شما اینجا هستید

بهترین سکس عمرم با مصطفی

آآاااااههههههه اه اه بکن بکن بکن بکن.....جرم بده اااااه
یهو از خواب پرییدم اوفف خدایااااا
این چند شب گذشته کلآ تو خواب داشتم با مصطفی سکس میکردم با این که خواب و رویا بود ولی حسابی خیس میشدمو حال میکردم مصطفی یکی از پسرای دوست بابام بود یه هیکل ورزشی قد بلند دیونه اش بودم یه پوست گندمی موهای قهوه ایی تیره با اون چشمای درشت مشکیش ....
البته از خودمم بگم که کمتر از اون نیستم یه دختر ریزه با پوست سفید و یه موی پر پشت پرکلاغی چشمای آبی

داستان سکسی:

من و پویا در مشهد

سلام اسم من فرزاده 19سالمه و در داستان قبلیم (گی در سفر)مشخصاتمو گفته بودم که دوباره میگم من سفید زنونه و بورم و خیلی خوشگلم با اینکه پسرم اینو واقعا همه بهم گفتن ماجرایی رو که میخوام براتون تعریف کنم واسه عید 91هست.بعداز بهم خوردن رابطه من و پویا با آرش تصمیم گرفتیم خودمون دوتایی با هم بریم مشهد که تو قطار باهم کلی حال کنیم،خلاصه روز پنجم عید نوروز ساعت 5:30بعد از ظهر وقت حرکت بود که ما سوار قطار شدیم.من و پویا خیلی همدیگرو دوست داریم واقعا عاشق همیم بیشتر شبیه لزها هستیم تا گی ها.نیم ساعت

داستان سکسی:

شب تابستان و پسرعمه حشری

اسم من حمید هستش و اول از مشخصات خودم بگم: 21 یک سالمه قد 175 وزن 68 و تازه خدمت سربازی رو تموم کردم داستانی که میخوام براتون تعریف کنم مال 11 سالگیمه (کلاس پنجم) یعنی حدود 10 سال پیش.
من دو تا پسر عمه دارم که یکیش حسن 5 سال ازم بزگتره اون یکی هم حسین 3 سال.
سکس ما اول با پسرعمه بزرگه شروع شد و هر وقت خونشون میرفتم یه حالی به کونم میداد بارها پیش اومد که رفتم خونشون و شب موندم یا اونا خونه ی ما بودن و شب همونجا میخوابیدن و ما هم معمولا سه نفری یه جا با هم میخوابیدیم.

داستان سکسی:

مشاعره با دختر خوارزمشاه (طنز)

در نسخ آمده كه دختر خوارزم شاه ذوق و طبعِ شعر و شاعري داشته و هميشه آرزوش بوده كه با يك شاعر مشهور به مشاعره بشينه و هرچي جناب خوارزم شاه (كه آدم با غيرتي بوده و اگه باور نميكنيد يك نگاه به قيافش تو كتاب تاريخ بندازيد تا خوب باور كنيد!) براش روضه مي‌خونده كه اصلاً‌ اين بي ناموسيا چه معني ميده كه دختر بنده بره با يك مرتيكه قلچماق سبيل كلفت شعر بخونه و معلوم نيست چه پدرسوخته بازياي ديگه‌اي دربيارن(!)، به گوش دختر خانم نرفت كه نرفت و ازونجايي كه دخترِ ته تقاري بالاخره بدبخت اببي رو خر مي‌كنه، حالا مي‌خواد باباش شاه باشه، مي‌خواد عمله(!)، آخر بدبخت خوارزم شاه رضايت داد كه دخترش با يكي از شعراي

داستان سکسی:

من دوست دارم شریک جنسی ام:

نوشته دوبرمن در 25. مرداد 1391 - 3:26
خانوم:هیچ چیز نداشته باشد فقط دارای چهره زیبا،کیر کلفت،اندام و رفتار سکسی مناسب باشد.
10% ( رای 105 )
خانوم:پولدار باشد هر چند کیر درست و اندام مناسبی هم نداشت مهم نیست.
3% ( رای 31 )
آقا:هیچ چیز نداشته باشد فقط دارای اندام و چهره زیبا و رفتار سکسی باشد.
71% ( رای 722 )
آقا:پولدار باشد هر چند زشت و فاقد اندام مناسب و سکسی باشد.
7% ( رای 69 )
خودم باشم و خود ارضایی کنم.
8% ( رای 84 )
رأی ها : 1011

سمیرا دختر افغان

سلام اسم من امید.این داستانی رو که میخوام براتون تعریف بکنم برمی گرده به همین عید91البته داستان چند روز قبل عید شروع شد.من با دوستم که اسمش رضا بود(اسما همه مستعارن)باهم تو ورزشگاه تختی1دونه غرفه ای عرضه ای لباس بهاره اجاره کرده بودیم(محض خنده)تقریبا چند روز مونده بود به سال تحویلی که گوشیم زنگ خورد،گوشی رو نگاه کردم شماره اش ناشناس بود جواب دادم دیدم کسی حرف نمیزنه قطع کردم بعد5دقیقه دیدم1دونهsmsبرام امد،سلام!
شما؟
1دوست.
خودتو معرفی کن؟
بعدا اشنا میشیم.
بخور به خودت بابا!
از این حرفم خوشش امده بود smsداد که یعنی چی؟

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS