شما اینجا هستید

نرگس عروس همسایه

سلام . من اهل داستان نویسی و این جور چیزا نیستم ولی خب دوست داشتم خاطرات سکسیمو تعریف کنم...میرم سر داستان چون از مقدمه خوشم نمیاد من سعید هستم 25 ساله همیشه دوست داشتم و دارم با خانم های بزرگتر از خودم بپرم به 3 دلیل اول اینکه جا افتاده و با فهمتر هستن دوم اینکه هیچ محدودیت جنسی ندارند و سومی و مهمتر از همه اینکه خودشون سکس و دوست دارن و از سکس لذت میبرن .

داستان سکسی:

آخوند خطرناک (۱)

سلام من چند سالی هست که داستان سکسی میخونم تا اینکه تصمیم گرفتم منم شروع به کیبورد فرسائی کنم:
مسابقات مقدماتی جام جهانی 98 فرانسه بود و ایران و قطر تو تهران بازی داشتند، منم از شهرستان اومده بودم بازیو ببینم ولی متاسفانه بلیط گیرم میومد و پول تهیه از بازار سیاهم نداشتم یکی از رفقام که همشهریم بود و توی یکی از شهرکای اطراف تهران ساکن بود و برای یه شرکت کار میکرد که داشتند برای فرودگاه امام کار میکردند با من اومده بود استادیوم وقتی وضعیت بلیط اونجوری شد تصمیم گرفتیم بریم خونه از تلویزیون بازی رو نگاه کنیم.

داستان سکسی:

یاد گرفتم هرکسو خواستم بکنم باش قهر کنم

سلام اسم من کسری و ۱۷ سالمه و این داستانی که میخوام بگم ماله ۱ ماهه پیشه وقتی که میخواستیم بریم خونه ی یکی از دایی هام و دختر عموم هم باهام اومده بود. دختر عموم ۱۸ سالشه و با هم خیلی جوریم و شوخی داریم حتی از اون شوخیا هم با هم میکنیم اصلا از همون شوخیا کشید به.....

داستان سکسی:

پیک نیک جوونی

سلام به همه گی..داستانی که مینویسم واسه پاییز سال 90 هست
4 پسر و 4 دختر بودیم
4 تا پسرا فامیل بودیم و دخترا هم با هم رفیق 6
من با یکی شون که سمن نام داشت دوست شدو و پسر عموم وپسر عمه هام رو با 3 تا از دوستای سمن اشنا کردم
اسم هارو میگم واستون
(سمن.آرشام)پسر عموم(مرتضی.لیلا)پسر عمه هام(ابی..ارزو)(مجتبی..ندا)
روزای خوشی با هم داشتیم..خوش گذرونی و عشق و حال وتفریح
یه روز قرار گذاشتیم تا بریم ویلای ما
یه هوای پاییزی و باحال
صبح روز قرار زود بیدار شدم و وسایل های مورد نیاز یه پیکنیک جوونی رو اماده کردم

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS