شما اینجا هستید

سکس کسب و کار من است

سلام.اسم من علیرضاست 33 سالمه و بدن رو فرمی دارم و ازش پول در میارم.تا چند سال پیش نصاب ماهواره بودم .یک بار برای نصب ماهواره رفتم ی خونه تو آریا شهر.ی خونه شلوغ بود و من حواسم نبود که دختری که تو اون خونه است ازم خوشش اومده.دو روز بعد نصب ماهواره دوباره از همون خونه زنگ زدن که باد تنظیماتو بهم ریخته بیا.منم وسایلو برداشتم و رفتم. این دفعه کسی خونه نبود فقط ی دختر توپول و خنده رو بود.به خودش رسیده بود اما طوری نبود که من شک کنم. بعد این که کارم پشت بوم تموم شد گفت بیا خونه تنظیمات ریسورو هم درست کن.

داستان سکسی:

چی شد همجنس باز شدم

یه روز گرم تابستونی بود.با دوستم قرار گزاشته بودم که برم خونشون.من 15 سالم بود.سوار اتوبوس شدم تا برم ترمینال باغوشخانه و بعد از اونجا سوار اتوبوسای خ سجاد بشم.سوار اتوبوس شدم و ترمینال پیاده شدم رفتم اونطرف خیابون و سوار اتوبوس های مورد نظرم شدم.شلوغ بود و جا برای نشستن نداشت.من کنار راننده دستامو گزاشتم روی میله ها و پشتم به مسافرها ایستادم و به شیشه ی جلوی اتوبوس خیره شدم.کم کم گذشت و دیدم آقایی که پشت سر منه داره خودشو به پشتم میمالونه.برگشتم و یک نگاه با اخم بهش کردم و جابه جا شدم.یک آقای تقریبا 45 یا 50 ساله بود.ول کن من نبودم.و همینطور هر جا میرفتم یا میچرخیدم بهم میچسبید.منم داشت خو

داستان سکسی:

مالیدن زن حشری در هواپیما

سلام من فرید هستم 31 ساله. 2 ساله که ازدواج کردم. تو یه شرکت توزیع مواد غذایی مسئول فروش هستم به خاطر کارم بسیار خوشتیپم و همیشه بسیار خوش بو. بابت کارم مدام به مسافرت با هواپیما به نقاط مختلف ایران می رم. خاطره من مربوط به زمستان سال 93 که پرواز بندرعباس به تهران می اومدم.

داستان سکسی:

در پنج سالگی به دنیای سکس پرتاب شدم

سلام اولین باره دارم خاطرات تلخ و شیرین سکس هام رو مینویسم 20سال دارم قد و وزنم خوبه و کون گنده ای دارم ک خیلیا در حسرتشن. یادم نیس دقیقا کی بود ولی یادمه 5یا6 سالم بود که پسرخالم(شایان)ک اونموقع حدود 21سالش بود باهام رابطه داش منم ک بچه بودم و چیزی حالیم نمیشد فقط هر بار ک میدیدمش شلوارم و میکشید پایین و کسم رو میخورد و تنها حرفی ک هربار ازش میشنیدم این بود که خاله نباید چیزی بفهمه. چون خانواده تقریبا مذهبی ای هم داشتم چیزی در این مورد بهم نگفت بودن و پسرخاله ی دیووثم سر همه چیزرو با یه شکلات گاگالیلی هم میاورد و منم از اشتباه بودن کارم بی خبر.

داستان سکسی:

ارضای مینا

سلام به همه ي بچه هاي سايت شهوانى.اول از همه بگم اين داستان سكس كامل نداره توش.الكي نميخوام از خودم تعريف كنم و عين واقعيتو ميگم.من 186 قدمه و 110 كيلو وزن دارم.تا قبل اينكه تصادف كنم باشگاه ميرفتم و چون ژنتيكئ چاقم به زور خودمو رو فرم نگه ميداشتم اما همه چی خراب شد.من كلا تو زندگيم مشكل خيلی داشتم و دارم.الان يه جوون 20 سالم اما هيچي ندارم.اكثر تفريحاتي كه پسراي هم سن و سال من دارن رو ندارم.وضع ماليمونم افتضاح بده و تا الان من هيچ سكسي نداشتم تو زندگي دليلشم ميگم.برم سراغ داستان.

داستان سکسی:

اولین سکس من و دختر دایی

رفته بودیم خونه داییم مهمونی، اکثر فامیل هم بودن. من آدم کم حرف و درون گرایی هستم و تو فامین همه به خصلت بی‌صدا بودن می‌شناسنم برای همین از این مهمونی مسخره خیلی حوصله‌ام سر رفته بود، فقط باید به حرفای دیگران گوش کنم. از اولش هم دوست نداشم بیام ولی به اصرار مامانم اومدم. می‌گفت زشته داییت داره می‌ره ماموریت خارج و تو نری باهاش خداحافظی. خوبه حالا چند سال بیشتر اونجا نمیمونه و هر چند وقت یک بار هم یه سر می‌خواد برگرده. تو همین فکرا بودم که موبایلم زنگ خورد، همکارم بود، ازم خواست یه فایل خیلی مهمی رو که فردا صبح توی جلسه بهش نیاز داره واسش ایمیل کنم.

داستان سکسی:

حال دادن تو پریودی

سلام اسم مستعار من ریحانه هست میخام از خاطره ی سکسی خودم براتون بگم ک کاملا واقعیه و غلو هم اصلا نداره احتمالا برای خیلی از شما پیش اومده هر کیم فک میکنه دارم دوروغ میگم نخونه اول بگم ک من خیلی هات هستم و سکس وحشی رو خیلی دوست دارم دختر خوشکل و توپری هستم سینه های عادی دارم ولی باسن خیلی بزرگی دارم از جلو هم ک بگم کس سفید و تپلی دارم من15سالمه و تا حالا زیاد سکس نکردم یعنی موقعیتش پیش نیومده من تا حالا دوست پسرای زیادی داشتم ولی جرات نکرده بودم با هیچکدوم سکس کنم اخه همیشه از سکس میترسیدم ولی بعد از دیدن فیلمای پورن و خوندن داستانای سکسی و دیدن حال و حول این و اون ترسم ریخت و خیلی دلم میخ

داستان سکسی:

کون دادن من به بلیط فروش استخر

این داستان کاملا واقعیه ماجرا از اونجا شروع میشه که من و چند تا از دوستام قرار بود یه روز باهم بریم استخر که دوستم بهم زنگ زد گفت با بقیه هماهنگ کرد میتونیم امروز با هم دیگه بریم منم سریع یه صبحانه خوردم میخواستم لباس بپوشم که شلوار کتانمو پیدا نمیکردم و مجبور شدم یه شلوار خیلی چسبون که مال خیلی وقت پیشم بود رو بپوشم و خلاصه حاضر شدمو رفتم دم در استخر منتظر شدم تا بقیه هم اومدن و با هم رفتیم داخل و موقع بلیط گرفتن که شد میخواستم پولمو در بیارم فهمیدم که کیف پولمو نیاوردم و به دوستامم گفتم که اونام گفتن چون اخر هفتس زیاد پول همرامون نیست که بخوایم حساب کنیم که مسؤل بلیط اونجا گفت اشکال ندار

داستان سکسی:

سکس خنده داری که بد تموم شد

سلام دوستان مرسی که وقتتونو ميزارين و اولین خاطره ی سکس منو ميخونين. اول از خودم بگم مثل همه ی داستانا.ولی نه بزار اول از اون بگم اسمش شیرین بود(مستعار چون دوستان ما زیاد تشریف میارن به این مکان مقدس) 16 سالش بود و دوم و رشته انساني( نمیدونم چرا رشتشو میگم). خودمم اون موقع 17 سالم بود و سوم. من قد و هيکلم خیلی درسته و به سنم نمیاد.راستشو بخواين همه میگن خیلی خوبی ولی اصلاااا بلد نیستم مخ بزنم.فقط تو اتوبوس مترو نگاه های دخترا رو میبینم و نمیتونم کاری بکنم.

داستان سکسی:

دختربازی تابستانی و تور کردن پریسا

سلام به بچه های گل شهوانی من حسامم 18 ساله از شیراز چیزی که میخوام براتون تعریف کنم توش سکس و جرش بده هو نمیدونم کونشو گذاشتمو از اینا نداره نه بعد نظر بزارین مثلا کیرم تو کله ات کونی یا ....

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS