شما اینجا هستید

کاش میموند

سلام من سارا هستم(مستعار)۱۶ سالمه داستان من از اونجا شرو شد که ادش کردم تو یاهو و باهم سه ماه ابجی داداش شدیم و بعدش ۲۴ شهریور۱۳۹۲ بهم گفت دوستم داره میخواد باهام باشه من از خوشحال تو خودم نمیگنجیدم فوری اوکی دادم و ۱۲ مهر رفتم دیدمش تو پارک میلاد بعدش قهوه خونه بعدش باغ گردو قرار پنچممون بود تو باغ گردو که اولین لبو باهاش تجربه کردم انقد هیجان زده بودم که اگه میگفت بهم بده میدادم چون عاشقش بود با عشق میبوسیدمش شاید بچه بودم ولی‌عاشقش بودم

داستان سکسی:

کردن کس سفید پریده

سلام اولین بارکه خاطره ی سکسیم می نویسم یک مینی سوپر کوچولو داشتم من بهش میگم بساط نه مینی خوب بگذریم کلا آدم حشری هستم تازه اسمم کوروشه طولانی نکنم یه روزی نزدیکه غروب بودیه زن جوان 22 ساله خوشکل و چادری بود. من تو مخ زدن و ریسک کردن حرف اول میزدم. بهرحال زن جوان واردشد و آب معدنی خواست من هم تعارف ایشان کردم گفت باهمه مشتری ها اینگونه تعارف میکنید بهش گفتم نه فقط شما گفت چرا نگاه زیرکانه بهش کردم گفتم به این زیبایی ارزش یه آب معدنی نداره؟ خندید. گفتم پول نمیخوام گفت نمیشه گفتم در ازاء یه چیز دیگه میخوام گفت بفرما.

داستان سکسی:

سفر باکو با اعمال شاقه

بعد از بحث زیاد قرار شد که به باکو بریم همراه خانواده دوست بابا که بابام با دوستش میجوشید مامانم با زن اون
دراین بین مشکل پسر اونا بود که نمیومد قرار شد برم راضیش کنم منم رفتم ولی هرچه اصرار کردم قبول نکرد یه چیزی گفت که منم تصمیم عوض شد نرم ولی اصلا بر مامان بابا اثر نداشت مجبور شدم برم بهم گفت دادا به اون منظوری که تو میری باکو اگه بابا مامانم برن همه ی اونا رو من تهران دارم راستم میگفت

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS