شما اینجا هستید

سکس رومانتيک من و پويا

يه روز تابستوني بود پويا بهم زنگ زد و گفت دارم ديوونه ميشم تنهايي تو خونه حوصله ي بيرونم ندارم مياي پيشم ؟ گفتم مگه مامانت خونه نيست ؟گفت نه رفتن تهران عروسي فردا ميان... گفتم اره عزيزم ميام. سريع حاضر شدم و به بهونه ي کتابخونه از خونه زدم بيرون.تو راه 2تا دنت شکلاتي خريدم که سوپرايزش کنم خيلي دوست داشت...

داستان سکسی:

دود از کنده بلند میشه (1)

با سلام خدمت شما خواننده عزیز
داستان من از جایی شروع شد که تازه دانشجو شده بودم .سال 83 بهمن ماه بود که بعد از یک ترم مرخصی اجباری رفته بودم قشم برای ثبت نام ؛ثبت نامم انجام شد و داداش کوچکترم با هام اومده بود یه آب و هوایی عوض کنه .یک هفته ای پیشم بود و فردا قرار بود که برگرده شهر خودمون.

داستان سکسی:

پسر خواهرم ازم سوءاستفاده می کرد

من 20 سالمه پارسال 1392از بس افسردگيم شديد شده بود كه 3 بار خود كشي كردم ولي 3 بارش رو چيزيم نشد ولي يه كاش اين جور نميشد من ميمردم كه اون كارو نمي كردم به بچه خواهر م كه اسمش مهراد بود گفتم كه دلم مي خواد فراركنم .

داستان سکسی:

پنجره ای به بیرون

ین داستان را با هدف جلق زدن براتون نمی نویسم گرچه که به نظر خودم خیلی سکسی هست ؛ در هر حال از خودم شروع می کنم ؛ من فیلم سکسی خیلی دوست دارم و نمی دونم تا حالا چندتا دیدم صدتا ؛ هزارتا ؛ شاید هم بیشتر ؛ عکس که دیگه اصلا نگو و نپرس ؛ داستان های سکسی هم تا دلتون بخاد خوندم هم فارسی و هم انگلیسی ؛ و جالب اینه که خیلی از داستان هایی که توی سایت های فارسی خوندم دقیقا از روی بعضی از صحنه های فیلم ها نوشته شده که خوب اصلا مهم نیست ؛ در هر حال نتیجه همه اون فیلم های سکسی و عکس های پورنو و داستان های سکسی این شده که فانتزی های سکسی زیاد دارم ؛ از هر اتفاقی یه فانتزی می سازم و کلی باهاش حال میکنم ؛

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS