شما اینجا هستید

دختر چادری و سرعت غیرمجاز

اکثر این خاطره هایی و داستانهایی که مینویسند رو حس خالی بندی دارند ولی این خاطره که برانون میگم فرق داره یعنی بیشتر جنبه محتوی آموزشی داره... داستان از این قراره که من با دو تا دوست دخترم به هم زده بودم و ظاهرا هر کدومشون زیر خواب یکی شده بودند چون حس میکردم که زندگی رو دوست ندارم و به جز کردن و کیرم هیچ هدف دیگه ای در زندگی دنبال نمیکنم. ولی بعد از مدتی این حس تعالی از بین رفت و من با کیرم تنها موندم و بازم اولویت تمرکزم در کون کردن مردم بود .

داستان سکسی:

سلطان قلبم خواهرم گلسا

سلام به هر کسی هر جای دنیا که این خاطره رو میخونه من یکراست میرم تو فاز خاطراتم بهتر بگم مقدس ترین ماجرای زندگیم خانواده ما پنج نفر هستیم خواهرم که اینجا اسمشو میذارم گلسا من و یک خواهر که بعدها وارد زندگیمون شد و شد دنیای پدر و مادرم.

داستان سکسی:

همچون مردی که میخندید

- اصلا ولش کن بزار بگم کی هستم
- بگو
- من حتی یک ساعت و چهل و پنج دقیقه هم توی خونتون بودم
- پیش من بودی ؟!
- من دختر دوست مامنتم
- کدوم ؟
- زینب
- نمیشناسم
- نمیشناسی؟ واقعا؟!
- شاید دیده باشمت . ولی به اسم که نمیشناسم
- خوب باشه منم دروغ گفتم
- چرا ؟!
- نمیخواستم زودی بفهمی کی ام.. چمیدونم . ترسیدم
- از چی؟
- که بری حرف بزنی!
- برم حرف بزنم ؟! یعنی برم به مامانم بگم که هی مامان دختر دوستت –زینب رو میگم
- به من زنگ زده ؟!

داستان سکسی:

به لطف پدرم کس کردم

سلام خدمت دوستان من میلاد 20 ساله از شهری که تیمش 3بار قهرمان لیگ برتر شده و حالا حالا قهرمانه اره دادا. خاطره ای که براتون میگم مال اسفند پارسال هستش و کاملا واقعی پس فوش ندید لطفا

داستان سکسی:

دانشجوی بی تجربه و دختر پتیاره

سلام اسممو نمیگم 20 سالمه با شهوانی یه خیلی وقته آشنام داستان نویسی هم بلد نیستم همینجوری حال کردم داستانه زندگیمو براتون به اشتراک بزارم تو شهوانی که دختر نداریم! یا همه پسرن یا همه دوست پسر دارن پس داداشیا خوب گوش کنید

داستان سکسی:

وقتی فهمیدم پرده ندارم

سلام....اولین داستانه ک مینویسم امیدوارم خوشتون بیاد. من سانازم ی دختره19ساله دوس پسر زیاد داشتم ولی فقط از کون میدادم اصلا با کون حال نمیکردم فقط درد داشت اینم هست ک انقدر سکس داشتم هیچکس جز خودم نتونسته ارضام کنه تاحالا چون دیر و سخت ارضا میشم خلاصه......من فهمیدم ک پردم حلقویه پس چی بهتر از این واسه من ک انقدر هاتم ؟؟؟؟؟ب دوس پسرم ک اسمش اردلانه گفتم پرده ندارم اونم خوشحال تر از من

داستان سکسی:

خاطره کونکونک با دوستم

سلام من ارمین هستم الان 20 سالمه این داستان بر میگرده به 6 سال پیش که من 14 سالم بود و کلاس 2 راهنمایی بودم تو اون دوران من خیلی سفید بودم واقعا بیش از اندازه هیکلمم که یکم چاق بودم اما نمیدونم چرا هر لباسی میپوشیدم منو هیکلی و سکسی نشون میداد داستان از اون جایی شروع شد که تو کلاس یکی از دوستام که هم خوش هیکله و هم موهای بوری داشت اومد و کنار من نشست تا چند ماه فقط باهم در باره درس و بازی حرف میزدیم که یه روز سر کلاس دیدم دستشو کرده تو شرتش و داره به من نگاه میکنه و جق میزنه اول متوجه نشدم اما بدش بهم بر خورد بش گفتم: داری چه گهی میخوری اونم زود حل شد گفت هیچی !!

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS