شما اینجا هستید

دکتر بازی خاطرانگیز

سلام من امیر هستم 17سالمه و اولین بارمه که مینویسم کلا یه سکس داشتمو میخوام اونو براتون تعریف کنم من هفت هشت تا دختر خاله دارم که اکثرا بچن فقط دوتاشون نزدیک به سن منن یکیشون همسن و یکیشون سه سال کوچیکتر از من...

داستان سکسی:

سکس اول من و عرشیا

سلام اسم من ترانه 19سالمه این داستان اولین سکسم با ارشیا رفیقم کاملا واقعی هیکلم مایکن کون و سینه قشنگی دارم خدایی بخوایی بگی هرکی میبینتم کیرش راست میشه ببین این همه ادم که ارزو کردن منو داشتن من عاشق یه پسری شدم که هیچ حسی به من نداشت.حاضر بودن توروز 10بار منو بکنه ولی باهام باشه ظاهر معصومی داشت زیبا بلخره یه روز شمارشو گیر اوردم باهاش تماس گرفتم با هم اشنا شدیم اونم از خداخواسته خیلی گرم گرفت

داستان سکسی:

دختر عموى نازم فاطمه

سلام من اسمم عرفان و اىن خاطره از ٢ سال پىش شروع شده تاحالا. من از زمان بچگىم با فاطمه ىه جور دىگه ارتباط برقرار میکردم و دخترای فامیل دیگه برام مهم نبودن. تقریبا هم قد هستیم اون یکم کوتاه تره ، چشم های سیاه مو های بلوند و وزن 62 . من همین جوری تا سن 23 سالگی در عشق فاطمه موندم و فهمیدم که اونم همینطوریه منتظره یه چیزی بگم بهش. این رو وقتی فهمیدم که یک روز زن عموم زنگ زد گفت گوشی فاطمه خراب شده کامپیوترشم دست کمی از اون نداره میتونی بیای درستش کنی? گفتم چشم. وقتی رسیدم خونشون گفتم گوشیت چشه. گفت خاموشه روشن نمیشه. منم با استفاده از رشته ی تحصیلیم با کامپیوتر داغونش درستش کردم.

داستان سکسی:

بهترین سکس مهناز

مهناز هستم میرم سر اصل مطلب عاشق هم بودیم به همین خاطر وقتی اومد به چشمام نگاه کرد وقتی رضایت منو تو چشمام دید شروع کرد لب داغش رو گذاشت رو لب من تا میتونست لبمو خورد کم کم به ذهنش رسید دستشو از رو لباس بذاره روی سینم ، با ی دستش یکی از سینه هامو فشار میداد از روی لباس سینمو میمالید با دست دیگش تمام هیکلمو میچسبوند به خودش کم کم لباسمو با باز کردن دکمه هاش باز کرد همچنااان لبش رو لبم بود وای خیلی لذت داشت منو به آرومی خوابوند روی تخت دوتا دستش رو گذاشت رو دوتا سینه هام فشارشون میداد با تمام قدرت مردونش. از لبم اومد سمت گردنم گردنمو لیس میزد همزمان که سینه هامو میمالید.

داستان سکسی:

بدن برادرم

سلام من منا هستم و 17 سالمه یک سال پیش برادرم رو دیدم در حالی که داشت لباس عوض میکرد خیلی پشمالو بود اما سینش مو نداشت با هم خیلی خوب بودیم و هستیم چند روز بعد سر حرف رو باز کردم و بهش گفتم کمکم کنه با این دستگاهی که تازه خریده پشت پاهامو اپیلاسیون کنه مثلا نمیتونستم اونم قبول کرد و بار اولش بود که پاهامو میدیدمعلوم بود دستش میلرزه و خیس عرق شده تا کارش تموم شد فوری گفت خب کاری نداری دیگه برم گفتم بزار منم برات این کارو بکنم خیلی سبک میشی بعد از کلی چونه راضی شد و اول رفت پاهاشو با موزر زد و خابید که براش انجام بدم منم همین تور که شورتک پام بود و کسی هم خونه نبودپشتمو بهش کردم و نشستم رو پ

داستان سکسی:

تقصیر پسردایی آشغالم بود

سلام داستانم سکسی نیس ولی توروخدا بخونید وکمکم کنید شاید از خودتون بپرسید اینجا چه غلطی میکنم ولی باور کنیدهمش اتفاقی شد ب اینجا اومدنم وداستان نوشتنم .

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS