شما اینجا هستید

اولین سکس من و عشقم علی

سلام اسمم پریاست و۱۶ سالمه....یکم هم ازمشخصات خودم و علی میگم ،،،من قدم۱۶۰هستش و وزنم ۵۸ تقریبا تپلم و پوستمم گندمیه....و اما عشقم علی...ک۲۰سالشه و قدش حدودای ۱۷۶یا ۱۷۷هستش و لاغر اندامه و پوستشم سفیده اما چون خوزستان افتابش زیادی سوزانه دستاش و صورتش برنزن منو علی الان ۵ماهه که با همیم و دیوونه وار هم عاشق همیم.منو علی تو اواکس باهم اشناشدیم هنوز امتحانای نوبت دوم شروع نشده بود ک ازطریق دوستام با اواکس اشنا شدم نزدیکای ساعت۴صبح بود ک یکی دعوتم داد ب رومش...منم بعداز۱ساعت رفتم...ک ۳نفر توروم بودن۲تاپسر و۱دختر و خلاصه این علی خان ما خوشامدگفت و گفت اصل بده منم اصل دادم پری۱۵اهواز...اونم گفت

داستان سکسی:

شاهین و زن همسایه

سلام دوستان خاطره ای که میخوام براتون بگم مربوط میشه سه سال پیش ساکن یکی از روستاهای استان اربیل - شهر مشگین شهر هستم اهل دروغ و قسم خوردن نیستم کاملا واقعیه تو شهر بودم نزدیکای ظهر بود میخواستم برگردم روستا تو ایستگاه منتظر مسافر بودیم باید چهار نفر میشدیم تا راننده حرکت کنه یه خانوم نسبتا خوشگل اومد تو دلم میگفتم کاش کنارش من مینشستم که همینطوری هم شد یه مسافر کم بود از ترس اینکه یه مسافر بیاد وسط ما بیفته به راننده گفتم یه نفرو من حساب میکنم و راه افتادیم طرف غریه بود نمی شناختمش حدود 25سالش بود تو ماشین یکم راحت وبازتر نشسته بودم گاهی زانوهامون بهم میخورد ولی من جمع میکردم دیدم اون زی

داستان سکسی:

سکس با زن داییم

سلام من کریسم 21سالمه میخوام یه داستانی روبراتون تعریف کنم که کاملا حقیقی و راست هستش.من یه زن دایی دارم که 22سالشه اختلاف سنی زیادی باهم نداریم هرچی ازخوشکلیش و نازبودنش بودنش کم گفتم.قدش 175 سانته وزنش 70کیلوه پوستش تقریبا سفیده باچشمای مشکی که داره هرکی میبینتش مجذوب خوشگلی هاش میشه.اما دایی من نه قیافه داره نه میدونه رابطه زن وشوهربایدچجوری باشه.من دایمو میشناسم فقط تو فکر پوله دیگه هیچی واسش مهم نیست. اونا دوساله که باهم ازدواج کردن ازحرفهای که زن داییم پیش خواهرم میزد و من اتفاقی میشنیدم میفهمیدم که داییم اصلا بهش توجهی نداره.

داستان سکسی:

درد سينه مامان

سلام اسمم علي بچه تهرانم حدود ٢٢ سالمه قدم ١٨٧ وزنمم ٧٨ كيلو هستش ما يه خانواده كاملا مذهبي هستيم يه خواهر كوچكتر هم دارم كه شوهر كرده و الان خونه شوهره داستان از اونجايي شروع شد كه يه شب مادرم اه ناله شديد ميكرد و درد ميكشيد، مادرم يه زن ٤١ ساله با قد ١٨٣ و وزنشم ٧٠ كيلو سينه هاشم ٨٠ ورونهاي تپل و كشيده با باسن گنده تاقچه اي ولي در عوض كمرش يه وجبه ما از اون خانواده ها نبوديم كه راحت پيش هم باشيم ولي دو سه باري مادرم و ديد زده بودم و هميشه تو كفش بودم ولي اصلا تابلو نمي كردم خلاصه با صداي نا له هاي مامان زري از خواب پاشدم ديدم دارن با بابا حرف ميزنند كه بلند شو بريم دكتر و مامانمم هم ان

داستان سکسی:

یه نیمچه حال

سلام من شاهرخ هستم 24 ساله قد 182وزن 74 قبل اینکه خاطرم رو بگم تنها چیزی از شما دوستان عزیز می خوام اینه این داستان های در مورد ناموستون و عکس از زن و زوج ضربدری و این چیزا رو همینجا تموم کنید سکس خوبه ولی نه به هر قیمتی....

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS