شما اینجا هستید

دردناک ترین روزم

سلام به همه ی کسایی که داستان سکس دوس دارن.این داستان جز اسمامون همش واقعه(من رویا 18 ساله هستم) .وقتی بچه بود برا پر کردن دندونام میرفتم پیش دو ست بابام اسمش کامران بود بهش عمو میگفتم البته خیلی از بابام کوچیک تر بود خیلی دوسم داشت و همیشه بغلم میکرد.سالها گذشت. یه روزبرا در آوردن تحقیق رفتم کافی نت نشستم پشت سیستم مشغول گشتن بودم که دیدم یه نفر گقت سلام خوبی؟

داستان سکسی:

شیرین ترین سکسم با دخترعمو

سلام دوستای گلم من دفعه اوله دارم داستان مینویسم اگه باورکردید باز بقیه رو براتون مینویسم.دروغم ندارم بگم چون نفعی به حال منو شما نداره.فقط فحش ندید چون هر ادمی حرمت داره من امیر 20ساله ازتهران 180قد وزن80هیکلم رو فرمه.یه دخترعمو دارم به اسم یلدا که 23 سالشه ومجرده.خونه ما سمته شریعتیه و خونه اونا سمته نواب.استیل یلدا واقعا کردنیه قد 183 وزن 70 بدن تو پر و عظلات کشیده سینه 70 صورت خوشگل و کون برجسته پوست سفید سفید بدن مثل پنبه.

داستان سکسی:

راحت ترین سکس کامبیز

سلام کامبیز هستم وعضو سایت بیشتر داستانها را میخونم وهمین طور نظرات و جالب برام که هرکس به هر شکل و هر چیزی که بنویسه اخرش هزار تا کیر بارش میکنند ومیگند دروغ بود ؟به هر حال داستانم رو که واقعیت داره مینویسم 30سال دارم حدود180قد حدود120وزن اهل اصفهان حدود 2سال پیش طبق معمول هر روز بعداز ظهر داشتم از مسیر اتشگاه میرفتم سمت نجف اباد باغ یکی از رفقا که کار هر روزم بود توی مسیر یک دفعه یک پراید سفید رنگ یک لای خیلی خطرناک کشید وگازو گرفت از همون فاصله دیدم سر نشینش یک خانمه منم سریع خودمو رسوندم پشتش و کمی براش چراغ زدم بعد ازش زدم جلو و بهش راه نمیدادم (عجب تیکه ای )کمی عقب و جلو شدیم امدم بغ

داستان سکسی:

اولین سکس یاسر

سلام به همه شهوانی ها داستان من داستان واقعیه دوست داشتی باور کن من یه پسر 23 ساله هستم ولی تا دو سال پیش با کسی سکس نکرده بودم چند سالی هست تو یه مغازه ای کار میکنم و با یکی آشنا شدم مرد خوبی بود و خیلی باهم جور شده بودیم بیرون میرفتیم و تفریح کلی خوش می گذورندیم برای اولین بار هم مشروب رو با اون تجربه کرده بودم

داستان سکسی:

خاله ی دودول باز

سلام به همه. اول از همه بگم که من روی خالم هیچ حسی ندارم.به خواطر کارایی که کرده ازش دلخورم ولی خاطره ی جالبی ازش دارم. من 9 سالم بود و خالم خیلی باهام راحت بود جلوم لخت میشد و با هم حموم میرفتیم. سینه هاش گنده بود و نوک سینه هاش صورتی بود. یه روز اومده بود خونمون و من میخواستم برم حموم. اون موقع مامانم منو میبرد حموم و وقتی باهاش حموم میرفتم لخت نمیشد. اون روز مامانم کار داشت و وقت نمیکرد منو حموم کنه خالم به مامانم گفت که بزار سیاوش جونو من حموم کنم. من دوست نداشتم با خالم برم حموم ولی بالاخره رفتم. خالم کاملا لخت شد و من خیلی خجالت میکشیدم .بهم گفت عزیزم لخت شو.

داستان سکسی:

اولین ساک زندگی ام

باسلام خدمت همه من تازه عضو شدمو هنوز دوستی تو این سایت پیدا نکردم ولی دلم خیلی میخواد یه دوست با وفای سکسی پیدا کنم . الانم میخوام اولین خاطره سکسی مو براتون بنویسم . داستان برای یک سال پیشه زمانی که من ۱۶سالم بود . من برای یاد دادن کامپیوتر میرفتم خونه یکی از فامیلمون که یه زن و شوهر با یه پسر ۱۲ ساله بودن اسم پدر خانواده غفور بودو مادر نرگس .منم برای یاد دادن کامپیوتر به پسرشون هفته ای چند جلسه میرفتم خونشون . اسم پسرشون نادر بود منم زیاد با نادر جور نبودم یعنی زیاد گرم نبودیم فقط بهش درس میدادم خبری از شوخی و بگو بخند نبود باباشم ۳۵سالش بود و تو بازار کار میکرد ی

داستان سکسی:

یه حس بد

سلام... من ستاره هستم 19 سالمه ... بار اولیه که دارم مینویسم اگه قلم خوبی ندارم متاسفم ...الان که دارم این داستان و مینویسم فقط چند ساعت از این ماجرا گذشته اصلا حاله خوبی ندارم .... اندامم یه یه خورده توپله...باسنم تقریبا گردو بزرگه و سینه هام سایز75شکمم یه کوچلو دارم ...به قول دوسام صورت نازو خوشکلی دارم چشام وموهامو ابرو هام تقریبا یه رنگه (قهوه ای عسلی)..و رنگ پوستمم سفیده.... این داستانی ک میخوام براتون تعریف کنم کاملا واقعه ی و همین امروز اتفاق افتاده ...

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS