شما اینجا هستید

دوست دخترم رو بردم شمال

دوست دخترم رو برده بودم شمال
وقتی رسیسدیم صبح زود بود در پی تدارک ناهار شد و یک ناهار خوشمزه درست کرد
بعد از این که نار رو خوردیم و ظرف هارو شستیم
اومد بشینه که خستگی در کنه منم زود از فرصت استفاده کردم و بغلش کردم و شوع کردم به خوردن لبهاش بعد سری فرستادمش پایین تا از کیرم یک پذیرایی بکنه و آبم رو ریختم توی دهنش
دستم رو گذاشتم روی کسش و شروع کرد به تقلا کردن و وول خوردن کنارش خوابیدم و انگشتم رو کردم توی دهنش که میک بزنه
تند تند انگشتم رو توی کسش میچرخوندم که به ناله کردن افتاد و التماس میکرد که: کیر میخوام جون ملیسا آخ ... من کیر میخوام کسم کیر میخواد

داستان سکسی:

تخفیف به سمیرا خانوم

سلام
اسمم امیر حسین و 27سالمه
خاطرهای که میخوام براتون تعریف کنم بر میگرده به تابستان سال گذشته.
من مدیر یه موسسه تصویر برداری پزشکیم اکثر بیمارانی که مراجعه میکنند خانم هستند

داستان سکسی:

اولین سکس دوطرفه پسران ۱۸ ساله

سلام.خاطره یی رو که میخوام واستون تعریف کنم ماله پارساله.من ساسان ۱۹سالمه بچه تهرانم تیپم مثل جاستین بیبر هستش هم قدو هیکلم هم صورتم.موهای جوگندمی.بدن بی مو.

داستان سکسی:

کون فوتبالی مسی

ازاونجایی که بعضیها تونظر دادناشون فش بارهم میکنن منم پیش دسی میکنم همینجا خار مادرشو میگام هر جقی بخواد نظر کسوشعر یا فش بده البت جا داره همینجام اگه خانوم باشه چوچولشو اگه اقا باشه شومبولشو میبوسم کسی که داستانمو بخونه نقد و انتقاد کنه و نظر بده مث انسان....

داستان سکسی:

اولین سکس با شوهر خواهرم

سلام. اسم من سحره 20 سالمه. دلم می خواست خاطرۀ اولین سکسم رو با شما در میون بذارم. خواهر من تازه نامزد کرده. هر روز شوهرش میاد خونمون. من طی امسال اتفاقات خیلی بدی برام افتاد که هر کدوم باعث شده روحیم رو از دست بدم. با وارد شدن شهرام یعنی همون شوهر خواهرم به خانوادمون زندگیم یه رنگ دیگه گرفت. همیشه حواسش بهم بود تا اتفاقی برام نبافته. این خیلی به من حس خوبی میاد. یکی از این روزایی که خیلی ناراحت بودم منو بغل کرد. گذاشت تو بغلش گریه کنم. ارومم کرد.

داستان سکسی:

سکس با استاد اخمو

سلام به همگی دوستان عزیز سال نو رو به همگی تبریک میگم........من دانشجوی ترم 2کاردانی هستم رشته بازرگانی 20 سالمه میخوام داستان سکس با استادمو براتون بگم اوایل ترم اول بودم که قرار شد بریم سر کلاس حسابداری که یکی از درسای تخصصی بود و بچه های ترم بالایی از این استاد متنفر بودن چون سخت گیر و اصلا به کسی نمره نمیداد.چون اصلا ندیده بودمش پیش خودم گفتم الان با یه مرده چاق و خیکی روبه رو میشم ولی برعکس وقتی وارد کلاس شد دیدم یه پسر 28.29 ساله قد بلند و هیکل ورزشکاری داشت...اون روز من ردیف اول کلاس نشسته بودم و کلاس خیلی شلوغ بود و همه سروصدا میکردن استاد چند بار زد رو میز که بچه ها ساکت بشن ولی

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS