شما اینجا هستید

بوی خوش زن

هر چی می گشتم اون دختری که باب طبع من بود رو پیدا نمی کردم ، اونجوری که من می خواستم ، در واقع اونجوری که تقریبا همه ما میخواییم : خوشگل باشه ، قدش به نسبت بلند باشه ، پوستش سفید باشه ، شیطون باشه و ....
اما بالاخره پیداش کردم ، نمی دونم شایدم اون منو پیدا کرد البته ایناش زیاد مهم نیست ، مهم اینه که چطوری شروع شد و چه اتفاق هایی افتاد .
نمی دونم توجه کردین یا نه ، معمولا اس ام اس های شبانه ای که میدیم حال و هواش فرق داره ، توش احساس بیشتری به خرج میدیم ، قربون صدقه ها زیاد میشه ، عزیزم ها از ته دل میشه البته واسه بعضیا از ته کیر .

داستان سکسی:

خیانت ، یا لذت انتقام

این خاطره ای که می خوام بنویسم بر می گرده به پارسال . اول یکم از خودم بگم تا ویژگیهای اخلاقی و ظاهریم آشنا بشید. من بردیا 30 سالمه و استاد یکی از دانشگاههای تهران هستم. البته زیاد بچه درس خون نبودم که فکر کنید زود استاد شدم اتفاقاً خیلی هم بچه شری بودم و همیشه جزوه تنبلای کلاس بودم ولی خوب آی کیوی خوبی داشتم تو دبیرستان در حد قبولی درس می خوندم و بزور واحد پاس می کردم. تو دانشگاه هم که وارد شدم دیگه رسماٌ ریدم و چند ترم مشروط شدم و کارم به شورای دانشگاه کشید و با هزارتا تبصره گذاشتن درس بخونیم. فقط از ترس سربازی درس می خوندم که برم یه سطح بالاتر چند سالی راحت شم.

داستان سکسی:

سکس تل با عشقم

چقدر دلم تو اين هواي سرد ياد محسن اولين وآخرين دوست پسرم روكرده-دوماهي از رابطبمون ميگذشت ازش خواستم جاي هميشگي بيادراستش شب قبل وقتي اون حرفاروباهم زده بوديم يه حسي از صبح تودلم براه افتاده بود-ديشب وقتي تلفن ويواشكي باخودم بردم تواتاقم وبه محسن زنگ زدم اولش تعجب كرداما اونم گوشي رومثل من كشيدزيرپتوش اولش فقط حرفاي تكراري چون مجبوربوديم يواش حرف بزنيم نميدونم هردفعه كه صداي نفس كشيدنشو ميشنيدم چرا تو دلم آشوبي ميشد كه محسن ازتن صدام فورا ميفهميد.فريبا جان چيزي شده--نه چطور؟آخه- -آخه چي؟نميدونم تن صدات عوض شده- چطورشده؟چون يواش حرف ميزنيم اينطوريه--نه!عزيزم خودمم امشب جور ديگه اي هستم-چه طو

داستان سکسی:

شب عروسی با سعید

درو که بستم یه نفس راحت کشیدم به سعید نگاه کردم تو چشماش یه چیزی بود که نمیدونستم چیه.هنوزم نیمچه استرسی ته دلم داشتم نکنه مامان یا مادر شوهرم فرگردن چیزی بخوان.اه من انگار با استرس زاده شدم.کفشامو پرت کردم اون ور و از پشت در رفتم کنار.با این که دل خوشی از ماماتم نداشتم اما یه لحظه واسه غرش دلم پر کشید که الان بگه جا کفشیو نمیبینییییی.نگاهی به سعید انداختم رو مبل ولو و محو تماشای من بود لبخند شیطنت آمیزی زدم و راهی اتاقمون شدم.تنبل آقا حتی گره کراواتشو شل نکرده خفه نشه!کیرش خواب و بیدار بود.اهمیتی ندادم نمیخواستم به این زودی شروع بشه.رفتم جلو آینه این آرایشگرا چیکار میکنن خداییش چقد خوب شدم

داستان سکسی:

کفلمه، دشمن جوانان

سلام برو بچز شهوانی.
متنی که میگم نه خاطره است،نه داستان پس کیر هارو غلاف کنین تو شورتتون.من بچه استان آذربایجان شرقی ام.
اینجا ما به جلق میگیم:کفلمه.
اینی که میخوام بگم ماجرا و یکم هم نصیحت یه جلقی یا همون کفلمه کشه،
تقریبا از وقتی یادم میاد و دستم به کیرم رسید کفلمه میکشم.اون هم به صورت مخفیانه.یعنی کسی نمیدونه.کل خونواده وفک و فامیل ما مث اکثر آذری ها مذهبی و سخت گیرن.زیاد هم موقعیت زنده ندارم که بخام بخاطر اونا یا خدای نکرده واسه محارم شق کنم و...

داستان سکسی:

دردناکترین سکس زندگیم

سلام من سوگل هستم چیزیکه مینویسم درد دله نه یه داستان الکی.الان 21 سالم 3سال پیش پسرخالم (رضا)بهم ابراز علاقه کرد و منم احمق شدم حرفشو باور کردم بهم گفته بود سنم که بالاتر رفت میاد خواستگاری و از این حرفا منم دوسش داشتم و باورش کردم بعداز یه مدت ازم سکس خواست و گفت اگه دوسش دارم باید بهش ثابت کنم منم بهش وابسته شده بودم و چون فکر میکردم قصدش ازدواجه قبول کردم اون روز قرار بود من فقط کون بدم ولی اون عوضی پردمو زد.کلی گریه کردم ولی بهم گفت اشکالی نداره و ما مال همدیگه هستیم.

داستان سکسی:

بالاخره به هم رسيديم (1)

سكوت عجيبي همه ي سالن رو فرا گرفته بود،تنها صدايي كه به گوش ميرسيد صداي عاقد بود كه اين بار داشت براي بار سوم تقاضا ميكرد،حس عجيبي داشتم نگاهم به قرآني بود كه توي دستام بود اما تو دلم آشوب بود.

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS