شما اینجا هستید

اولین دوست پسرم و سکسم

سلام .من نسیم هستم و 21سالمه و مو هایی طلایی و چشمانی طوسی دارم .
هرسال تابستون که می شد من می رفتم خانه مادر بزرگم 2 سال پیش وقتی وسایلم را جمع کردم برم مامان بهم گفت یه مشتری جدید امده خونه بالای مادر بزرگم دانش جو هست من ان موقع 18 سالم بود گفتم باشه به من چه .(منظور مامانم این بوده که حواسمو جمع کنم)

داستان سکسی:

شهلا زن شهوتی

سلام دفه اول و اخرمه كه داستان مينويسم چون زياد دوست ندارم شما هم هر جور راحتين ولي فهش الكي نده قضيه من برميگرده به سال 82 كه به دليل مشروب خوردن زياد كبدم مشكل پيدا كرد و همش مجبور بودم بين مشهد و تهران در رفت و امد باشم بار سوم كه ميخواستم برگردم تهران خانوم يكي از فاميلامون كه يه مريضي زنونه(البته بعدا فهميدم) داشت گفت منم باهات ميام البته با اجازه شوهرش...

داستان سکسی:

بدبخت ترین آدم دنیا

سلام من اولین بار هست که داستان می نویسم اسمم وحیده 18 سالمه اهل شیراز هستم.داستان من سکسی نیست اگه میخوایید داستان سکسی بخونید یه داستان دیگه بخونید

داستان سکسی:

عشق بازی با سیگارم

حتی قدرت بلند شدن هم ندارم تمام بدنم سست شده با کلی زحمت از روی تخت خودمو جمع جور میکنم لبه تخت میشینم پاکت سیگارمو برمیدارم نخ اخرو درمیارم این لعنتی هم تموم شد سیگارمو به یاد دود سیگاری که توی موهام فوت میکرد روشن میکنم حتی موقع سیگار کشیدنم اون خاطرات لعنتی رهام نمیکنه روی سرامیکهای سرد کف اتاق دراز میکشم چشامو میبندم یه پک به سیگارم میزنم اره معشوقم شده روزا و شبا باهاش عشق بازی میکنم دستم به سمت کسم میلغزه و پایین میره توی رویاهام خاطرات سکسمو با کابی مرور میکنم حتی فکرشم وسط پاهامو خیس میکنه انگشتمو توی سوراخم میکنم لزج شده با دست چپم سینه هامو چنگ میزنم دارم لذت میبرم لبامو گاز میگی

داستان سکسی:

امتحان عشق

سلام اسم من مهدی ومی خوام سومین سکسی ام رابراتون تعریف کنم.داستان از اونجاشروع میشه که یک روز تنها دوست صمیمی ام که اسمش رضا من رابرای شام دعوت میکنه بیرون اون میدونه که من یه دوست دختر دارم وتابه حال اون رادیده اسمش رویا است من خیلی به اون علاقه مندم وتابه حال دوبار بااون سکس داشتم اون هم مرا دوست داره ما خیلی به هم وابسته ایم به طوری که اگه روزی به اون پیام ندم انگار می خوام بمیرم به هرحال با خواهش رضا قرار شد ساعت هشت شب بیاییم سرقرارمن خیلی به خودم رسیدم وخودم راخوشتیپ کردم راستی این راهم بگم رضا ادم حسودی هست و خیلی دوست داره رابطه ی من ورویا به هم بخوره دلیلش هم اینکه خودش نمی تونه

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS