شما اینجا هستید

میگفت هر کاری دوس داری باهام بکن

اسمش مهناز بود یه دختر فوق العاده حشری و سکسی ، با اینکه سن زیادی نداشت ولی اینقدر فیلم پورن نگاه کرده بود که عین یه جنده سن بالا کار بلد بود ، وقتی خونه تنها بود طبق عادت هر چی که بهش حال بیشتری میداد رو می کرد تو کونش و همیشه از حس خوب لحظه ارضاء شدنش برام تعریف میکرد . 18 سالش بود و قدش نسبت به همسن هاش یکم کوتاهتر بود ، و همیشه این نقص رو با پوشیدن کفش های پاشنه بلند جبران میکرد و همین باعث میشد موقع راه رفتن کون تپلش بیشتر به چشم بیاد. نسبت به سنش سینه های پر و خوش دستی داشت و خودش اینقدر مالیده بودشون که دیگه حسابی بزرگ شده بودن.

داستان سکسی:

بوس کردن خاله

من حامدم 20 سالمه,من يه خاله دارم به اسم (ب) كه متولد 1361هستش.يه روز رفتم خونه ي مامان بزرگم (خالم با مامان بزرگم زندگي ميكنه و از شوهرش جدا شده) شام خورديم و رفتيم كه بخوابيم چون مامان بزرگم 2 هفته ي پيش عمل كرده بود رو تخت خالم كه تو اتاق خالم بود خوابيد من و خالم هم تو پذيرايي با فاصله ي يك متري خوابيديم موقع خواب چون من وخالم هميشه همديگه رو ميبوسيديم من خالم رو كه پشتش بهم بود بوس كردم ولي اون منو بوس نكرد.

داستان سکسی:

دختر زخم خورده سکس

سلام. این داستان واقعیه و هدفم از نوشتن این داستان این بود که حرف دلم رو زده باشم و درس عبرتی بشه واسه دخترایی که تاحالا سکس نداشتن. این داستان روهم فقط یکی از دوستای نزدیکم میدونه.

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS