شما اینجا هستید

محمد و دختر حشری

سلام من محمد هستم 19 سالمه داستانم کاملا واقعیه کسخلم نیستم یه ربع بشینم داستان الکی بنویسم بعدش فش نصیب جدوآبادم بشه خب بگزریم از این حرفا برم سر داستانم همونجور ک گفتم 19 سالمه اهل دیار غریبی به اسم خورموج 70 کیلومتری بوشهر شهری بس کوچیک و غریب اگه یه اتفاقی توش بیوفته همه خبر دار میشن این معرفی خودم و شهرم . من یه پسر معمولی با قد 185 وزنن هم 78 هستم و مشخصات دختری رو ک باش سکس داشتم قدا حدود 174 یا 175 وزنشم والا وقت نکردم ازش بپرسم خب اینا رو بیخیال بریم سراغ اشنایمون،

داستان سکسی:

روسپی بامعرفت شهرنو

باسلام من اریو هستم اسم مستعار میخاستم به همه خسته نباشید بگم به خصوص ادمین عزیز من خاطره سکسی زیاد دارم چه قبل از انقلاب وچه بعد از انقلاب میخاستم یکی از سکس ها رو براتون بگم ان موقع برای سکس شهر نو میرفتیم البته با دوستان خیلی ارزان بود مثلا شاه کوس 50 تومن بود تابه بقیه البته کوچه التماسیها بود که برای تماشا میرفتیم وارد که میشدیم اول میرفتیم خانه پری بلنده یا ثریا ترکه یا اشرف چهار چشم چون ان موقع بهترین خانمها رو میاوردن روحشان شاد اول رفتیم خانه پری خیلی شلوغ بود خانه اشرف هم شلوغ بود بی خیال شدیم رفتیم چرخی بزنیم تا کسی رو پیدا کنیم خیابان اول رفتیم چیزی با حالی نبود خیابان دوم ب

داستان سکسی:

عاشقی با عسل

هوا چقدر سردِ ! بهش میگم بیا بریم تو ولی‌ وقتی‌ برگشتو تو چشام نگاه کرد می‌تونستم توش بخونم که دوس داره بشینِ دوس داره طلوع آفتابو ببینه . میشناسمش از خودش بهتر واسش یه پتو آوردم . میندازم روش ، نفس عمیقشو حس می‌کنم . عسلم خانومم دوست دارما سرما بخوری میمیرما . بازم ساکته فقط نگام می‌کنه . میترسم میترسم بغضش بترکه نمی‌خوام غرورش بشکنه . گلم آخه سرما بخوری من توانِ مریض داری ندارم . لبخند می‌زنه و باز برمیگرد به آفتاب نگاه می‌کنه . چقدر هوای عجیبیه کاش عسلم مثل خورشید دوباره نور و به زندگیم برمیگردوند . دیگه اون شادی قدیمی‌ توش نیست . مامانش تنهاش گذشته . مامانش دنیاش بود .

داستان سکسی:

همه چی از سینما شروع شد

سلام من ١٩ سالمه ... این داستان واقعیه واقعیه من قدم ١/۶٢ وزنم ۶٠ رنگ پوستم سبزه .... این خاطره برمیگرده به ٢٧/١١/٩٢ ... سه سال با یکی دوست بودم که فقط تلفنی با هم بودیم دیگه اخرای دوستی به اصرار من قبول کرد ولنتاین شهر ما باشه ما گرگان زندگی میکردیم اونا تهران ... اما به دلایلی نتونس ولنتاین و گرگان باشه ... بعد از دو روز تاخیر اومد گرگان ...

داستان سکسی:

اولین سکس با دخترعمو در ۱۴ سالگی

سلام من این خاطره که مینویسم اولین خاطرهی سکسمه اون موقع 14 سالم بود من از سمت پدرم یه رگه عرب دارم واسه همینه کیرم دو رنگه خیلی خیلیم کلفته لابد الان دارین میگین خالی بنده حالا مهم نیس من پارسال با عموم دختر عموم بابام رفته بودیم شمال اونجا بابام و عموم یه ولیلا خریدن میخواستن بفروشنش. ما یه ویلا تو محمود اباد داشتیم اینا یه ویلا تو خزر شهر خریده بودن که از محمود اباد تا خزر شهر یه ساعت راهه

داستان سکسی:

دانشجوی عاشق ساک

سلام من دانشجوی یکی از دانشگاه های مشهدم ، البته واسه اونجا نیستم . مدتها بود که عشق این توی سرم افتاده بودکه یکی واسم ساک بزنه و منم واسه اون ساک بزنم . ضمن اینکه من کیر کلفت و سفید دوست دارم . هم خونه من ترک تبریزه و خیلی خشگل و سفیده و من خیلی دوست داشتم واسم ساک بزنه و منم واسش ساک بزنم . خلاصه کنم دیروز توی خونه حوصله م سر رفته بود و نمیدونستم چیکار کنم . همینطور که خیلی کلافه بودم ناخودآگاه چشمم به برجستگی کیر هم خونه ایم که پای گاز داشت غذا درست می کرد افتاد .

داستان سکسی:

من و دختر عمه سارا

سلام اول از همه اینکه این اولین داستانیه مینویسم و عین واقعیته من یه دختر عمه دارم به اسم سارا. چون عمم از شوهرعمم جدا شده بود عمم با بچه هاش خونه مادربزرگم زندگی میکردن و گاهی هم خونه دایی ها میرفتن من از بچگی با سارا جور بودم جوری که موقعیت گیر میاوردیم همدیگرو دس مالی میکردیم
تا اینکه زمان گذشت و سارا در سن 17 سالگی ازدواج کرد دیگه از اون دس مالی های بچگی خبری نبود و منم همچنان تو نخ سارا بودم چون هم زنونه تر شده بود و هم اینکه پرده ای در کار نبود میتونستم از کس بکنمش...

داستان سکسی:

از اول ميگفتين ميبريم بكنيمت

اسمم نداس (فيك) .يه دختر با قد ١٦٩ و وزن ٦٧ .كونم توپوله و هميشه لنز ميزنم.موهامم هميشه بلونده متوسط رنگ ميكنم.اينارو گفتم تجسم بشه كردم. خيلي وقت بود با هيشكي نميپريدم حدود ٦ ماه..ولي يه روز وقتي بيرون بودم يه پسري اومد با هزار ادا اصول شماره داد.نميخوام بگم من پا نميدمو اين حرفاها ولي واقعا نميخواستم با كسي بحرفم يه چن وقت..مخصوصا نميخواستم با يه هم محله اي باشم.. خلاصه منو اين سه هفته اي حرفيديمو قرار گذاشتيم تا اينكه گف ميخواد بريم شمال...منم گفتم اگه خونرو حل كردم ميام..دختر آزاديم و سكس داشتم قبل اين ٦ ماه ولي بطور عجيبي اين ٦ ماه يني از قبل عيد نه دلم پسر ميخواس نه كير. ميگفتم...

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS