شما اینجا هستید

سکس پریسا در هتل

من پریسا 35 ساله چند سالی است که خارج از ایران زندگی میکنم با شوهرم و پسرم. من میخوام در مورد ماجراهای سکسیم که در اینجا پیش آمده بنویسم. و اینو بگم که اصلا نویسنده خوبی نیستم. ولی تمام ماجراها حقیقی هستند چون من اصلا نمیتونم از خودم داستانسرایی کنم . رابطه من با شوهرم بد نیست ولی از لحاظ ارتباط جنسی من همیشه در حسرت داشتن بیشترش بودم. شاید باور نکنین ولی ما ماهی یک بار و یا 2 ماه یک بار سکس داریم . که هربار خیلی کوتاه. من هیچ لذتی نمیبرم. همیشه دلم میخواست یه سکس واقعی با لذت را تجربه کنم. از شوهرم نا امید شده بودم.

داستان سکسی:

پیامد سایت شهوانی

سلام اسم من پیمان هست. 27سال سن دارم و از نظر مسایل جنسی انسان خیلی داغی به حساب میام. الآن حدود چهار ساله که سکس نداشتم. چیزی که میخوام واستون تعریف کنم برمیگرده به چند دقیقه پیش. قبل از اون بهتره یه بیوگرافی کوتاه از خودم بدم: قد178 وزن75 پوست سفید و اینطور که بقیه میگن پسر جذاب و به قولی بچه خشکل.

داستان سکسی:

اولین سکس با اولین عشق

این داستان خلاصه ای از 16 سال عاشق بودن منه. من هم یک پسر معمولیم نه خوشتیپم نه کیر 20 سانتی دارم و نه هر کس شعری که تو این داستانها می نویسند.

داستان سکسی:

عشق بازی با عمه عزیزم

سلام
من سامی (مستعار) هستم 24 سالمه چیزی که مینویسم یه خاطره هستش نه داستان و واقعا اتفاق افتاده از کسایی که فرهنگ و شخصیت دارن تقاضا میکنم که فوش ندین چون من عممو دوس دارم
داستان بر می گرده به4 سال پیش یادم رفت از عمم بگم اسمش ... ولش کن اسمشو نمیگم من بهش میگم سوسو. قدش 165 وزنش 77 هستش و 34 سالشه خیلی پوست سفیدو خوشگلی داره یه بچه هم داره و شوهر هم داره

داستان سکسی:

رابطه با دوست دخترم بعد 1 سال

سلام بچه ها من تازه عضو شهوانی شدم و اینم اولین داستانیه که براتون مینویسم.
اول از خودم بگم اسمم امیر سامه و اهل شمالم قدم 1 مترو 73 و وزنم 67 کیلوه
من یه دوست دختر 16 ساله دارم که اسمش نیوشاست و قد و هیکل تپلی داره وزنش 75 و قدش 1.65 هستش سایز سینش 75. اونم شمالیه و شهرشون 40 الی 70 کیلومتر دقیقا نمیدونم با شهر ما فاصله داشت تو این 1 سال از طریق اس ام اس و زنگ باهم در ارتباط بودیم و همو از نزدیک ندیده بودیم
چند بار عکسشو با ام ام اس تونست برام بفرسته قیافش بدک نبود
حاا میریم سر اصل مطلب

داستان سکسی:

کردن آبتین واسه اولین بار

ماجرا از اونجایی شروع میشه که آبتین و خانوادش محل زندگیشونو عوض می کنند و آبتین تو محله جدید با میلاد آشنا می شه. میلاد چهار سال از آبتین بزرگتر بود. آبتین اون موقع 14 سالش بود و هنوز میل جنسی نداشت و نمی تونست درک کنه که چرا بعضیا بهش نگاهای خیره و عجیبی دارند. دوست داشت همیشه جذاب باشه و تو کانون توجه دیگران باشه برای همین معمولا شلوارایی که می پوشید کمی تنگ و چسبون بودند و این باعث می شد قسمت پشت شلوارش به باسناش بچسبه و گاهی هم میون باسناش گیر کنه و باعث نمایون شدن زیبایی و فرم سکسی تر پایین تنش بشه مخصوصا تو تابستون که فقط یه تی شرت می پوشید و تی شرت به زور تا نوک قمبلاشو می پوشوند .

داستان سکسی:

من و سحر دوست دخترم

سلام اين دومين داستانمه واين سكس قبل اون يكي داستانم اتفاق افتاده بود منو سحر تلفني با هم آشنا شديم يعني يكي از بچه محلها شمارشو داد و گفت صداي نازي داره اما به من راه نميده ببين اگه تورش كردي مال خودت منم كه از خدا خواسته .

داستان سکسی:

خواب بودی کونت گذاشتم عزیزم

سلام من یاسر هستم 20 سالمه. این داستان واقعیت دارهااااااااا نگید از خودش درآورده اسماهم مستعاره. از حالا هم بگم فحش ندین اگرم دادین هفت جدو آبادتونه. میخوام یه خاطره ای که تابستون مرداد 92 برام اتفاق افتاد رو براتون تعریف کنم. داستان از اونجایی شروع شد که مهدی (15 سالشه با اندامی سفید) یه موتور خریده بودو تازگیا همش دوروبر خونمون میپلکید. الانم اینجوریه. من که هر شب میرفتم سر زمین رفیقم (خربزه با هندونه کاشته بودن) علی و اونجا یه چندتا از داستانای شهوانی رو میخوندیمو جلقی میزدیمو بعدش میخوابیدیم. داستان ما هم همینجوری پیش میرفت.

داستان سکسی:

یه کم تف بزن به خودت تر شی

اسمم وحید بچه شمال فارسم اباده داستان از اون جایی شروع شد که ما تو خیابون مخ یه دخترهم محله ای رو زودیم (البته خوشکلم 185قد سفید مو خرمایی ) خودش پا داد اولش اسمس عاشقونه کمکم سکسی شد بعد یه دو سه ما ه دوستی بعد با کلی بد بختی و خر کردن والدین برادرین ترسو وحشتین از همسایه ها بچه محله ها قرار شد بعد از ظهر پنچج شنبه بیاد خونمون ما کلی ژیلت به پشمای بالا وپایین زدیم چپ راست زدیم ( پدرم معلم ریاضی از شنبه تا جمعه در بس بچه های مردم مادرم هم در خدمت خاندان خود )ساعت 4 شد در رو باز گذاشتم تا نیمه حدود یه ربع بعد دیدم یکی اومد تو البته که خود ماده خرش بود!در رو زد به هم اومد تو خیلی رسمی مثل خوا

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS