شما اینجا هستید

اولین سکسم با استاد فیزیک

ﺍﺳﻤﻢ ﺁﺗﺮﻳﺴﺎﺱ الاﻥ 20 ﺳﺎﻟﻤﻪ ﺍﻳﻦ ﺍﺗﻔﺎﻗﯽ ﮐﻪ ﻣﻴﺨﻮﺍﻡ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﮐﻨﻢ ﻣﺎﻟﻪ ۲ ﺳﺎﻟﻪ ﭘﻴﺸﻪ ﻳﻨﯽ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﭘﻴﺶ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻫﯽ ﺑﻮﺩﻡ. ﺍﮔﻪ ﺍﺯ ﻭﺿﻊ ﻇﺎﻫﺮﻳﻢ ﺑﺮﺍﺗﻮﻥ ﺑﮕﻢ ﻗﺪ ﺑﻠﻨﺪﻡ. ﮐﻤﺮﻡ ﺑﺎﺭﻳﮑﻪ ﻣﻮﻫﺎﻡ ﺗﺎ ﺭﻭﯼ ﮐﻮﻧﻢ ﺍﻭﻣﺪﻩ و ﺧﻴﻠﯽ ﺑﻠﻨﺪﻩ و ﻣﺸﮑﯽ و ﺳﻴﻨﻪ ﻫﺎﻡ ﮐﻪ ﺳﺎﻳﺰﺷﻮﻥ 85 ﻣﻴﺸﻪ. ﻳﻪ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﻓﻴﺰﻳﮏ ﺍﻭﻝ ﺳﺎﻝ ﺑﺮﺍﻣﻮﻥ ﺍﻭﻣﺪ ﻳﻪ ﻣﺮﺩ 35 ﺳﺎﻟﻪ ﺑﻮﺩ ﺧﻴﻠﯽ ﺟﺬﺍﺏ ﺑﻮﺩ ﺧﻮﺵ ﺗﻴﭗ و ﺧﻮﺵ ﻗﻴﺎﻓﻪ. ﻧﺰﺩﻳﮑﺎﯼ ﺩﯼ ﻣﺎﻩ و ﻣﻦ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﻴﮑﺮﺩﻡ ﻭﻗﺘﯽ ﺭﺩ ﻣﻴﺸﻪ ﺍﺯ ﮐﻨﺎﺭﻡ ﺑﻪ ﺳﻴﻨﻪ ﻫﺎﻡ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﻴﮑﻨﻪ ﺩﻭﺳﺘﺎﻣﻢ ﺩﻗﻴﻘﺎ ﻫﻤﻴﻨﻮ ﺑﻬﻢ ﻣﻴﮕﻔﺘﻦ. ﺑﻼﺧﺮﻩ ﺗﺼﻤﻴﻢ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﺑﺒﻴﻨﻢ ﺍﺯﻡ ﺧﻮﺷﺶ ﻣﻴﺎﺩ ﻳﺎ ﻧﻪ.

داستان سکسی:

کردن کون تنگ هانیه دختر عموم

سلام به برو بچ گل شهوانی- این داستانو که میگم نه دروغه نه بزرگنمایی هر اونچه که واسم اتفاق افتاده رو واستون مینویسم و دلیلی هم ندارم دروغ بگم--حالا هرکی دوس داره بگه کس شعره یا دروغ ولی واقعیت خودمو مینویسم...

داستان سکسی:

صاحب کارم بزور منو کرد

سلام به دوستان این جریان داستان نیست واقعیته اسم من حامد 35 سالمه جریان من بر میگرده زمانی که 16ساله بودم توی یکی از نانواییهای شهرمون کار میکردم بدنی سفید وبری داشتم استیلم جوری بود جلبه توجه میکرد محل کارم از منزل ما چند کیلو متر فاصله داشت ومن محبور بودم شبها توی نانوایی بخوابم تا اون موقع من با سکس اشنایی چندانی نداشتم صاحب نانوای خیلی با من مهربون بود ومن فکر میکردم واسه زرنگی وبشت کارم بامن خوب رفتار میکنه یکی دو ماه اول خیلی با من صمیمی شد وغیر از دست مزدم بول اضافی بهم میداد ومنو خوشحال میکرد تا یواش یواش سر شوخی رو با من باز کرد ومن فقط میخندیدم چون اون سنش از من خیلی بی

داستان سکسی:

ســــــــــه تــــار

داشتنم می رفتم سمت خابگاه که احساس کردم صدام زد برگشتم دیدم آره خودش بود دوید به سمتم و گفت :
- آقای محمدی ببخشید یه لحظه لطفا
- سلام خوبید شما خانم رحیمی
-ببخشید سلام یادم رفت ، سلام ممنون من خوبم ببخشید آقای محمدی من یه سوال داشتم می خواستم ببینم شما خودتون ساز فروشی هم دارین یا کسی رو می شناسید بفروشه ؟ نفس نفس می زد . حرف هاشو تند تند با عجله ی خاصی گفت و بعد نفس بلندی کشید.

داستان سکسی:

روز بعد از تولدم

همون جور که میدونین من 3 هفته هست تو این سایت هستم و داستان هاو نقد میکنم. البته خودم زیاد از نقد حالیم نیست ولی اگه خدا بخواد بعد از چند ماه راه میوفتم. از بعضی دوستان که میان زیر داستانا فوش میدن درخواست میکنم فوش ندین . 31تیر تولد من بود.کلی برنامه چیدم که با دوستام برم جنگل گل بکشیم و عرق سگی بخوریم.

داستان سکسی:

من و خاله جون، از افطار تا سحر

سلام. امید هستم 23 ساله و ساکن یکی از شهرهای شمالی. دانشجوی ارشد، قد 190 و وزن 84 . کیرم در حالت شق کامل 23 سانتی متره. خالم : نگار 29 ساله و متاهل .شوهرش اداری و هفته سه روز در ماموریت . با قد تقریبی 188 و سایز سینه 85 . تعریف نباشه as فامیله و خوش پوش و خوشگل ! داستان از اونجا شروع شد که چند شب پیش که شوهر خالم رفت ماموریت خالم اومد خونمون وتا از شب 14 تا 17 ماه رمضون پیشمون بمونه. وقتی فهمیدم داره میاد خونمون غروبی رفتم برا تمییز کاری .

داستان سکسی:

نجات غریق و دختر خوشگل

من ساسان هستم 21 ساله از یکی از بنادر جنوبی کشور.نجات غریق هستم و قهرمان مسابقات شنای شهرستانمون. شهر ما یه ساحل زیبا داره که همه ساله توی عید مسافرای زیادی رو به سمت خودش جلب میکنه. شهر ما 15 کیلومتر ساحل داره که فقط 3 تا نجات غریق داره. من و 2 تا دیگه از بچه ها به نامهای امید و رضا. اونا 3 سال قبل از من نجات غریق شده بودند و از داستانای سکسی برام میگفتن که با خانمهایی که شنا بلد نبودن داشتن که من فکر میکردم خالی میبندن. ولی وقتی برای خودم اتفاق افتاد عاشق شغلم شدم. خب بریم سر اصل مطلب.

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS