شما اینجا هستید

از سکس چت تا واقعيت

سلام.من آرشم از تهرون.الان که دارم اینو مینویسم 4آذر 92 من 20 سالمه.این داستان برمیگرده به 3 2 سال پیش.من یکصدو هفتادو چهار الی پنج قد دارم و 55کیلو ام قیافم معمولیه اما زبون دار و با مزه ام.مثله لاشیا درس خون بودم توسط همین درس کلی پسر مخ کردمو کردم.یه روز یکی از بچه ها mig33 که ماله چت بود رو بهم معرفی کرد.من اصلا تو فازه دخدر نبودم اما چون تنها بودم رفتمو بعد از حدودا پنج ماه یکیو مخ زدمو در حد تایتانیک عاشق هم شدیم.اسمش مریم بود ازم یه سال کوچیکتر بود قدش کوتاه بود لاغر اما خوب بود در کل اما ماله اهوااااااز بود.تلفنی با هم همه کار میکردیم سکس تل اس ام اس سکسی عشق بازی همه کار دیگه.دفعه

داستان سکسی:

چگونه کونی و زنونه پوش شدم

سلام اول خودم رو معرفی می کنم و بعدش میرم سراغ داستان های خودم که براتون به چند بخش تقسیم کردم از کودکی تا الان. که داستان اصلی که برام اتفاق افتاد 4سال پیش و در 22 سالگی من بود.اسم من مانی قدم 175 پوست سفید و واقعا خوشکلم با اندامی کاملا دخترونه مخصوصا باسنم که حتی خواهر دوقلوی من به من حسادت میکنه.البته دکتر هم رفتم که دلیل گرایش من به سمت دختر بودن رو همین اختلال ژنتیکی میدونه.
دلیل اینکه از کودکی شروع میکنم به تعریف کردن بخاطر اینه که وقتی به داستان اصلی یعنی اولین کون دادن من به شکل واقعی رسیدیم بتونین راحت تر درک کنین که چرا من این کار رو کردم.

داستان سکسی:

دختری که کس بانک داشت

فدای همه دوستای شهوانی، من فرزینم حالو حوصله اندازه گرفتن کیرموندارم وقد ووزن وبقیه کس شعرا که بقیه میگن یکی میگه کپی برابراصل جومونگم ولی کیرم 8برابرکیرمارک هنری هستش. من منم 22سالمه

داستان سکسی:

سکس من و بی اف سابقم

سلام این داستان بر میگرده به 1 سال پیش که با یه پسری دوس بودم که روم خیلی حساس بود خیلی دویم داشت برام حلقه خریده بود 1 سال با هم دوست بودیو همیشه با هم حرفا سکسی میزدیم شبا اس ام اس بازی میکردیم وقتی میرفتیم بیرون همیشه منو میمالید همیشه میگفت دوس دارم یه روزی مال خودم شی راحت هر کاری دوس دارم بکنم منم هیچ وقت حرفاشو جدی نمیگرفتم تا روزی که یه پسری بهش زنگ زد و گفت که من جندم باهام رفاقت نکنه از قضا اون پسره میخواست با من دوس شه و من انش کرده بودم این کارو کرد همونطوری که گفتم بی افم روم حساس بود حرف اون پسره غریبه رو باور کرد و به من گفت که تو با اون خوابیدی زیر خوابش بودی من هرکاری کردم

داستان سکسی:

به خواهرم حسودیم می شد

اسمم سحره و 20 سالمه دانشجوی پزشکیم. هیکل ظریفی دارم و صورت بچه سال ولی باسنی بزرگ و به قول دوستام سکسی دارم. حبیب شوهر خواهرمه 30 سالشه قد بلند بور و چشم رنگی. یه خورده بینیش تو ذوق میزنه ولی قابل تحمله! واقعا بعضی وقتا به خواهرم حسودیم میشه. دبیرستانی که بودم دلم می خواست بغلش کنم اونم منو ببوسه ولی روم نمیشد. روزهای دوشنبه خواهرم کشیک بیمارستان بود و دیر میومد خونه منم برای اینکه یه خورده با حبیب تنها باشم یه خورده باهام بلاسه از دانشگاه میومدم خونشون. حبیب خیلی نجیب بازی درمیاره حتی وقتی روسریم عمدا می افته نگاشو برمیگردونه!!

داستان سکسی:

تکیلا و سکس

سلام و عرض خسته نباشید ب همه ی دوستای گله حشری خودم.
آقایون خانوما این داستان مربوط میشه ب محارم اونایی ک دوست ندارند نخونند.
خب من اول از خودم بهتون میگم و خانوادم.من کامران 19 ساله از تهران هستم ک دانشجوی رشته الکترونیک توی ساری هستم.اینم بگم ک پدرم چون خوشش نمیومد ک من خوابگاه برم داخل ساری ی خونه ی مجردی در بست واسم اجاره کرد من دوست دختر تا دلت بخاد دارم ولی تا ب حال با هیچ کدومشون سکس نداشتم من جق هم نمیزنم بیشتر توی خواب ارضا میشم خیلی خیلی دیر ارضا هستم قبلا سعی ک میکردم جق بزنم ی ربع فقط باید ب کیرم ور مبرفتم تا آبم میومد ک دیگه از این قضیه منصرف شدم ک جق بزنم.

داستان سکسی:

سکس منو دختر خالم تو 17 سالگی

من سعید هستم الان 20 سالمه خاطره ای که براتون تعریف میکنم واقعیت داره شاید واقعیت داشتنش صرفا به خاطر اینه که شل نزدم بگذریم این ماجرا برمیگرده به سه سال پیش زمانی که دوم دبیرستان بودم مامانم یه کوچولو اوورده بود خالم اینا برای انجام کارای مامانم برای چند روزی اومده بودن خونه ما.من یه دختر خاله دارم که اسمش مریمه و با هم هم سن وسالیم اون موقع شونزده هفده سال داشتیم.من تا سال قبلش یه بچه مثبت بودم که حتی نگا هم به دخترا نمیکردم ولی در طول یه سال همه اونچیزی رو که میبایس یاد بگیرم از پسر داییم که 6 سال ازم بزرگتره یاد گرفتم اسمشم بهنامه.

داستان سکسی:

اولین کون دادن بهار

سلام به همگی من بهار هستم 25ساله تقریبا هرشب میام اینجا حقیقتشو بخواین به عشق خوندن نظرسنجی ها میام و کلی هم به همراه شوهرم میخندیم چون واقعا بعضی داستانا خنده دارن امیدوارم مال من این حسو به شما نده چون کاملا واقعیه و مربوط میشه به اولین عشق من که از قضا پسرداییم هم بود (احسان)14 سالم بود و اون 17 سالش که باهم دوست شدیم یه دوستی بسیار پاک عاشقانه میپرستیدمش تو اون دوره هیچکس منو تحویل نمیگرفت ولی اون بهم اعتماد بنفس میداد یکسال بعد دوستیمون رابطه خونوادمون خیلی کم شد ما شهرکرد هستیم و اونا تبریز کم کم خیلی خیلی از هم دور شدیم به خودم اومدم دیدم 17 ساله شدم واونو دوساله ندیدم ولی همیشه ته د

داستان سکسی:

سکس من و المیرا

سلام به همه ی شما شهوانی های من اسمم روزبه هستش نمی خوام مثل خیلی کوس خُل ها از خودم تعریف کنم فقط اینو بگم که 16 سالمه و کیرم حدود 12سانته اینم اتفاق حدود 1سال پیش برام اتفاق افتاد. یه روز مامان و بابام آرتین (داداش کوچیکم) رو برده بودن تهران چون مشکل قلبی داشت البته هنوزم داره منو هم به خاطر این که خونمون ویلاییه با خودشون نبردن تهران ومن شدم نگهبان خونه آقا ما یه همسایه داشتیم اسمش المیرا بود مانکن و خوشگل یه سال از خودم کوچیکتر بود همیشه شلوار جین و مانتو بالای زانو و....

داستان سکسی:

لذت عشق از سکس بالاتر هستش

سلام.....
مدتها بود دنبال دوستی میگشتم که خوب و عالی با هم باشیم و با هم دوست باشیم و از زندگی لذت ببریم خدا بهم یکی داد انقدر خوب و ماه و صمیمی ولی بعد از یه هفته رفت و پشت گوشش رو هم نگاه نکرد دلم شکست و و کمی بیحال و عصبی شدم.

داستان سکسی:

برای تولدش

روی کیک نوشته بود پیام تولدت مبارک...
یه کیک شکلاتی که موقع تحویل گرفتن از قنادی دلم میخواست یه تیکه ازش بخورم.
تولدش بود... تولد عشقم... که البته اون موقع از هم جدا شده بودیم اما دلم می خواست روز تولدش خودم کنارش باشم، خودم براش جشن بگیرم، خودم بش بگم تولدت مبارک روانی جونم...
دو سه روز قبلش زنگ زدم به 4 5 تا از دوستای نزدیکمون که تو اون روز کنارمون باشن.
قرار بود خونه ی شایان(دوست پیام) دور هم جمع بشیم... ساعت 2 بود که رسیدم خونه ی شایان زودتر رفتم که اونجا رو واسه اومدن بچه ها آماده کنم.

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS