شما اینجا هستید

دختربازی تابستانی و تور کردن پریسا

سلام به بچه های گل شهوانی من حسامم 18 ساله از شیراز چیزی که میخوام براتون تعریف کنم توش سکس و جرش بده هو نمیدونم کونشو گذاشتمو از اینا نداره نه بعد نظر بزارین مثلا کیرم تو کله ات کونی یا ....

داستان سکسی:

کون خاله جونم رو خون آوردم

سلام، من علیم ۲۶ ساله و ۲ تا خاله دارم که یکیشون ۲سال ازم بزرگتره، بریم سر اصل مطلب. من از قدیم خالمو خیلی دوس داشتم، خیلی ازش خوشم میومد عاشق بدنش بودم، صورت مملو از شهوتش(من اینطوری حس میکردم) تو کل دخترایه فامیل و دوست و آشنا برام تک بود همیشه با خودم کلنجار میرفتم کاش میشد که زندگی یه جوری بود، که اون زنم میشد، اما... خلاصه دیوونش بودم.

داستان سکسی:

سکس ضربدری من و مسعود با زنامون

سلام نمیخوام داستان رو طولانی کنم میرم سر اصل مطلب من 31 سالمه شغلم ازاده زنم زهره 28سالشه ما یه 4سالیه ازدواج کردیم زنم هیکله خوبی داره من از اویل دوران مجردی داستانهای سکسی رو میخوندم ودوست داشتم اوایل ازدواجمون یه گریزی به دوستان زمان سکس با زهره میزدم تا ببینم عکسلعملش چیه میدیم زمانی که صحبت از خانواده دیگه ای زمان سکس کنارمون باشن حشری میشد و تمام کس ناز و خوشکلش وتپلش خیس خیس میشد یه بار مسعود و فهیمه دوستم شام خونه ما بودن که به مسعود گفتم بیا بریم تو اینترنت فیلم ببینیم حالا مسعود روحشم خبر از این کار نداشت خلاصه رفتیم توی اتاق کارم کامپیتر رو روشن کردم خواستم از طریق گوگل برم تو س

داستان سکسی:

من و کون سپیده و قرمه سبزی

سلام.اولش بگم این داستان علاوه بر این که واقعیه طنز هم هست.خودم که هر وقت یادش میافتم کلی میخندم. من اسمم محموده.تو محل بهم میگن ماموت.به خاطر هیکل گنده ام.قدم 190 وزنم هم 140 کیلو.هیکل ورزشکاری ندارم.اما همینجوریش غولیم واسه خودم.

داستان سکسی:

تجاوز دوست شوهرم به من

خلاصه میگم که سرتونو درد نیارم
شش ماه از ازدواجم گذشت که فهمیدم شوهرم مواد مصرف میکنه . باهاش دعوا کردم گفت فقط واسه اینکه سکس بهتری داشته باشیم میکشم ولی دیگه کم کم زیادش کرد و فقط واسه حال خودش میکشید ! طوری شد که با دوستاش میومد خونه و دور هم مواد میزدن ومن با این کارش خیلی مخالف بودم و سرو صدا راه انداختم تا اینکه مجبور شد دوستاشو نیاره خونه بجز یکیشون که باباش خیلی مایه دار بود و در واقه جنس مفتی واسه شوهرم ردیف میکرد . خیلی باهاش صمیمی شده بود و همه جوره بهش اعتماد میکرد ولی من ازش متنفر بودم چون هم خییلی قیافه زشت و چندشی داشت و هم خییلی هیز بود.

داستان سکسی:

تنهایی تینا (3)

...قسمت قبل

سلام به دوستان عزیز. ممنون از همدردی هاتون.میخواستم اون قسمت ۲ پایان باشه اما نشد! ببخشید که ناراحتتون کردم واقعا شرمنده. آقای ramin_tehran واقعا بابت اون اتفاق واسه شما هم متاسفم وخیلی هم ناراحت شدم.خدا برای هیچ بنده ای روی زمین این روز رو نیاره!خیلی سخته... دوستان عزیز خواستم ادامه بدم این سرگذشت رو چون بالاخره روز خوب هم دارم. به قول بعضی دوستان بی انصافیه که فقط از دردهام بگم میخوام تو این روزهای خوبمم سهیم باشین.

داستان سکسی:

اکبر آقا در جنگل مرگ

سلام من سعیدم و ۲۰ سالمه تا حالا هم سکس نداشتم‌اینم یه داستان از یه جای دیگه کپی کردم.

ﺟﻨﮕﻞ ﻣﺮﮒ

ﭘﺮﺩﻩ ﺍﻭﻝ : ﻛﻮﭼﻪ ﻫﺎﻱ ﺗﻨﮓ ﻭﺗﺎﺭﻳﻚ ﻗﺰﻭﻳﻦ

ﺍﻛﺒﺮﺁﻗﺎ ﭼﻨﺪﺭﻭﺯ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻛﻮﻥ ﻧﻜﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﻭﺑﻪ ﻫﻤﻴﻦ ﻋﻠﺖ ﺷﺪﻳﺪﺍً ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﺍﺳﺖ .ﺗﺼﻤﻴﻢ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻛﻪ ﭘﺸﺖ ﻳﻚ ﻛﻮﭼﻪ ﭘﻨﻬﺎﻥ ﺑﺸﻮﺩ ﻭﺗﺎ ﻳﻜﻲ ﺭﺍﺩﻳﺪ ﺑﻪ ﺯﻭﺭ ﺍﻭﺭﺍ ﺑﻜﻨﺪ ﻛﻪ ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﺻﺪﺍﻱ ﻗﺪﻣﻬﺎﻳﻲ ﻣﻴﺎﻳﺪ .
ﺍﻛﺒﺮﺁﻗﺎ : ﺑﺎﺑﺎ ﻣُﺮﺩﻡ ﺍﺯ ﺷﻖ ﺩﺭﺩ .ﺁﻫﺎ ﺍﻧﮕﺎﺭﻳﻜﻲ ﺍﻭﻣﺪ .ﺍِ .ﺍﻳﻨﻜﻪ ﺯﻧﻪ .ﻗﻴﺎﻓﻪ ﺍﺵ ﻫﻢ

داستان سکسی:

بوسی که از هزار تا سکس بهتر بود

این خاطره ای که می خوام براتون بهت بگم کاملا واقعیه و در مورد عشق بازی با نامزدم بود که الان همسرمه حدود یک هفته از خواستگاری من از پریا(مستعار) گذشته بود و خونواده ی اونم منو پسندیدن و به خاطر این که زیاد مذهبی نبودن تا قبل مراسم عقد هر روز بهم اجازه میدادن یک ساعت اونو ببینم و حتی میزاشتن با هم بریم سینما و پارک از این جور جاها حتی با این که منو در حال بوسیدنه دخترشون دیدن و من فکر کردم شاید دیگه الان بگن تو از سر هوا هوس دختر ما رو بردی بهم گفتن اشکال نداره ولی باید قول بدی هیچ وقت دل دخترمونو نشکنی منم قول دادم.

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS