شما اینجا هستید

لپ تاپم واسم کون جور کرد

سلام من احسان(مستعار) هستم از مشهد الان 17 سالم تو 18 هستم رشتم کامپیوتر این اولین داستان و تنها داستانه منه پس لطف کنید کامل بخونید چون دیگه داستان ندارم طرف هم پسر هست اگه دوست ندارید نخونید به حرفاتون کاری ندارم فقد بدونید دروغ نیست لدفا اگه فکر کردین دروغه فوش ندید این داستان برمیگرده به سال اول دبیرستان (میرم سوم کامپیوتر) تازه امتخان ها تموم شده بود و با کمک خاله مهربونم مخ بابام رو زدم واسم لپ تاپ بگیره و موفق شدیم واسم لپ تاپ گرفتن من طبق روال هرسال تابستون که شد رفتم خونه مادربزگم که تنهاست و تو شهرستان زندگی میکنه تا اون زمان چون کامپیوتر خونمون قدیمی بود زیاد بازی کامپیوتری نکرده

داستان سکسی:

ستایش (4)

...قسمت قبل

خلاصه ای از فصل اول:
داستان درمورد دختری به اسم ستایشه که پدرش وقتی 10سالش بود مرده و مادرش هم اونو ترک کرده.علی رغم مخالفت برادربزرگترش برای تحصیل در دانشگاه به تهران میاد و البته دراین میون ازطرف علی،شوهرخواهرش،مورد اذیت قرارمیگیره.اما سرنوشت مردی رو سرراهش قرارمیده به نام شایان صدیقی که درواقع رئیس دانشکدشه و ازقضا شوهرعمه ی مرحومش...این آشنایی خیلی زود به ازدواج ختم میشه و به نظرمیاد که همه چیزخوب باشه اما...
***

(فصل دوم)

داستان سکسی:

آخرین گی زندگیم

سلام خدمت همه دوستان، اسم من فرشاد نیست ولی اینجا شما فکر کنید فرشاده. خاطرم مربوط میشه به آخرین باری که با شریک جنسیه پسرم خوابیدم، واقعا لذت بردم، امیدوارم شما هم خوشتون بیاد. و اما اصل ماجرا..

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS