شما اینجا هستید

عشق پولکی

سلام به همه بچه های سایت . اول بزارید از خودم بگم که
مثل خیلی ها نه زیاد هیکلم خوبه نه قشنگم نه زبون دارم فقط تنها شانسی که داشتم این بود که تو منطقه ای کار میکردم که دختراشون از نظر مادی زیاد وضعیت خوبی نداشتن برای همین وقتی یکبار بهشون پیشنهاد رفاقت بدی رو هوا قبول میکنن چه دخترش چه زن شوهردارش.

من و 3 فرشته

اول راهنمایی می خوندم که با هم کلاسی جدیدی به اسم فرزاد آشنا شدم.بیشتر اخلاق ها و عادت هامون شبیه هم بود،به همین علت زود با هم صمیمی شدیم.تا جایی که این علاقه شدید و روز افزون،من رو وارد شرایط رویایی و غیرقابل تصوری کرد که در ادامه به شرح آن پرداخته ام.
هر روز از مدرسه که در می اومدیم،تا خونه یک مسیر مشترک داشتیم.تو این راه نیم ساعته که پیاده میرفتیم،بود که از همدیگر و خانواده های هم بیشتر فهمیدیم.فرزاد هم مثل من وقتی خیلی کوچک بود پدرش رو از دست داده بود.و چند سال بعد از فوت پدر،مادرش هم ازدنیا رفته بود.اون با سه خواهرش زندگی می کرد که هر سه شون هم بزرگ تر از فرزاد بودند.

داستان سکسی:

دوبــآره سکــس، دوبــآره عشــق

سـلام دوسـتان
اولین خاطره ای هـست که میزارم
اگه خوشتون نیومد یا مشکلی داشت فوش بـارونم نکنید :دی
انتقاد کنید تا درستش کنم ازین به بعد :دی
فداتون :x
___________________________________________________________

داستان سکسی:

لذت واقعی

سلام بچه های شهوانی.من چند وقتی میشه که دراین سایت داستان هارو میخونم چون به داستان سکسی علاقه دارم واسم خاطرات واقعیه سکس های لذت بخش قشنگ هستن اما مدتی هست که داستان های جالبی اینجا نخوندم و بیشترشون خالی بندی بوده...
اما چون خاطره ی سکس من خیلی جذاب بود میخواستم یه جا ثبتش کنم ...

داستان سکسی:

انتقام سر کار گذاشتن من

اسمم مهدی و تمام اسمایی که تو این خاطره میگم غیرواقعیه . این خاطره اولین خاطره ی سکسیمه که دارم مینویسمش و شاید طولانی باشه اما باحاله و ارزش خوندن داره و توصیه میکنم حتما بخونید . شاید مطالب سکسیش کم باشه اما کلی خندس . این خاطره برمیگرده به وقتی تازه رفته بودم اول دبیرستان !
اول مهر بود ، اول کون پارگیامون . لامصب مدرسه هم جدید بود ، هیشکی رو نمیشناختم !

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS