شما اینجا هستید

معشوقی که 23 سال ازم بزرگتر بود

این داستان واقعیه دوستان خیلی وقته داستانای شهواینو میخونم وامروز تصمیم گرفتم که منم بنویسم
مریم هستم 25 سالمه هیکل درشتی دارم 175 قدمه و 80 وزنم

داستان سکسی:

سکس دوم با پسرخاله

میخوام دومین سکس خودم رو که اولین سکس اختیاریم بود براتون بطور خلاصه بنویسم
من اولین بار در سن 10 سالگی توسط پسر عموم مورد تجاوز قرارگرفته بودم و این رو بابا و مامانم هم فهمیده بودند و...
با اینکه اون سکس زورکی بود اما یه چیزائی از لذت رو برام یاد آوری مینمود وگاهی با خودم آرزو میکردم کاش میشد

داستان سکسی:

تنفر از سکس با مردها

سلام.من lona jonمیخواستم کمی از زندگیم واستون بگم تا کسایی که میتونن کمی بهم کمک کنن..
ازتون میخوام هر کسی نظری داره بگه خوشحال میشم حتی میتونه واسم پ خ کنه و هر چی هم که اینجا بگین ناراحت نمیشم..

داستان سکسی:

لیدا نگو بلا بگو

چند روزی بود که یکی خیلی اذیتم می کرد و هر روز تیکه کلامش شده بود خیلی دوستت دارم همین و بعد سریع تماس قطع میشد اجازه حرف زدن به من نمی داد و منم گیج و سر درگم شده بودم .اون سالها 27 سالم بود قبلا سکس های زیادی داشتم چه از زنها ی شوهردار و چه دختران زیبا رو وضع مالی من خیلی خوب بود اصلا نیازی به پول نداشتم.هر وقت ارده می کردم یکی رو می آوردم.

داستان سکسی:

خواهر زن کون گنده من

سلام خدمت بچه های شهوانی اسم من امیر 3 سال ازدواج کردم 28 سالم با بیوگرافی معمولی خواهر زنهای من یعنی فرشته و مارال دختر های توپول و نمکی هستند فرشته ابجی بزرگست و باسن بزرگی داره هر دو تاشون مجرد هستند و بزرگتر از زن من فرشته 32 سالشه و من خیلی باهاش راحت بودم ولی هیچ فقط به مغزمم خطور نمی کرد که یک روز با هاش .... جریان از اونجا شروع شد که من سر بازی منچستر و بارسا پای تلوزیون خوابم برد مارال همیشه وقتی ما خونشونیم بیرون میخوابه ما هم اون روز پیش اونا بودیم چون مامان باباش رفته بودن مسافرت .

داستان سکسی:

لاله و امید عزیز

سلام دوستان.این اولین داستانیه که میخوام براتون بنویسم امیدوارم خوشتون بیاد.اسم من لاله است یه دختر خوشکل و خوش قیافه و خیلی حشری که دوست داره با کسی سکس کنه که مثل خودش حشری باشه و بدونه چطور یه دختر حشری رو ارضا کنه.داستانی که می خوام براتون تعریف کنم یه داستان واقعیه که مربوط میشه به دوستی و آشنایی من با پسری که فکر نکنم تو زندگیم مثل اون دیگه ببینم.

داستان سکسی:

پشیمان نیستم

سلام دوستان.مدت يکسال ميشه که ازسايت شهواني ديدن ميکنم ،عکس دانلودميکنم،داستان ميخونم.ولي عضونيستم.تصميم گرفتم يک خاطره که مربوط به گذشته خودم ميباشدرابرايتان بنويسم.قبل ازهرچيز من متاهل هستم وخواهشم اينه کسي فحش نده چون جزحقيقت چيزي نميگم .حتي اسمها هم اسمهاي حقيقي هستن.الان 42 سالمه واين خاطره مربوط به سال 1367ميباشد.
درست درمهرماه بود که درشهرکي که زندگي ميکرديم خانواده اي آومدن که 4دخترداشتن که دختربزرگه چشم منو بانگاه اول گرفت.

داستان سکسی:

اولین سکس حمید

الان 4 سال از اولین سکسم میگذره فقط خواستم واستون تعریف کنم شاید به دردتون بخوره. من 26 سالم شده بود و توی عمرم به جز لب گرفتن از دو تادختر هیچ کار دیگه ای نتونسته بودم انجام بدم. دانشجوی کارشناسی ارشد بودم و دوستم که اسمش حسن بود 2سال بود با یه زن که شوهر داشتو اسمش سولماز بود رابطه داشت. حسن هر موقع میرفت پیش نرگس میومد واسم تعریف میکرد که چیکار کرده و حسابی مارو تو کف میزاشت. من به شوخی میگفتم ردیف کن که منم بیام و ترتیب نرگسو بدم و از باکرگی دربیام که به حسن برمیخورد و میگفت مگه نرگس جندست که به تو هم بده و تک پره منو از این کس شرا.

داستان سکسی:

سكس نصف و نيمه با زن عمو

سلام دوستان خاطره اي كه ميخوام براتون تعريف كنم مربوط ميشه به سال 89 به سالي كه هنوز خودم بودم يعني كسي بودم كه دوست داشتم باشم اسم من علي هستش الان 28 سالمه اون موقع 25 ساله بودم زندگي من وقتي تغيير كرد كه از عشقم جدا شدم يعني هرچه قدر خواستمش ناز كرد هي اشتي و قهر كارما شده بود اين تازه باهام بازي هم كرد چون ميدونست ديوانه وار دوسش دارم هميشه با يه بازي جديد دوست داشت منو به طرف خودش بكشونو تا بهش ثابت بشه بازم دوسش دارم نمي دونم شايد با اين كارا كيف ميكرد خلاصه سردرد ندم برم سر اصل داستان

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS