شما اینجا هستید

شب شراب نیرزد به بامداد خمار؟

اون شب همه چیز حال و هوای دیگه ای داشت، حتی ستاره های تو آسمون هم بیشتر شده بودن، از اول شب یه حسی بهم میگفت که امشب با بقیه ی شبا فرق داره و این حس با دیدن برق چشمای کورش به یقین تبدیل شد....

داستان سکسی:

اولین سکس با میترا و اولین کون دادنش

سلام ، دوستانه خوبم داستانی که میخوام براتون تعریف کنم ماله ساله 87 ، اونموقع من هم دانشجو بودم هم مغازه داشتم و کار میکردم ، راستی اسمه من سیناست ، قدم 192 وزنم 90 ، از لحاظه چهره ام عادیم ، این قضیه در همدان اتفاق افتاده ، مدتی بود با یه دختر تهرانی به نام میترا دوست شده بودم که دانشجوی دانشگاه بوعلی سینا بود و توی خوابگاه زندگی میکرد ، میترا تقریبا کوتاه بود ، با استیل درست ، کونه خوشگل و غنچه ای و سینه های اناری ، چشمای درشت و بدنی سفید ، یه چند باری با هم بیرون رفتیمو کوسه شعر تحویل هم دادیم تا اینکه خودش شروع به بحثای سکسی کرد و از خوابگاهشون میگفت که چجوری دخترای اونجا با هم لز میک

داستان سکسی:

اولین شب آرامش

سلام به همه رففیقای شهوانی.این یه داستان که تنها زاییده ذهن نویسنده باشه نیست،این بخشی از تاریخ زندگی منه . اسم من نیما است 19سالمه و اهواز زندگی میکنم . دانش جوی ترم 2 پزشکی ام .یه خواهر دارم که ی سال از من بزرگتره و اسمش میتراست . دانشگاه آزاد معماری میخونه. بر خلاف همه ی کسایی که داستان مینویسن من اصلن شبیه تام کروز نیستم ! قدم 170 وزنم60 کیلوِ . خونواده من کاملا مذهبی ان و یه بابای سبیل کلفت دارم که وقت و بی وقت چپیده تو مسجد . مادرم هم معلمه و اونم مذهبیه . منم همون جوری بودم ، تا اینکه دودولم کمکم بزرگ شد(بچه ها بش میگن یدالله!) و تبدیل شد به مرکز ثقل افکارم .

داستان سکسی:

یک کون دادن خوب

توی چت باهاش آشنا شدم ، چند وقتی بود از بی افم جدا شده بودم .فشاره روحی زیادی روم بود جدای خیلی برام سخت بود با این وجود واقعا به سکس احتیاج داشتم. دو سه باری خواستم برم خونش ولی جرات نکردم، عکسش و دیده بودم .بد نبود، خوشم اومده بود.گاهی سکس تل میکردیم و همدیگر و ارضاء میکردیم. اونم خیلی دلش میخواست سکس کنه با من. خیلی وقتا انقدر حشری می شدم حاضر میشدم به هرکسی بدم. دیونه میشدم ساعتها توی چت روم گی ها حرف میزدم. ولی بازم عطشم بیشتر می شد هر روز و هر روز و هر روز میخواستم. با تمام وجود. درکش برا خودمم سخته ولی هرچی که هست به من فشار میاورد که با کسی که نمیشناختم سکس کنم.

داستان سکسی:

نخستین سکس سعید

همه نامها و تاریخها و مکانها واقعی است. سعید هستم. اردیبهشت 82 یعنی حدود 11 سال پیش من 23 ساله بودم. و هنوز هیچ تجربه جنسی نداشتم. نه اینکه دلم نمی خواست ولی من هم مثل خیلی از همسن و سالانم در دهه های بعد از کثافتکاری 57 بودیم. محدود و زیر نظر. دانشجوی دانشگاه آزاد شیراز بودم و سال دوم بود. با خانمی بنام لیلا آشنا شدم. آن موقع شوهر داشت و ما فقط دوست شدیم. ایشون برای یک تحقیقی تلفن میزد به خانه ما از دانشجوها پرسشنامه تهیه می کرد. چند ماه بعدش چدا شد و خیلی بهم ریخته بود. گاهی کمکش می کردم و دوستی ما ادامه پیدا کرده بود. نه اینکه فکر کنید تا از شوهرش جدا شد زرتی اومد با من خوابید.

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS