شما اینجا هستید

کیری که هرگز شق نشد

هفته قبل اون ماجرا از طرف خوابگاه بخاطر آوردن قلیون بدجور تنبیه شده بودم اما اون روز باید هرطور شده صبح زود بیرون میزدم با محمدعلی در استودیو آشناشدم.

داستان سکسی:

سکس بیادماندنی با دختر کون گنده

سلام دوستان این خاطره ی من برمیگرده به سال 88اونموقع 20سالم بود رفته بودم عروسی پسر عموم اونجا دختری رو دیدم به اسم شیما یه دختر نسبتا تپل با سینه های75وباسن کمی بزرگ18سالش بودخلاصه بهم خیلی امار داد خیلی چشم تو چشم میشدم باهاش منم دیگه تاب نیوردم وگفتم کسی که میخاد باید ترتیبشو داد منم یواشکی گوشیمو دادم بهش تا شمارشو سیو کنه اونم شمارشو سیو کرد وبعد چند دقیقه شروع به اس بازی کردیم اون از خودش میگفت منم از خودم گفتم

داستان سکسی:

ذهنِ سیاه، سپید (1)

با سلام.
برای خواندن داستان زیر باید حتماً چهار قسمت اول داستان « من سیاه دل سپیدم» رو خونده باشین وگرنه داستان لطفی نداره...

با تشکر از هیوا جان عزیز که این ایده روتوی سر من انداخت.

داستان سکسی:

پایان دخترونگی، آغاز زنانگی

سلام من نیکی 20ام سالمه. 15 سالم که بود با یه پسری دوست شدم به اسم محمدرضا اون 22 سالش بود. اولش دوس پسرم نبود به قول بچه های الان دوست اجتماعیم بود کم کم مهر و محبتش رفت تو دلم عاشقش شدم از دخترای دیگه که حرف می زد حالم بد میشد باهاش قهر میکردم منم واسه اینکه کم نیارم از پسرایی که بهم پیشنهاد دوستی میدادن میگفتم اونم نمیزاشت با کسی دوست بشم. تا اینکه یه روز بهم گفت دوست دارم منم بهش گفتم دوست دارم با هم دوست شدیم تو این مدت دوستی کلی اون منو اذیت کرد کلیم من اونو.

داستان سکسی:

دوست زنم رو کردم

سلام، فقط امیدوارم از داستانم خوشتون بیاد و من فحش ندین چندسال پیش خانمم کلاس ایروبیک میرفت، تو باشگاه با یکی از خانمهای خوش اندام دوست شد که به قول خانمم میگفت بهترین ورزشکار باشگاه بود، خیلی ازش تعریف میکرد و میگفت دوست داره هیکلش مثل اون بشه، البته خانم من هم خوش استیل بود ولی خب خانوما مرغ همسایه رو غاز میبینن

داستان سکسی:

سکس رویایی باعشق رویایی

من سحرم18سالمه ی دختر خیلی حشریو سبزه .خیلی رویایی نیستم ولی میگن چشام جادو میکنه..ی روزبا دوس پسرم اشکان ک 3ماه ازم بزرگتره بحثم شده بودخیلی عصبی بودم دلم میخاست خرخرشو بجووم اخه با اینکه من1سال فقط باخودش بودم(4ماه بودسکس میکردیم) پردمم خودش زده بود میگفت توبایه نفر دیگه رابطه داری منم میگفتم خب اگ اینجوری فک میکنی ولم کن..ولی چرت و پرت میگفت انتقام میگیرم و حالتو میگیرم.زیاد باهم دعوا میکردیم ولی هیچوقت ازین حرفابهم نزده بود مث همیشه به همدیگه گفتیم بای برای همیشه .:)

داستان سکسی:

کیر ناکارآمد

سلام.با صداقت مينويسم ک خوشتون بياد با اينکه خيلي هاتم ولي تو 27سال زندگيم سکس نداشتم قيافه بدکي هم ندارم ولي شانسم در حد تخم خر خلاصه قسمت شد چند وقت پيش تو لاين با ي دختره اشنا شدم کم کم بهم وابسته ميشديم حرفمون فقط شده بود سکس بعد 27 سال بختم ميرفت بسوي خوش اقبالي بد ذوق و شور سکس افتاده بود ب جونم ديگه باس ترک جلق ميکردم ديگه طفره رفتن بسه برم سراغ اصل مطلب

داستان سکسی:

سکس با مسافر

سلام من شروین هستم بچه شمال این خاطره ای که براتون میگم مربوط میشه به 1392 منم کارم اینه که چندتا ویلا و سوئیت در تابستون وزمستون ها اجاره میدم به مسافرها... قضیه از اونجا شروع شد که من طبق هر شبم میرفتم سر خیابان اصلی و مسافر گیر می آوردم تا اینکه چند روزی قبل از عید نوروز آخر شب کنار خیابون ایستاده بودم که دیدم یه ماشین 206 کنارم وایستاد و داخل ماشین سه تا دختر خشگل و مست بودن،شیشه رو آوردن پایین و بهم گفتن ویلا داری منم گفتم بله دارم ولی به مجردها نمیدم...اونی که پشت سر نشسنه بود گفت حالا امشب رو بیخیال قانونتون شین منم گفتم باشه ولی قیمتش بالاست گفت مثلا چقدر؟

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS