شما اینجا هستید

اولین سکس من با دخترخالم

من اسمم علی هست الان 18 سالمه
داستانی که میگم برا 4 سال پیش هست, من کلاس سوم راهنمایی بودم که مامان بابام مرد و من مجبور شدم خونه بمونم, یادمه خرداد ماه بود که امتحان ترم داشتم ؛ مامانم منو خونه گذاشت و خالم و دخترش که دانشجو بود و 25 سالش بود اومدن خونمون و شب خوابیدن, نیمه های شب من حس کردم یه گرمایی روی کیرمه با همون چشمای بسته فهمیدم دست دخترخالم روش هست
ترسیدم و بروی خودم نیاوردم ولی چون تو اون سن بودم یهو شق کردم ولی خودمو زدم به خواب
بعد واقعا چیزی نفهمیدم تا فرداش که پاشدیم دیدیم خالم رفته پیش مامانش که مریض بود , منم رفتم مدرسه که امتحان بدم

داستان سکسی:

من و استاد کنکورم

سلام اسم من نسیم.این داستان مربوط به 1سال پیشه.اون موقع من کنکوری بودم.تو شهر ما یه استاد زیست بود که پزشک بود(دانشجوی تخصص رادیولوژی و سونوگرافی داشت)و البته برادر یکی از دوستامم بود.رامین 29 سالش بود همه بچه ها تو کفش بودن که مخشو بزنن.البته اینم بگم که خیلی خودشو میگرفت.یه روز تو عید بود که من تو فیس بوک براش پیام فرستادم.رامین بعد کنکور جوابمو داد چون اینقدر سرش گرم خارج رفتن اش بود که به فیس بوکش اهمیت نمیداد.وقتی رفتم عکسای شخصیشو دیدم دهنم باز موند یه شکم 6تیکه با بدن برنز.تو دلم گفتم خوش به حال زنش

داستان سکسی:

سکس اشتباه من

اسم من وحید(مستعار) 27 ساله شاغل هستم. که با توجه به نوع شغلم با تعدادی از دختران و پسرانی که بصورت پاره وقت و اغلب دانشجو هستند کار میکنم.
داستان من از اونجایی شروع شد که با یکی از دخترها با نام مرجان که حدودا 5 سال از من بزرگتر بود رابطه پیامکی پیدا کردم ابتدا چون بعنوان مسئولش بودم در مناسبت ها برای هم پیامک میدادیم بعد شعر و جمله های عاشقانه و... تا آخر به جایی رسید که تو اغلب داستان ها وجود داره.

داستان سکسی:

خانم معلم مومنه

حدود 7 سال پيش من سال آخر دبيرستان بودم و تا اون موقع با هيچ جنس مخالف خودم تماس فيزيكي نداشتم و هميشه براي ارضا’ جنسي به عكس و فيلمهاي سكس پناه مي آوردم . و عمده آشنائي من با مسائل جنسي توسط معلم بينش بود .خانم مرادی با ظاهري اسلامي هر جلسه به بهانه اي شروع به نصيحت كردن بچه هاي كلاس میکرد و دست آخر به مسائل جنسي ختم مي شد و به قول بچه ها تا همه رو به اورگاسم نمي رسوند دست بردار نبود . انصافا هم خيلي جذاب بود با اينكه با اون پوشش كاملا اسلامي مغنه و چادر مشكي و بدون كوچكترين آرايش خيلي خوشكل بود و دل هر پسرجوني رو به لرزه مي انداخت .

داستان سکسی:

سکــــس تو مغـــــازه عشقــم

من رهــا هستـــم 20 ساله خوش اندام. سفیــد.یه ماه پیش با یکی دوست شدم اسمش نیما هس
23سالشه مغـــازه آپاراتــــی داره خیلییی پسر خوبیه ... خوش اخلاق ومهربون.
یکی دوبار رفته بودیم بیرون باهم ..تااینکه دعوتم کرد مغازش شب قبلش بهم گفته بود چی بپوشم
منم پوشیدم شرت وسوتین مشکی...اون روز کلاسام تموم میشد خیلی ناراحت بود که بار آخره میبینتم

داستان سکسی:

ذوق مرگ شدن کیر

من پانی هستم. 25 سالمه. خاطره هایی که مینویسم حقیقی هست. حالا بگذریم. چند وقت پیش با یک پسری دوست شدم. خیلی اتفاقی شماره منو گرفته بود و از اونجایی که خیلی وقت بود دنبال دوست دختر میگشته تا دید شماره یه دخترو گرفته سریع مخ زنی هاشو شروع کرد. من خیلی بهش محل نمیدادم. گوشیمو قطع میکردم خاموش میکردم. جواب نمیدادم ولی ول کن نبود. چند هفته ای گذشتو منم که تازه با دوست پسر قبلیم به هم زده بودم و کلی اعصابم خورد بود بهش گفتم یه شماره بهت میدم مزاحم شو شمارشو پخش کن تا باهات دوست شم. اونم شماره رو گرفت اما زنگ نزد و به من گفت چرا این کارو میخوای بکنی خیلی کار زشتیه.

داستان سکسی:

ریحانه و پسر همسایه

سلام من واقعا دوس داشتم این ی داستان بشه چون واسه خودم خیلی جالبه همش واسه خودم تو ذهنم مرور میکنم
ی روز زمستان1391 واقعا هوا سرد بود که مامان و بابای وحید ک پسر همسایه جفتیمون میشه رفته بودن جلسه شورای خانواده
وحید 23 سالشه و ی داداش داره به اسم سعید که 25 سالشه وحید هیکلش از سعید پرتر وسکسی تره
اون روز وحید تازه از سر کار اومده بود و کلید هاشو یادش رفته بوده که ببره و مامان باباشم خونه نبودن چون هردوشون معلم بودن

داستان سکسی:

خانم داروساز (1)

سال 1370 بود و من سال دوم دانشگاه بودم.اون موقع مثل الان تلفن و موبایل فراوون نبود که بشه خیلی راحت با کسی ارتباط برقرار کنی و دیگه اینکه من هم نه خوش تیپ بودم و نه پررو که به راحتی بتونم کسی رو تور بزنم و باهاش دوست بشم ولی از اونجایی که همیشه مکان در اختیار داشتم به واسطه این نعمت الهی دارای دوستان فراوانی شدم!این مکان خونه برادرم بود که با خانمش برای ادامه تحصیل رفته بودن خارج از کشور و من به بهانه درس خوندن می رفتم اونجا ولی شده بود خونه خالی برای دوستان عزیز

داستان سکسی:

3 سال سکس با دختر عمه لیلا

سلام اینقد تو نظرات کس شعر و فحش میدین که آدم رغبت نمیکنه داستان بنویسه.
خوب شمایی که دارین داستان سکسی میخونید اگه دنبال این مسایل نیستید پس اینجا چکار میکنید؟ اینجور که شما میگین همه دروغ مینویسن پس هیچ رابطه سکسی تو ایران وجود نداره.
من نه قدم 190 هست نه چشمای آبی دارم نه کیر 25 سانتی!
اون کسی هم که زدم سر سیخ به سایز سینش 90 و قدش 180 نیس!
من و لیلا مثل بقیه آدم هستیم پورن استار نبودیم!
بریم سر اصل مطلب:

داستان سکسی:

نظر شما درباره "تصمیم" آمریکا برای حمله نظامی به سوریه چیست؟

نوشته webcamsx در 4. شهريور 1392 - 15:04

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS