شما اینجا هستید

اولین سکس امیر

سلام به همه . این داستان اولین سکسه منه امیدوارم خوشتون بیاد من امیرم 25 سالمه 183 سانت قد . 100 وزن. اصلا هم چاق نیستم و شیکم هم که عمرا. داستام مال 5 سال قبله من بعد از اینکه وارد دانشگاه شدم به همراه برادرم که 6 سال ازم بزرگه یه مغازه زدیم و شراکتی کار کردیم واسه من اولین کارم و واسه اون شغل دوم این مغازه داری باعث شد ارتباطاتم زیاد بشه و و مشتریا مغازه هم که خانوما هستن و من با دخترا زیادی دوست شدم و اصلا هم تو فکر سکس نبودم یک سالی به همین منوال گذشت و من به خاطر اختلاف با پدرم برای اینکه بی حرمتی نکنم تصمیم گرفتم مستقل بشم همه را راضی کردم و جدا شدم .

داستان سکسی:

اولین سکس رها با مهدی

سلام دوستان این اولین داستانیه که مینویسم امیدوارم دوست داشته باشین .اول از خودم بگم 19 سالمه اسمم رهاست قد هیکل بسیار سکسی وباسن بزرگی دارم که هرکسیو به خودش جذب میکنه و یه قیافه معمولی یه چند وقتی بود با یه پسری به اسم مهدی دوست شده بودم ولی زیاد خوشم نمیمد ازش همیشه در حد بیرون فقط باش بودم هروقت حرف خونه میزد میپیچوندمشو چند روزی جوابشو نمیدادم یه چندباری هم باش خونه رفته بودم ولی اجازه نمیدادم بم دست بزنه .

داستان سکسی:

سکس با زنم و دوستش

من شهرام 28 ساله و زنم 24 ساله هستیم من و زنم دو ساله که ازدواج کردیم و بچه نداریم بریم سر اصله مطلب زنم کمی تپل است وسینه گنده وباسن بزرگی دارد و خودم هم کمی لاغر اندام هستم ما با هم سکس های خوبی داشتیم حتی به روزی سه بار هم میرسید تا یک شب که داشتیم با هم حال میکردیم و حشرش زده بود بالا و من همین طورکسش میخوردم دیدم داره اسم کسی میاره ومیگه نازی که من گفتم نازی کیه گفت دوستم است که هر روز از من از سکسمان میپرسه و با خودش ور میره گفتم تو که بیرون نمیری گفت دختر همسایمان است که چندماهی است طلاق گرفته است و هر روز میاد اینجا با سکسهای ما که براش تعریف میکنم حشری میشه و با خودش ور میره تا ابش

داستان سکسی:

کون داغ سودا

سلام عزض میکنم خدمت برادران و خواهران عزیز من اشکانم و 18 سالمه که اولین سکشمو با سودا تجربه کردم و مربوط میشه به چند ماه پیش من و سودا تو یه سایت دوست یابی دوست شدیم من خودم قدم 180 و وزنم 65 با اندام ورزشی و سودا هم ازم 6ماه کوچیک بود و قدش 168 بود و وزنش 55 و سینه های 70 داشت . اولین هفته باهم فقط اس میدادیم و حرف میزدیم خیلی بهم وابسته شده بود و همش ازم حالمو میپرسید منم که هیچ وقت به خاطر سکس نمیخواستمش تا اینکه بعد 1 هفته بهم اس داد از حموم در اومده و خیلی دلش گرفته و گریه میکنه زنگ زدم دیدم اره چه گریه کردنی حق حق گریه هاش هنوزم تو مخمه . خلاصه بهش گفتم چرا گریه میکنی؟

داستان سکسی:

سکس با آقای همساده

سلام من تازه اینجارو پیداکردم اونچه هم میخوام بنویسم مثل خیلی نوشته ها خیالی نیست که درحسرت سکس مرده باشم بیام توهماتمو بنویسم سه ساله طلاق گرفتم ام و پردمم شوهرم زد اما توعقدبودیم و من رونکرده جداشدم ازش بدیهاش بیشترازاون بودکه بخوام خودموباگفتن کاریکه کرده بیشترگرفتارش کنم طبقه بالای خونمون چهارساله همسایه ای داریم بازن و یه بچه اش راه رفت آمدشون ازتو پارکینگه به طبقه بالا مرتیکه بقدری خوشکل و سکسیه موندم چراهنرپیشه نشده چندباری تو پارکینگ خونه بهم برخوردیم و با یه لبن مالش ازخیرهم گذشتیم تااینکه یروز مامان وبابا رفتن شهرستان داداشهامم هرکدم دنبال زندگی روزمره مامان قبل رفتن بهم گفت این ظ

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS