شما اینجا هستید

خدمت مقدس کون کنی

سلام دوستان میخوام براتون داستانیو بگم که برمیگرده به دوران خدمتم من خیلی حشریو خوش تیپ و خوش استیلم اون موقع خیلی بد مرخصی می دادن تقریبا هر روز کارم شده بود جق زدن تو دست شویی تا این که یه پسر خوشگل اومد تو گروهان همه ازیتش میکردن من اون موقع من فقط پاس بخش می شدم و فقط کارم سر زدن به نگهبانا بود یه پست نگهبانی داشتیم که باید نیم ساعت با پای پیاده تا اونجا می رفتیم انقدر دور بود که نه پاس بخش نه افسر سر به اون جا سر نمی زد فقط کسایی که تازه اومده بودن و میزاشتن اونجا که نگهبانی بدن یه روز که از بیکاری خسته شده بودم ساعت 12 یا 1 شب بود با خودم گفتم که برم یه سری به پست ها بزنم همین طور که

داستان سکسی:

سکوت بعد سکس

سلام دوستان میخوام خاطره سکس با دوست پسرم و واستون بگم اینکه چرا اینجام به این دلیله که با اینکه سکس دارم ولی خوب خودارضایی هم دارم .. خوب شهوانیم که به کار میاد..
من 5 ماه با خشی دوستم که تو ی دانشکده دیگه درس میخونه ما از طریق اکیپای یونیمون همو دیدیم و دوست شدیم پسر خوبیه و به شدت غیرتی! در عین اینکه به جز بوس به من دست نمیزد
تا اینکه ی روز کلاس آمارمو پیچوندم که با هم باشیم..هوا سرد بود بارون میومد گفت بریم خونه من کتم و بردارم رفتیم سر کوچشون من پیاده شدم اون رفت تو منم پشت سرش...

داستان سکسی:

جنده ى بابلسر

سلام به همه ى داداشا و آبجيهاى من. كوچيك شما دانيالم 21 سال سنمه قد 180 تا 190 وزن 68. خاطره اى كه ميخوام تعريف كنم جاى دورى نميره قضيه ى همين پارساله. من و رفيقام يك اكيپ شاد و شنگوليم. فقط بدى رفقام اينه كه كس نديدن.يه روز ديدم جمع شدن هى شیرین شیرین ميكنن. پرسون پرسون كه اين شیرین كيه فهميدم اين كسخلا آمار يه دختر جنده رو گرفتن كه به قول خودشون مثل خر آمار ميده، پاميده خلاصه اينكه جندست و به صد نفر داده. مثلا ميخواستن بكننش كه دختره اونا رو پشم كسشم حساب نكرد. خلاصه اينكه چند وقت بود نياز جنسى داشتم اين اواخرم تنها شده بودم. اينكه شماره ى

داستان سکسی:

سکس با نرگس عزیزم

با سلام به همه دوستان شهوانی
من آرش 25 سالمه و این جریان به دو سال پیش برمیگرده یعنی 23 سالگیم که من دانشجوی کارشناسی ن پ بودم
یه روز با یکی از دوستان صمیمیم از دوره کاردانی با هم قرار گذاشتیم که بگردیم و قرار بود که اون ماشین بیاره رفتیم گشتیم و آخر سر رفتیم توی یه خیابونی که اونجا پارک بود و دوستم ماشینو نگه داشت تا یکم بشینیم

داستان سکسی:

كم مونده بود نسترن به گام بده

سلام اسم من مهرداده،19سال دارم اين داستاني ك براتون دارم مينويسم يكي از شانس هاييه كه تو زندگيم اوردم

حدود 6ماه پيش تو يه مهموني رسمي يه دختريو ديدم (ك بعد ها فهميدم اسمش نسترنه)ك قافيه خوبي داشت،راستشو بخوايد يكي از بدي هاي من در انتخاب دوست دختر چهرشه

خلاصه چشم تو چشمو از اين جور حرفا بلاخره وقت رفتن فرا رسيد،داشتم بال بال ميزدم ك شمارمو بهش بدم چون يكي از فاميل هاي دور بود ك شايد تا سه سال ديگه اصلا همديگرم نميديدم...

داستان سکسی:

به معنای واقعی کلمه احمق بودم

سلام بارانم از بابل حال ندارم خوب تایپ کنم پس فحش ندید اگه فحش بدید برسه به خودتون میخوام داستان زندگی نکبتمو بگم از وقتی که بچه بودم و یادم میاد پسر داییام و پسر خاله و داداش و ....

داستان سکسی:

من و زنم هدا

هدی و من چند سال است ازدواج کرده ایم.او اکنون ۲۳ سال دارد و من ۳۱ سال. وقتی‌ من دانشگاه را تمام کردم او را که همسایه ما بود برای زندگی‌ انتخاب کردم.دوران نامزدی کوتاه بود وهدی زود به خانه من آمد. از همان اول هیجان خاصی به سکس نشان نمیداد و خیلی وقت ها فقط میخوابید تا من کارم را انجام دهم.
ادامه این وضع برای من داشت آزار دهنده میشد و تلاش من برای نشان دادن فیلم‌های سوپر به او بی‌ فایده بود.

داستان سکسی:

در محاصره كون كنا

سلام دوستان من ساسان هستم 26 سالمه . من قدم 175 هستش و وزنم هم 72 كيلو هستش . پوست سفيدي دارمو قيافم هم خوبه . چون بدنسازي البته بصورت غير حرفه اي كار ميكنم بدن نسبتا خوب و رو فرمي دارم و بخصوص باسن و روناي خوش تراشي دارم . چون تو باشگاه خيلي رو اين قسمتا كار ميكنم . خاطره من حول همين باشگاه ميچرخه كه پارسال اتفاق افتاد .

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS