شما اینجا هستید

کردن عمه ى پيرم تو حموم

سلام من فرشيد هستم 20 ساله از تبريز. من دانشجوى مهندسی هستم و يه زندگى عادى دارم.بريم سر اصل مطلب من 4 تا عمه دارم که همشون شوهر و بچه دارن ولى بزرگترين عمم بچه نداره و به دليله خيانت شوهرش ازش جدا شده. من عمه بزرگمو خيلى دوس دارم و هر وقت چيزى برا خونه خودمون بگيرم حتما برا عممم ميگيرم.داستان از اون روزى شروع شد که من نزديکاى ظهر به عمم زنگ زدم و گفتم عمه فرح واسه خونه سيب زمينى گرفتم و برا تو هم گرفتم اگه جايى نميرى بيارم.

داستان سکسی:

ساختمان پزشکان (‍‍1)

ﻓﯿﻠﻢ ﺳﺎﺧﺘﻤﺎﻥ ﭘﺰﺷﮑﺎﻥ ﮐﻪ ﮐﺎﻧﺎﻝ ﺳﻪ ﻣﯿﺰﺍﺭﻩ ﻫﺮﭼﯽ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻪ ﺟﻨﺪﻩ ﺑﺎﺯﯼ ﻫﺎﯼ ﺧﻮﺑﯽ ﺩﺍﺭﻩ ﮐﺎﺭﯼ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ ﮐﻪ ﮐﺎﺭﮔﺮﺩﺍﻧﺶ ﺩﯾﮕﻪ ﻫﯿﭽﯽ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﻭ ﻓﻘﻂ ﺧﻮﺍﺳﺘﻪ ﺑﺎ ﺟﻤﻊ ﮐﺮﺩﻥ ﭼﻨﺘﺎ ﺯﻥ ﻭ ﺩﺧﺘﺮ ﺑﯿﺎﺩ ﻣﺨﺎﻃﺐ ﺟﻤﻊ ﮐﻨﻪ ﺷﺎﯾﺪ ﺧﯿﻠﯽ ﻫﺎﺗﻮﻥ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﺟﺎﯼ ﮐﺎﺭﮔﺮﺩﺍﻧﺶ ﺑﺎﺷﯿﺪ D; ﺑﻪ ﻫﺮﺣﺎﻝ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﻫﺎﯼ ﮐﻪ ﺍﻻﻥ ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﻢ ﺗﺨﯿﻼﺕ ﺫﻫﻨﯽ ﺧﻮﺩﻡ ﻫﺴﺖ ﻭ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﺎﻧﻪ ﺍﺯ ﺟﺎﯾﯽ ﮐﭙﯽ ﻧﺸﺪﻩ ﻫﺮﭼﻨﺪ ﮐﻪ ﺷﺎﯾﺪ ﺑﻌﻀﯽ ﻫﺎ ﻗﺒﻞ ﻣﻦ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻦ ﺍﯾﻦ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻫﺎ ﺻﺮﻓﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﻧﺪﻥ ﻭ ﺧﻨﺪﯾﺪﻥ ﻫﺴﺖ ﭘﺲ ﺍﺯ GAME OVER ﺷﺪﻥ ﻭ ﺯﺩﻥ ﺑﻪ ﺟﺪﻭﻝ ﺑﭙﺮﻫﯿﺰﯾﺪ ﺍﯾﻦ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻫﺎﻡ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﻗﺴﻤﺖ ﻭ ﺳﺮﯾﺎﻝ ﻫﺴﺖ ﻭ ﻗﺴﻤﺖ ﺍﻭﻟﺸﻮ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻭﺍﺳﺘﻮﻥ ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﻢ. ﺧﻮﺷﻢ ﻧﻤﯿﺎﺩ ﮔﺮﻭ ﮐﺸﯽ ﮐﻨﻢ ﮐﻪ ﺗﺎ ﻧﻈﺮ ﻧﺬﺍﺭﯾﺪ ﺑﻘﯿﺸﻮ ﻧﻤﯽ ﺫﺍﺭﻡ ﻣﺘﻨﻔﺮﻡ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ.

داستان سکسی:

آتش دل

اولين باري كه حميد رو ديدم تمام بدنم لرزيد ! خيلي به دلم نشست خوش هيكل بود و خوش تيپ !همه چيزشو دوست داشتم نگاهش راه رفتنش خنده هاش عصبانيتش مدل لباساش ... از وقتي كه باهاش طرح دوستي ريختم تا أولين شبي كه كنارش خوابيدم دقيقا ٤ ماه وقت برد! خانواده ش براي يكماه مسافرت رفتن و چون دوست نداشت شبها تنها باشه ازم خواست شبها برم خونه شون ! با يه بدبختي پدر مادرمو راضي كردم برم اونجا شب اول كه جامونو كنار هم انداخت از بوي خوش بدنش و صداي نفساش دو بار ناخوداگاه ارضاء شدم شب دوم طاقت نياوردم و وقتي چراغو خاموش كرد و پشت بهم خوابيد يواش يواش از پشت بغلش كردم !

داستان سکسی:

شيطنت در نوجواني سكس در ميانسالي

سلام يه خاطره از دوران نو جواني بگم من در سال 64در يك روستائي زندگي ميكردم كه فقط يك مغازه بود اين مغازه هم اجناس كوپني وغيره داشت ما براي اينكه اجناس كوپني بگيريم بايستي برويم از اين مغازه خريد كنيم وچون در زمان اعلام اجناس كوپني خيل شلوغ ميشد مردم بايد صف ميشدند يكي صف زنانه و يكي هم صف مردانه چون من هم 12سالم بود در صف مردها مي استادم اخر صف مرد وزنها يك متري باهم فاصله داشتند درب مغازه چون حدود يك متر بيشتر نبود ابتداي صف مرد وزنها خيلي بهم نزديك ميشدند منهم در ابتداي صف كه ميرسيدم شيطنت ميكردم دستم به كون زنها ميزدم وجوري نشون ميدادم كه من حواسم نيست ويا خودمو از عقب به اونها ميچسبوندم

داستان سکسی:

سکس پنهانی با سپیده

با سلام به دوستان عزیز.کسی که بخواد فحش بده چه من ازش خواهش کنم چه نکنم اون کارشو میکنه من نویسنده نیستم ولی میخوام یه داستان براتون بذارم امیدوارم که خوشتون بیاد ولی به جان تنها کسی که دارم و برام مهمه قسم میخورم که مو به موی داستان همه راستن.خب میرم سر اصل مطلب

داستان سکسی:

پلیس خاطرات من، نرفته ایی ز یاد من

به خاطر کار پدرم مجبور شدیم مدتی رو در یکی از کشورهای عربی زندگی کنیم . خونه ایی که اونجا توش زندگی میکردیم کامپیوتر نداشت و چون خاهرم یه کار اینترنتی داشت یه روز با هم از خونه رفتیم بیرون تا یه کافی نت پیدا کنیم ، بالاخره توی یه خیابون نزدیک یه چهار راه یه کافی نت پیدا کردیم .

داستان سکسی:

مالیدن نسرین در کویر

سلام نسرین هستم میخواستم تازه ترین خاطرمو تعریف کنم روز 5شنبه بود ک راه افتادیم ب سمت کویر من تنها رفته بودمو دوس پسرم نبود سوار اتوبوس ک شدیم با ی اکیپ هم سن خودم مواجه شدم اما چون همشون پسر بودن روم نشد ک برمو باهاشون اشنا شم اما نگاه های سنگینه یکیشونو حس میکردم گذشتو بعد از بزن برقص و این حرفا رسیدیم کویرو ساعت 3صبح اونجا بودیم مدیر تور سیستمو اورد پایینو اتیشو روشن کردو بقییه کارا ک اکیپ 4نفره اون پسرا رفتنو مشروب اوردنو خوردن.خلاصه اون شب خیلی خوش گذشتو من با اونا و ی دختر دیگه صمیمی شدم دیگه وقتی سوار اتوبوس شدیمو ب جاهای دیگه رفتیم نرقصیدیم تا وقتی رفتیم ب تپه های کویر رسیدیم اون 4ت

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS