شما اینجا هستید

اولین سکس من و نامزدم مریم

من نیما هستم ۲۶ سالمه و میخوام خاطره اولین سکسمو با نامزدم براتون بنویسم. یک ماه بود با مریم عقد کرده بودم. یه شب که باهاش تنها بودم و داشتیم دلمو زدم به دریا اخه قبل اون خیلی رومون تو رو هم باز نشده بود . کنارش خوابیده بودم مطمین بودم اونم سکس میخواد ازم. با کف پام ساق پاشو مالیدم اونم تو چشمم زل زده بود. بازم مالیم براش داغ داغ بودم . بوسیدمش وای تو بغلم بود زن خشکلم. لبشو خوردم اونم برام ناز میکرد و منو دیونه میکرد. خیلی لبشو خوردم. زیر گردنشو لیس میزدم اونم چشمشو بسته بود. چشمشو بوسیدم بهش گفتم دوست دارم عزیزکم واسه این لحظه رویایی لحظه شماری می کردم. هیچی نمیگفت.

داستان سکسی:

من هرزه هستم

سلام من مدتهاست که خواننده اینجاهستم دروغ هم نمیخوام بنویسم میخوام ازخودم بنویسم من یه دخترچاق هستم که قیافه خوبی دارم ولی بشدت چاق هستم وقتی که 10ساله بودم شبیه دخترای 15-14ساله بودم چون چاق وهیکلی هستم اون زمان یه شوهرخاله داشتم که همیشه منو دستمالی میکرد من خوشم می اومد ازدستمالی کردن اون لذت میبردم با انگشتش کسم رونوارش میکرد اون موقع من لذت میبردم خوشم می اومدکه من بخوابم واون کیرگنده اش روی کسم بکشه هیجوقت توی کسم نمیکرد درهمین حد بود وبا سینه هام بازی میکرد یه سالی که گذشت من فهمیدم اینکارا بد هست وکمی ازش دورشدم ولی دلم سکس میخواست یه چن بار دیگه منو دستمالی کرد ازکیرش خوشم می اومد

داستان سکسی:

سکس با دوست دختر سابقم

سلام خاطره ای ک میخوام بگم ماله 2 سال پیشه الان 19 سالمه سال اول دبیرستان با یه دختری اشنا شدم تقریبا 3 سال و خورده ای باش بودم تا 2 سال اول نهایت کاری که کردم یه لب بود و دیگه هیچ حتی یک بارم نمالیدمش.یه بار بش گفتم بیا خونمون گفت نه 2 3 هفته فقط بش گفتیم بیا تا راضی شد بیاد گفت هر موقع موقعیتش جور شد بهت میگم.

داستان سکسی:

دختر سرزمین آریایی

44... 43... 42... نگاهش به چراغ راهنمایی بود و با شمارشگر قرمز انگشتش را بر روی فرمان می کوفت که ناگهان دستی به شیشه کنارش خورد. چرخید. پسرکی گلهای رز قرمز و سفید در دست داشت. لحظه ای به گلها خیره شد. تصمیم گرفت برای شب که سالگرد ازدواج پدر و مادرش بود یک دسته گل بگیرد. شیشه را پایین آورد:
_ چنده؟
_ دونه ای هزارتومن خانم.
_ یه دستشو می خوام.
_ ده تومن
_ بده
اسکناس ده تومنی را به پسرک داد و دسته گل را گرفت و مشغول بو کردن شد. لحظه ای بعد صدایی دوباره از سمت پسرک گل فروش آمد:
_ هی خانم؟!

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS