شما اینجا هستید

اصلا عذاب وجدان نداشتم

میخوام براتون ماجرای سکس خودم و بوی فرندمو بگم! ما دوساله باهم دوستیم
من یه شهر دیگه غیر از شهر خودم دانشجو بودم و مثل همه ی دختر پسرا با سعید، آشنا شدم
سعید 5 سال از من بزرگ تره، قد بلند و خوشکل و خوش هیکل! البته منم خوشکلماااااا

داستان سکسی:

خدا لعنتت کنه کامبیز

این یک داستان واقعی هست.من الان ۲۸ سالمه و سه ساله قبل برای اولین بار با این اقا اشنا شدم که تا اون موقع اولین تجربه ام بود.باهزار کلک و شعر و حرف عاشقانه تا صبح این ادم تونست مخ منو بزنه و منم که ساده بودم و بی تجربه ولی راستش خیلی ادعا نترس بودن داشتم واسه خودم بعد از دو هفته این اقا امدن دیدن من البته از کرمان وقتی رسید صصبح زود بود و یک کم قدم زدیم البته ظاهرش اصلا جالب نبود و یک کم پای چپش لنگ میزد ولی خیلی زبون باز بود چندین بار خواستم با بهانه مختلفی عکس بگیره اما من دستمو گرفتم جلوصورتم بعد از کمی صحبت به بهانه اینکه بارش سنگینه گفت بریم خونه پدرش و وسایل رو بذاره بعد بریم بگردیم من

داستان سکسی:

از لاپایی تا فتح کون وکوس سمیه

من ۴ سال پیش که مجرد بودم یه دختری به نام سمیه ن باهام اشنا شد که باهاش دوست شدم و اوایل که شبا میومد پیشم چون اولین تجربه دوستی ام با یک دختر بود خیلی برام سخت بود که بخوام ازش بخوام باهاش سکس کنم ولی یواش یواش اوردمش تو راه و با لاپایی زدن شروع کردم و تا ۲ سال اول هر کاری کردم نگذاشت از عقب بکنمش و فقط لاپایی میکردمش تا اینکه چند ماهی باهم قهر کردیم و بعد از ۶ ماه با هزار بدبختی و کلک تونستم دوباره مخش را بزنم و بیارمش تو راه و بردمش خونه خالی به حساب سالهای قبل وزیر اعظم رو گذاشتم لای پاش و شروع به مالیدن روی سوراخ کسش کردم تا اینکه حسابی حشری شد این کار را اینقدر ادامه دادم که با زور خو

داستان سکسی:

سکس خفن با خواهر زاده ام

سلام من احسان هستم 23 سالمه میخام داستان سکسی خودم با خواهر زادمو براتون بگم خواهر زادم 20 سالشه اسمش ندا هستش خیلی اندام ردیفی داره قد حدود 165 بدن برنزه کمر باریک باسن کوشتی و تپل و سینه های خوش فرم خلاصه بدن خیلی سکسی داره و همه تو کف کس و کونش بگذریم داستان از اونجا شروع شد که من خیلی تو کف خواهر زادم بودم و خیلی دوس داشتم بکنمش من با ندا بحثم شد و چند مدتی با هم حرف نمیزدیم تا اینکه یک روز بهم زنگ زد و من جواب ندادم و هی زنگ میزد تا اینکه اس داد که جواب ندی خودمو میکشم و مام جواب دادیم گذشت یک روز تو خونه قلیون میکشیدم که خونه خواهرم اومدن خونه ما و ندا هم مشقول قلیون کشیدن با من شد و

داستان سکسی:

بدون تف

سلام به همه ی دوستای شاد و شهوانی
این اولین سکس منه که میخوام براتون بگم
من اسمم امید وتقریبا میشه گفت خوشکلم کمر باریکی دارم و یه کون قلمبه با پوست سفید و قد 185این خاطره ای که می خوام واستون بگم مربوط به دوسال پیش میشه ما خونمون ته یه کوچه ی باریک بود و بغل خونه ی ما یه خونه ی دیگه بود که یه دختر ویه پسر خوشکل داشت دختره خوشکل بود ولی از من بزرگتر بود واسه همین ازش زیاد خوشم نمیومد اما پسره که یه سال از من کوچکتر بود خیلی خوشکل بود

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS