شما اینجا هستید

آریو و خاله سحر

سلام من تو این سایت خیلی وقته میام ولی تازگیا عضو شدم ببینین این ماجرایی که میخوام تعریف کنم برای اینه که شماها منو راهنماییم کنید چیکار کنم پس جون عزیزتون مسخره بازیو بزارین کنار و اینم بگم که توش سکس نداره میدونم دیگه اینا تکراری شده براتون ولی حقیقت داره این داستانای سکس با محارم باعث شد من نظرم در مورد خالم عوض شه من اسمم آریو هستش و 19 سالمه یه خاله دارم که اسمش سحر است 26 27 سالشه و این خاله ی من 2 ساله از شوهرش جدا شده و یه پسر 5 ساله داره و الان تنها با بچش زندگی میکنه ولی اینو بگم که صیغه یه مرد 50 55 ساله شده که اهل جنوب و ماهی چند بار میاد پیش خالم این مرد که میگم 2 تا زن دیگ

داستان سکسی:

ساک زدن دوست دخترم در کافی شاپ

سلام به حشری ها نه شهوانی ها..اسم من سینا هست..چون میخام فش نخورم زود میرم سر اصل مطلب.. ...هر وقت یه کم مور مورم میشه یا احساس میکنم دلم کس میخاد زنگ میزنم به مینا..-یه چند سالی هست که با هم دوستیم-تو این چن سال یه هف هشت باری دل سیر کردمش..اما همیشه مکان نداشتنمون زدحال بود..اما واسه بر طرف کردن شق دردم همیشه یه کافی میرفتیم که من اونجا با اینور انورو کلی استرس یه دستی به کسو کونو سینهای مینا مینداختم..-همیشه میرفتیم طبقه بالاو کلی خدا خدا میکردیم حداقل واسه چن دقیقه کسی نیاد که همین کافی بود واسه چلوندن سینه های سفتو حشری کننده مینا..-

داستان سکسی:

یه روز آروم...

سلام من ستاره هستم و الان 22سالمه. 18 سالم بود که رابطم به طور جدی با فرزاد شروع شد. فرزاد پسر دوست خانوادگیم بود و ما از بچگی بهم علاقه داشتیم... یه روز اتفاقی توی خیابون منو دید و ترمز کرد منم از خدا خواسته چون داشتم زیر بارون خیس میشدم سوار ماشینش شدم و ... ازین جا رابطه ی عاشقانمون شکل گرفت... بگذریم 3ماه از دوستیمون میگذشت و ما بیشتر روزا میرفتیم بیرون و گاهی لب میگرفتیم... من عاشق لبای فرزاد شده بودم. گاهی انقدر طولانی لبامو میمکید که تا شب کبود بود و مجبور بودم رژ لب بزنم... یه روز که پشت خونمون در حال لب دادن بودیم مادرم زنگ زد و گفت که باید بره خونه ی مادر بزرگمو غروب میاد....

داستان سکسی:

سکس با دختر همکار بابام

با سلام به تمامی دوستان در سایت بزرگ شهوانی.
معرفی خودم: من نویسنده این داستان هستم.اسم مستعارم بام سبز است.
و
برای اولین بار می خوام اینجا یه داستان بذارم و نمیدونم چی میشه؟ یا اکثریت خوششون میاد که در اون صورت ادامه میدم و یا اکثریت فحش میدن که منم دیگه داستانی نمیذارم.
با تشکر
........................................................................................

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS