شما اینجا هستید

حال کردن با دختر نوجوان

سلام. اسم من حسین و 24 سالمه . داستانی که می نویسم مال پارساله. اون موقع که 23 سالم بود راستش زیاد دنبال دخترا نبودم چون حوصله منت کشی نداشتم البته عرزش رو هم نداشتم. اما بریم سراغ داستان. یه روز که از باشگاه برمی گشتم با دوست خیلی صمیمیم (خونمون تو یه مجتمع) تو این مجتمع ها که میدونید چطوریه. به هر دو طبقه یه پارکینگ تعلق میگیره ولی اگه طبقه ای که با شما شریکه ماشین یا موتور نداشته باشه پارکینگ فقط مال شماس. داشتم می گفتم با دوستم که میومدیم یه دختر توجه منو جلب کرد . دوستم گفت اینو میشناسی ؟ گفتم نه . گفت یه مدت باهام دوست بوده ولی الان بهم زدیم .

داستان سکسی:

بازی دنیا (1)

زمانی که 18 سال بود خیلی شر بودم هر روز یک دعوا داخل مدرسه به راه می انداختم, رفیق زیاد داشتم که داخل دعوای خودم یا دعوای که اونا به پا میکردن با هم بودیم.مدرسه 3 بار پروندمو دادن دستم گفتن اخراج.از اونجایی که ناظم مدرسه دوست دایی من بود.واسطه میشد.آخه دایی من فوت کرده بود.ناظم خیلی هوای من داشت.یک روز توی محل داشتم میرفتم سمت خونه.2تاپسر که از من بزرگتر بودن مزاحم یک دختری شدن نزدیکتر که شدم دیدم دختر آشناست دختر دایی بابام بود.جاتون خالی رفتم جلو چنان کتک کار کردم،البته بگم کتکی که خوردم بیشتر از زدنم بود.از شانش بد اونها من کاملأ میشناختمشون.اونها بعد از کتک کاری رفتن.

داستان سکسی:

کوس کردن در 5 دقیقه

چند روزی بود که از شهر و دیار دنبال یه کار گمرکی بود و مقداری از اجناس مرا که به تهران می اوردم یکی از ایست و بازرسیهای بین راه توقیف کرده بود .من هم تا مدارکمو تحویل میدادمو بارمو تحویل میگرفتم چند روزی را باید در این شهر سر گردان میبودم. در ترمینال مسافربری نشسته بودم که خانمی با پر و پاچه حشری کنارم نشست در همین حین تلفنم زنگ خورد و منشی شرکتم بود سلام علیکی کرد و گفت اقای اتابک شماره شما را میخواهد بدهم به ایشون منم گفتم عزیزم این شماره جدیدمو یاداشت کن و به ایشون بده که این خانم بغل دستم گویا شنیده بود و شماره منو حفظ شده بود.

داستان سکسی:

سکس داداش کوچیکم با دوست دختر نازش

سلام من شاهین هسم عضو سایت نیسم ولی دوس داشتم خاطرهامو بنویسم چون خیلی حال میکنم داستانهای سکسی بچها رو می خونم ولی اونا 90 درصدش دروغه ولی این داستان خدایی راسه....بقول بچها بریم سر اصل مطلب.من و داداشم دوقلو هسیم اون یه ذره خجالتی بود ولی من چندتا دوس دختر داشتم تا اینکه داداشم با یکی دوست شده و قرار شد بیاد خونه وای کلی از من سوال جواب میکرد ببینه چه جوریه باید راه سکس رو باز کنه.منم کلی بهش حال دادم و هرچی میدونسم از لبو از این حرفا بهش گفتم تا اینکه بعد از هزار بار سوال داداشم دختره اومد ما طبقه ی بالا بودیم مامانم اینا پایین کلا کس رو میشد بیاری بزنی زمین ولی نباید درهای طبقه بالا قلف

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS