شما اینجا هستید

اولین لز با دخترخاله ام

سلام به دوستای گلم، من ، مژگان 21 سالمه. پارسال همین موقع ها(زمستون) بود که پنجشنبه شب شام خونه خالم دعوت بودیم. این قدر به من و دختر خالم خوش گذشت و حرف های خنده دار در مورد دوست پسرامون گفتیم که تصمیم گرفتم شب پیشش بمونم. مامانم رفت و منم اونجا موندم. ساعت 11 بود که مامانشو باباش رفتن اتاقشون تا بخوابن.من و دختر خالمم رفتیم تو اتاقشو. اون پیشنهاد داد که بیا چند تا فیلم سکسی ببینیم. منم بدم نیومدو هنوز اولی رو ندیده بودیم که دختر خالم یه نیگاهی به من انداخت و گفت مژگان، لباساتو در بیار می خوام سینه هاتو بخورم . شهوت زده بود به مغز و استخونش. منم کم کم داشتم شهوتی می شدم.

داستان سکسی:

لز دوست دختر فیس بوکی با مادرم

اسمم ساسان و اهل تهران هستم.
من با مادرم خیلی رفیقم و کلا از همه چیز من با خبره. حتی بدون اینکه پدرم بدونه من دوست دخترامو به خونه می آرم و حتی خیلیا شون با مادرم دوست میشن. حتی وقتی با اونا قطع ارتباط می کنم مادرم بازم با بعضی از اونا ارتباط تلفنی داره و پیغام پسغامهایی از اونا بهم میده.
وقتی ترتیب بعضیهاشون رو توی اتاقم می دم مادرم به روش نمیاره. یه حیایی کلا بین ما هست و از این موضوع خوشحال هستم که اون منو درک می کنه ...
همیشه دوست داشتم وارد صحنه لز دوتا مونث بشم و با دیدن کارای اونا حشری بشم و بعد باهاشون سکس کنم!

داستان سکسی:

پرتغال های زن داداش

اول داستان بگویم من 90% درصد این داستانها را نوشته اید خودم تجربه کردم و به همین خاطر اصلا از خوندن اینها شوکه نشدم بلکه خاطره های من زنده شد.
در یک بعداظهر تابستانی سال 76 ما طبق معمول خونه داداشم که حیاط بزرگ داشتن قالی هایمان را می شستیم و چون زنم دست تنها بود از خواهر زنم که تازه دیپلم گرفته بود کمک خواست .سرتان را درد نیاورم..
ساعت حدودا 10 شد و هوا تازه می خواست تاریک شود .من به خانمم گفتم سحر را می برم خونه .سحر که از همون زمان نامزدی

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS