شما اینجا هستید

هومن و مامان ساقی

جریانی که میخوام بگم 7 سال پیش شروع شد اسم من هومن و ساقی مامانم اون موقع من 20 ساله ومامانم 35 سالش بود من از اول مامانمو ساقیجون صدا میکردم ومامان نمی گفتم از وقتی یادم میاد مامان و بابا همیشه با هم دعوا داشتن من بعد از سربازی یک مغازه پوشاک اسپرت فشن تو یکی از مراکز خرید بالا شهر باز کردم البته مغازه مال مامانم هستش .

داستان سکسی:

کون دادن زودهنگام به خواستگارم

سلام به همه بچه های شهوانی میدونم که آخرش کلی بهم چرت پرت میگن من از 21 سالگی سکس شروع کردم الان 26سالمه تقریبا تو این چن ساله با هر کی دوس شدم سکسم کردم اوایل از کون دادن میترسیدم اونم تقصیر دوس پسر اولم بود کیرش خیلی بزرگ بود دفعه اول همشو یه دفعه کرد تو کونم خلاصه بگذریم تقریبا تو شهریور امسال بود که یه خواستگار برام اومد بهاش میرفنم بیرون کم کم از یه رابطه جدی فاصله گرفتیم یه هفته بیشتر از اشنایمون نمیگذشت که من دیونه رفتم خونشون بد از کشیدن یه قلیون کم کم شروع شد اومد کنارم نشست لباشو گذشت رو لبام طعم لباشو دوس نداشتم من لب بالا اون لب پایین یواش یواش خودم تو بغلش جا گرفتم نمیدونید چه

داستان سکسی:

ادکلن کوکو شنل

سلام اسم من علی 25 سالمه بچه اراکم داستانی که میخوام براتون تعریف کنم بر میگرده به 2 سال پیش وقتی دانشجو بودم. من اهل خاطره نوشتن و داستان نوشت نیستم اما این داستانی که میخوام تعرف کنم داستان زندگیمه واسه همین دوست ندارم واسه کسی که میشناسم تعریف کنم چون ممکن طرز فکرش نسبت به من عوض بشه به همین خاطر دارم اینجا واسه شما مینویسم. ما مغازه آرایشی فروشی داریم یه روز که اونجا بودم یه دختر واقعا خوشکل قد بلند خیلی جذاب اومد داخل میخواست ادکلن بخره اومد جلو گفت آقا ادکلن کوکو شنل دارید؟؟این ادکلن خیلی گرون بود!!! ما هم کارای مارک نمیاوردیم از طرفی اگه هم میگفتم نداریم فرصت مخ زدنشو از دست میدادم.

داستان سکسی:

عشقبازی علی با زندایی راحله

بسمه تعالی
سلام به دوستان گل شهوانی ....
اسمم علی بیست ساله ماجرای ک میخوام بگم مربوط ب سه سال پیش میشه . ... همین اول بگم چون میدونم یه سری از دوستان کلا فحش میدن خواستم از همین تریبون اعلام کنم فقط وفقط به عشق شما دارم این خاطره رو منتشر میکنم ...ب نظرم زیباترین قسمت یک نوشته نظرات کاربران هس و بعضیام یه فحش هایی میدن ک ادم حیفش میاد یاد نگیره ..ببخشید یکم طولانی شد ... راستی داستانم بیشتر عاطفی هس تا سکس . اینم بگم اینقدر بیکار نیستم بیام داستان تخیلی بنویسم یقینا مثل کلام حق راسته ...

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS