شما اینجا هستید

سکس زوری در نوجوانیم

سلام.دلم نمی خواد بنویسم ولی انقدر این بغضو تو دلم نگه داشتم که دیگه خسته شدم. خونه ما محله افشاریه بود منم بچه ‍اول خانواده بودم ووضع مالیمونم خیلی عالی بود ومحله افشاریه هم یکی از معروف ترین واغیان ترین مناطق شهره اما بعد از مدتی مجبورشدیم بریم به یکی دیگه ازمناطق شهر که تقریبا حاشیه بود و جای بدی بود.

داستان سکسی:

معصومه خانم مامان امیر

سلام اولین باری هست که خاطره مینویسم میخوام اولین سکسم با مامان دوستم رو بنویسم منو امیر از بچگی باهم دوست بودیم ما تویکی از شهر های شمال زندگی میکنیم رابطه خانوادگی هم باهم نداشتیم البته اینو بگم که من چند باری هم خواهر امیر رو روشلواری کرده بودم اون مو قع من ۱۳سال داشتم وخواهرش ۹سال امیر هم خودش چند باری ما رو دیده بود اما حرفی نمیزد تا اینکه مامان خانم امیر یا همون معصومه خانم نزاشت خواهرش بیاد بیرون من از همون موقع خواستم مامانشو بکنم ولی باید فرصت گیر میاوردم .

داستان سکسی:

مادر دوستم فکر می کرد دخترم

سلام دوستان.اين داستاني كه مي گم مال ٣ سال قبل و من الان ديگه پسر كاملي شدم.مجبورم يه توضيح كوتاه بدم.تعريف نيست اما قيافه با مزه اي داشتم وقتي كه هنوز عمل نكرده بودم.بخاطر همين دوستاي دخترم خيلي زود بهم توجه مي كردن.منم كه از خدام بود توي اون سن (تازه وارد دانشگاه شده بودم) كسي نفهمه و حال كنم.من يه دوست دختر داشتم كه چند سالي باهم بوديم.خيلي ناز بود.اوايل خجالت مكشيدم بهش بگم كه كير دارم،اما كم كم عاشق هم شديم و يه باربهش گفتم اگه من پسر بودم چيكار مي كردي؟گفت:واي از خدام بود.ديگه غم نداشتم.منم چند روز بعد باهم تنها شديم ،بهش گفتم و از اون موقع من هميشه از كون مي كردمش.ما چون از قبل هم مي

داستان سکسی:

گی من و محمد شب عروسیش

سلام امروز میخوام داستان سکسی خودم و محمد دوستم رو براتون بنویسم که مال تابستون گذشتس کاملا واقعیه و هیچ خیال پردازی هم توش اضافه نکردم. من ۱۷سالمه قدم ۱۷۵ وزنم ۷۰ خیلی خوشگلم انقدر که کل پسرای محل و مدرسمون همیشه چشمشون دنبال من بوده و هست البته منم خیلی مشکل پسندم و به همه نمیدم بیخیال این حرفا بریم سراغ اصل مطلب

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS