شما اینجا هستید

خر من از کرگی کیر نداشت

سلام ببخشید از دوستان که وقتتونو میگیرم من مهردادهستم وداستان ممن از اینجا شروع میشه که راستش من جدا زندگی میکردم البته اخلاقیاتو رعایت میکنم اما بالاخره جوونیه دیگه من توی یه ساختمون 3طبقه زندگی میکنم ارث پدریمه دوتا شودادم اجاره خودمم طبقه سومشم من یه آدم ترسویی هستم که از دعوای ناموسی عین سگ میترسم و مو به تنم سیخ میشه مستجرام هم دوتاشون زوج جوون هستن من هم 28سالمه پزشک هستم همسایه ها معمولا چون من توو بیمارستان هستم کشیک واز این حرفا منو نمی بینن منم اونا کمتر میبینم مدیریت ساختمون هم دست هموناست که پوله شارژو اجاره وتعمیراتو حساب میکنن بهم میدم منم خوب چون ایناجوونن سخت نمیگیرم کلید خو

داستان سکسی:

من و زن عموی خوشگلم

سلام به همگی دوستان من اسمم علی و 23 سالمه این خاطره ای که براتون تعریف میکنم ماله 4 ساله پیش زمانی که من سال دوم دانشگاه بودم , شن ی زنموی خوشگل و مامانی دارم که از زمانی که به بلوغ رسیدم تو کفش بودم زنموی من حدودا 35 36 سالشه و 1دونه دختر داره که 7 سالشه یه خانوم قد بلند با کون و رونای گنده و سینهای برجسته که کلی وقتی من نگاشون میکردم مچمو گرفته.

داستان سکسی:

اولین باری که زنم رو از کون کردم

من تقریبا 6 ساله ازدواج کردم . همیشه ارزوم بوده همسرم و از کون بکنم اما روم نمیشد بهش بگم بالا خره یه بار که هوس کردم از کون بکنمش کنارش دراز کشیدم و شروع کردیم به لب بازی. اروم اروم رفتم پایین سراغ سینه هاش سینه های اون کوچیک صفت با نوک رو به بالا است. همسرم روی سینه هاش خیلی حساسه هر وقت بخام بکنمش با سینش ور برم اب از کس تنگش راه میفته . بهش گفتم دراز بکش به پشت تا من با کونت ور برم اونم چیز ی نگفت .

داستان سکسی:

سکس اول با عشقم بعد سه سال

باسلام,من پسری هستم24ساله که دراینجا خودموبااسم مستعار مهران معرفی میکنم
من توزندگیم دوست دخترای زیادی داشتم وباهمشون هم چندین بارسکس داشتم
خودم بچه ی بامعرفتی هستم والبته خیلی رفیق باز
هم درس میخونم هم اهل همه جور تفریحات و....هستم
خب زیادحاشیه نرم دوستان وقصدم فقط شناساندن تقریبی خودم بود
اماداستانم>>مطمئن باشید1کلمه ازحرفام به غیرازاسم ها دروغ نیست
3سال پیش بادختری15ساله دوست شدم که اسمش بود سارا
دختره یکم شیطون و پرانرژی و شوخی بود اما اینقد از سکس کردن باهام فرار میکرد که نگو و نپرس

داستان سکسی:

زندایی رو حامله کردم

کردن زن دایی.ملیحه من امیر 22سالمه این داستانی که میخوام براتون تعریف کنم برمیگرده به۶ ماه پیش که من تازه خدمتمو تموم کرده بودم خب بریم سراغ داستان راستش منا همون بچهگی که ده دوازده سالم بود تو کف زن داییم بودم وبه همون بهانه با پسر داییم احسان دوست شده بودم یادم رفت بگم زن داییم تقریبا۴۵ سال عمرش بود واحسان هم ۲سال از من کوچکتر بود من همیشه تو کف کون گنده وسفید زن داییم بودم که هر وقت میومد خونمون من از پشت اون کون گندهشو دید میزدمو بعضی وقتها که خونشون هیشکی نبود میرفتم شرتشو از حمومشون ور میداشتمو باهاش جرق میزدم این شرایط ادامه داشتتا وقتی که احسان رفت خدمت دقیقا وقتی که من خدمتمو تموم

داستان سکسی:

خونه خالی با مسعود

سلام ب همه من هستی ام 18 سالمه...داستانی ک میخوام بنویسم زندگی خودمه از اسم مستعار هم استفاده نکردم...نظر یادتون نره مرسی
_________________________________________________________________
ب شدت گرفته بودم اونقدری ک ناراحتی از چهرم پیدا بود..خیلی وقت بود حرفامون تکراری شده بود دیگه مثل اولای دوستیمون شوق و ذوق نداشتیم...آمار sms مون تو روز ب 20 تا نمیرسید...تصمیم گرفتیم تمومش کنیم تو اتاق نشسته بودم اماده منتظر اینکه مسعود بیاد ک یهو گوشیم زنگ خورد " بهونه " در حال تماس
- جانم؟؟
- هستی جان بیا پایین من اومدم

داستان سکسی:

تلافی با لیلا

سلام – داستانی که براتون تعریف میکنم مربوط به 40 روز پیشه – من و داداشم با هم خیلی نداریم و جدا از برادری با هم کلی رفیقیم – اختلاف سنی مون هم 3 سال بیشتر نیست – خلاصه داستان از اونجایی شروع شد که برادرم یه دوست دختر داشت که اسمش لیلا بود و حدود یک سال پیش باهاش به هم زده بود – دلیلش هم این بود که دختره بهش خیانت کرده بود و با یکی از دوستای مشترکمون مجید ریخته بود رو هم و کلی اعصابمون رو خراب کرده بود .

داستان سکسی:

آیا قانون حجاب اجباری در ایران برای همه زنان با هر عقیده و آیینی را از مصادیق نقض حقوق زنان و تبعیض جنسیتی می دانید؟

نوشته Navid.Arian در 17. اسفند 1392 - 19:38
بله
48% ( رای 463 )
خیر
52% ( رای 498 )
رأی ها : 961

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS