شما اینجا هستید

کیر بی معرفت من

سلام.اولش بگم که تمامی اسامی مستعار هستند
زمان وقوع:خرداد 92 مکان:استان البرز
در حساس ترین لحظه زندگیم کیرم منو تنها گذاشت به این دلیل تا آخر عمر نمیبخشمش.من دانشجو هستم 23سالمه اسمم اقا صادقه.کلا زیاد حشری میشم وبا دیدن کوچکترین صحنه سریع هالی به هولی میشمو راست میکنم.چند بار توی تاکسی که کنار جنس لطیف نشستم کیر گرامی آبرومو برده چند بار هم جلو دختر عمم ضایع شدم که اصلا دوس ندارم بهش فکر کنم بیخیال.....

داستان سکسی:

کوچه بن بست (1)

• دانشگاه
دختر با عصبانیت از اتاق حراست دانشگاه بیرون می آید.
دختر: این چه وضعشه... دانشگاه که نیست!؟ حوزه علمیست!... فردا باید با چادر و روبند بیایم که هیچکی ما رو نبینه...
دوستش که در راهرو منتظر او بود او را صدا میزند:
- مینا... چی شد؟
دختر بدون توجه به دوستش راهش را به سمت درب خروجی ادامه می دهد. دوستش مجبور می شود دنبال او بدود:
- مینا صبر کن...مینا...
به او که میرسد جلوی او می ایستد تا او را از رفتن بازدارد:
- وای دختر...چقد تند تند راه میری؟... از نفس افتادم...

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS