شما اینجا هستید

ویدا زن داداش حشری

سلام اسم من احسانه 26سالمه ویه داداش32ساله دارم به اسم پرویز. من تو شرکت تولیدی کار میکنم و داداشمم تو قسمت بازرگانی همین شرکته راستش این کارو توسط داداشم پیدا کردم.

داستان سکسی:

سکس با زن شوهر دار ممنوع

برای نصب نرم افزار روی کامپیوتر دفتر دوستم فرهاد رفته بودم خونش،فرهاد یه خانوم خیلی خوشگل داره به اسم پریسا که بدون اغراق شبیه کاترین هیگله ولی خیلی خوش اندام تر از اون.خیلی هم خانوم خوش برخورد و فهمیده و مهربونی هم هست.با من هم خیلی صمیمیه،اون روز اولش مثل همه روزها بود و مثل همیشه با من میگفت و میخندید و دور هم شاد بودیم تا اینکه کار کامپیوتر و اموزش اون نرم افزار تموم شد و خواستم برم خونه که فرهاد اصرار کرد باید بمونی و ناهار دور هم باشیم،از من انکار و از فرهاد اصرار و دیگه نتونستم دعوتشون رو رد کنم و موندم،فرهاد گفت تا تو بری دست و صورتت رو بشوری منم میرم یه 10 سیخ چنجه میخرم با پلو میز

داستان سکسی:

حمید و پیرمرد گی

من حمید هستم 40 سالمه خاطره ای که میگم واقعی و متاسفانه انجام گرفته امیدوارم با دری بری گفتن قضاوت نکنین چون از نظر ژنتیکی هر کسی یک حالتی داره و ایرادی بهش نمیشه گرفت .

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS