شما اینجا هستید

شوهر عقده ای من

سلام.چند وقته با خودم در گیرم که بنویسم یا نه.میدونم مثل من کم نیستند کسایی که از سکس شوهراشون رنج میبرن.حالا..........چند سالی هست که ازدواج کردم علی یه مرد خیلی متعصبه.اوایل که ازش خجالت میکشیدم تا راجع به سکس با هاش حرف بزنم کمی که گذشت جرات نداشتم میدونید چرا؟یه بار اومدم باهاش حرف بزنم بهم گفت مثل اینکه خیلی با تجربه ای.حالا شما بگین این تجربه میخواد که سکست همیشه یه طرفه باشه؟فقط اون از سکس لذت ببره؟

داستان سکسی:

دخترعمه ی مانکن من

سلام دوستان من نویسنده ی خوبی نیستم ولی میخوام یک خاطره براتون تعریف کنم. من امیر هستم و بیست سالمه و تنها پسر کل خانواده هستم یعنی فکرشو بکن تنها پسر که کل خانواده خیلی دوستش داره و کلی دختر هم اطرافش هست تعریف از خود نباشه که هست قیافمون هم بدک نیست اصلا خوبه هکلمونم بد نیست .

داستان سکسی:

عشقی شبیه سراب

سلام عزیزان؛ خاطره ای که میخوام براتون تعریف کنم ازبدترین خاطرات زندگیمه؛ اسمم تو این داستان ماندانا است؛ 23 سالمه؛ داستانم اصلا لذت بخش نیست اگه دوس ندارید روحیتون خراب بشه نخونید، اما درعوض عبرت آموزه، ماجرا برمیگرده به 2سال پیش، من یه پسرعمه دارم که ازبچگی شیفتش بودم، قیافش طرزنگاهش، آرامشی که درچهرش موج میزنه، خیلی دوس داشتم یه جوری درکنارش باشم دوس داشتم شریک زندگیش باشم دنبال یه راهی میگشتم که خودمو بهش نزدیک کنم تااینکه 2سال پیش شمارشو ازروی گوشی داداشم که خیلی باهاش رفیق بود برداشتم. ازفرستادن یه مسیج عاشقانه شروع کردم، طبق روال همیشه چون نشناخت جواب داد؛شما؟

داستان سکسی:

کـــــــــــــدام یــــک از حکـــــومـــــــــت های زیر به ایران و ایرانی خدمت کردند؟

نوشته nazila-reesi در 27. فروردين 1393 - 16:16

پسر خوش هیکل توی اتوبوس

تعطیلات عید نزدیک بود .دانشگاه هم تق و لق شده بود .پدرم زنگ زد و گفت زودتر بیا تهران که می خوایم بریم مسافرت . اخه من دانشگاه ساوه درس می خوندم ...بند و بساطمو جمع کردم و واسه شب بلیط داشتم . ساعت 9 تهران ساوه .
یک ساندویچ گرفتم که تو ماشین بخورم . ..رفتن ترمینال . ولوو شماره 4 مال خط تهران ساوه بود . یارو راننده با هم سلام علیک قرص داشتیم . زیاد باهاش افتاده بودم که برم تهران ...

داستان سکسی:

خدمت مقدس کون کنی

سلام دوستان میخوام براتون داستانیو بگم که برمیگرده به دوران خدمتم من خیلی حشریو خوش تیپ و خوش استیلم اون موقع خیلی بد مرخصی می دادن تقریبا هر روز کارم شده بود جق زدن تو دست شویی تا این که یه پسر خوشگل اومد تو گروهان همه ازیتش میکردن من اون موقع من فقط پاس بخش می شدم و فقط کارم سر زدن به نگهبانا بود یه پست نگهبانی داشتیم که باید نیم ساعت با پای پیاده تا اونجا می رفتیم انقدر دور بود که نه پاس بخش نه افسر سر به اون جا سر نمی زد فقط کسایی که تازه اومده بودن و میزاشتن اونجا که نگهبانی بدن یه روز که از بیکاری خسته شده بودم ساعت 12 یا 1 شب بود با خودم گفتم که برم یه سری به پست ها بزنم همین طور که

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS