شما اینجا هستید

شب زده (1)

خسته و مستأصل توی خیابون میچرخیدم. اصلا فکرش رو هم نمیتونستم بکنم که برادرم و همسرش این موقع شب خونه نباشن. یه لحظه افسوس میخورم که چرا قبل از اینکه راه بیفتم باهاش تماس نگرفته بودم. ساعت از ده شب گذشته بود. کم کم داشتم به این موضوع فکر میکردم که باید شب رو توی ماشین بگذرونم. این اولین بار نبود که شب رو توی ماشین می موندم و هرچند شغلم ایجاب میکرد که گهگاهی همچین تجربه هایی هم داشته باشم با اینحال برام سخت بود. دم غروب بود که به تهران رسیده بودم و پس از تخلیه بار میخواستم شب رو خونه برادرم بمونم. که اونم از شانس بدم با همسرش به شهرستان رفته بودن.

داستان سکسی:

لیلا حشری و شوهرش

هر روز صبح كه سعيد بعد از رفتن پسرم به مدرسه با سر كلفت ونرم كير گنده اش كوس وكون من را نوازش ميكند تابعد از ظهر كه از سركار برگردد داخل كوس وكونم خصوصا كونم ميخاره وآب مي اندازه بعضي وقتها آنقدر ديوونه ميشم كه تا شب چند بار بهش زنگ ميزنم واز اوضاع كوس وكونم برايش تعريف ميكنم واون هم قربون وصدقه ام ميره واز دور ميبوسم .

داستان سکسی:

زن مستاجرم چه كار كرد با من

از وقتي سربازيم تموم شد خفن چسبيدم به كار يعني پولي نداشتم كه بخوام حتي ذره اي به عشق و حال فكر كنم اينه كه تمام فكرو ذكرم كارم تو بازار اهن تهران بود بعد از هشت سال جون كندن و قرض وام تونستم توي كيانمهر كرج خونه بگيرم وااااي بهترين لحظه زندگيم بود خلاصه بايد اجاره هم ميدادمش چون بازم پولم كم بود سپردم به املاكي محل تا واسم اجاره بده

داستان سکسی:

حرف ننه ام

امدم خونه ناله ننه ام بلند شد خاک برسرت داری می شوی ترشی ازدخترای امروزی یاد بگیر زیر ابرشون برداشته برای دوست پسراشون تو یعنی دانشجو ادبیاتی نتوا نی یک دوس پسر پیدا کنی کوس باهاش بدهی خاک برسرت از دختر همسایه زری خانوم یادیگیر بعد از صد تا کوس دادن یک پسر پول دار توی تور زد حالا یک پسر داره دخترای فامیل ها صد تا کوس دادن پسرای خوب توی تورزدند گقتم حالا بابام مرده چرا خودت کوس نمیدهی 43ساله ات ننه ام ازکجو منم کوس نمیدهم حالا دوره کوس دادن دیگه پرده بکارت کوس معاینه نمی کنند باید بری توی دل پسره کار تموم سوارخ کوس دخترا گشاده حالا این دوره هردختری پرده داشته باشند کسی به خواستگارش نمی ایند

داستان سکسی:

گی با پسری که نوار بهداشتی می بنده

سلام دوستان..
قبل از تعریف کردن داستان دوست دارم ی مطلبی بگم.این احمق هایی که داستان گی تخیلی می نویسند دیگه خیلی از مرحله پرت تشریف دارن..تخیلی هم میخوایید بنویسید حداقل سکس با دختر رو متصور بشید..چرا گی؟؟ابروی ما رو هم می برید.
ضمنا داستان من تخیلی هم نیست..حالا باور کردن با شما دیگه.
خوب...

داستان سکسی:

شهـــوانی امـــسال نسبــــت به ســال پیـــش بـــرایم:

بهتر و جذاب تربود
24% ( رای 312 )
بهتر نبود و جذابتر هم نبود
29% ( رای 372 )
فرقی نداشت
26% ( رای 336 )
اطلاعی از سال قبل ندارم
22% ( رای 280 )
رأی ها : 1300

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS