شما اینجا هستید

دنیای سکسی سانیا

همه جای اتاق تاریک بود به جز چند تا شمع روشن که یادم نمیاد کی روشنشون کردم فقط یک چیز رو حس میکردم بازو های مردونشو که دور کمرم حلقه شده بود گرم.... قوی... لباش زیر لاله ی گوشم بود خیلی آروم اون نقطه رو میبوسید زبون داغشو روی پوستم میکشید و من مثل آتیش از بدنم حرارت میزد اولین بار.. اولین حس ...تو آغوش عشقم از دست دادن باکره گیمو جشن گرفته بودم با زبونش آروم آروم تا روی گوشم یه خط کشید توی گوشم زمزمه کرد دیوونتم..

داستان سکسی:

اولین سکس با دوست دختر جدید

سلام به همه دوستان شهوانی
من صابرم، 22 سالمه، ساکن تهرانم.
خاطره ای که براتون می خوام بگم از اولین مرتبه ای هستش که با یکی از دوست دخترهای سابقم سکس کردم. مربوط می شه به 2 سال پیش. من یه مدت خیلی زیادی تنها بودم و معمولاً دوستام میومدن بعضی از شب ها بهم سر می زدن تا حوصلم سر نره. یه بار با الناز اسباب و اثاث زیادی خریده بودیم با همدیگه و آورده بودیم خونه که بعد از مرتب کردن وسیله ها دیگه وقت استراحت رسیده بود. که یه کم لب و گردن کار کردیم ولی نشد دیگه زیاد ادامه بدیم چون دیروقت بود و باید می رفت خونه.

داستان سکسی:

من و حوری در جنگل

سلام،داستانی که میخواهید بخونید برمیگرده به 2 سال پیش که من و عشقم حوری رفته بودیم جنگل،حدودا دو سال پیش منو عشقم حوری که خیلی دوستش داشتم با هم قرار گذاشتیم بریم جنگل خونه ما اردبیله و اینجا یه جنگل داریم اسمش فندق لو هستش،من یه پژو دارم جی ال ایکس بعد از اینکه قرار شد بریم جنگل من سر کوچه با ماشینم منتظرش بودم که در خونشون بغز شد واومد بیرون و یواش یواش اومد سمت ماشین و بدون هیچ مشکلی نشست کنارم و حرکت کردیم، من و حوری تا حالا سکس نداشتیم و لی من خیلی به سینه هاش دست میزدم و میبوسیدمش و اونم چیزی نمیگفت و خوشش میومد ،حرکت کردیم به طرف جنگل که ۳۰ کیلومتر با ما فاصله داشت تو ماشین بعد از بغ

داستان سکسی:

رصد کردن کس سحر

سلام
ميخوام يه داستان كه نه واقعيت را واستون بنويسم فقط اسمها را تغيير ميدم
من علي هستم و ۳۰ سالمه و متاهل هستم
اين جريان از حدود ۴ ماه قبل شروع شد.
برادر زنم بعد از ما با يه دختر خوشگل و جيگر عقد كردن و دو سال قبل از ما عروسي گرفتن. زنش خيلي ناز و خوشگله كه از همون بار اول كه تو مراسم خواستگاري ديدمش ازش خوشم اومد. راستي من و زنم دخترعمه پسر دايي هستيم
يكي دوسال گذشت و من هميشه دنبال فرصتي ميگشتم كه بهش بفهمونم ازش خوشم مياد و ....
اسمش سحر بود

داستان سکسی:

دختر همکار مامانم توی اردو

سلام خدمت دوستان عزیز.من سعید هستم و 20ساله هستم.این ماجرایی که می خوام بتایپم براتون بر می گرده به پارسال تابستون. درضمن این اولین داستانی هست که می خوام اینجا بنویسم البته مدت طولانی هست که به این سایت میام و .. ولی نتونستم ایدی بسازم!:D تا چند روزی موفق شدیم یه کارایی کنیم.خلاصه سرتونو درد نیارم.پارسال تابستون بود که از طرف شرکت مامانم یه اردو یک روزه برای کارمندان شرکتشون گزاشتن و هرکس می تونست با خانوادش بیاد.

داستان سکسی:

تأدیب همسایه ی لکاته

با سلام.
این دومین خاطره منه. و اصلا هم بعدا نمیام نظراتون رو بخونم ولی خواهش میکنم اگر هم فحش میدید حداقل کمی عادلانه.
اگه خودم رو معرفی کنم من مهندس مکانیک هستم و توی یه کارخونه تو قزوین کار میکنم و خوشبختانه هنوز مجردم.اسم مستعار امیر رو هم برای خودم انتخاب میکنم.
تا همین جاش بگم من کان حسنم.(معنی فارسیش میشه من معدن خوبیام) ولی یک ایراد بزرگ دارم اونم اینه که بینهایت مغرورم. شاید درست نباشه ولی من خودم رو باهوشترین خوشتیپترین و....ترین ادم ایران میدونم سر همین قزیه هم زیاد دوست صمیمی ندارم.

داستان سکسی:

شوخی که باعث گاییدنم شد (۲)

... قسمت قبل

سلام به همه دوستان عزیز قبل از اینکه ادامه داستان بنویسم از همه دوستان عزیزی که نظر داده بودن مچکرم البته بعضی از دوستان محبت کردند و من مورد عنایت الفاظ رکیکی و کیرهای نازشون قرار داده بودند که این جانب هیچ ناراحتی ندارم من ووقتی کونم به گاییدن دادم همه چیز واسم عادی شد و بی غیرت و بی شرف شدم .

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS