شما اینجا هستید

تا بیکرانه دوردست...

*این داستان فقط جهت تخلیه روحی خودم نوشته شده.
وشاید کمکی به دوستانی باشه که راه اشتباه من را تکرار نکنند.
*بطور حتم نظر شما دوستان در چگونگی نوشتار داستان ،در داستان های بعدی کمکم میکند.
*لطفا در مورد داستان پیش داوری نکنید(به حرص ار شربتی خوردم مگیر از من که بد کردم).

داستان سکسی:

دختر کس تپل همسایه

سلام وخسته نباشيدبه همه دوستان شهوانى_من مهدي 25ساله اين داستان كه ميخوام واستون بگم 4سال پيشه سكس بادخترهمسايه تپل اسمش دلارام 24الان كس داره يه وجب داغ داغ_خوب سرتونو به دردنيارم داستان ازاين قراره كه ازبچه گي رفت آمدزيادي داشتيم ولي ازموقعي كه دلارام به سن نوجواني رسيديعني سينه هاش نمايان شد رفت آمد كمتر و كمترشد تا وقتي كه من رفتم سربازى و دوران سربازيم به پايان رسيد.

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS