کردن کون خواهر زنم زهرا

اسم من حسینه 30 ساله متاهل
داستان ما از اونجا شروع شد که یه روز با کلی داستان چند تا فیلم سوپر گیر آورده بودم تا تنهایی تماشا کنم. زن و بچم رو به یه بهونه فرستادم خونه پدر زنم و خلاصه فیلم سوپر رو گذاشتم تو کامپیوتر و لخت شدم واسه جق زدن، فیلمه خیلی محرک بود منم تصمیم داشتم اون شب سه بار جق بزنم. داشتم به اوج میرسیدم که یه هو موبایل زنگ خورد. وحشت کردم چون زنگ موبایل زنم بود. طبق روال جا گذاشته بود. بلند شدم جواب بدم دیدم خواهر زنم زهراست. هر چی فحش رکیک بود بهش دادم که تمرکزم رو بهم ریخته بود. سایلنتش کردم و دوباره مشغول شدم. چند ثانیه نگذشته بود که تلفن خونه به صدا در اومد. دوییدم بر دارم دیدم زهراست گفتم ببین حالا کونی رو اونوقتی که ما میخوایم بکنیمش نیست حالا که تو حال خودمونیم هی مزاحم میشه. اومدم سراغ فیلم و خلاصه خودمو راحت کردم.
چند دقیقه ای شل و بی حال افتاده بودم که اس ام اس اومد واسه گوشی زنم. زهرا بود دوباره. نوشته بود ذهره جان خونه اید امشب بیام اونجا. راجع به زهرا بگم یه دختر 24 ساله دانشجوی حسابداری دانشگاه شمال. حسابی سکسی و خوشگل و کردنی ولی به ما پا نمیداد به خاطر خواهرش. بزرگترین آرزوم کردن کونش بود. البته یه چند باری بازیگوشی میکرد و یه دفعه با سر باز و لباس تنگ میومد جلوم بعد یه دفعه با یه جیغ کوچیک در میرفت مثلا نمیدونسته من اونجام. ما هم که کیرمون راست میشد و...خلاصه خونه ما کرج بود و سر راه دانشگاهش. بعضی وقتا که دیر میشد میومد خونمون شب میموند و فرداش میرفت خونشون تو رسالت. اول که اس ام اس رو دیدم گفتم اه کاش زنم رو دنبال نخود سیاه نمیفرستادم خونه باباش امشباین خانوم خوشگله رو میدیدیم. ولی بعد یه هو یه فکر شیطانی تو سرم اومد دست و پام شروع کرد به لرزیدن. سریع از قول زنم با گوشیش اس ام اس دادم خواهش میکنم عزیزم تشریف بیارین ما شام منتظریم. جواب داد چرا جواب تلفنم رو نمیدی، جواب دادم دستم بنده عزیزم بیا صدای قشنگتو از نزدیک میشنویم. گفت : نه ذهره جان شما با حسین آقا شامتون رو بخورین من یه کم دیر میام. دوزاریم افتاد که با دوست پسرشه دیر نمیتونه بره خونه میخواد شب بیاد پیش ما. فقط دعا دعا میکردم که زنم از خونه باباش زنگ نزنه بهش. سریع رفتم حمام و خودم رو اصلاح کردم و صد تا نقشه واسه کردنش کشیدم چند تا عکس سکسی و فیلم سوپر ریختم تو دسکتاپم. ساعت شد حدود 11 شب زنگ زدم به زنم گفتم کارم طول کشیده نمیتونم بیام اونجا اون بنده خداهم قبول کرد. سریع یه اس ام اس از گوشی زنم دادم به زهرا که بیا خونه دیگه دیره، رسیدی زنگ نزن دارم سعید رو میخوابونم. از خوا ب میپره. سعید پسرم بود 3 ساله. جواب داد باشه نزدیکم. ساعت 11.30 بود که اس داد در رو باز کن. قلبم مثه سگ داشت میزد.در و باز کردم جاش رو تو پذیرایی انداخته بودم و برقها رو هم خاموش کرده بودم که داستان عملی بشه. در واحد رو باز کردم و یه جفت کفش زن وبچم رو گذاشتم دم در که شک نکنه. صدای پله ها که میومد صدای قلب منم تند تر میزد. خلاصه رسید بالا. چی میدیدم چه کوسی شده بود. سینه ها سفت و گنده. کون گنده. شلوار روشن لی تنگ. مانتو آبی آسمونی چسب. موهای مش کرده وآرایش صورت در حد عروس. در رو باز کردم آروم گفتم بفرمایین تو کفشاشم برداشتم. کم قد بلند بود 15 سانتی هم پوشیده بود.خلاصه دستش پر بود از کیف و کتاب و گل و هدیه و ... همین که دولا شد از جلوی در برشون داره کون خوشگل و گندش نمایان شد باورم نمیشد این همون زهراییه که 9 ماهه دانشگاه قبول شده. معلوم نبود اونجا دانشگاهه یا باشگاه بدنسازی؟ اومد تو و گفت چرا آروم حرف میزنین گفتم سعید تازه داره خوابش میبره، ذهره هم پیشش خوابیده. گفت اهههه میخواستم ببینمشون . گفتم حالا فردا هم وقت هست. منم خیلی خسته ام ببخشید تنهاتون میزارم. ذهره جاتون رو انداخته و لباس هم براتوون گذاشته. اگه شام هم نخوردین شام هنوز گرمه. گفت مرسی خوردم. شب بخیر گفتم و رفتم تو اتاق خواب که مثلا با زن و بچم بخوابم. در اتاق خواب ما طوریه که مشرفه به کل حال به جز آشپزخونه. رفتم پشت سوراخ در اتاق نشستم. بند و بساطش رو گذاشت زمین و روسریش رو در آورد و دگمه های مانتوش رو باز کرد و در آورد. وای خدای من چه کوسی شده بود سینه هاش داشت تاپش رو میترکون. رفت تو آشپزخونه و از رو اوپن لباسایی رو که مثلا زنم براش گذاشته بود برداشت و شروع به عوض کردن کرد. ولی دیگه من هیچی نمیدیم. خلاصه با یه شلوار پارچه ای سفید نازک گشاد و همون تاپش اومد پشت در اتاق گفت : ذهره، ذهره جان. من سریع در رو تا نصفه باز کردم و گفتم یواش سعید بیدار میشه. ذهره میگه چی کار دارین. گفت هیچی شب بخیر... فقط رمز کامپیوترتون رو میگین میخوام ایمیلهامو چک کنم. بهش گفتم اونم رفت. رفت سراغ کامپیوتر و اینترنت رو باز کرد. چون رو صندلی نشسته بود دیگه فقط موهاش معلوم بود. منم که دو لا جلو سوراخ در، دستم به کیرم منتظر که کارش تموم شه .یک ساعتی تو اینترنت و فیس بووک و ... چرخید تا خلاصه خسته شد و اومد کامپیوتر رو خاموش کنه که چشمش به عکسا خورد. داشت نگاشون میکرد و کیر من دیگه راست شده بود. همش برمیگشت در رو نگاه میکرد و دوباره کامپیوتر رو نگاه میکرد. چون صندلی رو چرخونده بود به در مسلط باشه، من تموم جونش رو داشتم میدیدم. ترسیده بود و هر دو سه ثانیه در اتاق رو نگاه میکرد. شروع کرد نگاه کردن فیلم سوپرا دور تند زد رفت جلو تا آخر هنوز استرس داشت.منم فیلمایی انتخاب کرده بودم که چند نفری وحشیانه از کون میکنن و دست به کس طرف نمیزنن. خلاصه من که داشتم جق میزدم با دیدن این صحنه ها و زهرا تنها تو خونمون آبم دوباره اومد. زهرا هم سریع رفت دستشویی و اومد تو آشپزخونه و یه ناخنک زد به میوه و شام و رفت بخوابه. خلاصه انتظار ما شروع شد تا زهرا جونم خوابش ببره. من که از یه طرف دوبار آبم اومده بود و نا نداشتم یه نیم ساعتی صبر کردم و بعد آروم اومدم بیرون و رفتم تو آشپزخونه و یه چند تا میوه و یه کم شام چند بار گرم شده دیشب و هفت هشت تا خرما و یه لیوان شیر و خلاصه دادم بالا انرژی بگیرم. زهرا هم خوابیده بود و تکون نمیخورد. حتما اگه بیدار بود میومد ببینه کیه تو آشپزخونست. آروم برق رو خاموش کردم و برق هالوژن حال رو روشن کردم که نور کمی تو پذیرایی میتابوند. آروم نشستم پیشش قلبم مثه سگ میزد.به پهلو خوابیده بود و رو خودش یه چادر سفید کشیده بود. دستم رو گذاشتم رو باسنش .... وای چقدر نرم بود.آروم کشیدم رو رونای پاش. صدای قلبم رو میشنیدم و دستام میلرزید. اگه بیدار شه و عصبانی بشه و آبروم بره چی...آروم باسنش رو از رو چادر بوسیدم و آروم آروم تا زانو و بعد هم تا نوک پاش . یه کم جرات گرفته بودم این دفه دو دستی و محکم تر نوازشش کردم. بعد دستم رو از زیر چادری که روش کشیده بود. بردم تو آروم آروم بردم سمت کسش. وای دستم که بهش خورد دیدم نمناکه. آروم چادر رو از رو کونش برداشتم یه ذرش زیرش گیر کرده بود واسه همین نتونستم کامل بلندش کنم. کمرش معلوم بود آروم دستم رو گذاشتم رو کمرش و نوازش کردم. یه هو چرخید سمت من و منم از ترس خودم رو پرت کردم رو زمین و خودم رو زدم به خواب. 10، 20، 30 ثانیه گذشت و هیچ صدایی نیومد گفتم حتما الان بیدار شده و نشسته و داره منو با عصبانیت نگاه میکنه، آروم سرم رو چرخوندم دیدم به اون پهلو خوابیده و روش به سمته منه و چادر هم به کل رفته کنار. آروم بلند شدم رفتم پشتش و دوباره نشستم و شروع کردم به مالیدن کونش. وای چی بگم که چه حالی داشتم. فقط اونایی که دزدکی کسی رو مالوندن میدونن من چی میگم. خوابیدم کنارش و آروم خودم رو چسبوندم بهش. کیرم آروم خورد به کون خوش فرمش آخه منم شورت پام نبود فقط یه شلوار نازک. جرات کردم و دستام رو آرو گذاشتم رو سینه هاش. وای چقد سفت بود. آخه سوتین داشت. دستم رو آروم بردم سمت کسش. خیسه خیس شده بود دیگه فهمیدم بیداره. آروم شلوارش رو کشیدم پایین. چون به پهلو بود فقط یه طرفش اومد پایین و شورت صورتی نازکی که تنش بود هر کیری رو راست میکرد. آروم تاپش رو زدم بالا و بدنش رو بوسیدم و آروم دگمه سوتین رو باز کردم. انگار که سینه هاش اون تو احساس خفگی داشت. چون تا دگمه سوتین رو باز کردم سوتینه کامل باز شد ودیگه نمیشد بستش. دستم رو گذاشتم رو سینش وای زهرا کونتو گائیدم که عجب سینه هایی داشتی وای. هنوز یه طرف شلوارش بالا بود و یه طرفش پایین. آروم شورتش رو کشیدم پایین که یه هو دوباره تکون خورد. این دفه دیگه من فقط نگاش کردم و نترسیدم. دمرو خوابید. دیگه فرصت ندادم و بلند شدم و با آرامش شلوار و شورتش رو با هم کشیدم تا پایین کونش. وای چی میدیدم کون زهرا کسی که چند سال به عشق کونش جق زده بودم. دستم رو گذاشتم رو کونش و مالیدم و آروم پاهاشو از هم باز کردم دیگه طاقت نیاوردم و شروع کردم لیسیدن سوراخ کونش. کم کم پاهاش شل تر شد و منم زبونم رو بیشتر رو سوراخ کون زهرا جونم میچرخوندم. زهرا دمرو خوابیده بود و صورتش رو گذاشته بود روی بازوهای دستش تا منو نبینه. منم از خدا خواسته کیرم رو در آوردم و خوابیدم روش. سریع خودشو جمع کرد و منم دستم رو بردم زیرش و سینه هاش رو نوازش کردم. نوک سینه هاشو که میگرفتم پاهاش شل تر میشد. یه دستم رو بردم زیرش و رسوندم به کسش. صدای آه آهش در اومده بود ولی آروم. تاپش رو تا سرش کشیدم بیرون ولی کامل در نیاوردم و صورتش تو لباسش بود . اومدم سراغ کونش و شروع کردم به لیس زدن و کسش رو هم همراه با کونش از پایین تا بالا لیس میزدم. شلوارش رو با شورت کامل در آوردم و پاهاشو باز کردم دیگه تو حال خودم نبودم و به کیرم تف زدم و خوابیدم روش و از زیر سینه هاش رو گرفتم و شروع کردم به خوردن بدنش. میبوسیدمش و حی میگفتم کیرم تو کونت زهرا جوون تاپش رو کامل از سرش دراوردم و از صورتش بوسیدم و شروع کردم به خوردن لاله گوشش. یه دستم زیرش روی کوسش رو میمالوند و یه دستم زیر سینه هاش بود و کیرم رو سوراخ کونش. بعد فشارم به کونش رو زیاد کردم که یه هو چمشاشو وا کرد و گفت چی کار میکنی؟ آروم تر. صدات میره تو اتاق ذهره بیدار میشه. گفتم چه عجب عزیزم بیدار شدی اگه میدونستم اینقد خوابت سنگینه تا حالا 100 بار کرده بودمت. موهاش رو مش کرده بود و بسیار خوشبو شده بود. اندامش فوق العاده سکسی. خوشگلم که بود لامصب. گفتم نگران نباش به ذهره یه قرص خواب آور دادم خورده حالا حالاها بیدار نمیشه. تو راحت باش. گفت ببین چی کار میخوای بکنی. گفتم نگران نباش پرده کوست رو نمیزنم فقط با کونت کار دارم بخواب و آروم باش.خیلی مودبانه گفت بسه بیا تمومش کن. با صدای بلند گفتم لاشی کونی کس شعر نگو من همه چیزو از دست دادما، کلی نقشه کشیدم، کلی تو کفت بودم، میدونی چه قدر بخاطر تو ویتامین از دست دادم، بخواب حالمون رو خراب نکن. هم خودت حال میکنی هم من. ناراحت چی هستی. سرش رو مثه بچه آدم گذاشت زمین و دیگه هیچی نگفت. بازیش بود جنده خانوم خودش خیلی وقت بود که همش یه جورایی سینه و کون و کس و... هم جاشو بهم نشون میداد. البته از رو لباس ولی چه لباسی تنگ تنگ کی کیر ادمو دیونه میکنه. چند بار هم که اتفاقی بدنامون با هم تماس داشت. خلاصه رفتم یه قالب کره دست نخورده آوردم و شروع کردم لیسیدن سوراخ کونش. خوشمزه ترین چیزی بود که تو عمرم خوردم. با یه دستمم آروم با کوسش بازی میکردم. کره رو گذاشتم رو سوراخ کونش یه دفه یخ کرد و تکون خورد. گفتم نترس راه کردنتو بلدم آب تو دلت تکون نمیخوره. کونشو چرب کردم و انگشتامو که ناخناشو تا ته گرفته بودم کم کم فرو کردم تو کونش. به نظرم تا حالا به کسی کون هم نداده بود شاید فقط مالونده بودنش. خلاصه تا یه کم فشارم بیشتر میشد. آخ و اوخ میکرد. سریع پریدم کامپیوتر رو روشن کردم و یکی از اون فیلم سوپرای وحشیانه که چند نفر از کون میکنن رو گذاشتم که بفهمه من چقدر دارم بهش حال میدم. خلاصه برش گردوندم و شروع کردم خوردن سینه هاش انگار دوای درد من سینه هاش بود. چشاشو بسته بود و داشت لذت میبرد. لنگشو داده بودم بالا و انگشتم رو کرده بودم تو کونش و داشتم سینه هاشو میمکیدم. فوق العاده بود.هر از چند گاهی یه لیسی هم به کوسش میزدم تا آروم شه. خلاصه انگشت اشارم رو تا ته تو کونش کردم وشروع کردم به چرخوندن. بعد اومدم بالا سرش و کیرم رو گرفتم جلوی دهنشو گفتم بخور گفت نه من نمیخورم بدم میاد. گفتم کس شر بگی کوست رو جر میدما . بعد خودم به حال 69 رفتم سراغ کوسش و کونشو میخوردم و کیرم دم دهن زهرا جونم بود.بعد چند باری که بهش گفتم شروع کرد زبون زدن بهش، وای چه زبونی داشت. باورم نمیشد زهرا با اون کلاس و قیافه داره کیر منو میخوره. خیلی بد میخورد همش میخورد به دندوناش منم که هم کوسش رو میخوردم هم یک از انگشتامو چرب کرده بودم تو کون زهرا. تنگ تنگ بود قطعا اولین کیری بود که به خود میدید. برگشتم به پشت خوابیدم رو زمین و بهش گفتم بخوابه روم برعکس کیرم رو بخوره. اونم بهتر میخورد ولی لاشی هی با تاپش آب دهنش رو پاک میکرد انگار کیر ما کثیف بود. منم دو تا از انگشتامو کم کم داشتم میکردم تو کونش که یه هو کیرمو گاز گرفت و صدامو درآورد. سریع دستشو گذاشت جلوی دهنشو گفت ببخشید دردم گرفت. میدونست که اگه ذهره بیاد قطعا باور نمیکنه که من زوری اون رو کردم و با اختیار داره بهم میده واسه همین خیلی میترسید . خوب خیال میکرد تو اتاقه . طوری فیلم بازی کرده بودم که اصلا شک نمیکرد. دمرو خوابوندمش و کره رو که تقریبا نصف شده بود کم کم با فشار کردم تو کونش طوری که تو کونش پر شده بود از کره، بعد دو تا انگشتم با هم کردم تو کون زهرا . خوابیدم رو زهرا و کیرمو گذاشتم دمه سوراخ کونش . من که اصلا باورم نمیشد کیرم بره تو کون تنگ زهرا آخه کیر من کوتاهه ولی کلفت. هر چی زور زدم نرفت که نرفت . دوباره بلند شدم و رفتم سر یخچال یه خیار نازک ورداشتم و کم کم کردم تو کون زهرا. خیار رو در اوردم و سه تا انگشتم رو کردم تو شروع کردم به چرخوندن. سرتون رو درد نیارو نیم ساعت داشتم با انگشت و خیار و کره ولیسیدن .. کونشو وامیکردم. دو تا انگشت اشاره دو دستم رو به پشت کردم تو کونشو شروع کردم کشیدن به سمت مخالف که صداش دراومد که حسین اقا تو رو خدا دارم میمیرم از درد. منم که صدای فیلم سوپر رو کم کرده بودم با اشاره دستم بهش گفتم اگه قرار بود بمیری الان همه اینا مرده بودن. نترس من که مثه اینا وحشیانه کونتو جر ندادم 1 ساعته دارم با کونت ور میرم. گفتم آب تو دلت تکون نمیخوره. خلاصه بهش گفتم سگی بشینه و کیرم رو گذاشتم دم سوراخش که دیگه قرمز قرمز شده بود. هی عقب و جلو کرد و هی عقب و جلو کردم تا اینکه یه هو فرو کردم توکه یه جیغ کوتاه کشید و دیدم متکا رو گاز گرفته. کیرم رو در اوردم نگاه کردم دیدم خونیه سریع با دستمال پاکش کردمو کونشم پاک کردم گفتم هیچی نشد تازه داری راه میافتیا. دمرو خوابید رو زمین و من کیرم رو گذاشتم تو کونش کم کم فشار دادم تا دوباره داشت میرفت تو گفت تو رو خدا مردم خیلی درد داره. گفتم شل کن الان تموم میشه .کیرم تا نصفه رفته بود تو کون زهرا و زهرا داشت گریه میکرد .منم بیشتر حال میکردم آخه خیلی مغرور و با کلاس بود ادم میخواست چنان بکنتش که صدای سگ بده خداصه.دیدم داره مقاومت میکنه یه دستم رو اوردم زیر کوسش و انگشتم رو یه کم کردم تو گفتم کونی جنده اگه مقاومت کنی کست رو جر میدما لاشی. دستم که به کوسش خورد خودشو چنان جمع کرد که نصفه دیگه کیرمم رفت تو. کیرم تا ته تو کون زهرا بود. باورم نمیشد کیرمو تو کون اون ببینم. داشت نفسش بند می اومد تا یه دفه کشیدم بیرون تا به خودش بجنبه دوباره کردم تو کونش. این دفه راحت تر رفت. در اوردم و از اون کره ای که ته کاغذش بود زدم به کیرم. کیرم هم خونی هم انی شده بود حالم داشت به هم میخورد . دوباره کیره روغن زدم رو کردم تو کون زهرا. دیگه راحت تر میرفت تو ولی هر بار که در میاوردم زهرا میگوزید و کلی هوا از کونش خالی میشد. طوری که بوش اونجا رو ورداشته بود. شروع کردم با همون کیر انی تلمبه زدن تو کون زهرا. آخ که چه داغ بود و لذت بخش. موهاشو به حالت دم اسبی گرفتم انگار سوار اسب شده باشم. موهاشو میکشیدمو کیرمو تو کونش عقب و جلو میکردم. شرع کردم لب گرفت ازش امتناع میکرد. هیچ لذتی که نمیبرد درد هم میکشید همونی که من میخواستم. کیرمو که از کونش در می اوردم سوراخش تا چند لحظه باز میموند بعد بسته میشد.منم یه هو میکردم تو کونش. تو این چند سال ازدواجمون منوخیلی عذاب داده بود با این کوس و کون و سینه و ناز و اداش. بزرگترین ارزوم کردن کون زهرا بود که به این مهم رسیده بودم. ولی ابم نمیومد چون دوبار قبلش اومده بود. خلاصه برش گردوندمو پشت به زمین خوابوندمش چند بارم با دستم به سینش ضربه زدم. چشاشو بسته بود و گریه میکرد. همیشه تو فکر این بودم که با چند تا از دوستام دست و پاهاشو با دهنشو ببندمو بعد اینطوری که میخوام بکنمش و حالا بدون این چیزا داشتم میکردمش. لنگشو اوردم بالا گفتم با دستات بگیرو زانو زدم جلوش کیرم رو از جلو گذاشتم تو کونش . کسش رو میدیدم که تر و تازه است ولی کونش قرمز و گشاد و درب و داغوون. شروع کردم تلمبه زدن و گاز گرفتن سینه هاش.یه لیس میزدم بعد با کف دست محکم میزدمشون . شروع کردم لب گرفتن ازش که لب نمیداد منم به زور چنان لب گرفتم که لبش باد کرد. یه کم موهاشو کشیدمو کیرمو در اوردم بزارم دهنش که همین که دید انیه امتناع کرد منم گیر ندادم.بهش گفتم بلن شو واسا وایساده بکنم تو کونت. بلند شد عین یه برده به همه حرفام گوش میکرد. دستشو گذاشت رو میز ناهار خوری و کردم تو کونش دیگه داشت آبم میومد که سینه هاشو چنان سفت گرفتم گه جای چنگام روش موند. همونطوری سرپا همه ابم رو خالی کردم تو کونش. با اینحال که ابم داشت میومد هنوز داشتم تلمبه میزدم .تا دلم میخواست هم فحش سکسی بهش میدادم. اون اخر، زمانی که داشتم ابم رو تو کونش خالی میکردم متوجه شدم که خودشم داره عقب جلو میکنه و تازه خوشش اومده.دیگه دست و پام داشت از شدت ضعف میلرزید. افتادم زمین و زهرا سریع لباسشوورداشت و دستشو گرفت جلوی کونش و رفت دستشویی. منم که لخت افتادم رو زمین خلاصه بعد از 10 دقیقه از دستشویی اومد بیرون و گفت پشتم جر خورده بدبخت شدم خون اومد. منم گفتم ببین(فیلم سوپر) اونا رو ببین هر روز دارن میدن از کون. ببین اون زنه رو که دو تایی میره تو کونش. پس اون باید مرده باشه. یه روزم من با یکی دیگه باید دوتایی بکنیم تو کونت. دیگه.پاشدم بوسیدمش گفتم ناراحت نباش عزیزم یه هفته دیگه خوب میشی. اونم که از من متنفر بود فقط میخواست من زود لباسمو بپوشمو برم تو اتاق تا ذهره از خواب بیدار نشده. منم لباسمو ورداشتم و رفتم تو اتاق خواب. ساعت 11 صبح بود که از خواب بیدار شدم سریع اومدم بیرون اگه هست بازم بکنمش دیدم مرغ از قفس پریده و رفته. تازه چون من در اتاق رو باز گذاشته بودم همه چیزو فهمیده بود و کلی فحش و اس ام اس نفرینی برام فرستاده بود. از اون تاریخ تا حالا نه تنها با هم تنها نشدیم بلکه از چند متری منم رد نمیشه و با من خیلی سر سنگینه. ولی من یه بار تو اشپزخونه پیش مامانش انگشتم رو از پشت کردم تو کونش و با اون دستم سینشو گرفتم. هر وقت میبینمش کیرم راست میشه و میخوام بکنمش. ولی یه نکته اخلاقی تربیتی این قضیه این که فکر نمیکردم اینقد ذهره رو دوست داشته باشه که هیچی نگه تا زندگی خواهرش به هم نخوره. من این داستان رو بدون عوض کردن نام نوشتم تا اگه یه روزی خوند بدونه که من تصمیم دارم دفه بعد با چند تا از دوستام گروهی بکنمش خلاصه اماده باشه.شاید یه روز با دوست پسر خودش کردیمش که اونم بد کونی نیست.

3.02941
نمره شما: هیچ :میانگین 3 (34 رأی )

105 نظر

خوشم اومد از داستانت... اون

نوشته nimo11 در 15. October 2012 - 5:34

خوشم اومد از داستانت... Smile
اون عقده ای رو هم که از دختره داری تا آخر داستان حفظ کرده بودی
کردن با کره هم بلد نبودیم که حالا دیگه یاد گرفتیم
نسبت به این کسشعرها و اراجیفی که تو این چند روز خونده بودیم خوب بود در مجموع، دمت گرم

هنوز نخوندم ولی پیشاپیش فحش

نوشته nazanin2015 در 15. October 2012 - 5:42

هنوز نخوندم ولی پیشاپیش فحش ها رو بهت تبریک میگم

برو پي كارت جقى توام دو دستى

نوشته آريزونا در 15. October 2012 - 6:35

برو پي كارت جقى

توام دو دستى نوشتى

مرتيكه جلق پريش

ببخش گلم.بعد از سالها نظر

نوشته mohammad joon در 15. October 2012 - 7:14

ببخش گلم.بعد از سالها نظر دادم.
ذهره نه،غلطه. زهره درسته

مرتیکه بیشعور روانی

نوشته princessirani در 15. October 2012 - 8:30

Plain Face
مرتیکه بیشعور روانی
Plain Face

عقده ای نکنه دوست پسر خواهر

نوشته Hamed eshghi در 15. October 2012 - 9:15

عقده ای نکنه دوست پسر خواهر زنت با کلی از دوستاش بهت تجاوز گروهی کرده که تو حالا اینقدر کینه ای و عقده ای شدی؟

عقده جنان نفستو بريده كه

نوشته کیا بی معرفت در 15. October 2012 - 9:24

عقده جنان نفستو بريده كه تراوشات ذهن نجستو ريختي تو سايت بوي كندت همه سايتو برداشت من جاي بي
افش بودم تخماتو ميكشيدم

دوستان بیاید حقیقت را بجای

نوشته farhudlove در 15. October 2012 - 11:34

دوستان بیاید حقیقت را بجای قوه تخیل بکار گیریم اول برای کردن از کون باید گفت اون چیزی که افراد پورنو انجام میدن با زنهای خودتان انجان ندید چرا ؟ چون اون افراد انتخاب شده اند و کارشان هم همین است و در فیلم هم طوری بنظر میاد که تا دسته از کون گاییده میشن که همیشه اینطور نیست.برای آمیزش از کون باید اول به پزشک مربوطه مراجعه کنید تا شما را نسبت به عوارض آن آگاه کنه .اگه خون بیاد میتونه منجر به عفونت بشه و ریختن آب کیر در داخل برای مرد لذت بخش است اما برای زن موجب ایجاد عفونت میشه تو ر به خدا اول مطاله کنین اگه کون برای کردن بود نیاز نبود که اینقدر باهاش ور بری .در ظمن کمر زن شل میشه من سراغ دارم یک زوج جوانی را که به مدت 6 ماه مرده مرتب از کون زن اش را میکرده و زن ببخشید نا آگاه هم نمیدونسته چه بلایی سرش میآد زمانی هم که میفهمه که دیر شده بوده و عفونت در کل بدنش پخش شده بود و حاصل 6 ماه ازدواج به مرگ زن منتهی میشه . آقایان برای لذت بردن باید از روش های متنوع در مکان های مختلف استفاده کرد .ولی اینجا یک فرقی بین انسان و حیوان باید باشه در این فیلم های سوپر مقام انسان از حیوان هم پست تر میشه . من ادعا نمیکنم که مذهبی هستم ولی میخواهم این اصرار به سکس از کون را برای شما مشخص کنم که عواقب بدی داره برای مرد ها کونی شدن و برای زن ها هم همین طور . احتمال ابتلاء به ویروس ایدز از طریق رابطه مقعدی بسیار بالا است

اي جانم،عزيزم ميندازي

نوشته abdol tabeta در 15. October 2012 - 11:53

اي جانم،عزيزم ميندازي بالا؟بمبي خودمون ميگم!داخل چايي حل كن سفتترميشه چونه تخميت هم گرم ميشه مثل مگس كه تو گوه بيفته چقدر وز وز كردي،كونده كمرت سفته ها!دير آبت اومد.
مدرك توهم زدنت بگم؟قصد ضايع كردنت جلو جمع ندارم فقط لاشي وقتي عقدنامت امضاء ميكردي چشمت به اسم خانمت نيفتاد؟زهره بود يا ظهره؟خب معلومه كه ذهره بود.دوستت دارم چون فضل كرمت تا ته خوندم،اي بامرام،كباب فرستادي برا فقراونيازمندان،خودت بانون زيركباب مشغولي.اي كاش همه نيمه پر ليوان مثل من ميديدن!
چشم بصيرت كه پشمكي به بنده اهدانشد،بسي تا رنج بردم بسي جلقها زده ام بسي ذهره بخابم ديدم بسي تنهايي بر عقلم ريد،تا سرانجام اينچنين گشتم.خوش باش وبزن سوژه بعد جلو آينه قمبل كن چه بسا لذتي بيش از كون خواهرزن برايت حاصل گردد.

خوب عزیزم من اگر این داستان

نوشته maryy در 15. October 2012 - 12:06

خوب عزیزم من اگر این داستان را کسی دیگه نوشته بود بیچارش میکردم ولی ....
راستش وقتی اولش اسم حسین را دیدم می خواستم از این تاپیک برم بیرون درسته که من یک کاتولیک هستم و شاید این خوب نباشه که در مورد شخصیتی جوانمرد وسالار مردان وازاده خواه وبزرگ مرد تاریخ ساز مذهب شیعه صحبت کنم ولی قلبا این شخصیت را دوست دارم واحترام زیادی برای ایشان قائل هستم شاید باورش براتون سخت باشه ولی من در ناامیدی کامل از این بزرگوار چیزی خواستم وایشان بدون توجه به مذهب من اون را به من هدیه دادن از اون روز هر وقت که سالگرد این شخص هستش من هم کمک می کنم وافتخار دارم که در مراسم ایشانیک خدمتکارهستم شاید اگر اینجا یک سایت سکسی نبود براتون ازخاطرم می گفتم تا شیعه مذهب بیشتر قدر بزرگا نشون را بدانند
من ادم خرافه پرست ومذهبی نیستم این حرفها را دختری میگه که خودش وخانواده مادرش یک کاتولیک هستن وبا فرهنگ یک کشور پیشرفته بزرگ شده من تاچیزی بهم ثابت نشه اون را قبول ندارم وخودم در ایران گرفتار همین عقاید بی خود وزیاده روی های کور کورانه هستم ولی این باعث نمی شه که دید من نسبت به این مردان بزرگ تغییر کنه
بله دوست عزیز به احترام اسمت چیزی نمی گم فقط در مورد نوشته شما یک نکته هست که لازم دونستم بگم اول با اسم واقعیت (اگر این اسم واقعی شما هست )این جور نوشته ها را نگذار دوم اینکه ((ذهره))اینجوریه زهره بازم مرسی وموفق باشی

سلام بچه ها امیدوارم این متن

نوشته jj201268 در 15. October 2012 - 12:09

سلام بچه ها امیدوارم این متن رو بخونید و فحش ندید و فقط فکر کنید.
کسانی که مینویسن داستان سکسی با محارم ، اصلا کاری به خاله و ... ندارم همچنین به راست یا دروغ بودنش و کسایی که میخارن خودشون ، اما روی صحبتم با مادر و خواهر هست حتی با غیر محارمی مثل زن داداش و کسانیکه اعتماد میکنن به آدم و طرف میاد مینویسه تو کف مامانم یا زن داداش یا ... هستم ببینید من این حرفا رو میزنم نمیگم آدم پاکیم که اگر بودم خب اینجا نبودم الان آخه ی آدم چجور میتونه به خانوادش چشم داشته باشه بخدا اوج حیوانیته این کار ببینید بنظرم حتی با همسایه ای که باهات راحت باشه و تو رو مثله داداشش بدونه هم نباید چشم داشتهباشی و اصلا وقتی پات رو توی خونهکسی میذاری یا اون میاد توی خونت وشوهرش به تو اعتماد کرده یا اگر مجرده خودش بهت اعتماد کرده نباید کثیف بازی در بیاری . کون لق دیگران که جنده اند و خودشون دوست دارن بدن خب برید سراغ این آدما نه محارم و کسایی که بهتون اعتماد دارن یه ذره انسان بشیم خوبه.
بچه ها ازتون معذرت میخوام شرمنده

ماری خانم عزیز چندبار کلماتم

نوشته پیرفرزانه در 15. October 2012 - 12:42

ماری خانم عزیز چندبار کلماتم را دوباره نویسی کردم تا حق مطلب را درست بیان کرده باشم...احترام شما به سالار شهیدان وسید دوعالم بشدت مرا تحت تاثیر قرار داد...شاید پدر و مادر نویسنده برای تبرک نام این بدبخت را حسین گذاشته اند که انها بی تقصیرهستند...بیشتر کسانی که به این سایت میایند،افرادی سالم و مقید به دین مثل شما هستندو برای تفریح وگفتگو با دوستان خوبی که تعدادشان هم کم نیست وبعضی دیگر نیز جهت گذران وقت به این اینجا سر میزنند.عده کمی روان پریش وپست فطرت/مثل نویسنده اراجیف بالا/نیز اینجا هستند،که متاسفانه در تمام جوامع دیده میشوند...به ملعونی گفتند:تواز حیوان هم پست تری.!گفت :درسته چون من انسانم.ازاین موجود دوپا هرعملی سر میزنه.تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل...

Vasat moteasefam... bichare

نوشته sooooofiii در 15. October 2012 - 13:30

Vasat moteasefam... bichare zano bachat...!!!

سلامmaryy ميخام بدوني از ته

نوشته abdol tabeta در 15. October 2012 - 13:33

سلامmaryy
ميخام بدوني از ته دلم باشما حرف ميزنم،دين ايمان داري يا نداري خودتي و خداي خودت.ثابت كردي اونقدر درست هستي كه به اعتقادات هر انساني احترام بزاري شك ندارم اگر بهشت وجهنمي باشه اولين نفر شما وارد بهشت ميشي حاجتي كه داشتي،چون خدا به دلت نگاه كرد برات برآورده كرد. يك تار موي شما و امثال شما كه دلشون مثل كف دست به تمام كسانيكه بنام دين و مذهب كارخودشون پيش ميبرن،ارزش داره.براي مثال نويسنده داستان"پيش ما ميمانديد "مثل روز روشن بود چقدر
متظاهر و كثيفه.به اسم خداو بنده خدا،نميدونم چه چيزي رو ميخاست ثابت كنه.كاش همه مثل خودت حرفشون به دل مينشست.
جماعت سانديس خور كه ميدونم باحكم و فتوا اينجورجاها براتون حلال ميشه،خجالت و شرم حيا دراين مواقع كاربرد داره،خشتك دريدن برا اينجاست نه براي وقتي كه نايب برحق!اشك تمساح ميريزه. ميدونم نميفهمين اما امثال ماري شعارشون مرگ نيست،باتمام نفرتم به شماجماعت دستمال به گردن، و با تمام فكر پليدم براي هيچگدومتون آرزوي مرگ ندارم،آرزويي كه شما ها برا كوچكترين مخالفتي،برامون دارين! خدا خودش كمك كنه يا ما به نون خوردن ازطريق دستمالي كردن بيضه عادت كنيم،يا شماها قدر بازوان قدرتمند يك انسان بهتر درك كنيد،اينقدر خوشمزه و شيرين،نون خالي حاصل عرق جبين خوردن، شب هم تخت ميخابي نه فكر كشتني نه ترس كشته شدن!ميبينم كه وجدانتون تكوني خورد،نزار بخابه دست بكش سرش!!! هوي هوي دست سروجدانت بكش نه اون لامصب.

دوستاني كه به اسمها حساس هستن

نوشته abdol tabeta در 15. October 2012 - 13:58

دوستاني كه به اسمها حساس هستن شك نكنيد،حسين و زهرا بي دليل كنارهم نيومده.شخصأ حساسيتي به هيچ نامي ندارم،اما از بي احترامي عمدي به هر نامي متنفرم.من و شما با چيز ديگه مشكل داريم نه با دين و اعتقادات،حتي اگر واقعأ يك دين زاده فكر وخيال باشه راهش اين نيست كه با توهين به طرف بفهمونيم اشتباه ميكني.هر ديني گفته مردم آزاري نكن ،چشم به مال و ناموس كسي نداشته باش، دروغ نگو،آدم فروشي نكن،با حيثيت كسي شوخي نكن،باقيش مهم نيست.اگراين موارد رعايت كردين شخصأ از پل معروف عبورتون ميدم.طالب بودي ميبرمت بهشت طالب نبودي پيش خودم تو جهنم با رفقا بزن بكوب اساسي راميندازيم. انواع اقسام شيطنت دركنارهم انجام ميديم خدا خندش بگيره بگه جانم به اعتماد به نفستون كه نيم سوز آتشين آدمتون نكرد.ازشوخي بگذريم خدا اونجورهم كه تو فكرمون كردن،نيست،دوستمون داره بعضي وقتها حوصلش سر ميره انگولكمون ميكنه،دركل با يك "خدا جون آخه دلت مياد؟"از حق خودش ميگذره.حيف كه ازته دل نتونستم باهاش آشتي كنم وگرنه حالم اين نبود!

(بدون موضوع)

نوشته ZimZex در 15. October 2012 - 14:44

Plain Face

چند وقته نیومدم داستان بخونم

نوشته saghar.24 در 15. October 2012 - 15:25

چند وقته نیومدم داستان بخونم فکر میکردم شاید نویسنده ها آدم شده باشن
در کل بگم قابل درمانی چون قبلا یکی باهات همین کارو کرده عقده ای شدی
هر چی فحش تو کل داستان ها دادن حواله ات کردم احمق
گم شو دیگه ننویس

کسه ننت!خواهرت!زنت و بده منم

نوشته shahramkoslis در 15. October 2012 - 17:29

کسه ننت!خواهرت!زنت و بده منم از کسو کون بگام مادر کوونی

اون پروتئینه نه ویتامین

نوشته HHHSA در 15. October 2012 - 18:35

اون پروتئینه نه ویتامین

اگه کامنتمو حذف کردم به خاطر

نوشته parvazi در 15. October 2012 - 18:41

اگه کامنتمو حذف کردم به خاطر کامنت دوست عزیز marry بود.

از خودم خجالت کشیدم چرا فحش دادم.

ولی هنوزم معتقدم تو ادم نیستی.

عقده ای گوزو! . . . هنوزم فقط

نوشته مازیار خان در 15. October 2012 - 19:57

عقده ای گوزو!
. . .
هنوزم فقط عشق است خوندن کامنتها
بیخیال داستان...

خوب اول از همه اینگه فوشهای

نوشته حمید64 در 15. October 2012 - 21:50

خوب اول از همه اینگه فوشهای قشنگ منتقدان جوان نوش جونت بعدش اینکه واقعا عقدهای هستی اونم بهت نداده درسته؟اخه لاشی کسکش حرومی چرا با عفت دختر بازی میکنی خیلی تخم سگ هستی برو جلقتو بزن

خر خودتی از بس چرت بود تا

نوشته sex doost در 15. October 2012 - 22:13

خر خودتی از بس چرت بود تا وسطاش خوندم آخه آدم متاهل فیلم سوپر نگاه میکنه باهاش جق میزنه.

از گوشی زنت بهش زنگ زدی و زنت

نوشته generalsaman در 15. October 2012 - 23:09

از گوشی زنت بهش زنگ زدی و زنت موبایلشو چک نکرده?!
صدای زنتو در اورده ای و زهرا جونتو هیچ شک نکرده?!
زهرا به در نگاه میکرده به و تورو ندیده?
تو زنی یا مردی جادوگر?
با اون داستان نوشتنت بد نبود ولی آدمو زیاد حشری نمیکه. یا به عبارتی کس شعر بود.

و هیچ کس از این آقای نویسنده

نوشته mashhadie 34 sale در 16. October 2012 - 0:30

و هیچ کس از این آقای نویسنده سوال نکرد :چطوریاست که خانواده خانومت از بر نگشتن شبانه خواهر زنت به خانه نگران نشدن؟؟و در مقام پرس و جو یه زنگ به شما نزدن؟؟همچنین یه زنگ به خواهر زنت نزدن که جنده خانوم تو کجایی؟اگه خونه آبجی جانت هستی اون که اینجاست؟؟!!
میبینید؟؟آخه مجبورید مگه؟؟
اهل فحش دادن نیستم!!!!!!!!!!

من نمیدونم اونائی که دم از

نوشته nimo11 در 16. October 2012 - 4:53

من نمیدونم اونائی که دم از مذهب و حسین و کاتولیک و سفره ابلفرض! و نصیحت های صد من یه غاز دینی میکنن تو این سایت سکسی چه گهی میخورن؟؟؟.... جمع کنید بابا کاسه کوزه تونو برید تو همون سایت فارس نیوز و شیعه آنلاین و سایت فاضل لنکرانی هر گهی میخواید همونجا بخورید... حالم بهم میخوره از این جماعت جانماز آب کش دروغگو....
اگر شما به دین و مذهب و حسین و مسیح اعتقاد دارین اومدن توی سایت سکسی از اصل ریدن به همون پرینسیپال ها و اصولی هست که ازش دم میزنین... دینتون خوب یا بد مال خودتون و نگهش دارین تو قلب خودتون اگه راست میگید... اومدن تو یه سایت سکسی و جار زدنش یعنی خارکسته بازی....
اونی که میاد اینجا داستان سکسی و حتی گی و حتی کردن خواهر و مادر خودش رو تعریف میکنه؛ از شما اینجا بیشتر حق داره... چون سر در این وبسایت اگه چشمای کورتون رو باز کنید نوشته شهوت و سکس و خاطره سکسی و داستانش هم طبق مقررات سایت (که فقط سکس بچه ها و تجاوز که اعمال غیر انسانی هستن ممنوعه) منتشر شده... این شما هستین که منافق به معنای واقعی هستید و زر زیادی میزنین و گه نامربوط میخورین....
حیف که تو کله تون بجای مغز ریدن وگرنه یه همچین تناقض واضح و دلیل ساده ای رو می فهمیدین

اون ماری خانوم جنده کاتولیک

نوشته nimo11 در 16. October 2012 - 5:14

اون ماری خانوم جنده کاتولیک که به حسین اعتقاد داره و احترام میزاره؛ دینی که حسین سردمدارشه برای حتی دیدن روی نامحرم هم صدتا مجازات و دنگ و فنگ حتی توی همون قرآن ش داره.... تو چطوره که به یه قسمت یه ایدئولوژی(حالا کاری به مسخره بودنش هم نداریم) که به نفعته احنرام میزاری به بقیه اش نه؟؟؟ حتی توی همون دین خودتون هم خیلی ماجرا فرق نمیکنه.... حالا با اونهمه تفاصیل و قوانین و مجازاتها و امر و نهی های دینی حتی برای دیدن صورت نامحرم؛ دیدن کیر به این گندگی و درازی توی تبلیغ همین سمت راست این صفحه مشکل نداره؟؟ یا اون کس و کون و کیری که تا دسته رفته توش توی تبلیغ سمت چپ صفحه؟؟
برو خارکسته جنده بساطت رو جای دیگه پهن کن... تو اگه شعور داشتی و راست میگفتی نمیومدی تبلیغ حسین و اعتقادت به سفره ابلفرض! رو میون اینهمه کیر و کس و کون و فحش خواهرمادر و عکس سکسی و ... تعریف کنی

این مثل این میمونه که بری توی مستراحی که ان و گه و شاش از در و دیوارش آویزونه و بوی تعفن میده بری اون وسط قرآن و انجیلت رو باز کنی و بخونی؛ و یا حالت برعکس (که صحیحتر هم هست بنظر کن) بری توی یک ساختمون بسیار شک و مدرن و شیشه و آینه و موزیک و نور و کلاس؛ اون وسط جلو ملت شلوارتو بکشی پائین و بشینی برینی... هرکدومو دوست داری حالا... ولی مثالت همینه

دوستان يه سوال دارم قصد دفاع

نوشته کیا بی معرفت در 16. October 2012 - 5:16

دوستان يه سوال دارم
قصد دفاع از شهر خودم ندارم جون اصالتم به شيراز برميكرده اما جرا هرجي كس كش و دزد و قاتل و ابنه اي همانند نويسنده عزيز هست خودشو ميجسبونه به كرج يارو افغاني بود كرمان ادم كشته بود ميرسه كرج ميكيرنش بعد تيتر روزنامه رو ميخوني نوشته تجاوز و قتل در كرج!!
اين كيريم متل صدتا داستان ديكه نوشته خونم كرجه جرا انقد اصرار داريد به مردم بكيد فساد و دزدي و حرومزاده بازي اينجا زياده¿¿¿¿

اول اینکه هر چی فحش خوردی نوش

نوشته koso در 16. October 2012 - 5:42

اول اینکه هر چی فحش خوردی نوش جونت حیووون
دوم اینکه هر کسی که نخواست به فامیلش کس و کون بده باید این بلا رو سرش آورد؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!
سوم اینکه انی که نمیدونه اسم زنش زهره است و با ذهزه مینوسه معلومه از اول گوه زیادی خورده و داستان کوس و شعره
چهارم در جواب خانم ماریا و بقیه دوستان که از نظرات ایشون طرفداری کردن همین خامنه ای خون خوار جاکش بی همه چیز که به دستور حرومزادش جوونهامونو کشتن و شیشه نوشابه تو کونشون کردن مگه اسمش علی نیست؟؟؟
بابا دست بردارید از این اراجیف و خرافات مگه این دری وریا حکایت همون قران سر نیزه کردن نمیدونم کدوم خری تو کدوم جنگ گهی بوده. به قول دوستمون مجبورین بیاین تو سایت شهوانی وجدان درد بگیرید. شما کاتولیک ها خودتون آخر نژاد پرستید . خود شما رو هم اون کشیشهاتون یه جورایی با خرافات و دین به بند کشیدنتون...
خانم شما برو همون کلیسا به پدر روحانیت اعتراف کارات و بکن نمیخواد اینجا از اسم حسین دفاع کنی که همین حسین و علی و محمدوووووووو........... پدر این ملت و در آوردن. همون سردسته گور به گور شده شون روحالله خمینی مملکت و به فاک دارد... خوردن و بردن و گاییدن و چاپیدن و وووووووو.... شما ها نشستین مدافع اسامی میشین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!! راست میگی برو دخترای و که اسمشون زهرا و فاطمست و تو زندونهای این دیوث ها مورد تجاوز قرار میگیرن و نجات بده نمیخواد بیای اینجا دایه مهربان تر از مادر بشی.......
به خدا که خر تر از این ملت در جهان ندیدم بقیه هم راه افتادن که آره ما به خاطر اسم حسین فحشامون و پاک کردیم
شما یه مسئول مملکت گیر بیاریا اسمش کوروش و داریوش و کامبیز و نادر وووووووووو باشه تا ما فحش بارونش کنیم.
بابا مملکتو همین اشغالا با همین دری وریها ریدن توووووووووووووووووووووووش پس کی میخواین بفهمین ااااااااااااااه اعصاب نمیزارین نصقه شبی..............

nimo11 تو،(تو عمدأ خطاب

نوشته abdol tabeta در 16. October 2012 - 11:09

nimo11
تو،(تو عمدأ خطاب ميكنمت)از نسل محمودي،شك ندارم. به تو هيچ ربط نداره ما بچه پيغمبريم يا بچه شيطون .اگر يذره شعور داشتي بايك خانم هر اختلاف نظري داشتي اينجا دهن كثيفت بازنميكردي. پيام خصوصي برا اين گوه خوريها گذاشتن. همون ابرفرض باكير اسبش توكونت كرد،ميفهمي با زر زدن محبوبيت بدست نمياري از محمود جونت كه بيشتر زر نزدي ببين كسي كيرخودش حساب نميكنه،به بچه ها ميگم تورو پشم خودشون حساب نكنن. مرتيكه مشنگ حكايت اون داستان گوهي كه نوشته بودي وباافتخار آدرس لينكش آخر داستان"سكس وتباهي ٢يا٣"گذاشتي شده؟بگو كونت ميخاره فحش ميخاي،كيرم تو مرامت كه با چرت و پرت گفتن ميخاي بگي چو گوهي هستي،قبول دارم يك گي يك كوني ازتو شرفش بيشتره.خيليها شرم و حيا نميزاره برينن به هيكلت،منم چون آغاز كاربود مودبانه باهات حرف زدم كه كس و كونت جمع كني جفتك بندازي ،بهتر.تخصصم رام كردن حيوانات دوپايي كه مثل تو چموش شدن.

با abdol موافقم. کارت درست

نوشته parvazi در 16. October 2012 - 12:39

با abdol موافقم. کارت درست نیست nimo11

دوستاني كه مايل به آشنايي

نوشته abdol tabeta در 16. October 2012 - 13:12

دوستاني كه مايل به آشنايي بيشتر با افكاربيمار،nimo 11هستن به كامنت اين انسان!در داستان" سكس وتباهي2"مراجعه كنند،تا آدرس لينك داستان گوهربارشون به نام"كردن مامان دوستم ازكون" براحتي پيدا كرده،افتخارات ايشون دقيق تر،دستتون بياد.كامنتهاي آخر داستان بسي افتخار آميز!براي اين موجود ميباشد.قضاوت با خوندن تراوشات ذهن بيمارش خيلي راحتتره.نيمو١١ميدوني چرا ريدم به هيكلت؟دوستاني كه بيشتر افتخار آشنايي باهاشون دارم ميدونن، اعتقاداتم از دست دادم،جانماز آب نميكشم،اما هيچ وقت نگفتم من عقل كل هستم وبه سليقه همه احترام گذاشتم،شك ندارم اگر اين جاكشها برن افرادي با طرز فكر" تو"بيان حكم طالبان براي افغانستان ودارن.سگ اين تخم حرومها به تو شرف داره حداقل هرگوهي هستن، خايش دارن تو خاك اينجا زر زر كنن،تو معلوم نيست كدوم گوري نشستن،بادشكمت خالي ميكني. توجمع به كسي نريده بودم،افتخارش نصيب توشد،تا بفهمي بقيه هم درست ياغلط ،طرز فكر دارن،بفهمي ان آغا،آغانيمو،خرد كردن شخصيت يك انسان چه طعمي داره،هنوزم يك تار موي ماري،بادنيايي مثل تو عوض نميكنم،دعا كن تو جهنم چشم تو چشم نشيم كه عذابي سختتر از عذاب الهي در انتظارته.

nimo11 تو فکر میکنی هرکی میاد

نوشته مازیار خان در 16. October 2012 - 14:50

nimo11
تو فکر میکنی هرکی میاد اینجا آدم کثیف و بی بند وباریه که واسه دیدن چهار تا عکس و فیلم بی ارزش کل نت رو گشته و آخر سر هم اینجا رو پیدا کرده؟
نخیر
خیلی از کسایی که اینجا عضو هستن فقط واسه نظر گذاشتن و خوندن نظر بقیه است
هدف فقط شاد بودن و گذروندن وقته
من خودم اگه چند تا دوست با معرفت و خاکی اینجا پیدا نکرده بودم دیگه اینجا نمیموندم.
. . .
سر در سایت هم فقط نوشته ورود افراد زیر ۱۸ سال ممنوع نه چیز دیگه.
. . .
خارکسده هم کسیه که فکر میکنه همه مثل خودش واسه پیدا کردن سوژه جلق وارد این سایت شدن.
. . .
تو بهتره بری دنبال همون رفیقت که هر شب مادر و خواهراتونو با هم عوض میکنید
. . .
بیشتر از این چیزی بهت نمیگم چون عبدل به حد کافی بهت ریده
نمیخوام متلاشی بشی و بعدش تو هوا پراکنده بشی و با بوی گهت هوا رو آلوده کنی
. . .
اینم لینک داستانش که عبدل گفت:
http://shahvani.com/content/%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D9%85%D8%A7%D9%85%...

عجب دروغ گویی هستی........اگه

نوشته saman3624 در 16. October 2012 - 15:01

عجب دروغ گویی هستی........اگه این داستان واقیعت داشته باشه من شلوارمو در میارم و کون لختی میرم تا میدون آزادی!!!!!!!!!!!!!!!!!

مازيارجان ممنون لينكش گذاشتي

نوشته abdol tabeta در 16. October 2012 - 15:44

مازيارجان ممنون لينكش گذاشتي من با موبايل ميام نميتونستم لينك تراوشات ذهني اين موجود،بزارم.

خواهش میکنم عبدل جان. وظیفه

نوشته مازیار خان در 16. October 2012 - 16:30

خواهش میکنم عبدل جان. وظیفه بود

روی سخن من با این عبدل

نوشته nimo11 در 16. October 2012 - 17:17

روی سخن من با این عبدل خارکسته اس نه اون خایه مال بعدی(مازیار... که گرچه اونم کسشعر نوشته ولی فحشهای کامنتش رو غربال کنی دوتا حرف حالا عقیده ش هم توش هست...)
ولی تو... عبدل خارکسته بچه کونی.... مرتیکه متوهم میگه: "به بچه ها ميگم تورو پشم خودشون حساب نكنن..."... آی خندیدم از این جمله ات... خوب خارکسته متوهم تو فکر کردی چه گوهی هستی یا کی هستی یا اینجا کجاس؟؟ میگم توی کله ات بجای مغز، ریدن برای همینه... ابله جقی یه کم از اون مانیتورت بکش عقب تر و یه نگاه کن ببین کی هستی؟؟ یه آیدی تخمی.... مثل همه... فقط همین!
درثانی... اگه من اومدم زیر کامنتت یه پامو گذاشتم روی این شونه ات، یه پامو روی اون شونه ات و ریدم درست روی فرق سرت و افکار و عقایدت, دوتا حرف حساب و سوال هم از توی الاغ که ادعات میشه پرسیدم... حالا برو کامنت خودتو یه بار دیگه بخون... سرتاپا فقط فحش و حرف بی معنی و بچه بازیه لینک دادن و کسشعر گفتن... تو تا پس فردا بشین فحش تایپ کن و دری وری بگو... همش میشه یه کیلوبایت و باد هوا... اینجا اگه فحش خواهرمادر بهت دادم(که ندادم و همش سعی ام هدف گرفتن خودت و افکار تخمیت بود.... )؛ دوتا سوال هم اون وسط مسطا جا دادم که تا جواب ندی همچنان مطرح هستن و تو و امثال تو (از جمله همون جنده کونی مدعی کاتوکیر!) زیر سوالین و متهم... بغیر از اون هر گهی بخوری و هرچی فحش بدی باد هواست احمق جون که کسشعر میکاری و خنده به خودت و افکارت درو میکنی...
(مثل همین تیکه: به بچه ها میگم حسابت رو برسن... میخواستم بگم کیرمم نیستین؛ دیدم کلاس کارت خیلی پائین تر حد انتظارم بود... این بود که فقط بهت خندیدم و چهارتا جمله بالا رو برات نوشتم).. برو خوش باش

قابل توجه طرفداران هرنوع سکس

نوشته پیرفرزانه در 16. October 2012 - 17:33

قابل توجه طرفداران هرنوع سکس بایدموارد زیر را یاداوری کنم.حتی در جوامع به اصطلاع پیشرفته حدود شخصی افراد محترمه چه کلامی وچه فیزیکی...واگراین ظلمها به اسم دین باشه که صدالبته زشت تر...تجاوز به یک دختر بیگناه پیش تمامی انسانها مذموم ومحکومه.اگرسر در این سایت نوشته باشه قاتل ها فقط بیان تو،یعنی هرکسی بیاد اینجا حتما قاتله...خوبه که در همین سایت هم تجاوز تائید نشده هرچندکه این سایت هم مدرسه اخلاق نیست..ولی وجودش به نظر من لازمه...هر چه بدان کردن ،تو نکن تا نیک باشی...همانطور که اسم سرما احساس سرد بودن در انسان ممکنه ایجاد کنه.اسم افراد نیک نیزبه عاریت گرفته میشه تا صاحبش شاید نیکوکار بشه...کسانی که به این اسامی معترض هستن:چرا کسی اسم فرزندش را قابیل..ابلیس..هیتلریا نرون نمیزاره؟

و اما تو مازیار که مثل الاغ

نوشته nimo11 در 16. October 2012 - 17:41

و اما تو مازیار که مثل الاغ کور پاچه خواری و خایه مالی این عبدل خارکسته که برعکس توی بیسواد فکر کنم مغرضانه اینجا فعالیت میکنه و یه احمقی مثل تو هم دنبالش... (گرچه خودشم یه بیسواد چاله میدونی بیشتر نیست...)
ولی...
از خودت سوال نکردی که اون لینک به داستان من رو گذاشتی اینجا برای چی؟؟ اونی که خودم معرفیش کرده بودم؟ این الاغ یه چیزی گفت تو هم باید دنبالش بدوی و دم تکون بدی؟ خودت شخصیت مستقل نداری؟ آخه این عبدل خارکسته که من کامنتها و پستهای قبلیش هم الان دیدم چه گهی یه؟ یه آدم دهاتی متوهم بیسواد دگم احمق که از حماقتش همین بس که تو سایت سکسی تبلیغ دیت و حسین و ابلفرض میکنه...
بگذریم ... فقط محض اطلاعت میگم... اون داستان من زمان خودش، یکسال و خورده ای پیش؛ تمام ماه در صدر پرامتیاز ترین داستان ماه بود... تا پنج شش ماه بعدش هم جزو ده داستان برتر و پرخواننده ترین داستان کل تاریخ سایت شهوانی بود... داستانی کلاسیک و مختصر و مفید و جذاب و با ساختار درست "خاطره نویسی" که میون اینهمه اراجیف و جنگل داستان!!! هائی که طرف حتی سواد خواندن و نوشتن هم نداره و باران غلطهای املائی و دستوری، گرچه من هیچ ادعائی ندارم و توی داستان نویسی هم پله اول هم نیستم؛ ولی متن من میون این همه اراجیف وحشتناک یکی از بهترین و بی نقص ترین و محبوبترین شد که تا پنج ماه اول بیشتر دویست و هفتاد هزار بازدید داشت که میان اورج و متوسط شصت و هفتاد هزاری اون موقع بی نظیر و شاهکار بود... خیلی هم ممنون که دوباره یادی و معرفیش کردی...
بقول رضا مارمولک بعد از زدن اون لات گنده بگ... حالا برو اوستاتو بتکون! Smile

hiwaknm44 جناب من نگفتم جان

نوشته nimo11 در 16. October 2012 - 20:23

hiwaknm44
جناب من نگفتم جان اشتاین بک هستم؛ فقط آمار و ارقامی دادم که موجوده و میتونی بری ببینی... داستان من خیلی هم افتضاح بود و پر از ایراد اگه بخوای با یه داستان حتی نیمچه استاندرد هم مقایسه اش کنی... ولی توی این جنگلی که خودت داری میبینی که طرف حتی زهره رو هم نمیدونه چطور مینویسن و انواع و اقسام نوشته های بی سر و ته و پر از غلطهای املائی و بقول دوستان لهجه!..خوب داستان من بدک نبود.. غلط املائی نداره، ساختار و مقدمه و موخره و قالب و تعلیق و غیره رو در حد خودم داراست... استقبالی هم که کردن موجوده... ولی اصلا بحث این نبود...ذبحث اون احمقی بود که مثلا میخواست منو خراب کنه با لینک به داستانم که منم مجبور شدم توضیح بدم که زدی به کاهدون...
این از این...
بحث توهین و فحش هم؛ تا جواب سوالهای واضح منو توی همون کامنت اول و دوم رو بصورت منطقی و به وضوح همون سوالها ندن پابرجاست...
کسی که وسط اینهمه کس و کون و کیر و آب منی و گی و شاشیدن و ریدن و خوردن و فحش خواهرمادر میاد جانماز آب میکشه و تبلیغ حسین و سفره ابلفرض میکنه لایق از این بدتره... حتی اگر خصومتی هم با این مفاهیم نداشته باشم(باشیم) این "نقض غرض" و این دوروئی و دورنگی و چاچول بازی از هر کثافتی کثیف تر و مشمئز کننده تره... من اعتراضم به این تناقض و دورنگی و جانماز آب کشیدنه

-----
درضمن این عبدل خارکسته که گوز گوز کرده و منو تهدید بچگانه که به بچه ها میگم بیان کیر منو بخورن؛ الان نگاه کردم فقط هشت هفته ست عضو اینجا شده... بچه کونی موقعی که تو داشتی تو دبستان کون میدادی ما عضو اینجا بودیم و از اعضای اولیه اینجا... همه جور خوب و بد و خارکسته ای مثل تو رو هم دیدیم تا رسیدیم اینجا.. توی احمق دهاتی که تازه کامپیوتر . اینترنت و سایت فهمیدی چیه باید حالا حالاها بیای کیر
منو بخوری...

من هیچوقت ادبیاتم این شکلی نبود و اگه برید ببینید متوجه می شید که حتی کمپین بر علیه این فحش دادن های بیخود که فقط باد هواست و اتلاف وقت پیشنهاد دادم...
ولی این دهاتی تازه به دوران رسیده رو باید میزاشتمش سینه دیوار و می شاشیدم روش تا بفهمه هرگهی رو هرجائی نباید بخوره

سلام روی صحبتم با آقای نیمو

نوشته ZimZex در 16. October 2012 - 20:42

سلام
روی صحبتم با آقای نیمو 11 و خانوم کوسو هستش
جناب نیمو 11
اولا ورود شما را به سایت شهوانی تبریک می گوییم
هنوز 1 ماه نشده
هه
دوما به شما هیچ ربطی نداره که کی برای چی به سایت شهوانی میاد
من که برای جمع کردن لاشییییی هایی مثل تو اومدم
من هر سایتی که دوست دارم میرم
اونی هم که نمیتونه ببینه,به کیرم
راستی اره هر کی میتونه هر داستانی بذاره
ولی ما اینجا هستیم,که اگه جلقیات مثل همین داستان چاپ شد ,بقیه رو آگاه کنیم
بسه دیگه انقدر غزل تلاوت نکن پسر
1
2
3
بزن به چاک
دیوث یه بار دیگه به رفیق های من توهین کنی خارت میکنم همین جا
_____________
خوب,خانم کسده آخ ببخشید کوسو
خامنه هر چی میگی درست
نوچه هاش درست
یه مشت عوضی مفت خور
ولی این ها ربطی به دین من اسلام نداره
اونا از اسلام دارن سو استفاده می کنن
شما که تو ایران نیستی لطفا خفه و به دین من توهین نکن
ولی تا صبح به خامنه و . . . فحش بده
نکبت داری حال میکنی اونور بعد دلت به حال جوونا سوخته?!
تو بیا اینجا و دست به اعتراض بزن
نه این که پشت نت گوز گوز کنی,
هه

راستی میخوام اسمشو بزارم

نوشته nimo11 در 16. October 2012 - 20:42

راستی میخوام اسمشو بزارم عبدوووووول .... نظر شما چیه؟
اینم عکس عبدووووووول Smile))))large_cbg2.jpg

zimzex از کامنتت و طرز نوشتنت

نوشته nimo11 در 16. October 2012 - 20:47

zimzex
از کامنتت و طرز نوشتنت معلوم شد حداقل در حد من یکی نیستی
کسر شأن منه بخوام بهت جواب بدم
برو بزار باد بیاد

خوددانی جوجه فُکلی

نوشته ZimZex در 16. October 2012 - 21:02

خوددانی جوجه فُکلی Rolling On The Floor))))
برو رد کارت
.
به قول حسین ابلیس:
خلاصه لپ حرف رو نمیشه خورد
ما با تو دوست خوبی اصلا نمیشیم چون
نسبت من به تو مثل آرد به الکه
این آرد الک میخواد
این رسم فلکه
هه هه

nimo11: دوست عزیز بی خیال شو.

نوشته parvazi در 16. October 2012 - 21:04

nimo11:

دوست عزیز بی خیال شو. حیف نیست به خاطر یک داستان بی ارزش به هم توهین کنید.

دوستان نویسندگان خوب سایت هستند . توهین بهشون دور از ادبه عزیزم.

نيمو جان خودت جر دادي؟ ميدونم

نوشته abdol tabeta در 16. October 2012 - 21:05

نيمو جان خودت جر دادي؟
ميدونم بزرگتر بالاسرت نبوده دوتا نصيحت بهت كنم باپيرمرد دعوا نكن چون بزني وبخوري توبازنده اي.ببازي همه ميگن نيموجان كيرم دهنت كه ازپيرمرد خوردي. ببري ميگن اي كسكش چراپيرمرد زدي.
دومي نصيحت با كسي كه ار اسمش مشخص چقدر عقل داره كل كل نكن چون بحرحال بازنده اي.
چون گفتي خاركسده حال كردم كه خوب شناختي.سگي كه پارس كنه نميگيره،تو واق واق كردي،منتظر پاچه گرفتن من باش.تهديد نكردم كس گفتم!
خواهرت خيلي نامرده چرا عكس دولم نشونت داد؟

اِاِاِاِاِاِاِ..... پس تو

نوشته nimo11 در 16. October 2012 - 21:18

اِاِاِاِاِاِاِ..... پس تو پیرمردی عبدول....؟؟؟؟
من فکر کردم مثل خودم جوون جغلکی...
اگه پیرمردی که هیچ.... گرچه سوال و ایراد و اعتراضم همچنان بجاست؛ ولی چون بهم گفتن به به بزرگترم احترام بزارم... چشم.
ببخشید
دستا بالاس!
Smile

zimzex جوجه فکلی... اگه تو

نوشته nimo11 در 16. October 2012 - 21:32

zimzex جوجه فکلی...
اگه تو همه عمرت یه کامنت خوب گذاشته بودی اونم همینه...
به دوعلت... یکی آوردن اسم "جوجه فکلی" که مفهومش برای من یادآوری کمدین بزرگ ایرانی مرحوم استاد "ارحام صدر" هست...
و دوم آوردن اسم "هیچکس" که شخصا با اینکه اهل رپ نیستم ولی دوستش دارم و صدپله بالاتر از امینم که فقط یک هنرمند خنثی ست میدونمش... "هیچکس" توی اوج بگیر ببندهای بعد از انتخابات 88 و بزنگاهی که جامعه و مردم بی پناه ما چشم به دهانی، از هر کس و هرجا، دوخته بودند که فریاد مظلومیتشون رو سر بده؛ جوانمردانه و مثل یک قهرمان؛ از قلب خود تهران فریاد کشید و "یه روز خوب میاد" رو خوند و خودش رو جاودانه کرد.... یعنی عاشقشم...
مرسی از یادآوری

نه عزيزم پيرمرد نيستم،راحت

نوشته abdol tabeta در 16. October 2012 - 21:33

نه عزيزم پيرمرد نيستم،راحت باش. فعاليت مغرضانم خوب اومدي. گفتي آلماني؟شجاعت حال ميكني ميتونستم خودم لو ندم،خصوصي بهت بگم.بچرخ تا بچرخيم.پاي اين داستان ديگه نميتونم جواب بدم. دستور از سازمان اومده.

دوستان اين چه كاريه؟ بحث كردن

نوشته آريزونا در 16. October 2012 - 21:44

دوستان اين چه كاريه؟
بحث كردن تو اينترنت هيچى جز رنجش طرفين نداره، تو فضاى مجازى هركسى براى خودش سوپرمنه ، همه رو هم زده بقول معروف انتخاب كاراكترش دست خودشه و شما نمى تونى عقيده كسى رو راجع به موضوعى به اجبار تغيير بدين و اين نتيجه اى جز توهين به همديگه نداره. براى چى اعصاب خودتون رو بهم ميريزيد؟
البته خودمو در حدى نمى بينم كه بخوام بين شما قضاوت كنم ولى درك ميكنم و اصلا توهين كردن به اعتقادات شخصى فرد رو تاييد نمى كنم ولى با جرو بحث كردن چيزى عوض نميشه هر كى با نگاه خودش مطلب رو ميخونه پس قضاوت رو بزاريد به عهده شخصى كه مطالب رو ميخونه اينجور بحث ها فقط باعث بد جلوه دادن عقيده خودتون ميشه و بس.

رفيقاى عزيز لطف كنيد، البته اگه منو بعنوان يه دوست كوچكتر قبول دارين ديگه اين بحث رو ادامه ندين ممنون

دست بردار عبدووووول (بزار

نوشته nimo11 در 16. October 2012 - 21:44

دست بردار عبدووووول Smile
(بزار این اسمتو نگه دارم.... البت با اجازه)
عبدوووول جان دستور و اینا چیه... ما خودمون ختم روزگاریم... این صفحه سنگین شده رو موبایلت بالا نمیاد، نه؟ Smile
بقول پسرحاله اکشال نداره... راحت باش پیرمرد Smile

ببین چه خبره اینجا . عبدل

نوشته sex and love در 16. October 2012 - 22:02

ببین چه خبره اینجا . عبدل عزیز جنگو بخوابون.

هیوا جان لپ کلام ایشون این

نوشته ZimZex در 16. October 2012 - 22:05

هیوا جان لپ کلام
ایشون این داستان نوشته
سوخته
چرا?
چون دیده همه بحش فحش دادن
بیا بریم داداش
بذار بسوزه 8)
نیمو جوجه فکلی اونی که من نوشتم ابلیسه نه هیچکس
محض اطلاع :bigsmile:

داداشيره قربونت برم اخه اصلا

نوشته آريزونا در 16. October 2012 - 22:23

داداشيره قربونت برم
اخه اصلا فايده اى نداره
حدودا يكسال پيش با ينفر حرفم شد بجون خودم نزديك دو ماه هروز من يك كامنت درى ورى واسش مينوشتم اونم جواب ميداد آخرش ادمين سايت جفتمون رو بلاك Big Grin البته اين سايت نبود اينجا كه ادمين كسى رو بلاك نميكنه! Wink

نیمو چیزی که عوض داره گله

نوشته مازیار خان در 16. October 2012 - 22:29

نیمو
چیزی که عوض داره گله نداره
وقتی توهین میکنی و فحش میدی منتظر جوابشم باش
از داستان تخمیت مشخصه که چقدر باسوادی. همین الان اگه نگاه کنی داستانهای نویسنده های چاقال مثل تو گاهی تو ده داستان برتر قرار میگیرن. علتش اینه که الان بچه ها کمتر نمره میدن. اونوقت مشخصه داستانت با همچین نمره ای اینقدر افتخار! کسب میکنه. حالا هی بگو: ((داستان من خوب بود، غلط املایی نداشتم!))
گوش کن بچه نق نقو
من پاچه خواری کسیو نکردم. یه بار دیگه کامنت اولتو ببین چرا اومدم جوابتو دادم. آقای باسواد! یکی مثل تو دنبال اینه که افکار بیمارشو به بقیه تزریق کنه. چرا بقیه رو مثل خودت میبینی؟
ما ها از قماش تو نیستیم
جمع کن این مسخره بازیو. من که دیگه جوابتو نمیدم
حالا بدو دنبال بازیت...

با آریزونا موافقم... سالها

نوشته nimo11 در 16. October 2012 - 22:32

با آریزونا موافقم... سالها تجربه وبگردی مخصوصا توی نت فارسی بمن هم همینو میگه که بحث های اینجوری بجز اتلاف وقت و برای بعضی ها(نه من) جز اعصاب خوردی چیزی نداره... مخصوصا ما ایرانی ها که گردنمون هم بزنن از حرف خودمون پائین نمیایم و با مفهومی بنام متقاعد شدن و از اون بدتر عذرخواهی بیگانه ایم...
ولی این سوال hiwaknm44 به من میگه که کلا اعتراض و سوال منو نفهمیده...
من به اسلام و دین و غیره گرچه اعتقاد ندارم؛ ولی توهین هم نکردم و به منم ربطی نداره که کی به چی اعتقاد داره؛ همونطوری که به تو هم ربط نداره اعتقاد من چیه...
سوال من اینه:
چرا در جائی که هیچ ربطی و مناسبتی نداره میاید از دین و حسین و سفره ابلفرض حرف میزنید و تبلیغ می کنید؟؟ تو همون کامنت اول تا همین الان دارم هی تکرار میکنم که عقیده ات خوب و بدش برای خودت؛ اینجا جاش نیست که گفتن هرچیز بجای خویش نیکوست... بغیر اون باعث خنده و فحش و خفت...
سوال خیلی خیلی ساده : مگه شما میری تو سایت شیعه آنلاین عکس سکسی آپلود کنی؟؟ یا توی سایت فاضل لنکرانی داستان پورنو بگی؟ یا توی فروم های مذهبی فیلم سکسی لینک بدی؟ اونا مربوط به مسائل دیگه اس(فارغ از اینکه حالا خوبن یا بدن) که اگه اینکارو بکنی سریع پرتت میکن بیرون یا در حالت خوبش فقط حذف میشه مطلبت....
حالا چطوره که توی این وبسایت میاین مطالب نامربوط میگین و انتظار برخورد ندارین...
دینتون رو نگه دارید برای خودتون...
مشکل من و امثال من دین و اعتقاد شما نیست(حداقل توی این محیط) بلکه زیاده خواهی و انگلوک و ابراز و تبلیغ یه چیز بیربط اینجاست...
مفهومه جناب هیوا؟

داستانت یا راسته یا آرزوی

نوشته پری کرمانی در 16. October 2012 - 22:37

داستانت یا راسته یا آرزوی توست در مورد خواهر زنت در هر دو صورت آرزو میکنم گیر چند تا کیر کلفت بیفتی تا بهت یه درس خوب بدهند

پرى كرمانى وقت گير اوردى توام

نوشته آريزونا در 16. October 2012 - 22:43

پرى كرمانى وقت گير اوردى توام Big Grin

آهان.. راست میگی... خودتم

نوشته nimo11 در 16. October 2012 - 22:56

آهان.. راست میگی... خودتم نوشتی که حسین ابلیس هست؛ دقت نکردم... معذرت میخوام
..
..
یه چیز دیگه در مورد همین بحثی که امروز درگرفت الان یادم اومد...
ببینید سمت راست همین صفحه عکس تبلیغ قرص های بزرگ کننده کیر بهمراه یک کیر دراز و کلفت و سیاه دومتریه که کل سمت چپ صفحه رو گرفته... سمت راست تبلیغ یک سایت سکسی که یه کس و کون گشاد و یه کیر تا دسته اونطرف رو پر کرده... بالای صفحه داستان سکسی تخمی تخیلی که پر از تجاوز و کس و کون و تو این مورد کیر گهی و ان و شاش و غیره اس... پائین صفحه کامنت و فحش خواهر مادر و متعفن ترین کلمات.... حالا اون خانوم یا عبدوووول اومدن درست وسط اینهمه سکس و کس و کون و فحش و ان و گه و تعفن حسین و سفره ابلفرض رو پهن کردن.... خوب شما ناراحت نمیشین؟؟؟
تازه اگه خودشون شعور داشته باشن و به چیزی که میگن اعتقاد؛ خودشون باید اینکارو نکن و حرمت بااصطلاح عقیده شون رو نگه دارن

(پی نویس نامربوط هم اینکه ما همیشه از این دین و پیروان دروغگو و منافق و دورنگی که "تقیه" مبنای اعتقاداتشون بوده دیدیم و شنیدیم و ضربه خوردیم... حتی همین عبدووووول حتی همین ماری مسیحی حتی توئی که داری این کامنتو میخونی... ولی سوال اصلی من همون سوال ساده بالاست... این پی نویس دردل بود فقط... جاش اینجا نیست)

نيمو جان تمومش كن من گوه

نوشته abdol tabeta در 17. October 2012 - 5:13

نيمو جان تمومش كن من گوه خوردم،زشته ديگه دستم كه روشد همه فهميدن با چه اهدافي ميام اينجا ،خودتم كه خوب ميدوني بچه هارو تهديد كردم يا باسازمان هماهنگ كردم وعده مالي بهشون دادم!هدفت چي بود، ولش كن ،ميدوني چرا عربها تكون خوردن ايران تكون نخورد؟چون هركي خط ميداد،اونورآب رفت بالا منبر فكر كرد مشكل اين ملت دين وايمان،اكثرأ با زشت ترين حرفها دين هدف قرار دادن ،نيستي،ولي ما داريم ميبينيم،مشكل ملت نون،مشكل ملت دل خوشي نداشتن ،اگرازاول بهت فحش دادم چون يك جو معرفت داشتي جلو جمع به يكنفر اونجوري توهين نميكردي،ازضعيف كشيت بود كه دهنم بازشد،دوستداري ربطش بدي به دين بده.سازمان گفتن،رو خودت انداختي تو فكرم،"فعاليت مغرضانه "تيري بود تو نشونه گرفتي من فقط باسپرم فرستادم سمت خودت ،كه صاف باقلبت جلوش ايستادي.دوكلام سازماني برات نوشتم،برگ برنده به طور. ناشيانه(مثل أوايل ورودم به سازمان)دادم بهت،خودت به نفعم كاركردي چراگفتي باموبايل ميام؟ الان بلانسبت همگي يك خرهم باشه ميگه كيرتوسازمانت كه حداقل يك سيستم دراختيارت نزاشته.
بعضي وقتها اعتراف به اشتباه باعث بزرگي ميشه.من هرچي گفتم زر مفت بود،اما بدون فكرحرف نزدم تشبيه به نسل محمود ،بي دليل نبود قبول كن بدون فكر فقط توهين كردي،كاري كه احمدي نژاد ميكنه.تاحرف حق بزنيم اسم جاسوس،وطن فروش بستن بهمون و اعدام. اگر قراره باحرفات من خراب شم،چه بهتر،عاشق شك كردن بچه ها به خودم هستم،بزاربفهمن ينفر بخاد نفوذ كنه (به هر نيتي )اين جوري هم ميتونه،بزارلمس كنن بي رحمي وأزپشت چاقو خوردن،شايد هم اونهايي كه دين نشونه گرفتن ،مهمترين علت شكست بفهمن.حالا من جواب سازمان وگروهك چي بدم؟اين همه سرمايه هدر رفت؟دوباره بايد باتغير نام از راه ديگه بيام برا شستشوي فكر جوانها! هركي هرجور قضاوت كنه حق. داره،اما اگرخاستي حقيقت بگم،همه كسشعرهام حاصل ده١١سال تنهايي و فكركردن به هرچي كه دلت بخاد،نه سوادم زياده نه مشاور داشتم نه كسي برا اين كسشعرها به من پول ميده.

خلاصه عزيزم تو بردي من باختم

نوشته abdol tabeta در 17. October 2012 - 5:35

خلاصه عزيزم تو بردي من باختم هم شخصيت كثيفم و هدف از اومدنم رو شد،هم جنابعالي نشون دادي دين مثل خرافات و تو مايه هاي كسشعرهست! از هر منتقد با انصاف بپرس اونيكه ادعاي پيامبر آخر بودن،داره،هرچي بوده،بچه باز ،شهوتران،ديوانه،و ... همه به اسم امانتداري ميشناختن، هرچي بوده اونقدر صبر داشته و هدفش براش مهم بوده(مثل هدفم درگروهك) كه چندين سال باعرب جماعت سروكله زد،جهل عرب جهل عرب كه به گوشت خورده؟بنيانگذار كبير اين روزگار شيرين كه اكثرأ ميشناسن ،
اونم هرچي بود شخصا فحشش نميدم،چون دستش از دنيا كوتاهه،حالا با فحش بدوبيراه با اعتقادات درست يا غلط كار درست ميشه؟يك دليل بيار كه ثابت كني با توهين كاري درست ميشه تاروزيكه نفس بكشم فحش بدم به دين مذهب كل دنيا!فحش دادن تنها كاريه كه خوب بلدم،بازم ميگم حيف شد دستم روشد تازه تازه قراربود يك گوشي بهتر ازطرف سازمان بهم بدن! راستش ايه ايده. شخصيم بود كه رو بازي كنم بي كلك بي دروغ(طرحش بنام ختم خاركسده هاي عالم ثبت كردم) رئيس گفت أحمق ريسكش بالاس، من گوش نكردم،حالا از اينجا رونده از اونجا مونده شدم!
تو كاسبي اوايل دروغ ميگفتم بعضي وقتها شديدأ ضايع ميشدم دوستي بهم گفت ميخاي هميشه يك قدم جلو باشي؟خراب نشي؟ هميشه راست بگو چون فكرت بازميشه ترسي نداري.
برادر كه جلوي اهدافم گرفتي هر وقت مورد اتهأم قرارگرفتي برادفاع زياد دست وپانزن صبركن خودش درست ميشه با تهمت و افترا يمدت خراب ميشي ولي بعدش تا آخر عمر مورد اعتمادي حتي اگر بگي ماست سياهه.

آخه zim zex بابا بزارین مهر

نوشته koso در 17. October 2012 - 5:02

آخه zim zex بابا بزارین مهر ایدتون خوش شه بعد بیاین زر زر زیادی بکنین
مرتیکه خر نفهم بی سواد کونی من به دین چی کار دارم. بشکه گه؟؟ اگه چشم کور تو باز کنی من به اون خمینی دیوث و بقیه شون که همه اسامی علی و تقی و وووو.... دارن فحش دادم تو نمیخواد مگس رو ان بشی.
گه زیادی هم نخور که من چی بگم چی نگم انتر کونی
گه میخوری تو که مسلمونی میای سایت شهوانی گورتو گم کن یه ان لنگه خودت و صیغه کن که نیای اینجور جاها .
نکبتم خودتی و جد و آبادت اگر داشته باشه حرومزاده به تو چه که من کجا زندگی میکنم؟/
بیام اونجا وسط یه مشت جقی کونی مثل تو که چی بشه نوش جونم میشینم همینجا میرینم به امثال تو بچه کونی که به اندازه دهنت ان و لقمه کنی بخوری تو که کونت و واسه اسلام پاره میکنی بتمرگ همون تو مملکت اسلامی ان ان نکن .
گوز گوزم تو کونی میکنی که به قول همین نویسنده داستان کره مالیدن درت و کونت گذاشتن به جای اینکه چشم کورت و باز کنی نشستی از کون میگوزی.
کوس کش مگه علی خامنه ای و روح الله خمینی اسلامن؟؟ پس اگه اینا مسلمونن گه بگیر در دینتو
بار آخرتم باشه گوهای گنده تر از دهنت خوردی من خیلی وقته اینجام و خیلی کم نظر میدم معمولا" هم به جز با ناموس فروشها با کسی اینجوری حرف نمیزنم. اینبارم ریدم بهت که دفعه دیگه خواستی قاشق برداری ان بخوری بدونی کی برات میرینی تا تو بخوری.
تو حرومزاده دیوثم بشین طرفداری اسامی رو بکن کس کش خر احمق سرت و با این حرفا گرم کن ناموستو همین علی و محمد و حسن و حسین ببرن تو کشورای عربی بزارن زیر مردای مسلمون بکننشون تو بتمرگ اینجا داستان تجاوز بخون و جق بزن ان آقا
و اما راجب اسم آیدیم ببخشید کوسو رو عوض میکنم میزارم ام البنی تا خر مغزایی مثل تو اعتراض نکنن
آخه دیوث اینهمه محافل ادبی و دینی و سیاسی گورت و گم کن همونجا اظهار فضل کن

عزيزمsex and love دلم ميخاد

نوشته abdol tabeta در 17. October 2012 - 6:31

عزيزمsex and love
دلم ميخاد شربخابه ،بلد نيستم، از اول به من آموزش جنگ و كشتار و توهين،دادن.
سازمان همين چيزها رو به من آموخت!
دوستان سازمان ديگه پول نميده، منم ديگه قدرت!!!ندارم تهديدام عليه شما كسشعربود،لطفأ ديگه براي حرف حق،نجنگيد.اگر عذرخواهي لازمه،سالهاست بادم خابيده اونم بايك سوزن،من خاك زيرپاتونم شخصا گه خوردم غلط كردم لطفأ هرچي فحش پيام خصوصي به من بدين،چون درسازمان هم مهره سوخته حساب ميشم اينقدر نرم شدم،شايد يك خير پيداشه لقمه نوني بندازه جلوم!منم براش دم تكون بدم!فرق نداره هرچي بخاد ميگم!هرجوركه بخاد سواري ميدم! آدم چيه؟همش چرت و پرت! شخصيت و بشاش توش! به تخمت كه طرف زن بود مرد بود،ضعيف بود،قوي بود،حرف حق زدياكسشعر گفت،شخصأ عاشق پست و مقامم
براي طي كردن پله هاي ترقي رفيق ودوست ودشمن وآدم و حيوان مهم نيست هرچي بود سوارش شو برو بالأ خيلي بالا،شك نكن سرت به جايي نرمي ميخوره،اونوقت صدايي مياد ميگه بنده من تازه با اينكارها سرت خورد به كيرم!برميگردي پائين يا بكنم؟عاقل باشي برميگردي، كونده پررو باشي خدا دل سيرميكنت بعد پرتت ميكنه پايين.البته اگرخدا باشه!!! پول بدين خدا رو هم تكذيب كنم ،كس شعر چيه؟! خدا كجا بود كردن تو مخت همه چي كيري،كيري فرت درست شده مثل همون وقتها كه نميفهميم از كجا خورديم!قبلش يك حق و ناحق كرديم،چه ربطي به خداداره؟
ضربه اي كه به ما وارد شد فقط واسه حسودي فلاني!چشمش كورشه الهي.خداكيلو چنده؟
اگر اشتباه كردم ازهمگي عذر ميخام آخه قرصهام ناياب شده!
اگرهم درست فكركردم خواهشن واگذار كنيد بخدا.لطفأ بيخيال شين بابا،عزيزم يك كسخول يك گوهي خورد خودشم ميگه قرصش نخورده ديگه چرا دنبالش گرفتين؟هرچند بوهايي ميأد اين كسخول از اون هفت خطها باشه!
خدا دستش رو كنه تا جوانها با وعده هاش به گمراهي كشيده نشن.
پري كرماني وجدانن حال كردم مثل شترخنديدم،أگر عمدي بود دمت گرم چسبيد اگر ناخاسته بود خيلي به موقع رسيد،بحث شادكردي،بازم از اين كارها بكن،قشنگترين و به موقع ترين كامنت عمرم بود اونقدركه ازخنديدنم اطرافيان مشكوك شدن كه:دادا شما چي مصرف ميكني؟

اين كامنت فقط و فقط جهت اطلاع

نوشته abdol tabeta در 17. October 2012 - 9:35

اين كامنت فقط و فقط جهت اطلاع دوستاني كه درآينده اين بحث خوب ،بد ياهرچي،ميخونن مينويسم ،اكثر دوستان هرحرفي درست يا نادرست گفتن،مثل مرد پاي حرفاشون هستن چه مخالف چه موافق،اسم نميبرم چون نميخام همش بزنم،آدم يا حرف نميزنه يا سرش بره پاي حرفش هست،پي به اشتباهش برد،شجاعانه ميگه اشتباه كردم،نه اينكه كامنت اولش كه توش ملت ايران هم داشت حذف كنه. بنظرم اين نهايت حقارت.نميدونم توهين از اينكه كل اطرافيان نفهم فرض كرد بالاتروجود داره؟ ازخود تعريف كردن گوه خوردن است،نميدونم چراهوس گوه خوري كردم! داستاني بود كامنتهاي خيلي بدي گذاشتم،يكي از عزيزان حرفي زد،خوشم اومد،عذرخواهي كردم،كامنتهاي قبليم هم سرجاش هست،هيچ وقت هم خجالت نميكشم،همه اشتباه ميكنن،ولي بزرگاني بس دانشمند،وجود عذرخواهي هم ندارن.
اي استاد اي بزرگوار قسمت ملت ايرانش لولو برد؟جانم به پايداريتون جانم به پشتوانه اي كه از اون دورها به ما ملت ايران،وعده ميدين،جانم به انصافتون كه هم وطنهاي ما جلو اين حرومزاده ها بايستن،كشته شن شكنجه شن زندان برن،حاضرشد شماها تشريف بيارين بكنيدتوش!
اي جانم كه كس واجبي كشيده دوست داريد،اگر زحمت زدن پشماش خودتون بكشين،جاي دور نميره!

Nimo11, koso دمتون گرم،1مشت

نوشته shadijojo در 17. October 2012 - 10:26

Nimo11, koso
دمتون گرم،1مشت جاهل ريخته تو اين سايت،تا نسل اينا هست وضع ما همينه،بيخيال اين مشنگا بشين،مرسى.

يكى اينجا اينقد كوس گفت كه

نوشته shadijojo در 17. October 2012 - 10:46

يكى اينجا اينقد كوس گفت كه ياد 1كوس مشنگى افتادم كه خدابيامرزتش Big Grin
دادا شما هنوز از همون قبلى مصرف ميكنى؟ Wink

نخوندمش دلم نمياد بهت فحش بدم

نوشته bikas1 در 17. October 2012 - 12:17

نخوندمش دلم نمياد بهت فحش بدم برو جقتو بزن

نه شادي جوجو اينكاره نيستي

نوشته abdol tabeta در 17. October 2012 - 12:25

نه شادي جوجو
اينكاره نيستي ديگه ،عملم روز به روز ميره بالا هرروزسعي ميكنم همه چيزم بفروشم!به عشق جنس بهتر.اگراسم مواد نميگم چون ادمين گوشماليم كرده.بجاش از واژه قرص استفاده كردم اگر به طرز فكرتون برميخوره بگين تا اشاره مستقيم به مواد مصرفيم بكنم تا اين حدبگم شديدأ ميل به خودارضايي پيدا كردم.تاهروقت دلت خاست كلفت باركن.تا وقتي به يكنفر جلوي جمع بي احترامي نكردي،با سوال جواب حس بدي نسبت بهت ندارم.حتي قصد تمسخر داشته باشي،كارت درسته،چون شك ندارم اونايي كه ايران زندگي ميكنم خيلي وقت نخنديدن حالا چه اشكالي داره شما من سوژه كن بخند اگر بهشت وجهنمي باشه بهت قول ميدم هيچ شكايتي دراين مورد ازت نكنم.ي سوال بپرسم؟دلت خاست جواب بده،خداي نكرده پات بشكنه گوشه خونه باشي بياي همچين جايي دوستان محرم بدوني سفره دلت بازكني،ينفر برگرده جلوهمه بهت بگه جنده خانم،چه حسي داري؟خاستي سوالم سوژه خنده كن همگي بيشترشادميشن!
درمورد عملم دوستاني كه نميدونن به داستان سكس وتباهي٢مراجعه كنن،هنوز لولو نخوردتش!

امثال اینا وقتی از ایران میرن

نوشته مازیار خان در 17. October 2012 - 15:04

امثال اینا وقتی از ایران میرن دم در میارن.
از یه موش ترسو تبدیل میشن به شیر!
نمونه اش همین شاهین نجسی، تا موقعی که تو ایران بود تخم حرف زدن نداشت، حالا که رفته واسمون شده پسرشجاع!
. . .
من تو وطنم دورم پر از شبح و پلیس
باید مثل ما تو این سرزمین جدولو جوييد
(پیشرو، رهبر رپ فارس)
. . .
ماها مسلمونیم. حالاشما هی خودتونو جر بدین و بگین بدبختی های ما بخاطر دینمونه. مثل اون علیرضا نوری زاده ی احمق شیره ای!
لعنت به این جمهوری اسلامی که باعث و بانی همه ی ایناست...
تف به قبر خمینی...
کیر تو شرف خامنه ای...

مازیار اینا گهی نیستن که داری

نوشته ZimZex در 17. October 2012 - 15:23

مازیار اینا گهی نیستن که داری براشون حرص میخوری دادا
بذار کونشون رو پاره کنن هر چی میخوان بگن به اسلام
کی نگاه بهشون میکنه,ما مسلمونا از همه بیشتریم تو این سایت
بذار کس بگن 8)
نمونشون همین جنده مقیم افغانستان koso 8)

زیم زکس داداش راست میگی از

نوشته مازیار خان در 17. October 2012 - 16:27

زیم زکس داداش راست میگی از همون اول باید از خیر این جنده افغانی ها میگذشتیم اینا که شعور ندارن! فقط ادعا دارن Smile

به قول اینیشتن ارزش تخیل از

نوشته shovalye1 در 17. October 2012 - 16:56

به قول اینیشتن ارزش تخیل از علم هم بالاتره.اما نه هر تخیلی و نه تخیل هر آدم جلف کم خردو خالیبندی!

کونی کس خل با کره وخیار

نوشته sh3b در 17. October 2012 - 17:36

کونی کس خل با کره وخیار کون کردی.....احمق کیر خر تو دهنت خواهر زنت بود.عقده ای شدیا خودتو به تیمارستان برسون . جدی میگم

خاطرات بسيج: فرمانده با حالى

نوشته آريزونا در 17. October 2012 - 19:19

خاطرات بسيج:

فرمانده با حالى پريشان به سمت مزار خمينى افتان و خيزان درحركت بود چشم هايش به بارگاه آن حضرت خورد،
خون گريست و بى تفاوت نسبت به جوانى خشمگين كه كنارش بود گذشت و خود را به زرى چسباند!
بلافاصله بدنش شل شد و سريع قدمى به عقب برداشت وبا حالى كه انگار داشت بالا مى آورد گفت: اااااااه و لحظه بعد اوردوز كرد و بر زمين افتاد ..!
بسيجيان عر عر زنان دورش حلقه زدند ولى چشمى نبود كه آن مايع چسبناك كه به رنگ سبز فسفرى ميزد كه به بدن فرمانده چسبيده بود را نبيند و همچون پنير پيتزا كش آمده و فرمانده را به زرى متصل كرده بود!

اين صحنه تاثير گذار حال همه رابهم زد و در تاريخ افتخارات بسيج ثبت شد؛
ولى آن جوان خشميگن كه بعدها در عكس هاى يادگارى كه گرفته شده بود مورد توجه قرار گرفت!
ولى هيچ كس نفهميد چه باعث شد كه او آنچنان خندان آنجا را ترك كرد...!

Big Grin آقا مازيار خجالت نميكشى تف ميكنى Big Grin

<ستاد بسيجيان مورد اثابت تف قرار گرفته>

خدا برکت بده به این همه کس

نوشته david k در 17. October 2012 - 19:54

خدا برکت بده به این همه کس خل.داستان رو تا وسطا خوندم گفتم به خودم یارو کس شعر نوشته دیگه نخوندم.اومدم نظر بدم دیدم ماشآلله اینجا کلی شاسگول وجود داره.قبلنا میومدیم سایت این همه کس خل اینجا نبود.

به عبدووووول دوست عزیز، من

نوشته nimo11 در 18. October 2012 - 3:05

به عبدووووول Smile

دوست عزیز، من هیچ مشکلی با شما ندارم.... مگه تو کی هستی؟؟ مگه من کی هستم؟؟ یه مشت آیدی مسخره و الکی .... قدیما میگفتن حرف باد هواس؛ حالا دیگه همون باد هوا هم نیست... که اون یه وجود و خاصیتی داشت... حالا تو، همه این حرفا و بحثها و حکایتها رو هم که جمع کنی تو یه فایل همش میشه یک کیلوبایت که نه وزن داره نه خاصیت
بحث من، همونجور که از اول تا آخر هی تکرار کردم این بود که هر چیز بجای خویش نیکوست و جای حسین و سفره ابولفرض وسط اونهمه سکس و کثافت نیست... توی سایت مذهبی و مباحثه دینی این چیزا جاشونه... اینجا سکس هست و نهایتا جنگ و جدال و بحث درباره تکنیکهای داستانویسی و یا شوخی های معمول راست و دروغی ماجرا و گرفتن سوتی ها و از این دست مطالب...
حالا یکی بیاد اون وسط تبلیغ دین و حسین و سفره ابولفرض کنه گرچه ما مردمی هستیم که از همین اراجیف زخم خوردیم و بدبخت شدیم، ولی حتی با صرفنظر کردن از این حقیقت هم؛ دیگه خیلی زور داره توی این کنج خلوتی که همه اون مسائل فرار کرده ایم و اومدیم اینجا؛ اینجا هم باز از این اراجیف بشنویم و انگشت توی زخممون بچرخونن....
اسلام خوب بد یا هر گهی هست هزاران و میلیونها سایت مرتبط داره که میشه مثل آدم (یا مثل حیون حتی) رفت اونجاها و درباره خوب و بدش حرف زد....
اینجا یه سایته بنام "شهوانی"... درباره سکس هست و کیر و کس و کون و شهوت.... چیزی که همه مون توش مشترکیم و برای اون اومدیم اینجا.... نقطه تفاوتهامون هم که عقایدمون هست ربطی به موضوع این وبسایت نداره... که اگر میخواستیم درباره عقایدمون چه خوب و چه بدش یه جا جمع بشیم و بحث کنیم مطمئنا اینجا نمیومدیم.... اعتراض من فقط یک کلمه اس: که هرچیز بجای خویش نیکوست، در غیر اینصورت باعث توهین و به لجن کشیدن عقایدتون میشید که مقصرش هم خودتونید اونوقت

شما هم از من دلگیر نباش... هم دیروز ازت عذر خواستم و هم الان....
می نوش که عمر جاودانی اینست...
خود حاصلت از دور جوانی اینست...
هنگام گل است و یاران سرمست...
خوش باش دمی که زندگانی اینست.
عزت زیاد

x

نوشته koso در 18. October 2012 - 3:57

x

خاک بر سرت دروغگوت بریزم اولا

نوشته hdn در 18. October 2012 - 16:23

خاک بر سرت دروغگوت بریزم
اولا معلوم نیست که زنت خونه باباش باشه یا نه (همونطورکه معلوم نشد که خواهرزنت خونه تو خاک برسره)
دوما چطور خانواده ی هستن خانواده زنت که نمیدونن دخترشون از دانشگاه میاد یانه؟
سوما از اون خواهرزنی که توتعریف کردی با اوش شکل ولباس حتما باید قبلش سکس کرده باشه وگرنه دوست پسر ،پسر نبوده اگه دختری بامن تا ساعت 11 شب بیرون باشه اونهم توجاده حتماترتیب شو خواهم داد البته طوریکه خودش هم راضی باشه آآآآآآآآآآآآآآآآا
چهارما زن تو امین خواهرش بوده حتما میدونسته که دوست پسرخواهرش قراره که شب اون رو برسونه خونش ،پس از خونه بیرون نمیره تا وضعیتشو جلوی شوهرش خراب نکنه و تو ای آشغال مطمعن باش تنهاچیزی که خواهرها رو ازهم جدامیکنه سکسه(کون زنت جای دیگه خون اومده)
بعد از چهار دلیل اجازه بدید این داستان مسخره رو من تموم کنم
وقتی که ساعت 11 صبح ازخواب بیدار میشه که زنش با لگد به پهلوش میزنه و میگه مفت خور پاشو بروو گمشو بیرون از خونه تا من به کاسبی خودم برسم پاشو بی خاصیت مشتری توخونه منتظره و این کثافت بی خاصیت درحالی که 2مرد قوی هیکل رومیبینه که تو خونه نشستن وخواهر زنش داره براشون مشروب میریزه از درخونه بیرون میره تا شاید بازهم خوابهای احمقانه اش سراغش بیان.

نویسندگی - جلقولانکی * زنده

نوشته Lazy Mortal در 18. October 2012 - 16:28

نویسندگی - جلقولانکی *
زنده باد :
داش پارسا
داش کیان
زیم زیکس
مازیار
تا به تا
و ...
.................................
آخه این توهمیا ارزش یه لحظه وقتتونو دارن ؟
احمق نوشته کون خواهر زنم بزرگ شده بعد میگه خون افتاد
آخه کُس ننه چرا توهماتو میای اینجا مینویسی که بچه ها رو عصبی کنی
تو اگه شعور داشته و این حرفا حالیت بود زنتو از خودت راضی میکردی نه اینکه پا سیستم خود ارضایی کنی
نکنه چشم داداشتم دنبال کُس و کون براق زن داداششه ؟!
اینجا جای این توهما نیست
برو گمشو دیگه هم پیدات نشه
*
نتفه ی گیاه ریواس
تخم درخت زرد آلو
کیره کیومرث
تخم دایناسور
تخم مار پیتون
تخم سی پی یو اینتل
کیره طوطی کاسکو دُم نارنجی
کیره مموتی :دی
کیره ماهی سیاه دم بلند سر قشنگ پهن و قوی
تو کونت
بی شرف بس کن دیگه !

nimo11 سلام.اي كاش از دوستاني

نوشته abdol tabeta در 18. October 2012 - 17:58

nimo11
سلام.اي كاش از دوستاني كه بي جهت به دليل تندرفتن من متهم به صفات زشت شدن،دلجويي ميكردي.شرف ندارم اگر براي خصومت شخصي بحثي كرده باشم بزرگترين اشتباه من علني مطرح كردن بود،درست يا غلط عادت كردم چوب بالاسرم باشه،ترسيدم خصوصي پيام بدم ،بيش از حد تند برم.باتمام زشتيهاي كارم،نوع تفكرم وطرزبيان حرفم به كل تغيير كرد، سعي ميكنم ار موافقان دورشم،نه به عنوان توهين،چون يك نفر مثل من يك قطره دربرابر اقيانوس نيست،ففط طرزفكرونوع بيان احساساتم كمي صميمي ترشده.دوستانيكه شاهد تند رفتن من بودن عمومي،خصوصي دوستانه،پدرانه گوشمالي بدين خوشحال ميشم فقط درك كنيد قصد توهين ندارم.

داستانت خیلی واقعی به نظر

نوشته معین شهوتی در 18. October 2012 - 23:51

داستانت خیلی واقعی به نظر میرسید منم دوست دارم این کارو بکنم ولی دل و جرات تو رو ندارم

تا حالا یه قورباغه پرس شده

نوشته Cpt.mac.reza در 19. October 2012 - 0:33

تا حالا یه قورباغه پرس شده لای نایلون دیده بودید؟؟؟
خوب برید کارت ملی نویسنده رو ببینید
<<ثبت احوال شهوانی>>

نکنه داماد بابات هستی جقی؟

نوشته conga در 19. October 2012 - 1:20

نکنه داماد بابات هستی جقی؟

zim zex کونی عزیز فحشم بده به

نوشته koso در 19. October 2012 - 6:03

zim zex کونی عزیز فحشم بده به تخم چپ خر مش باقر هم برام مهم نیست. سگ کی باشی که حرفات مهم باشه کونی جون؟؟؟؟؟!!!!!
می دونم در حد فهم تو امثال تو نیست ولی خوب من عادت دارم حرفم و به خر هم میزنم:
«««« وقتی ارزشها عوض میشوند / عوضیها با ارزش میشوند . در دنیایی که مردها نان را از نامرد گدایی میکنند / نان روسپی ها حلال تر است. چرا که آنان خود فروشند/ نه مملکت فروش »»»» < ماهتما گاندی >
حالا حکایت من و تو بی شرف بی همه چیزه.
من اگه تو افغانستان جنده دوزاریم < البته با عرض معذرت از افغانی های عزیز> کس خودمو میفروشم.
نه مثل تو جاکش < معنی جاکش و که حتما" تو خوب میدونی> از کس ننه و آبجیم مایع نمیزارم واسه یه مشت عرب کیر کلفت که اسمشون حسن و حسینه و علی . شدین پا انداز یه مشت عرب به اسم اسلام افتخار هم میکنی؟؟ کس ننه و آبجیتو که دو دستی تقدیمشون کردی هیچ تمام سرمایه مملکتتم به گا دادی.گنده گنده دین تون محمد بود که به دختر 6 ساله تجاوز کرد . پس بتمرگ جقتو بزن مخ پوکت و خراب این کارا نکن. تو کس کش اگر از خود این آخوندهای حرومزاده نباشی تخم حروم یکشون هستی. احتمالا" ننت سرش تو سطل آشغال بوده نفهمیده حسن کردش علی کردش وووو.... که تو مادر فروش و پس انداخته. اگه تا الان هم جوابت و ندادم فک نکنی از پخی مثل تو ترسیدم که از دید من تو فقط یک مگس رو ان بیشتر نیستی. بلوک شده بودم. پس زیادی ویز ویز نکن . اگر بازم دیدی اینجا نتونستم جواب بدم حتما" تو پیغام خصوصی از خجالتتون در میام. مزاحم کون دادنت به روح الله خمینی نمیشم . راستی تو توی بشکه حوضه علمیه شاغل نیستی؟؟؟؟؟
تا کونت بسوزه میشینم تو ( هلند ) یکی از آزادترین کشورهای دنیا میرینم به تو امثال تو . من از آخوند و حکومت آخوندی متنفرم زدم بیرون مگه تو بی ناموس سنگ این این زن قهوه هارو به سینت نمیزنی. پس بتمرگ کونت و بده و واسشون ساک بزن تا بیشتر برینن به مملکتت. الحق که لیاقت تو و امثال تو همینا هستن.
اونایم که یه دم تو پیغام خصوصیم میگن حق باتو بیخیال خایه دارن بیان همینجا حرفشونو بزنن وگرنه حرف مفت ممنوع.o

zim zex کونی عزیز فحشم بده به

نوشته koso در 19. October 2012 - 6:05

zim zex کونی عزیز فحشم بده به تخم چپ خر مش باقر هم برام مهم نیست. سگ کی باشی که حرفات مهم باشه کونی جون؟؟؟؟؟!!!!!
می دونم در حد فهم تو امثال تو نیست ولی خوب من عادت دارم حرفم و به خر هم میزنم:
«««« وقتی ارزشها عوض میشوند / عوضیها با ارزش میشوند . در دنیایی که مردها نان را از نامرد گدایی میکنند / نان روسپی ها حلال تر است. چرا که آنان خود فروشند/ نه مملکت فروش »»»» < ماهتما گاندی >
حالا حکایت من و تو بی شرف بی همه چیزه.
من اگه تو افغانستان جنده دوزاریم < البته با عرض معذرت از افغانی های عزیز> کس خودمو میفروشم.
نه مثل تو جاکش < معنی جاکش و که حتما" تو خوب میدونی> از کس ننه و آبجیم مایع نمیزارم واسه یه مشت عرب کیر کلفت که اسمشون حسن و حسینه و علی . شدین پا انداز یه مشت عرب به اسم اسلام افتخار هم میکنی؟؟ کس ننه و آبجیتو که دو دستی تقدیمشون کردی هیچ تمام سرمایه مملکتتم به گا دادی.گنده گنده دین تون محمد بود که به دختر 6 ساله تجاوز کرد . پس بتمرگ جقتو بزن مخ پوکت و خراب این کارا نکن. تو کس کش اگر از خود این آخوندهای حرومزاده نباشی تخم حروم یکشون هستی. احتمالا" ننت سرش تو سطل آشغال بوده نفهمیده حسن کردش علی کردش وووو.... که تو مادر فروش و پس انداخته. اگه تا الان هم جوابت و ندادم فک نکنی از پخی مثل تو ترسیدم که از دید من تو فقط یک مگس رو ان بیشتر نیستی. بلوک شده بودم. پس زیادی ویز ویز نکن . اگر بازم دیدی اینجا نتونستم جواب بدم حتما" تو پیغام خصوصی از خجالتتون در میام. مزاحم کون دادنت به روح الله خمینی نمیشم . راستی تو توی بشکه حوضه علمیه شاغل نیستی؟؟؟؟؟
تا کونت بسوزه میشینم تو ( هلند ) یکی از آزادترین کشورهای دنیا میرینم به تو امثال تو . من از آخوند و حکومت آخوندی متنفرم زدم بیرون مگه تو بی ناموس سنگ این این زن قهوه هارو به سینت نمیزنی. پس بتمرگ کونت و بده و واسشون ساک بزن تا بیشتر برینن به مملکتت. الحق که لیاقت تو و امثال تو همینا هستن.
اونایم که یه دم تو پیغام خصوصیم میگن حق باتو بیخیال خایه دارن بیان همینجا حرفشونو بزنن وگرنه حرف مفت ممنوع.o

zim zex کونی عزیز فحشم بده به

نوشته koso در 19. October 2012 - 6:07

zim zex کونی عزیز فحشم بده به تخم چپ خر مش باقر هم برام مهم نیست. سگ کی باشی که حرفات مهم باشه کونی جون؟؟؟؟؟!!!!!
می دونم در حد فهم تو امثال تو نیست ولی خوب من عادت دارم حرفم و به خر هم میزنم:
«««« وقتی ارزشها عوض میشوند / عوضیها با ارزش میشوند . در دنیایی که مردها نان را از نامرد گدایی میکنند / نان روسپی ها حلال تر است. چرا که آنان خود فروشند/ نه مملکت فروش »»»» < ماهتما گاندی >
حالا حکایت من و تو بی شرف بی همه چیزه.
من اگه تو افغانستان جنده دوزاریم < البته با عرض معذرت از افغانی های عزیز> کس خودمو میفروشم.
نه مثل تو جاکش < معنی جاکش و که حتما" تو خوب میدونی> از کس ننه و آبجیم مایع نمیزارم واسه یه مشت عرب کیر کلفت که اسمشون حسن و حسینه و علی . شدین پا انداز یه مشت عرب به اسم اسلام افتخار هم میکنی؟؟ کس ننه و آبجیتو که دو دستی تقدیمشون کردی هیچ تمام سرمایه مملکتتم به گا دادی.گنده گنده دین تون محمد بود که به دختر 6 ساله تجاوز کرد . پس بتمرگ جقتو بزن مخ پوکت و خراب این کارا نکن. تو کس کش اگر از خود این آخوندهای حرومزاده نباشی تخم حروم یکشون هستی. احتمالا" ننت سرش تو سطل آشغال بوده نفهمیده حسن کردش علی کردش وووو.... که تو مادر فروش و پس انداخته. اگه تا الان هم جوابت و ندادم فک نکنی از پخی مثل تو ترسیدم که از دید من تو فقط یک مگس رو ان بیشتر نیستی. بلوک شده بودم. پس زیادی ویز ویز نکن . اگر بازم دیدی اینجا نتونستم جواب بدم حتما" تو پیغام خصوصی از خجالتتون در میام. مزاحم کون دادنت به روح الله خمینی نمیشم . راستی تو توی بشکه حوضه علمیه شاغل نیستی؟؟؟؟؟
تا کونت بسوزه میشینم تو ( هلند ) یکی از آزادترین کشورهای دنیا میرینم به تو امثال تو . من از آخوند و حکومت آخوندی متنفرم زدم بیرون مگه تو بی ناموس سنگ این این زن قهوه هارو به سینت نمیزنی. پس بتمرگ کونت و بده و واسشون ساک بزن تا بیشتر برینن به مملکتت. الحق که لیاقت تو و امثال تو همینا هستن.
اونایم که یه دم تو پیغام خصوصیم میگن حق باتو بیخیال خایه دارن بیان همینجا حرفشونو بزنن وگرنه حرف مفت ممنوع.o

zimzex کونی عزیز فحشم بده به

نوشته koso در 19. October 2012 - 6:14

zimzex کونی عزیز فحشم بده به تخم چپ خر مش باقر هم برام مهم نیست. سگ کی باشی که حرفات مهم باشه کونی جون؟؟؟؟؟!!!!!
می دونم در حد فهم تو امثال تو نیست ولی خوب من عادت دارم حرفم و به خر هم میزنم:
«««« وقتی ارزشها عوض میشوند / عوضیها با ارزش میشوند . در دنیایی که مردها نان را از نامرد گدایی میکنند / نان روسپی ها حلال تر است. چرا که آنان خود فروشند/ نه مملکت فروش »»»» < ماهتما گاندی >
حالا حکایت من و تو بی شرف بی همه چیزه.
من اگه تو افغانستان جنده دوزاریم < البته با عرض معذرت از افغانی های عزیز> کس خودمو میفروشم.
نه مثل تو جاکش < معنی جاکش و که حتما" تو خوب میدونی> از کس ننه و آبجیم مایع نمیزارم واسه یه مشت عرب کیر کلفت که اسمشون حسن و حسینه و علی . شدین پا انداز یه مشت عرب به اسم اسلام افتخار هم میکنی؟؟ کس ننه و آبجیتو که دو دستی تقدیمشون کردی هیچ تمام سرمایه مملکتتم به گا دادی.گنده گنده دین تون محمد بود که به دختر 6 ساله تجاوز کرد . پس بتمرگ جقتو بزن مخ پوکت و خراب این کارا نکن. تو کس کش اگر از خود این آخوندهای حرومزاده نباشی تخم حروم یکشون هستی. احتمالا" ننت سرش تو سطل آشغال بوده نفهمیده حسن کردش علی کردش وووو.... که تو مادر فروش و پس انداخته. اگه تا الان هم جوابت و ندادم فک نکنی از پخی مثل تو ترسیدم که از دید من تو فقط یک مگس رو ان بیشتر نیستی. بلوک شده بودم. پس زیادی ویز ویز نکن . اگر بازم دیدی اینجا نتونستم جواب بدم حتما" تو پیغام خصوصی از خجالتتون در میام. مزاحم کون دادنت به روح الله خمینی نمیشم . راستی تو توی بشکه حوضه علمیه شاغل نیستی؟؟؟؟؟
تا کونت بسوزه میشینم تو ( هلند ) یکی از آزادترین کشورهای دنیا میرینم به تو امثال تو . من از آخوند و حکومت آخوندی متنفرم زدم بیرون مگه تو بی ناموس سنگ این این زن قهوه هارو به سینت نمیزنی. پس بتمرگ کونت و بده و واسشون ساک بزن تا بیشتر برینن به مملکتت. الحق که لیاقت تو و امثال تو همینا هستن.
اونایم که یه دم تو پیغام خصوصیم میگن حق باتو بیخیال خایه دارن بیان همینجا حرفشونو بزنن وگرنه حرف مفت ممنوع.o

موافق يا مخالف عزيز سران فتنه

نوشته abdol tabeta در 19. October 2012 - 10:15

موافق يا مخالف عزيز سران فتنه صلح كردن عكس يادگاري گرفتن تموم شد مهم اهداف خاصي بود كه با نمايشنامه قشنگ به هدفمون رسيديم جيبها پرپول داريم زندگي ميكنيم چرا شماها ادامه ميدين؟خواهشن يك گوهي خورديم ديگه هم نزنيد.

rast ya doroghesh ba khodet

نوشته Eshghe MFM در 20. October 2012 - 1:19

rast ya doroghesh ba khodet vali age raste ,adame namarde koni hasti shak nakon ke ye roz zanet ya dokhtareto hamintori be namardi mikonan

خاک بر سرتون که بخاطر کس شعر

نوشته popcorn_sm در 20. October 2012 - 1:29

خاک بر سرتون که بخاطر کس شعر یه نفر اینهمه از خجالت هم در امدین . تن ادمی شریف است به جان ادمیت نه فقط این لباس زیباست نشان ادمیت . انسان ها برا خدا برابرند اعمال انسانه که اون از بقیه بالاتر میکنه درست زندگی کنین هر جور دوست دارین حال کنین ولی افراط نکنین . دیدتون به هر چیزی منطقی باشه نه تعصبی