شما اینجا هستید

بهترین سکس سونیا

سلام. من اسمم سونیاس. 21 سالمه. میخوام داستان اولین سکسمو براتون تعریف کنم. البته اولیش که نبود چون قبلا که پسر خالم ازدواج نکرده بود چندباری با هم تنها بودیم و حال کردیم. اما سکس کامل نداشتیم. راستش من ماساژورم. واسه ماساژ میرم خونه مشتریام. اوایل فقط مشتری خانم میگرفتم اما بعد یه مدت که پول لازم شدم دلو زدم به دریا و مشتری آقا هم میگرفتم. من آدم به شدت داغیم، وقتی بدن مردا رو ماساژ میدادم دلم بدجوری سکس میخواست اما هیچکدوم انقدر برام جذاب نبودن که بخوام باهاشون سکس کنم. تا اینکه یه روز یه آقایی زنگ زد واسه ماساژ، صدای قشنگی داشت. واسه آخر هفته باهام وقت گرفت. خونشون جردن بود.

داستان سکسی:

لز دوست دختر فیس بوکی با مادرم

اسمم ساسان و اهل تهران هستم.
من با مادرم خیلی رفیقم و کلا از همه چیز من با خبره. حتی بدون اینکه پدرم بدونه من دوست دخترامو به خونه می آرم و حتی خیلیا شون با مادرم دوست میشن. حتی وقتی با اونا قطع ارتباط می کنم مادرم بازم با بعضی از اونا ارتباط تلفنی داره و پیغام پسغامهایی از اونا بهم میده.
وقتی ترتیب بعضیهاشون رو توی اتاقم می دم مادرم به روش نمیاره. یه حیایی کلا بین ما هست و از این موضوع خوشحال هستم که اون منو درک می کنه ...
همیشه دوست داشتم وارد صحنه لز دوتا مونث بشم و با دیدن کارای اونا حشری بشم و بعد باهاشون سکس کنم!

داستان سکسی:

زنی که مال من نبود

همیشه دور و بر پاییز که میشه احساست اغلب آدما میزنه بالا...شاید تا حدی که از چشماشون سرازیر بشه...و شاید هم نه...
البته اگه خوش شانس باشی...
دور و برای پاییز بود ..سه چهار ماهی بود که از رفتن ندا میگذشت...زنی که مال من نبود و به نام ما به کام دیگری رفت...
میدونید اشکال این خیانتا اونجاس که دوس داری بگذرییی ولی بخششت هم برای طرف مهم نباشه... از خداش باشه بگی برو ..
قضیه ی حماقت زیبای من مربوط میشه به چند سال پیش... زمانی که تو شرکت تورج کار میکردم...دوستی وهمکاری چند سالمون به رفت و آمد خونوادگی هم کشیده شده بود...

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS