شما اینجا هستید

دوست زنم رو کردم

سلام، فقط امیدوارم از داستانم خوشتون بیاد و من فحش ندین چندسال پیش خانمم کلاس ایروبیک میرفت، تو باشگاه با یکی از خانمهای خوش اندام دوست شد که به قول خانمم میگفت بهترین ورزشکار باشگاه بود، خیلی ازش تعریف میکرد و میگفت دوست داره هیکلش مثل اون بشه، البته خانم من هم خوش استیل بود ولی خب خانوما مرغ همسایه رو غاز میبینن

داستان سکسی:

سکس رویایی باعشق رویایی

من سحرم18سالمه ی دختر خیلی حشریو سبزه .خیلی رویایی نیستم ولی میگن چشام جادو میکنه..ی روزبا دوس پسرم اشکان ک 3ماه ازم بزرگتره بحثم شده بودخیلی عصبی بودم دلم میخاست خرخرشو بجووم اخه با اینکه من1سال فقط باخودش بودم(4ماه بودسکس میکردیم) پردمم خودش زده بود میگفت توبایه نفر دیگه رابطه داری منم میگفتم خب اگ اینجوری فک میکنی ولم کن..ولی چرت و پرت میگفت انتقام میگیرم و حالتو میگیرم.زیاد باهم دعوا میکردیم ولی هیچوقت ازین حرفابهم نزده بود مث همیشه به همدیگه گفتیم بای برای همیشه .:)

داستان سکسی:

کیر ناکارآمد

سلام.با صداقت مينويسم ک خوشتون بياد با اينکه خيلي هاتم ولي تو 27سال زندگيم سکس نداشتم قيافه بدکي هم ندارم ولي شانسم در حد تخم خر خلاصه قسمت شد چند وقت پيش تو لاين با ي دختره اشنا شدم کم کم بهم وابسته ميشديم حرفمون فقط شده بود سکس بعد 27 سال بختم ميرفت بسوي خوش اقبالي بد ذوق و شور سکس افتاده بود ب جونم ديگه باس ترک جلق ميکردم ديگه طفره رفتن بسه برم سراغ اصل مطلب

داستان سکسی:

سکس با مسافر

سلام من شروین هستم بچه شمال این خاطره ای که براتون میگم مربوط میشه به 1392 منم کارم اینه که چندتا ویلا و سوئیت در تابستون وزمستون ها اجاره میدم به مسافرها... قضیه از اونجا شروع شد که من طبق هر شبم میرفتم سر خیابان اصلی و مسافر گیر می آوردم تا اینکه چند روزی قبل از عید نوروز آخر شب کنار خیابون ایستاده بودم که دیدم یه ماشین 206 کنارم وایستاد و داخل ماشین سه تا دختر خشگل و مست بودن،شیشه رو آوردن پایین و بهم گفتن ویلا داری منم گفتم بله دارم ولی به مجردها نمیدم...اونی که پشت سر نشسنه بود گفت حالا امشب رو بیخیال قانونتون شین منم گفتم باشه ولی قیمتش بالاست گفت مثلا چقدر؟

داستان سکسی:

كون دادن با لباس فوتبال

سلام اسم من كامرانه و 17 سالمه قدم190 و كونم تپل و سفيده من عاشق سكس فوتبالی هسستم وقتی كفش و شورت توپ فوتبال ميبينم كيرم راست ميشه وقتی جلق ميزنم كيرمو به كفش يا توپ فوتبال ميمالونم تا آبم بياد .

داستان سکسی:

کس ناکام

از زمانی ک عروسی کرده بودم....یه حال اساسی
نکردم...شوهرم همیشه ی خدا به زور راست میکرد
بعدم قبل از اینکه ارضا بشم اون ارضاء میشد
دیگه حالم از این مدل سکسای مسخره بهم
میخورد...واسه منی ک تا قبل از عروسی با هزار
نفر سکس داشتم اینا کافی نبود
یه روز رفتم یه مغازه لباس زنونه فروشی....از
اونجایی ک صاحب مغازه خیلی خوشگل بود گفتم
بزار شانسمو دوباره امتحان کنم...شاید گرفت و
تونستم یه حال اساسی بکنم....یه پیرهن کوتاه
انتخاب کردم ک تا رونم رو میپوشوند و از بالا
هم کاملا تا پایین خط سینم باز بود....تو اتاق

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS