شما اینجا هستید

خاطرات و عشق بی اندازه من به کون دخترها

تعریف این خا طره ها خلاصه زندگی سکسی من است و نمیدانم چه مدت طول بکشد ولی در سری های مختلف اونو تعریف میکنم..ولی به کسایی خوندنشو پیش نهاد میکنم که به کردن زن و دختر از کون علاقه دارن.چون من درنهایت همیشه هدفم تو سکس کون اونا بوده...هنوز کاملا بالغ نشده بودم که یه شب شاهد این بودم که پدر مادرم دارن سکس میکنن.من خیلی غافلگیر شدم .واحساس خیلی بدی بهشون پیدا کردم...ولی از اونجایی که توی سن بلوغ بودم یه دفه احساس کردم اونا به خاطر بچه دار شدن باید این کارو بکنن.وشبا گوش بزنگ بودم قضیه تکرار بشه..چند شب بعد این اتفاق افتاد.

داستان سکسی:

دختری که تورم کرد

سلام ب دوستان شهوتی خودم میدونم اگه این داستانوبنویسم یا فحش میدید یا خندم میکنید یا مگید فیلم زیاد دیدی ولی من واقعیت روبراتون مینویسم...
داستان من مهرپارسال شروع شد...
ی شب ک داشتم درس میخوندم ی شماره ناشناس روگوشیم دیدم جوابشو ندادم دوباره زنگ زد گفتم نکنه دوستامن جواب ک دادم دیدم ی دختره سریع قطع کردم...
اخه من ب هیچ دختری نخ نداده بودم برا همین از دخترا متنفر بودم اخه یکی ازدوستام بخاطردوست دخترش رگشو زد والان سینه قبرستونه و اون دختره رفته ازدواج کرده

داستان سکسی:

سکس لاله با کاوه

سلام دوستان.این اولین داستانیه که میخوام براتون بنویسم که امیدوارم خوشتون بیاد.اسم من لاله است یه دختر خوشکل و خوش قیافه و خیلی حشری که دوست داره با کسی سکس کنه که مثل خودش حشری باشه و بدونه چطور یه دختر حشری رو ارضا کنه.داستانی که می خوام براتون تعریف کنم یه داستان واقعیه که مربوط میشه به دوستی و آشنایی من با پسری که فکر نکنم تو زندگیم مثل اون دیگه ببینم.

داستان سکسی:

مردونگی به خرج دادم ، کاش بی شرف بودم

سلام ، نمیدونم از کجا باید بگم...فقط میدونم الان که اینجام دارم خفه میشم ، فقط میدونم بار اوله که میام توی این سایت و وقتی دیدم جایی پیدا شده که بنویسم و هق هق کنم بی اختیار تو سایت ثبت نام کردم
مردونگی به خرج دادم ، کاش بی شرف بودم... آره ، این عنوان خاطرمه... شاید خانم ها با خوندن این عنوان یه فش هم نثارم کنن و بگن مگه مرد هم پیدا میشه ؟ ... نمیدونم واقعا ، شاید پیدا نمیشه و منم فکر میکنم مرد بودم ... در هر صورت دوست دارم نظرتون رو بدونم بعد از خوندن سرگذشتم

داستان سکسی:

اولین تنهایی با عشقم

سلام خدمت همه ی دوستان شهوانی
اول داستان بگم که این داستانی که میگم همین 3 ساعت پیش اتفاق افتاد . به نظر خودم و خیلی دیگه از دوستان هم فک کنم سکسی نباشه . فقط این داستانو می نویسم که بگم واقعیت با اون چیزی که خیلی ها تو داستاناشون میگن فرق داره ... شاید هم دوس دختر ما 8 سیلندر بود .... !!!!
اولین بارمه که داستان مینویسم . امیدوارم که خوشتون بیاد
همه ی اسم های داستان هم مستعار هستن
علی هستم . 19 ساله از یه شهر نسبتا کوچیک که همه هم دیگه رو میشناسن . یه شهری که نمی تونی دسته عشقتو تو خیابون بگیری . از ترس اینکه یه اشنا ببینه و اون موقع ....

داستان سکسی:

اولین سکس با زهرا منشی شرکت

سلام به همه دوستان.من نوید هستم و 27 سالمه.خاطره ای رو که براتون تعریف میکنم مربوط به 4 سال پیشه.زمانی که من 23 سالم بود.تازه خدمتم رو تموم کرده بودم و توی شرکت پدرم کار میکردم.منشی قبلی به دلایلی اخراج شده بود و دنبال منشی جدید میگشتیم.یه اطلاعیه چاپ کردم و داشتم تو چند نقطه شلوغ شهر میچسبوندم که یه مرتبه یه دختر چادری با مامانش اطلاعیه رو خوندن و ازم چندتا سوال در مورد شرکت و فعالیتش و حقوق و ...

داستان سکسی:

مادر زن خوشگل و حشری ام

مادرزنم با اینکه 58 سالشه ولی جوون مونده خیلی باحاله صورت خیلی قشنگی داره مخصوصا دماغش خیلی خوش تراشه ،اما وقتی عصبانی بشه کسی جلودارش نیست.

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS