شما اینجا هستید

دختران و زنان مجردی که موهای خود را به رنگ بلوند روشن در می آورند را چگونه می بینید؟

نوشته SHAAPOUR در 30. شهريور 1393 - 12:44

سفرنامه تایلند من و زنم شیوا

شیوا زن من خیلی خوشکله قربون اون کسش برم که همیشه تمیز و تراشیده و امده لیس زدن هست زنم توی خونه خیلی سکسی لباس می پوشه من هم فیلم و عکس سکسی زیاد می بینم و برای همین می تونم بهش بگم که چی بپوشه که اون کس وکون قشنگش بیشتر تو چشم بیاد بهترین قسمت بدن شیوا کونش هست که خیلی قشنگه و من کونشو خیلی دوست دارم همیشه آرزو داشتم بتونم با لباس سکسی تو خیابون باهاش راه برم شیوا جونم از پوشیدن شورت و کرست خوشش نمیاد و برای همین هم توی خوونه همیشه کسش پیدا هست و همینطور که روی مبل میشنه و بلند میشه من از دیدن اون کس خوشکل و تراشیدش لذت می برم یقه لباس هاش باز و راحت هست و به راحتی اون پستونای گردش را میش

داستان سکسی:

اولین سکس میترا با امیر

سلام
من توخانواده ی مذهبی ومتعصبی بدنیااومدم دبیرستانی بودم شوهرم دادن حتی نمیدونستم کیر مردچه شکلی هست یا اصلاسکس چجوریه؟زندگی من بدون عشق وعلاقه به یک مرد سردمزاج شروع شد اماخیلی سختم بودازسکس بشدت متنفربودم حتی درد داشتم که ازداروخانه یک ژل فرانسوی شل کننده خریده بودم موقع سکس که البته چندماهی یک دفعه بودبه کسم میزدم تاشل وگشادبشه اما باز درد داشتم

داستان سکسی:

من و داداشم شهرام

من الان20 سالمه.اولین سکسم وبا داداشم تجربه کردم.4سال پیش بود. اون موقع من 16سالم بود و داداش شهرامم 22. چون من از اول خیلیییی ترسو وخرافاتی بودم و مادر وپدرم هم گه گاهی شیفت شب بودن . تصمیم گرفتن اتاق منو داداش یجا باشه.

داستان سکسی:

با فک و فامیل در شمال

سلام داستانی رو که میخوام براتون تعریف کنم واقعاً داستانه واقعیت نداره حالا شاید برای یکی اتفاق افتاده و یا اتفاق بیفته با خانواده دایی و خاله اینا تصمیم گرفتیم که تعطیلات تابستونی برم شمال و خالاصه روز موعود فرارسید که سه تا ماشین شدیم و حرکت بسمت شمال و به محض اینکه رسیدم یه ویلا کرایه کردیم . ویلا برای شخصی به اسم حمید آقابود که خودش شاغل بود توی یکی از شرکتهای شهر و زن و بچه اش هم توی اتاق پشت ویلا زندگی میکردند درواقع خونه خودش بود ولی تابستونا که تردد توی شمال زیاد بود ویلا را کرایه میداد و خودش و زن و دوتا بچه اش هم توی اتاق پشتی زندگی میکردند و کمک خرجش بود .

داستان سکسی:

ارباب حلقه ها

تهران پارک زیاد داره پارک های معروف,پارک های محلی ,کوچیک بزرگ.. بعضیاش بوی عرق و تیزی و خون میدن بعضیاش پول و رفاه زدگی و قرارا های کاری و دختر پسرای 17.18 ساله .. بعضیاشم بوی دراگ های مختلف ماشروم . گل . پنیر و ...

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS