سکس با خواهرم

این ماجرا از سه هفته پیش شروع شده و واقعا حقیقت داره، اگرچه اینجا هیشکی هیچ داستانی رو واقعآ باور نمیکنه و سر فحش رو به نویسنده ی داستان میکشه که آی دروغه و کسشره و...
خواهر بزرگم سی سالشه از شش سال پیش طلاق گرفته و با پسرش با ما زندگی میکنه.من بیکارم و همش تو خونه ام و مادرم و خواهرم و پدرم اکثر موقع ها خونه هستن و من تا حالا حتی فکر سکس با خواهرم رو هم نمیکردم چون اصلا موقعیتی در کار نبود. تا اینکه یه روز که از خواهرم از یه عروسی برگشته بود میخواستم برم تو اتاقش تا شارژر موبایلشو بردارم و به موبایل خودم بزنم. تا در رو باز کردم دیدم لخته و داره آرایششو پاک میکنه، زود رفتم بیرون اما سینه های بزرگ و بدن پر و سفیدش و باسن بر اومدش برای اولین بار به چشمم اومد و تحریکم کرد و تو ذهنم برای همیشه چاپ شد.تا حالا خواهرمو لخت ندیده بودمو تحریکم نکرده بود. گذشت و همین سه هفته پیش یه فیلم معروف که هردومون منتظرش بودیم بالاخره گیرم اومد و میخواستم ببینمش همون روز هم مامان بابامون رفته بودن شهرستان دیدن اقوام و زنگ زدن که یکی دو روز هم میمونن.غروب بودکه رفتم تو اتاق خودم که فیلمو با کامپیوتر ببینم که خواهرم اومد تو اتق و گفت منم میخوام ببینم. منم گفتم باشه. فیلمو گذاشتم اونم نشست باهام فیلمو ببینه. فیلمه یه جاش صحنه داشت استوپش کردم گفتم برو انگار ناجوره فیلمش! گفت بذار اشکال نداره مگه چیه! منم چون کسی خونه نبود گفتم باشه من کار ندارم من تا تهش نگاه میکنم و استوپش نمیکنم دیگه اگه بهت برخورد برو! اونم گفت اونقدر بیظرفیت نیستم دیگه. خلاصه تا آخر فیلمو باهم دیدیم چهار پنج تا هم صحنه ی سکسی داشت که خودمونو زدیم به اون راه و باهم دیدیمش!
وقتی فیلم تموم شد شامو گرم کردو نشستیم باهم داشتیم میخوردیم. راستش چون خونه خالی بود و هر دومون حشری شده بودیم سر میز شام نگاه هایی رد و بدل میکردیم که با این نوشته ها نمیشه توضیحش داد، فقط همینو بگم که یه حسی تو نگاه هامون بود حس شهوتمون رو به هم حالی میکرد. موقعی که شام تموم شد ظرفارو بلند کرد ببره بشوره که من شونه های لختشو (تاپ پوشیده بود) لمس کردم با مهربونی و شهوت گفتم الان نمیخواد بشوری ... جواب داد: خوب چیکار کنم پس؟منم با حماقت یهو گفتم هیچی. برو اگه خواستی بهم اس ام اس بده! گفت: اس ام اس؟ گفتم آره! بیا حرفای دلمونو اس ام اس کنیم! به نظرم خیلی احمقانه اومد این حرفم اما خب تیری در تاریکی بود.
به اتاقامون رفتیم ساعت دوازده نصف شب شد که اس ام اسش اومد که نوشته بود:خوابیدی یا نه؟ اینم اس ام اس من! : جواب دادم:نه! داشتم به تو فکر میکردم! جواب داد: منم همینطور! نوشتم: عجب فیلمی بودا. جواب داد: آره خوشم اومد! نوشتم: بدن زنه عین بدن تو بود اون روز که اومدم تو اتاق و تو از عروسی کتایون برگشته بودی و داشتی آرایشتو پاک میکردی!جواب داد: چطور بود بدنم؟ نوشتم: انقدر قشنگ بود که یادم رفت خواهرمی و دوست داشتم بغلت کنم و بدنتو ببوسم. جواب داد: چی بگم والا!نوشتم: بیا زن و شوهر بازی! اینو که نوشتم قلبم صد برابر تندتر شروع کرد به زدن. زدم به سیم آخر! ده دقیقه ای طول کشید تا جوابش اومد که: ساعت دو بیا. باهام اصلآ حرف نزن، هرکاری میخوای باهام بکن فقط نه نگاهم کن نه باهام حرف بزن تمام اس ام اسا رو هم پاک کن.
راستش اس ام اسای زیادی نوشتیم همشو یادم نمیاد اونایی که یادم مونده بود رو نوشتم، بعد از این اس ام اس آخری ساعتو دیدم ساعت یک و نیم شب شده بود. نیم ساعت بعد رفتم طرف اتاقش و رفتم تو. اتاق تاریک بود، دیدم به پهلو رو به طرف دیوار خوابیده و پتو رو هم روی سرش کشیده بود. با هیجان و اضطراب زیادی رفتم کنارش دراز کشیدم و رفتم زیر پتو. فکر کردم لباساشو در اورده اما نه لباس داشت. دستمو بردم زیر دامنش و اول رونش و بعد کون نرم و بزرگشو لمس کردم... وایی... دست چپمو گذاشتم رو کسش و دست راستمو بردم زیر تاپش و سینه های داغشو لمس کردم و همزمان کیرمو از رو لباس به کونش فشار دادم.یکمی که ور رفتم به زور به کمر برش گردوندم اونم سریع پتو رو از بدنش برداش و روی سر و صورتش کشید که همدیگه رو نبینیم.دلیل اینکارشو درک میکردم.تاپ و بعد سوتینشو دادم بالا و شروع کردم به بوسیدن سینه هاش و بهد مکیدن نوک سینه هاشو چه سینه های قشنگی داشتو سرخ و سفید و خوش بو.بعد اومدم سمت پاهاش رونها و کونشو لیسیدم تا رسیدم به کسش چند بار کسشو بوسیدم که صدای ناله ی خفه اشو از لای پتوی روی صورتش شنیدم. دیگه تحمل نکردم اومدم روش خواستم کیرم بذارم تو کسش اما نمیدونم از اضطراب و بی تجربگیم بود یا چیز دیگه شایدم به خاطر تاریکی، کیرم تو کسش نمیرفت یا لیز میخورد میرفت لا پاهاش یا به طرف شکمش لیز میخورد که دیدم با دستش اروم کیرم گرفت اول یکم فشارش میداد، بعد انگشتای وسطیش کیرمو کرد تو کسش اما انگشتاشو از کیرم جدا نکرد. عقب و جلو کردم اما بازم انگشتاش هنوز رو کیرم بود تا اینکه فهمیدم هوای کیرمو داره که آبم نریزه تو کسش و به موقع درش بیاره و با اون یکی دستش پتو رو هی به صورتش فشار میداد و سعی میکرد ناله هاشو اینطوری خفه کنه. یه لحظه هم دستشو از صورتش برداشت و سینه اشو اوورد بالا که یعنی سینمو هم حال بده. خوابیدم روش و هم سینه اشو میمکیدم و هم تلمبه میزدم. یکمی دستش رو کیرم اذیت میکرد اما بازم عالی بود. داشت آبم میومد که کیرمو در اووردم یکم دیگه باهاش ور رفتم و دوباره کردم تو کسش تا اینکه قبل از اینکه آبم بیاد کیرمو در اووردم یه دستمال کاغذی ورداشتم و آبمو تو دستمال خالی کردم.من ارضا شدم اما فکر نکنم اون ارضا شده بود. خلاصه این ماجرا گذشت و فردا صبحش هم خودمونو زدیم به اون راه! چند روز دیگه هم که مامان بابامون شب خونه نباشن میخوام به همون روش خواهرمو بکنم

نوشته: آرمین

3.30213
نمره شما: هیچ :میانگین 3.3 (235 رأی )

99 نظر

کس و شر

نوشته mahdi2008 در 27. خرداد 1390 - 0:17

کس و شر

shomarasho midi behem:D:D:D

نوشته navid.b3da در 27. خرداد 1390 - 0:31

shomarasho midi behem:D:D:D

(بدون موضوع)

نوشته i am tanhatarin در 27. خرداد 1390 - 0:33

Sigh

(بدون موضوع)

نوشته bita296 در 27. خرداد 1390 - 0:51

At Wits End

من کاری به راستو دروغش ندارم

نوشته sina3900 در 27. خرداد 1390 - 0:54

من کاری به راستو دروغش ندارم فقط میتونم بگم واسط متاسفم و خاک تو سرت آشغال عوضی

آخه مادر جنه چرا اینقدر دروغ

نوشته masoud_maher در 27. خرداد 1390 - 0:53

آخه مادر جنه چرا اینقدر دروغ میگی؟ مگه مجبوری؟؟؟؟؟لابد بعد از داستان تخمی تخیلیت جق هم زدی!!!!!بچه کونی پس بچه خواهرت کدوم گوری بوده لابد اونم خواب بوده!!مگه مجبورید لاف بیاید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اخه كير تو كون تو و كس اون

نوشته erfan_hd در 27. خرداد 1390 - 1:18

اخه كير تو كون تو و كس اون خواهرت
_من چقدر بگم كه با كمر پر نخوابين_
حالا بازام يكي مياد ميخوابه
ابرو هرچي داستان نويس سكس رو بردين

(بدون موضوع)

نوشته samaniii در 27. خرداد 1390 - 1:35

Raised Eyebrow

(بدون موضوع)

نوشته ali 90 در 27. خرداد 1390 - 1:48

At Wits End

چنتا سوال دارم؟ خواهر داری ؟

نوشته berkeh 3 rah در 27. خرداد 1390 - 1:56

Thinking چنتا سوال دارم؟ خواهر داری ؟ بچه خواهرت کجاس؟ خواهر کسه ای؟ فحش دوست داری؟ بی ناموسی؟ راستی هوس سکس اس م اسی کردم گفتی شماره این جندهه ببخشید خواهرت چند بود؟ خواهر دیگه ای نداری ;)؟

من کاری به راست یا دروغ بودن

نوشته vmvm در 27. خرداد 1390 - 2:26

من کاری به راست یا دروغ بودن داستان ندارم هرچند میدونم دروغ محضه.
اما خاک تو سر نویسنده نامحترم که به خواهرش نظر داره آدم جاکش پوفیوض کسکش میگن همینه اگه خواهرت میخاره یه پیام واسم بذار من اولین تجربه سکسمو با اون داشته باشم.
چسو داستان مینویسی همه جنبه هارو ببین بچه خواهرت کدوم گوری بود نکنه حروم زاده بوده ولش کردین خیابون شوهرشم به خاطر این طلاقش داده آخه زنی که شهوتی بشه شوهرش نباشه به برادرش بده حتما به غریبه هام میده.
از این فحش هایی که نثارت میشه درس عبرتبگیر تو رفتارت تجدیدنظر کن.
کم جق بزن مغزت پوک میشه.

متفاوت نظراتم رو می گم کارم

نوشته yosef 1369 در 27. خرداد 1390 - 2:33

متفاوت نظراتم رو می گم
کارم نظر متفاوته:
اول باید بگم که اگه راست باشه اشکالی نداره از نظر من
چند موضوع رو باید ایراد بگیرم.
اول اینکه گفتی با بچش اومده ولی تو داستان بچه گم شده بود و انگار خونه نبوده
دوم جنده ها هم به این راحتی وا نمی دن.شاید خواهرت بله
سومم فکر کنم خیلی دوست داری خواهرن بکنی انشالله که بتونی و هم خودت کیف کنی مثل خر و خواهرت.

چفی کس مفز یه بار داستانه

نوشته filter sex love در 27. خرداد 1390 - 4:36

چفی کس مفز
یه بار داستانه خودت را به خون بد بزار
نتونستی خواهرت ارضا کونی بیارش من ارضاش می کونم 100% تضمینی
خاک بر سرت
چقی

سلام به همه_خواستم يه چيزي رو

نوشته M.K.24 در 27. خرداد 1390 - 8:07

سلام به همه_خواستم يه چيزي رو به بچه هايي كه نظرميدن بگم:شماكه ازهمون اول داستان شروع ميكنيد خوندن وميبينيدكه سكس خانوادگي هست چراتاآخرداستانو ميخونيد بعدبه نويسنده ناسزا ميگيد؟اگه توقسمت داستان هاي سكسي نگاه كنيد ميبينيد كه بيشترين اماربازديد مال داستان هاي خانوادگيه.پس نتيجه ميگيريم كه فحش دادن شما هيچ مشكليو حل نميكنه پس خواهشا يا نظر ندين يااگه نظرميدين ناسزاتوش نباشه_ازهمتون ممنونم

سلام داستانت قشنگ بود.و به

نوشته armankhoshkele در 27. خرداد 1390 - 8:27

سلام
داستانت قشنگ بود.و به نظر من راست میومد
و یه سوال:یعنی شماها میگین کسی خواهرشو تا حالا نکرده؟

دوستان همه یه حالی بهت

نوشته Daniel Roy در 27. خرداد 1390 - 10:55

دوستان همه یه حالی بهت دادن
فقط میگم کسی که به خواهر خودش نظر داشته باشه آدم نسیت
تو حرومزاده واسه یکی یه تخم حروم پس میندازی
یکی دیگه هم واسه تو یه تخم حروم پس میندازه
آدم باش
دری وری ننویس

sمیدونی چرا روش نشد پس بگو

نوشته ChitiBoy در 27. خرداد 1390 - 13:02

sمیدونی چرا روش نشد پس بگو بیاد با من تا خجالتش از بین بره

Vageie bod . Tabrik migam .

نوشته Mamormakhfi در 27. خرداد 1390 - 13:07

Vageie bod . Tabrik migam .Cool

کس بگو چون زندگی فقط ارزش

نوشته سام نقاد در 27. خرداد 1390 - 13:31

کس بگو چون زندگی فقط ارزش کس گفتن داره تو کس نگی که بگه ؛ افرین کیرم تو چشت ؛ فقط 5 خطشو خوندم ؛ با اس ام اس خرش کردی!!! اردک تو کس خواهرت اگه راست نگی

آخه کونی اگرم میخوای ببافی از

نوشته کیانجلس در 27. خرداد 1390 - 13:48

آخه کونی اگرم میخوای ببافی از کس دیگه خرج کن نه خواهرت.حتما خواهر نداری اگه داشتی میفهمیدی رابطه خواهر-برادری چه فرمیه.حالا خالی هم میبندی حواست باشه. میگی اتاق تاریک بود بعد تو تاریکی چجوری سرخی و سفیدی سینه ی اونو دیدی؟همین کس شعرارو میگی همه فحشت میدن دیگه ان.

فقط میگم خاک کنم در کونت با

نوشته ART MAN در 27. خرداد 1390 - 14:41

فقط میگم خاک کنم در کونت با این داستانت نخوندمش

azize man ya kamelan dataneto

نوشته llvllaMaD.007 در 27. خرداد 1390 - 16:00

azize man ya kamelan dataneto ba jozeeyat benevis ya nanevis k fosh nakhori.
be nazare man khoob bood.
ama ye soal az bax chera hamishe ta yeki mire too kafe khahar.madar ya familesh baghye hame miran mosaferat???????????:-o

جاکش هر گه ای که میخوری حالا

نوشته ajdar. در 27. خرداد 1390 - 18:34

جاکش هر گه ای که میخوری حالا چه راست چه دروغ مجبور نیستی که برا بقیه تعریف کنی

nemidunam chera mikhaid

نوشته مهدی احسانی در 27. خرداد 1390 - 22:56

nemidunam chera mikhaid arzeshe ma iraniharu ba in kosesherha paei biarin man beht harfi nemizanam chich tuhini ham nemikunam vali inu bedun kesi ke be namuse khudesh khianat kune bahivuni ke hichi nemifahme hich farghi nadare shahvat ru hame daran pas baiad harki ke kiresh rast mishe be madar vaya khaharesh bepare kami fekr kun vabad dastan benvis

آخه ناموس جنده كسي كه رابطه ش

نوشته mamali666 در 27. خرداد 1390 - 23:47

آخه ناموس جنده كسي كه رابطه ش با خواهرش جوريه كه واسه ديدن صحنه هاي فيلم معذبه و تا حالا با هم نگاه نكردن به اين راحتي باهم سكس ميكنن؟تو يا خواهر نداري يا اگرم داري از نوع جندشه.ولي اگه نداري يه پيشنهادبرات دارم.اين دفعه با مامانت بشين فيلم نگاه كن.كوسكش بي ناموس

میدونی چرا داستان های سکس

نوشته انسان در 28. خرداد 1390 - 0:10

میدونی چرا داستان های سکس خانوادگی آمار بازدیدشون زیاده؟؟
چون واسه ایرانی جماعت که اند غیرت ومردونگین جای سواله این حیونای بی شرف کین که این مزخرفات ومینویسن وباورشون نمیشه تو ایران این اتفاقا بیفته اگه هم بیفته شک نکنید طرفین حروم زادن

خیالت راحت شد ؟؟؟؟؟؟ اگه کمه

نوشته berkeh 3 rah در 28. خرداد 1390 - 0:26

خیالت راحت شد ؟؟؟؟؟؟ اگه کمه یه داستانم از ننت بنویس بچه دست به قلمشون خوبه از خجالتت در میان!!!!! مطمعن باش من بین خودنو خواهرت خودتو می کنم !!!!

حالا خواهرتو به ما نمی دی

نوشته alat در 28. خرداد 1390 - 1:15

حالا خواهرتو به ما نمی دی بکنیم؟

سلام بر نويسنده ي اين داستان

نوشته MRSBOY در 28. خرداد 1390 - 4:42

سلام بر نويسنده ي اين داستان و بچه ها:
١-داداش گلم شما مثل اينكه اوقده داري نه؟
٢-داستانت واقعا...آخه چي بگم ميشه بگي چند سالت بود وقتي داشتي اون فيلم رو تماشا ميكردي كه به خواهر 30سالت گفتي به باطن تو بي جنبه اي اين فيلم صحنه داره برو بيرون يكم فكر كني ميبيني بي جنبه تر از تو كسي توي اون خونه نيست!
٣-راستي گفتي خواهرت بچه داره پس بچش كجا بود توي داستانت!!؟؟
٤-فكر كنم عقلت كمه(معلول ذهني) يا واقعا بچه اي كه اومدي داستان نوشتي تو به خواهرت گفتي ساعت 1:5شب بيا زن و شوهر بازي كنيم؟؟
٥-تاوسط هاي داستانت رو خوندم ديدم ريدي داداش ريدي
امضا:MRS BOY

bazam sex ba maharam?khak bar

نوشته sara_cute در 28. خرداد 1390 - 15:40

bazam sex ba maharam?khak bar sare marizetoon konan

کیر نداشتم تو دهنت انتر

نوشته malena777 در 28. خرداد 1390 - 22:43

کیر نداشتم تو دهنت انتر

خواهر کوسه اون که محرم تو

نوشته mozh در 31. خرداد 1390 - 0:03

خواهر کوسه اون که محرم تو نیست بچه های امیر کبیر مگه مرده بود

دختر ها معمولا 4 نوع برادر

نوشته sniper-dan در 2. تير 1390 - 13:42

دختر ها معمولا 4 نوع برادر دارن:1- برادر خوش تیپ که جلو دوستاشون پز بدن بگن دوست پسرمه2- برادر های اینترنتی که براشون کارت اعتباری و این جور چیزا جور می کنن 3- برادر های پولدار که یه ماشین مدل بالا دارن و خواهر هاشون رو به موقع به محل قرارشون می رسونن 4- برادرهای واقعی که چشم دیدنشونو ندارن!
فکر کنم نویسنده از نوع اول باشه و خواهرش هم به نحو احسن از وجودش استفاده کرده

سايت سكسي و نصيحت؟!!!!!! نمي

نوشته Kian XXX در 23. تير 1390 - 2:47

سايت سكسي و نصيحت؟!!!!!!
نمي دونم چرا بعضيا وارد سايت سكسي ميشن، سكس خونوادگي رو تا ته ميخونن و بعدم توأم با فحاشي درس اخلاق ميدن؟!!!!
خوب عزيز من اگه سكس با محارمو نمي پسندي شما نكن... نخون... و نظرم نده. لطفاً

چوب کربیت سازمان آب وبرق تو

نوشته Tala.samo@yahoo.com در 31. تير 1390 - 8:56

چوب کربیت سازمان آب وبرق تو ک... اگر دروغ گفته باشی.

تا به حال اینجور داستان رو

نوشته dostdare_kon در 3. مرداد 1390 - 19:49

تا به حال اینجور داستان رو نخوندم . ولی میتونم بگم خیلی تخم حرومی!

کووووووووووووووونییییی

نوشته sex machine در 8. مرداد 1390 - 2:23

کووووووووووووووونییییی Devil At Wits End

baw baz inke khoobe ooon

نوشته hannan در 15. مرداد 1390 - 10:35

baw baz inke khoobe ooon yeki vardashte bache khodesho karde oon yeki madare khodesho gaeede dge man chi behet begam akhe kooonde khali band chi behet begam ?

jaleb bod mer30

نوشته ab1369 در 17. مرداد 1390 - 21:52

jaleb bod mer30

بابا چیکارش دارین فحشش میدین

نوشته sahel 2 در 20. مرداد 1390 - 2:35

بابا چیکارش دارین فحشش میدین خواهرشه اختیارشو داره تازه بهتر از اینه که غریبه بکنتش!!!!! آقا پسر معلومه دوستان باور نکردن شماره آبجیتو بفرس تا من بکنم و ب دوستان تعریف کنم تا باور کننsohrabjafari31@gmail.com

چاقال خواهرم كسشو بكنه تو

نوشته كيوان جون در 20. مرداد 1390 - 22:58

چاقال خواهرم كسشو بكنه تو دهنم من حشري نميشم چرا انقدر شرو ور ميگي من كلن به دختر خاله ي همسن خودم با اينكه از نظر بقيه مانكن من ازش حالم بهم ميخوره اين چه مزخرفي بود ديگه !!!! اه اه يك ذره حيا داشته باش .....

کوس کش واقعی به تو میگن افرین

نوشته mj1333 در 24. مرداد 1390 - 11:41

کوس کش واقعی به تو میگن افرین به کارت ادامه بده شایدم یه روز بچت کس کشی مادرتو زنتو و... کرد اگه خواهری مادری چیزی داری بهم خبر بده ما بچه های سایت برای خدمت کذاری اماده ایم مگه نه بچه ها؟کس کش

aaaali bood

نوشته mamad and1 در 8. شهريور 1390 - 12:12

aaaali bood

فقط و فقط کمبود...

نوشته شراره0111 در 8. شهريور 1390 - 12:41

فقط و فقط کمبود...

خواهرت دستشو گذاشت رو كيرت تا

نوشته لوطي در 10. شهريور 1390 - 6:18

خواهرت دستشو گذاشت رو كيرت تا ابت نياد؟؟؟؟؟؟؟؟؟كسكش همش دروغ بود

koso sher tamam.

نوشته reza55 در 13. شهريور 1390 - 22:45

koso sher tamam.

شاید خواهرت بخواد به من بده

نوشته fariborz 26 در 17. شهريور 1390 - 19:25

شاید خواهرت بخواد به من بده

شما ها همه کس کشین و گرنه تو

نوشته ahmadbahal در 18. شهريور 1390 - 2:56

شما ها همه کس کشین و گرنه تو این سایت تاب نمی خوردید و این صفحه رو بخونید

كسي كه نمي تونه دوست دختر

نوشته پشم كس در 21. شهريور 1390 - 18:23

كسي كه نمي تونه دوست دختر پيدا كنه و خواهر يا مادر خودشو ميگاد واقعا كه انسان نيست خاك بر سر تو الاغ

عمتم گاییدم!!! رسما!!!

نوشته eSahand در 22. شهريور 1390 - 1:44

عمتم گاییدم!!! رسما!!!

دلم برای خواهرت سوخت اذیتش

نوشته دخمل در 22. شهريور 1390 - 19:34

Raised Eyebrow Sad دلم برای خواهرت سوخت اذیتش نکن

اه. مجبورت کرذن این همه دروغ

نوشته parvazi در 27. شهريور 1390 - 20:55

اه. مجبورت کرذن این همه دروغ سر هم کنی؟

يني چي

نوشته مريم خانم در 27. شهريور 1390 - 21:24

يني چي چراپتوروكشيدسرش¿¿¿¿
نميدونم چراشماپسراشهوتي ميشيد هركي دم دستتونه ميكنيد،أه بي غيرت
اون ابجيتم حتماجنده تشريف داشته طلاقش دادن اومده وره دلتون
ارره شك نكن
Smile

اولا خیلی کس خلی که این

نوشته jabiz در 29. شهريور 1390 - 16:13

اولا خیلی کس خلی که این داستانو اگه حتی اتفاقم افتاده باشه نوشتی بعدم یاد حرف مربی رانندگیم افتادم میگفت خانوما تو شب تاریک 20 سانت کیرو تو 2 سانت کس جا میدن ولی تو روز روشن 2 متر ماشینو نمیتونن تو 5 متر جا پارک پارک کنن فکر کنم خوهرتم از این دست شایدم ماهر تر باشه چون با وجود پتویی که رو صورتش بود اینکارو کرد

sksi tar benevis montazeram

نوشته bahar7080 در 3. مهر 1390 - 11:13

sksi tar benevis montazeram

بابا اگه این خواهر کوسه

نوشته emperatore sex در 7. مهر 1390 - 23:48

بابا اگه این خواهر کوسه ننویسه اخه ماها چی بخونیم پس یکی راستشو بگه تا این دروغ ننویسه اینقد فوش ندین این خواهر کوسه رو (اگه خواستی دفعه بعد من کمکت میکونم باهم بکونیم بعد باهم بنویسیم حرفه دوتا شاهدو بهتر باور میکنن این جوری هم خواهرت بیشتر کیف میکونه)emperatore2040@yahoo.com

سلام خدمت همه دوستان... من

نوشته amir_ariaii021 در 24. آبان 1390 - 2:58

سلام خدمت همه دوستان...
من این داستان رو تایید نمیکنم ولی دلیل هم نمیشه فحش بدیم به نویسندش شما میدونستی این داستان سکس با خواهر هستش نمیخوندی که بخوای فحش بدی...
ولی جالب نبود خیلی مسخره و غیره طبیعی بود.

kiram dahane nane babat

نوشته safagold در 30. آبان 1390 - 13:49

kiram dahane nane babat

یه سوال: بچه خواهرت کجا

نوشته gv در 6. آذر 1390 - 19:28

یه سوال:
بچه خواهرت کجا بود؟؟؟؟؟؟؟
کوس نوشتی

داستان خوبی بود به نظر واقعی

نوشته M13666 در 22. آذر 1390 - 19:48

داستان خوبی بود به نظر واقعی میومد ولی خیلی کس مغز بودی که نتونستی ارضاش کنی،دفعه بعد سعیتو بکن و از این رابطه لذت ببر.

khayli dastane ehsasi bood

نوشته hamidsis در 3. دى 1390 - 17:29

khayli dastane ehsasi bood vasat arezoye movafaghiat daram ham khodet ham khaharet omidvaram hamishe hal konia

خیلی عالی بود و واقعی بود من

نوشته zanamobokon در 9. دى 1390 - 2:53

خیلی عالی بود و واقعی بود من باور میکنم چون خودم همینجوری خواهرمو کردم. تقریبا شبیه این. بهم ایمیل بزن با هم آشنا بشیم. bokon_83@yahoo.com

خیلی عالی بود و واقعی بود من

نوشته zanamobokon در 9. دى 1390 - 2:55

خیلی عالی بود و واقعی بود من باور میکنم چون خودم همینجوری خواهرمو کردم. تقریبا شبیه این. بهم ایمیل بزن با هم آشنا بشیم. bokon_83@yahoo.com

دروغه داستانت نمیدونم اصلا

نوشته hamedak11 در 18. دى 1390 - 7:01

دروغه داستانت نمیدونم اصلا چطور وجدانت به مغزت اجازه میده همچین فکرای بکنی اصلا مغز داری ما ایرانیها به کجا داریم میریم اینقدر شتابان

خاک بر سرت که با خواهرت

نوشته axxx در 21. دى 1390 - 1:45

خاک بر سرت که با خواهرت اینکارو کردی کونی.آدم مگه با خواهرش این کارارو میکنه بی غیرت.خاک بر سر پدرومادرت که تورو بزرگ کردن.بزار بمیر.ریدم تو غیرت.

کص مقض کله کیری

نوشته مرد قوی در 5. بهمن 1390 - 22:04

Rolling On The Floor کص مقض کله کیری
Rolling On The Floor Rolling On The Floor Rolling On The Floor Rolling On The Floor Rolling On The Floor Rolling On The Floor Rolling On The Floor Rolling On The Floor Rolling On The Floor Rolling On The Floor Rolling On The Floor Rolling On The Floor Rolling On The Floor Rolling On The Floor
Rolling On The Floor Rolling On The Floor Rolling On The Floor Rolling On The Floor Rolling On The Floor Rolling On The Floor Rolling On The Floor Rolling On The Floor Rolling On The Floor Rolling On The Floor Rolling On The Floor Rolling On The Floor Rolling On The Floor Rolling On The Floor Rolling On The Floor
Rolling On The Floor Rolling On The Floor Rolling On The Floor Rolling On The Floor Rolling On The Floor Rolling On The Floor Rolling On The Floor Rolling On The Floor Rolling On The Floor Rolling On The Floor Rolling On The Floor Rolling On The Floor Rolling On The Floor Rolling On The Floor
Rolling On The Floor Rolling On The Floor Rolling On The Floor Rolling On The Floor Rolling On The Floor Rolling On The Floor Rolling On The Floor Rolling On The Floor Rolling On The Floor Rolling On The Floor Rolling On The Floor Rolling On The Floor Rolling On The Floor Rolling On The Floor Rolling On The Floor

ببينيد بچه ها من كاري به

نوشته mehdi abdi در 12. بهمن 1390 - 9:51

ببينيد بچه ها من كاري به دروغش ندارم اما بايد قبول كنيم آدمايي هستن تو جامعه كه از اين كثافت كاريا انجام ميدن!مثالش تو محل ما يارو خواهرشو كه دختر بود حامله كرد!!! متاسفم واس خودم كه اينجا زندگي ميكنم

ببينيد بچه ها من كاري به

نوشته mehdi abdi در 12. بهمن 1390 - 9:53

ببينيد بچه ها من كاري به دروغش ندارم اما بايد قبول كنيم آدمايي هستن تو جامعه كه از اين كثافت كاريا انجام ميدن!مثالش تو محل ما يارو خواهرشو كه دختر بود حامله كرد!!! متاسفم واس خودم كه اينجا زندگي ميكنم

یعنی مادرت رو گایدم با این

نوشته king486 در 20. بهمن 1390 - 22:23

یعنی مادرت رو گایدم با این داستانت آخه کونی مادر آدم باید چه قدر پست باشه که به خواهر خودش نظر داشته باشه
اگه ببینمت طوری می کنمت که خون بالا بیاری.لاشی کیرم تو دهنت بی ناموس

ahmag

نوشته farzaad در 6. اسفند 1390 - 16:05

ahmag

(من بیکارم و همش تو خونه ام و

نوشته abtinjoon در 12. اسفند 1390 - 4:54

(من بیکارم و همش تو خونه ام و مادرم و خواهرم و پدرم اکثر موقع ها خونه هستن) .اول داستانت اینو نوشتی من از دستت ناراحت نیستم بهتم فحش نمیدم چون خودت گربه رو دم حجله کشتی.آره فک کنم از بیکاری مخت گوزیده .راسی شما ها که همش خونه اید روزیتون از کجا میاد که میتونید بچه خواهرتم نون بدید. امان از این بیکاری که باعث شده خیلی ها مغزشون گوز پیچ بشه و بیان اینجا بلغور کنن

به قول بچهها من کار به راست

نوشته rezalow در 12. فروردين 1391 - 21:45

به قول بچهها من کار به راست دروغش ندارم ولی کیر تو کوس ننه تو که چه راست چه دروغ پا خواهرت کشیدی وسط بی ناموس

yani vaghean kasi khaharesho

نوشته hediee در 29. فروردين 1391 - 23:32

yani vaghean kasi khaharesho karde???????? woow mg mishe...

salam be hameye shahvani haye

نوشته sex00764 در 14. ارديبهشت 1391 - 23:53

salam be hameye shahvani haye aziz
nemidonam chera dostan faghat baladan fohsh va darivari be nevisandeye dastan bedan hala in bande khoda ye dastan nevesht rast ya doroghesh paye khodesh binamosi ya ba namosisham be khodesh rabt dare
khaheshan shoma faght dar morede neveshtane dastan ke dar che hadi hast nazar bedin

اخه مرتیکه تو اون تاریکی شب

نوشته mhzfucker در 7. خرداد 1391 - 14:33

اخه مرتیکه تو اون تاریکی شب ،زیر پتو ، تو چطور رنگ سیزنه خواهرت رو تشخیص دادی؟

کوسه

نوشته arash_ix در 8. خرداد 1391 - 0:19

کوسه ننتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت بی غیرت دروغگو

خاک تو سرت با اون خیالاتت یکم

نوشته hamid reza_mg در 8. خرداد 1391 - 4:21

خاک تو سرت با اون خیالاتت
یکم تخیل به خرج بده خب
حداقل یکم جو بده
از راه امده بریم زن شوهر بازی مگه بچه مهده کودکی هستی ؟ خاک تو سرت
یک سوال دیگه این بچه خواهرت قیبش زد
چون بچه های دیگه میگن فحش ندین ما هم نمی دیم

قشنگ ترین داستان سکسی بود که

نوشته samank در 11. مرداد 1391 - 13:11

قشنگ ترین داستان سکسی بود که تا حالا خونده بودم. عالی بود.
مرسی

قشنگ ترین داستان سکسی بود که

نوشته samank در 11. مرداد 1391 - 13:14

قشنگ ترین داستان سکسی بود که تا حالا خونده بودم. عالی بود.
مرسی

قبول دارم دقیقا

نوشته ehsan perspolis در 16. مرداد 1391 - 14:37

قبول دارم
دقیقا

احمق کثیف خواهر و مادر که

نوشته --nolove-- در 30. مرداد 1391 - 20:26

احمق کثیف خواهر و مادر که تنها چیزیه که از شرف واسه ما ایرانیا مونده اینم بیا لگدمال کن من داستانارو هیچوخ نمیخونم عنوانشو میبینم صد لعنت به پدرت میفرستم که اگه ابشو بغل بوته میریخت شرف داشت که تو رو درست کرد تف به زاتت تف به زات همه کثافتای بی ناموسی که سکس با محارمو بنویسن بابا تو دین ریدید تو غیرت ریدید تو عزت ریدید تو شرفتون تو ناموستون دیگه نرینید که شرمم میشه بگم هموطن دیگه ننویس برو افکارتو عوض کن

احمق کثیف خواهر و مادر که

نوشته --nolove-- در 30. مرداد 1391 - 20:30

احمق کثیف خواهر و مادر که تنها چیزیه که از شرف واسه ما ایرانیا مونده اینم بیا لگدمال کن من داستانارو هیچوخ نمیخونم عنوانشو میبینم صد لعنت به پدرت میفرستم که اگه ابشو بغل بوته میریخت شرف داشت که تو رو درست کرد تف به زاتت تف به زات همه کثافتای بی ناموسی که سکس با محارمو بنویسن بابا تو دین ریدید تو غیرت ریدید تو عزت ریدید تو شرفتون تو ناموستون دیگه نرینید که شرمم میشه بگم هموطن دیگه ننویس برو افکارتو عوض کن

خوب اقا شما مجبوری دروغ

نوشته shahan در 12. شهريور 1391 - 21:26

خوب اقا شما مجبوری دروغ بنویسی
آنهم دروغ همراه با یک عمل زشت و ضد انسانی و عقلی
آخر چه اصرای به گند کشیدن روابط خانوادگی
آخر پسر جان تو از سکس با دخترها هیچی سرت نمیشه لاقل دروغ ننویس وچون نادانان بی شرف عمل نکن
باز باید خدمت شما عرض کنم ای انسان خردمند و ای که ادعای شعور داری اکثر دکترای روانشناسی و علم اخلاق سکس با محارم را رد و ضایعات جبران ناپذیر آن را برای شمایانی که شهوت عقلتان را کور کرده در کتابها و سخنرانیهایشان توضیح داده اند از روانشناسان آمریکائی و انگلیس و یونانی و ......گرفته تا روانشناسان و دکترای خودمان تا ادیان مختلف
حال شمایان چه اصراری برای تبلیغ یک عمل غیر انسانی و غیر اصولی دارید
کسی که در زندگی هیچ حد و مرزی برای رفتارهای سکسی و عاطفی و عقلانی خویش ندارد دقیقاً یک مجرم و قاتل میماند. چون مجرم و قاتل و متجاوز گر هیچ حد و مرزی برای وحشیگری های خویش قائل نیستند آیا شما نمیخواهید دست از عصیان گریتان بردارید؟؟!!!

یک زمانی وقتی داستان سکس

نوشته gog2000 در 22. شهريور 1391 - 1:39

یک زمانی وقتی داستان سکس خانوادگی می خوندم بد جوری کیرم راست می شد
الانم از خواندم این داستان راست شد ولی نه از روی شهوت بلکه برای اینکه بشاشم روی این داستان

اخه این چیه نوشتی
یکم قوه تخیل داشته باشین

راستی میگن یک بسیجی رفت تو

نوشته gog2000 در 22. شهريور 1391 - 2:04

راستی میگن یک بسیجی رفت تو فیس بوک و نوشت
استفاده از فیلتر شکن شرعا و قانونا حرام است

.
.
یکی نبود بهش بگه اخه بسیجی کوس مغز تو خودت با بیل وارد شدی

قابل توجه بعضی ها که میان توی سایت سکس بعد شروع به دادن درس اخلاقی می کنن!!!!!!!

اینا فقط داستانن و عالم و ادم هم فحش میدن که همش کس شعره پس شما چرا بیخودی جو گیر میشین؟؟؟؟

اميدوارم اين دروغت راست باشه

نوشته sagharjoon در 22. شهريور 1391 - 2:25

اميدوارم اين دروغت راست باشه و يه روزي خواهرتو بكني ولي با اين تفاوت كه دستشو نگيره به كيرت و آبت بريزه توو كوسش و بعد از 9 ماه دايي بشي و بچه دختر باشه و اون بچه رو پسر خواهرت بكنه و اون هم حامله بشه و دوباره بچه دختر بشه .راستي بچه ي خواهرت كجا رفت؟فكر كنم گفتي خواهرت يه پسر داره؟؟؟؟
كير جمع كثيري از راهپيمايان روز قدس توو كون پدر پدرسگت،سكس با محارم ننويس.
سپاس دوستان

اینا همش برنامه ریزی شده

نوشته Amante در 22. شهريور 1391 - 2:38

اینا همش برنامه ریزی شده است
سعی در فریب و دزدیدن افکار افراد نا اگاه رو دارند
طرف وقتی این داستانا رو میخونه ترقیب میشه که اینکار رو انجام بده
بسا کسانی که با خواندن چنین عناوینی فریب خورده

متاسفانه این دسته از افراد کج فهمند و...

بماند من نصیحت نمیکنم فوهش هم نمیدم
فقط بدونید نظر به ناموس داشتن کار یه ادم حقیر جقیه که مغزش فقط سکس لازم داره فرقی نمیکنه خر باشه یا مادرش میخواد بکنه توش و ارضا بشه

ناموس برای ایرانی دیگه معنی نمیده وقتی همه دنبال سوارخن یا مرغ که بکنن
افسوس و صد افسوس...

اینا همش برنامه ریزی شده

نوشته Amante در 22. شهريور 1391 - 2:39

اینا همش برنامه ریزی شده است
سعی در فریب و دزدیدن افکار افراد نا اگاه رو دارند
طرف وقتی این داستانا رو میخونه ترقیب میشه که اینکار رو انجام بده
بسا کسانی که با خواندن چنین عناوینی فریب خورده

متاسفانه این دسته از افراد کج فهمند و...

بماند من نصیحت نمیکنم فوهش هم نمیدم
فقط بدونید نظر به ناموس داشتن کار یه ادم حقیر جقیه که مغزش فقط سکس لازم داره فرقی نمیکنه خر باشه یا مادرش میخواد بکنه توش و ارضا بشه

ناموس برای ایرانی دیگه معنی نمیده وقتی همه دنبال سوارخن یا مرغ که بکنن
افسوس و صد افسوس...

چطوری اقا یه کاری کن خواهرتو

نوشته SIFTALLFAK32 در 15. مهر 1391 - 20:58

چطوری
اقا یه کاری کن خواهرتو بیار دست جمعی بکنیم
اگه ننت هم بیاری خوبی

کسکش اخه ومجبوری لاف بزنی

نوشته katalizur در 30. مهر 1391 - 17:11

کسکش اخه ومجبوری لاف بزنی آمامتور تابلو بود که بافته ذهن کس مغزته