شما اینجا هستید

مهمونی رفتنم ولی کاش نمی رفتنم

من غزل 20 ساله حدود 3 سال پیش یروز عصر قرار بوود با دوستم (عسل) بریم بیرون بگردیم گفت تولد یکی از دوستاشه اصرار کرد منم برم باهاش .رفتیم چندتا دختر و چندتا پسر بودن .من خیلی خجالتی بودم تا اون زمان دوست پسری نداشتم . ی گوشه واسه خودم نشسته بودم و با موبایلم ور میرفتم . دیدم ی پسره خوشتیپ و قدبلند و خوش قیافه (سیاوش) اومد کنارم نشست و یه مشت سوال پرسید چند سالته ؟ چی میخونی ؟ و ... (خیلی قشنگ حرف میزد)منم بهش ج میدادم . دستمو گرفت منو برد پیش دوستاش گفت این دوست دختر منه ...منم چون ازش خوشم اومده بود هیچی نگفتم ... بعد از 1ساعت که اونجا نشسته بودیم به عسل گفتم بریم دیگه بسه .

داستان سکسی:

بهترین سکس تارا

سلام
اولین بارمه که مینویسم
دوست پسرم پسر خیلی ساکت و ارومیه
تو یک سالی که باهمیم سکس داشتیم اما خیلی یکنواخت
من خودم سکسی که توش یکم خشونت باشرو دوست دارم علی(دوست پسرم) هم این موضوع رو میدونه اما تو سکسامون تاحالا این کارو نکرده بود
تا چند روز پیش که منو دعوت کرد خونش رفتم و کنارهم نشستیم و حرف میزدیم همدیگرو بغل کرده بودیم ک صورتش رو به صورتم نزدیک کرد
کم کم لباشوکشید رو لبام منم همراهیش کردم و دیگه کامل داشت ازم لب میگرفت با یه دستش کمرمو گرفته بود و یه دستش رو سینم
محکم سینمو فشار میداد و منم لذت میبردم
بعد دستمو گرفتو بردتم تو اتاق

داستان سکسی:

سکس داغ با امیر

سلام .اسم من تيناست .اين خاطره بر ميگرده به 2 سال پيش يعني اولين سكس داغ من با امير .دوست پسرم .اون موقع من 20 سالم بود (يعني الان 22 سالمه ) و امير 23 سالش بود.ما به وسيله ي دوستم پريسا با هم اشنا شديم و بعد از دو .سه دفعه بيرون رفتن به هم علاقه مند شديم و با هم ديگه دوست شديم .امير بهم گفته بود كه اگه ميخواي با من دوست شي بايد با من راحت باشي ومنم بهش گفته بودم خانواده ي من اجازه ي هر كاري رو بهم نميده .اما چند باري كه با هم بيرون رفتيم خيلي ناگهاني بهم لب ميداد ....واااي خدا .اگه بدونيد چه لبايي داشت .قبلش كه ميخواست با من لب بده اول لباشو خيس ميكرد بعد لب ميداد .هميشه هم يه ادامس نعنايي

داستان سکسی:

لاپایی با دختردایی

سلام به همه بچه هاي شهواني اميدوارم خوب باشين.اين خاطره برمي گرده به چندسال پيش كه دايي من با پدربزرگم زندگي ميكرد(البته تو خونه هاي جدا).من خيلي دختر دايي مو دوست داشتم ودارم اون موقع ها خيلي تو كفش بودم يه دختر سفيد خوشگل ناز،هميشه ازهر فرصتي استفاده ميكردم ميرفتم ببينمش.موقع امتحانات خرداد بود كه من همش ميرفتم پيشش چون دايي وزن دايي هردو كارمند بودن ساعت 2ميومدن منم هميشه ساعت 10اونجا بودم ميرفتم پيشش باهاش حرف ميزدم و يه بار ازحرفاش فهميدم بله(اخه من بچه مثبت بودم)اومد بهم گفت ميدوني كرست چيه؟من:نه.مهدي..:هموني كه مامانا تن جوجوشون مي بندن.من:اها اره خب كه چي؟مهدي..:منم از اونا دارم.من:

داستان سکسی:

دخترای این دوره زمونه

سلام به همه دوستای شهوانی این اولین داستان منه . اسمم علی رضاست 17 سالمه از بندر نمیخوام بگم هیکلم مثل ارنولده ولی بدن رو فرمی دارم چون کلاس والیبا ل میرم بدنم خوش فرمه خدار و شکر تو زمینه ی درسیم موفق بودم ولی همیشه جزو شاگرد اول تا سوم بودم تا حالا باهیچ دختری به اون صورت رابطه نداشتم فقط در حد چت یا اس ام اس . نه اینکه نخوام نتونستم . یه روز تو خونه پای سیستم بودم داشتم تو اینترنت میگشتم که چشمم به یه تبلیغ افتاد متنش این بود : ایا در دوست یابی مشکل دارید برای پیدا کردن دوست مورد علاقه ی خود به این چت رووم بیایید منم خوشحال.....

داستان سکسی:

سکس با زن مسافر کون گنده

سلام
اسم من سیناست 28 سالمه
این خاطره ای ک میخوام براتون بگم واسه عید 91 هستش
من توی بازار کار میکنم ک بعضی موقع ها برا در اوردن پول بنزینم تا خونه مسافر میزنم
خلاصه سرتونو درد نیارم

داستان سکسی:

شب به یاد ماندنی در سرعین

سلام دوستان امیدورام از این داستانی که میزارم خوشتون اومده باشه من اسمم سحر هست 23سالمه این خاطره ای که میخوام براتون بگم در یکی از شبهای تابستانی سال 91در شهر سرعین در یکی از هتل های سرعین بود که اسمش هم هتل اترک هست سه مجرد بودیم (البته مجرد خانوم)رفتیم تو اون هتل اتاق گرفتیم اونجا هم تشکیلاتی زیبا بود و برای سه روز اتاق گرفته بودیم در دومین روز بچه ها گفتند بریم آبدرمانی این هتل صبح رفتیم تو رستوران هتل صبحانه رو خوردیم و رفیتم تو آبدرمانی بعد از آبدرمانی اومدیم بالا که استراحت کنیم بعد بریم به سمت شهر منم لباسهای زیرمو تو دومین ساختمان هتل (بلوک دوم)گذاشتم تو تراس که خشک بشن بعد رفتیم ش

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS