شما اینجا هستید

داستان یک زندگی عادی

مثل همیشه ساعت یک-دو ظهر از خواب پا میشم و نیم ساعتی رو کاناپه چرت میزنم تا فرآیند بیداریم تکمیل بشه.البته الان که تابستونه و کلاس ندارم اینقدر راحت تا لنگ ظهر میخوابم وگرنه ایام دانشگاه یکم با عذاب وجدان تا لنگ ظهر میخوابم که چرا همش کلاسای صبح رو غیبت میکنم.

داستان سکسی:

برکات انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۲

سلام خدمت دوستان خاطره ای که میخوام براتون تعریف کنم مربوط میشه به انتخابات ریاست جمهوری خرداد همین امسال (92) من 25 سالمه و سربازم تو یکی از شهرهای شمالی روز انتخابات به عنوان سرباز نگهبان با اسلحه کلاشینکف دم در یکی از حوزه های انتخاباتی خواهران که تو یه دانشگاهه کوچیک بود از ساعت شیش صبح تا ده شب که رای کشی تموم شد نگهبانی دادم ساعت ده شب که شد به گفتن که در دانشگاهو ببندم مسولای صندوق که همگی زن هم بودن کارمندای امورش و پرورش و فرمانداری بودن قرار شد از ساعت ده شب تا صبح رای ها رو بشمارن و من و اون ماموره کادری که همرام بود سر صندوق باشیم که ناظر باشیم ساعت 12 شب که شد من به کادرمون گ

داستان سکسی:

سکس ضربدری – خواهربرادری (1)

سلام به تمام دوستان شهوانی خودم امیدوارم همتون خوب باشید
خاطره ای رو که میخوام براتون بنویسم فقطو فقط بین 4نفرمون بوده که همه اسما مستعاره غیر از خودم
خب بریم سر اصل مطلب که خسته نشید
من امیرحسین 18 ساله با 183 س م قد هیکل بسکتبالی و قیافه معمولی(ولی استیل خیلی قشنگ دارم)

داستان سکسی:

معلم زبانم و پاهای زیبایش

من احمد هستم، و 15 سالمه ،من روز های زوج به کلاس زبان میرم تا حالا 7 ساله که کلاس میرم ،طی این چند سال تمام معلم های من مرد بودن تا این یه سال پیش که برای کتاب جدید به کلاس رفتم و دیدم معلم جدید یه زن بود که 24 سالشه و بعد فهمیدم که شوهرم نداره بعد از چند جلسه بعد که تابستون شروع شد اون گاهی اوقات پا هاشو از کفش در می آورد و پا های تقریبا درشت با لاک بنفش داست من پای دخترا رو خیلی دوست دارم و می خام لیس بزنم و هر وقت که پاشو در می آورد من مجذوب پاهای اون می شدم اسمش که بعد ها فهمیدم فاطمه بود .یه روز رفتم کلاس و اون به من گفت که خیلی خوب انگلیسی حرف میزنم و گفت توی ضبط یه متن انگلیسی که ب

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS