شما اینجا هستید

خاطرات گی حمید

سلام.من حمید هستم الان 35 سالمه.متاهلم ...... حدود 4 سال پیش یکی از بچه های فامیل زنم که خیلی ازم کوچیکتره خونمون بود و باهم تو تعمیر پمپ آب کمکم میکرد قضیه داستان سکس رو اونجا واز تو گوشیش خوندم . تازه فهمیدم هر وقت بیکارتو گوگل میچرخم میشه چی کارا کرد بگذریم ..

داستان سکسی:

چگونه امین مرد شد

امين پسر خوش تيپ و محجوب، دانش آموز دوره پيش دانشگاهي و ورزشکاربود. خودش دلش ميخواست که مهندسي الکترونيک قبول بشه. غير از کامپيوتر امين به يک چيز ديگه هم علاقه داشت… سکس! ولي تا حالا سکس واقعي نکرده بود. گاهي فيلم سوپر ميديد يا به چت روم هاي سکسي ميرفت. يکي دوبار هم موقعيت دختر بازي براش پيش اومد وبا دخترها لاسيده بود. ولي تاحالا سکس واقعي نداشت و بقول قديميها هنوز مرد نشده بود!شب جمعه بود و امين از تنهايي کلافهشده بود. بهمين خاطر وب گردي ميکرد تا يه جوري خودش رو مشغول کنه. به چندتا سايت سکسي سر زد. حسابي تحريک شده بود و کير شق کرده اش اذيتش ميکرد! يه دفعه موبايلش زنگ زد. دوستش بود.

داستان سکسی:

سکس با نگین دختر همسایه

سلام.فرهادم 20سالمه و میخوام خاطره ی اولین سکسم رو با دختر همسایمون(نگین)براتون تعریف کنم.
همین جا بگم داستان کاملا واقعیه یعنی دلیلی برا دروغ گفتن ندارم یکمم طولانیه.خودانی می خوای بخون می خوای نخون!
-من تو یه خانواده نسبتا آزاد به دنیا اومدم بابام هم یه ارث تپل بش رسیده و تو بورس کارگزاری داره. مامانمم به ضرص قاتع بهترین مامان خاورمیانس.

داستان سکسی:

توی مستی خانوم شدم

دومين باری بود كه مشروب ميخوردم. بار اول ته ليوان بابام يه كم ویسكی مونده بود كه خوردم و از مزه اش حالم بهم خورد ولی اينبار اصلا اذيت نشدم .بگذريم...حدود ساعت ۸ شب بود كه شروع كرديم به خوردن .دو ساعتی گذشت كه ۴ تا قوطی آبجو تموم شده بود من از روی مبل بلند شدم كه برم ماست بيارم كه ديدم اصلا تعادل ندارم .يكی دو قدم برداشتم و نميدونم چی شد كه افتادم روی امير . هر دومون دلمون رو گرفته بوديم از خنده و خلاصه رفتم توی آشپزخونه . وقتی برگشتم ديدم امير خان فيلم سوپر گذاشته و بلوزش رو هم درآورده و داره نگاه ميكنه .

داستان سکسی:

لذت گاییدن اولین کس

از اونجایی که بیش از 99% داستان ها یا ساخته تخیل و فانتزی دوستان هست یا مبالغه و چاخان شده، از اینرو مصمم شدم خاطره ای رو برای شما عزیزان مکتوب کنم که کلمه به کلمه اون 100% حقیقی و راسته!

داستان سکسی:

شب رویایی با مهتاب

سلام به بچه هاي گل شهواني؛من يه هفت سالي هست كه داستان ميخونم از موقعي كه آويزون داستان ميذاشت؛ چند وقتي هست كه كيفيت داستانا اومده پايين و هر كي شق ميكنه مياد يه كسشعري مينويسه و ميزاره اينجا؛البته بعضي از داستانا عالي بودن بگذريم...من تصميم گرفتم يه داستان خوب براتون بنويسم كه همه كيف كنيد.

داستان سکسی:

هوس بازی های آرش

سلام .
این خاطره های من هستش داستان نیستش یکم طولانی ببخشید تو رو خدا هم با ادب باشید بعضی ها هم که باید فوش بدن به من فوش بدن آرش
روز تولدم بود . آره 15 ساله شده بودم ،نمیدونستم امروز باید چه کار میکردم، دوست داشتم دیگه ((گناه نکنم)) .
ولی ، باید چکار میکردم!!
رفتم تو آینه به خودم نگاه کردم ، تو صورتم پر از استرس و خستگی بود. استرس از اینکه میتونم توبه کنم ؛دیگه گناه نکنم .
و ترس از اینکه دیگه گناهم نوشته میشد .آخه همیشه به خودم قول میدادم که به سن تکلیف برسم دیگه گناه نمیکنم.
میترسیدم...........

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS