شما اینجا هستید

فریب (1)

طبق معمول هر روز توی شرکت مشغول رسیدگی به کارهام بودم که گوشیم زنگ خورد.یاد قرارمون افتادم و لبخند زنان گوشی رو برداشتم.
- سپهر جان عزیزم هنوز شرکتی؟.
- بله خانمی ولی کم کم دارم میرم سمت خونه تا آماده بشم و بیام پیشت.
- فدات شم منتظرم نذار دیگه؟.نمیخوایی که نصف شب برسی.
- باشه عزیزم.الان راه میفتم.
کارهای باقیمونده رو موکول کردم به فردا صبح و از پشت میزم با عجله بلند شدم و کتم رو پوشیدم و از دفتر زدم بیرون.توی شلوغی ترافیک غروب توی دلم خدا خدا میکردم زیاد دیر نرسم.

داستان سکسی:

من و خواهرم سمیرا

سلام میخام خاطره منو خاهرم رو براتون تعریف کنم من علی 21 دارم و خواهرم 25داره البته الان رابطمون با خاهرم که عشقم سمیرا حدود 2 سال پیش شروع شد که تعریف میکنم من 4تا خاهر داشتم که 3تاش شوهر کرده بودن ولی این اخری افتاد تو سن بد من که 19 سال داشتم خاهرم سمیرا یه دختر لاغر و مانکنی بود هر پسری رو مجذوب خودش میکرد احساسم براش خوب بود و رابطمونم خوب بود وقتی ترک تهصیل کرد همیشه خونه بود و پلو من منم که مثل بچه خونهگی همیشه خونه بودمو پای کامپیوتر حالا داستان شروع شد داشتیم تو خونه بحث میکردیم که یهو سمیرا به بابام گفت چرا ماهواره نمیخرین نمیشه که همیشه یه این شبکه های تکراری نگا کرد خلاصه با اسر

داستان سکسی:

الهام 18 ساله

خاطره من بر میگرده به 5-6 سال پیش. اون موقع من تو کار ساخت و ساز بودم و خیلی وضع مالیم خوب بود. داستان از اونجایی شروع میشه که نزدیک خونه ای که داشتیم می ساختیم یه دختری بود که همیشه موقع رقت و آمدش نگاه معنی داری به من می کرد. یه روز که داشت از جلوی ساختمان رد می شد به من سلام کرد و پرسید این واحداتون چند متریه؟ من که تعجب کرده بودم که یه دختر 18 ساله برای چی داره این سوالو می کنه با خنده گفتم شما اول بیا داخلشو ببین تا بگم چند متریه. خلاصه اون روز نیومد و گفت با مامانم میام. من پیش خودم فکر کردم که اگه دفه بعد اومد بهش پیشنهاد دوستی بدم.

اولین سکس با شوهرم

من سارا 23 ساله هستم قدم 168 و ووزنم 60 پوست گندمی ای دارم اسم شوهرم سهنده و 28 سالشه قدش 188 و وزنش 86 و خیلیم جیگره و مهندسه یک شرکت ساختمونیه من و سهند عاشق همیم ولی مشکلی که بود اینه که من از سکس میترسیدم و سهند چون منو خیلی دوس داشت منو اجبار نمیکرد همیشه در مورد سکس به مشاور رجوع میکردم و چون پردم بدترین و ذخیم ترین نوع بود خیلی می ترسیدم که البته مشاور بهم گفته بود میتونم عمل کنم ولی سهند اجازه نمیداد میگفت خودم باید بکارتتو بردارم

داستان سکسی:

کون دادن صندوق دار شوهر دار

وارد رستوران شدم هوا سرد بود زود رسیدم باید 11 تو رستوران کارت میزدم چون دوستم منو رسوند 9:20 رسیدم در کماله تعجب دیدم پگاه صندوق دار رستوران زود اومده نشسته پشت صندوق باهاش دست دادم پرسیدم چرا زود اومدی بغض کرد گفت با کمال (شوهرش) دعواش شده (اینم بگم پگاه به دلیل بیش از حد خوشگل و خوش هیکل بودنش جاذبه رستورانمون بود بدون دروغ خدا وکیلی شبیه هیفا وهبی خواننده عرب) ازش پرسیدم سره چی گفت حرومزاده با یه دختر تو شرکتشون رابطه داره منم روح شیطانیم گل کردم بهش گفتم تو هم مقابله به مثل کن گفت چطوری گفتم بیا با من دوست شو گفت چیکارکنیم خب مگه الان نیستیم گفتم من دوست دارم دوست دخدرم بشی گفت من شوهر

داستان سکسی:

سفر زیارتی سیاحتی کون کثیف

دوستان این داستانی که براتون میزارم واقعیه زیاد صحنه سکسی نداره کل سکسش یکی دو دیقس هر چی مینویسید لطفا به هیچ وجه فحش ندین حتی اگر فکر میکنید داستان تخمیه نظر بدید ولی فحش ندید

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS