شما اینجا هستید

عشق دبیر فیزیک

اسم من ترانه است.19 ساله هستم.می خوام شما رو درحس کردن مهم ترین ترین خاطره زندگیم شریک کنم.
ساعت از 9 گذشته بود.با خودم گفتم نکنه نیاد؟صدای ایفون رشته افکارمو پاره کرد.رو به روی اینه ایستادم دستی به موهای مشکیم کشیدم.شیطنت از چشمانم می بارید.صدایش را از پذیرایی می شنیدم که با پدرم خوش وو بش می کرد.از اتاقم خارج شدم چشممو به چشمای قهوه ای روشن او دوختم.با همان صدای رسای همیشگیش گفت:خوب...شروع کنیم؟

داستان سکسی:

واقعا پریود بود؟

سلام به همگی
قبل از اینکه داستانمو بگم اجازه بدین یه چند تا به اصطلاح نکته بگم:
من واقعا ناراحت میشم از بعضی آدمای ...
بذار نقطه چین رو کامل کنم آدمای کس کش و نفهم که میان یه سری کس شر راجع به محارمشون مینویسن.
بذار بگم بیناموس،لاشی،عوضی،بی شرف اینجا جای این کس شرا نیست.
دارم میگم چون تو نظرات سایت خوندم شاید بعضی ها فکر کنن داستان دروغ باشه ولی واس من اینجوری نیست!
لزومی نداره که دروغ بگم!

داستان سکسی:

ندا همسرم شد

سلام دوستان خسته نباشید . لطفا اگه غلط املایی داشتم ببخشین و فحش ندین و اگه از داستان خوشتون نیومد فحش بدین .
من علی هستم 22 ساله اونیایی که تو کافه شهوانی هستن میدونن که من همین اسفند ماه گذشته به اجبار از عشقم مینا بعد از 4 سال دوستی و نامزدی جدا شدیم . برم سز اصله مطلب :

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS