شما اینجا هستید

سکس زنم شیرین

سلام .ميخواهم برايتان از خودم وهمسرم داستان بگويم.اسم من آرش است در حدود جهار سال است ازدواج كرده ام.هميشه تنوع در سكس را دوست داشته و دارم. زندگي بدون تنوع هيج مفهومي ندارد. خيلي شبها بعد از سكس با خود فكر ميكردم جرا اينقدر تكرار؟ مگر نه اين است كه سكس براي لذت بردن است؟
ايا اگر ادم از سكس خود لذت نبرد براي جه اين عمل را هر روز تكرار كند؟ در جشمان همسر خود ميخاندم از سكس ما راضي نبوده.او هم حق داشت هر روز تكرار يك مدل مرد.
وقتي به سر كار ميرفتم همش تو اين فكر بودم كه جگونه در سكس تنوع به وجود بياورم؟
تا اينكه يك روز اتفاقي افتاد كه زندگي مرا بسوي شيرين شدن سوق داد.اون روز وقتي من به سر كار رفتم دوستم امير در اتاق بود با كامپيوتر كارميكرد,سلام كردم.با مهرباني جواب سلاممو داد. گفت جطوري ارش جان گفتم مرسي,امير داري جيكار ميكني؟گفت دارم تو سايت اويزون ميگردم. گفتم اويزون جيه؟
برام توضيح داد كه يك سايته سكسيه.برام اهميت نداشت ولي وقتي فهميدم كه در اين سايت داستانهاي سكسي هم هست كنجكاو شدم.ادرس سايتو از امير گرفتم و به كار مشغول شدم.تا وقتي رفتم خونه,يكسر رفتم رو سايت اويزون.جند تا داستان خوندم جالب بودن خوشم اومد.خانومم اومده بود كنارم و با هم داشتيم ميخونديم.تا اينج خيلي عادي بود.تا اينكه به داستان زيباي رسيديم كه زندگي من و مريم رو تغير داد.( پارتي هاي محمود)
داستان رو باهيجان مطالعه كرديم واقعن خيلي شيرين بود.وقتي داستان رو ميخونديم زنم داشت كسشو ميماليد خيلي وقت بود با اين سوزش اينكاررو نكرده بود. گفتم شيرين جه حالي ميكنن بعضيا. گفت ارش بيا ما براي خود يك سكس جند نفري بذاريم تا طعم راستي سكس رو بدونيم.منتظر اين حرف بودم شيرين رو بغل كردم و كفتم جقدر زيباااااا
تصميم گرفتيم جندتا از دوستان رو به اين سكس بارتي دعوت كنيم.كه براي جلسه اول همه مرد بودن فقط شيرين زن بود و يك پسر همجنسباز كه دوست امير بود هم در بين مهمانان بودن.روز پارتي زنم به ارايشگاه رفت از ساعت سه بعداز ظهرتا شش و نيم به خودش مشغول بود.شام مفصلي از رستوران اورده بوديم .مهمانها دانه دانه ميامدند.سعيد,فرهاد.جمشيد سيبيل كلفت,امير دوست عزيزم,الفرد همجنس باز كه يك بوت بسيار گرمه,وخليل كه در بين دوستان به كيركلفت معروفه.وبالاخره نقل مجلس شيرين جونم.
با ورود زنم هلهله أي شد كه نگو همه به طرفش حمله كردن و هي ميبوسيدنش.خليل كه فقط باسناشو ميبوسيد.شيرين به زور از زير دست اين كيرا فرار كرد.و امد پيش من.من بلند داد زدم بابا اروم كسش كه تموم نميشه
امير گفت بابا از غروب تا حالا منتظر شيرين خانوميم تا حالا دو بار جلق زدم.و همه خنديديم. گفتم همه بشينيد زنم براي ما برقصه,همه از اين پيشنهاد شاد شدن.زنم گفت:خسته ميشم ها بعدن نميتونيد منو سير بكنيد.همه قول دادن كه تا زنم سير نشه هيج كسي خونه نره.
زنم از جاش بلند شد وشروع به رقص كرد.وقتي رقصيد كيرم داشت ميتركيد. بيجاره جمشيد فقط هيي كون زنمو جك ميزدو اه وناله ميكرد.هر كس يك پارجه لباس زنموو در اورد تا شورتش موند همه گفتن كه ارش تو شورت زنتو پايين بكش.واي جه لذتي داشت جهار تا كير كلفت منتظر من بودن.اخ خ كيرم داشت ميتركيد.شورتشو در اوردم واي جه بوي خوبي داشت كسش.واي بوي كسش منو مست كرد.شورت زنمو در اوردم و به اسمون پرت كردم فرهاد تو اسمون شرتو گرفت و شروع كرد به بوسيدن شرت .شرت زنمو ميكرد تو دهنش و ميبوسيد.من گفتم كي ميتونه زنمو سير كنه همه داد زدن من. گفتم ميخام امروز كس زنمو گشاد كنيد.ميخام جرش بديد.در يك لحظه شيرين زير جهار تا كير كلفت رفت اخ جه ميكردن توش خليل كير كلفت كس زنمو ليس ميزد.فرهاد داشت پستوناشو ميخورد.و امير داشت به كون زنم انگشت ميزد انگار ميخاست كونشو براي يك كار بزرگ اماده كنه.زنم بي كار نمونده بود داشت كير جمشيد سبيل كلفتو ميخورد.جمعمون جمع بود ولي حيف الفرد نتونست بياد حيف.من داشتم جلق ميزدم .يك لحظه جشم شيرين خورد به من يه جشمك زد و گفت ارش جان مرسي بابت همه جيز مرسي.خيلي عاشقتم شوهر عزيزم وبعد كير جمشيدرو دوباره كرد تو دهنش.

واي جي بسر شيرين جونم اوردن هيج وقت اون روز رو فراموش نميكنم امير اينقدر به كون زنم انگشت زد كه شيرين داد ميزد امير خواهش ميكنم كيرتو بكن توش.خليل وقتي حسابي كس مريمو ليس زد رو تخت دراز كشيد ومريم رفت رو خليل كيرشو اروم اروم كرد تو كسش احساس ميكردم شيرين داره خيلي درد ميكشه جونكه واقعن كير خليل بزرگ بود.به شيرين گفتم ميخي اول بقيه بيان تا يه كم عادت كني. گفت اره بزار خليل اخربياد اخه كيرش خيلي بزركه سوختم كسم داره جر ميخوره.خليل گفت باشه .امد بيرون واي جه كيري داشت اندازه يه نوشابه خانواده بود.فرهاد رفت كيرشو كرد تو كس.خليل هم امد جلو و اونو جمشيد نوبتي كيراشونو ميدادن به زنم كه واسشون ساك بزنه.اميرهم داشت كون مريمو ميگاييد.بعد حسابي كه كيرشو كرد تو كون كيرشو اورد جلوي دهن زنم تا با ساك زدن كير اميرو باك كنه اخه امير كيرش اني شده بود. شيرين گفت امير كيرت بو ميده ولي امير به زور كيرشو كرد تو دهن شيرين و گفت جيزي نيست مزه گوه خودتو بجش. شيرينم همه كير اميرو خوب ساك زد تا باكش كرد.بعد جمشيد اومد عقب وكرد تو كون شيرين منم امدم بيش كس تا ببينم جه جور يك كير ميره تو كون زنم و يك كير تو كسش.داشتم نگاه ميكردم كه فرهاد گفت ارش جان كيرمو دربيار بكن تو كون شيرين. گفتم اخه جمشيد داره كون شيرينو ميگاد. گفت جيزي نيست بذار دوتا كير تو كونش باشه گفتم باشه.كير فرهادو در اوردم وسعي كردم با كير جمشيد يه جوري جاش بدم ولي نميشد واقعن سخت بود. شيرين گفت ارش جيكار ميكني اين كونه غار كه نيست.همه زديم زير خنده .خليل گفت ارش بزار من بكنم تو كون زنت كونش واقعن مثله غار ميشه. گفتم نه بابا بعدن زنم بايد كونشو بيستا بخيه بزنه.خليل گفت اگه شيرين بتوني كير منو دو دقيقه تو كونت تحمل كني يه گردن بند طلا هديه بهت ميدم.من ميدونستم كار غير ممكنيه گفتم حرفشو نزن خليل.ولي شيرين گفت باشه حاضرم ولي بايد گردنبنده كم كم 100 گرم باشه.خليلم قبول كرد . شيرين رفت تو حموم كونشو خوب تو اب گرم شست و حسابي كرم زد خليل بهم نگاه كرد و گفت ارش جان كون زنت باره ميشه ها. شيرين رو كرد به خليل و گفت روتو كم ميكنم كوجولو.....
مسابقه شروع شد كير خليل بلند شده بود واقعن وحشتناك بود.تقريبن 30 سانتي ميشد.فرهاد وجمشيد خليلو تشويق ميكردن منو امير شيرينو.
شيرين رو كرد طرف خليل وبهش كفت:خليل كونتو باره ميكنم و منو امير هورا كشيديم واقعن شيرين شيرزن بود.
شيرين يك نفس عميق كشيد سرشو گذاشت رو زمين وبه حالت سجده كونشو برد بالا.خليل كيرشو كذاشت رو سوراخ كون شيرين و اهسته فشار داد. شيرين داشت لب خودشو گاز ميگرفت ولي ناله يا التماس نكرد.خليل كيرشو اروم اروم تا ته كردتو كون شيرين باورم نميشد شيرين حتى ناله هم نكرد.ولي داشت دردميكشيد صورتش مثل گج سفيدشده بود.خليل بعدازاينكه كيرشو كامل كرد توكون شيرين كيرشو 20 سانتي اورد بيرون ودوباره بايك فشار وحشتناكي به داخل كون شيرين هل داد و شروع به حركت باسن كرد.واي جه وحشتناك بود ادم شاخش در ميومد,واقعن شيرين قابل تحسين بود.انگار يك نوشابه خانواده ميرفت تو كون شيرين ولي شيرين حتى صداش در نميومد.خليل شروع كرد به تند كوبيدن صداي حركت كير خليل تو كون شيرين وجالاب جالاب خوردن تخم خليل به كس شيرين در اتاق طنين افكنده بود.ديگه كم كم شيرين داشت ناله ميكرد وميكفت مامان سوختم.خليل بيشتر وبيشتر ميكوبيد ديگر تنها بنج ثانيه مونده بود 2دقيقه تموم بشه.خليل ميخاست كيرشو دربياره ,فهميد كه شكست خورده ,ولي شيرين داد زد درنيار بكوب دارم حال ميكنم.الان ديكه همه شروع به تشويق شيرين كردند.واقعن تحسين داشت.خليل شروع كرد به بمب زدن خيلي سريع ميكوبيد ديگه همه طرفدار شيرين شدن وزن منو تحسين ميكردن.كم كم خليل لرزيد واب كير خود رو ريخت تو كون زنم.سست شد وافتاد زمين شيرين هم ديگه ناتوان شده بود افتادزمين.ما ديگر قرار گذاشتيم شيرين اذيت نكنيم جونكه واقعن خسته بود بس همه با هم رو سر شيرين وايساديم وجلق زدبم و اب كيرامونو ريختيم رو بدن شيرين.و همه با هم افتاديم زمين رو زمين دراز كشيده بودم باسن شيرين روبروي صورتم بود دستمو بردم طرف كون شيرين واقعن گشاد شده بود.حتى بسته نميشد, شيرين روشو كرد طرفم لبامو بوسيد تو جشام نگاه كرد, وفاداري و تو چشاش ميديدم. گفت آرش تو همه وجود مني..

نوشته: کس کش

2.166665
نمره شما: هیچ میانگین 2.2 (96 votes)

نظرات

واقعا خاك عالم بر سرت....
مردم بدترين سكس رو كه ضربدريه زن خودشون رو ميدن زن مردم رو ميگان..تو بي همه چيز كه همه چيزتو دادي خاك بر سرت..شايدم اين داستان ساختگي باشه چون فكر نكنم كسي اينقدر ..باشه (|:

yani madareto zaneto khahreto pedareto pedarzaneto madarzanet dadashesho khaharesho az hame mohem tar khodet haroooooooom zadein malooom nist to zanet bache ki hastin bi shrfa
yani gholamsagh k migan toei zaneto dadi rafighat began onam joloye cheshmet madar jende alhagh k haroooomzadein

سلام به همه دوستان !! واقعا این سایت روز به روز داره ضعیف تر میشه ...

اخه کس کشه مادر جنده چی فکر کردی اینو نوشتی ؟؟؟ خوانند ها را اسکل فرض کردی !! قووول میدم یه بچه هستی نشستی اینو نوشتی !! مادرت زیرم .!

سلام به همه دوستان
این داستان به قدری زننده بود که من از آنجا که این قورومساق دوستهاش را دعوت کرد نخواندم
خاک بر سر بی غیرتت
یا بهتر است بگویم گه تو روحت بی غیرت زنجنده
این دفعه پارتی گذاشتی همه زنها و دختر های قوم و خویشت را چمع کن اینجا هم آگهی بده بیاییم خواهر و مادرت را بگاهیم

اینقدرخاک برسرت نگین به این خارکسه شماچقدراسکلیدکه باورکردیداین یارویه بچه است که دروغ گفتنم خوب بلدنیست اول گفت زنم شیرین بعدگفت مریم این احمق یه بچه است که تازه شاشش کف کرده نمیدونه خودشوچطورارضاکنه .البته من ازاقای به اصطلاح ارش تشکرمیکنم امیدوارم دفعه بعدداستان کس دادن ابجیش به مریخیهارو واسمون تعریف کنه.

داستانت که الکی بود ولی همین که از میون این همه داستان تو مغزت اینو انتخاب کردی معلوم میشه مشکل داری اساسی.
آخه آدم زنش رو میتونه تو یه همچین حالتی حتی فرض کنه ؟ نمیگی تو واقعیت به سرت بیاد ؟

آقا دمت گرم با این داستانت کلی خندیم خدایی

دمت گرم با اون اسم انتخاب کردنت جمشید سبیل کلفت - خلیل - آلفرددددد

شورت زنمو در اوردم به آسمون پرت کردم دهنت سرویس

آخرشم جالب بود تشویق و هورا و سوت و دستو جیغو

واقعا شیرین شیرزن بود

بازم دمت گرم کلی خندیدم

ببین از چهار حالت خارج نیست:
1. تو تازه بالغ شدی و فیلم های سکسی بدی نگاه میکنی که تو اون چندتا مرد با یه زن حال میکنن که واقعا برات متاسفم بشینی درست رو بخونی با این قوه خیال بافی بالایی که داری صد در صد به جاهای بالایی میرسی
2. پسر جونی هستی که به دلیل مشکلات زیاد و احتمالا مالی نمیتونی ازدواج کنی و باز هم از اون فیلم ها دیدی و به ذهنت فشار آوردی و همچین چرندیاتی نوشتی
3. واقعا متاهلی و زنت آدمی نیست که بهت درست حال بده و شب تا صبح جلق میزنی و یه بار یکی از دوستات خاطرات قدیمش رو واست تعریف کرده که چند نفری یه زن جنده رو گیر آوردن و کردنش تو هم که از دست زنت ناراحت بودی و تو کف بودی و خواستی قضیه رو واقعی تر جلو بدی مثلا گفتی این اتفاق واسه خودم افتاده
4. فرض میزاریم واقعا همچین اتفاقی افتاده وبهت میگم واقعا برای تو و زنت نگرانم چون مشکل روانیتون خیلی حاد و در اسرع وقت باید برید پیش مجرب ترین روانشناس موجود
و دیگه اینکه بهت پیشنهاد میکنم اگه مورد چهارم در موردت صدق میکنه به هیچ عنوان تا درمان نکردید و توبه نکردید بچه دار نشید چون شما که این بودید ببین بچه هات چی میشن ممکنه پسرت جلوچشات زنت و خواهرش رو بکنه ودوستاشو هم دعوت کنه تا زنت و خواهرش رو بگان و دخترت هم روزی صد بار به برادرش میده که چیزی نیست، روزی هزارتا پسر میاره خونه تا خودشو زنتو بکنن
یا اینکه برید خودتونو عقیم کنید تا کلا بچه دار نشید%
ولی کلا بهت بگم علی رغم اینکه به هیچ وجه باورم نشد ولی واقعا برات متاسفم که حتی تو خیالت به همچین چیزی فکر کردی، بی غیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررت
با وجود افرادی مثله تو پس این شعر کاملا درسته که میگه:
مرد مرد و مردانگی افسانه شد
در هر صورت یه سری به روانشناس فوق مجرب بزن چون اوضاعت خیلی حاد

اسمه زنت مریمه بعد اون وسطا میگی مریم ؟!!!

" واي جي بسر شيرين جونم اوردن هيج وقت اون روز رو فراموش نميكنم امير اينقدر به كون زنم انگشت زد كه شيرين داد ميزد امير خواهش ميكنم كيرتو بكن توش.خليل وقتي حسابي كس مريمو ليس زد رو تخت دراز كشيد ومريم رفت رو خليل كيرشو اروم اروم كرد تو كسش احساس ميكردم شيرين داره خيلي درد ميكشه... "

رییییدی کس مشنگ