شما اینجا هستید

دید زدن خواهرم

با عرض سلام .من یه خواهر مذهبی دارم که ۴سال از خودم کوچکتر هست و بدن خیلی خوشکل ، سفید و لاغر اندامی داره خیلی دوست دارم بدن لختشو ببینم و از همه بیشتر عاشق سینه های خوش فرمش هستم هر وقت که نیست با شرت و سوتینش ور میرم و میپوشمشون ،هر روز تو کف سینه هاش هستم بالای سینه هاشو موقعی که خم میشه یا یه چیزی بر میداره دید میزنم خیلی سفید و قشنگ هست ولی حیف که نوک سینشو نمیتونم ببینم نسبت به سنش سینه هاش خیلی خوبه نه کوچک و نه خیلی بزرگ کشش ندم خیلی دیگه بیشتر از این نمیتونستم تحمل کنم یه فکری تو سرم افتاد گفتم یه جور باید خواهرمو دید بزنم یه جوراب رو سوراخ کردم و موبایل رو طوری گذاشتم تو گوشیم که

داستان سکسی:

سکس مسیح و فاطمه

با سلام این یک خاطره از خاطرات من است اگه بخوام از اول واستون تعریف کنم خیلی زیاده پس اگه خواستید بعد از این خاطره بگید واستون مینویسم من مسیح ۳۰ساله متاهل با تیپ و قیافه معمولی از بدنم هم بخوام بگم یه کیر ۱۶-۱۷ سانتی و کلفتی یه مقدار از حالت معمول بیشتر دارم ۱۷۰ قد و وزنم هم حدود ۷۸-۷۹ فاطمه که من فاطی میگم بهش یه زن متولد ۶۸ وزن حدود ۵۳-۵۴ کیلو کمی از من کوتاهتر یه دختر داره که امسال رفت امادگی از اندامش هم سینه هاش کوچیک و یه جوری که به دل نمیشینه اما در عوض یه کس تپل با چوچول های بزرگ و کون تقریبا گنده فاطی زن داداش داماد ما میشه و الان که این خاطره رو مینویسم طلاق گرفته اما پارسال که ی

داستان سکسی:

اولین کون دادن اشکان به پسردایی

سلام. اسم من اشکانه. الان 21 سالمه. اولین کون دادن من برمیگرده به زمانی که 17 سالم بود. یه پسر دایی دارم به اسم مهران. دو سال از من بزرگتره. یادمه به بار اومدن خونمون، با هم رفتیم توی اتاقم و در رو بستم. قبلا وقتی دبستان بودم با هم حال میکردیم و با کیرش بازی میکردم ولی خیلی وقت بود که با هم این کار رو نکرده بودیم. داشتیم با کامپیوتر ور میرفتیم که یکدفعه رفتم سراغ فیلم سکسی، از نوع پسر (گی) هم گذاشتم. فیلم رو که دید، دستم رو گزاشتم روی رون پاش بعد آروم بردم روی کیرش. { این رو بگم که من کون تپلی دارم و هیکلم راسته بود. اما خشگل نیستم. بد قیافه هم نیستم زیاد.

داستان سکسی:

من و خاله حزب اللهی

اسم من اشکان و الان28 سالمه ،نه تیپ آلن دلونی دارم ،نه هیکلی آنچنانی.تو یه خانواده ی سنتی در غرب تهران بزرگ شدم. از سن و سال 18-19 سال با چند نفری دوست بودم که البته اونا هم شاه داف نبودند،دخترایی بودند همه در قد و قواره خودم و با یکی دو سال اختلاف سن.

داستان سکسی:

گی با استرس دور از چشم زنم

یه مدتی بود یاهو مسنجر با یه پسر 18 ساله آشنا شده بودم.اهل دوستی بود ولی می ترسید.یه د و سالی گذشت یه دفعه نمی دونم چی شد گفت میخام ببینمت.قرار گذاشتیم یه وقت مناسب اومد ولی باز غیبش زد.دیدمش ولی در رفت.نا بالاخره یه شب ماه رمضون باز پی ام داد که داغونم بیا لاپائی!!منم که تنها بودم خانمم رفت خونه مادرش منم بهونه آوردم حال ندارم.زنگ زد آدرس دادم اومد آوردمش خونه سبزه با بدن قوی و قد بلند .استرس داشت 2 بار گفت به کسی نمیگی گفتم نه از پله ها اومد بالا بوسیدمش باسنشو مالیدم اونم باسن منو گرفت. روش باز شده بود .اومدیم بالا گفت چیکار کنیم؟

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS