شما اینجا هستید

سکس اوکراینی

با سلام
من تاحالا داستانی در مورد سکس ننوشتم ولی خواستم اون چیزی که برام اتفاق افتاده رو برای شما هم تعریف کنم .
من و خانواده ام دو سه ساله که به خاطردرس همسرم به اکراین اومیدیم و من در شرکت یکی از دوستانم مشغول به کار شدم .راستش من از نظر سکس هیچ مشکلی با همسرم ندارم و همیشه از این بابت خوشحال بوده و هستم ،نه اینکه بخوام بگم فردمذهبی هستم،نه . ولی اخلاقا خوشم نمیاد کسی که همسر داشته باشه سراغ کسی دیگه بره اینجا هم اصلا به مغزم خطور نمیکرد که با کس دیگری سکس داشته باشم ولی این مورد برام پیش اومد و با دیدن این سایت گفتم این موضوع رو بنویسم .

داستان سکسی:

سکس عاشقانه با حسابدارم

سلام من امید هستم جریانی رو که میخوام واستون تعریف کنم داستان نیست یه ماجرای واقعی است که برای خودم اتفاق افتاده که هیچوقت فراموش نمیکنم. (فقط اسامی و عنوانها به جهت حفظ آبرو عوض شده) من متاهل هستم خیلی هم هات هستم ولی خانومم سرده و نیاز جنسیمو خیلی کم میتونه تامین کنه. قبل از ازدواجم با یه نفر محدود سکس داشتم ولی هیچوقت به اندازه این سکسم بهم لذت نداد چون یه سکس توام با عشق بود.

داستان سکسی:

یاد الهام بخیر

سلام خوبيد انشا الله... من امير بهادر هستم ساکن تهران پچه هاي پايين يادش بخير يک روز توي انترنت از اين سايت هاي دوست يابي ميگشتم که يکي از دختر ها خوشم اومد از پروفايلش نوشته بود چشم ها خرمايي مو خرمايي بلند..... و و و و و اقا ما جذبش شديم شمارمو واسش ارسال کردم پيغام خصوصي دادم که ازت خوشم اومده وو ديدم بعد از 3 الي 4 روز بود که يکي به گوشيم زنگ زد اول فکر کردم خانوم هايي ديگه ي من هستن..

داستان سکسی:

بر بلندای برج افراشته (۱)

ـ امروز تلویزیون برنامه‌اش رو مستقیم نشون می‌ده. بیا بشینیم نگاه کنیم. ببین رفیق‌ات چه پسری تور زده!
ـ مطمئنی امروز پخش می‌شه؟ خودش بهت گفت؟
ـ نخیر سارا خانوم. اتفاقی فهمیدم. آقای دکتر خیلی جوون متواضعیه. موفقیت‌های کاریش رو هیچ‌وقت بهم نمی‌گه. به زور باید از زیر زبونش بیرون بکشم.
ـ هیلدا، یادته بهم گفتی ماجرای اولین ملاقات‌ات با پارسا رو یه روز برام تعریف می‌کنی؟ خب، حالا بگو دیگه.
ـ ای شیطون؛ تو هم وقت گیر اُوردی. صبر کن برنامه‌اش پخش بشه، بعداً برات تعریف می‌کنم.
ـ نه، همین حالا بگو. فعلاً که دو ‌ساعت مونده تا شروع بشه.

داستان سکسی:

شهوت و ترس

سلام حشريا.من چند بار اومدم تو سايت و خيلي اتفاقي چند تا داستان رو خوندم و بايد بگم همه يا دروغه يا زايده ذهن دوستاييه كه يا اصلا سكس نكردن يا انقدر تو كفن كه مرتب با نوشتن مطالب تكراري ميان اينجا و چيزايي رو كه دوست دارن داشته باشن اما ندارن رو در قالب داستان مي نويسن.البته من به همه احترام ميزارم.اما ترجيح ميدم اگه ميشه يه خاطره كوتاه و خوندني رو بخونم كه هم حسش كنم هم ازش يه چيزي بفهمم.سكس فقط فرو كردن يه الت مردونه تو بدن يه زن نيست....اينه كه تصميم گرفتم خودم دست به كار شم.اسمم احسانه البته مستعار.اصفهان درس خوندم...باقيشم مهم نيست

داستان سکسی:

وقتي بهترين دوستم را ديدم

سلام به همه من نيكو هستم ١٩ سالمه من تا به حال ١ بار سكس داشتم و حتي قبل از اين سكس تمام كار هار هاي سكسي رو بلد بودم .

داشتم تو دانشگاهم راه ميرفتم كه يكي اومد پيشم گفت : نيكو خودتي ؟؟؟؟

— ببخشيد بجا نيوردم؟؟؟!!!

— اي بابا منم شهلا !!!!!

داستان سکسی:

کون مینا

سلام من پارساهستم و21سالمه می خوام خاطره سکس فراموش نشدنی منومیناروبراتون تعریف کنم
من به دلیل شغل پدرم صبح تاساعت 1بعداظهر بهترین فرصت بودکه بتونم خونه روخالی کنم.وبتونم میناروبکشونم سمت خونمون
تقریبامنومینابه مدت 6ماه باهم دوس بودیم ورابطمون درحدیه لب گرفتن بود
چندشبی بحث سکسوشباباهاش رامینداختم وحسابی خوشش میومد
یه شب بهش گفتم که می خوام باهات یه دوش بگیرم وحسابی زیردوش ازت لب بگیرم اونم
باچه بدبختی قبول کرد

شب بامیناقرارگذاشتم که صبح به بهانه چیزی بزنه بیرون وبهم زنگ بزنه که من برم سراقش
چون میترسیدم بهش ادرس بدم یه روزبرام دردسربشه

داستان سکسی:

یعقوب خان صاحب کس

وضعيت صحنه [ يكي از اتاق هاي كس خانه كه در آن دو مرد مشغول سكس كردن با مهتاب هستند. چراغ ضعيف قرمز رنگي روشن است. هر تكه از لباس هاي مردان در جايي روي زمين افتاده است. صداي آه و ناله مردان به گوش مي رسد. از یکی از اتاق ها صدای خنده و از دیگری صدای گریه هم می آید.
_داريوش: فكر نمي كردم اينقدر تيكه باشي. جنده خانم حيف اين كس و كون نيست كه اينجا داري حروم مي كني. بيا صيغه خودم شو. هر چي بخواي برات مي گيرم [در همين حال كير خودش را نزديك دهان مهتاب مي برد].
_ اسحاق: خفه شو مادر كوني. اين خوشگل كس تنگ ماله خودمه. مگه نه عزيزم؟

داستان سکسی:

اگر حجاب اجباری نباشد،آیا اجازه میدهید همسر و یا خواهرتان بدون حجاب ظاهر شود؟

نوشته Mehrad در 7. ارديبهشت 1391 - 18:33

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS