شما اینجا هستید

نمی تونیم با هم باشیم

سلام...
دوست دارم داستانمو مختصر بگم تا زیاد نشه و اذیت بشید.
من 22 سالمه.از بچگی با دختر عمم بزرگ شدم،اول دبیرستان فهمیدم عاشقشم،خیلی سعی کردم بهش بفهمونم اما نشد!
دوم دبیرستان دلمو زدم به دریا و بهش گفتم!
اما اون منو مثل داداشش خطاب کرد!خیلی تلاش کردم،ولی بهم گفت نمیتونه باهام دوست باشه و منم قبول کردم.یک مدت گذشت و با محبتم باعث شدم بهم علاقه پیدا کنه...
ما خونوادهامون از قدیم با هم مشکل داشتن،از وقتی هم دختر عمم وارد دبیرستان شد شیطون شده بود،قضیه رو به پسر عمم گفتم،چون خواستگار داشت،اونم به عمم گفت و از اینجا بدبختیام شروع شد!!

داستان سکسی:

عاشق دختر بدکاره شدم

با سلام خدمت دوستان خوب شهواني من بهنام 22 ساله از يكي از شهر هاي جنوبي هستم خاطره اي رو كه واستون تعريف ميكنم داستان نيست و واقعا اتفاق افتاده و اونايي كه به قول خودشون داستان شناسن ميفمن كه دروغ نيست من قيافه و ظاهر زيبايي ندارم و لاغر اندام هستم اما از لحاظ سكسي فوق العاده داغ هستم و با هر كس كه سعي كردم دوست بشم نشد و هيج سكسي نداشتم تا اينكه يك روز كه طبق معمول تو خيابان ميجرخيدم ي سرباز رو ديدم كه كفت دربست سوارش كردم كفت كه منو برسون ي منطقه و نيم ساعت بعد بيا دنبالم خلاصه رسوندمش و رفت بعد نيم ساعت كه اومدم دوباره سوار شد كفتم رفتي جيكار كردي خيلي راحت كفت رفتم كس كردم كفتم جطور باه

داستان سکسی:

سکس مریم و مجید

سلام خدمت تمام دوستان عزیز من دفعه اولم که دارم خاطرمو براتون میذارم اگه بد بود ببخشید.این خاطره مربوط میشه به 2سال پیش.قبل از اینکه با مجید باشم سکس های زیادی داشتم البته بیشترش لزبود.خرداد ماه بود که باهم رفتیم بیرون منم خیلی گرمم بود بهش گفتم اگه خونتون کسی نیست بریم اونجا باهم حرف بزنیم منتظر بودم ضایم کنه بگه نه.ولی گفت باشه بریم.

داستان سکسی:

شاید آخرین بار بود ...

مطمئن نیستم که این آخرین خاطره ام باشه اما یکی از آخرین بارهایی ست که
من با همجنس خودم سکس داشتم
اسم دوست من حسین بود . هم سن و سال خودم . بدن سفیدی داشت . کیرش خیلی
بلند نبود شاید حدود 17 سانتی میشد اما یادمه که خیلی کلفت بود . یه بار
که اندازه ش گرفتم به کلفتی یه اسپری معمولی بود. شکل معمولی و صاف و
صوفی داشت.
از باشگاه اومده بودیم خونه.من تازه دوش گرفته بودم که استراحت کنم زنگ
زد گفت که خونه شون کسی نیست و خانواده برای شام رفتن خونه خواهرش و تا
دیر وقت نمیان . ما معمولا همیشه باهم بودیم . برای همین هم طبیعی بود که

داستان سکسی:

میهمان گلهای قالی

عصر بود و آفتاب از لای پرده روی فرش اتاق افتاده بود. برهنه بودم و تنها حوله حمام دور بدنم پیچیده بود . زیر نور افتاب دراز کشیدم روی فرش و چشمام رو بستم. اولین تصوری که به ذهنم اومد تصویری سکسی و موهوم بود با این وجود دستم ناخودآگاه به سمت تنم رفت و بعد از لمس سینه ها و شکمم آروم دستم رو به سمت پاهام بردم .

داستان سکسی:

سکس با فرناز جون دختر رئیس

با سلام به همه دوستان خوبم
اسم من مهدی هست . من تازه به این سایت پیوستم و می خوام براتون یک خاطره تاثیر گزار تو زندگی خودم را براتون بگذارم امیدوارم خوشتون بیاد

داستان سکسی:

چگونه کونی شدم

این داستانی که میگم بر میگرده به حدود 20 سال پیش . من اون موقع 13-14 سالم بود و دوم راهنمایی بودم و یه کم ریزه میزه هم بودم . یه همکلاسی داشتم به اسم امید که اون یه سال از من بزرگتر بود و از من قد بلندتر و درشت تر بود . من و امید تو یه محل زندگی می کردیم و خونمون نزدیک هم بود . یه روز امید از من خواست که برم خونشون و با هاش ریاضی کار کنم آخه من درسم خوب بود منم قبول کردمو رفتم خونشون . خونشون هیچکی نبود و ما تنها بودیم رفتیم تو اتاقش و درو بست.

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS