شما اینجا هستید

یه اتفاق معمولی

یه ماهی بود تقریباً که آشنا شده بودیم. ماجراش فرقی نمیکنه چطور پس الکی طولش نمی‌دم. من و دوستم و اونو دوستش. می‌رفتیم خونه‌ش معمولاً 4 نفری و ورق بازی و قلیون و فیلم و خلاصه تفریحات سالم. کلاً هم فکرمی‌کردم تو نخ دوستمه! چون خیلی خنثی بود، شایدم سعی می‌کرد جتنلمن باشه. دوستش در عوض تابلو و خل و چل. چون 4نفر بودیم هماهنگی زمان و با هم بودنمون یه‌کم پیچیده بود، از طرفی هم نمی‌خواستیم جمع 4نفره خراب شه. تا اینکه یه شب که اس ام اس بازی می‌کردیم و قرار مدار فردا رو می‌ذاشتیم گفت صبح میام دنبالت بریم دنبال چند تا کارِ من و بعدشم می‌ریم دنبال بچه ها و می‌ریم ناهار.

داستان سکسی:

شب زفاف، قبل از شب عروسی

از همون دوران دوستیمون منو خانم طلا صدا میزدم. 23 سالم بود که اتفاقی و توی جمع دوستانه با هم آشنا شدیم. از همون نگاه اول به دلم نشست. فیس مردونه ای داشت که هرکسی جذبش میشه. تقریبا هرهفته بیرون بودیم اما نهایت تماسی که با هم داشتیم گرفتن دست همدیگه بود. حدود 1سال از دوستیمون میگذشت که همراه خانواده محترمه به خواستگاری بنده اومدن. واقعا عاشقش بودم و هستم و بهترین روزها رو باهاش داشتم. دو ماه از روزهای خوش نامزدی و نامزد بازی میگذشت که برای خرید حلقه عروسی به خرید رفتیم. مادرش به همراه خواهرش به شهرستان رفته بودند و مادرم تنهایی ما رو همراهی میکرد.

داستان سکسی:

استاد پیر دختر

سلام اسم من شاهینه.27 سال سن دارم. قدم 180 وزنم 84 کیلو. درکل بد نیستم. این داستان مربوط میشه به حدود یه سال پیش. البته از قبل ترش بگم زمانی که من دانشجو بودم یه استادخانم داشتیم مدرس ادبیات .حدود 35 سال سنش بود. خیلی لوند بود اما انگار توی زندگیش شکست عشقی خورده بود که دیگه مجرد مونده بود.و خیلی از پسرای دانشکده توی کفش یودن بودن اما محل به هیچ کدوم نمی ذاشت. البته اینم بگم منم ازش بدم نمی اومد اما چون دوس نداشتم به دید دیگران نگام کنه و خودمم یه دوس ختر داشتم و سرم جای دیگه گرم بود دوران دانشجوییم هرگز سراغش نرفتم. اما شمارشو داشتم و بخاطر کارهای کلاس گاهی باهاش درتماس بودم.

داستان سکسی:

سکس با دختر یزدی

سلام به دوستاي گل شهوانيم هدفم از نوشتن اين خاطره فقط آشنايي بيشتر با دوستان ساكن يزده كه ميدوارم در پايان داستان همشون با نظراتشون باب آشنايي را باز كنن.داستان اولمه و نوشتنمم زياد جالب نيست. من اسمم مهدي و 27 سال سن دارم. قدمو نميدونم ولي وزنم 79 .كيرمم زياد بزرگ نيست معموليه ولي باهاش اكثر دخترايي را كه دور و برم بودن را كردم. هركيم را كه كردم دوباره اومده دنبالش و راضي بوده. ولي يكي از بهترين خاطره هاي سكسيم مال 3 ماه پيشه. شغل من به نحويه كه بيشتر با كارخونه جات سروكار دارم.

داستان سکسی:

گی من با شهاب

سلام . من سینا هستم (البته اسم اصلیم نیست) . توی تهران زندگی میکنم .خاطره ای که میخوام براتون تعریف کنم کاملا واقعیه و یک کلمشم دوروغ نیست . اگه میخوای کس شر بگی همین اول کار میگم که خاطره رو نخون . نمیخوام زیاد داستانو کشش بدم پس سعی میکنم این خاطره رو خلاصش کنم که شما توی خوندنش اذیت نشین . تاحالا با کسی سکس نداشتم . اینم بگم که از دخترا بدم میاد از گی هم زیاد خوشم نمیاد چون زیاد حال نمیکنم . بیشتر توی خونه هفته ای 1 بار جلق میزنم (خود ارضایی) سنم 18 سالمه ... .

داستان سکسی:

کون خر گذاشتن

سلام دوستان عزیز که اومدید این داستان رو بخونید البته شما بگید داستان یا جلق نامه یا توهمات یک جلقی یا چه میدونم از این دست چیزا که شما استادید داستان من مال سال 80 هستش که اونموقع ها بنده پروفسور منطقه زندگی خودمون بودم چون توی روستای ما کسی حتی کامپیوتر رو از نزدیک ندیده بود اما من دیپلمش رو داشتم تازه از خدمت مقدس سربازی برگشته بودیم با کوله باری از خاطرات سربازی که اکثرش در واقعیت نگهبانی آفتابه و کاسه لگن بود اما میگفتیم تجهیزات هسته ای زیر دستمون بود خلاصه یه پیش درآمدی بهتون بدم از خودم و شحصیت های مختلف که توی مسیر خوندن بهشون میرسید بنده هستیار هستم و از نظر وضع مالی عالی هستم چون

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS