شما اینجا هستید

مامان فتانه

با سلام خدمت دوستای عزیز امروز میخوام داستان سکس با مامانمو براتون تعریف کنم که دو ماه قبل برام اتفاق افتاد.اما قبلش بزارین یکم از خودم براتون بگم اسمم سهیل 19 سالمه ودانشجوی گرافیکم.تک فرزنده خانوادم بابام 49 سالشه و مامان فتانه ام 41سالشه ولی خدایش خوب مونده پوستش هنوز طراوت خودشو داره از نظر اندامم خدایش دافه خوبیه سینه هاش سایز هشتادوپنجه و کونشم بزنم به تخته هم گندست هم طاقچه عرض کونش دو وجب و نصف میشه راستش از بچگی مامانم جلوم با لباسای سکسی میگشت اوایل که چیزی نمیفهمیدم اما وقتی بزرگتر شدم و معنی کوسو کونو اینچیزارو فهمیدم.

داستان سکسی:

خاطرات همجنسبازی در سربازی

این اولین باریه که مینویسم چون اکثر خاطرات شهوانی با نگارش ضعیف و چاشنی دورغ همراهه.برای همین تصمیم گرفتم خاطرات خودمو برای اولین بار بنویسم.ضمنا خاطره من مربوط به همجنسبازی میشه.عزیزانی که دوست ندارن لطفا رفع زحمت کنن.
یادمه اولین باری که تجربه سکس داشتم مال زمانی بود که من و پسرعموم پسر همسایه مون رو تو باغ عموم میکردیم.اون موقع من 6 سالم بود و پسرعموم 8 سال.
بزرگتر که میشدیم درک بهتری از سکس پیدا میکردیم و روزی نبود که یه پسر رو به بهانه ایی بکشیم تو باغ و ترتیبشو ندیم.

داستان سکسی:

کون کردن در ایرانشهر

من فرشاد هستم 22سالمه با هیکلی درشت و توپر .
داستان از اونجا شروع شد ک ما برای تعطیلات رفته بودیم سیستان بلوچستان شب اول رفتیم ایرانشهر ک اونجا بخوابیم فردا صبح حرکت کنیم برا چابهار.

داستان سکسی:

سکس به سبک ایرانی

من پیامم 24 سالمه و تو یه اداره دولتی کار میکنم این داستان که کاملا طبق واقعیته رو میخوام بنویسم
چند وقتی بود که با دوست دختر قبلیم بهم زده بودم و تقریبا داشتم به تنهایی عادت میکردم. حسن که هم همکار و هم یکی از بهترین دوستامه بهم زنگ زد و گفت که دوست دخترش یه دوست خوب داره و حسن و دوست دخترش شیما تصمیم دارن که هر جور شده دست من و اون رو تو دست هم بذارن منم از خدا خواسته قبول کردم.

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS