شما اینجا هستید

اولین سکسم با الناز

سلام دوستان خاطره ای که میخوام براتون تعریف کنم برمیگرده سال 89 من 26 سالمه من تو خانواده شلوغی بزرگ شدم از بچگی با خالمینا همسایه بودیم همیشه یا بچه های اونا خونه ما بودن یا ما خونه اونا بچه بودیم بازی میکردیم روزهامونو میگذروندیم دختر خاله ای که دارم تنها دختر خونشون بود (الناز)یه سال از من بزرگتره از همون کوچیکی باهم زیاد شوخی میکردیم دقیقا تا 18سالگی که من داشتم روند همونجوری پیش میرفت ولی از اون موقع ا بزرگ شدن دخترای خانواده ها رفت اومدامون کمرنگتر شدولی بازم وقتی باهم جمع میشدیم عین بچگیامون شوخی میکردیم از اول اولش منو الناز همپایه بودیم تو همه چیز بازی میکردیم منو الناز هم تیم میشد

داستان سکسی:

بوس کوچولو

تابستون بود و منم برای اینکه تو خونه نمونمو با دوستام باشم کلاس برداشته بودم .کلاسام اغلب تا ساعت 7 طول میکشید .یه روز کلاسم ساعت 5 تموم شد تو مسیر خونه بودم که دوست پسرم زنگیدو گفت که خونشون خالیه و من برم پیشش هر چی گفتم که نزدیک خونه امو بابام گیر میده که چرا دیر رسیدی هی اصرار کرد که بیا دیگه موقعیت پیش نمیاد باهم باشیم.آخه مهدی از دانشگاه اخراج شده بود و چند ماهی میشد سرباز بود و زیاد همو نمیدیدیم.خلاصه از اصراروانکارامون که بگذریم با این که خسته بودم قبول کردمو فاصله ی خونه هامونم زیاد نبود شاید پیاده نیم ساعتی راه بود با اینکه گفته بود با ماشین برم اما کل راهو دویدم رسیدم سر کوچه ای

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS