شما اینجا هستید

عشق ایرانی در لاس وگاس

با سلام به همه دوستان گلم
لطفاٌ قبل خوندن این خاطره به گزینه های زیر توجه کنید 1.من کوچیک شمام ولی ازتون خواهش میکنم فحاشی نکنید 2.این داستان نیست بلکه خاطرست 3.میشه گفت کمی طولانیه ولی بدونید از خواندنش ضرر نمیکنید 4.من چند وقتیه خارج از ایران زندگی میکنم و املا فارسیم کمی ضعیف شده و شمام به بزرگی خودتون ببخشید دیگه 5.خاطره چند بار چک میشه تا غلط های املایی گرفته شه و شما به راحتی با داستان ارتباط برقرار کنید

داستان سکسی:

سکس گروهی مجید با محمد و الهام

سلام من مجيدم وميخوام ازرابطه سکسي که دوباره با محمد داشتم وبراتون بگم قضيه ازاونجايي شروع شد که اگه يادتون باشه رفته بودم عکس بندازم وسي دي سوپربگيرم که اون جريانا پيش اومدوسي ديروجاگذاشتم.تقريبا4روز شده بود که رفتم عکسامو بگيرم.ديدم داخل مغازه ممد دو سه تامشتري هست که گفتم ممدعکس من آمادست گفت آره ولي بشين سرم خلوت بشه بهت بدم. گفتم باشه پس من ميرم سرت خلوت شد بزنگ بيام بگيرم گفت باشه حتما که حتما يجوره معنا داري گفت.

داستان سکسی:

سکس به یاد ماندنی در نهضت سوادآموزی

باسلام من تازه به عنوان اموزشیار نهضت سواد اموزی یکی از دهات استان شیراز قبول شده بودم واز شهر تا روستا حدودا 50کیلومتر راه بود که با سرویس روستای بغلی رفت وامد میکردم که در 2کیلومتری روستایی که من اونجا تدریس میکردم فاصله داشت واون 2کیلومتر را با پای پیاده رفت وامد میکردم پس از 2ماه تدریس خانمهای این روستا نیز درخواست کردند که برای اونها هم معلم از اداره بخواهم تا به اونا هم درس بدهد منم یه خواهر زن داشتم که درزیبایی بی نظیر بود وخیلی دلم میخواست باهاش یه سکس جانانه بکنم وایشون تازه لیسانسش رو گرفته بود وبیکار هم بود وبه دلیل فقر مالی دنبال کار میگشت که با پیشنهاد من به عنوان اموزشیار کلی

داستان سکسی:

جان مریم

سلام من حسینم و این ماجرای عشق اول منه که در تیر ماه 1387 در همدان اتفاق افتاد. امیدوارم بپسندید.لطفا نظراتتون رو هم بنویسید دختر داییم مریم برای من نوستالژی عشق اول بود،حدودا نه سالی از من بزرگتر بود یادمه از دوم راهنمایی به بعد کم کم حس کردم خیلی دوستش دارم،یه عشق خالص و بچه گانه همیشه محو صورتش میشدم از زیبایی بین همه ی دخترای فامیل سر بود همه جام همینو میشنیدم،خب بگذریم.

داستان سکسی:

اشکان و زن مذهبی طبقه بالا

ما توی یه خونه چهار واحد زندگی می کنیم طبقه بالای ما یه خانوم و اقا زندگی می کردند که تازه امده بودند ( داستان مال دو سال پیش) . خیلی خونه نبودند . شوهر الهام خانوم ( همون طبقه بالای ما ) بیشتر وقتای ماموریت می رفت گاهی چند هفته نمیاد . الهام هم بیشتر وقتا خونه مادرش اینا می موند . الهام زن چاق و قد بلند با پوست سفید و چادری بود خیلی مذهبی بود .

داستان سکسی:

به نظر شما بهترین سالهای زیبایی یک زن کدام است؟

نوشته 3aber در 15. مهر 1393 - 4:58
زیر ۱۸ سال
6% ( رای 55 )
۱۸ تا ۲۲ سال
27% ( رای 237 )
۲۲ تا ۲۶ سال
29% ( رای 259 )
۲۶ تا ۳۰ سال
18% ( رای 164 )
۳۰ تا ۳۵ سال
14% ( رای 127 )
۳۵ تا ۴۰ سال
3% ( رای 27 )
۴۰ تا ۵۰ سال
1% ( رای 8 )
بالای ۵۰ سال
1% ( رای 12 )
رأی ها : 889

آرش ارضام نکرد

بعضی وقتا زیادی هوس سکس میکنم اما دوسپسرم ارضام نمیکنه. یه روز که اماده سکس بودمو حسابی به خودم رسیده بودم . آرش دوست پسرم اومد پیشم خیلی سریع شروع کردیم اما هرچقد پیش میرفتیم من سردتر میشدم و انگار خبری از ارضا شدن نبود.خسته شده بودم آرش پرسید ارضا شدی الکی گفتم اره .اونم ابشو ریخت تو کسم و بیحال دراز کشید,من حالم خوب نبود میخواستم ارضا بشم اما خیلی کم پیش میومد تو سکس با آرش این اتفاق بیوفته ولی چون دوسش داشتم چیزی نمیگفتم, آرش رفت منم رفتم دوش گرفتم و برای اینکه اروم بشم یه کم به خودم رسیدم و زدم بیرون .

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS