شما اینجا هستید

مامانم و حسن آقا میوه فروش

سلام من مثلا "سجادم" 23 ساله از تهران داستانی که میخوام براتون بگم اولین و آخرین داستانمه و مربوط به مادرم میشه از خودم بگم که دانشجو هستم و یه مغازه وسط بازاردارم که توش وسایل زنانه میفروشم ولی در کل تو خط سکس و این چیزا نیستم و همینطور با این جور افراد نمی پلکم حالا بریم سر داستان من مادرم تنها زندگی میکنیم بعضی وقتا که برای خرید از بیرون میرفتیم متوجه نگاه مرد میوه فروش به مامانم میشدم ولی با نگاه من برمیگشت که مثلا منظورم مامان شما نبوده از نگاه مامانم معلوم بود ناراحته گذشت واسفند ماه شد از طرف دیگه دانشگاه کلاس فوق العاده گذاشته بود و تعطیل نمیکرد از یه طرف بازارعید شلوغ بود وشاگردم

داستان سکسی:

به دوتا از پسر خاله هام کس دادم!

سلام اسم من عاطفه هستش و چند ساله عضو شهوانی هستم و این اولین بار هستش که تصمیم گرفتم داستان سکسم رو براتون بنویسم، من الان بیست و چهار سالمه و نزدیک به سه سال میشه که با پسر خالم رسول ازدواج کردم البته ازدواجی که خودم بهش راضی نبودم و صرفا به علت اینکه سر و صدای رابطه ی من و رسول توی فامیل پیچید مجبور شدم تن به این ازدواج بدم. قبل از ازدواجم با یه پسر خاله ی دیگم به اسم مهدی هم رابطه داشتم اون چند ماه ازم کوچیک تر بود و وقتی فهمید که من با رسولم بیخیال من شد و رفت دنبال کارش...

داستان سکسی:

من و دخترخاله هم دانشگاهی

سلام من امروز میخوام این داستانو براتون بنویسم و باید بگم این داستان اصلا واقعی نیست.اگه با خوندن این داستان هوس خودارضایی کردین دینش گردن خودتونه و بی جنبه بودن شما به من مربوط نیست البته منظورم با همه نبود. اسم من سعیده.بچه تهرانم و تازه اومدم کرمانشاه.امسال کنکور دادم و رتبه ام همچین خوب نبود و مجبور شدم بیام اینجا رشته مورد علاقمو بخونم.من و دختر خالم بهار همسنیم اونم مثل من امسال کنکورش بود و چون رتبه هردومون نزدیک هم بود جفتمون اومدیم دانشگاه ...

داستان سکسی:

دیدن کیر من و خشک شدن دختر عمه

سلام دوستان یه داستان جالب و کوتاه واستون دارم دو سال پیش من رفتم خ پسر عمه ام و اونجا خواهرزادش هم میومد خواهرزادش که اسمشو "م" میزارم خیلی دور ور من میپلکید(البته یجورای چند سالی خاطر خواه من بودش)؛ خلاصه چندباری پیام و زنگ واین حرفا ولی خب من باهاش حال نمیکردم! یه روز که رفتم خونه پسر عمه؛ "م" رو تو پله دیدم که داشت میومد پایین, به هم که رسیدیم نا خواسته یه لب از هم گرفتیم... چند لحظه ای تو شک بودم و اونم رفتش. شب اونروز من قرار بود اونجا بخوابم,حدود ساعت 9 بود که "م" هم اومدش واسه شام اونجا.

داستان سکسی:

کابین 18 چرخ قلچماقم

سلام من تازه عضو شدم دلم میخواد یه داستان بنویسم این داستانی که میگم واسه 3 ماه پیشه ... اسم من طاهره 31 سالمه بچه ها بهم میگن میری چون سیدم راننده تریلی م یه ماک قلچماق نارنجی دارم که تو سرویس تهران بندر کار میکنم یه شاگرد داشتم به نام سجاد که از یه سال پیش با هام میاد سرویس .... خیلی کوسکش بود ... چند باری تو خواب جیبمو زده بود من به روش نیاوردم چون پدرش زندان بود خواهرشم جنده بود گفتم شاید درست بشه و دیگه دزدی نکنه دلم به حالش میسوخت ... ولی با خودم عهد بسته بودم که اگه یه بار دیگه دزدی کنه دنده رو بکنم تو کونش .........

داستان سکسی:

کون کردن تصادفی

اسم من علیه و 18 سالمه و دانشجوی سال اول رشته الکترونیک و ترم دوم یکی از شهرای شمال هستم. ماجرایی ک واسم اتفاق افتاده رو میخاستم واستون تعریف کنم.خب وضع مالی خانوادم خوبه و بخاطر همین ی خونه ی مجردی واسم گرفتند ولی در عین حال بهم اعتماد هم داشتند.

داستان سکسی:

مامان هوسشو رو من خالی میکرد

سلام اسم من حامی با قد 180 وزن 75 به نظر خودم و بقیه خوبم از نظر قیافه ما تو شمال کشور زندگی میکنیم یه خواهر دارم دانشجو هستش الان از نظر سنی 3 سال ازم کوچکتره پدرم قبلا مکانیک بود اما حالا مسافر کش هستش و اکثر اوقات خونه نیست اما مادرم..قبل از اینک از مادرم بگم میخوام بهتون بگم که این داستان کاملا واقعی و برای من خاطره ای هستش که همیشه تو ذهن من نقش بسته شاید بعضی ها بگن نه واقعی نیست اما قسم میخورم واقعیه اینو نمیگم که بهم فحش نگید چون در هرصورت کسانی که بخوان فحش میدن مهم نیست هر کس هر چی میخواد بگه من واسه دل خودم مینویسم و میخوام با بچه های شهوانی قسمتش کنم .

داستان سکسی:

کدام یک از اطلاعات پایین را برای نمایش در زیر آواتار کاربر ترجیح می دهید

نوشته SHAAPOUR در 4. شهريور 1393 - 15:06

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS