شما اینجا هستید

سکس در نخلستون با کیر عرب

با سلام خدمت همه ي خوانندگان داستان من
من رویا هستم 29 سالمه بچه کرمانشاه هستم توي سن 19 سالگي ازدواج کردم دو تا پسر 6 ساله هم دارم که دوقلو هستن اسم شوهرم فرهاده 36 سالشه خيلي دوسش دارم يه کوچولو چاقه هيچ چي برام کم نميزاره بجز ارضاء تو سکس آخه کيرش کوچيکه حدودا 8 يا 9 سانته نازک هم هست خيلي زود هم آبش مياد
بزارين از خودم بگم قدم 172 سانته 70 کيلو هستم سينم درشته يه کوچولو شکم دارم رون و باسنم گوشتيه پوستم مثل برفه.

داستان سکسی:

گی با یکی از دوستام

سلام
من سینا هستم(مستعار)17سالمه تو شهر ...... زندگی میکنم
این داستان که میخوام براتون بگم واسهچند هفته قبله ، وقتی که شب هیچکس تو خونمون نبود و رفته بودن مسافرت
من اون روز تنها بوپدم تو خونه حشرم گرفته بود چون شب و تنها بودم به یکی از دوستام که هم سن خودمه اس فرستادم که اگه توی خونشون اجازه میدن شب بیاد خونه ما
دوستم دو میدانی کاره،یه اندامی خوشکل و بدون مو داره (حتی یه دونه مو)اونم گفت که باید اجازه بگیره
یه سا عت بعد اس داد که میاد
رفتم دم در باشگاهشون که باهم بیایم خونه ما

داستان سکسی:

سکس تلخ

من محسنم. 23 سالمه. از وقتی 3 راهنمایی می خوندم افتادم تو نخ سکس. اولش هم از اینترنت شروع شد. و بعد .....
می خوام خاطره ای رو براتون تعریف کنم.وقتی 20 سالم بود تو دانشگاه یه دختری رو می شناختم و حالا هم میشناسم. خیلی زیبا و خوش رو با هوش ازش خوشم می اومد و میاد. 3 تا دوست دارم به اسم های رضا و محمد و ارش.

داستان سکسی:

من بازیچه نیستم

اين داستاني كه ميخوام تعريف كنم اصلا سكسي نيست
پس لطفا ازهمين اول اگه دوست نداريد نخونيد
٢ سال پيش با يه پسري كه احساس ميكردم يه معجزست آشنا شدم چون من رزيدنت هستم فرصت براي دوستي و اينجور چيزا

داستان سکسی:

اولین سکس من با عشقم

سلام.میخوام داستان اولین سکسمو براتون تعریف کنم 23 سالمه قدم165 وزنم 60 زیاد خوش هیکل نیستم اما قیافم خوبه با دوست پسرم چند ماهه اشنا شدم خیلی دوسش دارم تو تعطیلات عید بود که ازم خواست برم خونشون منم قبول کردم کلی به خودم رسیدم و رفتم پیشش تا منو دید بغلم کرد کلی بوسم کرد بعد اروم لباشو گذاشت روی لبم شروع کرد به خوردن منو بغل کرد گذاشت رو تختش هم لبمو میخورد هم با دستش سینمو میمالید اروم بلوزمو دراورد یه شرتو سوتین سفید پوشیده بودم اولش خجالت میکشیدم اما بعدش عادی شد واسم سوتینمو باز کرد سینه هامو تو دستاش گرفته بود هم میخوردشون و هم میمالیدشون منم حسابی حشری شده بودم شلوارکشو در اورد اومد

داستان سکسی:

چت سامان و لیلا

leyla (09:43:17 ق.ظ): salam
saman (09:43:20 ق.ظ): salam
saman (09:43:22 ق.ظ): chetori?
leyla (09:43:37 ق.ظ): mamnoon
leyla (09:43:39 ق.ظ): u khoobi?
saman (09:43:53 ق.ظ): merc
saman (09:43:56 ق.ظ): ghorbanet
leyla (09:44:23 ق.ظ): khodaro shokr
saman (09:44:41 ق.ظ): az pa dard daram mimiram
saman (09:45:01 ق.ظ): dishab motoram kharab shod
saman (09:45:10 ق.ظ): ba mashin omadam sare kar
leyla (09:45:12 ق.ظ): eva khoda nakone chera?
leyla (09:45:12 ق.ظ): ahan
leyla (09:45:18 ق.ظ): piade ravi kardi?

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS