شما اینجا هستید

سکس من و استاد ریاضیم

سلام من 19 سالمه. ما یه استاد ریاضی داشتیم که خیلی جذاب بود همه شاگرداش عاشقش بودن منم یکی از اونا بودم. اما اون برعکس سنش که 27 سالش بود زنو1 بچه داشت. همه بچه ها یه عالمه سرکلاسش تیپای مختلف میزدن تا دلبری کنن اما اون پا نمیداد. وای وقتی خسته بود دوس داشتم لباشو بخورم.

داستان سکسی:

سکس با دوست دخترم فاطمه

باسلام خدمت همگی بریم سراصل مطلب اسم من سعید 22سالمه و قدبلند و ورزشکاری تقریبا توپرم83 کیلو هم وزن دارم. دوست دخترم هم 18سالشه خوشگل و خوش هیکل سینه های بزرگ و سکسی قدشم 170. استیل سکسی داشت.

داستان سکسی:

سکس من و ستاره جوووووووووون

سلام من حسین هستم 23 ساله از اردبیل . امروز میخوام براتون یه داستان واقعی تعریف کنم . پس واسه اینکه حقیقت نوشتم نمیخوام فش بخورم . این داستان برمیگرده به تیر ماه سال قبل . من تو چت روم یه دختری رو میدیدم به اسم ستاره که خیلی دختر خوبی بود اهل تهران هم بود . تو چت و وایبر و لاین با هم حرف میزدیم ، جوک تعریف میکردیم و خیلی کارای دیگه (البته دوست دخترم محسوب نمیشد) .

داستان سکسی:

همیشه تو قلب منه

سلام.این داستان مربوط میشه به سکس منو گلسا عشقم که الان دیگه ندارمش ولی همیشه تو قلبه منه.شروع آشنایی منو گلسا مربوط میشه به یه سال پیش من توی یه شرکت کامپیوتری کار میکنم سال پیش همین موقع ها بود که دوستم گیر داد بریم کلاسهای شبکه تصمیم گرفتیم اگه وقت میزاریم بریم کلاس نیمه خصوصی که یه چیزایی یاد بگیریم دوستم رفت پرسیدو قرار شد از هفته بعدش بریم.

داستان سکسی:

سکس با شوهرخواهر هات

سلام
من اسمم رویاهست 22 سالمه ساکن شیراز قسم میخورم که این داستان کاملا واقعی هست.من دوتا خواهر دارم یکی کوچکتر از خودم و دیگری از من بزرگتره و 25 سالشه این داستان به تازگی واسم اتفاق افتاد راستش خواهر من مدتی میشه که با یه پسر خوشتیپ به اسم بهنام ازدواج کرده که 26سالشه من و خواهرم تقریبا از بچگی به علت اختلاف سنی کمی که داریم خیلی با هم راحتیم و همه چی واسه هم میگیم من توی خانواده که خیلی هم مذهبی نیست یعنی معمولی به دنیا اومدم اما خودم تقریبا آدم مقیدی هستم یعنی اهل نماز و روزه بریم سر اصل داستان

داستان سکسی:

سکس با کوروش توی انباری

ﺍﯾﻦ ﻣﺎﺟﺮﺍﯾﯽ ﮐﻪ ﻭﺍﺳﺘﻮﻥ ﻣﯿﮕﻢ ﮐﺎﻣﻼ ﻭﺍﻗﻌﯿﻪ ! ﻣﻦ ﺍﻻﻥ 24 ﺳﺎﻟﻤﻪ ﺍﺯ 19 ﺳﺎﻟﮕﯽ ﺷﻮﻫﺮ ﮐﺮﺩﻡ ﺍﻣﺎ ﺍﯾﻦ ﻗﻀﯿﻪ ﻣﺎﻝ ﻭﻗﺘﯿﻪ ﮐﻪ 15 ﺳﺎﻟﻢ ﺑﻮﺩ. ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﯾﺎﺩﻡ ﻧﻤﯿﺮﻩ ! ﺍﻭﻥ ﻣﻮﻗﻊ ﺍﺻﻼ ﺑﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﭼﯿﺰﯼ ﮐﻪ ﻓﮑﺮ ﻧﻤﯿﮑﺮﺩﻡ ﮐﻮﻥ ﺩﺍﺩﻥ ﯾﺎ ﮐﻼ ﺳﮑﺲ ﺑﻮﺩ ! ﯾﺎﺩﻣﻪ ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﺗﺎﺑﺴﺘﻮﻥ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻣﻦ ﺗﺎﺯﻩ ﺳﻮﻡ ﺭﺍﻫﻨﻤﺎﯾﯿﻮ ﺗﻤﻮﻡ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻡ ﺗﺎﺯﻩ ﺑﺎﻟﻎ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ ﻭ ﻫﻢ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﻫﻢ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﺑﻮﺩﻡ ﺍﻭﻥ ﻣﻮﻗﻊ ﻣﻦ ﺍﻧﺪﺍﻡ ﺩﺭﺷﺘﯽ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﻭ ﺍﺻﻼ ﻧﻤﯿﺸﺪ ﺑﺎ ﯾﻪ ﺩﺧﺘﺮ 15 ﺳﺎﻟﻪ ﻣﻨﻮ ﻣﻘﺎﯾﺴﻪ ﮐﺮﺩ ﻫﻢ ﻗﺪ ﻣﻨﺎﺳﺒﯽ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﻫﻢ ﺳﯿﻨﻪ ﻫﺎﯼ ﺑﺮﺁﻣﺪﻩ ﻭ ﺳﻔﺖ ﻭ ﺭﻭﻥ ﻭ ﺑﺎﺳﻦ ﺳﮑﺴﯽ ﺑﺎ ﯾﮏ ﮐﻤﺮ ﺑﺎﺭﯾﮏ.

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS