شما اینجا هستید

سکس عاشقانه منو رسول

سلام من اسمم باران 18 سالمه اولین بار میخوام خاطرمو براتون بنویسم منو رسول 4 سال پیش تو یه جشن تولد با هم آشنا شدیم رسول پسر خوشگلی بود قد بلند چشمای سبز لبای توپول که من عاشق خوردنش بودم... منو رسول زیاد حرفای سکسی میزدیم هم رسول خیلی حشری و سکسی بود هم من... بزارید از خودم بگم قدم 1و 75. وزنمم 72 سینه هام 75 بدن سفیدی دارم موهامم کوتاهه رنگش عسلیه این داستان مال 3 سال پیشه مامانم رفته بود مشهد آبجی کوچیکمم رفته بود خونه خالم بالاخره به هزار بهونه تونستم اون شب تنها بمونم زنگ زدم به رسول گفتم میای خونمون گفت شمالم یکم دپرس شدم اما گفت 1 شب میرسم میام پیشت...

داستان سکسی:

ماجرای من و داییم با عاطفه

سلام به همه دوستای خوبم من امیرارسلان17ساله از شهرکردم داستانی که مینویسم مربوط میشه به سه روز پیش امروز31شهریوره.من یه دایی دارم اسمش حسینه خیلی باحاله19سالشه سربازی میره بعضی شبا میاد خونمون.یه شب با هم بودیم بهم گفت امیر کاش یه دختر پیدا میشد میبردیم میکردیمش دلم حال میخواد بهش گفتم گیر نمیاد که.بهم گفت اینترنت داری گفتم آره گفت بیا بریم تو چتروم دختر پیدا کنیم داشتم گوگلو باز میکردم توش بنویسم آدرسه چتو سرچ کنه به ذهنم اومد بنویسم سایت دوستیابی ما یه سایت دوستیابی پیدا کردیم سایتش جوریه که میتونی شماره تلفنتو بذاری توش بعد اگه یه دختر خواست باهات دوست بشه شماره خودمو داییمو گذاشتم

داستان سکسی:

اولین سکس من و ساسان

سلام من اسمم رخساره است این خاطره ای که می خوام برات تعریف کنم مربوط میشه به حدود 5 سال پیش زیاد نتونستم بهش جو بدم بشه قشنگ مثل داستانهای سکسی امیدوارم خوشتون بیاد اون موقع حدود سالم 20 بود تقریبا 2 سال بود با ساسان دوست بودم ساسان 4 سال ازم بزرگتر بود اما هیچی بینمون نبود فقط یک لب ساده اونم با ترس و لرز تو پارک شاید برا همین هم بود که بعدا فهمیدم غیر از من با چند نفر دیگم بوده اما قبل از اینکه اینا رو بفهمم یکبار که جمعه ها کلاس برداشته بودم دلم خواست کلاسو بپیچونم برم پیشش بهش زنگ زدم گفت سرما خوردم میای خونمون منم کرمم گرفت گفتم اره

داستان سکسی:

سکس با دوست پسرم پشت کوه

ميخوام راجع به اولين سكسم توى دوران دانشگاه بنويسم البته سكس هاى ديگه اى قبل از اون داشتم محمد هم دانشگاهيم و جذاب ترين پسر معمارى بود هيكل فوق العاده اى داشت صداش توى حالت عادى ديوونم ميكرد انگار اين بشرو ساختن كه فقط آدمو حشرى كنه دوستى ما از اوايل دى ماه شروع شد و بايد بگم ما توى منطقه گرم كشور ساكنيم و دى ماه بهترين هواى كشور رو داريم اون روز بعد كلاس اصلا حوصله خونه رفتن رو نداشتم از طرفى يه مدت بود كه بدجور تو كف كير محمد بودم كه برجستگيش از رو شلوار هم به چشم ميومد و با حركات خاص و مردونه محمد بيشتر منو تحريك ميكرد اون روزم حشرم نميخوابيد و اين بيشتر كلافم كرده بود محمد پيشنهاد داد ي

داستان سکسی:

خونه خالی و سکس گروهی

در ابتدا باید عرض کنم که اگر مشکل نگارشی یا غلط املایی دیدین به بزرگی خودتون ببخشید این داستانی که می خوام براتون تعریف کنم بر می گرده به 3 سال پیش یه زمانی برا خودم خیلی برو بیا داشتم اهل عشق وحال بودم اون زمان با یکی از دوستانم خیلی صمیمی بودم اسمش سامان بود مثل خودم اهل حال و البته باید بگم که تخصص خیلی خوبی تو مخ زدن داشت من از یه خانواده ی مرفه بودم خانواده سامان هم تقریبا مثل خانواده من تو یه رنج بودن .

داستان سکسی:

از مالش تو چادر تا سکس تو خونه با خواهرزنم

با سلام امیر رضا هستم و 32 سامه و 4 سال میشه که ازدواج کردم این داستانی که میخوام تعریف کنم تابستون امسال برام اتفاق افتاد من یه خواهرزن 16 ساله به اسم یلدا دارم کمی شلوغه و از همون روز عقدم معلوم بود که میخواره و یه چیزیش هست

داستان سکسی:

سکس با زن یهودی در تهران

سلام به همه دوستان. من داریوش هستم 28 سالمه خاطره ای که میگم واستون واسه سال 92 هستش. من توی یک شرکت عمرانی کار میکنم توی تهران. ی روز یکشنبه داشتم از سرکار برمیگشتم. به خاطر طرح زوجو فرد ماشین نبرده بودم. تا ی مسیری با تاکسی اومدم بقیه رو داشتم پیاده میرفتم. توی یه کوچه بودم که ی دفه ی خانمی حدودا 40 ساله صدام زد.

داستان سکسی:

اولین سکس آرمان

سلام این خاطره بر میگرده به سال 89 اون موقع من 18 سالم بود.یه دوستی داشتم به اسم میلا د که کلی دوست دختر داشت.یه بار به من گفت یه شماره داره هر چی زنگ میزنه محلش نمیذاره . به من گفت حوصله داری رو مخش کار کن. منم ازش گرفتم. بهش اس دادم اونم جواب میداد.خلاصه از شانس خوبم(به گفته میلاد)دختره خیلی راحت جواب اس منو میداد .فردا عصر یادمه بهش اس دادم که میخوام ببینمت. اولش گفت داداشش خونس و نمیتونه بعد بهش گفتم من فقط الان وقت دارم فردا میرم دانشگاه.خلاصه قبول کرد و یه قرار گذاشتیم .رفتم سر قرار .

داستان سکسی:

کون علی تو پارکینگ

سلام مهدی هستم،19ساله از تهران این اولین داستانیه ک مینویسم اگه بدی تو تایپُ اینا دیدین ببخشین دیگه خب بریم سره اصل قضیه اول بگم اسم های این داستان واقعی هست خب قضیه ماله 8 یا 10 سال پیشه دوران کودکی و کون کونک بازیای خودش ما کلا 3تا رفیق بودیم خودمُ علی و پارسا ک پارسا یه سال از من بزرگ تر و علی 2سال از ما کوچیک تر بود هر روز تو حیاط ک بازیامونو میکردیم شبش میرفتیم تو پارکینگ و شروع میکردیم به حرفای سکسی ک دوس داریم زنمون چجوری باشه و ایم کسشرا بعد چند روز بعد این بحث ها شروع کردیم ک مثلا کیرامونو بهم نشون بدیم ببنیم واسه کی از همه بزرگ تره من فک میکردم علی کیرش خیلی بزرگه و ....راستی اینم

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS