شما اینجا هستید

مهمترین معیار شما، برای رفاقت چند ماهه با یک دختر را در کدام یک از ویژگی های او می بینید

نوشته SHAAPOUR در 4. مهر 1393 - 22:39

سکس منو دختر دایی هام

سلام من علی هستم میخوام یکی از خاطرات سکسی هم را در دوران ۱۶ سالگی ام بنویسم یک روز تولد دختر داییم بود ما هم همیشه تولد کسی بودنی میریم و تمام فامیل جمع میشن تولد خیلی شلوغ بود و داییم این تولد رو تو باغ لواسانش گرفته بود و این اولین باری بود که ما برای تولد به اون باغ میرفتیم باغ بزرگی هم داره و یک ویلا داره که تقریبا با استخرش ۲۰۰ متر فاصله داره همه دور استخر جمع بودیم من اون موقع رقاص خوبی بودم و همیشه تو عروسی ها و تولد ها مجلسو گرم میکردم دو تا از دختر دایی هام به من بد جوری عشق میورزیدن من هیکل ورزشکاری داشتمو یه کوچولو هم شکم زنداییم به من گفت برو کیک رو از تو ویلا بیار منم رفتم

داستان سکسی:

جی اف (1)

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سلام به همه امیدوارم امیدوارم حالتون خوب باشه قضیه رو کش نمیدم واین روبگم داستان تخیلی نیست همه چیز حتی اسم ها هم واقعین و ازتون میخوام داستان رو چه خوندید چه نخوندید فحش ندید. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

داستان سکسی:

مامانم و شوهرعمم

سلام.اسم من به شما ربطی نداره Biggrin شوخی کردم باهات Biggrin .مامان من یه زن با موهای طلایی لاغر با وزن تقریبا 58 کیلو که 38 ساله ام هست.سینه های زیاد بزرگی نداره ولی در عوض یه کوس خیلی خوشگل و مشتی داره و یه باسن گنده که هر شلواری که میپوشه آدم رو حشری میکنه. خلاصه یه کمر خیلی باریک اما با یک کوس و کون گنده و خوشگل. رنگ پوست مامانم گندمیه.

داستان سکسی:

اولین سکس چه حس عجیبه داره

سلام اسم من سروشه الان18سال دارم (داستان کاملا واقعیه)2سال پیش قرار شد من ودختر خالم یعنی كه دختري14 ساله و بسيار زيباست ازدواج کنیم.

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS