شما اینجا هستید

آغاز عشق و حال با دخترعمو

سلام من نیما 25سالمه قدم195وزنم70هیکل خوشگلی دارم ماجرا از اونحایی شروع شد که عموم فوت کرد عموم دوتا بچه داشت یه پسر یه دختر به اسم مینا و محسن مینا یه دختر خووووووووووووشگل با هیکل سکسی وقتی میدیدیش از حال میرفتی اونم24سالش بود ما از بچگی باهم بزرگ شدیم اونو مثل خواهرم دوست داشتم کمکم هسم بهش عوص شد وقتی که مییدیدمش تمام بدنم داغ میشد هی عرق میکردم وقتایی که نگاش بهم نبودهی دیدش میزدم.حال شانس گند ما بهم ماموریت خورد اخه تو نیروهای گم.........کار میکنم باید باید میرفتم عراق خلاصه ما مجبوری رفتیم ی 3یا4ماهی اونجا بودم ک هم تلفن زدن که عموت فوت کرده منم مرخصی گرفتمو اومدم ایران عموم تو ت

داستان سکسی:

مالوندن در مترو

سلام دوستان. چنتا خاطره دارم از مترو که برای چند وقت پیشه که یه سری اتفاقای خیلی جالب که تو مترو برام افتاد رو گفتم براتون تعریف کنم. حدود 20 فروردین 93 بود که من دنبال کار میگشتم. قبل از سال جدید با شرکت قبلی سر گندهایی که منو یکی از دخترهای بازاریاب تلفنی بالا اواردیم مجبور شدم اخر سال کلا تصفیه کنم و تو سال جدید دنبال کار جدید بودم. خلاصه دنبال کار بودم از تو روزنامه که یه شرکت باهام تماس گرفت و گفت که برای مصاحبه برم اونجا. فکر میکنم متروی میرداماد باید میرفتم. خلاصه رفتم مصاحبه رو انجام دادم و خسته و کوفته ساعت 12 یا یک ظهر بود که دوباره سوار مترو شدم.

داستان سکسی:

رابطه من و عشقم حسین

سلام دوستان داستانی ک من میگم واقعیه اصلانم تخیلیو خیال بافی نیس.من 22 سالمه قدم 165 و وزنم 53.موهای مشکی بلند تا رو باسنم.چشمو ابروم مشکیه.کون و کس و رونای تپل و گنده نسبت ب بالا تنم دارم.سایز سینم 65.رنگ پوستمم گندمی.داستانی ک دارم واستون میگم واس 3 سال پیشه.اسمم نداست و اسم دوس پسرمم حسین. حسینو خیلی دوس دارمو جوریکه واسش میمیرم.حالا بگذریم بزار از اولین سکسم بگم.

داستان سکسی:

در کالبد زنی مرده

سلام. اینی که اینجا نوشتم فقط یک داستانه بر اساس اولین تجربه هایی که خودم یا دوستای خودم از اولین سکس داشتن. چون اینجا داستان هایی خوندم از سکس با دختری که بار اولش بوده و همش به شدت غیرواقعی بود. ممکنه از طولانی بودن داستان حوصله تون سر بره و به خاطر همین عذر می خوام ولی در نهایت امیدوارم از داستانم لذت ببرید.اگر دوستش داشتین می تونم دنباله دار بنویسمش و این رابطه رو بیشتر باز کنم.

***

داستان سکسی:

شب داغ با نازنین

سلام به همگی، این ماجرایی که میخام براتون بگم خب واقعیه چون از اینایی که داستان دروغ مینویسن خیلی بدم میاد. اسم هایی هم که توی این داستان بکار میبرم همه مستعار هستند همینطور اسم خودم. من پویا هستم(مستعار) این ماجرا برمیگرده به حدود دوسال پیش که من پیش دانشگاهی بودم. من پوستم گندمی و سفیده،قدم 187،ورزشکار تقریبا معروفیم توی اصفهان هستم واسه همین ترجیح دادم اسم هارو مستعار بنویسم هرچند کسی متوجه نمیشه.

داستان سکسی:

اون همه ی دنیام بود

من مثل هر پسر دیگه ای تجربه ی دوستی یا چند مورد سکس یا معاشقه با چند تا دختر داشتم خب این بیشتر واسه ی نیاز عاطفیم بود تا سکس . ولی نمیدونم چطور شد که با دیدنش زندگیم زیرو رو شد ترانه رو میگم انگار توی اون مهمونی خصوصی هیچکس رو نمیدیدم فقط اون از جلوی چشام میومد و میرفت خشگلی وخوش هیکلیش یک طرف وقار ومتانتش یک طرف تاحالا ندیده بودمش چون وقتی خیلی زود ازدواج کردو واسه کار شوهرش رفته بودن یک شهر دیگه وحالا بعد ده سال برگشته بود

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS