شما اینجا هستید

سکس توپ با دوست پسرم

سلام.من و دوست پسرم هردو خیلی هاتیم.سکس واقعا برای ما لذت بخشه.این خاطره ی یکی از بهترین سکس هامونه خونه ی محسن اینا کسی نبودو همه رفته بودن سفر.ما از قبل هماهنگ بودیم برای اون روز.من به مامانم گفته بودم که با دوستم بیرونم و دیر برمیگردم خونه. زمستون بودو زود هوا تاریک میشد.ساعت 5 ، 5.5 رفتیم خونه ی محسن اینا.

داستان سکسی:

نمی خواستم کون بدم ولی ...

سلام سوگند هستم ٢٠سالمه بچه تهرانم،وزنم ٤٨قدم١٦٠،خيلي حشريم ولي اهل سكس نيستم،اين خاطره مال چند ماه پيشه،آخراي ترم بود،حال نداشتم پياده برم خونه تاكسي گرفتم،يه پرايد سفيد،سر صحبت و باز كرد يكم از حرفه و هنراي ورزشيش گفت و خلاصه پيشنهاد داد بريم سفره خونه قبول كردم،گف پول نداره و بريم خونش پول برداره بعد بريم قبول كردم،ماشين و پارك كرد و ازم خواست برم بالا ولي من دوست نداشتم برم تا بالاخره رفتم بالا،وارد خونش كه شدم رو مبل نشستم،البته گفته بود مجردي زندگي ميكنه،اومدم كنارم نشست و شروع كردن به خوردن لبهام،تاحالا تجربه نكرده بودم،خوشم اومد و ابراز ناراحتي نكردم،همونجوري ازم لب ميگرفت چشم از رو

داستان سکسی:

زن و خواهر کارفرما (1)

با سلام این خاطره برمیگرده به همین چند ماه پیش من یه حسابدارم و با شرکتای زیادی کار میکنم چون شهر ما کوچیکه زود جا می افتی ، یروز صبح گوشیم زنگ خورد و یه آقایی که خودشو مدیرعامل یه شرکت معرفی میکرد ازم خواست برم دفترش منم قبول کردم.

داستان سکسی:

گاییدن دوست جنده زنم

سلام من رسول هستم. 31 سالمه و زنم رویا 25 سالشه. ما 2 ساله ازدواج کردیم. زنم داشجوی کارشناسی ارشد است. یه دوست داشت که اسمش زهرا بود. خیلی خوشگل بود ولی خیلی باز بود. یعنی بی حجاب نبود ولی تو رفتارش کاملا جندگی می بارید. من به علت اینکه ورزش والیبال انجام می دادم. خوش هیکل و بلند قد بودم. چون چهره ام هم خوب بود خیلی از خترا زمان ازدواج تو نخ من بودن. من چندین بار از رویا خواسته بودم که رابطش رو با زهرا قطع کنه چون این دختر به نظر من خوب نیست.

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS