شما اینجا هستید

سکس با دوست کارگرم تو ماشین

سلام دوستان من برای اولین باره که دارم داستان سکسیمو مینویسم برا همین اگه بد بود ببخشید
داستان من از انجا شروع میشه که من یک کارگر دارم که چند وقت پیش رفت خدمت سربازی منم بهش گفتم اگه اشنا داری خبرش کن که به جای تو بیاد سر کار که کارم لنگ نشه .
برای همین اونم پسر عموشو به من معرفی کرد اسم انم یابر بود . خلاصه ما با هم شروع کردیم به کار کردن و تا آنجا پیش رفت که یک روز بعد از کار بهم زنگ زد و گفت کار مهمی بامن داره و با هم قرار گذاشتیم تو پارک .

داستان سکسی:

بهار پر برکت

سلا م به همه دوستان گل...ممنونم که دارین داستانه منو میخونید...این داستان مال همین امساله یعنی سال91 که واسه عید دیدنی دائیم همه مارو یعنی خونواده ما/خونواده خاله بزرگم و خاله بزگمو خلاصه ایل وتباره مامونو دعوت کرده بود ماهم حدودا 11سالی بود با خاله کوچیکم قهر کرده بودیم اینم بگم من اسمم میلاده و 18 سالمه..اون روز دائیم دعوتیش ساعت12ظهر شروع میشد واسه نهار بود منو داداشم رفته بودیم راه آهن واسه دادشم بلیت قطار تهران بگیریم...واسه همین وقتی منو داداشم از راه آهن اومدیم دیدیم مامانو بابامون رفتن...منو دادشمم با موتورم گازو گرفتیمو رفتیم خونه دائیم...وقتی در زدیم درو باز کردن مام رفتیم تو...وق

داستان سکسی:

از خودم متنفرم

یادمه اولین لبو با زور دادم با دستو پای لرزون از رو عشقو علاقه توی 17سالگیم بعد کم کم جلو رفتم بعد سینه بعد لاپایی بعد ساکو ... هه از خودم بدم میاد ! خاطره من یکی دوتا نی ...

داستان سکسی:

اولین و آخرین سکس نگار

سلام. من نگارم. 26 سالمه و یه دخترم با ظاهر و اندامی از متوسط بالاتر. از بچگی سرم به درس و این چیزا گرم بود و زیاد با پسر بازی و این مدل کارا مینه خوبی نداشتم. البته دوست پسر داشتم اما رابطمون همیشه در حد معمولی بود و هیجوقت سکس تو کارمون نبود. این داستانی که دارم می نویسم داستان اولین و آخرین سکس منه و 2 سال پیش اتفاق افتاده. 6 ماه بود که یه پسره گهگاهی بهم زنگ میزد و مزاحمم میشد. منم بهش توجهی نمی کردم. سرم به کارم گرم بود. کارشناس یه شرکت فنی مهندسی بودم و وقت پسر بازی نداشتم چون دو شیفت سر کار بودم. خیلی زنک میزد. منم که اصلا حوصله ماجراهای جدید نداشتم درست و حسابی جوابشو نمی دادم.

داستان سکسی:

کردن کون احسان برای بار اخر

خاطره من برمیگرده به سال 81وقتی یه پیکان تهران 24داشتم یه پسره به نام احسان تو محلمون بود که دوبار کرده بودمش ولی ازاون تاریخ که کرده بودمش خیلی گذشته بودیه روز ظهر که از پادگان اومده بود مرخصی من حسابی شهوتی بودم پسرو دختر برام فرق نداشت فقط دنبال یکی که بتونم بکنمش تو خیابون کس چرخ میزدم دیدم احسان بایکی دیگه از بچه محلاکه اسمش ابی بود سر چهارراه نشستن میدونستم که اگه به احسان بگم بیاد سوار ماشین شه میفهمه و محاله که بیاد واسه همینم نشستم پیششونو بدونه اینکه به احسان نگاه کنم شروع کردم به فک زدنو جک گفتن حسابی که رفتم رو مخشون به ابی گفتم ابی بیا بریم بنزین بزنیم احسان توهم میای ولی احسان

داستان سکسی:

کردن خواهرزنم درنا

باسلام خدمت دوستان میخوام یه داستان براتون بگم حقیقته واتفاق افتاده اخه خیلی ازداستانهای سکسی مثل هم اندباورشونم سخته اماشاید این داستان جزو معدود داستانهای واقعی باشه بگذریم..اسم من ماهانه چندساله ازدواج کردم زنم زن خوبیه امابه دلیل استرس زیاد تو رابطه بامن مشکل داره یه خواهرداره به اسم درنا خوشکل خوش اندام وسکسیه ولی اهل نمازو...من همیشه توکفش بودممابه دلیل مشکلات مالی رفتیم مدتی خونه پدرزن زندگی کنیم همیشه تافرصت میشد زاغ درنامیزدم حس میکردم متوجه شده اون هم سعی میکردباحجاب جلوم ظاهربش گذشت من یه گوشی خریدم گالکسی اس۲ و باهاش توفیس بوک میرفتم موقعی که میرفتم سرکار میزاشتمش تو کمدم و نمیب

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS