شما اینجا هستید

این فصل را با من بخوان (1)

سلام.امیدوارم از داستانی ک میخوام واستون بنگارم لذت ببرید اما قبلش چند نکته:
1.من حدود 1ماه ب این سایت سر میزنم تا با اعضا و نوع داستاناش اشنا بشم...تا اونجایی ک فهمیدم 50درصد داستانها با موضوع محارم بوده و همه هم ب یک سبک و البته بیشترین بازدید را نیز داشته همینطور بیشترین مخالفت...عزیزان شما با بازدید بیش از حد از این داستانها نویسنده را ب نوشتن در این سبک هدایت میکنین و سپس از اون انتقاد هم میکنین...پس دلیل ترویج این سبک خودمونیم... 2.من صرفا داستان مینویسم ن خاطره و هیچ یک جنبه خارجی ندارد...

داستان سکسی:

من و لیدا جون در شب تاسوعا

شب تا تاسوا عاشورا بود خلاصه ما تو این روزا تعطیل بودبم چون بچه مدرسه ای بودیم میخواستیم بریم شهرستان تاسوا عاشورا اونجا باشیم خانواده عمم اینا چون ماشین نداشتن با ما امدن لیدا هم با هامون امد

داستان سکسی:

مامان و کیر گنده همسایه

سلام.اسم من فريد هستش 19 سالمه اهل تهران.مامانم مرجان 40سالشه.بابامم نگهبان شرکته ساعت هفت صبح تا هفت شب تو سره کاره.ما تو پایين شهر تهران زندگی میکنيم و خونه ها تقریبا نزدیکه هم هستن خونه ما حيات دار هستش خونه روبه رویيمون تقریبا اپارتمانى بود و از پنجره اونا حيات ما کامل ديده میشد.نزدیکیاى عيد 93 بود ساعت هشت شب بود مامانم چنتا فرش انداخت حيات بشوره.از منم کمک خواست منم شروع کردم ب شستن فرش.مامانم هم اومد حيات بشوره ديدم مامانم شلوار تنگ با تاب پوشيده بهش گفتم همسایه رو ب رویيمون ميبينه توروزشته گفت اشکال نداره بهش شک کردم زود گفتم برو لباس بپوش وگرنه فرش نمیشورم اونم گفت نشور رفتم لباس

داستان سکسی:

حال کردن با مربی بدنسازی

درود هادی هستم 21 سالمه می خوام یک خاطره از دوران 17 سالگیم که اون موقع قدم هنوز کوتاه بود و قیافه بچه گانه ای داشتم برای اولین بار بازگو کنم : تو کوچه ما باشگاه بدنسازی بود که از پنجره اتاق من به خوبی توش دیده می شد چون طبقه دوم ساختمان روبروی ما اجاره کرده بودن و باشگاه شلوغی بود دفتر مربی هم به خوبی از پنجره من قابل رویت بود اما رابطه من چطوری با این مربی شروع میشه براتون می نویسم امیدوارم خوشتون بیاد.

داستان سکسی:

کیر ناخوانده در زاغه مهمات

نمیخوام خالی ببندم و خودما آنچنان معرفی زیادی بکنم.تو خدمت سربازی یه شب پست زاغه مهمات بودم لازم به توضیح است زاغه مهمات آخر پادگان بود و یه ساختمان نیمه کاره دوطبقه دشت که نگهبانا در طبقه ی دوم دیوارا سوراخ کرده بودن و از انجا کل رفت و امدها را زیر نظر داشتند.رفتم پستا تحویل بگیرم که متوجه شق شدن کیر نگهبان قبلی که اسمش قاسم بود شدم از آنجایی که من سابقه ی سیزده سال کون دادن به پسر خاله هاما داشتم کونم از خواب بیدار شد و التماس میکرد بگو منا بکن.در حین تحویل گرفتن فانسخه ی فشنگا عمدا دستما به کیر قاسم زدم بعد برای اینکه مثلا فکر نکنه عمدی بود گفتم نامرد شق کردی جریان چیه اون هم گفت نصف شب

داستان سکسی:

فقط خواستم روشو کم کنم

با سلام خدمت همه برو بچ شهوانی. اسمم سعید 27سالمه بچه شمال کشور قیافه ی معمولی دارم هیکلم بد نیست چون از بچگی ورزشکار بودم و وضع مالیم تقریبا خوبه.این داستان من واقعی هستش وبرای دو ماه پیشه کسی چاقو زیر گلوم نزاشته که باید داستان الکی مثل خیلیا بنویسم برداشت و نظر از شما.

داستان سکسی:

مخ زدن زن شوهردار با برنامه سه ماهه

این داستان مال چند سال پیشه که من تازه کنکور داده بودم. موقعی که تازه چشم و گوشمم داشت واز میشد. اون زمان یه جورایی ما مدیر ساختمون بودیم و همه قبضهای مختلف رو ما پرداخت میکردیم و سهم هر همسایه رو تو یه کاغذ مینوشتیم بهش میدادیم. مثل الان نبود. قبضها خیلیهاش مشترک بود و در نتیجه این مسئله که بخوایم در یه همسایه رو بزنیم و یه کاغذ بهش بدیم در طول ماه زیاد پیش می اومد. و البته این کار کامل به عهده من بود. مسئله بعدی اینکه ما حیاط بزرگی داشتیم که توش کلی درخت میوه داشت و ماههای مختلف سال محصولات مختلفش در می اومد که اونم باز چیدنش و تقسیم کردنش بین همسایه ها کار من بود.

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS