شما اینجا هستید

خاطرات یک شب طولانی (1)

نگاهم به لوستر وسط اتاق دوخته بودم ، لحظه های انگار بازیم می دادن ،تمام اون اوقاتی را که اون روز با حاج مهدی گذرونده بودم مثل یه فیلم اما در هم از توی ذهنم فرار می کردن ، چرا نمی تونستم توی اون لحظه تمرکز کنم ؟
بازم اون فکر لعنتی ، نگاهم که به پائین سر خورد ، یه دفه نظرم عوض شد ، باز همون نگاه مرموز ، و پر از دنیائی حکایت ، پائین پاهای برهنه من روی فرش زانو زده بود . با لبخندی پز از معنی و الوده به حرفهای تکراری تو صورتم ذل زده بود

داستان سکسی:

دختر عمو و کلنگ وجدان

سلام داستانی که براتون مینویسم داستان سکسی من با دختر عموم هست امیدوارم لذت ببرید . من محمود 23 سالمه و دختر عموم هم 29 ساله شه من از بچگی تو کف این بودم یعنی منتظر بودم کوچکترین جای بدنش رو ببینم و برم کف دستی بزنم با شامپو. خلاصه گذشتو بزرگ شدیم و دیگه اون ازدواج کرد و منم بیخیالش شدم چون بالاخره ناموس مردم بود دیگه . 1 روز مادر بزرگم به من گفت که شب میای با من بریم خونه دختر عموت اینا ؟ منم که کفم بریده بود گفتم اونجا چیکار؟ گفت: تنهاست شب بریم پیشش بخوابیم آخه از شهرستان آمده پسر بچه تهران که باهاش ازدواج کرده .

داستان سکسی:

تقاضا ، التماس ، توسل به زور

سلام
اسم من امیر ارسلان هست.
درست 6 ماه پیش این ماجرا برای من اتفاق افتاد . اول بزارید از بگم چجوریم . قد 185 سایز کیر 17 ( واقعا چرا بعضی ها طول کیر براشون مهمه اصلا دختر نیست بکنیم ! حالا چه 50 باشه چه 10 ) و یکمم خوشتیپم.
ماجرا از اونجا شوع شد که تصمیم گرفتم دختر همسایه روبرویی مونو بکنم..دعا. رفته بودم مسجد شب احیا که اونجا دیدمش و باش اشنا شدم اولش سلام و احوال پرسی و اینا . بعد گفتم دختر فلانی هستی؟ گفت " میشناسی بابامو ؟ منم میشناختم گفتم " اره بابا رفیق خودمه. بعد دوسته جنده ی عفریطه ی کسوش اومد بش گفت : بیا بریم تو دیگه زشته!

داستان سکسی:

روزهای دل دادن (1)

از کلاس برمیگردم طبق معمول هنسوری تو گوشمه و دارم اهنگ جدید شکیلا"حسرت" رو گوش میدم و میام تو اسانسور
طبقه ی 4 رو میزنم و چشامو میبندم،چند ثانیه بعد بوی عطر تند و تیزی رو حس میکنم و چشامو باز میکنم
سلام
سلام خانوم
حاله شما خوبه ؟
مرسی ممنون خوبم ،شما انگار بهترید؟
ههههه، نه بابا من دیگه زدم به سیم اخر!
هر دو میخندیم و طبقه ی 8 از اسانسور میایم بیرون
و هر کدوم به سمت واحد خودمون میریم
راستی اقا میلاد !
بله بفرمایید
میشه بپرسم شما چرا همیشه بوی سیگار میدید؟!

داستان سکسی:

زنم رو خودم بد كردم

سلام دوستان اين جريان رو كه دارم واستون تعريف ميكنم كاملا واقعي و به جز اسم ها همه چيزو مو به مو واستون مينويسم كه اميدوارم خوشتون بياد لطفا نظر يادتون نره مرسي

داستان سکسی:

زن جوان عمو

اسمم حامده داستانی که میخوام براتون تعریف کنم مال 15سال پیشه وقتی که من 16سالم بود اونموقع عموم تازه زن دومشو که هم خیلی جوون بودو هم خوشگل وتپل مپل بود گرفته بود اون اسمش رعنا بود واز عموم 20سال کوچکتر بود اون19سالش بود خوشگل و هیکل سکسی بود عموم برای اینکه اون تنها نباشه نزدیکی خونه ما براش خونه گرفته بود منم شبها که اون تنها بود با خواهرم میرفتم پیشش میخوابیدم که از تنهایی نترسه اخه عموم 2شب یه بار میومد پیشش ما باهم خیلی راحت بودیمو من راجع به همه چی باهاش حرف میزدم حتی داستان زدن پردش توسط عموم رو هم برام گفته بود گذشت تا یه شب که خانواده من رفتن مهمونی و شب برف زیادی اومد ونتونستن برگ

داستان سکسی:

نقطه سر خط

بوی گند دهنش ، دل و رودم و از حلقم میکشید بیرون با اینکه ده دقیقه ای میشد ارضا شده بود ولی انگار قصد نداشت هیکل لشش و از روم جمع کنه ،صورتش عمود به نیم رخ صورتم بود.با گوشه چشم نگاش کردم چشماش بسته بود آروم آروم نفس میکشیدو بوی گهی و که از دهنش میزد بیرون و روونه ی صورت من میکرد ! یه تکون به خودم دادم و چشماش و باز کرد. گفتم بلند شو میخوام برم حموم .سرش و آورد بالا میخواست بیخ گلوم و بوس کنه که گردنم و کج کردم و خودم و کشیدم بالا . حس کردم دندوناش و بهم فشار داد و انگار تازه یادش افتاد که من کیم ، با صدای دو رگه ای گفت :خوب حال دادی جنده ، یادم باشه دفعه ی بعد فقط از کون بکنمت!

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS