شما اینجا هستید

اگر بفهمی بهترین دوستت (همجنس) همجنس گراست چکار می کنی؟

بهش پیشنهاد سکس می دم
26% ( رای 290 )
باهاش قطع رابطه می کنم
19% ( رای 212 )
سعی می کنم ارشادش کنم
10% ( رای 107 )
به والدین یا همسرش اطلاع می دم
1% ( رای 13 )
کار خاصی نمی کنم. دوستی ما ربطی به گرایش جنسی نداره
36% ( رای 399 )
نمی دانم
9% ( رای 95 )
رأی ها : 1116

آرش در حسرت کون دادن

سلام من ارش هستم 25 ساله از دوران بچگیم عاشق دادن بودم ولی هیچ موقع واسم میسر نشد نمیدونم چرا شاید از کون دادن میترسیدم و شاید از اینکه ابروم بره به هرحال خودتون میدونید واسه ی پسر کون دادن ی عیب محسوب میشه منم پیش خودم میگفتم شاید با این کارم باعث ریختن ابروی خانوادم بشم به هر حال با داشتن این فکرها تن به سکس با پسر ندادم از طرفی به جنس مخالف هم علاقه ای نداشتم بماند روزها گدشت و پس از گرفتن دیپلم به سربازی رفتم خودم اهل تهرانم ولی محل خدمت سربازیم در شهر اهواز بود چند ماهی از دوران سربازیم میگدشت که نوبت مرخصیم شد و با کسب 10 روز مرخصی اومدم خونه بعد از اینکه مرخصیم تموم شد با قطار راهی ا

داستان سکسی:

کس کشیدن

همه با هول های حرفه ای سوار اوتوبوس خط 13 شدند. میله های اتوبوس جای خالی نداشت. همه ی صندلی ها نصیب مو سفید ها شده بود. در آن شلوغی یک نفر که تشنه ی گرمای زیر پتو بود، کونِ انسان را انگلک کرد. بی آنکه پشت سرش را نگاه کند روی میله ها دنبال جای خالی گشت. میانه های راه میله های اتوبوس خلوت شد و یک صندلی کنار پنجره پاهای خسته اش را وسوسه ی نشستن کرد. کنار پنجره نشست و از پشت شیشه ی کثیف و مات به آن سوی خیابان نگاه می کرد. زنی را دید که با چادر مشکی و مقنعه ی چانه دار نان به دست از عرض خیابان رد می شد.اولین بار او را کنار چنین زنی دیده بود.

داستان سکسی:

سکس بعد اس

سلااااااااااااااااااااام.خوش اومدم.من 19سالمهههههه..یعنی 2بهمن 19 سالم شد.ایشالا همین امسالم موفق میشم یه شوهر پیدا کنم خخخخخ..دوماهه میام اینجا..وای خیلی حال داره داستانایی که میذارن..با درست یا غلط بودنشون کاری ندارم!!!کاریم ندارم بگید داستانم از خودمه و درست نیس چون نیومدم به رخ کسی بکشم اومدم نظرتونو درمورد کاری که کردم بدونم..باید مشخصاتم رو هم بگم؟؟؟؟؟

داستان سکسی:

آرزوهای بر باد رفته ترنم (1)

سلام اسمم ترنم 21 سالمه خیلی دوست داشتم یه جا همه چیو بگم چیزایی که مونده تودلم چیزایی که به قول یارو گفتنی اگه بگی خالی میشی 4 سالم بود که مادرم رفت پدرم بعداون 3 باردیگه ازدواج کرد ومن حتی به چشمه کسی نمیومدم انگار نیستم بگذریم رسیدم به دوران بلوغ دورانی که اوج حساسیته دختره اما دختری که مادر نداره و یه بابای عیاش داره کی بش توجه میکنه من از سکس هیچی نمیدونستم توشهری بزرگ شدم که دختر نقشه خدمتکاروکلفتو داشت اگه درخونمونو میزدن من درو باز میکردم بابامنو میکشت همسایه ها نمیدونستن که یه دختر اینجا زندگی میکنه کم کم داشتم بزرگ میشدمو بی توجهی پدرم بیشتر میشد اولین خاستگاری که اومد بله گفتمو ن

داستان سکسی:

گی با مربی شنام

سلام من امیرم 23 سالمه بچه یکی از شهرای اطراف اراکم. داستانی که براتون در نظر دارم بگم بر میگرده به یک ماه پیش اما دوس دارم یکم از خودم واحساسات سکسیم بگم.من قدم 180 ووزنم 80.گندمی هستم و بقولی با نمک و خوشتیپ وعاشق مردای سن بالا و لاغر وخوشتیپ و با شخصیتم و دوس دارم تو سکس طرف مقابلم برام سنگ تموم بذاره .داستان که نه خاطره ام از اون جای شروع میشه که.یکسال پیش رفتم استخر وارد استخر که شدم دیدم یه مرده حدودا 35 ساله غریقه نجاته استخره هس و با دیدن اون بدنم کلا سر شد.

داستان سکسی:

سكس با زن سن بالا ولی عالی

ن اسمم افشينه و ٢٥ سالمه ، كاراته كار ميكنم و خيلي اهل مسافرت كردن با تور هستم ، اين اولين بارمه كه دارم خاطره مينويسم و اين موضوع واسه دو سال پيشه كه رفته بوديم با تور غار عليصدر .

داستان سکسی:

سارا و اصغر

موقع هم سلام من سارا اول از اینکه اسم خودم مستعاره ولی بقه اسما واقعی هستن.من الان 25 سالمه تقریبا چهارده یاپانزده سالم بود که یه همسایه جدید برامون امده بود که چندتا پسر داشتن که یکیشون چندباری منو دیده بود اسمش اصغر بود که ازمن دوسالی بزرگ بود...یه روزازاولین روزای دیماه بود که امتحانها شروع شده بود که من عادت داشتم بالاپشت بوم درس میخوندم درضمن دیواربه دیوار هم دیگه بودیم که دیدم یه تیکه کاغظ به سمتم پرتاب شد اره اصغر بودبازش کردم توش حرفای عاشقانه زده بود خلاصه ازاین جورحرفا زده بود چرا دروغ بگم دل تودلم نبود الانم مرور خاطره میکنم دلم یه جوری میشه ...بعد دیدم از انور دیوارمنو نگاه می

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS