شما اینجا هستید

قیم من و مامان

خاطره من مربوط به دو سه سال پیشه. پدر من حدود چهار سال هست که فوت کرده و شوهر خالم قیم من و مادرم شده. من اون موقع ها بچه بودم و خیلی دلتنگ پدر. شوهر خاله ام مرد مذهبی و خوش اخلاقیه. از همون اول جای پدر را در قلب من گرفت. اکبر اقا همیشه وقتی منو میدید بغلم میکرد و ماچ آبدار از لپهای بزرگم می گرفت. من چاقم و از بچگی بر خلاف پسرها سینه های تپلی دارم. اکبر آقا سینه هام را از پشت میگرفت و منو میچسبوند به خودش بعد لپمو ماچ بارون میکرد. گاهی هم ریشاشو میمالید زیر گردنم که من قلقلکم میشد و میخندیدم. از این حرکات اکبر اقا خوشم میومد. یه روز اکبر اقا اومد خونمون.

داستان سکسی:

مالیدن توی مترو

سلام دوستان این داستان کاملا واقعی هستش و برام اتفاق افتاده من معمولا با مترو توی سطح شهر رفت و آمد میکنم. یه روز غروب که داشتم از سرکار برمیگشتم که خیلی ام مترو شلوغ بود توی ایستگاه دروازه دولت یهو یه جمعیت خیلی زیادی وارد قطار شدن البته اینو یادم رفت بگم که یه خانومی که کون بسیار بزرگ و قلمبه ای داشت جلوی من به طوری که کونش به سمت من بود وایساده بود.

داستان سکسی:

کون دادن به مونا و الهام دو جنسه

من کوروش هستم 25 ساله از تهران حدود دو سال پیش به خاطر یک مریضی پوستی که در کمرم داشتم پیش یک خانم دکتر به نام الهام رفتم که یک منشی به نام مونا داشت هم دکتر و هم منشی واقعا از نظر بدنی وقیافه فوق العاده بودند که تصور هم نمی کردم دو جنسه باشند وقتی وارد اتاق شدم الهام گفت پیراهنتو در بیار و دمر رو تخت بخواب اون مریضی نزدیک باسنم بود الهام گفت تا کمی شلوار و شرتم بکشم پایین و بعد شروع کرد به مالیدن یک کرم دست نازی داشت حسابی حشری شده بودم الهام کارش تمام شد و بعد تو نسخه چهار تا امپول نوشت وگفت مونا امپول تزریق کنه من که حسابی حشری بودم رفتم پیش مونا و اون هم امپول را تزریق کرد و به من گفت ت

داستان سکسی:

سکس با دختر خاله شوهر دار

سلام دوستان
من کامی هستم 25 ساله از تهران سکس های زیادی داشتم به دلیل این که شغلم پوشاک زنانه هست خوب و زیاد پیش میاد که وارد سکس با کسایی که پا میدن بشم اما خوب این بار یه خاطره میگم برای شما از 3 سال پیش :

اولین کون دادن پسر تپل

با سلام خدمت همه اعضای عزیز شهوانی من اولین باری که داستان مینویسم میخوام داستان کون دادنمو براتون بگم.اول از خودم شروع میکنم من یه پسر 16 ساله قدم 170 وزنمم 85 بله من تپل هستم و از بچگی کون قشنگی داشتم خیلی تو کفم بودن و هستن.تابستون 92 بود که سعید دوست صمیمییم بهم زنگ زد و گفت بیا خونمون کارت دارم منم از هیچی بی خبر گفتم باشه.البته سعید قبلا منو انگشت کرده بود تو مدرسه ولی من اصلا بکر سکس باهاش نبودم طبق قرار من رفتم خونشون نشستم رو مبل اومد کنارم نشست و گفت چیزی میخوری که گفتم نه مرسی و بعد شروع کرد در باره مسایل سکسی صحبت کردن و یواش یواش دست زد به کیرش و میمامولندش منم یه چیزایی فهمیده

داستان سکسی:

کس رویایی رویا

سلام خدمت دوستان عزیز این داستانی را که میخوام براتون تعریف کنم واقعی واقعی و هیچ دروغی توش نیست حدود پنج سال بود که من رویا را دوست داشتم میخواستم باهاش یک سکس خوب میکردم ولی نمی شد اون شهرستانی دیگه بود و من شهرستانی دیگر ما با هم فامیل بودیم سرتون درد نمیارم با هر کلکی بود من اونها را کشوندم شهر خودمون و کم کم باهاشون رفت و امد کردم و کلی بهشون کمک میکردم چون وضع مالی خوبی نداشتن تا اینکه بهم وابسته شدیم و یک روز همدیگر را نمیدیم دیونه می شدیم تا جای که خرج تلفن من ماهی 200هزارتومن به بالا شده بود به غیر از خطهای اعتباری کم کم رویا را به خونه آوردم و دستش میگرفتم و بوسش میکردم دیگه رومو

داستان سکسی:

جسدی در کنارم (3)

...قسمت قبل

آنچه باهم خواندیم؛ علیرضا صابر به جرم قتل دختری در کلانتری رشت بازداشت است.او به مرور، حوادث شب گذشته را به یاد می آورد.خبری از سامان دوستش ندارد و پس از سکس با فرزانه و خوردن قرصی به ویلای نزدیک محل سکونتشان در دهکده ساحلی رفت و با خانمی آشنا شد که در آنجا هنگام خروج شربتی خورد و عکسی توجه اش را جلب کرد...

قسمت سوم *

داستان سکسی:

صیغه با افسانه

افسانه دختر همسایمون 1 سالی هست طلاق گرفته چند باریبه من سفرش کار داد بعد ار یک مدت از طریق خواهرم بهش بیشنهاد کار بهنوان منشیم در دفتر کار دادم.البته گفتم حقوقش بایینه اشکال نداره از طرفی ساعت کاریتم کمه وقبول کرد.یک سالی از من بزرگتره ولی بدنش اندامیه یک روز بحث ازدواج موقت رو باهاش باز کردم واون گفت حرامه البته داشت وانمود میکرد از خانم مثبت هاست.

داستان سکسی:

پیمانکار و زن همسایه

سلام خدمت دوستان داستانی میخوام براتون تعریف کنم بر میکرده به 3 سال پیش در حال ساختن آپارتمان بودم(پیمان کار هستم) هرصبح واسه سر کشی می رفتم (از خودم بگم اسمم کیانهر هست قدم 183وزنم 76و رنگ پوستم سفید هست) و زن همسایه اسمش نرگس رنگ پوستش سفید قدش فکر کنم حدود 170 داشت

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS