شما اینجا هستید

کون دادن من به پسر مشتری

سلام بچه ها من 21 سالم و تو یک مغازه خدمات کامپیوتری کار میکنم . یک روز من تو مغازه داشتم کار میکردم یک دفعه یک پسر زیبا رو وارد مغازه شد منم که با این پسره خیلی حال کردم بعد از اتمام کار کامپیوترش بهش پیشنهاد دوستی دادم.
اونم نامردی نکرد پیشنهاد منو قبول کرد. خلاصه بعد از چند روز دوستی بهش گفتم بریم خونه باهم قلیون بکشیم. خونه ما هم کسی نبود.اونم قبول کرد .ساعت 2 قرار گذاشتیم و اونم امد.
همین که صدای زنگ در امد قلبم از تو سینه در شد. اخه از نیت خودم اگاه بودم. درو باز کردم امد داخل.

داستان سکسی:

چادر (شعری از ایرج میرزا)

بیا گویم برایت داستانی *** که تا تاثیر چادر را بدانی

در ایامی که صاف ساده بودم *** دم کریاس در استاده بودم

زنی بگذشت ازانجا با خش و فش *** مرا عرق النسا امد به جنبش

ز زیر پیچه دیدم غبغبش را *** کمی ازچانه قدری از لبش را

چنان کز گوشه ابر سیه فام *** کند یک قطعه از مه عرض اندام

شدم نزد وی و کردم سلامی *** که دارم با تو از جایی پیامی

داستان سکسی:

تلاش برای تسخیر زندایی

فقط خاطراتم را میگم هنوز به سکس منجر نشده ! اما بازم جالبه اگر بخونید ....
اسمم را توی خاطراتم امیر میگم الان 25 سالم هست و مهندس و مدیر فروش و فنی یه شرکت فنی مهندسی هستم
خیلی کوچک بودم که با خانواده رفتیم یکی از روستاهای نزدیک شهرمون برای داییم خاستگاری
همه توی سالن اون خونه مشغول حرف زدن بودن من و 2 تا از بچه های فامیل هم توی اتاق تلوزیون نیگاه میکردیم که یه دختر و پسر هم امدن نشستن کنارمون با هم کارتون نگاه میکردیم ..

داستان سکسی:

شب عروسی شیرین و فرهاد

بعد از سالن یه سری از فامیلا و مهمونا خداحافظی کردن و رفتن.بقیه هم دنبالمون بودن..چه هلهله و جشنی به پا بود اونشب.هردومون بچهای آخر خونه بودیم.واسه همین خونوادهامون خیلی بهمون کمک کردن و سنگ تموم گذاشتن.
بد از یکی دو ساعت و خدافظی از پدر ومادرمون به سمت خونمون حرکت کردیم.همون خونه ای که با شیرین عاشقانه توش زندگی میکنم.بعد از یکم رقصیدن با خواهر و برادرا و خندیدن....اونا هم خداحافظی کردن و رفتن.

داستان سکسی:

اولین کوسی که دادم به پسر خاله ام بود

یادمه دو یا یازده سال پیش بود دلم لک می زد برای یه کیر کلفت اخه تاحالا جز چندر پسر بچه ها هیچ کیری ندیده بودم یه پسر عمو داشتم چهار سالش بود چندرش کوچیک بود وقتی تنها میشدم هی می مالیدم به کوسم بلکی بند شه اما نمیشدخلاصه که برای یه کیر دیدن له له می کردم .. اینقدر که حاضر بودم پرده امو بدم ویه کیر بره تو کوسم
خلاصه یه روز رفتم خونه خاله پسر خاله تنهایی نشسته بود پشت سیستم وعکسای فوتبالیست ها را می دید یواشکی شورتمو در اوردم گذاشتم تو کیفم
رفتم روی کاناپه روبروشو ویعنی یادم نیست شورت پام نیست به صورت سرپا نشستم

داستان سکسی:

فروهر و سمانه

از اونجایی که خودم از خوندن خاطرات واقعی خیلی بیشتر از خوندن داستان هاس سکسی لذت می برم، تصمیم گرفتم تنها خاطره سکسی ام رو بنویسم
اول یکم از خودم بگم،23 ساله- قد 180-وزن70-گندمی-طول کیرم 14 محیطش هم 14

داستان سکسی:

کردن کون دوست نامزدم

سلام.اسم من حسینه.خاطره ی ک میخام براتون تعریف کنم بر میگرده ب دوسال پیش.نامزده من ی دوستی داشت ب نام رویا که اغلب همیشه خونه نامزدم بود و همیشه اونو میدیدم.به دلایلی من و نامزدم از همه جدا شدیم و این بهانه ی بود برای رویا خانوم که خودشو ب من نزدیک کنه.بعد از دوستی با رویا رابطه ی ما خیلی عمیق تر شد ک کونشو ب من هدیه کرد.اما میخام ماجرای گلیدن رویا به وسیله کیر کلفت من و پسر عموم حامد رو براتون بگم.یه روز دلم خیلی هوس کس کرده بود ی زید پایه داشتم ک همیشه از کوس میکردمش.اون روز من راحله رو بردم خونه پسر عموم و ی دست از کوس کردمش.پسر عموم گیر داد ک منم باید بکنم.من قول رویا رو بهش دادم ک تا

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS