شما اینجا هستید

سکس با دوست و همکلاسی گی

سلام اسم مستعار من محمد هست و داستانی که میخوام براتون بگم راجه به گی هست ولی ارزش این رو نداره که قسم بخورم راسته اما بدانید راسته من 16 سالم ه و داستان از او لحظه ای شروع شد که یه روز توی مدرسه ما (راهنمایی)30 درصد از بچه های کلاس ما رو شهوت فرا گرفته بود و دو – سه نفر از همکلاسی های ما توی کلاس مون (معلم نداشتیم ) شروع کردن انگشت کردن توی کون همدیگه منم دلم خواست برای یه لحظه این کار رو انجام بدم که دل رو زدم به دریا یکی از خوش استیل ترین همکلاسی هام به اسم احد داشت به سمت میز من برای فرار از دوستش که انگشت نکنه بهش اومد سمت من یه انگشتم رو تا ته کردم بهش وقتی دید من هم از این کار ها می

داستان سکسی:

فاطمه زن همسایه

داستان من از اونجایی شروع میشه که دانشگاه در اومدم و راهی اصفهان شدم. مدتی خونه یکی از آشنایان ماندم و بعد از طی مراحل ثبت نام، اوفتادم دنبال خونه پیدا کردن. از طرفی می خواستم به دانشگاه نزدیک باشه و از طرف دیگه دور و بر دانشگاه که بالای شهر محسوب می شد قیمت اجاره ها بالا بود. سرآخر در یکی از مسیرهای منتهی به دانشگاه خانه ای پیدا کردم، تو منطقه ی قائمیه بود و از دانشگاه فاصله داشت اما خوبیش این بود که می شد با خط بی آرتی ظرف مدت کوتاهی خود را به دانشگاه رساند. خونه ای که اجاره کرده بودم یه زیر زمین بود که یه خواب داشت با هال و آشپزخانه و سرویس های بهداشتی.

داستان سکسی:

اولین سکس مهلا و عشقش

سلام دوستان اولین خاطره ای که براتون نوشتم یه شب دلچسب دیگه بود که مورد لطفتون واقع شد برا همین تصمیم گرفتم خاطره اولین سکس با عشقم تو دوران نامزدیمون رو براتون بنویسم چون همیشه اولین ها یه حس متفاوتند. تو سن 17 سالگی قبل از امین با یه خری نامزد بودم. تو دوران نامزدی بهم خیانت کرد و من فهمیدم و همه چی بینمون تموم شد همین قضیه تاثیر بعدی تو روحیه ام گذاشته بود تا چند سال از همه مردا حتی پدرم بدم میومد و 9 سال طول کشید تا این حس نفرت وجودم تبدیل به یه عشق ناب شد عشقی که الان جونمم براش میدم ROFL

داستان سکسی:

امیر و گی بعد از ده سال

من امیر هستم از شمال .داستان نویسی بلد نیستم اما میخوام این خاطره رو براتون مکتوب کنم .من تو یکی از شهر های ساحلی مازندران رندگی میکنم .30 سالمه بدنساز نیستم ولی فوتبال بازی میکنم این باعث شده که شکم نداشته باشم .از نظر ظاهر هم باید بگم با قد 180 و وزن 80 و فیس سبزه چیز بدی هم نیستم .به هر حال باید بگم تو دوران نوجوانی ، همون دوره مدرسه با دوستامون زیاد شیطونی میکردیم از هرفرصتی برای کردن استفاده میکردم .زیاد کون کردم یکی دو باری هم کون دادم .زیادم بدک نبود .تقریبا 10 سالی میشد که گی نداشتم یعنی موقعیتی پیش نیومده بود یه جورایی از اون فاز خارج شده بودم دانشگاه و دوست دختر و این جور چیزا .

داستان سکسی:

ماجرای سکسی نگین و سارا

من نگین هستم ۱۵سال دارم می خوام براتون یکی از خاطراتم رو تعریف کنم هم سکس داشتم هم لز ، تو مدرسمون سارا بغل دستی من می نشست باهم تو ردیف آخر بودیم و همیشه از سکس حرف میزدیم یه روز سارا بهم پیشنهاد داد تو زنگ تفریح با هم بریم دستشویی منم قبول کردم تو زنگ هولم داد تو دست شویی و درو بست یهو دستشو گذاشت رو سینم گفتم چی کار داری میکنی!!؟؟ گفت ساکت باش. دکمه هامو باز کرد بعد مال خودشو و دستشو برد از زیر سوتینم سینه هامو گرفت خوشم اومد دستهاش گرم بود.

داستان سکسی:

سفر با مامان

یه مدته که دارم خاطرات و داستانهای این سایت را می خونم برام جالب بود که بعضیها می تونن کارهاشون را چه درست یا غلط برای بقیه تعریف کنند... بعد از مدتی من هم تصمیم گرفتم خاطرات خودم را برای شما تعریف کنم داستان من مربوط به سه سال پیشه که مادرم مریض شده بود و من مجبور شدم اونو از شهرستان ببرم شیراز دکتر. مامان من مریضی گرفته بود که شکمش به شدت درد می گرفت و پاهاش کرخت میشد به حدی که به نوعی فلج میشد و اصلا نمی تونست تا 1 ساعت حتی پاهاشو تکون بده. راستی من نوید و الان 24 سالمه و اختلاف سنی من و مادرم 14 ساله!!!

داستان سکسی:

اولین سکس من و مهناز

این خاطره ای که میخوام تعریف کنم مربوط میشه به سکس اول من در سن 25 سالگی اول از آشناییم با مهناز میگم.که همکارم که تازه استخدام شده بود باهاش رفیق شده بودم.اون با خواهر مهناز رفیق بود و طرح دوستی من با مهناز رو اون داد.

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS