شما اینجا هستید

من بیچاره و زن همسایه ی گوزو

باسلام.اقا همین اول بگم نه تیپ خوبی دارم نه قدواندامه آرنولدی.پس فحشاتونو نگه دارین واسه خودتون لازمتون میشه قضیه ازاونجا شروع شد که تو اپارتمانمون واحد بغلی یه خانوم بیوه وتک وتنها اومد خونه گرفت اسمش کلثوم بود در حدود سی الی سی وپنج ساله با وزن بسیار زیاد حدود صدوچهل پنجاه کیلو روزای اول توجهی بهش نداشتم چون ازنظر قیافه معمولی وحتی بی ریخت بود .روزها گذشت و منم بی توجه به کلثوم خانوم تا اینکه یه روز وسایل خونه خریده بود و تو راهرو ازسنگینی وسایل مونده بود منم دیدم تنهاس ازدستش گرفتم تاخونه بردم .

داستان سکسی:

دختر حشری اما کوچولو

ماجرا واقعی می باشدومربوط به 9 سال پیش می باشد.درست همسایه دیوار به دیواردختر سیزده ساله ای نظرمو جلب کرد.وقتی رو بالکن خانه مشغول کشیدن سیگار بودم مهتاب بادیدن من با یه کارهای عجیب وغریبش منو ماتو مبهوت کرد من ازخجالتم فوری رفتم تو خانه، ولی ازپشت پرده نگاش می کردم که با دامنش ور میرفت نتونستم از پشت پرده ادامه بدم بازم آمدم توبالکون،دوباره وقتی منودید بازم شروع کرد دامنشوبالا زدن و رون و باسنشو مالیدن، تواون زمان من یه پسرسه ساله داشتم که خانمم رفته بود خانه پدر ش، لعنت برشیطون گفتم و رفتم تو افکارم کاملا متلاشی شده بود آخه بابا خیلی کوچیکه؟خلاصه دوماهی گذشت چند روزی مانده بود برای تحویل

داستان سکسی:

کون دادن عرفان به پسرعمو

سلام اسمم عرفان هستش داستانم برمیگرده به سه سال پیش اون موقع سنم پایین بود و خیلی حشری بودم .یه شب مهمون عموی بزرگم بودیم بعد از شام خانوادمون برگشتن خونه من موندم خونه عموم.عموم چهارتا پسر داره که یکیشون واقعا خوش هیکل و خوش قیافس اسمش سعید هستش .موقع خوابیدن اومد کنارمن دراز کشید و گفت بیا دونفری از یه پتو استفاده کنیم منم گفتم باشه خلاصه یکم که گذشت و همه خوابیدن دیدم سر حرفای سکسی رو بازکرد منم ازخداخواسته باهاش حرف میزدم وکم کم بهش فهموندم که میخوام منو بکنی اونم واسه همین کار اومده بود پیشم بخوابه کم کم دیدم دستش رو شکممه از رو لباس میماله منم خوشم اومد و دیدم بهترین فرصته دستمو گذاشت

داستان سکسی:

ثانیه های لذتبخش

هنوز آفتاب غروب نکرده، چشمانم را به ساعت روی دیوار دوخته ام. عزیزترین موجود زندگیم هنوز درب سوییت شماره ۷۰۱ رو باز نکرده. بعد از دو ماه دوری منتظر دیدن فرناز بودم، همه وجودم از شوق می لرزید. هزاران نقشه برای در آغوش گرفتنش کشیده بودم، هرچند میدونستم که مثل قبل، درست تو لحظه آخر از شدت عشق و هوس یادم نخواهد موند. دو شاخه گل رز بر روی خاطره ای ماندگار رو روی میز کنار پنجره گذاشته بودم، اتاق هوای لطیف و مطبوعی داشت. بوی محشر گل رز صورتم را نوازش می کرد. گلهارو با متانت و آرامش پر پر کردم، آروم و با عشق روی تخت رو پر از گلبرگ های سرخ رز کردم. همه چیز آماده یک جشن دونفره بود.

داستان سکسی:

کیر به موقع و کون دادنم تو ماشین

سلام. من سامانم. 30 سالمه. کون خیلی قشنگی دارم، سفید و بی مو. هر کس دیده خواسته یه سیخ بهش بزنه. اولین بار یکی تو مدرسه راهنمایی منو تو کلاس کرد. بگذریم، این قضیه که میخوام بهم واسه تابستونیه که گذشت. شب قرار بود برم پیش یکی که من و دوست دخترشو میخواست تو استخر خونشون بکنه. من حسابی شیو کرده بودم و آماده یه سکس جانانه و کون دادن حسابی. بدنم حتی یه دونه مو هم نداشت. سرتون رو درد نیارم، اون یارو اون شب نتونست بیاد و من که تا سر خیابونشون رفته بودم که شب رو بریم با هم باشیم، بدجور الاف شدم.

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS