شما اینجا هستید

لز من با دختر خالم

سلام من شقایق هستم 24 سالمه
با قد 175 سایز سینه هام 65
تقریبا نه چاقم نه لاغر تپل اندامم
بگذریم....
موضوع داستان برمیگرده 5سال پیش هنگامی که تازه وارد دانشگاه شده بودم.
اولین بار که صبحش میخواستم برم دانشگاه و خوابگاه خیلی استرس داشتم برا که خیلی از شهرمون دور بود.
بالاخره که رفتم کم کم با دوستانی اشنا شدم دیگه برام سختی نداشت.
اخر ترم هم میومدم شهرمون.
آخرین باری که اومدم شهرمون دختر خالمو خونمون دیدم که اومده خونمون که یه مدتی خونه ی ما باشه.
خوشحال شدم چون رابطه ی من با اون خوب بود
شبا تو اتاقم میخوابید چون تختم 2طبقه بود

داستان سکسی:

سكس بدون آمادگي

سلام به همه دوستان شهواني من سينا هستم اين خاطره اي كه ميخوام واستون بگم برميگرده به ٦ روز پيش من بچه تهرانم ولنجك ١٩ سالمه حدودأ يك ماه پيش من دنبال دوست دخترم تا الان هي با ماشين بابام از اينور به اونور تهران دنبال يك دختر ميگردم كه واقعأ بهم بخوره حالا بگذريم چون من يكم وسواسم سر دوست دختر پيدا كردن خب ميريم سر داستان كه از اينجا شروع ميشه من ٦ روز پيش داشتم تو فرشته تاب ميخوردم تقريبأ ساعت نزديك ١١ شب بود يهو چشم به يه دختر خوشگل افتاد رفتم جلو بوق زدم اول ناز كرد ولي يه ٥ دقيقه عقب جلو كردم تا بلاخره سوار شد اسم:ساناز سن:٢٢ شغل: دانشجو بچه ي بندرانزلي هيچي بعد آشنايي گفت چند سألته و أ

داستان سکسی:

توپولی ناز من

سلام من کامران از کرج چندسال پیش در کرج فروشگاهی داشتم بسیار معتبر و شلوغ بنام........ برای اداره فروشگاه همکاران خانمی داشتم که مدت زیادی همکاریشان ادامه پیدا نمیکرد و نهایتا سه الی چهارماه ترک کار مینمودند.
روزی برای استخدام از طریق آگهی روزنامه خانمی مرجعه کرد ظاهری آرام و قدی مناسب و بسیار متین بود ابتدا در دفتر فروشگاه با او مصاحبه نموده و چندین مورد دیگر نیز مصاحبه داشتم که فرمهای استخدام پر کرده و قرا بود بررسی شود.

داستان سکسی:

منشی کون گنده من

سلام بر دوستان با حال شهواني
چند وقتيه كه خيلي از دوستان بزرگوار رو آوردن به داستان هاي تخمي تخيلي. مثلا يكي تو خيالش با مامانش سكس مي كنه، يكي در حالت مستي سكس مي كنه و بعد مياد لحظه به لحظه سكسشو مي نويسه، خيلي ها هم كه آبروي هرچي با سواده بردن، غلط املايي در حد لاليگا دارن. حالا بگذريم
مي خواستم قضيه سكس خودم با (نازي) دختري كه بعدها منشيم شد رو براتون بنويسم.

داستان سکسی:

بهترین سکس دنیا تو خونه ی دوستم

با سلام خدمت دوستان عزیز. این خاطره ای رو که میخوام براتون تعریف کنم مال یه سال پیشه که اون موقع من 18 سالم بود. اول یکم از خودم بگم. پسری هستم نسبتا خوشگل خیلی خیلی سکسی و البته خیلی خجالتی. ساعت 9 شب بود دوستم امیر بهم زنگ زد به خاطر اینکه مامان و باباش رفته بودن شیراز یا اون میومد خونمون یا من میرفتم خونشون. منم خیلی ناز کردم که از حموم اومدم هوا سرده سرما میخورم و نمیتونم و این حرفا که دست بردار نبود منم چاره ای نداشتم جز قبول کردن. زود آماده شدم که برم مامانم گفت کجا میری گفتم میرم خونه ی امیر اینا امشب رو هم اونجا میمیونم اونم گفت بیا این غذا رو هم با خودت ببر که گشنه نمونین.

داستان سکسی:

من و اصغر و زنش

این داستان یه داستانه هر کس با واقعیت نزدیک تصورش کرد اونو واقعی بدونه و هر کس فکر کرد دور از تصوره تخیلی فرضش کنه هیچ اصراری بر واقعیت این داستان نیست من و اصغر تو دوره دبیرستان با هم اشنا شدیم خلق و خوی خاصی داشت عین دخترا بود.

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS