شما اینجا هستید

کس دادنم به استاد

سلام من جیران هستم ۲۳ سالمه شدیدن سکسی خیلی وقته عضو شهوانیم ولی حالشو نداشتم داستان بنویسم اما از بس داستان دروغ خوندم و برو بچ فوش دادن خواستم یکی از داستانامو بنویسم این جقیا خجالت بکشن ،

داستان سکسی:

داستان کهن (1)

سلام دوستان من این داستان رو که سرفا تخیلات ذهن مریضمه مینویسم تا هم یک نوع جدیدی از حالت های داستان نویسی رو نشون داده باشم و هم اینکه وقت زیادم رو پر کنم.(خوار مادر معلم ادبیاتم هم جنده بوده،حالا تو داستان قشنگ حس میکنین این جندگی رو...)

فصل ابتدایی

داستان سکسی:

سکس با خاله آرزوی سال هام بود

سلام اسم من رضا است ۲۱ ساله از تهران نمی خوام دو ساعت بشینم داستان دروغ بنویسم هرکی باور می کنه بخونه هر کی باورنمی کنه نخونه داستانی که می خوام تعریف کنم مال 6 ماه بپشه خونه ی خالم اینا از خونه ی ما بیاده 10 دقیقه راهه من زیاد می رم خونشون شوهر خالم تریلی داره و هفته ای دوشب خونه میاد یه دختر خاله دارم که شوهر کرده و از اونا جدا است مادر بزرگمم با اونا زندگی می کنه راستی خواهرم 39 سال سن داره با 175و اندام عالی و کون های خیلی خیلی بزرگ و سینه های سفت وبزرگ من هم تعریف از خود نباشه کیر بزرگی دارم با اندام ورزیده بریم سر داستان دو روز قبل ماجرای من و خاله مادر بزرگم به علت سنگ کلیه عمل شد و

داستان سکسی:

گاییدن مرد سیبیلو با پول و مزیت های دیگر

سلام من اشکان و حدود 17سالمه ما تقریبن تو مناطق مرزی غرب زندگی می کنیم داستان از اون جایی شروع میشه که مدرسه تموم شود و با دوستامون قرار گزاشتیم که بریم کار تو اخرین شهر مرزی. کار ما این بود که دبه های گازویل رو از مرز ببریم پایین راستش درامد هنگفتی داشت.

داستان سکسی:

بر باد رفتن کون در هفت خبیث

سلام به بچه های شهوانی من اولین بارم که داستان مینویسم اگه بد بود به بزرگیه خودتون ببخشید . اسم من رضا (مستعار) 19 سالمه تعریف از خود نباشه تا حالا کون زیاد کردم اما این خاطره ای که مینویسم فرق میکنه.

داستان سکسی:

ساک زدن برای دوستم تو کوچه تاریک

سلام دوستان من اسمم محسن هستش و 19 سالمه این داستان بر میگرده به دوسال پیش که واسه اولین بار داشتم کیر میخوردم داستان از اونجا شروع شد که دوستم بهم زنگ زد میای بریم یه دوری بزنیم منم قبول کردمو رفتم دنبالش و دقیقا دم غروب بود که بهم گفت میای با هم سکس داشته باشیم منم خو از خدام بود قبول کردم .

داستان سکسی:

من و خواهرم مارال

سلام امیدوارم حالتون خوب باشه .من ناصرم 25 سالمه از تبریز و میخوام داستان خودم با خواهرمو براتون بنویسم.که مال چند هفته پیشه.هرکسی احساس میکنه که دروغه لطفا نخونه.هیچ اصراری نیست.من تا قبل از این اتفاق سکس نکرده بودم.

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS