شما اینجا هستید

دنی کون دوست

من دنی هستم از خصوصیت های بارز اخلاقیم اینه که بیشتر دوست داشتم دختر باشم تاپسر.170قدو80کیلووز دارم.میخام یکسری از داستانهای سکسی بنویسم که واسه خودم اتفاق افتاده.
از همون بچگی دنبال این حرفا بودم وگاهی با پسرخاله ها با هم ور میرفتیم

داستان سکسی:

بانوی نجات بخش

با سلام به دوستان شهوانی
میخواستم خاطره ای رو تعریف کنم که مربوط میشه به 8سال قبل تو کرج.این اتفاق مسیر زندگی منو عوض کرد و باعث شد امروز بشم سرپرست برق یک شرکت بزرگ.اگر اون اتفاق نمی افتاد الان یا توی جوب بودم یا مرده بودم.

داستان سکسی:

پرستار باحال

سلام به همه ی دوستان شهوانی. مطلب:من امین هستم20سالمه باچهره ای نسبتا جذاب،بریم سر اصل مطلب،من تقریبا یک سال پیش به خاطر بیماری سرماخوردگی بسیار شدید حدود ده روز تو بیمارستان بستری شدم.اما چی شد که این بیماری ده روز طول کشید وطی این ده روز چه اتفاقی افتاد. براتون میگم.بخاطر سرما خوردگی شدیدم که واقعا بی سابقه بود برام.

داستان سکسی:

مهندس و بانوی شعبده باز

سلام من در یک کارخانه درنیشابور منشی مدیر عامل هستم بمناسبت روز کارگر جنگی رو کارخونه تهیه دیده بود که به همه ما دعوتنامه داد شب برای اجرای برنامه به سالن امفی تاتر رفتیم وسط جنگ اعلام شد که برای اولین بار قراره خانمی بیاد اجرای برنامه کنه مجری اعلام کرد این شما واین اولین بانوی شعبده باز ایران مریلا .خانمی قدبلند وزیبا باحجابی کاملا اسلامی با چادر ملی روی سن اومد وباور کنید کارهای عجیب وقریبی انجام داد که من حتی درماهواره ندیده بودم وبه زن ایرانی وخودم افتخار کردم فردای انروز در سرکارم بودم که خانمی بدحجاب ولی انصافا خیلی خوشکل باکونی که رودست جنیفرلوپز بود وارد دفترشد وگفت با مهندس کار د

داستان سکسی:

آخر عاشقی

سلام
امروز 1 /9/ 1390
اسم من محمد
یه معرفی کلی از داستان
این داستان رو واسه سکس نخونید
1سال پیش دختری با من تماس کرفت سراغ یکی از دوستام رو به نام رضا گرفت
رضا 6ماه قبل ازدواج کرده بود
دختره از یک شهر دیگه بود وزمانی که رضا تو اون شهر دانشجو بود با دختره آشنا شده بود
اسم دختره فاطمه بود و 6سال عاشق رضا بود و رضا هم همچنین
رضا بخاطر رسیدن به فاطمه سختی زیادی کشیده وحتی مریض شده بود ولی بهم نرسیدن و رضا با یکی دیگه ازدواج کرد
دلیل نرسیدنشون مخالفت مادر دختره بود که فهمیده بود علی با 2تا از دختراش رابطه داره

داستان سکسی:

میترا، خاله قشنگم

سلام یه خاطره دارم از اولین سکس باخاله جیگرم این خاطره بر میگرده به 6 ماهه پیش
در مورد خودم باید بگم اسمم ایمان 27 سالمه دانشجو کامپیوتر هستم تو یه شرکت کار میکنم قد وهیکلم هم بد نیست قیافم هم خوبه

داستان سکسی:

وقتی به او رسیدم

سلام.هستی اسم واقعی من نیست.
21 سالمه و اولین باره که اینجا می نویسم.
داستانی که واقعیت زندگیمه.
اولین بار 7 سالم بود که یه شب تابستونی...بیدار شدم و پدر و مادرم رو لخت تو بغل هم دیدم ..
اولش ترسیدم ولی بعدفهمیدم که هیچ آسیبی بهشون نمی رسه...اون شب نفهمیدم اونا چرا اونجوری تو بغل هم بودن و نفهمیدم چرا همش سرک می کشیدن ببینن من خوابم یا نه.اما از وقتی 12 _ 13 سالم شد سر از سکس در آوردم...
پسر عمه ی مادرم عماد که یک سال ازم بزرگتر بود...همین که منو تو خلوت گیر میاورد...به باسنم دست می زد و لبهامو می بوسید...

داستان سکسی:

گربه برای رضای خدا حال نمیده

اسم من میلاد ، 19 سالمه و دانشجوی رشته IT هستم .
این خاطره تو یه تابسونه خاطره انگیز برام اتفاق افتاد یعنی زمانیکه قرار شد من با قطار پیش برادرم که تهران زندگی میکنه برم .
همش تو این فکر بودم که تو قطار اگه حوصلم سر بره چیکار کنم ، آخه بلیتم مال شب بود و تو شبم نه میشه جایی رو دید و نه میشه توقطار کاری کرد . با اون سروصدای قطار هم که نمیشه خوابید .
به خاطر همین یه چندتا فیلم زبان اصل رو با Total video converter تبدیل کردم و ریختم تو گوشیم تا تو قطار ببینم .

داستان سکسی:

غربت

من سعید هستم 35 ساله
ماجرای من مربوط به زمانی که در یکی از شهرستانها کار میکردم.هفته ها از خانواده دور بودم و خیلی بدترش این بود که وقتی هم میرفتم خانه همسرم مریض بود و هیچ دسترسی به سکس نداشتم و تو اون شهرستان کوچک کف کوس بودم و کارم شده بود خود ارضایی , با یکی از بچه های اون شهر به اسم بهرام رفیق شدم.فهمیده بودم خیلی کوس باز تشریف داره و چندین معشوقه توپ داره و دائم ازکوس کردناش تعریف می کرد.خلاصه شده بودیم رفیق فاب هم. ازش قول گرفته بودم یکی را به من معرفی کنه

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS