شما اینجا هستید

آیا تابحال سکس با همجنس تان داشته اید؟

فریبا معلم ریاضی

سلام من محسن هستم این داستان مال سال 89 - 90 هست که من کلاس سوم راهنمایی بودم و قد و هیکلم خیلی بیشتر از این نشون میده ... من ترم اول ریاضی نمره کمی گرفتم و مامانم بهم پول داد تا تو کلاسهای تقویتی مدرسه شرکت کنم اما من بهش گفتم که معلم های مدرسه خوب درس نمیدن ، اونم گفت باشه از این به بعد برو پیش فریبا ....فریبا هم طبقه بالای ما میشست. من اون سال رو عین بچه آدم میرفتم ریاضی کار میکردم و میومدم و اونم اصلا حجب و اینا رو قبول نداشت و جلوی من خیلی راحت بود ....

داستان سکسی:

هر که کس خواهد جور شهرستان کشد

سلام به دوستان شهوانى اسم من اميره 20سالمه خاطره اى که ميخوام بنويسم مربوط به 2 سال پيشه من يه دختر خاله دارم به اسم مینا که حدودا اون زمان 6 7 سال از من بزرگتر بود خالم خيلى وقت پيش از شوهرش طلاق گرفته بود و چند تا کوچه بعد از خونه ى بابابزرگم با پول مهريه اش خونه ساخته بود خالم خياط بود و از صبح تا حدود 8 شب ميرفت سر کار و مینا تو خونه تنها بود مینا دخترى شيطون با هيکل توپر و سيه هاى درشت و کون متوسط بود .

داستان سکسی:

صغری باورم نمیشه

سلام به دلاور مردان و شیر زنان شهوانی .
اسم من هورداد 21 ساله قد 184 وزن 80 .
صغری البت یه اسم دیگه ای داره به طور ناخودآگاه حتی در حالت واقع در بین دوستان به اسم صغری میشناسنش .
165 وزن حدود 45 50 به جان خودم که نه به جان صغری موندم این بچه های شهوانی چقدر حرفه ای هستن از ترازو دقیق تر وزن و میگن در مورد سایز سینه هم آگاهی ندارم فقط در همین حد که توی دست جا میشه .
این صغری قصه ما تو بچگی خودم به شخصه میگفتم رو دست باباش باد میکنه ولی الان که میبینیش دقیقا این جمله براش صدق میکنه هلو برو تو گلو .

داستان سکسی:

لاله زن پسرعمو

موضوع بر می گرده به سال ۷۸، یعنی سالی که رفتیم محله جدید، خیابان... گرگان
من پسر کمرویی بودم. همین کمرویی و حیا هم باعث می شد که فرصتهای سکسی زیادی رو رد بکنم. تا آن سال که ۱۸ سالم بود می تونستم ترتیب تعداد زیادی زن و دختر خوشگل و خوش هیکل رو که همسایه و فامیل بودند رو بدم. الان که فکر می کنم، می بینم چقدر این کار در آن زمان آسان بود، چون دیگر آن طنازیها را کسی برای من نمی کند
اما داستان امروز درباره زن پسرعمومه به نام لاله. پسرعموم، حبیب، آدم کاری و خانواده دوست و تا دلتون بخواد احمق و بی چشم و رویی بود و هست

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS