شما اینجا هستید

مهتاب دختر حشری

سلام اسمه من ميثمه اين خاطرم واسه چند ماهه پيشه كه سرباز بودم..من سرباز بودم تو يكي از شهرهاي استان لرستان تقريبا اخرايه خدمتم بود به همين خاطر گوشيم داشتم تو پادگان..ي روز نشسته بودم ي اسمس اومد رو گوشيم كه سلام من مهتابم شناختي..منم اولش نشناختم ولي بعدش كه درست خودشو معرفي كرد فهميدم دوست دختر پسر خواهرمه..اينو بگم كه اونا با هم كات كرده بودن و به همين خاطر مهتاب اس داده بود كه اماره رسولو كه پسر خواهرم بود بگيره..خلاصه سرتونو درد نيارم من مخشو زدم و باهاش دوست شدم...چند وقت بود باهاش بودم و خدمتم تموم شده بود ولي من هنوز با مهتاب ملاقاتي نداشتم...از اس دادنايه مهتاب و حرفاش متوجه شدم او

داستان سکسی:

چگونه شد که مفعول شدم

بگذارید بدون مقدمه وارد اصل مسئله شوم
سوم راهنمائی را که تمام کردم منو توی شهر در اول دبیرستان ثبت نام کردند پسرعمم صمد سه سال قبل اینکار را کرده بود و الان سال سوم دبیرستان بود یه منزل اجاره کرده بودو قرار شد من هم برم پیش اون
مهر و آبان را باهم بودیم و شب بعد از مطالعه جانانه میگرفتیم و میخوابیدیم و صبح می رفتیم مدرسه اما دهم آذرماه من موقع برداشتن کپسول گاز کمرم چائید و بسختی درد گرفت و این کمردرد موجب مفعول شدنم شد میگین چطور پس گوش کنید

داستان سکسی:

منتظر بودم شوهر کنه

سلام دوستان من مهدیم می خوام در مورد داستان سکسم با فهیمه رو بگم این موضوع مربوط می شه به 1 ماه پیش یعنی اولین سکسم در باغمون فهیمه دختر عموی مامانم و زن داییمم هست تا زمانیکه اون زن داییم بشه قیافش زیاد سکسی نبود بود چون پدر مادرش اجازه نمی دادن لباسای تنگ سکسیو آرایشو رنگ مو اینا استفاده کنه اما در هر صورت خیلی خوشگل بودو منم خیلی تو کفش بودم فقط منتظر بودم شوهر کنه و پردش پاره بشه بعد از این که داییم اومد اینو گرفت خیلی خوشحال بودم توپوست خودم نمی گنجیدم خیلی واسشون کار کردم خلاصه بگذریم این فهیمه خانم ما از وقتی که شوهر کرد رو سریش اومد وسط کلش کلی لوازم آرایشو اینا اما شوهرش که داییم ب

داستان سکسی:

اشنایی در فیس ایرانی

سلام دوستان نیما هستم از جنوب اولین واخرین خاطره سکسی منه
داستان از جای شروع میشه که من تو سایت های اجتماعی زیادی عضو هستم.یه شب که بی خوابی زده بود به سرم رفتم سراغ فیس و شروع کردیم به چرخ زدن از جای که عضو فعلا چندین و مدیر چندین گروه مهم بودم و به حضرات و سایر عضو های دیگه پیام همکاری و دعوت میدادم
به پست یه خانمی خوردم به نام مرجان تا صبح بهاش حرف میزدیم
وقبول کرد تو گروه ما مدیر بشه .خلاصه ماهم با کلی حرف زدن وخواهش کردن ازش خواهش کردیم تا میلشو به ما بده و همو اد کردیم
از جای که من قیافه تقریبا با نمکی ولی سبزه ای دارم ازم خوشش اومد و درخواست وب کردم

داستان سکسی:

لیلا زن همسایه

با سلام خدمت دوستان شهوانی
این خاطره مال همین چند وقت پیشه . اولش عذر خواهی میکنم که طولانیه.( لیـــلا زن همسایه )
دو سال پیش در همسایگی ما یک زن و شوهری خونه ساختند و آمدند نشستند.
شوهره کارگر شهرداری بود و زنه خانه دار اسمش هم لیلاست. خانمه خیلی خوش هیکل بود و کون و سینه ی خوش فرمی داشت . سینه ی 75 یا 80 بود.صورت گرد و سفید و جذابی داشت.بعضی وقتا با مانتو میره بیرون که کونش و سینه هاش خیلی دیدنی میشن. خلاصه من رفتم تو کفش ولی فکرشم نمیکردم که اهل حال باشه.مدتی گذشت و من متوجه اوضاعش نبودم.اونم هی ردمیشد و با من سلام میکرد.

داستان سکسی:

خجالت رو گذاشتم کنار

زیاد نمیترسیدم چون اولین بارم نبود ک با مهدی سکس میکنم امااا هیچوقت به اندازه اونروز خواهان این نبود ک دیگه خجالتو بزارم کنار
خیلی خوب درکم میکرد یعنی اینجوری تظاهر میکرد.همیشه اون پیش دستی میکرد.وقتی لخت میشدیم از اینکه حتی سعی نمیکردم ک تکونی ب خودم بدم ناراحت میشد
خوب سخت بود واسم.مهدی دومین دوس پسرم بود.با اولیه در حد لاپاییم سکس نداشتم.
بدنم زیاد وقت نمیبرد تمیز کردنش.موهای فرفریمو:D مثله همیشه بستم بالا سرمو یکم ب خودم رسیدم که زیاد لاغر شدنم به چشم نخوره ک باز بخوام غرغراشو بشنوم

داستان سکسی:

خیانت جذاب با زید داداشم

سلام من اسمم امينه و توي کرج زندگي ميکنم اين داستان و تمام اتفاقاي توش کاملا واقعيه.من اينجا يعني تو اين سايت زياد اومدم و همه نوشتن واقعيه ولي نبوده اما مال من کاملا واقعيه.

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS