شما اینجا هستید

گی با جواد ملقب به گوریل

این داستان فقط جهت ازار یکی از دوستام نوشته شده دوست دارم ته داستان اون وحش خوشگلاتونو یه ضرب هر چی که بلدین نوشته باشین تا میتونید فحش بدید به نقش اول داستان و ثابت کنید که حاصل کاندوم چینی نیستید Diablo

داستان سکسی:

راشل

خیلی سختگیر بود در هیچ صورت حدفش دوتا نمی شد با صدای بلند از تو حیاط گفت مگه دیشب نگفتم منو باید برسونی .. کمی معطل شد .از پله ها امد تو ایوان .گفت من .پریدم تو اایوانگفتم بریم .هوای دیشب سرد بود کمی برف باریده بود .کاپشن را تنم کردم وبه طرف در حیاط راه افتادم . حاج احمد پدر سخت گیری بود .ا بقول مامان عفت اگر نبود نمی تونست هفتا پسر بزرگ کنه .اینم تو این محل. ازدر خونه می امدی بیرون. اسی طوبا داشت زیر طاقی هرویین مکشید.جلو هشتی داشتند حشیش می کشیدند. همه محل به حاج احمد احترام می ذاشتن .

داستان سکسی:

کس دادن همسرم

سلام میخوام خلاصه وار بگم.... من 29 سالمه 5 ساله ازدواج کردم همسرم پریناز 27 سالشه قد 165وزن 50 سینه 70 باربی و خوش اندام خیلی همو دوس داریم و در همه چیز باهم راحتیم من خیلی وقت بود یه فانتزی داشتم که همسرم جولوی من کس بده و کیره یکی دیگه تو دهنش باشه خیلی وقتا تو این فکر ارضا میشدم بعد که ازدواج کردم نمیدونستم چجوری اینو ب همسرم بگم بعده 4 سال همسرم بهم گفت که برای تنوع تو سکس یه کیر مصنوعی بگیریم و بعضی وقتا هم فیلم سکسی ببینیم منم گفتم خوب عزیزم چرا با یکی دیگه سکس نمیکنی؟ اول شوکه شد بعد گفت باشه خیلی دوس دارم باید جالب باشه گفتم کسی مد نظرت هست؟ گفت ....

داستان سکسی:

ارسلان و دخترخاله

سلام دوستان داستان ازانجای شروع میشه که بعدازچندسال دخترخالم همراه خانوادش امد خونمون(چون ماخونموتهرانه واوناخونشون اهواز) من بعد ازچندسال برای اولین باراون رودیدم فکرنمیکردم اینقدربزرگ شده باشه بادیدنش سرجام خوشکم زدسریع بدون توجه باسلام ازشون استقبال کردم و(به خودم گفتم عجب دخترخاله ای داشتم و خودم نمیدونستم،عجب سینه هایی داشت،لباش ادمو وسوسه میکرد درضمن اون لباسای تنگش همه چیزرو به نمایش میذاشت)خلاصه یه چندروزی خونه مابودندروزهای اخربایه ترفندی شمارشو ازش گرفتم بعد ازرفتنشون توی این فکربودم چطوری باهاش رابطه پیداکنم یهو یادشمارش افتادم که فهمیدم بااس ام اس میتونم باش ارتباط داشته باشم ور

داستان سکسی:

سکس آخر وقت

سلام من آرمان هستم 35 سالمه زمان دانشجویی رشت بودم و خونه مجردی داشتم سال دوم با یک دختری دوست شدم که همسایمون بود واسه همین نمیشد بیاد خونمون انصافا دختر با معرفتی بود و واقعا دلم براش تنگ شده . 2 سال بعد که خونم رو عوض کردم و ازون محله رفتم واسه اولین بار دعوتش کردم خونه خیلی با هم صمیمی بودیم یه دختر با قد 170 بود و وزن حدود 60 خوشتیپ بود و صورت معمولی قشنگی داشت. ساعت 2 بعد از ظهر اومد پیشم کلی نشستیم حرف زدیم با هم فیلم دیدیم شوخی کردیم راستش من زیاد تو سکس پررو نبودم واسه همین اصلا نحوه شروع کردن سکس واسم آسون نبود .

داستان سکسی:

کس دادن زنم به دوستام

من حامد 35 سالمه 3 سال پیش با سمیرا ازدواج کردم ، خلاصه و مختصر چند تا از خاطره های سکسیمو با سمیرا مینویسم. اوایل که با هم سکس داشتیم هیچ فانتزی نداشتیم سکس مون خیلی معمولی بود ، یه بار تو سکس شروع کردیم به حرف زدن از خوردن کسشو اونم از خوردن کیر من و این چزا صحبت میکردیم. یه مدت که گذشت تو حرفامون از سکس با نفر سوم صحبت میکردیم به سمیرا میگفتم دلت میخواست الان کیر یه مرد دیگه هم میخوردی میگفت آره ، بهش میگفتم اگه اینجا بود چی کار میکردی میگفت کیرشو لیس میزدم تخماشو میبوسیدم ، میگفتم اگه آبش میومد چی؟

داستان سکسی:

مامان کون گنده من و کیر من

سلام من کوروش هستم و 26 سالمه. می خواستم براتون داستان که نمیشه گفت خاطره سکسمو با مامان که اسمش ناهیده و 47 سالشه تعریف کنم. اولش گفتم که کسانی که نمیخان نخونن. شروع این خاطره واسه تقریبا 7ماه پیش میشه. مامان ناهید من یه زن جا افتاده و سکسیه که یه هیکل تقریبا تپل، سکسی و خوشگل داره، یه هیکلی که فقط کسایی که با زنای میانسال کاربلد سکس کردن قدراین هیکل رو میدونن. عین یه سیب رسیده و شیرین هستند. مامانم خیلی خوشگله و چهرش کیر آدمو راست میکنه. همسن خودش به نظر میاد. اون لبای قلوه ای و اون دماغ کشیده حسابی تحریک کننده است و چهره زیباش رو متمایز و شهوت انگیز میکنه.

داستان سکسی:

سکس من و دختر عموم تو استخر

سلام دوستای گلم من سینا 18 ساله از اصفهان و دختر عموم اسمش ارزو 17 سالشه. داستان مال روزیه که خونه عموم من داشتم تو استخر شنا میکردم که ارزو اومد پایین کنار استخر گفت حوله با لباس برات اوردم. تشکر کردم بهش گفتم بشین همینجا تا باهام بریم بالا(اخه استخر پایین بود) اومدم بیرون دوش گرفتم رفتم کنارش رو صندلی نشستم گفتم بذار سرحال بیام بعد بریم بالا. کیرم برجسته شده بود خیلی داغ کرده بودم اونم خجالت میکشید...

داستان سکسی:

سکس بعد امتحان نهایی

از الان بگم من عمه ندارم فحش هم دادی شخصیتتو نشون دادی من اولین سکسمو واستون مینویسم چون بار اولمه یاد ندارم به کس و کیر بزرگتون ببخشین

تو خرداد امسال موقع امتحان نهاییا با یکی دوست شدم چون تا حالا سکس نداشتم و جلو دوستام چیزی واسه تعریف نداشتم همون اول که بهم پیشنهاد داد قبول کردم 3 خرداد امتحان حسابان داشتم وقتش فک کنم 150 مین بود من تو 70 مین نوشتمو برگمو دادم و با تاکسی رفتم خونه محمد اینم بگم محمد دانشجو بود خونه دانشجویی داشت

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS