مامان مهربون

من رو تخت ولو شده بودم و مامانو نگاه ميکردم ديدم مامان داره همش ميگه نميشه چرا نمي فهمي ميگم الان نه. نمي دونستم موضوع چيه بيشتر که دقت کردم ديدم مامان ميگه الان مهمون دارم نميشه بزار برا بعدا. يه چند دقيقه اين حرفارو تکرار کرد و بلاخره گوشي رو قطع کرد بعد امد رو تخت خوابيد. گفتم مامان چي شده کي بود گفت هيچي يکي از دوستاي بابات بود گفتم چي کار داشت؟ گفت ولش کن الان مياد ميفهمي.

منم رفتم تو بغل مامان پوست نرم بدنش آرامش ميداد بهم بعد مامان گفت مي خوام يه چيزي رو بهت بگم ولي بايد قول بدي توام مثل من منطقي برخورد کني باشه؟ منم گفتم باشه مامان شروع کرد از سکس و فانتزي سکسي حرف زدن و خود منو مثال زد و گفت مثلا فانتزي سکسي تومامانت که من باشم بود که هيچ مادري اين کارو برا بچش نميکنه درسته منم گفتم درسته بعد مامان گفت ولي من خودمو در اختيار تو گزاشتم تا هرکاري ميخواي بکوني حالا ميخوام از فانتزي سکسي خودم برات بگم خوب ببين من يه زن خيلي خيلي حشري هستم با يه شوهر سردو بي رمق و به شدت تنوع طلب بزار راحت بگم بهت من با خيلي ها سکس داشتم و دارم اگه يه روز سکس نکنم و کسو کونم کير نبينه روزم شب نميشه منم شوکه شده بودم ولي چيزي نمي تونستم بگم مامان جوري حرف ميزد که من نتونم چيزي بگم چون سکس منم با اون يه کار خلاف بود مثل کاري که اون ميکرد و به خاطر همين من چيزي نمي تونستم بگم و خيلي دمغ شده بودم.

بعد مامان گفت ببين عزيزم من با اين کار هم نياز خودمو بر آورده ميکنم هم نياز شما رو نه اينکه فکر کني من به خاطر پول اينکارو ميکنم نه من عاشق سکسم و فقط با آدماي درست حسابي رابطه دارم مثلا دوستاي کله گنده بابات نه هر کسي اوناهم به خاطر حالي که ميکنن دوست دارن يه جوري جبران کنن که من بهشون ميگم به بابات به عنوان دوست کمک پولي بکونن که انم شرمنده منو شماها نباشه يه لحظه که پيش خودم فکر کردم ديدم واقعا چه مامان مهربوني دارم برا من کاري کرد که هيچ مادري نمي کنه. خودشو در اختيار دوستاي بابام ميزاره تا بابام شرمنده خانوادش نباشه و اينجوري نياز خودشم براورده ميکنه .منم مامانمو بغل کردم مي بوسيدمش. گفتم مامان خيلي مهربوني من از اينکه تو با کساي ديگه سکس داري ناراحت نميشم .هر کاري دوست داري بکن اگه اين کار راضيت ميکنه با هرکي دوست داري سکس کن. مامانم منو محکم تو بقلش فشار داد و گفت ميدونستم خيلي آقا فهميده اي و منطقي برخورد ميکني.

بعد صداي زنگ در امد مامان گفت آخ سعيد امد پاشو برو تو اتاقت درم ببندخودشم سريع شورت و کرستشو تنش کرد منم کمکش کردم بعد گفت هرچي شنيدي صدات در نيياد باشه آبرو ريزي نکني من که هرچي بهش گفتم الان نه قبول نکرد تازه از دبي امده ول نميکنه. گفتم باشه و رفتم تو اتاقم. بعد مامان رفت درو باز کرد آقاي محتشم بود از صداش شناختمش تا امد توگفت به به ميبينم که لباس رزمتم پوشيدي. جون قربون اون بدنت برم بعد چنتا ماچ آبدار از مامان گرفت که صداش تو کل خونه ميپيچيد وشروع کرد به ماليدن مامان. آخه مامان ميگفت چقد هولي بابا خوبه تو اين يه ماه تو انبار کس بودي به تو که تو دبي بد نگذشته. تا حالا نديده بودم مامان با يه مرد اينجوري حرف بزنه برام جالب بود آقاي محتشم گفت نه بابا اين خبرام نيست تو خودتو دست کم گرفتي يه پشم کست به همه اونا مي ارزه. مامانم با عشوه يه خنده کرد و گفت بريم تو اتاق. آقاي محتشم گفت باشه تو جلو برو يه کم کون گندتو ببينم. خيلي وقته نکردمش و دونبال مامان راه افتاد رفت تو اتاق و گفت به به چه بوي آب کيري پيچيده پس خوب از مهمونت پذيراي کردي نه مامانم همش ميخنديد يعد ديگه صداها آروم شد و چيزي نميشنيدم .فکر کنم ديگه رفته بودن رو کار.

من داشتم ميمردم از فضولي. خيلي دوست داشتم آقاي محتشم با اون قيافه خشکش ببينم چجوري داره قربون صدقه کس و کون مامانم ميره ولي نمي شد مامان گفته بود از اتاق نرم بيرون. يه خورده که گذشت صداي مامان بلند شد آخ آخ بکون توش درش نيار بزار قشنگ حسش کنم آخ کونم ميخواره بخارونش برام اين جملاتو منم يه ساعت پيش شنيده بودم آقاي محتشم ميگفت واي سوختم چقد داغي تو اگه يه هفته بري دبي ميليونر ميشي با اين کونت عربا سر تا پاتو طلا ميگيرن. فقط صداي آخ اخ ميومد يه نيم ساعتي کارشون طول کشيد منم سعي ميکردم خودمو انجا تصور کنم. تو حال خودم بودم که صداي بسته شدن درو شنيدم فهميدم که آقاي محتشم کارش تموم شده و رفت منم رفتم بيرون. راست ميگفت بوي شهوت خونه رو پر کرده بود ديدم مامان يه پهلو افتاده رو تختش. رفتم کنارش ديدم کونش هنوز باز مونده و داره ازش آب کير مياد بيرون. دور سوراخش قرمز شده بود. گفتم مامان حالت خوبه اين عوضي چيکارت کرد؟ مامان يه لبخند قشنگ زد و گفت آره خوبم بهتر از اين نميشم اون بيچاره گناهي نداره من خودم التماس ميکردم که محکم تر بکونه همه حالش به همينه. بعد گفت با انگشتت آروم سوراخ کونمو بمال منم براش ايکارو کردم آب کيراي دورو بر کونشو ميماليدم به سوارخش و ماساژ ميدادم مامانم خيلي خوشش امده بود قربون صدقم ميرفت سوراخ کونشم هي باز و بسته ميشد داشت کم کم جم ميشد.

بعد پاشد و با هم رفتيم حموم من با وضعيت مامان گفتم ديگه نمي تونه تکون بخوره ولي براش عادي بود. سريع رو فرم امد کار کشته شده بود ديگه تو حموم خواستم که بشورمش آروم پشتشو ليف ميکشيدم کونشم ميماليدم که مامان گفت نکون دوباره به خارش مييوفته. انوقت جونشو داري باز از خارش بندازيش و خنديد گفتم يعني واقعا الان دوباره ميتوني کون بدي مامان گفت آره کافيه آروم يه دست کشيده بشه لاي کونم چنان به خارش ميفته که ده تا کيرم بره توش باز کمه. منم زدم زير خنده بعد از حموم امديم بيرون.

مامان رفت خريد منم مثلا مريض بودم و استراحت کردم اصلا باورم نميشد که امروز چي يا ديدم و شنيدم هنوز تو کما بودم فرداش رفتم مدرسه ظهر که برگشتم مامان يه شلوارک تنگ پوشيده بود هر وقت اينو ميپوشيد من بد جوري حشري ميشدم ولي نمي تونستم کاري کنم. ولي اينبار از پشت چسبيدم بهشو کلي ماليدمش بعد گفتم چيه مامان مهمون داشتي آخه نگفتي نکون به خارش ميوفته کسي خاروندتت مامان؟ مثل هميشه با خنده روي گفت نه عزيزم از ديشب تا حالا ميخواره الان بايد از خجالتش در بياي. منم گفتم چشم ناهارو با هم خورديم. سر ناهار مامان گفت ببينم از جريان ديروز ناراحت نشدي؟ منم گفتم نه بابا ناراحت چرا اصلا فکرشم نمي کردم اينقدر براي خودمم جالب باشه ميخواستم بيام ببينم حال کردنتو. مامان ميشه يه جوري ببينم وقتي داري با يکي ديگه حال ميکني من ببينم؟ مامانم گفت نميشه آخه اونا همشون تو رو ميشناسن چجوري آخه ولي صبر کن شب يه کاري برات ميکنم که از کنجکاوي در بياي. گفتم چي بگو؟ مامان گفت نه باشه تا شب که بابات خوابيد انوقت قشنگ به آرزوت ميرسي.

شب که شد بابام خودشو توپ کرد و رفت تو چرت و خوابش برد. مامانم گفت ببين تورو خدا اين ميخواد منو ارضا کنه آخه ولي خيلي خوب شد چون از اين به بعد شبها که هوس سکس ميکنم تو دمه دستمي عزيزم بعد گفتم خوب مامان حالا وقتشه. مامانم گفت باشه رفتو يه سي دي آورد گفت يه فيلم جديد ميخوام برات بزارم که تا حالا نديدي گفتم چه فيلمي مامان گفت ببين ميفهمي فيلمو گذاشت تو دستگاه خودشم امد کنار من نشست فيلم که شروع شد ديدم چهار پنج تا از دوستاي بابامم که دارن مشروب ميخورن همشونو ميشناختم از اون خرپولاي بازار بودن بعد يه دفع دوربين چرخيد ديدم بله اون مامانمه گفتم مامان تو قاطي اونا چيکار ميکردي؟ مامان فقط ميخنديد.

مامان تو فيلم يه شلوارک کوتاه که بيشتر شبيه شورت بود تنش بود با يه تاپ تنگ خيلي خوشکلو جيگر شده بود روناي تپلش تو چشم ميزد بعد مامانو دعوت کردن بين خودشون انم رفت و شد ساقي بعد از خوردن مشروب يه کم مامانو دست مالي کردنو خودشونم لخت شدن من داشتم از هيجان ميمردم چي ميديدم فيلم سوپر مامانم بعد مامانم که همش دوتا تيکه لباس تنش بودو لخت کردن و چهار نفري افتادن به جونش همه جاشو ميخوردن بعد بلندش کردن بردنش رو تخت و حسابي ماليدنش مامان از شدت لذت مثل مار ميپيچد به خودش بعد حسابي براي همشون ساک زد اونام يه دم انگشتشون تو کس و کون مامان بود گفتم مامان اينا دارن چيکار ميکنن تو اونجا چيکار ميکردي؟ اين مال کيه؟ مامان گفت هيچي عزيزم مگه نگفتي ميخواي حال کردن منو با بقيه ببيني خوب ببين ديگه اي مال اون موقع است که گفتم دوستم شوهرش رفته مسافرت من ميرم پيشش و شب نميام گفتم. پس تا صبح برنامه داشتين آره حالا چرا گذاشتي فيلم بگيرن نگفتي آبرو ريزي ميشه اگه فيلم پخش بشه چي؟ مامانم گفت نه بابا توام خودشونم تو فيلمن قيافشونم معلومه اگه فيلم پخش بشه پدر اونارم در ميارن برا همين اين فيلم پيش خودمون ميمونه و جاييم پخش نميشه مطمئن باش عزيزم. بعد ديدم که مامان قمبل کرد اوناهم کونشو ميماليدن ميزدن روش شالاپ صدا ميداد و ميلرزيد اونام از حشريت ليسش ميزدن .مامانم کونش تکون ميداد تا بلرزه و بيشتر اونارو ديونه کنه. بعد افتادن به جونش همه سوراخاي مامانو پر کردن با کيراشون سر کونش دعوا بود. هرکي دوتا تلمبه ميزد بقيه غر ميزدن که بسه برو کنار من میخوام بکنم. خلاصه اينقد مامانو از کسو کون دهن گاييدن که جونشون داشت در مي امد.

اوني که فيلم ميگرفت رفت جلو صورت مامان گفت چطوره خوش ميگذره؟ حال ميکني؟ مامان صداش در نمي امد نفس کم مي آورد با صداي بريده بريده ميگفت آره آره دارم حال ميکنم اونم چه حالي. بکنين بيشتر بيشتر فيلم بردارآقاي محتشم بود . از صداش فهميدم بعد گفت داري چيکار ميکني بگو داري چي کار ميکني؟ مامانم ميگفت دارم کون ميدم دارم کس ميدم آخ مردم پاره شدم........ نمي تونستم باور کنم اين مامان منه که دارن چهار نفري ميکننش مامان کنارم بود و هيچي نميگفت خودشم داشت با اشتياق نگاه ميکرد بعد از اينکه همشون تو همه حالتي کسو کون مامانو کردن هرکي آبشو همونجا که کيرش توش بود خالي کرد مامانم ديگه داشت از حال ميرفت همشون مثل جنازه افتادن يه گوشه از همه جاي مامان داشت آب کير ميزد بيرون بعد آقاي محتشم دوربينو داد دست يکي ديگه و خودش رفت سراغ مامان گفت حالا نوبت منه چنان بکنمت که ديگه نتوني راه بري وقتي لخت شد ديدم واي عجب کيري داره بيخود نبود امروز سوراخ کون مامان اينقد باز شده بود بعد انم حسابي مامانو کرد و آبشو ريخت تو کونش و فيلم تموم شد منم کيرم داشت پوستشو پاره ميکرد مامان کيرمو گرفت و گفت چطور بود گفتم خيلي با حال بود خودمونيم خيلي کار کشته اي مامان خنديد گفت حالا کجاشو ديدي هميشه وقتي شبها حشري ميشدم اين فيلمو نگاه ميکردم و خودمو ارضا ميکردم ولي از حالا ديگه يه کير هميشه شق دارم که حسابي سر حالم بياره بعد گفت تو نمي خواي مزه کس مامانو امتحان کني هنوز کسمو نکردي منم گفتم چرا ولي کونت يه چيز ديگس مامان گفت خوب پاشو بريم تو اتاق تو هر کاري دوست داشتي بکن هر جور دوست داري مامانو بکون بعد رفتيم تو اتاق من همونجاي که هميشه تو فکرم با مامان سکس ميکردم ولي ايندفه واقعا مامانو کردم از کسو کون خيلي حال داد مخصوصا بعد از ديدن فيلم سوپر مامان ........ پايان

3.583335
نمره شما: هیچ :میانگین 3.6 (132 رأی )

23 نظر

واقعا قشنگ بود ولی فکر کنم

نوشته robi021 در 13. August 2010 - 1:29

واقعا قشنگ بود ولی فکر کنم ننته این طوری داستانش رو جار زدی. :hat:

دمت گرم تو دیگه چه دلی داری،

نوشته kingoftherap در 13. August 2010 - 4:56

دمت گرم تو دیگه چه دلی داری، دریاست لامصب. ننت جندس آب تو دلت تکون نمی خوره

درسته که تو و مادرت به سکس

نوشته ali2478 در 13. August 2010 - 10:47

درسته که تو و مادرت به سکس نیاز دارید ولی اینکه باهم سکس کنید و مادرت به این راحتی در مورد سکس خودش با دیگران برات بگه و حتی فیلمش نشون بده .....
خاک بر سرت کنن که جلوی مادر جندت رو نمیگیری

عمویی چند سالته؟؟؟؟ فقط وقت

نوشته kodex در 13. August 2010 - 18:15

عمویی چند سالته؟؟؟؟
فقط وقت کردی جلوی ننه جندتو بگیر کم مونده به بنلادن بده!!
ولی اسمش فقط مادره کلا جندس!!!

بابا چرا اینقدر به ین بچه سخت

نوشته pejman3000 در 13. August 2010 - 21:50

بابا چرا اینقدر به ین بچه سخت میگیرین.خوب اونم خاطره نوشته.اما اگر دوست داشتی فیلم مامان رو یک تیکش رو برای ما بفرست ما هم حال کنیم.
Smile

بر اساس (این نظرسنجی) باید

نوشته Hooman در 13. August 2010 - 23:19

بر اساس (این نظرسنجی) باید بیش از ۷۵ درصد احتمال بدید که هر کدام از این داستان فقط یک داستان باشه نه خاطره واقعی. بنابراین زیاد لازم نیست جدی بگیرید و غیرتی بشید :davie:

سلام داستان خیلی باهالی بود

نوشته jamal در 14. August 2010 - 10:00

سلام داستان خیلی باهالی بود ولی همین طور که میدونی ناقصه من این داستان رو کاملش رو قبلن یه جا خونده بودم(سایت firekos) ولی روز بعدش اون سایت از بین رفت(سربازان گم نام جمهوری اسلامی) و خیلی وقت بود که دنبال این داستان بودم میشه ازت خواهش کنم بگی از کجا این داستان رو اوردی که من برم کاملش رو پیدا کنم

اقا جمال متن کامله این

نوشته AMINAGHA در 15. August 2010 - 19:37

اقا جمال متن کامله این داستانم از firekos تازه گرفتم وقت بشه میزارم
تازه من فقط این داستانو گذاشتم و راتو دروغشو نمیدونم

chi begam yani hastan in adma

نوشته reza hot در 30. August 2010 - 22:51

chi begam yani hastan in adma

باد رود به اونهائی که سکس

نوشته سیاوش 55 در 11. September 2010 - 20:05

باد رود به اونهائی که سکس فامیلی دوست دارند . من نمیدونم چرا تعجب باید بکنیم خوب کیر و کون و کس برای هم ساخته شدن و بعضی از صاحبان این اعضائ بیشتر دوست دارند ازش استفاده کنند . عرب و عجم هم نمیکنند . شما اگر سرد مزاجید . گناه اونها چیه . اگر تا حالا تجربه نکردید حالا بکنید این کسهای خانگی رااگر نکنید دیگران میکنند. داستان خیلی جالبی بود من حسابی شق کردم.

عزیزم میخای فیلم کردن عممو

نوشته 1202 در 1. March 2011 - 15:52

عزیزم میخای فیلم کردن عممو نشنن بدم حال کنی؟یه کونی داره نگو

فقط کسی نیست به ما بده

نوشته shahrram در 10. April 2011 - 13:24

فقط کسی نیست به ما بده

کلات رو بنداز بالاتر يک پلاک

نوشته Mamali5411 در 26. May 2011 - 21:32

کلات رو بنداز بالاتر
يک پلاک هم بنداز گردنت روش بنويس بي غيرت؟

خوبه مامانت بهت میده فقط نزار

نوشته 24hours در 6. August 2011 - 2:09

خوبه مامانت بهت میده فقط نزار به دیگران بده.
بعد میشی بی غیرت

ببین اینا دیگه از فانتزی

نوشته s-nima در 17. August 2011 - 1:42

ببین اینا دیگه از فانتزی گذشته بذبخت ننت جندس

Boro zire pelake kuchatono

نوشته Dia-jj در 1. December 2011 - 17:37

Boro zire pelake kuchatono bezar jende khaneye momi kos tala
az khali bandio dorogh y farsakh oonvartar bud

خدایا هرچی روانی هست شفا بده

نوشته bokone ghavi در 19. December 2011 - 18:24

خدایا هرچی روانی هست شفا بده

ای ننه کونی .حال کردی نه؟

نوشته Kon ga در 23. December 2011 - 2:23

ای ننه کونی .حال کردی نه؟

tekrari bod ama bahal bod

نوشته sia sex در 17. April 2012 - 0:29

tekrari bod ama bahal bod

عالى بود من خوشم اومد.مرسى

نوشته adamtop1 در 23. August 2012 - 23:24

عالى بود من خوشم اومد.مرسى

خیلی باهال بود مامانت خدا کنه

نوشته Eshghe MFM در 11. September 2012 - 18:39

خیلی باهال بود مامانت خدا کنه نصیب ما هم بشه

آخه چی بگم به تو با این

نوشته HHHSA در 14. October 2012 - 20:02

آخه چی بگم به تو با این داستانا اصلا سکس با مادر دروغ هرگز هرگز...