شما اینجا هستید

تو فوق العاده ای

سلام..این داستان حقیقت محضه اسماش درسته اما کاملا معرفی نشده ..
تو فوق العاده ای رو در نظر داشته باشید من پویان 30 ساله دانشجوی سال سوم رشته .....بودم که توی یه مهد کودک به سمت .....از طرف یکی از دوستان مشغول به کار شدم....

داستان سکسی:

خیانت آیدا

من،آیدا 21 ساله و متاهل میخوام خاطره ای براتون بنویسم که زندگیم رو عوض کرد و باعث شد تا آخر عمرم از خودم نفرت داشته باشم میدونم با خوندن این ماجرا کلی فحش میخورم،آره هرچی بگید لیاقتش رو دارم.. 2سال پیش با سعید ازدواج کردم،ازدواجی که پر از عشق بود و با وجود مخالفتهای شدید خانوادم با اصرارها و خواهش و التماسهای من و سعید سر گرفت. خیلی دوستش داشتم بخاطرش خیلی با خانوادم جنگیدم اون هم عاشق من بود و هرکاری میکرد تا بهم برسیم. بالاخره باهم ازدواج کردیم و یه زندگی عاشقانه باهم داشتیم که بیشتر از یک سال طول نکشید..

داستان سکسی:

آخرین سکس نینا با مهدی

سلام این داستان شاید خیلی طولانی باشه برای بعضیا شاید زیاد تو اینجور نوشته ها وارد نباشم و هر کس می تونه هر فکری داره برای خودش نگهداره ولی این تکستی که مینویسم بخشی از زندگیم بوده پس لطفا فوش بیخود ندید اسم من نینا راستش وقتی ۱۲سالم بود پدر و مادرم و از دست دادم و داییم منو بزرگ کرده داییمم ۱۲سال ازم بزرگتره برای همینم زیاد در مورد پسرا برام سخت نمی گیره چون من خودم با دوستای داییم بزرگ شدم من یه دوست دوران بچگی داشتم و دارم که البته دیگه تقریبا چهار ساله دوستم نیسن واقعا عاشقانه دوسش داشتم و دارم اسم اون پسر مهدیِه.

داستان سکسی:

عشق پاک

بهترین روزای زندگیم در حال سپری شدن بود . کنارم کسی رو داشتم که با وجود اینکه سال از من بزرگتر بود عاشقش بودم.
خرداد 1386
یک بعد از ظهر زیبا
وقتی دختر عمم به خونمون اومده بود از روی کنجکاوی موبایلشو برداشتم و سریعا به گالریش سر زدم . وقتی توی عکساش چیزی پیدا نکردم سراغ فیلماش رفتم یک پوشه به نام خصوصی داشت همین باعث شد حس کنجکاویم بالاتر بره و برم داخلش ...
اوه ... اوه ... یک پوشه پر از فیلمای مستهجن ....
این سرآغاز رابطه منو دختر عمم بود .
فرزانه ... متولد 1361 ... قد متوسط ... موهای بور ... اندام نسبتا خوب

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS