شما اینجا هستید

نامرد بود

سلام من جدیدا به این سایت میام وبرای باراوله خاطره مینویسم بعضی خاطره هامن ویادخودم می اندازه یادسادگی وحماقت خودم وپست بودن بعضی آدمهامن24سالمه وخاطره ام مال سه چهارسال پیشه چندوقتی بودیک شماره ناشناس بامن تماس میگرفت وحرف نمیزدوپیامای عاشقونه میفرستاداماچون زیاد برام پیش اومده بودنه کنجکاوشدم وهول ورم داشت ومحل نذاشتم تا اینکه یشب اسی که فرستاد اسم من وتوش نوشت فکرکردم آشناس وشاید دخترخاله ام باشه بهش اس دادم گفتم اگه مردی بذارصداتوبشنوم اونم زنگ زدوخلاصه اش این بودکه گفت منومیشناسه عاشقمه وبا بدبختی شمارمو پیداکرده اما بازهم متأثرنشدم.

داستان سکسی:

برا دفعه اول بد نبود

من رویا هستم و 18 سالمه. داستانی رو که امروز براتون مینویسم مال سال گذشتس . من کلاس دوم تجربی بودم . اخرای سال تحصیلی بود و نزدیک شروع امتحانا . اونروز تومدرسه دعوام شده بود و حسابی قاطی کرده بودم برای همین سریع اومدم خونه . مامان و بابا طبق معمول خونه نبودن . کلید رو در اوردم و رفتم تو خونه تاریک تاریک بود . برقا رفته بود . احتمالا فیوز پریده بود منم هم از تاریکی میترسیدم و هم از اینکه به کنتور برق دست بزنم برای همین لباسام رو عوض کردم و رفتم خونه همسایه روبه رویی .زنگ زدم . حامد اومد درو باز کرد . حامد 22 ساله بود و قیافه خوبی هم داشت.
گفتم سلام اقا حامد .

داستان سکسی:

فاحشه (1)

ازوقتی یادم بود تو این خراب شده بودم تو این خونه ی کهنه که از هر طرفش بوی نا میاد.به همه جا نگاه میکنم هیچی تغییر نکرده به جز ادمایی که میرن و میان.دیگه حالم از این زندگی به هم می خوره.
من تو یکی از فاحشه خونه های پایین شهر زندگی میکنم اونطور که نرگس میگه منو از خیابون پیدا کردن.کار نرگس و مرتضی همینه دخترا بچه های بی کس کوچیک یا نوجوون فراری رو پیدا میکنن و بزرگ میکننو میفروشن.اینجا پایین شهره جلب توجه نمیکنه و مردای خرپول هرزه برای کثافت کاریاشون میان اینجا.

داستان سکسی:

دوست دختر تنگ و عاشق من

سلام من مهدی هستم 18 سالمه و اصولا زیاد دختر بازی میکنم و با اکثرشون سکس داشتم یکیشو که دختره یا همون زید اخریمه با اسم (پریسا) واستون تعریف میکنم.من و پریسا تو خیابون و از طریق شماره اشنا شدیم اون 20 سالشه و چرا با من دوست شدچون من حدود 186 قدمه و 80 وزنم اونم یه دختر رویایی به معنای واقعی خلاصه ما با هم کلی قرار رفتیم و اصلا هم تو این باغا نبود که سکس کنه بعد مدتی حرف درباره سکس و قهر و اشتیا عاشق ما شدو گفتم اگر دوستم داری بیا با هم بریم خونه خالم تا خالم ببینت (خونه خالی مال دوستم بود)گفت باشه ما رفتیم دید کسی نیست اولش ناراحت شد کلی نازشو کشیدم و ازش پذیرایی کردم و بردمش واسش فیلم سکس

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS