شما اینجا هستید

اولين سكس بچه مثبت

: سلام اس من علي ه 23سال سن دارم وساكن تهرانيم ولي چون بابام شماله يه خونه ام تو شمال داريم داستان من برميگرده به دوسال پش من تا 2سه سال پيش بچه ي خجالتي وسربه زيري بودم و همش سرگرم مسجد از اين جور كارها بودم تا اين كه يه روز يكي از فاميل هاي دور بابام مرد و براي مجلس از این جور مخلفات راهي شمال شديم داستان از اينجا شروع ميشه كه من يه دختر عموي ناز وكمي لوس دارم كه پيش من خيلي راحته واسمش هلياست كه هميشه بامن شوخي ميكنه وهمش به من اس مس ميده خلاصه از مسجد به خونه ي ما نز ديك بود تا اين كه اون روز خوب فرا رسيد وما به مجلس رفتيم يه نيم ساعتي نشستيم كه ديدم مامانم اس مس داده بيا پايين كارت دا

داستان سکسی:

همه چی با عشق حتی سکس خشن

دوستان من عضو شهوانی نیسم ولی زیاد میام اینجا.امروزم خواستم خاطرمو بنویسم نه داستان
من خودم میدونم که دارم حقیقت رو مینویسم پس هرکی مایله باور کنه هرکی هم که مایل نیس باور نکنه.فحش هم دادین دادین مشکلی نیس.
اسمم نسیم هستش.17 ساله.قد نرمال.قیافم هم معمولیه.نه زشت.نه خوشگله خوشگل
به قول دوس پسرم زنه خوشگل نگه داشتنش سخته.
ساعت یک شب بود.چشامو بسته بودم که با صدا گوشیم بیدار شدم.دیدم مرتضی (دوس پسرم) اس داده.بی هوا رو لبام خنده اومد.یکمم تعجب کردم.پیامو باز کردم نوشته بود نسیم بدجور هواتو کردم.گفتم الهی فدای چشات بش چرا هنوز بیداری؟؟

داستان سکسی:

کس برفی زن داداش

من 26 سالمه دو سالی میشه عروسی کردم. زن برادر خانمم اسمش سیمینه یک زنه کاملا هات و خوشکل. از همون اول یه جورایی چشمم دنبالش بود ولی خیلی زیرکانه و اصلا به روی خودم نمی آوردم. حدودا 32 سالشه و دو تا بچه داره. قضیه از جایی شروع شد که برای اولین بار بهم اس ام اس داد و عید رو تبریک گفت من هم فورا جوابشو دادم چند ماهی تو اعیاد و مراسمات واسه هم اس ام اس می دادیم ولی خیلی پنهانی و منم زود پاکشون می کردم . کم کم این اس ام اس ها زیاد تر شد و رنگ بوی عاشقانه تر پیدا کرد. فهمیدم که اون هم یه نظرهایی داره. کم کم اس ام اس هایی می داد که کفم می برید اکثرا هم وقتی بود که سر کار بودم تا خانمم چیزی ندونه.

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS