ، تازگی تصمیم گرفتم خاطره کون دادن هامو بنویسم و واسه شما بزارم ، همه جور سکسی رو هم دوست دارم مخصوصاً از دادن به غریبه ها اونم واسه اینکه چون نمی شناسنم هر کاری که دلشون بخواد باهام میکنن و دیگه باهام تعارف ندارن. واسه همین هم با وجودِ داشتن دوست بکنِ زیاد بازم بیرون میرم و جاهایی که میدونم مشتری غریبه دارم میپلکم.
چند شب پیش هم یه شلوار لی استرچ رنگ روشن خیلی تنگ رو بدون شرت پام کردم و به زور حسابی بالا کشیدمش تا خشتک شلوار حسابی لای کون بدون شرتم بره و کپل و چاکِ کونِ تپلم تابلو بشه بعدشم رفتم به یه پارک نزدیک خونه مون که میدونم آدم علاف زیاد داره.
به ته پارک و یه قسمت از پارک که پیاده رو خلوت و تقریباً تاریک داره و خانواده ها اونجا نمیرن نزدیک شدم از دور یه نفر رو دیدم که راه میرفت ، اینم بگم که همیشه اینجا آدم بکن هست و خیلی ها میشناسن جاشو که بیان ولی اون شب به خاطره عزاداری خلوت بود و میدونستم اگر هم کسی باشه آدمی هست که همه کاری باهام میکنه عزاداری که حالیش نمیشه هیچی منم سرویس میکنه ، منم با اون وضعِ شلوار تابلو شروع کردم راه رفتن ، به یارو داشتم نزدیک میشدم که اونم خیلی آروم داشت قدم میزد و از دور نگام میکرد ، نگاهش روی رونهای تپلِ پام بود که شلوار چسبیده بود بهش ، داشتم با عشوه و قر دادن راه میرفتم وقتی نزدیکتر شد دستشو برد به کیرشو تو همون حال راه رفتن شروع کرد به مالیدن کیرش ( کاری که خیلی ها میکنن تا بهت بفهمونن که میخوان ) ، راستش 19 یا 20 سال بیشتر نداشت واسه همین تو دلم گفتم کونِ من به کارت نمیاد بچه ، از کنارش آروم رد شدم اونم نگاهش رو من بود ، میدونستم از کنارش که بگذرمو کون گندمو با شلوار استرچ و قر دادنم ببینه کف میکنه منم که عاشقه نمایش اینجوری، حسابی قنبل کرده بودم و کپلامو با قر بالا و پایین میکردمو قدم میزدم. ازش که رد شدم و کون خوشگلمو دید چنتا سوت آروم زد ولی من به راه خودم رفتم و یه دو سه باری هم اوهوی کرد و بعدش پشت سرم راه افتادو یه بارم که با عشوه و قر دادن پشت سرمو نگاه کردم دیدم به امید گاییدنم به کونم ذل زده و داره دنبالم میاد.
من هم بی توجه بهش قدم زدن خودمو ادامه دادم و جلوترو دید زدم که یکی رو نیمکت نشسته بود از دور میشد فهمید که یه مردِ میانسالِ اونم منو دیده بود و داشت نگام میکرد منم داشتم نزدیکتر میشدم ، بالا سرش چراغ پارک بود و داشتم به این فکر میکردم که حسابی با این شلوار از اونجا رد بشم کونم دیده میشه، دستمو به زحمت کردم تو جیب شلوار استرچ و بیشتر قنبل کردم و با کلی عشوه و قر دادن از جلوش و نزدیکش رد شدم ، قشنگ صدای یارو رو شنیدم که گفت ماشاالله کوون ، لذتِ این کار یه حالی بهم میداد که حسابی شلم میکرد و دست به سوراخ کونم نخورده از همین الانش آماده دادن میشدم ، پسر جوونه هم با دو سه متری فاصله پشت سرم بود و اونم حالا تو نور خیلی بهتر چشم چرونیه کونِ گنده من با شلواره چسبیده به چاکِ کونم و میکرد.
چند متری جلوتر که رفتم دیدم جلوتر یه کم شلوغه واسه همین برگشتم ، پسر جوونه هم وایساد و داشت نگام میکرد و دستش به کیرش بود و میمالید منم ذل زده بودم به کیرش و داشتم سعی میکردم از رو شلوار اندازه کیرشو ببینم و تو همین حال دوباره از کنارش که رد میشدم گفت معطل کی هستی؟ بیا حال بیارم کون گندتو ، منم با ناز نگامو از کیرش ورداشتمو بهش نگاه کردمو الکی گفتم صاحب دارم کوچولو ، بعد دوباره داشتم برمیگشتم سمتِ مردی که رو نیمکت بود ، پسره هم که ول کن معامله نبود جوابمو با یه جووونِ بلند داد و بازم ولم نمیکرد و پشت سرم بود.
منم با کون قنبلم با قر و ناز رسیدم نزدیکه نیمکتِ ، یارو راست کرده بود و از رو شلوار کیرشو دست گرفته بود ، بد جوری کیرش گنده به نظر میومد و از رو شلوارم هیکلش دهنمو آب انداخته بود ، منم که کون ده پر رو درست جلوی یارو وایسادمو مثلاً این ور اونورو نگاه میکردمو کونِ قنبلِ گندمو گرفته بودم جلوی چشمِ طرف و با این پا اون پا کردن ، لپای کونمو بالا و پایین میکردم. فوری احساس کردم با دست دو سه تا زد به یه ور لپِ کونم و صداش اومد که گفت بازی نکن بیا بشین چاقال ، کووونِ ردیفی داری
منم با کلی ناز برگشتم دوباره کیر گندشو نگاه کردمو نشستم کنارش، دستشو از رو کیرش ورداشت و گذاشت رو رونم و مالید و گفت مکان دارم بکنمت . بریم ؟ منم گفتم آره کیرتو دوست دارم خیلی کلفتِ نه ؟
اونم گفت : آره بابا ، بعد با دست کیرشو از رو شلوار گرفتش و تکونش داد و گفت میریم درش میارم حال میکنی باهاش ، تا دسته جاش میدم تو کون گندت ، بعد موبایلشو در آورد و شروع کرد شماره گرفتن و گفت بزار مکان و ردیف کنم. پسر جوونه هم کنارِ یه درخت نزدیکمون داشت نگاه میکرد.
مردِ با یکی به اسمه سعید شروع کرد سلام و احوالپرسی بعد گفت میخوام برم تولیدی کلید و کجا میزاری ؟
بعدشم گفت میبینمت و قطع کرد. منم از رو حرف هاش داشتم به این فکر میکردم که به کسِ دیگه هم باید کون بدم و ازش پرسیدم ولی گفت نه خودم تنهام و بیا بریم.
بعدش از پشتِ پارک رفتیم چنتا خیابون پایینتر ، تو راه چند بار دستشو انداخت لای کپلای کونمو و مالید بدون اینکه واسش مهم باشه که کسی ببینه ، منم وقتی پشت سرمو نگاه کردم دیدم همون پسره داره دنبالمون میاد. تا اینکه رسیدیم دمه یه پیکان و درشو باز کرد و گفت سوار شو.
سوار ماشین که شدیم گفت راستی اسمت چیه ؟ منم گفتم رضا تو چی ؟ گفت کاوه ، منم گفتم پس فکر کنم کردی که کیرتم گندس ، گفت آره کوونِ من، درش بیار حال کن باهاش تا برسیم.
منم همراه راه افتادنش خم شدم و زیپشو پایین کشیدمو از زیر شرتش در آوردم کیرشو، باور نمیکردم خیلی گنده بود کیرش تو دستم راحت جا نمیشد از کلفتی و درازیشم بیشتر از 25 سانت بود. حسابی جا خورده بودم بهش گفتم خیلی گندس کیرت اونم گفت واسه کونِ گندت خوبه دیگه ، همشو جا میدم تو کونت که سیر بشی ، دوست داری ؟ منم گفتم آره خوشم میاد از کیرت بعدشم با دست واسش مالیدم
یه لحظه یادِ پسره افتادم و خندم گرفت چون حسابی راست کرده بود
چند دقیقه بیشتر طول نکشید که دیدم تو یه کوچه خلوت نگه داشت و با دستش دستمو کنار زد و کیرشو داد تو و به منم گفت پیاده شو رسیدیم.
منم با شلوار استرچِ تابلویی که تنم بود این ور اون ورو نگاه کردمو دیدم هیچکس نیست و از ماشین پیاده شدم و با کاوه رفتم دم یه در بزرگ فلزی مثل یه سوله یا همچین چیزی هر چی بود خونه نبود،
کاوه دستشو از یه سوراخ کرد تو با یه ذره ور رفتن درو باز کرد و رفتیم تو یه حیاط کوچیک بهش گفتم میخوای بریم جایه دیگه ؟ اونم فوری حس کرد شاید شک دارم و سریع درو بست و گفت تو کونتو آماده کن کاریت نباشه کونی
فهمیده بودم که این یارو اصلاً شوخی نداره و منم گفتم باشه اومدم کون بهت بدم دیگه
بعد از بالای یه در کلید ورداشت و یه درِ دیگرو باز کرد و رفتیم تو.
یه جور کارگاه یا همچین چیزی بود که توش دستگاه و اینجور چیزا بود ، گفت بیا ، بعد رفتیم ته سالن که هم موکت داشت هم لامپ زیاد داشت و حسابی روشن بود.
کفشاشو در آورد و منم همین کارو کردم و رفتیم رو موکت ، منو گرفت و برگردوند و خمم کرد تا کونم قنبل بشه بعد با خشونت چند بار زد به کونم و محکم انگشت کرد لام و گفت ماشاالله فقط کوونی، این شلواره که کار دستت میده . نه ؟
گفتم بده مگه ؟ معلوم میشه چه کونی دارم
بعد با صدای ااه آآآههه من چند بار دیگه از رو شلوار زد به کونمو و محکم انگشت کشید لای چاکِ کونم و بعد گفت در آر لباساتو
