شما اینجا هستید

کون کردن و گرفتن شارژ

من این اتفاق واسم افتاده حالا باورکنین یا نه دیگه میل خودتونه: یه پسر بود خیلی ناز بود به اسم مرتضی که بهش لقب مرتضی دختره می گفتن. من واون دوستای صمیمی بودیم و با هم چت میکردیم و عشق بازی. خلاصه یروز که چت می کردیم دیدیم یکی داره تو روم مینویسه هرکی جلو وب کون بکنه شارژ میدم بهش. من فوری بهش پی ام دادم وگفتم که منظورت کون دختره؟ گفت پسر هم باشه میدم شارژ.قرار شد مرحله به مرحله شارژ یده . منم با مرتضی اکی کردم که نوبتی شارژ رو بزنیم به گوشی هامون.شروع کرد به مالوندن کیرم جلو وب و منم مال اونو بازی میدادم طرف که مطمئن شد دو نفریم شارژ اولی رو داد و مرتضی زد به گوشیش.

داستان سکسی:

زنی از جنس عشق (1)

امروز صبح انگار با بقیهٔ روزها فرق داشت. حتی دوش معمولی خسته کننده اش که هر صبح می گرفت به نظرش هیجان انگیز و متفاوت بود. برای اولین بار بعد از ۱۴ سال ، خودشو به چشم خریدارتو آینه نگاه کرد و با کمال تعجب متوجه شد که داره مثل ۱۶ سالگی اش فکر میکنه. همونقدر نا مطمئن و بی دست و پا. حتی اگه دختر کوچولو... راستی چند سالش بود؟ نمیتونست سن و سال دختر رو از صورتش تخمین بزنه .یه لحظه غم دنیا ریخت تو قلبش. ۱۴ سال پیش وقتی سرطان پروستات گرفت، فکر میکرد که دیگه زندگی سکسی اش تموم شده. اون موقع ها تازه از زن اولش جدا شده بود. بچه ای هم نداشت که دلش به چیزی خوش باشه.

داستان سکسی:

اولین خیانت سارا

سارا هستم 32 سالمه 8ساله که ازدواج کردم و یه بچه دارم اول ازدواجم روزگار بر وفق مراد بود وهمسرم با من خوب تا میکرد تا اینکه بعد از 3.4سال رفته رفته رفتارش باهام عوض شد اولین حرکتش جدا کردن رخت خوابش با من بود که واسم یه شوکی رو به وجود آورد من همیشه تمیز بودم از عطر استفاده میکردم روزی یک بار استحمام میکردم هر وقت تایم اومدنش میشد به خودم میرسیدم که اون شاید امشب درخواست کنه وبخواد باهام باشه ولی متاسفانه نمیشد ...
شاید 2ماه یک بار دلش میخواست یه ناخنکی بهم بزنه که اسمش حداقل این باشه که باهات بودم دیگه ..

داستان سکسی:

جوجه اردک زشت

پوستر رنگیِ شهاب حسینی رو دیوار اتاقش٬که پدرش نصفهٔ پایینشو پاره کرده بود, تنها چیز رنگی زندگیش بود. بقیه چیزها سیاه بود و سفید. اصلاً انگار تو ایران همه چیز یا سیاه بود یا سفید.همه چیز یا غلط بود یا درست. مردم علامهٔ دَهر بودن و همه چیز زندگیشون رو اصول بود خداروشکر. هیچ چیزی ما بینِ غلط و درست پیدا نمی کردی و فقط سیاوش بود که غلط بود. روی تختش دراز کشیده بود و داشت به پوستر عشقش نگاه میکرد. چقدر به نظرش شهاب قشنگ و بی عیب و نقص میرسید. چشم و ابرو مشکی و دوستداشتنی.البته فقط چشماش مونده بودن و نصف دماغش.

داستان سکسی:

ماساژ کونم تو استخر

سلام من اسمم امیر هست و عاشق سکسم و هر وقت موقعیتش پیش بیاد به سکس می پردازم در ضمن من 16 سالمه و این خاطره واسه یک ساله پیش هست که من 15 ساله بودم من بدنی سفید تپل و گوشتی دارم که قدم 165 و وزنم 76 کیلو هست اصلا شکم ندارم ولی باسن و رونهای تپلی دارم که به شکل خاصی عقب اومده باسنم.من با دوستام یک روز قرار گذاشتیم که باهم به استخر بریم که قرارمون ساعت دو بود ولی ساعت 3 شد وکسی از دوستام نیومدن و من دم در استخر منتظر شدم و وقتی دیدم خبری نشد گفتم حالا که تا دم در استخر اومدم بزار تنهایی برم داخل یه سونایی چیزی برم بیام .رفتم تو بلیط گرفتم رفتم لباسمو عوض کنم شرطی که پوشیده بودم کمی بلند بود و

داستان سکسی:

اولین کون دادن پولی کامران

سلام من كامرانم الان بيست و دو سالمه و برايه اولين بار تو ١٧ سالكي به اين پي بردم كه با دخترا زياد رابطه نميتونم برقرار كنم و به پسرا خيلي بيشتر علاقه دارم برايه همين تو اينترنت در مورده حسم تحقيق كردم و فهميدم كه به ما همجنس گرا ميگن برا همين دنباله اين بودم كه حسمو بيشتر درك كنم و ميخواستم بودنه با يك پسرو تجربه كنم برايه همين خيلي سعي كردم تو محله اي كه بوديم با كسي ارتباط برقرار كنم ولي ميترسيدم كه نكنه برام داستان بشه و همه بفهمن واسه همين اون اوايل با خيار و بادمجون با خودم حال ميكردم و كونمو حسابي باز كرده بودم و ديگه با بادنجونايه كلفت حال ميكردم و تو خيالم فكر ميكردم كيره سياهه و

داستان سکسی:

دختر گرگانی

منو المیرا تلفني با هم آشنا شديم يعني يكي از بچه محلها شمارشو داد و گفت صداي نازي داره اما به من راه نميده ببين اگه تورش كردي مال خودت منم كه از خدا خواسته . دقيقا يادمه اولين اسي كه بهش دادم اين بود ميگن توپ وقتي وارد دروازه ميشه بهش ميگن گل شده اما تو همينجوري گلي.

داستان سکسی:

کاش کاندوم داشتم

یادش بخیر 3 ساله پیش بود . هنوز تمام لحظاتش صحنه به صحنه جلو چشممه . مگه میشه فراموشش کرد ؟! بهترین سکسم نبود ولی جالبترینش بود . اون موقع 27 سالم بود و هنوز تهران زندگی نمیکردم ولی 6 ماهی می شد تهران سرباز بودم . چون فوق لیسانس بودم یه پست خیلی راحت بهم داده بودن طوریکه 24 ساعت تو کلانتری بودم و 24 ساعت بیکار بودم و می تونستم هر جا که بخوام برم .

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS