شما اینجا هستید

آذر دوست زنم

سلام دوستان.من وحید هستم .الان یک ساله که ازدواج کردم و از ازدواجم هم خیلی راضیم.
داستان مربوط میشه به 2ماه پیش.اوایل ازدواج یکی از دوستای زنم بهش خیلی زنگ میزد و احوالشو میپرسید منم که میپرسیدم کیه زنم میگفت آذره.من تاحالا ندیده بودمش دوست دانشگاهی زنم بود.منم کم کم باهاش اشنا شدم و گاهی وقت ها که بزنم زنگ میزد اگه دستش بند بود من جواب میدادم و احوالپرسی گرمی میکردیم .هر بار که زنگ میزد اصرار میکرد یک بار بریم خونشون و میگفت بعد ازدواج میخاد ببینه قیافه زنم چه شکلی شده.

داستان سکسی:

اولین سکس با نامزدم

سلام به دوستای شهوانی من ثمره 20 سالم هست وپنج ماهه که باامین عقد کردم ما از قبل باهم رابطه ای نداشتیم واصلا فکرشا نمیکردم که روزی امین به خواستگاری من بیاد اون 29 سالشه وهیکلی معمولی با 180 سانت قد داره ومنم حود 175 سان قد و70 کیلو وزنمه نسبتا تپل هستم بعد عقدمان هرکسی به خانه خودش رفت چون ما خانواده مون سنتیه واجازه نمیدن دوران عقدی پیش هم بخوابیم از اون روز امین با اس همش حرف سکسا میزد ومیگفت میخواد بدما لمس کنه ومن زنشم بلا خره اون روز رسید و مامانم بابابام به روستامون رفتن و قرارشد شبا اونجابمون به امین زنگ زدم ساعت حدود هشت بود که اومد از همون در که وارد شد منا گرفت توبغل وشروع کرد بو

داستان سکسی:

تا یه هفته کونم درد میکرد

سلام بچه ها من یلدام دوازده سالی میشه ازدواج کردم من عاشق شوهرمم اسم شوهرم حسن هست خیلی دوسش دارم قدش بلند ولی کیرش معمولیه منو حسنم هرشب باهم سکس میکنیم هیچوقتم سیر نمیشیم من خودم خیلی حشریم شوهرمم همینطور چندوقتی میشدکه شوهرم زیاددوروبرم میچرخیدهی توگوشم میخوندکونت عجب مالی شده بده حال کنیم تواین چندسال اصلا ازکون نداده بودم حسنم زیاداصرار نمیکرد تااینکه یه روز خام حرفاش شدم اینقدرتوگوشم خوند تاخودم رفتم سمتش یه شب بعدازخوابیدن پسرم رفتم لباس خواب زرشکیمو پوشدم و یکمم ارایش کردم رفتم توبغلش اونم شروع کرد قربون صدقه رفتنم لبامو میخوردمنم زبونشو میک میزدم کم کم میرفت سمت سینه هام سینه هامو

داستان سکسی:

لز ناتمام

سلام!من لزناکم یکی از کاربرای شهوانی26سالمه متاهلم ولی بچه ندارم.شوهرم مهران که مرد نیست فرشتست 3سال پیش باهاش ازدواج کردم.تنها جنس مخالفیه که تو تمام عمرم باهاش رابطه داشتم!
از همون نوجوانیم فهمیدم که هیچ علاقه ای به جنس مخالف ندارم.این بود که با لز آشنا شدمو به قول یکی از دوستان فهمیدم که تا میشه توی بغل یه دختر یا زن نرم ولطیف خوابید چرا پسرای زمخت وخشن؟

داستان سکسی:

اولین سکس من و پریسا

سلام
احمد هستم 25 ساله با قد 186 و وزن 88
ورزشکار از نوع پرورش اندام ، نسبتا خوشتیپ . خوش قیافه
خاطره ای که میخوام براتون بگم مربوط میشه به دو سال قبل. . .
تازه با پریسا دوست شده بودم . . .پریسا دختری بود19ساله قد کوتاه با پوست سفید، صورت فوق العاده ریز و قشنگ و که تو نگاه اول هرکسی اونا ی بچه ی 13 ،14 ساله تخمین میزد
دایی من کبابی داره و بخاطر عروسی پسر خاله ام رفته بود تهران و کلید مغازه اش را داده بود به من تا یکسری از کارهای روز بعدش را انجام بدم. . . من هم با پریسا قرار گذاشتم که بیاد مغازه داییم ،همدیگه را ببینیم و با هم صحبت کنیم . . .

داستان سکسی:

لذت نوجوانی

با سلام خدمت دوستان شهوانی .مدتی هست عضو این سایتم وداستانهای متفاوتی می خونم بیشتر داستانهای لز وگی وبعد بقیه داستانها.همه ما در کودکی ونوجوانی وجوانی خاطرات سکسی برامون پیش اومده که جزئی از زندگی ما هستند وخواهند بود.

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS