شما اینجا هستید

لز پارمین با دخترخاله

سلام.الان که دارم این رو مینویسم 17 سالمه.خاطره من بر میگرده به زمانی که 14 سالم بود و سوم راهنمایی بودم.با مسائل سکسی آشناییت داشتم و فیلم سوپر زیاد میدیدم و علاقه شدیدی به سکس داشتم.دختر خالم یک سال از من کوچکتر هست و خیلی حشری هست.هر موقع من رو میدید در مورد سکس حرف میزد و منم همراهی میکردم در صحبت. من پارمین هستم هیکل معمولی جذاب و خوشگل نیستم کاملا چهره ام معمولی. دوست پسر هم چنتا داشتم و با خیلیا سکس چت میکردم. جنده بازی زیاد داشتم.

داستان سکسی:

من و پارمیدا خواهر ناتنی ام

سلام به همه کاربران شهوانی من یاشار هستم 20 ساله کیرم 20 سانته قد 180 داستانی که می خوام برات تعریف کنم واسه فروردین ماه سال 1393 هست من یه خواهر دارم 19 ساله به اسم پارمیدا و به برادر دارم که 3 سال از خودم کوچیک تره یعنی 17 ساله به اسم پیام. خواهر برادر من ناتنی هستن

داستان سکسی:

شب به یاد ماندنی فرشاد

از وقتی تهران دانشجو شدم همش تو نخش بودم ولی هیچ وقت فرصت نشد بهش نزدیک بشم. یه دختر تو پر سبزه با صدای دورگه و برخورد خودمونی. از فامیلای شوهر عمم بود. من همیشه وقتی میومد خونه عمه حسابی ازش دید می زدم. با من راحت بود و بخاطر هم رشته ای دانشگاهی بعضی وقتا ازم راهنمایی می گرفت. قیافه ای نداشت ولی عوضش یه کون خوشگل و دو تا پستون سربالای سفت داشت. خدایی خیلی بی عرضه بودم اونوقتا حالا که یادم می افته یه طوری میشم از دست خودم که گوشت دم دستم و بود و نتونستم کاری کنم. از وقتی محل کارم افتاد کیش دیگه سمانه رو ندیدم. فقط خبر دار شدم با یه پسره نامزد کرده و بعدشم جدا شده.

داستان سکسی:

اولین سکس زندگیم همراه با عشق

سلام دوستان. قبل از تعریف داستانم میخواستم بگم من خیلی وقته به این سایت سر میزنم و نظرارو میبینم. داستانم یه داستانه کامله تا زمانه اولین سکسم. درضمن خیلی دلم میخواست داستان بزارم ولی چون سکس نکرده بودم نمیخواستم کس شعر الکی بزارم. اول بخونید بعد نظر بدید. امیدوارم لذت ببرید. اسمم فرزاده 23 سالمه اهل آذربایجانم. دانشجوی کامپیوتر هستم دارم لیسانس میگیرم. بدنم رو فرمه فقط یذره شکم دارم که اونم طبیعیه.

داستان سکسی:

اولین سکس احمد با یه جنده

سلام من احمدم19 سالمه و ميخوام داستاني براتون تعريف كنم. من يه رفيقي دارم كه كس باز زشتيه و يه روز همينجوري كه سر صحبت باز شد گفت كه يه جنده مخوام بيارم ميايي منم كه برا دفعه اولم بود بدم نميومد و قبول كردم خلاصه شب شد من يه دوش گرفتم و موهاي احمد كچلو رو اصلاح كردم و رفتم بيرون 30 دقيقه گذشت ديدم رفيقم زنگ زد و اومد دنبالم رفتيم همينجور كه ميرفتيم هي كسخل بازي درمياورديم تا رسيدم دم خونه رفيقم. رفتيم تو من به رفيقم گفتم كه كجاست گفتش كه تا 10 دقيقه ديگه مياد دقيقأ سر 10 دقيقه كسكش با يه پارس تر و تميز اومد.

داستان سکسی:

آموزش ساک زدن در اردوی بسیج

سلام من محمدم و 14 سال دارم . مستقیم میریم سر اصل داستان من توی بسیج محلمون عضو شدم وبعداز چند ماهی یک رزمایش گذاشتند شرکت کردم ولی تا اون روز نمیدونستم سکس و... چیه ؟ مارو به یک اردوگاهی کنار کوه بردند عصر بود کلاس های نظامی و عقیدتی رو گذاشتند و ماهم به ناچار می رفتیم از همون اول یکی ازخود پایگاهمون خیلی من رو بالا می برد و دور و ورم می پلکید.

داستان سکسی:

کون گوشتی دانیال

دانیال خیلی رو مخش رفته بودم تا اون روز بیاد خونمون فقط گفته بودم با هم لخت چند دقیقه ای بخوابیم اونم از خدا خواسته قبول کرد وقتی وارد خونه شد تا از پله ها بیاد بالا دستم رو کونش بود اون شلوار سرمه ای پارچه ای تنش که برق اتو روش افتاده بود وقتی برق میزد حشری تر می شدم وقتی رسیدین دم تخت بهش گفتم لخت شو شلوارشو کشید پایین اما من به زورم که شده کاملا لختش کردم بدنه کوسه ای داشت کون گوشتی و برجستش داشت دیونم میکرد کیرشو شروع کردم به مالوندنو مکیدن تقریبا داشت دیوونه میشد روغن زیتونی که زیر تخت قایمش کرده بود مو کشیدم بیرون از پشت گردنش ریختم اومد تا پایین شروع کردم کونشو مالوندن براش جق زدن یو

داستان سکسی:

میلاد و مریم

با سلام..خاطره ای که میخوام تعریف کنم مال دو سال پیشه ..اسم من میلاده و اون موقع 19 سالم بود وداشتم واسه کنکور میخوندم وراستش اصلا به فکر دختر نبودم و فقط واسه کنکور میخوندم..بابام یه دوستی داشت که چند سالی بود از زنش جدا شده بود و دوتا پسر داشت و یک دختر به اسم مریم که پیش مامانشون بودن و من هنوز ندیده بودمشون..تو آذر ماه بود که قرار شد مریم بیاد شهر ما پیش باباش منم دوس داشتم ببینم مریمو..راستی اینم بگم که مریم 20 سالش بود و اونم واسه کنکور میخوند..هر دومون تجربی..وقتی مریم اومد شهرمون بعد از چندروز بابام تصمیم گرفت دعوتشون کنه خونمون..شبی که اومند خونمون فکر نمیکردم مریم انقد خوشکل باشه

داستان سکسی:

کاریاب نامرد

سلام دوستان این خاطره هی که میخوام تعریف کنم برمیگرده به 4 سال پیش من تو یه خانواده تقریبا پر جمعیتی بزرگ شدم بجز خودم سه تا خواهر دیگه دارم که الان همشون ازدواج کردن . از اونجایی که پدر من یه کارگر بود و درامد انچنانی نداشت ما برای امرار معاش مجبور بودیم کار کنیم . من تو یه کارخانه مواد غذایی به عنوان منشی کار میکردم کارفرمام ادم خوبی بود و منم مشغول به کار بودم تا اونجا که کارخانه ما ورشکست شد و من مجبور شدم از اونجا بیام بیرون .یه چند وقت دنبال کار میگشتم هر جا میرفتم واسه کار کار نبود خلاصه خیلی غصه میخوردم

داستان سکسی:

مامانم و مربی آموزشگاه رانندگی

این ماجرا رو نمیشه اسمش رو سکس گذاشت! به دلایل شخصی اسم اون آقا رو هم مستعار میگم اقای حسینی که مشکلی پیش نیاد. اول تیر بود که تازه مدرارس ابتدایی تعطیل شدن من سال سوم تجربی بودم وخواهرم ابتدایی بود و تعطیل شده بود منم امتحان زمین شناسیم مونده بود و مامانم گفت الان که مدارس تعطیل شده بهترین فرصته که گواهینامه اش رو بگیره-رفته بود ثبت نام و کلاسای هفته اول که تئوری بود تموم شد و مربی آموزش رانندگیش آقای حسینی بود چون امتحان داشتم دو جلسه اول یه بار خالم و یه بار خواهرم باهاش رفته بود آخه میگفت آموزشگاه گفتن که برای زن ها باید همراه داشته باشن.

داستان سکسی:

من کسخلم

سلام به همه ی عزيزان شهوانی قبل از هر چی بگم من کسخلم اینو گفتم که بعدا شرمندتون نشم خوب داستان از یک روز سرد زمستون شروع نمیشه خخخخخ من یه دختر خاله دارم اسمش النازه خیلی جندست کل فامیل کردنش بلا استثنا ولی چون من کسخلم هنوز نکردمش یه روز خونه ی خالم کوچیکم که اونم کسخله دعوت داشتیم هیچی من چون با خالم خیلی شیش تو ششم از صبح رفتم اونجا اتفاقا الناز جنده هم اومده بود وای نمیدونم الانم که دارم مینویسم کیر داره شلوارمو جر نمیده ( آخه من کسخلم)خب داشتم می گفتم آرایش کرده بود خفن لباس تنگم پوشیده بود کپ آلتا شده بود خلاصه من حشرم زده بود بالا و منتظر یه فرصت بودم که خالم( همون کسخله ) این فر

داستان سکسی:

عجیب ترین اتفاق زندگیم

سلام به همگی‌ ، چند مدت اینجا عضوم . می‌دونم اولو آخر داستان نوشتن فش خوردن پس راحت باشید کاری نمی‌شه کرد، از اسم داستان هم معلومه در چه مورد !
ببخشید اگه غلط زیاد داره .چون از سایت استفاده کردم که تبدیل به فارسی کنه.
من تو ایران زندگی‌ نمیکنم . ۲۶ سالمه و خیلی‌ تو زندگیم سکس داشتم که خیلیش باب میل شما نیست اما این موضوع از جای شروع شد که جای که کار می‌کردم با مشتریی زیادی سر کار داشتیم. گی‌ و دختر و کلی‌ جوونهای مختلف کلی‌ از دخترا هم همونجا آشنا شدمو باهم خوابیدیم .

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS