شما اینجا هستید

عشق اول زهره

مثه رویا بود....برام,سلام دوستایه گلم این اولین خاطره اما ازسکسه ک دوست دارم واسه شماهم بگم,راستش اولین تجربم تویه19سالگیم بود درست بعداز زمانیکه من دانشگاه قبول شدم,خیلی خوشحال بودم از ی طرف ک رشتمو دوس داشتم از طرفه دیگه اینکه بخاطره تعصب خانوادم ب خابگاه فرستاده نمیشدم....قرار بود برم خونه ی خالم....,اونجا راحترم بودم...و منم راضی و خوشحال,سرتونودردنیارم خالم ی دخترو پسرداشت پسرش امید24و دخترش اوتانا30ک ازدواج کرده بود ولی امید نه!....راستش بیشترخوشحالیم از هم خونه شدن با امیدبود...چون از بچگیم عاشقش بودم...خلاصه ماهه اول اونجا یکم معذب بودم اولش فقط باچشمام با امید میحرفیدم....و واسش نا

داستان سکسی:

سنگ صبور

سلام اسمم بارانه اگه مخواین یک داستان سکسی بخونید باید بگم که این داستان سکسی نیست و داستان زندگیه منه.دختر مهربون و خوشگلی هستم البته همه میگن که خوشگلم و تو مدرسه و فامیلا تک بودم و همه چششون رو منه.چشم و ابرو مشکی موهام خرمایی قدم 165 اندامم هم توپره

داستان سکسی:

عشق بازی با مرد بلوچ

سلام مدیا هستم 19 ساله . که چشمش بد جور مرد تنهای همسایشون رو گرفته بود اسمش شهمراد آقا بود یه مرد خوشیپ میانسال 45 ساله بلوچ بود یه روز گرم تابستونی از مدرسه داشتم میومدم که یهو صدای بوق یه ماشین مدل بالا گوشمو کر کرد پشتم رو نگاه کردم دیدم وای اقا شهمراده اومد بلغم نگه داشت گفت دخترم سوار شو میرسونمت خونه با کلی تعارف و اسرا سوار شدم ازم پرسید کلاس چندمی و از این حرفا تا اینکه رسیدیم خونه خیلی از هم دیگه خوشمون اومده بود .

داستان سکسی:

اولین سکس با دوست پسرم و پاره شدن پردم

سلام.خاطره ی من از سکسی که داشتم بدترین خاطره زندگیمه.من 21 سالمه و با چند نفری که تاحالا دوست شده بودم حتی یه بوسم نداده بودم حقیقتش خیلی از دخترای لش و ....

داستان سکسی:

نامزدم کون دوست نداشت

سلام دوستان من رویا هستم 24 ساله وتوپلی. من از 17سالگی با دوس پسرهام سکس ازپشت داشتم وبرام خیلی زیاد لذت داشت تااین که 3سال پییش پسر عموم اومد خواستگاریم وباهم نامزد کردیم. حسین از روز اول باهام ازجلوسکس کرد وپردم رو زد.
سکس ازکس خیلی لذت داشت وحسین خیلی شهوتی بود وخوب ارضا میشدم.
چندماه ازنامزدی مامیگذشت ومن به شدت هوس کرده بودم ازکوون سکس کنم ووقتی خواسته ام رو به حسین گفتم اون خیلی اعصبانی شد وشروع ب دادو بیداد کردووقتی گریه ام رو دید نازم کرد بوسم کردوبهم گفت این کار اصلا خوب نیست مریض میشی و....

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS