شما اینجا هستید

پروانه معلم رياضی من

سلام! اسم من حسامه و 19 سالمه،ميخوام يكي از خاطرات سكسي خودمو كه پارسال اوايل آذر اتفاق افتاد رو واستون بگم!
غروب يكي از روز هاي مهر ماه با مادرم در مورد چگونگي درسا و سطح درسي بچه ها و اين چيزا با هم حرف مي زديم! يكي از قسمتاي حرف اين بود كه من گفتم رياضي امسال به نظر سخت ميآد! مادرم گفت كه اگر نگراني اين درسو برو كلاس خصوصي! منم كه حال رياضيو كلاسو اين مزخرفاتو نداشتم گفتم بيخيال بابا، كي حالشو داره بره كلاس رياضي؟!

داستان سکسی:

بلند کردن آزیتان جون

با سلام خدمت دوستان عزیز من حبیب (مستعار) 30 ساله از جنوب ایران این خاطره سکس را که براتون میخوام تعریف کنم برمیگرده به سال 76 البته من سکس زیاد داشتم بگذریم یکم از خودم بگم قد 180 چهار شونه هیکل ورزشکاری پوست تقریبا سفید حمل بر تعریف نباشه خوش تیپ بودم (البته الان دیگه .....) تمامی دخترای محل تو کف من بودن قبل از اینک دانشگاه قبول بشم 1 سال پشت کنکوری بودم وبا یکی از دوستام که خیلی باهاش خوب بودم میرفتیم کتابخانه واسه درس خوندن ماجرا از این جا شروع شد که یک روز ظهر بعد از این که با رفیقم رفته بودیم واسه استراحت (البته کتابخونه مرکز شهر بود ) سوار ماشینش شدیم بریم یک چرخی تو شهر بزنیم دیدم

داستان سکسی:

مشتری عشوه ای

سلام من سجادم و 26 سال دارم من یک پسر 178 قد 68 وزن موهای مشکی خرمایی و چشم های قهوه ای تیره دارم.من مغازه دار هستم چون جایی که زندگی می کنم هنوز پاساژ سازی و ساخت و ساز اوج نگرفته بخاطر کارام مجبور شدم یک خانه نبش خیابان بگیرم .یک روز گوشی موبایلم زنگ خورد و دختر خانمی با صدای ناز شروع به حرف کرد و ناز و عشوه و اینجا بود که فهمیدم کرم از درخت است باهاش ریختم بهم و بگذریم تا قرار ملاقاتی که داشتیم سر رسید من ادم راحتی هستم به محض ورودش با سلامی تحویل گرفتمش و شروع به حرفیدن کردیم .گفتم چون خانه محل کارم بود چند اطاق داشت و من برای رفع خستگی یکی از اطاق ها رو فرش کرده بودم.

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS