این خاطره که براتون نوشتم بر میگرده به دی ماه پارسال که تو یکی از مانتو فروشی های یک پاساژ کار میکردم.
با عرض پوزش اسمم امید 21 سالمه بچه مشهدم.
روز سه شنبه بود ساعت 2 بعد از ظهر بود که تو مغازه لم داده بودم و پاساژ خلوت بود و بیشتر مغازه دار ها واسه صرف ناهار رفته بودن.منم یک ساندویچ گرفته بودم که به عنوان ناهار میل کنم.ساندوچ خوردم و داشتم اهنگ گوش میکردم که یک دختر تنها اومد تو مغازه منم مانتو ها رو بهش نشون میدادم که اگه پسند کرد بهش بدم.از تیپش بگم کفشای چکمه ساق بلند پاشنه دار یک شلوار جین تنگ با مانتوی سبز پسته ای و یک شال ابی ناز موهاشم ریخته بود رو پیشونیش قدشم 175.البته منم ازش کم نمیاوردم. خواننده های عزیز خوب میدونن کسی که توی مانتو فروشی کار میکنه باید چهره و تیپ جذابی داشته باشه تا مشتریان که خانمن حال کنن.خلاصه از یک مانتو خوشش اومد منم سایز 1 رو که خواسته بود بهش دادم تا پرو کنه.وقتی از اتاق پرو اومد بیرون بهش گفتم پسند شد که جواب داد خوبه فقط جای سینه هاش تنگه منم گفتم باشه سایز 2 رو بهش دادم.وقتی پرو کرد اومد بیرون گفت سینه هام توش راحت نیست بازم تنگه.منم که حسابی کلافه شده بودم گفتم باشه و سایز 3 رو بهش دادم.رفت پرو کرد اومد بیرون دوباره گفت سینه هام راحت نیست منم که دیدم دختره خیلی پر رویه بهش گفتم ببخشید خانم مشکل از مانتوهای ما نیست مشکل از سینه های بزرگ شماست.اونم خونسرد گفت نه برعکس سینه های به این خوش فرمی چطور دلت میاد اینجوری بگی.منم دلو زدم به دریا دستم گذاشتم رو سینه هاش مالوندم بهش گفتم نه راست میگی واقعا خوش فرمه ببخشید.بعد بهش گفتم کو بچرخ از پشت ببینم چطوریه اونم چرخید.دستمو از پشت انداختم رو سینه هاش میمالوندم اونم از پشت هی کونش رو به کیر شق کرده ما میمالوند.ولش کردم رفتم جلوی درب مغازه سه چهار تا مانکن گذاشتم تا کسی مزاحم نشه.ته مغازه یک انبار مانند بود که مانتوهای اضافی رو اونجا گذاشته بودیم.رفتم یک زیر انداز پهن کردم دختره که اسمش مهسا بود بردم اونجا تا از بیرون دید نداشته باشه.روش دراز کشیدم لباشو مثل قحطی زده ها میخوردم.اون از من بدتر بود درجه شهوتش رو هزار بود.داشتم لب میگرفتم که از رو شلوار کیر مثل گرز شده مارو داشت میمالوند.دکمه مانتو رو باز کردم و سینه هاشو گرفتم تو مشت ومیخوردم.مهسا گفت دیدی سینه زیاد بزرگ نیست انصافا سینه های رو فرمی داشت.تیشرت از تنم در اورد و شروع کرد به گاز گرفتن سینه هام گفت نمیخوای جیگرمو ازاد کنی گفتم به موقع.اول شلوارشو به زور در اوردم از بس تنگ بود.یک شرت ابی راه راه سفید داشت.دیدم شرتش خیس خیس بود دست کردم تو شرتش از اب کسش یکم مالوندم رو چوچولش و باهاش بازی کردن که دیدم یک اخ اوخی کرد داشت تو اسمونا سیر میکرد.شلوارمو در اوردم کیرم از زیر شرت خود نمایی میکرد.دراز کشیدم مهسا شرتم کشید پایین کیرم گرفت دستش میگفت جیگر خودمه به هیچ کسم نمیدمش منم بهش گفتم عجله اینجا مغازه ست خونه که نیست هر لحظه ممکنه کسی بیاد.اونم با ولع تمام کیرم میکرد تو دهنش و ساک میزد. بلندش کردم سگی خوابوندمش کیرمو کذاشتم دم سوراخ کونش که گفت از جلو بکن که تعجب کردم گفتم مگه دختر نیستی گفت تا هفته پیش دختر بودم که دوست پسرم پردمو برداشت منم که دیدم اینجوری بهتره کیرمو کذاشتم رو کسش و به کسش میمالوندم و اروم اروم دادم رفت تو خیلی تنگ بود بدبخت دفعه سومش بود یا چهارم دقیق یادم نیست.خلاصه خیلی تنگ بود کیرم داشت از گرما میسوخت اونم اخ و اوخش به جیغ زدن تبدیل شد که بهش گفتم جون مادرت یواش کسی نفهمه.داشتم تلنبه میزدم که یک دفعه دیدم لرزید و تا ته ارضا شد منم بهش گفتم مبارک باشه داشت ابم میومد که گفت سریع بکش بیرون توش نریزه منم در اوردم و همش ریخت رو شکمش.با یک دستمال تمیز کردم بلند شدیم لباسامونو پوشیدیم سریع رفتم مانکنا رو از جلوی درب مغازه برداشتم.شماره مهسا رو هم گرفتم و از اون روز به بعد هفته ای حداقل سه بار باهم سکس دارم البته تو خونه نه تو مغازه که اگه دوست داشته باشین اونا رو هم مینویسید.با تشکر که حوصله کردین داستانم خوندید.

نوشته: امید

سلام به همه ی عزیزان خواننده مثلا محترم ...
نمیدونم با چه نیتی اینجا داستان می خونید ولی خوب سعی می کنم اون چیزیایی که دوست دارمو بهتون منتقل کنم .
من سهراب هستم 28 ساله از تهران. و تا الان به نیت مخ زنی با کیسام رابطه برقرار نکردم که اگه می خواستم این کارو بکنم حرم سرا راه می افتاد پس 4 ، 5 تا کیس بیشتر نداشتم ولی از اونجایی که دوست دارم رابطه عمیق شکل بگیره و آخرش خودم رابطرو به هم بزنم (اونم تو اوج) می تونم بگم همینم زیادیم بوده ...
واقعا نمیدونم خدا تو خلقت این زنا چرا این همه جزئیات رو رعایت کرده ... خیلی با هم متفاوت هستن و خیلی رفتاراش زمین تا آسمونه ...
برای همین تا باهاشون نگشتین به نیت ازدواج نرید جلو حتی سکس رو تا آخرش برید وگرنه حتما پشیمون میشید...این که اینجا این همه از خیانت می گن الکی نیست ولی خوب خوبا اینجا نمیان که رابطه های عاشقانشونم بگن پس زیاد جوو گیر نشید..
اگر بخوام از خاطراتم بگم کیس اولم مریم یه دختر قد کوتاه با یه هیکل نایس بود که منی که عاشق پستون بودم نمیتونستم از کون و پستونای اون بگذرم ولی خوب رابطه اول بود که خودتون می دونید چقدر آدم نا پخته عمل می کنه ...به روز تو دو سال تونستم چند بار از کن بگماش.. ولی خوب یه بارش اینقدر بهم چسبید که تا آخر عمر یادم نمیره ..شاید باورتون نشه با کیر 14 سانتی خودم نیم ساعت تمام داشتم تو کونش تلمبه می زدم ...
اون روز مثله همیشه بعد از کار اومد پیشم تا تو دفتر یه حاله اساسی با هم بکنیم(تقریبا کار هر روزمون بود) وققتی زنگ زدم رفتم در رو باز کرم و از همون دمه در لب تو لب شدیم . گفت : بابا چته بذار بیام تو . تو که همیشه یک ربع صبر می کردی بعد می اومدی منو لخت می کردی .چی شده امروز اینقدر عجله داری؟ گفتم : آخه امروز خیلی داغم دوست دارم یه حاله اساسی با هم بکنیم. درو بستمو انداختمش رو میز منشیمو لباسشو دادم بالا اینقدر پستوناش خوردن داشت که یه راست می رفتم سراغشون. شروع می کردم به لیس زدن و دست کشیدن روشون . خودشم دوست داشت هی ناله می زد. بعد با عشوه وقتی می دید یکیو زیاد می خوردم اون یکی رو می داد تو دهنم .
بعد ده دقیقه یواش یواش دستمو از تو شلواره لیش به کسش رسوندمو شروع به مالشش کردمم. دستاشو به دوره گردم اویز کرده بود و اهو ناله می کردم. منم که تو گرم کردن استاد هستم و با حوصله زیاد بلایی سره دخترا میارم که حال می کنن. سهراب جوون دوستد دارم عزیزم. چقدر تو ماهی . بخور عزیزم بخور همش ماله خودته.
منم حسابی داغش کردمو بعدش شلوار و پیراهن شو در آوردم بردمش تو تخت. نمیدونست بنده خدا امروز چه بلایی قراره سرش بیاد.
انداختمش رو تخت و سر تا پاپو بوسه زدمو شروع به خوردنش کردم. و از اونجایی که خانم متنفر کیر خوردن بودن . زحمت خوردن کسشون با ما بود. منم که براش کم نذاشتم اهو نالشو بردم بالا... رئ تختا دستاشو جفت کردم بردم بالای سرشو افتادم روش. اینقدر حجم پستوناش وقتی روشون لیز می خوردم برام شهوت انگیز بود که هیچ موقع این حالتو تو سکسام از دست نمی دادم .در همین حین کیرم رفته لای کسش جا خوش کرده بود و بالا پایین می شد. لب تو لب بودیمو داشت با لبام حال می کرد (همیشه بهم میگفت که عاشقه لبامه .) دمه گوشش گفتم عزیزم امروز می خوام از کون بکنمت . و چون میدونستم که اصلا راه نمیده با جواب نه مواجه شدم و افتادم به ناز و عشوه که آروم می کنم دردت نیاد . قول می دم فقط سرشو بکنمو از این قبیل حرفا که خداییش دله سنگ رو آب می کرد چه برسه به این خانم خوشگله . بالاخره راضی راضی شد. منم که از کون دوست دارم صورتته طرفمو ببینم . نیمه برش گردوندمش یه پاشو به حالت Lدر آوردمو شروع به تف کاری کردم و آروم گذاشتم رو سرش که جیغش رفت رو آسمون.
سهراب جان نه عزیزم من در دم میاد نکن خوشگلم.
مریم جان قرارمون این نبود عزیزم تو بهم قول دادی . پس بذار بکنم ..
گفت پس سره شو بده دستم خودم جاش میکنم.
گفتم: عاشقتم عرزیزم با عشوه کیرمو گرفت و میزوون کرد .چ.ن نصفه کیرم تو دستش بود اجازه نمیداد زیاد بره تو ... با هر بار جلو وعقب منم اینگار جرش داده باشم یه اخ غلیظ می گفت .
بعد چند دقیقه جا باز کردو شروع به تلمبه زدن کردم . دیگه دستش مزاخم بود که با یه حرکت سریع دستشو جدا کردمو آزادانه روش چمبره زدمو به لمبه زدن ادامه دادم . اونم زیر دست و پام ناله می کرد.
منم که پیروزمندانه قلعه رو فتح کرده بودم دوست نداشتم خیلی سریع تمومش کنم.
سهرابم پس کی آبش میاد؟ . میاد عزیزم خوب بهش حال بده میااد. مریم جانم داره بهم کون میده . وای نگاش کن چه کونی داره . دل میبره وای چه حالی می کنه سهراب کوچوله ی من.
دیگه عرقم در اومده بود و جفتمون خسته شده بودیم. خداییش از اون دخترای با معرفت یا نمیذاشت بری طرف سوراخه کونش یا وقتی راضی می شد تا آخر زیرت بود .
منم که حسابی کفری شده بودم (آخه کیرم داشت کوچیک میشد.)گفتم عزیزم بیا پوزیشنو عوض کنیم تا شاید آبشو زودتر اوردم.
اوم قبول کردو من از رو بدون اینکه کیرم از تو کونش دربیاد بلندش کردمو نشتیم کف اتاق به حالت نیمه نشته تو بغلم گرفتمش و بهش گفتم خودتو بالا پایین کن. اونم خرف گوش کن با وجودی که درد می کشید(نمیدونم کونش چه حالتی داشت هرچی میکردی گشاد نمیکرد) خودشو بالا پایین کردو منم حسابی حال کردم از این حرکتش.
جوونم عزیزم. داره خودشو بالا پایین می کنه . قربونش بشم که به خاطره سهرابش این همه دردو داره تحمل می کنه. این مریمه منه داره کون میده بهم . آره عزیزم . بدش تو وجودت بذار تا ته بره تو. اینو که گفتم به حالت نیمه رو پاهام وایسادمو تا ته کردم تو کونش که بد جور فریاد زدمو با دهان نیمه باز یه آخ بلند گقت.
دیگه به گوون خوردن افتاده بود میدونستم کاری کردم که اگه الان تموم بشه تا 2 ماه پیشم نمیاد.
پیشه خودم گفتم که پس بذار اساسی حال کنم. حسابی قربون صدقش رفتم که عزیزم همراهیم کن ابشو بیارمو و از این کس و شعرا ....بردمش روبروی آینه حالو و چهار دست و پاش کردم و از پشت گذاشتک تو کونش میس دونستم وقتی جلوی اینه سکسمونو مینینه حال می کنه منم که دیدم اون یکم بهتر شد شروع به تلمبه زدن کردمو سینه هاشو با دستم می مالوندم و از اونجایی که فقط به خودم فکر می کردم به مالوندن کسش کاری نذاشتم.
نگا کن کی تو اینه داره به سهرابش کون میده . این کیه (تو اون لحظه صورتش پایین بود) با دستم صورتشو آوردم بالا .گفتم:ک این مریم منه .عزیزه دله منه که دراره سهرابشو آروم می کنه ...آره عزیزه دله منه..بده ..کون بده ... اخ ..بذار اروم بشه ... کون خوشگله من...
منم دیگپه این سری خیلی نامردی کرده تقریبا نیم ساعتی روش بودم ...آخه هر وقت که می خواست آبم بیاد جلوشو می گرفتم... دیگه وقتی بدنممم گرم میشداومدنه آبمکاره حضرت فیل بود.
کون به اون تنگی دیگه گشاد شده بوده و من پشت خودمو بش چسبوندمو چون خسته شدم خودمو انداختکم روش که اونم طاقت نییوردو دراز کش شد.
آخ که چقدر با این پوزیشونن حال می کنم من .کیرت لای دو تا دنبه تپه ی خوشگل داره بالا پایین میشه ...یه سوراخ اون وسط که تو فتحش کردی ...تو فیلم های سکسی وقتی به این پوزیشن میرسه آبه من یکی میاد ...دیگه با چند تا تلمبه آبم با فشار نتمام خالی کردم تو کونش . اونم دیگه اواخرش از فرط خستگی هیچی نمی گفت و منتظر ارضا شدن من بود.
افتادم روشو معذرت خواهی و بوس بازی که میدونستم فایده ای نداره . گوره خودمو کنده بودم. بلند شد رفت تو دستشویی خودشو تمیز کرد. بدون حرفی زد بیرون.
وای که نمیدونید این کوون دادن دیگه برام تکرار نشد ولی فوق العاده بود و همیشه تو خاطرم موند.
بله دوستای خوبم این خانم کون طلای ما تا سه سال پیشه من بود که در اوج رابطه باهاش بهم زدم (چون میدونستمرابطه ما به جایی نمیره. با وجودی که ازش خواستگاری کرده بودمو مادر رو راضی کرده بودم به خاطره مخالفت سرسختانه پدرم قضیه منتفی شد ) و رفتم با مونا طرح رفاقت چیدم ..بماند که یه جوری رابطه کون دادنشو به مونا رسونده بود و من 8 ماه تلاش کردم تا مخ این خانم خوشگلوو بزنم ..ولی اینقدر بهم حال داد که ارزشوو داشته باشه ...
بزرگواران خواستم بگم ...یکی آسون راضی میشه و سخت میده ...یکی سخت راضی میشه و آسون میده ...یکی راضی نشده میده ... و من همشم تجربه کردم .ولی تجربه دیگه بسه..چون دوست ندارم جوونیمونو و زندگی طلاییمو برای این تجربه ها حروووم کنم...
طبق معلوم در پایان هر قصه...اگه فحش ندید... دومی و سومی رو هم براتون مینویسم... روز و شب همتون خوشششششششششش

نوشته: سهراب

سلام من مهدی هستم و 20 سالمه دانشجو نرم افزارم تو تبریز با یکی از دوستام خونه گرفتم خاطره ای که میخوام براتون بگم مربوط به همین ساله من یه دوست دختر دارم به اسم مریم دارم که 18 سالشه ما تو نت با هم اشنا شدیم و خیلی با هم راحت بودیم در هر موردی با هم حرف میزدیم یبار قرار گذاشتیم بریم سینما ساعت 11 صبح میشد که رفتیم سینما اولاش همه داشتن فیلم نگاه میکردن ولی 20 دقیقه بعدش همه داشت لب میدادن تو این حین یه دختر رو پسری که لب میدادنو به مریم نشون دادم که خیلی لب دادنشون برام جال بود مریم ازم پرسید تو هم دوست داری منم جواب دادمم اره و ما هم کمی لب دادم لباتش خیلی داغ بود خوشم اومد این روز همین جوری تموم شد به جز لب کار خاصی نکردیم چند روز تو مسنجر همین موضوع بحثمون شده بود تا اینکه دوستم همون اتاقیم براش یه مشکلی پیش اومد و مجبور شد برگرده شهرشون منم تنها بودم اون روز مریم بهم زنگ زد که میتونیم باز بریم سینما گفتم یجای بهتر از اون سراغ دارم و بهش گفتم که خونه خالیه میتونه بیاد اونم قبول کرد رفتم دونبالشو اومدیم خونه همون که داخل شدیم کفشامونو در اوردیم بغلش کردمو لباشو بوس کردم اونم خوشش اومده بودو منو همراهی میکرد همین جور که لب میدادیم رفتیم کنار دیوار اون چسبید به دیوار دستما گذاشتم رو سینه هاش دیدم اعتراضی نکرد کمی از رو مانتو سینه هاشو مالیدم بعد دگمه های مانتوشو باز کردم از زیر لباس دستمو بردم تو و سینه هاشو گرفتم دستم سینه هاش خیلی خوش فرم نرم بود کمی که مالیدم بهش گفتم خوشت میاد کفت که زیاد احساس نمیکنم کمی فشارش دادم با دستم نوکشو بازی دادم کم کم نوک سینش سفت و برجسته شده بود لباس و سوتینشو دادم بالا سینه های خوشگلشو برای اولین بار دیدم خیلی ناز بود یه بوس کوچیک زدم و مریمو نگاهش کردم دیدم خجالت کشید بعد شروع کردم به خوردن سینه هاش کیرم سیخ سیخ شده بود دیدم هیچ کار نمیکنه دستشو گذاشتم رو کیرم اولش نمیگرفت کریمو خجالت میکشید بعد کم کم براش عادی شد منم کوسشو از رو شلوارش میمالیدم اول زیاد بهم حال نداد بعد که دستمو کردم تو شلوارش از زیر شورت کسشو مالوندم خیلی باحال بود دستم خیس شده بود دستشو گرفتم رفتیم رو زمین نشستیم بعد دوباره شروع کردیم به لب دادن دراز کشیدیم اون کیرمو گرفته بود منم دستم رو کوسش بود بهش گفتم ساک میزنی گفت خوشم نمیاد منم اسراری نکردم باز سینه هاشو خوردم برای اینکه راحت بتونم این کارو بکنم لباسشو دراوردم من مال خودمو در اوردم باز شروع کردم به خوردن سینه هاش اونم داشت با کیرم بازی میکرد بهش گفتم میزاری از عقب بکنمت اولش خیلی ناز میکرد ولی کم کم راضیش کردم من شلوارو شرتمو در اوردم بعد خودم شروع به در اوردن شلوارش کردم وقتی کامل لخت شدیم یه کرمی از کیفش در اورد کیرمو چرب کرد بعد یه بالش گذاشتم زیر شکمشو سر کیرمو مالوندم به کوسش فکر کرد که میخوام بکنم تو کوسش که یهو خودشو جمع کرد با کلی اسرار باز راضیش کردم که همونجوری بخوابه بعد سر کیرمو گذاشتم دم کونش کمی هولش دادم تو خودش سفت نگه داشت خوابیدم روشو از گردنش بوس گرفتم و کم کم کیرمو تا اخر کردم تو کونش بعد یواش یواش شروع به تلنبه زدم کردم اولش یواش یواش شروع شد بعد دیگه کونش به اندازه کیرم که گشاد شد من دراز کشید رو زمین اونم اومد رو کیرم خوشو بالا و پایین میکردم اوقتی اینکارو میکرد سینه هاش به هم میخورد خیلی خوشم میومد زیر نافمم خیس شده بود از اب کوسش دیدم کم کم داره ابمو میاد گفتم بریزم تو کونت قبول کرد ابمو تو کونش خالی کردم بعدشم همونجوری تو بغل هم ده دقیقه ای خوابیدیم و بعد لباساشو پوشید و تا بازار باهاش رفتمو از هم جدا شدیم .
امیدوارم خوشتون اومده باشه

نوشته: مهدی

من سارا هستم، 24 سالمه برام مهم نیس این داستان و باور می کنید یا نه، به هر حال چون دست به قلمم بد نیست می نویسم تا حذ کس و کونمو ببرید :دی
خاطرات سکسی خیلی زیادی دارم، از 18 سالگی اوپنم، شاید بتونم بگم با بیشتر ار 50 نفر سکس داشتم، که همگی فقط به خاطر لذت بوده ولی جنده نیستم، ولی الان عاشق جنده شدنم
، شاید یه روزی زدم تو این کارو یه مایه ای به جیب زدیم :دی
می خام خاطره ی یکی از سفرامو با یکی از دوستای نتیم براتون بگم، من و حسام مدتی بود که با همدیگه از طریق فیس بوک آشنا شده بودیم، اولش در مورد درس و دانشگاه و از این کس و شرا صحبت می کردیم، ولی کم کم ساعت ها در مورد خودمون و نیازهامونو اینکه چه عقایدی نسبت به سکس داریم، بحث و بررسی می کردیم، چون من خودم به شخصه معتقد بودم و هستم که کارشناس سکسیولوؤیم :دی
به هر حال، بعد از کلی بحث و چت های فراوانی که انجام شد، تصمیم گرفتیم بریم یه مسافرت و اونجا فارغ از دنیای بیرون یه حال اساسی بکنیم و فقط تا خود بی نهایت خوش بگذرونیم، من همون موقع هم بهش گفتم که از سکس گروهی بدم نمی آید، نمی دونستم که جدی گرفته یا نه، با این دید راهی سفر شدیم، اینم بگم قبلش یه چند باری هم دیگه رو دیده بودیم، پسر قد بلندو نسبتا خوش اندامی بود. وقتی زدیم به جاده فقط کس خل بازی بود تا خود شمال، رسیدیم ویلاشون (که ای ی ی بدکم نبود ویلاهه) همین که کلید و انداخت تو قفل در و در باز شد همون جا یه لب طولانی ازم گرفت و شروع کرد با تمام ولعش به خوردن لبای من، (ما قرار گذاشته بودیم همدیگه رو تا می تونیم سورپرایز کنیم) مانتوم و که یه مانتوی تنگ سفید کوتاه بود یه جوری جر داد که من یه آن قلبم لرزید ولی واقعا حال کردم، دستشو به سرعت گذاشت رو سینم و شروع کرد به چنگ زدنش، از کاراش معلوم بود خیلی سکس داشته، خیلی سکسی بود کاراش،تابمو با یه حرکت از تنم در آورد و منو رو کف زمین خابوندو شروع کرد به لخت کردنم، منم همش تو شوکه اولیه ی کاراش بودم و فقط می خاستم حال کنم، رفتو یه چند تا بالش آورد که بزاره سیر سر و کمرم، روم خیمه زد تا لبامو دوباره یه دل سیر بخوره، تمومه تنم داغ شده بود از حرارت بدنش که تموم سنگینیش روم بود، شروع کرد به لیس زدن گردن و گوشم وقتی رسید به گوشم آروم زمزمه کرد دوست داری جندت کنم، منم که خیلی حشری بودم گفتم معلومه که می خام، بعد گفت چی نشنیدم دوست داری ی ی ی ی؟
گفتم آره ه ه ه
بعد دست برد تو شرتمو با کس خیس و تنگم شروع کرد به بازی کردن، داشتم دیوونه می شدم که گفت از همین الان تو چی کاره ای ی ی ی؟
با یه حالتی که داشتم از خوشی و سر مستی می مردم گفتم جنده ، با یه دست محکم زد روکسمو و گفت چی ی ی ی ی ی؟
داد زدم جنده ه ه ه ه
خندید و گفت تا به همه ی مردای این شهر ندی نمی زارم بری
منم خندیدم و گفتم می دم ، وظیفمه
بعد به سرعت شلوارو شرتشو در آورد، جوری که اصلن اجاره نداد ببینم کیرش چه جوریه و چند سانته، به چشم بر هم زدنی گذاشت دهنم و موهامو می کشید و می گفت بخور جنده ه
منم دیگه داشتم اوق می زدم چون تا دسته تو حلقم بود ولی حالم می کردم، نزدیک 20 دقیقه براش ساک زدم و به اصطلاح دهنمو گایید و آبش اومد و همه و تا ته سر کشیدم
تا خاستم دوباره کیرشو بیدار کنم گفت نمی خاد، می خام جندم سر حال باشه برا شب که برنامه داریم،
منم تعجب کردم و پرسیدم برنامه؟
گفت بله نمی خای که با یه نفر اعلام جندگی کنی جنده خانم؟
گفتم نه عزیزم، بلند شدم و رفتم یه دوش اساسی گرفتم و یه آرایش بسار سکسی و اساسی کردم و با یه لباس سکسی اومدم نشستم تو حال ، کم کم داشت هوا تاریک می شد که دیدم حسام گفت 5 نفر و می تونی جواب بدی؟
گفتم چی ی ی ی؟
گفت جندگی الکی که نیست باید از الان مشتری جمع کنی، منم با کلی دو دلی گفتم باشه تا ببینیم چی پیش می یاد بکن جونم،
یه ساعت بعد که شامم خوردیم و یه شیشه ویسکی و آماده مهمونی امشب کردیم که دیدم گوشه حسام زنگ خورد، دوستای حسام بودن که قرار شد تا یه ربع دیگه برسن،
من دل تو دلم نبود ولی با تمام وجودم دوست داشتم که دارم به آرزوم می رسم و با چند تا کیر رو به رو می شم
وقتی رسیدن یه آن ترسیدم 4 نفر بودن، بعد از آشنایی اولیه همین که نشستم حسام ویسکی و اورد و با بچه ها پا به پای هم می رفتیم به سمت سگ مستی، من همیشه دیر مستم ولی بقیه جز حسام و یکی دیپشون که اسمش علی بودمست مست بودن، رضا و احسان و متین مثل گرگ گرسنه اومدن سمتم ، یکی لب می گرفت، اونیکی سینمو می مالوند و یکی دیگه کسم و بازی می داد همهشون لخت شدن و کیراشون پیدا شد، متین کیرشو تا ته کرد تو دهنم، رضا همین طوری که داشت سینمو می خورد کیرشو تا ته کرد تو کسم، یه آهی کشیدم که اولش واقعا درد داشت چون کیرش خیلی کلفت بود، کیر احسانم تو دستم بود اونم کیر خیلی کلفتی داشت، رضا داشت با تمام وجود منو به گا می داد منم چون کیر تو دهنم بود نمی تونستم چیزی بگم ولی دلم می خاست داد بزنم که آره این جنده باید پاره پوره شه، بعد از ساک زدن کیر متین نوبت احسان بود، متینم نا مردی نکرد و پوزیشنو تغییر داد که بره سراغ کونم با یه فشار تا ته کرد تو کونم که دیگه نتونست طاقت بیارم جیغی زدم که حسام و علی اومدن سمتم و بلند بلند خندیدن و گفتن چیه جنده، باید بدی حالا حالا ها، منم دیگه به کیراشون تو کس و کون و دهنم عادت کرده بودم و تو آسمونا بودم هی جاهاشونو عوض می کردن ولی آبشون نمی اومد، بعدا فهمیدم که همشون قرص خورده بودن، بعد از 45 دقیقه همشون اه و اوهشون راه افتاد و گفتم هر کی هر جایی و داره می گاد همون جا خالی کنه، آب کیر 3 تا مرد داشت کس و کون و دهنمو پر می کرد، بعد از اینکه ارضا شدن یه گوشه افتادن هر سه تاشون
منم فکر کردم یه کم استراحت دارم که دیدم حسام بغلم کرده و به علی اشاره می کنه که یه چیزی براش ببره تو اتاق خواب، وای چی می دیددم طناب آورده بودن که دستو پامو ببندن، من دیوونه ی این کارم
حسام گفت جنده تازه گاییدنت می خاد شروع شه، منو پرت کرد رو تخت و یه لب شهوتی ازم گرفت و شروع کرد به بستن جفت دست و پاهام به هم دیگه، بد یه شال آورد که بست به گردنم ، به علی اشاره کرد تا بکنتم، گفت تو کونش بذار من می خام کسشو بگام، کیر علی از همشون بزرگتر بود، با تموم بی رحمی یه باره کرد تو کونم، منم فقط داد می زدم، هر بار که داد می زدم حسام یه سیلی بهم می زد و با گفتن جنده شدن آسون نیستو باید حال بدی تا حال کنی و تازه باید به هر کی من می گم بدی، خودشم تا دسته کرد تو کسم، وای ی ی که آتیش گرفتم ، دلم می خاست بگم گه خوردم، ولی دست و پام بسته بود دو نفر داشتن می گاییدن منو، که دیدیم اون سه تای دیگه کیر به دستو شق شده به صفن که دوباره بگان منو ، حسام گفت این بچه ها تا صبح باهات کار دارن جنده،
منم چون نمی خاستم کم بیارم گفتم نوش جونشون
حسام می کردو علی می کرد، کس و کونم داشت جر می خورد، واقعا نا نداشتم حتی چشمامو باز کنم، حسام یه آهی کشید و آبشو تو کسم خالی کرد، ولی علی داشت همچنان از کون می کردتم، تا بلاخره اونم اومد و آبشو تو دهنم خالی کرد و گفت بخور جنده که تازه اولشه
منم که دیگه نا نداشتم بدم، گفتم بچه ها دست و پامو باز کنید، یه کم استراحت دوبار چشم، می دم به همتون
اونام قبول کردن ولی حسام هی می گفت بکنید جنده رو، رحم نکنید این این کارست و می خندید، منم می خندیدم چون جندگی نکرده بودم اینجوری
خلاصه اون شب به هر بدختی بود تموم شد و سه روز دیکه ما شمال بودیم که عین 3 روز فقط سکس کردیم یادمه وقتی برگشتیم من یه هفته فقط تو رخت خواب بودم، بعد از اون دیگه همچین خاطره ای نداشتم ولی دوست دارم جندگی و به صورت جدی شروع کنم و پول دار شم

نوشته: سارا

خواهرم با ماشین با یه دختر همسن و سال خودش تصادف کرده بود و بدتر از اون اینکه مقصر هم بود. فرداش مادرم گفت که برای انجام کارهای بیمه و پرداخت خسارت طرف تصادف بجای خواهرم من برم.. من هم با کراهت قبول کردم..وقتی که اونا با ماشین دم خونه ما اومدن من هم ماشین رو برداشتم و دنبال اونها به اداره بیمه به م آرژانتین رفتم.. دختره 24 سالش بود با خواهرش بود و به همراه یکی از دوستاش.. دختره اسمش سمیه بود و در خانواده مذهبی هم بزرگ شده بود ، دختری بود ریز نقش با تیپ دانشجویی و پوست سفید با موهای مشکی..توی اداره بیمه زمانی که منتظر نوبت بودیم من سر صحبت رو با دختره باز کردم در حالیکه دوستش به نظرم قشگتر میومد( البته بدها به این نتیجه رسیدم که تصمیمم درست بوده) از کارو بارش پرسیدم و اینک چه رشته ای میخونه و کلی سئوالهای دیگه ک اصلا یادم نیست چون برای گرفتم جواب نمی پرسیدم بلکه برای ادامه صحبت باهاش سئوال می کردم.آخر صحبتها وقتی فهمیدم کارهای گرافیک بلده بهش گفتم که برام یه کارت ویزیت طراحی کنه و اون هم قبول کرد. چند روز بعد برای گرفتن کارت باهاش قرار گذاشتم و کارت رو ازش گرفتم و بعد از اون قرار های بعدی و دیدار های بعدی تا اینکه روز دوم عید ازش دعوت کردم که به عید دیدنی من بیاد و من هم خونه تنها بودم چون خانواده برای عید دیدنی به جایی رفته بودن. وقتی زنگ زد و از پله ها بالا میومد اصلا باورم نمیشد که این دختری که اصلا بهش نمیومد با کسی سکس داشته باشه الآن توی خونه منه( و بعدها هم فهمیدم قبلا با کسی سکس نداشته ). یه جعبه شیرینی گرفته بود و یه مانتو سفید و قشنگی هم پوشیده بود و صورتش هم زیباتر شده بود. وقتی مدت کوتاهی نشست و ازش پذیرایی عید کردم تلفنهای مادرش شروع شد که کجایی و چرا به من نگفته ای کجا میری.. نمی دونم بیشتر از نیم ساعت صحبتها طول کشید و سمیه مدام می گفت که من خونه دوستم هستم و بزودی بر می گردم.. خلاصه وقتی تلفنها تموم شد پیش من برگشت و من ازش عذر خواهی کردم که توی دردسر انداختمش و اون هم می گفت که اصلا اینطور نیست در همین حال که این تعارفها رو رد وبدل می کردیم اومد نزدیک و کنار من نشست در حالیکه پاش به پای من چسبیده بود ودر همین حال به آرامی روی مبل لم داد من هم که قبلا باهاش تجربه ای نداشتم به عنوان اولین تجربه ام باهاش دچار هیجان شدم با این حال به بهانه عذر خواهی از ایجاد دردسر براش به طرفش لم دادم و لبهاش رو برای اولین بار بوسیدم ولی ادامه بوسه از طرف اون نزاشت که من برگردم. قبلم داشت از سینه ام بیرون میزد و شهوت رو فراموش کرده بودم با این حال داشتم به خودن لبهاش ادامه میدادم و اون هم همینطور تا اینکه احساس کردم ضربان قلب اون هم شدید شده و صدای نس نفس زدنش بلند شده بود و مدام به بدنش کش و قوس میداد..جثه ریز نقشش زیر بدن من که حالا بکلی روش افتاده بود گم شده بود.. من بی اختیار از روی لباس به سینه هاش دست کشیدم و ممانعتی نکرد و همین باعث شد که من با شدت بیشتری سینه اش رو بمالم بعد از اون دستم رو به ریز بلوزش بردم و بعد از رد مراحل زیاد دستم رو زیر سوتینش بردم و برای اولین بار گرمی و نرمی پستانش رو حس کردم..تمام حجم پستانش در یک مشت من جا می گرفت و نوک پستانش رو بین انگشتهایم گرفته بودم و فشار می دادم و گاهی هم می پیچوندم تا جایی که با جیغ آهسته ای اعتراض می کرد.دیگه کیرم از شدت تحریکی از شرتم بیرون زده بود و مدام گز گز می کرد شهامت به خرج دادم و بلوزش رو بالا زدم و پستان کوچک و سفید و نرم و البته گرمش رو دیدم و باور نمی کردم که دارم به پستانهای سمیه نگاه می کنم چون اصلا فکر نمی کردم روزی بتونم باهاش سکس داشته باشم..نوک پستانش رو می گرفتم و بالا می کشیدم و ول می کردم و پستانش به حالت ارتجاعی پایین بر می گشت و به طرز شهوت آوری تکون می خورد.. وقتی دیدم که شرایط روی مبل برای این کار مناسب نیست در حالیکه سعی می کردم راست شدگی کیرم رو از روی شلوار م نبینه بلند شدم و دستش رو گرفتم و گفتم به اتاق خواب بریم..گفت همینجا خوبه من نمیام..با این حرفش با یه حرکت تمام بدنش رو بلند کردم وبه حالت بغل کردن نوزاد به اتاق خواب و روی تخت ، (جایی که قبلا روی همین تخت بهم حال نداده بود و من رو توی کف نگه داشته بود پرتش کردم) و روش خوابیدم و به خوردن لبهاش ادامه دادم و ازش خواستم که زبونش رو بیرون بیاره و با بیرون آوردنش، زبونش رو هم می لیسیدم و لب پایینش رو گاز می گرفتم..لبهاش رو رها کردم و شروع کردم به بوسیدن بی وقفه صورت و گردنش و بناگوشش که وقتی به بناگوشش میرسیدم نفس هاش بلند تر میشد و من فهمیدم که به اینجا حساسه برای همین بناگوشش رو لیس زدم و تمام گردن سفیدش رو با زبونم خیس کردم دیگه داشت صدای نفسهاش به ناله تبدیل می شد..قبل از اینکه بخواد از حس بیوفته بلوزش رو از زیر بالا کشیدم و دوباره پستانش رو دیدم و تا آخر به بیرون درآوردن لباسش ادامه دادم تا بالا تنه اش رو کاملا لخت کردم و حالا شروع کردم به خوردن نوک پستانش به نوبت. وقتی نوک سینه اش رشد می کرد سراغ اون یکی سینه اش می رفتم و سینه قبلی رو با دستم نوازش می کردم و گاهی می چلوندم..یه لحظه صدای ناله اش قطع نمیشد و من هنوز باور نمی کردم که این سمیه س که من دارم پستانش رو می مکم..دستم رو روی زیپ شلوار جینش بردم و شروع کردم به باز کردم زیپش و وقتی تا آخر بازش کردم دستم رو تا روی شرتش تو کشیدم که دستم رو با دستش گرفت و اجازه نداد.. من هم زیاد اصرار نکردم و دستم روی باسن نرمش بردم و مالیدم و ممانعتی نکرد. تمام باسنش هم در یه مشت من جا می گرفت..شروع کردم انگشتم رو از همون عقب به طرف کسش بر دم و شروع کردم به مالیدن که باز ممانعت کرد دستم رو بیرون کشیدم و شلوارش رو از پاش بیرون کشیدم و برای اولین بار پاهای سفید و ریز نقشش رو دیدم که رانهاش به اندازه ساق پای من بود.در همین حال با صدای آهسته ای در گوشم گفت " تو هم در بیار!" و من هم شروع کردم به در آوردن لباسم و چون می دونستم خوش خجالت می کشه دستش رو گرفتم و ریر شرتم بردم و با کیرم آشناش کردم که این کارم براش غیر منتظره بود و یکه خورد ولی شروع کردم به مالیدم کیرم. حالا سمیه کنار من خوابیده بود و داشت کیرم رو که تماما خیس شده بود از زیر شرتم می مالید در همین حال شرتم رو پایین کشید و کیرم بیرون افتاد و حالا من هم لخت جلوی دختری خوابیده بودم که نسبت بهش رودر بایستی داشتم. یه بار دیگه دستم رو توی شرتش بردم اینبار وقتی خواست با دست جلوی من رو بگیره دست راستشر رو گرفتم و زیربدنم قرار دادم و دست چپش رو هم ما دست چپم ار بالای سرش محکم گرفتم و دست راستم رو توی شرتش بردم و برای اولین بار نرمی و گرمی کسش رو با انگشت هام احساس کردم از شهوت خیس شده بود و فوق العاده داغ بود.. داشت زیر من آهسته دست و پا میزد و مدام اسمم رو صدا می کرد که به کسش دست نزنم ولی توان آزاد کردن خودش رو نداشت.وقتی نزدیک بود ازحال بره دستم رو بیرون کشیدم و جای خودم رو با اون عوض کردم و با یه حرکت اون رو به روی خودم کشوندم. حالا من زیر قرار گرفتم و سمیه روی من خوابیده بود و هنوز به بدنش کش و قوس می داد.. من در همین حال شرتش رو درآوردم و خودش هم به کمک پاهاش بهم کم کرد. سمیه رو در حالیکه لخت لخت بود و روی من خوابیده بود با همه وجود بغل کردم و پاها و دستانم رو دور بدنش پیچیدم که توی بدن من گم شد و نفس کشیدن براش مشکل شد.در عرق بدن همیدگه غرق شده بودیم وبا حرکت باسنش کسش رو روی کیر من می مالید و از بالا هم زبونهامون رو به من می مالیدیم و من هم با دستانم باسنش رو می مالیدم..من اصلا متوجه نشدم که ارضا شد یا نه. درهر صورت این موضوع رو پنهان کرد.. از روی من پایین اومد و کنار من خوابید و شروع کردم به مالیدن کیرم..دیگه آبی توی بدنم نمونده بود..وای کیرم توی دستهای لطیف و کوچک سمیه بود و سمیه هم اون رو با دستهاش بالا و پایین می برد و شهوت هم بهم اجازه نمیداد که احساس خجالت کنم. دیگه ناله ای من هم بلند شه بود و هر بار که دتش به نوک کیرم می خورد تمام بدنم رعشه می گرفت تا اینکه لذت شهوت رو توی تمام عضلاتم حس کردم و توان این رو نداشتم که به سمیه بگم مواظب پاشیده شدن آبم باشه..لبم خشک شده بود و بلند نفس نفس میزدم که در همین لحظه آبم با تمام قدرت به صورت سمیه پاشیده شد و از ناگهانی بودنش جا خود و به مالیدنش با قدرت بیشتر ی ادامه داد.چند لحظه تا ارضای کاملم بدن لخت و داغ سمیه رو با تمام قدرت چسبیدم تا زمانی که تا آخر ارضا شدم و بی حال روی تخت ولو شدم و مثل همیشه در این لحظه شروع کردم به خندیدن.. گفت زهر مار!! و من به خندیدن ادامه دادم.. گفت چه بویی میده! بوی وایتکسه!. من می خندیدم.بلند شد وهمینطور لخت رفت تا آبم رو که تمام سینه و صورتش رو خیس کرده بود بشوره.وقتی سکس ما تموم شد سمیه همونطور لخت لخت که بود بلند شد تا بره وصورت و سینه اش رو بشوره تازه زمانی که بلند شد و رفت بیرون من راحتتر تونستم تمام بدنش رو نگاه کنم.. بدن ریز نقشی داشت که حتی یه لایه چربی هم نمی شد پیدا کرد پوست بدنش سفید و لطیف و نرم بود.. سینه های سفیدش حالت قشنگی داشت. دفعه گذشته که خونه ما اومد ه بود لباس سینه بازی پوشیده بود که خیلی دلم می خواست سینه هاش رو ببینم و الآن نه تنها دیده بودم بلکه اینقدر خورده بودم و مالیده بودمش که سرخ شد بود. وقتی به دستشویی رفت من هم توی حمام رفته بودم تا بدنم رو بشورم زمانی که داشتم آب رو سرد و گرم می کردم دیدم در حمام باز شد و سمیه لخت و بدون اجازه وارد حمام شد من یه کم جا خوردم ( بعضی دختر ها بعد از سکس از لخت بودن خودشون خجالت می کشن و سریع لباس می پوشن ولی ظاهرا سمیه هیچ خجالتی نمی کشید). به من گفت می خوام پام رو آب بکشم. گفتم خوب بیا تو.. گفت نه میخوام همه بدنم رو بشورم. گفتم بیا زیر دوش عزیزم.. وقتی اومد همونطور بغلش کردم ( کیر راست شده ام خورد توی شکمش که باعث خنده هر دو مون شد) صابون رو برداشتم وتمام بدنش رو صابون زدم و بدنش رو مالیدم و سوء استفاده کردم و کسش رو هم صابون زدم که باعث سوزشش شد. آخ خ خ خ می دونین که مالیدن پستانهای دختر زمانی که کف آلود باشه چه حاا ا ا ا ا الی میده..مطمئنم که با اینکه پنهان کاری کرده بود حداقل یه بار ارضا شده بود وگر نه نمی تونست این همه تحریکات رو تحمل کنه..وقتی حسابی شستمش نشستم روی چهار پایه حمام و اون رو هم روی پام نشوندم و تفریحی آب گرم رو بدنش میگرفتم و حرف می زدیم گاهی هم بدن لخت و سفیدش رو توی بغلم می گرفتم و فشار می دادم و با دستام همه جای بدنش رو می مالیدم..رون هاش ..ساق پاش..شکم و پستانهاش و اونهم مثل یه بچه گربه که نوازش بشه لذت میبرد. گاهی هم سرش رو به طرف خودم می کشیدم و لب خیسش رو می بوسیدم..وقتی حمومش تموم شد و از روی پام بلند شد من از روی شیطنت یه بشکون از کسش گرفتم که یهو جا خورد و جیغ زد. با حوله تمام بدنش رو خشک کردم. حوله رو روی سینه اش گرفت و رفت بیرون و من در کمال سوء استفاده از پشت کون و کمرش رو تا زمانی که خارج بشه دید میزدم.

نوشته: دالگلاس

همزمانسازی محتوا