شما اینجا هستید

تلفیق عشق و هوس ناشی از اون

سلام. من صباهستم 23 سالمه.خاطره ای که میخام براتون بگم جزیات زیادی داره و طولانیه که سعی میکنم خلاصسش کنم (این یه داستان یست بلکه زندگی منه و تلفیقی از عشق و هوس ناشی از عشقه) من چهارساله که ازدواج کردم و قبل ازدواجم یه عشق واقعی داشتم و البته میشه گفت یطرفه...

داستان سکسی:

این لذت بخش ترین درد دنیاست

با صدای زنگ تلفن از جا پریدم، بالاخره بعد از دو سه روز پیداش شد. هنوزم با دیدن اسمش روی گوشیم نفسم میگیره و قلبم به شدت میزنه. اما یه نفس عمیق میکشم
-جونم؟
دوباره صداش توی گوشم پیچید. قلبم از جا داشت کنده میشد. یه ماهی میشد که صداشو نشیده بودم. فقط هر از گاهی یه اسمس احوالپرسی برای هم فرستاده بودیم. اما امروز میدونستم برای چی زنگ زده. خب البته خودم چنین پیشنهادی داده بودم. بعد از احوالپرسی پرسید:
- برنامت چیه امروز؟
توی دلم از خوشحالی داشتم پرپر میزدم اما نمیخواستم حسمو نشون بدم
- برنامه ای ندارم، چطور؟

داستان سکسی:

کلاه قرمزی

سلام
این داستان کاملا واقعی بوده و هیچ دروغی در آن به کار نرفته است
من و خونوادم با دختر عموی مامانم خیلی رفت و آمد داریم و هر دو هفته یکبار برای دیدنش به کرج میریم.
دختر عموی مامانم اسمش آذره ولی من خاله آذر صداش می کنم.
این پنج شنبه هم قرار بود بریم.من از بچگی به آذر چشم داشتم.نتنها من بلکه کل فامیل یهش چشم دارن
چون که آذر استیل و قیافه سوپر سکسی داره که هر مردی رو به خودش جذب میکنه.

داستان سکسی:

سفر ۱۲ ساعته واسه سکس

سلام به همه پسر و دخترهای عزیز.
حسین هستم ۲۴ ساله از شیراز،۱۸۷ سانت قدمه،خوش اندام و خوش هیکل هستم،پوستم سفیده،کیرم ۱۹ سانته به کلفتی ۴ سانت.
این داستانی که میخوام براتون بگم برمیگرده به تیرماه ۱۳۹۲ که من یه روز عصر از بی حوصلگی داشتم تو سایت های مختلف چت میچرخیدم که با دختر خانمی به اسم مهسا که بعد آشنایی کامل اسمشو واقعیشو که یلدا بود بهم گفت رو براتون تعریف کنم.

داستان سکسی:

ماموریت با یاسمین

سلام به همه دوستان این داستان که الان میخوام براتون تعریف کنم مال چند ساعت قبل هستش هیچ اسراری هم ندارم کسی باور کنه ولی دروغ نیست و عین حقیقت و مینویسم من بار دومم هست که دارم داستان مینویسم که اولیش و خودم ندیدم تو این سایت بزارن تا بقیه بخونن ولی بازم اینو مینویسم به این امید که برای کاربرای عزیز گذاشته بشه . خوب بریم سر داستانی که میخوام بگم .
من 35 سالمه نه چاقم و نه لاغر چند وقت پیش با یه خانوم مطلقه 33 ساله توی یک چت روم اشنا شدم و اهل مشهد بود من هم خودم تهرانم و به اقتضای شغلم ماموریتم اکثرا و همه جا میرم .

داستان سکسی:

هوایی شدن بهناز (1)

اسمش بهناز بود.6-35 ساله بود.13 سال بود كه ازدواج كرده بود.زندگي ارومي داشت.تو يك شركت مدير فروش بود.شوهرش بيژن با اينكه يكم سنتي تر بود و با پدرش تو كار فرش بودن اما با كار كردن همسرش بهناز مشكلي نداشت.ما حصل ازدواجشون كه 13 سال پيشتر رقم خورده بود يك پسر به نام پدرام بود.هر روز صبح ساعت 8 از خونشون اكباتان با ماشينش كه يك 206 نقره اي بود به سمت محل كارش كه حوالي مير داماد بود ميرفت.نميشه گفت زن فوق العاده خوشگلي بود اما هر وقت يك ته ارايشي ميكرد و شيك تر ميگشت بر تعداد مزاحماش افزوده ميشد.مخصوصا كه براي اخر هفته عروسيه دختر دوستش موهاشو شرابيه تند كرده بود و بالطبع ارايششو بايد غليظ تر مي

داستان سکسی:

ضربدری اشتباه

همه چیز از اونجا شروع شد که موقع سکس با همسرم المیرا تو گوشش حرف از سکس ضربدری میزدم و اونم با اینکه حرفی نمیزد ولی حسابی حشری میشد و اینو میفهمیدم.همیشه میگفتم میبرمت خارج از کشور با یه مرد که خودت انتخابش کنی جلوی من هرجور سکسی رو خواستی تجربه کنی و اونم شهوت تمام وجودش رو میگرفت و ارضا میشد.کم کم اونم به حرف اومد و می گفت دلم میخواد جلوم کون یه دختر کون گنده رو بلیسی و بکنیش و گاهی اوقات شیطونی میکرد و وقتس داشتیم سکس میکردیم اسم دوستای خوشتیپش رو میاوردو نحوه سکس با شوهراشون رو واسم توضیح میداد و دیوونم میکرد.خیلی زود کار به جایی رسید که دیگه پرده بینمون پاره شده بودو عملا موقع سکس میگف

داستان سکسی:

سکس من و دخترخاله ناتنی

سلام من احمد هستم و میخوام اولین خاطره ی خودمو براتون بگم من ی دختر خاله ناتنی دارم که یه کم چاقه البه خیلی کم و این چاقی هیکلشو سکسی کرده من وقتی میرم خونشون فقط به کون و سینه هاش خیره میشم و قتی میبینمش اون روز باید کف دستی بزنم اخه خیلی هیکلش سکسیه ی روز سرکار بودم که دیدم گوشیم زنگ خورد دیدم خالمه تا خواستم جواب بدم دیدم قعط شد دوباره زنگ زد و قعط کرد دو سه بار هم تک زد من پیشه خودم گفتم شاید کارم داره زنگ زدم به خالم که دیدم دختر خالم گوشی رو برداشت اخه خوده دختر خالم گوشی نداشت بهش گفتم کاری داری هی زنگ میزنی قعط میکنی گفت میخوام آهنگ پیشوازتو گوش کنم گوشی تو جواب نده منم گفتم باشه او

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS