شما اینجا هستید

من و گلنار و میثم

گوشيم زنگ خورد،يه شماره غريبه بود،گوشيو برداشتم خيلي عادي جواب دادم بله؟
يه صداي خيلي ظريف پشت خط جواب داد سلام امير حالت خوبه؟ تشكر كردم گفتم شما؟ گفت منم گلنار!
خيلي تعجب كردم گفتم جانم امري داشتي؟ گفت نه فقط زنگ زدم صداتو بشنوم،دلم واست تنگ شده بود،از اون روز كه با ميثم اومدي تا حالا مدام فكرت تو سرمه،يه لحظه ام نتونستم بهت فكر نكنم
يه ذره باهاش حرف زدم آخرش گفتم خواهشا ديگه بهم نه زنگ بزن نه اس بده،اگه ميثم بفهمه من باهات حرف زدم شايد ناراحت شه،خداحافظي كرديمو قطع كردم

داستان سکسی:

ساناز بعد از 8 سال

تا الان چندتا خاطره اینجا نوشتم که با استقبال گسترده دوستان روبه رو شده ، مخواستم از همین تربون اعلام کنم که منم دوستتون دارم .
این خاطره ایندفعه یکمی برام جالب بود چرا که به دختری رسیدم که 8 سال منتظر رسیدن بهش بودم
8 سال پیش تو یکی از شبکه های اجتماعی باهاش دوست شدم چند باری هم دیگرو دیدیم و بعد رابطه بر قرار نمیشد ، تا اینکه من ازدواج کردم و اونم بعدا دوست پسر و نامزد داشت .
رابطه دوستانه مثل دوستای عادی همیشه ادامه داشت ، با اینکه من بعد از ازدواج با بیشتر از 10 تا دختر سکس کرده بودم اما یه جوری به ساناز نمیرسیدم

سکس ناتموم

با سلام خدمت بچه های گل شهوانی
من امین 25 سالمه میخواستم اولین داستانمو با یه قضیه خنده دار تعریف کنم .بخدا این داستان واقعیه
خوب شروع میکنم:
چند سال پیش زمانی که 20 سالم بود همسایه طبقه چهارم ما یه دختر داشت 17 ساله .خلاصه من چون این دختر یه کم ریز بود ازش خوشم نمیومد .خلاصه یه روز که مامان بابام رفته بودن مسافرت ماهه 5 6 تا از دوستامون اومده بودن خونمون قلیونی بکشیم.این قضیه آمار دادن دختر همسایه رو به یکی از دوستام گفتم اون گفت احمق اگه اینقدر دوست داره چرا بهش شماره نمیدی.

داستان سکسی:

از امین تا زهرا (1)

- یگانه
- اردلان
- یگانه
- اردلان
آخرین گلبرگ باقی مونده رو از گل جدا کردم و با تبسمی که تا چشمام بالا زده بود با لحنی محکم گفتم :
-یگانه
انتظار داشتم مریم بغ کنه و مثل یه فرشته کوچولو ولو بشه توی بغلم ولی برعکس با لبخندی که شیطنت توش موج میزد شاخه ی گل رو از دستم برون کشید و تک برگی رو از شاخه جدا کرد و محکم تر از من جواب داد :
-اردلان
-ا...برگ نداریم...فقط گلبرگ حسابه!
-نخیرم...کی گفته؟ !!
- خب همه میگن
عاشق این قیافه ی عصبانی بودم که پشت لبخند های مریم قایم میشد...

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS