شما اینجا هستید

سکس من و اربابم غفور

سلام.
من کیوان 29 سالمه. بدنسازی کار میکنم. قیافم هم کاملا پسرونست. عاشق برده شدن واسه پسرای بدنسازم. یه روز خونه یکی از دوستام بودم. اون بمن پیشنهاد سکس با یه پسرو داد که خودش زیاد از برخورد اون خوشش نمیومد. من شماررو با یجور بیمیلی گرفتم. در صورتیکه اصلا بیمیل نبودم و تو اون لحظه تو کف سکس بودم.
من تا شب صبر کردم. اولین پیامو ساعت هشت فرستادم. خودمو معرفی کردم. گفتم شماررو از یکی از دوستام گرفتم.
بهم جواب داد . گفت اسمش غفوره.
من همون لحظه روم نشد بگم دنبال برده هستم. پس صبر کردم.

داستان سکسی:

کس زیبای عروس عمو

سلام من اسمم خشایار 23سالمه و قزوین زندگی می کنم. یه پسر عمو دارم که بیماری ام اس داره واز نوع حاد که باید بیرون رفتن یکی پیشش باشه وکمکش کنه به خاطر همین او بیشتر به من اطمینان داشت واز طرفی هم با من بیشتر ایاق بودن. یادم رفت اصلی کاری را معرفی کنم منظورم عروس عمو او اسمش مهناز است تقریبا 35 سالش میشه زن خوشگل وخوش اندامی قد بلند و چهره جذاب . ما هر سه انقدر باهم صمیمی بودیم که حتی بیشترین وقتم با اونها بود یک سال تابستان تصمیم گرفتیم باهم بریم مسافرت خلاصه بار وبندیل بستیم به را افتادیم به طرف اصفهان حرکت کردیم خالصه خیلی خوش می گذشت

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS