شما اینجا هستید

قصه پری و من

اول هر چیز خودمو معرفی میکنم م حامد 25 سالمه ومدرک فوق دیپلم کامپیوترم و شاغلم هرچند که شغلم به کارم ربطی نداره ولی بالاخره حداقل یه کار دارم. داستان من از جمعه 2 هفته پیش شروع میشه . بعد از یک هفته کار روز جمعه با بچه ها قرار گذاشتیم بریم بیرون از شهر ساعت حوالی ساعت 6بود که رسیدم دم در خونه دیدم یه وانت پر اثاثیه رو دارند خالی می کنند توی حیاط خونمون من هم که از همه جا بی خبر رفتم توی خونه از دادشم کوچیکم پرسیدم:چی شده بابا تغییر شغل داده کهنه جم میکنه یا قراره توی حیاط سمساری بزنه؟اونم گفت:نه این وسایل رو که میبینی جهزیه دختر نسرین خانم پریه.

داستان سکسی:

کون دادن زوری میلاد

سلام من میلاد هستم امیدوارم از این داستان لذت ببرین
از خودم بگم 20 سالمه و قدم 180 و وزنم 70 یجورایی از بچگی تو چشم بودم جایی هم که ما زندگی میکنیم همه تو کف پسرن تا دختر خلاصه سکس زیاد داشتم که اگه وقت داشتم واستون میزارم تا لذت ببرین
شهری که ما زندگی میکنیم کوچیک هست و بیشترا همو میشناسن منم چون قیافم خوب بوده و تیپم ایمو هست یجورایی همه منو میشناسن

داستان سکسی:

دعواهای سکس ما

سلام اولین باره که میخوام یکی از خاطرات سکسم رو بنویسم اگه بد بود به خوبی خودتون ببخشید !
منو دوست دخترم یه جورایی میشه گفت با هم زندگی میکنیم آخه اونم مثه من مجردی زندگی میکنه. ولی بیشتر وقتا پیش من میمونه از وقتی که هم خونه ایش ازش جدا شد.
مهسا با سکسی بودن خودش منو روانیه خودش کرده . طوری که دعوا هامونم با سکس تموم میشه !

داستان سکسی:

خیانت به عمو

من امین و 20 سالمه. ماجرای من مال خرداد امسال یعنی 92 هستش. من یه زن عموی ریزه میزه ولی تقریبا خوشکل و پر سر زبون دارم و اندامش محشره با اون کوچیکیش. نزدیک9 ساله ازدواج کرده با عموم. اما قبل از اونم عموم باهاش رابطه دوس دختری باهاش داشت. من تقریبا نزدیک ترین کسی به اینا تو زمان دوستیشون حساب میشدم. چون خانواده بابام خییلی مذهبی بودن عموم مجبور بود مخفیانه رابطه داشته باشه. منم میبرد بیرون تا کسی بهش شک نکنه و کسی هم گیر نده. تقریبا 11سال پیش بود که اینا منو میبردن بیرون و من گیر چیزایی که برام میخریدن بودم و اونا هم گیر کارشون. خلاصه ازدواج کردن و صمیمیت من بازم با زن عموم موند.

داستان سکسی:

آخر به عشقم رسیدم

سلام دوستان من نادر هستم. زمان خاطره برمیگرده برمیگرده به سال 89 که من ترم دو رشته کامپیوتر دانشگاه آزاد لاهیجان درس می خوندم و الان دارم و برای فوق کامپیوتر دارم میخونم.
گلی 26ساله است و هیکل باحالی داره .
*اسم های همه اسم مستعار هستند*
ساعت 6.45دقیقه بود ساعت زنگ زد بیدار شدم و یه مشت به اون ساعت زدم تا خفه شه آخه همشه از این ساعت متنفر بودم

داستان سکسی:

سکس با خواهرزن اروپایی

سلام. من روزبه هستم.39 سالمه و 4ساله ازدواج کردم. یه خواهرزن دارم که الان 35 سالشه و مقیم فرانسه هست اونجا دکترای جغرافی میخونه. موقع عروسیمون نتونست بیاد و همیشه از طریق اسکایپ با خانمم صحبت میکنه منم یه سلامی میدمو زیاد درگیر نمیشم. تا اینکه 4ماه پیش خانمم داشت زایمان میکرد که از 1ماه قبلش گفته بود حتما واسه تولد بچه میاد. 1هفته مونده به زایمان اومد و خانواده خانمم تو شهرستانن و شیوا(خواهر زنم) دیگه اومد تهران واسه اینکه پیش خواهرش باشه. رفتم فرودگاه دنبالش..... وای..... عجب دافی!!!

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS