شما اینجا هستید

سکس و سوزاک

سلام دوستان خاطره ای که میخوام براتون بگم بر میگرده به سال 74 اون موقع من 18 سالم بود تو یه شرکت مهندسین مشاور کار میکردم در ضمینه آزمایشگاه مکانیک خاک
اول از خودم بگم یه آدم خیلی معمولی با قد 196 و وزن 75 کیلو بودم مثل بقیه آدمها نه خیلی خوشتیپ بودم نه وضع مالی خوبی داشتم پدرم از اول دبیرستان به خاطر تجدیدی پول تو جیبیمو قطع کرد و چون آدم مغروری بودم رفتم سر کار و دیگه ازش پول نگرفتم
روزها کار میکردم و تو مدرسه شبونه درس میخوندم

داستان سکسی:

کوس دادن سارا به من و خوردن پاهام

سلام این داستانی که میخوام براتون تعریف کنم مال زمان سربازیمه و شاید واستون یه کم عجیب باشه اما بهتون قول میدم اگه این تجربه واسه خودتونم اتفاق بیفته خیلی حشریتون میکنه اسم من امیره 21 سالمه زمانی که میرفتم سربازی خیلی تو کف کوس کردن بودم به همه دوستام سپرده بودم اگه یه کوس بحال پیدا کردن حتما بهم خبر بدن که حسابی حشریمو کیرم دلش واسه گاییدن خیلی تنگ شده اونام دمشون گرم هر وقت جنده یی چیزی پیدا میکردن به منم خبر میدادن گروهی میکردیمش.

داستان سکسی:

آشنایی چتی

امروز انقدر صفحه شهوانیو بالا پایین کردم دیگه خسته شدم اره از زمانی ک با شهوانی اشنا شدم یه یک سالی گذشت چشم بهم زدم که اصلا نمیتونم به خودم بقبولونم که بابا جون پاشو یه تکونی بده بخودت...........
اره بعد از یه دعوای مفصل با خونواده دیگه تصمیممو گرفتم برایه خودم مستقل زندگی کنم حالا لابد میگین خوب ای بابا چه داستان مزخرفی که از همین حالا داستانش بی سر و ته نه راستشو بخواین اگه بخوام کله داستانمو بگم باید چند جلد کامل بنویسم که اصلا من یکی حالشو ندارم.

داستان سکسی:

انجمن زبان

سلام
اسمم حمید و23 سالمه و داستانی رو که میخوام براتون بگم مربوط میشه به دو سه سال پیش تقریبا سالهای اول دانشگاهمه
سالهای اول خیلی جنبش و جوش داشتم و با همت و کمک چندتا از بچه ها انجمن زبان دانشگاه که فعالیتی نداشت رو راه انداختیم و این داستان مربوط میشه با این دوران
اوایل که انجمن راه افتاد بعنوان یکی از اساتید در کی از کلاسها کمک حال بچه ها بودم تا اینکه چشمم به ملیسا افتاد دختری نجیب و با وقار و خیلی خوشگل بود

داستان سکسی:

همجنسبازی اجباری

سلام من اولین باری که داستان می نویسم به همین دلیل برام سخته که مطالب را درست و اون طوری که اتفاق افتاده بیان کنم در ضمن اینو باید بگم که این داستان تماما از زبان من بیان میشه و یک طرفست.

داستان سکسی:

کون دادن آرش

سلام من ارش22 سالمه.من عادت دارم بی مقدمه حرف بزنم .این خاطره ای که براتون تعریف میکنم بر میگرده به 10 سال پیش من یه دوستی داشتم اسمش شهاب بود شهاب کونی محل بود به همه میداد البته اوایل خودم میکردمش همیشه تو خونه این کارو میکردیم اما یه روزسره کوچه بودیم که شهاب گفت کیر میخاد بهش کفتم که خونمون مکان نیست بزار یه وقطه دیکه اما اسرار کرد منم دیگه دیدم میخاره راضی شدم بردمش تو پارک سره ظهر بود هوا هم گرم بود کسی تو پارک نبود رفتیم تو یکی از چمن های ته پارک که یه ردیف شمشاد بلند داشت پشت شمشادا رفتیم شهایو خابوندم رو زمین شلوارشو با شرتشو کشیدم پایین بد یه تف انداختم لای کونش اخه شهاب کونش واق

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS