کون خواهرم زیبا

سلام من آرمین هستم و 26 سالمه یه خواهر دارم 18 سالشه و اسمش زیباست با یه اندام پر و سینه های گرد سفت و کاملا سفید مثل برف .

راستش چند سالی بود فکرایی به سرم میزد ولی جلوی خودمو میگرفتم . تا روزی که مچه خواهرمو وقتی داشت با پسر عموم لب تو لب حال میکرد گرفتم . ولی به روش نیاوردم اخه داشتم از دیدن اون لحظه لذت میبردم که وقتی پسر عموم داشت لباشو میخورد دستشو برده بود تو شلوار خواهرم و خواهرم هم خودشو تکون میداد و میمالید به بدن اون و یکی از سینه هاش که از تابش در اومده بود مثل الماس برق میزد .

تو کیف این لحظه بودم که یهو پسر عموم سر خواهرمو فشار داد پایین واسه اینکه برسه سراغ کیرش . زیبا هم زود نشت جلوش و کمر و زیپ شلوارشو باز کرد شرت و شلوارشو کشید پایین کیر نسبتا برزگ شق شدو یه بوس کردو یه نگاه شهوتی به اون انداخت و شروع کرد به لیس زدن یه کم که گذشت پسر عموم مثل اینکه یه جنده زیرش باشه با عصبانیت گفت بخورش تا ته . تو چشای زیبا حس کردم ترسید و کیرشو کرد تو دهنش

یکمی که ساک زده بود دیدم پسر عموم میخواد سر زیبا رو بگیره دستشو تلمبه بزنه تو دهنش و بدم اومد گفتم حالتو میگیرم . یه کم سر و صدا کردم - زود خودشونو جم کردن .رفتم دم در خونه زیبا رو صدا کردم گفتم من میرم یه نوشابه واسه نهار بگیرم بیام در و بستم و رفتم طبقه بالا از لای پله ها نگاه کردم قیافه تو کف پسر عموو ببنیم
5 دقیقه بعد اومد بیرون دم در زیبا بهش گفت نمی خوام دیگه ببینمت فکر میکردم دوسم داری ولی تو مثل یه جنده با من رفتار کردی و زود برو تا داداشم نیومده . اینو که گفت اومدم بیرون حال هردوشون گرفته شده بود و به زیبا گفتم برو تو پسر عموم سرخ شده بود یهو دوید سمت در و در رفت منم نرفتم دنبالش و بجاش رفتم تو خونه زیبا تو اتاق بود داشت میلرزید

رفتم پیشش نشستم
یه 5 دقیقه ای هیچی نگفتم و بهش گفتم اخه آدم قحطی بود با این عوضی حال میکردی . لحن صدام دوستانه بود آخه نمی خواستم اذیتش کنم . چون میدونم همه دخنر ها و پسر ها تو این سن عشق سکس هستن . بعد کمی دوباره پرسیدم اخه چرا این کارو کردی ؟ با چشای گریون بهم گفت آخه دست خودم نیست . بعضی وقتا نمی دونم چم میشه نمی تونم جلو خودمو بگیرم .

بهش گفتم چرا تو حموم یا حایی خودتو راحت نمیکنی . گفت امتحان کردم ولی اونجوری شدتش بیشتر میشه . بهم گفت با این که الان دارم از ترس میمیرم ولی هنوزم بدنم گرمه و اون حسو دارم
گفتم نمی خواد بترسی اتفاقی نمی افته و کسی نمی فهمه بشرطی که دیگه به اون عوضی رو ندی

گفت باشه

گرفتمش تو بغلم هنوز داشت گریه میکرد . با خودم فکر کردم بهش پیشنهاد بدم این که خودش میگه نمی تونه جلوی خودشو بگیره . میره به یکی دیگه میده.

ازش پرسیدم چند بار اینکارو کردی . گفت زیاد نیست 5 یا 6 بار

گفتم دختری هنوز ؟
گفت آره
گفتم بهش زیر کسی خوابیدی یا فقط حال کردی
گفت خوابیدم با تعجب پرسیدم عقب گفت آره

گفتم حتما سخت بوده تایید کرد

بهش گفتم نباید به غریبه ها اعتماد کنه پسرا حشری بشن هیچی حالیشون نیست

ترس از حالت صورتش رفته بود حس کردم به حرفام علاقه مند شده

با خودم گفتم اگه پیشنهاد بدم اخرش ناراحت میشه منم میگم میخواستم امتحانت کنم

بعد کمی مکث گفتم ببین زیبا منم مثل تو میشم و دلم میخواد حال کنم .توام که میگی نمی تونی جلو خودتو بگیری
و مطمئنم اینجوری هم کار دست خودت میدی و هم از درسات عقب میمونی و بدن پشیمون میشی

هروقت اون جوری شدی بیا پیش خودم

با تعجب گفت یعنی چی
گفتم تو بیا من مشکلتو حل میکنم . با یه شیطنتی که منو داشت میکشت یه لبخند زدو نوک سینمو نیشکون
گرفت . گفت می خوای ترتیب خواهرتو بدی
دیدم سر صحبت باز شد . گفتم آره اینجوری خیالم راحته اتفاقی نمی افته برات . واسه تو فرقی میکنه زیر کی باشی فقط میخوای حال کنی مگه نه

راستش اینو که گفتم زیبا از خجالت قرمز شد . گفتم نگران نباش با من بیشتر بهت خوش میگذره تازه وقتم زیاد دارم

مامان و بابا که هر روز صبح میرن سر کار . توام بعد از ظهر میری مدرسه میتونیم یه چند ساعتی با هم حال کنیم.

از بغلم پا شد رفت سمت در دم در اتاق بهم گفت فردا صبح دربارش حرف میزنیم الانه که مامان بیاد

تا صبح دل تو دلم نبود صبح از ساعت 6 بیدار بودم منتظر بودم مامان و بابام برن . همین که ساعت هفت رفتن سرکار . رفتم حموم یه دوش گرفتم و کمی به خودم رسیدم وقتی اومدم بیرون رفتم سراغ زیبا از لای در اتاقش نگاه کردم دیدم هنوز خوابه ولی با اون تاپ بندی که پوشیده بود داشت منو میکشت

رفتم صبحونه آماده کردم ساعت 8 بیدارش کردم اونم با همون تاب و شلوارک که تنش بود اومد . هیچوقت اینکارو نمی کرد تعجب کردم . صورتش از خواب باد کردش بیشتر منو میکشید طرف خودش

داشتم صبحونه میخوردم یهو بهم گفت ارمین حرف دیروزو یادته . گفتم آره بهم گفت خره دیشب نزاشتی بخوابم همش فکرای بد میکردم . به سرم زده بود نصف شب بیام پیشت .

گفتم من سر حرفم هستم ولی اگه بفهم با کسی بودی قاطی میکنم

گفت اخه ازت میترسم .گفتم چرا

گفت که اتفاقی کیرتو دیدم خیلی بزرگه من فقط 18 سالمه . گفتم همه کیر بزرگ دوست دارن . گفت آره

بهم گفت بیا بریم تو اتاق میخوام بببینم چقدر بزرگه . رفتیم تو اتاق دستشو میکشید به کیرم از رو شلوار
گفت خیلیم بزرگ نیست . گفتم خوابه باید بیدارش کنی . یهو برگشت شیار باسنشو چسبوند به کیرم و تکان میداد کیرم سریع شق شد . اونم زود حس کرد برگشت و دستشو کرد تو شلوارم و کیرمو گرفت
کمی با دستش بازی داد گفت آرمین این کیر منو جر میده گفتم نترس هیچی نمیشه یه لبخند شهوتی زد
گفتم باید بیبنم بگم میتونی تحمل کنی یا نه.

گفت باشه . دستمو کردم تو شلوارش باسنش مثل ابر نرم بود انگشتمو کشیدم رو شیار باسنش یه اهی کشید . شلوارکشو درآوردم باورم نمی شد اون گوشت سفید بدون حتی یدونه لک جلوم بود. تاپشو هم در اوردم سوتین نداشت . این صنحه رو که دیدم کیرم بزرگتر شد.

کیرم تو دستش بود داشت بازیش میداد . گفتم عادت میکنی ولی باید حتما بکنمت نمیتونم دیگه تحمل کنم
بگفتم چهار ساعت وقت داریم عجله نکن . بغلش کردم بردمش تو تختش باورم نمی شد دارم چیکار میکنم.

رفیتیم سمت تخت و خوابید رو تخت رفتم روش خوابیدم و شروع کردم به لب گرفتن تنش داشت منو آتیش میزد . بهم گفت تو اصلا خجالت نمی کشی هرفشو قطع کردمو شروع کردم به میک زدن لب و گردنش
داش حسابی داغ می شد همین جور که می خوردمش رفتم پایین تر سینه هاش سفت شده بودن
سینه هاشو با ولع می خوردم . صداش در اومده بود وقتی دستمو کردم تو شرتش یه حالی بود با دستم حس میکردم اصلا مو نداره . نرم نرم بود کمی کسشو بازی دادم حسابی خیس بود وقتی شرتشو کشیدم پایین باورم نمشید یه کس کوچیک قرمز رو بدن سفیدش داش منو صدا میکرد . سرمو بردم طرفش تا بو کنمش چه حالی بود .

همین که سرم و بردم جلو با دستش سرم و فشار داد به کسش به اختیار شروع کردم به خوردم . زبونمه تو کسش میچرخوندم حسابی صداش در اومده بود یه چند دقیقه بعد حس کردم داره ارضا میشه ادامه ندادم اومدم بالا به حالتی که روی سینش بودم . کیرمو میمالیدم به سینش گذاشتم لای سینش و عقب و جلو میکردم وقتی میبردم جلو فشار میدادم تا نزدیک دهنش اونم یه لیسی میزد به کیرم

بعدش یکمی دیگه رفتم جلو بالش پشت سر زیبا رو بند کردم تا سرش بیاد بالا . دستاشو گذاشتم لای پام و بدنش تا نتونه در بیاره . همیشه دوست داشتم خودم بزنم تو دهن دخترا . گفت چیکار میکنی .
گفتم تو فقط دهنتو باز کن . دستا مو گذاشتم رو لبه بالای تخت و کیرمو اروم فشار دادم تو دهنش . با خودم گفتم این فرست دیگه شاید نباشه .آروم آروم تلمبه میزدم اونم بعضی وقتا کیرمو در می اورد تا نفس بکشه
داشتم حسابی داغ میکردم بعضی وقتا کیرمو میکردم تو گلوش وقتی در میآوردم حسابی کفری می شد و لی چاره ای نداشت نمیتونست تکون بخوره سرعتمو زیاد تر کردم دیدم داره گریه میکنه توجهی نکردم راستش
دیونه شده بودم وقتی حس کردم دارم ارضا میشم یکمی فشار دادم داخل تر و سرشو گرفتم با فشار خالی کردم تو دهنش با اینکه سخت بود ولی وقتی خالی کردم تو دهنش از چشاش و لبخندش معلوم بود خوشش اومده بود .

ازش پریسدم خوشت اومد . گفت آره ولی بعضی وقتا سخت بود . دستاشو ول کردم و اومدم کنار پاشد نشست هنوز لب و دهنش از آب من خیس بود . با یه دستمال دهنشو پاک کرد . گفت دیگه این کارو نکن گفتم باشه و بعدش گفت کیرت که خوابید . گفتم باید بلندش کنی .خوابیدم رو تخت اومد نشت رو کیرم . هی کسشو رو کیرم عقب جلو میکرد . آب کسش خیلی زیاد بود . خیلی زود دوباره شق شد ولی به اندازه نصف دفعه اول بزرگ شده بود . بهش گفتم خودم خواستم ارضا شم تا تو اذیت نشی.بهش گفتم چه مدلی دوست داری بکنمت . گفت دوست دارم زیرت باشم . یه بالش گذاشتم زیر شکمش تا کونش بیاد بالا انگشتمو میکردم لای کسش با آب کسش میکردم تو سوراخ کونش . خیلی تنگ نبود معلوم بود به کیر کلفت قبلن داده . بعد کیرمو مالیدم به کسش تا خیس شه و کمی نوک کیرمو فشار میدادم به کسش خیلی حال میکرد . بعد آروم گذاشتدم در کونش آروم فشار دادم کیرم یکمی رفت داخل یه جیغ یواش زد . ولی چیزی نگفت اروم عقب جلو میکردم

کیرم تا نصفه رفته بود تو بعد چند دقیقه گفت چرا فشار نمیدی باورم نمیشد . خودش با یه حرکت به سمت عقب موقعی که داشتم فشار میدام کیرمو تا ته کرد داخل با دیدن این صحنه ناخوداگاه سرعتم بیشتر شد داشت زیر کیرم ناله میکرد کمی گذشته بود دیدم لرزید و ارضا شد ولی همچان داشتم میزدم بهم گفت خالی کنم پشتش . از گرماش خوشش مییاد وقتی در اوردم خالی کردم پشتش داشت ناله میکرد . باورم نمی شد خواهرم 18 سالم همچین سکسی کنه . خوابیدم روش بعد یه مدت خواست با لیس زدن کسش دوباره ارضاش کنم منم حدود بیست دقیقه براش لیس زدم دو بار ارضا شد

دیگه ساعت نردیک 12 بود و اید میرفتیم پاشد گفت برم دوش بگیرم . گفتم تنهایی
گفت تو هنوز جون داری
گفتم بریم داخل بهت نشون بدم . داخل حموم بعد از اینکه زیر دوش حسابی باحاش حال کردم . اخه اون اندام داغ زیر دوش مثل ماهی بود . نشستم رو سکوی کنار وان گفتم بیا بشین روش . اومد نشست با وزن خودت و اینکه حسابی سوراخش باز بود سریع رفت داخل یه بیست دقیقه ای طول کشید تا ارضا شم دیگه میگفت دارم از حال میرم بلند کردم دستاشو دادم رو دیوارو یه پاشو بلند کردمو گذاشتم رو وان . بهم گفت
عین فیلم سوپر را داری حال میکنیا خندیدم کیرمو کردم داخل چند تا زره زدم طوری که صداش در اومد داشتم ارضا میشدم گفتم مثل فیلما بشین بپاشم صورتت

گفت نه با خواهش من قبول کرد با چند تا ساکی که زد پاشیدم رو صورتش دیگه منم حال نداشتم بعد یه دوش اومدم بیرون . از تو حموم بم گفت تو برو الان مامان میاد . من لباسمو پوشیدمو رفتم

در مورد اون روز با هم اصلا صحبت نمیکردیم تا اینکه 3 ماه بعد واسش یه خواستگار خوب اومد بعد تحقیق که فهمیدیم مورد خوبیه به پیشنهاد من که گفتم این درس بخون نیست شوهرش دادم .

بعد اون روز فقط یه بار دیگه شب قبل عروسیش سرپایی واسه یادگاری کردمش .اون شب خودش ابمو قورت داد چون وقت واسه دوش گرفتن نبود .

الان 4 سال گذشته و شوهرش که خیلی باهاش رفیقم بهم گفت ازش خیلی راضیه

امیدوارم از این خاطره لذت ببرید

3.81771
نمره شما: هیچ :میانگین 3.8 (192 رأی )

46 نظر

fuck your sister

نوشته ali2478 در 10. شهريور 1389 - 12:00

fuck your sister

دمت گرم حق برادری رو خوب ادا

نوشته سیاوش 55 در 20. شهريور 1389 - 20:24

دمت گرم حق برادری رو خوب ادا کردی . اگر میرفت به یه نامرد غریبه میداد خوب بود . بازم اگر از من میشنوی بکنش چونکه این ابجی سرکار با یه کیر و دو کیر حشرش نمیخوابه.موفق باشی.

عجب خواهر

نوشته Mr.HugeCock در 22. دى 1389 - 22:41

عجب خواهر توپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپی...کمک کمک.....کیرم داره از شق درد میترکه.....فوق محشر و هوس انگیز تعریف کردی مرد......حال کردم....بسی میگام دخترهای دم دستو همینجورررررر....

dastane ziba bud man k

نوشته bib bib در 4. بهمن 1389 - 1:46

dastane ziba bud man k bishtar ba raveshe explain lezat mibaram ta vaqei budan ya nabudanesh az 20 19.99 grfti

عجب کیری بود دادا بابا آدم

نوشته shahinpb در 16. بهمن 1389 - 7:11

عجب کیری بود دادا

بابا آدم خواهرشو نمیکنه که ... اگه میکنه حداقل یجوری بگو باورمون بشه ..
داستانی خوب بود ولی
واقعی کـــــــیــــــری بود Phbbbbt!

موفق باش

به اسلام بیاید کثافت ها ای

نوشته 3xuals در 16. بهمن 1389 - 16:05

به اسلام بیاید کثافت ها ای بیمارها

خیلی سنگی . با اینکه ندیدمت

نوشته Lorra در 16. بهمن 1389 - 17:20

خیلی سنگی .
با اینکه ندیدمت ازت بدم اومد

منم خواهرت رو دوست دارم بگایم

نوشته keisee_ir در 11. فروردين 1390 - 15:20

منم خواهرت رو دوست دارم بگایم

بابا خواهرتونو نکنین دیگه ای

نوشته Persianman در 18. فروردين 1390 - 11:12

بابا خواهرتونو نکنین دیگه ای بابا خود غربی ها هم اینکارو نمیکنن . حالا تو که کسشعر گفتی ولی کلا اونائیکه قصد دارن بکنن نکنین

لااقل ایمیلشو برام بده تا با

نوشته konul در 18. فروردين 1390 - 11:45

لااقل ایمیلشو برام بده تا با هم یه کم چتی حال کنیم

آخه ننه مرده اینطور که تو

نوشته keyvan 200 در 10. ارديبهشت 1390 - 6:12

آخه ننه مرده اینطور که تو گفتی 242 بار ارضاء شدی
انصافا خودت یه بار بخون!!!!!

بزمجه

:دی

تو رو خدا این چیزا رو ننویسید

نوشته sayeshab-spammer در 20. ارديبهشت 1390 - 0:27

تو رو خدا این چیزا رو ننویسید آخه سکس با خواهر؟؟؟؟؟ از خدا بترسین بچها امیدوارم دروغ باشه

حتي اگر دوروغ هم باشه بازم

نوشته ميلاد مجاز در 5. خرداد 1390 - 22:29

حتي اگر دوروغ هم باشه بازم برات مناسفم آخه كجا رفته غيرت؟ خاك بر سرت بد بخت تو كف خواهرتي باش لاقل كس شعر تحويل ملت نده كمي خجالت بكش اگه گيرت بيارم خشك خشك ميكنمت

اين دفعه سكس با مادرتو بنويس

نوشته ميلاد مجاز در 5. خرداد 1390 - 22:30

اين دفعه سكس با مادرتو بنويس همچين بچه هايي به يكي رفتن ديگه نه

Bahal bud.

نوشته Nader-fucker در 12. مرداد 1390 - 20:50

Bahal bud.

ایول بابا هاشا به غیرتت خاک

نوشته hamid Mahalat bax71 در 23. مرداد 1390 - 21:32

ایول بابا
هاشا به غیرتت
خاک تو سرت

منم بانظر سیاوش 55 موافقم

نوشته nima2222 در 24. مرداد 1390 - 1:30

منم بانظر سیاوش 55 موافقم ضمناً اونایی که این داستانا رو دوست ندارن خب نخونن یا اصلاً نیان تو سایت تو ایران مسجد تا دلت بخواد زیاده

افرین پسر خوب معلوم جنون زده

نوشته dr.pr در 25. مرداد 1390 - 23:00

افرین پسر خوب معلوم جنون زده ادم انقدر تخیلی میشه خجالت نمیگشی انقدر فیلم سکسی نگاه میکنی و توهم میزنی 20دقیق انم چند بار واووووووووووووباز م خوبه تخیل خوبی داری

داستانی که تعریف کردی از نظر

نوشته مهران پسر بد در 13. شهريور 1390 - 9:02

داستانی که تعریف کردی از نظر سکسی کامل و تمام عیار بود.... ولی غیرت تو هیچ جای داستانت ندیدم .... حداقل اون پسر عموتو یه کتک حسابی میزدی که پشم حسابت نکنه.... حالا خواهرتو کردی هیچ!!!!!!!!
.
.
.
بعدم مگه تو کارو بار نداری هر روز خونه ای... اینجای داستانت شک برانگیزه!!!!!

its good i like it

نوشته God of porn در 29. شهريور 1390 - 23:41

its good i like it

احتمالا داییت هم که جوون بوده

نوشته vahid6500 در 13. مهر 1390 - 2:06

احتمالا داییت هم که جوون بوده بامامانت سکس داشته چون خواهرزاده خوب به داییش میره

چطوره

نوشته hamid6818xxl در 29. مهر 1390 - 23:29

چطوره

داستان که کلا دروغ بود اما

نوشته mmpn در 25. آبان 1390 - 0:24

داستان که کلا دروغ بود
اما اونایی که دوست دارن باخواهرشون این کارو بکنن . فردا تحمل اینرو ندارن که ببینن پسرش داره دخترشو میکنه .یا بیای خونه ببینی که برادر زنت داره زنتو میگاد
حیوون صفتی هم حدی داره

کیر تو کس ننه همتون که همه

نوشته alireza dehkordi در 3. آذر 1390 - 1:48

کیر تو کس ننه همتون که همه داستان ها را میگید دروغ

یعنی خاک تواون سرت بکنن. این

نوشته ely21 در 25. آذر 1390 - 0:49

یعنی خاک تواون سرت بکنن. این همه دختر خوشکل تواین سایته مثل ساناز سانیا میترا ........ Phbbbbt! Phbbbbt! Phbbbbt! Timeout Timeout Timeout Timeout Timeout Timeout

kiram dahanet konde avazi kon

نوشته GUNDOLF در 26. آذر 1390 - 20:54

kiram dahanet konde avazi kon dos daram hamin alan biam bokonam to ion kon parat

کم این کس شعرا را بنویسید

نوشته meysam77 در 26. آذر 1390 - 22:30

کم این کس شعرا را بنویسید

عالى بود،به حرفاشون توجه نكن

نوشته Amirh2 در 5. بهمن 1390 - 14:22

عالى بود،به حرفاشون توجه نكن قدر خواهرتو بدون

چی بگم دیگه حرفی نمونده که من

نوشته vahidbaman در 26. بهمن 1390 - 23:44

چی بگم دیگه حرفی نمونده که من بگم فقط اینو بگم که ماها یه عده بیماریم که گرفتار خودارضایی شدیم (معتادش شدیم) که خدا نجاتمون بده اگه کسی نظر منو تایید کنه می تونه ایمیل بده

خیلی کونی هستی حرام زاده لعنت

نوشته androidam در 5. فروردين 1391 - 15:57

خیلی کونی هستی حرام زاده لعنت امام زمان(عج) بر همتون

به خودتون بیایید ما مسلمانیم

نوشته androidam در 5. فروردين 1391 - 16:02

به خودتون بیایید ما مسلمانیم آخه امام زمان چه قدر از دست شما ها زجر بکشه

ey kash hame mesle to dastan

نوشته soorakh koon در 5. ارديبهشت 1391 - 12:15

ey kash hame mesle to dastan mineveshtan,kheili bahalo hashari bood.damet garm.edame bede

این همه کس ریخته تو بازار

نوشته ahwaz_top در 12. ارديبهشت 1391 - 12:43

این همه کس ریخته تو بازار چطور روتون میشه با محارم سکس داشته باشید البته اینجور مسائل عادی شده چون دیگه به کسی اطمئنان نیست میرن به برادرانشون یا برعکس میدن خلاصه سکس خر تو خرشده سکس با زن دائی سکس با خواهر سکس با مادر سکس با زن عمو معلوم نیست دوسه سال دیگه چی میشه؛ ولی دو طرف راضی بودن دیگه حرفی برای گفتن نمیذاره

اینارحم به خواهرشونم

نوشته karagaxxl در 25. خرداد 1391 - 1:57

اینارحم به خواهرشونم نمیکنن.یهودیدی امامتم گاییدن!

بابا اینا خیلی حشرین.یهو دیدی

نوشته karagaxxl در 25. خرداد 1391 - 2:00

بابا اینا خیلی حشرین.یهو دیدی امامتم گاییدن!

این دومین باری هست که مجبورم

نوشته hotboy.kish در 17. مرداد 1391 - 3:12

این دومین باری هست که مجبورم جواب یک همچین ؟؟؟؟؟؟ آدمایی ؟؟؟؟؟؟ رو بدم

آخه مردیکه شاسکول آخه چاقال حالا این داستان کجاش خوب و جالب یا با اهمیت بود که راست یا دروغ بودنش اهمیت داشته باشه ؟
مثل اینکه تو هم همچین چیز هایی رو دوست داری و تو آرزوش هستی یا اینکه خودت هم با ...... آره ؟؟؟؟؟؟؟
فقط می تونم بگم برات خیلی خیلی متاسفم
خدا وکیلی خودت بشین و فکر کن فرق تو با حیوون چیه ؟
بابا اکثر حیوون ها هم با خواهر یا مادر خودشون جفت گیری نمی کنند ، بفهم اینو

من نمیگم آدم پاک . منزه ای هستم ، نه
ولی حداقل سعی می کنم انسان باشم
آرزوم این هست که روزی بیاد که همچین چیز هایی رو نبینیم یا حداقل نشنویم

مخلص تمامی دوستان
کورش
از قلب خلیج همیشه فارس
جزیره کیش

یعنی خواهر تو گایدم که مثل سگ

نوشته adel.F در 6. شهريور 1391 - 20:46

یعنی خواهر تو گایدم که مثل سگ دروغ میگی....................

khodemoonim khoob kardisha

نوشته anti jende در 16. شهريور 1391 - 1:46

khodemoonim khoob kardisha vali chetor delet oomad khahareto bokoni?man delam barash sookht!Sad
damet garm vali kash too dastane eki dg jaye khaharet bood
age man jat boodam ye dast ham oon pesar amooe ro mikardam ke dg fekre in ghalat karia be saresh nazane:))

واقعا بی غیرتی

نوشته یاشاریادگار در 16. شهريور 1391 - 16:30

واقعا بی غیرتی

کیر خر دهات جنوب تو حلقت انقد

نوشته eli nazz در 19. شهريور 1391 - 11:46

کیر خر دهات جنوب تو حلقت
انقد از این داستانا بلغور کردید آدم میترسه با داداشش تو خونه تنها بمونه

اگه دروغ بود،خوب بود البته

نوشته Ibid در 22. مهر 1391 - 1:48

اگه دروغ بود،خوب بود البته فاکتور از غلط های املایی و دستوری.
ولی اگه راست بود،خیلی خار کس ده ای!یعنی خارکونده ای!
goodluck

کس کش. ایرانی جونشو مده که یه

نوشته mohsensmohsen@y... در 28. مهر 1391 - 13:53

کس کش. ایرانی جونشو مده که یه اجنبی به ناموسش چپ نگاه نکنه اون وقت توی بی غیرت دادن خواهرتو دیدی وهیچ کاری نکردی خوشا به غیرتت

عدغغللغذ

نوشته kaveh esfahani در 10. آذر 1391 - 22:40

عدغغللغذ

عالی بود ازت ممنونم عزیزم

نوشته DISELE در 9. دى 1391 - 20:33

عالی بود ازت ممنونم عزیزم

دمت جیز که نذاشتی خواهرت جنده

نوشته rezaabi در 25. بهمن 1391 - 1:54

دمت جیز که نذاشتی خواهرت جنده بشه

ziba bod mer30

نوشته kos111 در 6. اسفند 1391 - 2:03

Wave ziba bod mer30