بعد اونم با من لخت شد وقتی همه لباسامو در آوردمو یه گوشه انداختم برگشتم و هیکل گنده و پشمالوشو دیدم و دوباره کیر شو دیدم که عینِ یه شلنگ کلفت آویزون بود.
جلوش نشستمو شروع کردم با کیرش بازی کردن
گفتم خیلی گندس کیرت کاوه
گفت واسه تو کمم هست لاشی بخورش گنده تر میشه واست
منم شروع کردم خوردن با کلی ملچ مولوچ و همزمان تخمای پشمالوشم میمالیدم ، یواش یواش کلفتر و سفتر میشد کیرش، واسه اینکه بخورم باید تا جاییکه میشد دهنمو واا میکردم که کیر کلفتش راحت بره ، ولی بازم بعضی وقتا دندونم میخورد بهش که چند سری هم سیلی خوردم و بهم گفت درست بخور لاشی کونی
دهنم حسابی بزاق ترشح کرده بود و پر آب دهن شده بود و با صدای شلپ شلپ تند تند میخوردم و تخماشو که حالا با آب دهنی که از کناره دهنم بیرون ریخته بود خیس شده بود حسابی میمالیدم.
الان حسابی کلفت شده بود کیرش یه جوری که بیشتر از اون دهنم باز نمیشد و نصف درازی کیرشم پر میکرد دهنمو که دو دستی سرمو گرفت و شروع کرد با زور تو دهنم تلمبه زدن و سرمو همزمان و تند تند و محکم عقب و جلو میکرد ، هر چند دفه که میکرد تو حلقم اق میزدم و حسابی نفس نفس افتاده بودم ولی توجهی به من نمیکرد و پشت سر هم میکرد تو ته حلقم ، حسابی اق زدم و صدای شلپ شلپ گاییدن دهنم بلند شده بود اونم اووففف اووفف میکرد و میگفت بخور لاشی بخور مادر جنده ، کون گنده ، دهنتو گاییدم و منم اشک از چشام میومد و حسابی قرمز شده بودم از فشار تلمبه هاش ، حسابی به دهنم حال داد ، بعدم در میاورد و دوباره میکرد تو و اجازه میداد نفس بگیرم و دوباره میکرد تو ، تا جایی که میشد فشار میداد و راحت سرکیرشو تو حلقم میکرد و انقد نیگر میداشت تو حلقم که تقلا کنم، کیرش انقد گنده بود که کامل جا نشه تو دهنم واسه همینم هر سری که میکرد تو با زور فشار میداد که بیشتر از دفه قبل بره و میگفت جا کن تو دهنت کونی لاشی
بعد یه دفه حشرش بالا رفت و چنگ انداخت تو موهامو با همه زورش تا جایی که میتونست تند تند تلمبه میزد و سرمو میکوبید لا پاش تا سر کیرش تو حلقم بره و با صدای بلند اوووفف و اه اه میکرد و منم اق بود که میزدم و زورم نمیرسید و با دستم سعی میکردم از خودم دورش کنم ولی نمیشد و قرمز شده بودمو از دماغمم آب راه افتادِ بود صورتم که کوبیده شد به پشماشو شیکمش و تخماش فهمیدم که دیگه تا دسته کرد تو حلقم هی میگفت خوردی همشو کونی خوردی همشو کونی
اون کیر خر کامل و تا دسته داشت میرفت تو حلقم و بعد چند بار نیگر داشت ته گلومو اه اهِ بلند کشید و با همه زور سرمو کرد تو لا پاشو و کیرشم بیشتر باد کرد و همراهه دست و پا زدنم کلی احساس آب پریدن تو گلو بهم اضافه شد و با اخخخ اخخخ یارو کلی آب کیر ته حلقم خالی کرد و تموم که شد تا شل شد دستاش تونستم سرمو بکشم عقب و کلی سرفه کردمو اق زدمو آب دماغم میومد و اشک و هن هن ، صورتم وضع کونِ پاره پوره داشت که داده باشه ، تو همون بی حالی و وضع داغون بودم که یه لحظه چشمم افتاد به سه تا مرد دیگه که دارن کنارم لخت میشن و من اصلاً نمیدونم از اول بودن یا کی اومدن و از کی اینجان و من کون لخت و دهن گاییدرو از کی نیگاه میکنن...

نوشته: رضا

داستان سکسی:

3.3125
نمره شما: هیچ میانگین 3.3 (16 votes)

نظرات

نخوندم این گی لعنتی رو
سالی که نکوست از بهارش پیداست!!!
روزی که نکوست از شروعش پیداست!
صبحی که با گی شروع بشه مشخصه اون لیست لعنتی با چه مزخرفاتی تموم میشه!
حکم اعدام برای کونی ها کمه! به نظر من باید به مده یک ماه زجر کش بسن به جنازه کثیفشون رو هم بذارن تو بیابون تا مثل بادکنک باد کنه و کرم بزنه بهس!!! آخ که چقدر متنفرم از این موجودات چندش آور!!!

بالا
0 لایک