شما اینجا هستید

سکس من و دخترخاله ناتنی

سلام من احمد هستم و میخوام اولین خاطره ی خودمو براتون بگم من ی دختر خاله ناتنی دارم که یه کم چاقه البه خیلی کم و این چاقی هیکلشو سکسی کرده من وقتی میرم خونشون فقط به کون و سینه هاش خیره میشم و قتی میبینمش اون روز باید کف دستی بزنم اخه خیلی هیکلش سکسیه ی روز سرکار بودم که دیدم گوشیم زنگ خورد دیدم خالمه تا خواستم جواب بدم دیدم قعط شد دوباره زنگ زد و قعط کرد دو سه بار هم تک زد من پیشه خودم گفتم شاید کارم داره زنگ زدم به خالم که دیدم دختر خالم گوشی رو برداشت اخه خوده دختر خالم گوشی نداشت بهش گفتم کاری داری هی زنگ میزنی قعط میکنی گفت میخوام آهنگ پیشوازتو گوش کنم گوشی تو جواب نده منم گفتم باشه او

داستان سکسی:

دو عیدی در یک عید

با سلام خدمت دوستان شهوانی

من میلاد هستم 19 ساله از اهواز میخوام خاطره چند روز پیش رو براتون تعریف کنم...

چند روز پیش با یه دختر بیوه که نزدیک ما میشینن دوست شدم اسمش پگاه هست این پگاه خانوم من هم سن و یال منه (هر دو تامون متولد 74 هستیم)
قدش 175 یا 6 چشاش سبز پوستش سفید و اپگاهمی متوسط داره.

ازخودم بگم من قدم 180 وزنم 86 پوستم سفیده و تیپم متغیره.

داستان سکسی:

کون دادن برای اولین بار در باشگاه بیلیارد

سلام به تمامی دوستان میخام اولین خاطره سکسم رو که قبل از سیزده بدر امسال برام اتفاق افتاد براتون تعریف کنم .این داستان گی هستش و اگر کسی خوشش نمیاد میتونه نخونه و کسانی هم که وقت میزارن و داستانمو میخونن خواهشا فحش ندن.من اسمم سپهره و19 سالمه.اهل تهرانم.قدم170و وزنم65.چشمای آبی و موهای مشکی بلند.بدنم خیلی کم مو هستش و چون مدتی بدنسازی کار میکنم اندامم خیلی خوبه.تعریف از خود نباشه به قول بچه ها خیلی ناز و سکسی هستم.

داستان سکسی:

باران (1)

هوا رو به تاریکی می رفت و باران نم نم شروع به باریدن کرده بود. قدم زدن در آن هوای مه آلود حس عجیبی بهم می داد. مثل هر روز به سمت مسیری که برای قدم زدن انتخاب کرده بودم، می رفتم.
در راه، زن جوانی را دیدم که کوله پشتی بزرگی رو به همراه یک کیف دستی نسبتا بزرگ، با خودش حمل میکرد.
خسته به نظر می رسید. به سمتش رفتم و پرسیدم اگر به کمک، نیاز داشته باشد.
سرش را بالا آورد. چشمهامان بهم گره خورد.
**

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS