شما اینجا هستید

کابوس من و ساناز!

سلام من کیارش 21 سالمه نه قد بلند دارم نه خوشگلم و نه چیزه دیگه یا این کس و شعر هایی که اکثرا می نویسن!
قدم متوسط چهرم هم گفتم خوشکل نیستم اما نمی دونم چرا دخترا(همه نه) بدشون نمیاد از من!
این خاطره یه ماه پیش اتفاق افتاد!
من و سانار با هم دوست بودیم 3 سال!
کلی هم خونه ما اومده بود!
با هم ،ور هم رفته بودیم!
اما تا الان نه گذاشته بود کونش بذارم و نه اینکه خودم خایه کس کردنش رو داشتم!
اما بگم براتون از ساناز!
سانازم داف نبود اما به دل میشست !
سینه نداشت اندازه پاملا اندرسون!
قد بلندی نداشت!
اما خوب کون و کوسی داشت!

داستان سکسی:

سکس روستایی

سلام خدمت همگی دوستان اسم من علیرضاست 23سالمه اهل یکی از روستاهای استان فارس همگی شما واسه خودتون خاطراتی داشتید که همه نه ولی بسیاری از اونا عالی بودن واسه همین منم تصمیم گرفتم یکی از خاطراتمو واستون بگم.

داستان سکسی:

گایش بیوه شارژی

من دانشجویه رشته مکانیکم توی شهر بومهن من چون خونمون کرج بود و رفت امد مشکل یه خونه اجاره کردم هرشب میرفتم و با ماشین چرخ میزدم که یه شب رفتم تو یه پاساژ دیدم که یه خانومی هی میره اینور تونور بدون مقصد بو یکم امار بازی کردیم که دیدم رف بیرون منتظر تاکسی سریع ماشینو روشن کردم رفتم دنبالش سوار شد اولش خوب بود زنگ میزد حرف میزدیم بعد معلوم شد که بیوست 2بار بهم گفت که میشه برام شارژ بگیری 1بار براش گرفتم که فهمیدم میخواد بتیقه که به فکر افتادم و گفتم باید بکنمش خلاصه حرف سکس انداختم وسط اونو گفت باشه اما شرط داره باید پول بدی منم که تاحالا به کس پول نداده بودم و نخواهم داد.گفتم باشه شب ساعت 9

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS