شما اینجا هستید

جوجه اردک زشت

پوستر رنگیِ شهاب حسینی رو دیوار اتاقش٬که پدرش نصفهٔ پایینشو پاره کرده بود, تنها چیز رنگی زندگیش بود. بقیه چیزها سیاه بود و سفید. اصلاً انگار تو ایران همه چیز یا سیاه بود یا سفید.همه چیز یا غلط بود یا درست. مردم علامهٔ دَهر بودن و همه چیز زندگیشون رو اصول بود خداروشکر. هیچ چیزی ما بینِ غلط و درست پیدا نمی کردی و فقط سیاوش بود که غلط بود. روی تختش دراز کشیده بود و داشت به پوستر عشقش نگاه میکرد. چقدر به نظرش شهاب قشنگ و بی عیب و نقص میرسید. چشم و ابرو مشکی و دوستداشتنی.البته فقط چشماش مونده بودن و نصف دماغش.

داستان سکسی:

ماساژ کونم تو استخر

سلام من اسمم امیر هست و عاشق سکسم و هر وقت موقعیتش پیش بیاد به سکس می پردازم در ضمن من 16 سالمه و این خاطره واسه یک ساله پیش هست که من 15 ساله بودم من بدنی سفید تپل و گوشتی دارم که قدم 165 و وزنم 76 کیلو هست اصلا شکم ندارم ولی باسن و رونهای تپلی دارم که به شکل خاصی عقب اومده باسنم.من با دوستام یک روز قرار گذاشتیم که باهم به استخر بریم که قرارمون ساعت دو بود ولی ساعت 3 شد وکسی از دوستام نیومدن و من دم در استخر منتظر شدم و وقتی دیدم خبری نشد گفتم حالا که تا دم در استخر اومدم بزار تنهایی برم داخل یه سونایی چیزی برم بیام .رفتم تو بلیط گرفتم رفتم لباسمو عوض کنم شرطی که پوشیده بودم کمی بلند بود و

داستان سکسی:

اولین کون دادن پولی کامران

سلام من كامرانم الان بيست و دو سالمه و برايه اولين بار تو ١٧ سالكي به اين پي بردم كه با دخترا زياد رابطه نميتونم برقرار كنم و به پسرا خيلي بيشتر علاقه دارم برايه همين تو اينترنت در مورده حسم تحقيق كردم و فهميدم كه به ما همجنس گرا ميگن برا همين دنباله اين بودم كه حسمو بيشتر درك كنم و ميخواستم بودنه با يك پسرو تجربه كنم برايه همين خيلي سعي كردم تو محله اي كه بوديم با كسي ارتباط برقرار كنم ولي ميترسيدم كه نكنه برام داستان بشه و همه بفهمن واسه همين اون اوايل با خيار و بادمجون با خودم حال ميكردم و كونمو حسابي باز كرده بودم و ديگه با بادنجونايه كلفت حال ميكردم و تو خيالم فكر ميكردم كيره سياهه و

داستان سکسی:

دختر گرگانی

منو المیرا تلفني با هم آشنا شديم يعني يكي از بچه محلها شمارشو داد و گفت صداي نازي داره اما به من راه نميده ببين اگه تورش كردي مال خودت منم كه از خدا خواسته . دقيقا يادمه اولين اسي كه بهش دادم اين بود ميگن توپ وقتي وارد دروازه ميشه بهش ميگن گل شده اما تو همينجوري گلي.

داستان سکسی:

کاش کاندوم داشتم

یادش بخیر 3 ساله پیش بود . هنوز تمام لحظاتش صحنه به صحنه جلو چشممه . مگه میشه فراموشش کرد ؟! بهترین سکسم نبود ولی جالبترینش بود . اون موقع 27 سالم بود و هنوز تهران زندگی نمیکردم ولی 6 ماهی می شد تهران سرباز بودم . چون فوق لیسانس بودم یه پست خیلی راحت بهم داده بودن طوریکه 24 ساعت تو کلانتری بودم و 24 ساعت بیکار بودم و می تونستم هر جا که بخوام برم .

داستان سکسی:

پردمو زد

سلام من سارا هستم 24سالمه من 6ساله که با رضا هستم رابطه خوبی بود هم ارامش توش بود هم عشق. رضا تو 2سال اول دوستیمون از من درخواست سکس نداشت چون من دختر بودم و هم اینکه سال اول دوستیمون پدرم فوت کردن به خلطر شرایط روحیه من بهم فشار نیاورد.بعد از فوت پدرم ما از بوشهر واسه همیشه رفتم شیراز زندگی کنیم البته اصالتا من شیرازی هستم به خاطر شغل پدرم بوشهر بودیم.این جدایی من و رضا تاثیر بدی توی رابطه داشت چند بار رضا اومد شیراز یا من میرفتم بوشهر ولی خوب هم اون شاغل بود هم من درس میخوندم.چندبار که تلفنی راجب سکس حرف زدیم توافق کردیم که با هم سکس داشته باشیم.

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS