شما اینجا هستید

سکس با زبیده زن همسایه

سلام به دوستان گلم من علی هستم 31سال این مطلبی که یادداشت میکنم داستان نیست یک خاطره هستش
این خاطره بر میگرده به 11سال پیش منو خانوادم تو خونه ای زندگی میکردیم که خونه قدیمی بود طوری بود که توالت داخل راهرو بود. خونه دوطبقه بود ما طبقه اول زبیده هم طبقه دوم - تازه ما ماهواره نصب کرده بودیم و همیشه خراب میشد منم همیشه برای چک کردنش پشت بام میرفتم - زبیده یک دختر داشت نزدیک 18 بنام عاطفه که خیلی شاخ بود که سکس از عقب با عاطفه هم براتون میگم خودشم زبیده 40 سالش بود - ما دوخانواده با هم راحت بودیم بیشتر مواقع یا ما خونه اونها بودیم یا اونا خونه ما بودن . برسم به اصل مطلب

داستان سکسی:

برای سکس به گا رفتم

با سلام این ادمها که میان سکس مینویسن خدای خیلی چرت پرت هست من یبار رفتم سکس کنم داستان از اونجا شروع شد دوستم برام زنگ زد گفت علی یه کوس خوب تور کردم اهل حال هستی من گفتم پاهستم بریم راه افتادیم بریم دنبالش بعد از 40دقیقه خانم تازه پیداش شدامد تا سوار ماشین شد اول پول خواست نفری 30هزارتومان بهش دادیم دوستم جواد گفت دور میدان سوپری ایست کن چیزی بخریم تا رسیدم دور میدان زدم کنا ر چشمتون روز بد رو نبینه پدرم به همراه مادرم منو دیدن ایستادن امد کنارم بهم گفت این کی هست من هم به لکنت زبان افتادم نفهمیدم چی شد فقط یادم میاد با کابل تمام بدنم سیاه شداین هم داستان کس کردن من حال تو این سایت خیلی

داستان سکسی:

میترا زندایی سکسی

سلام من احمد خان هستم توی یه خانواده مذهبی متولد شدم. از زمانی که فهمیدم روابط جنسی چیه توی تخیلاتم داستان سکسی میساختم شاید بخاطر محدودیت های شدید که در خاندان حکمفرما بود... تو 20 سالگی در زمان دانشجویی عاشق یه دختر که تو شهر دیگری زندگی میکرد شدم که با هم نامزد کردیم و خانواده ها قول و قرار عقد رو گذاشتن..... خلاصه کنم بعد از گذشت 3 ماه نامزدم به طور ناگهانی و بدون هماهنگی با یک نفر دیگه ازدواج کرد...

داستان سکسی:

ماهان و میلاد در دستشویی باشگاه

سلام میخواستم خاطره ای براتون بگم که حدود 2 سال پیش اتفاق افتاد اسم من ماهان هستش البته اسم مستعارم هستس ولی اون یکی اسم که میلادهست اسم واقعی هست .

داستان سکسی:

از چت تا سکس اول

دوستان این داستان کاملا واقعیه امیدوارم که لذت ببرید(اولین باره که مینویسم) نظر یادتون نره....چون مقدمه داستانای دیگه است خیلی وارد جزییات نمیشم اما همش راسته
مقدمه
اسمم امیره.18 سالمه.اهل تهرانم.تو یه خانواده کاملا مذهبی بزرگ شدم.به خاطر همینم نمیتونستم تو محل دختر بازی کنم چون خانوادمون رو همه میشناسن. به همین خاطرم تو چت روم های مختلف میگشتم تا شاید فرجی بشه و بتونم یکی رو تور کنم.گاهی اوقاتم با دخترا سکس چت میکردم.و بعدشم جق میزدم اما ارضا نمیشدم.

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS