شما اینجا هستید

شاگردهای بانی خیر و مشکلات

سلام به دوستان خواننده این هم یه داستانه هم یه تاسف ...
خواهشا نظرتون رو هرچی که باشه با بنده در میون بذارید ...
بریم سر داستان من اسمم سعیده ..کنکور که دادم مهندسی مکانیک دانشگاه شیراز قبول شدم و واسه ارشد مهندسی هوافضای شریف ...
به کمک یکی از دوستان و به اعتبار اسم دانشگام تونستم تو دو تا از آموزشگاه های دخترونه تهران شروع به تدریس کنم..تو یکی فیزیک کنکور تدریس میکردم تو یکی دیگه هم زبان انگلیسی .. این قضیه مال سال دوم ارشده یعنی وقتی که من 24 سال داشتم ...
من خیلی زود ازدواج کردم یعنی تابستون همون سال ...

داستان سکسی:

سحر و برادر شوهر

سلام من سحر هستم از تبریز میخوام یکی از خاطره های سکسمو براتون تعریف کنم من۲۶سالمه و۴ساله ازدواج کردم زندگی خوبی داشتم تا پارسال که یه مشکلی بین ما پیش اومد.... تا اون موقع به سکس با کسی فکرنمیکردم ولی بعد اون ماجرا... یواش یواش احساس کردم اکبر(برادرهمسرم) یطورای دیگه ی بهم توجه میکنه اونم متاهل هس احساس کردم ازم چشم برنمیداره باهام شوخی میکنه بعضی وقتا از هیکلم پیش همه تعریف میکرد که من بدطور تحزیک میشدم کاری با جزییاتش ندارم...

داستان سکسی:

شورت و سوتین خواهرم

سلام ب همه ی دوستان داستانم مربوط میشه ب سکس با محارم لطفا فقط کسایی ک دوست دارند این نوع داستان سکسو بخونند و نظر بدند.حرفه اونایی ک چیزی حالیشون نیست واسم مهم نیست. من سامان هستم دانشجو شهر تهرانم و اصالتا تهرانیم. خاطره ای ک میخام واستون تعریف کنم از رابطه ی من و خاهرم سمیرا هست ک 20سالشه و اون هم دانشجو شهر تهران و کلا درسامون خوبه بخاطر همین شهر خودمون قبول شدیم. من 18 سالمه و خیلی زود ب بلوغ رسیدم نمیدونم دلیلش چی بود ک اینطوری شد ولی من توسن 13 سالگی به بلوغ رسیدم و کامل بودم از همون موقع خیلی ب خودم ور میرفتم من و خاهرم توی ی اتاق بودیم همیشه.

داستان سکسی:

خدا رحمتش کنه (طنز)

سلام اسم من محمده البته تو محل منو ممد سه پایه صدا می کنن که دلیل داره . من قدم 2.18 سانته وزنم 195 کیلو و 258 گرمه البته قبل از اینکه دستشویی برم وزنم 202 کیلو و 523 گرم بود حالا بماند اینو هم بگم فکر نکنین چاقم ها تمام هیکلم عضلست از 6 ماهگی بدن سازی میرم و همه دخترای محل کسخول من شدن ... کیرم 42 سانت و 8 میلی متر و 9 دسی متره و وزنشم هم حدودا 8 کیلو و 452 گرمه خلاصه پدر سوخته برای خودش کیر خریه ! البته همه این مشخصات مال قبل از راست شدنشه برای همینه که بچه های محل من ممد سه پایه صدا می کنن .

داستان سکسی:

الهام و علی در ویلا

چند وقتی بود که با پسر خالم رابطه ی عاشقانه ای برقرار کرده بودم اسم اون علی بود بعضی وقتا هم باهم می رفتیم بیرون بعد از جند مدتی ما با هم عقد کردیم و روزی قرار شد از مامانامون اجازه بگیریم و بریم ویلای علی اینا من معمولا شرت نموپوشم اصلا توعمرم تا حالا فقط دو بار شرت پوشیدم اون روز هم طبق معمول نپوشیدم علی اومد دنبالم و به مامانم گفت که چون ما عقد شدیم می خوایم یکم با هم باشیم توی راه همش حرفای عاشقونه می زد وقتی توی ویلا رسیدیم من خوراکی هارو توی یخچال جا دادم و شروع کردم به پختن غذا بعد از خوردن ناهار من رفتم توی یکی از اتاقا تا استراحت کنم علی اومد کنارم نشست و زیر چانه هام رو بوسید من ه

داستان سکسی:

اولین سکس امیر

سلام به همه . این داستان اولین سکسه منه امیدوارم خوشتون بیاد من امیرم 25 سالمه 183 سانت قد . 100 وزن. اصلا هم چاق نیستم و شیکم هم که عمرا. داستام مال 5 سال قبله من بعد از اینکه وارد دانشگاه شدم به همراه برادرم که 6 سال ازم بزرگه یه مغازه زدیم و شراکتی کار کردیم واسه من اولین کارم و واسه اون شغل دوم این مغازه داری باعث شد ارتباطاتم زیاد بشه و و مشتریا مغازه هم که خانوما هستن و من با دخترا زیادی دوست شدم و اصلا هم تو فکر سکس نبودم یک سالی به همین منوال گذشت و من به خاطر اختلاف با پدرم برای اینکه بی حرمتی نکنم تصمیم گرفتم مستقل بشم همه را راضی کردم و جدا شدم .

داستان سکسی:

اولین سکس رها با مهدی

سلام دوستان این اولین داستانیه که مینویسم امیدوارم دوست داشته باشین .اول از خودم بگم 19 سالمه اسمم رهاست قد هیکل بسیار سکسی وباسن بزرگی دارم که هرکسیو به خودش جذب میکنه و یه قیافه معمولی یه چند وقتی بود با یه پسری به اسم مهدی دوست شده بودم ولی زیاد خوشم نمیمد ازش همیشه در حد بیرون فقط باش بودم هروقت حرف خونه میزد میپیچوندمشو چند روزی جوابشو نمیدادم یه چندباری هم باش خونه رفته بودم ولی اجازه نمیدادم بم دست بزنه .

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS