شما اینجا هستید

ناناز

می خوام داستان سکسیم رو با ناناز براتون تعریف کنم اما اول بزار یه چند تا مطلب رو براتون روشن کنم اسم دوست دختر ناناز نیست یه جورای الکی گذاشتم تا کسی متوجه نشه
و کلا از کس شعر گفتن بدم میاد هرچه هم اینجا میخونید عین حقیقته
خوب بریم سر اصل مطلب..
اسم من مرتضی هسته 20 ساله دانشجوی رشته اقتصاد دانشگاه پیام نور این داستانی که براتون میخوام تعریف کنم مال زمانی هسته که 18سال ام بود یعنی پیش دانشگاهی بودم

داستان سکسی:

جواد و دوست دختر کانادایی

سلام به دوستان گرامی که این داستان را میخونند این داستان اولش عاشقانه اس بعد سکسی میشه حالا ببینید.من امیرم 22 سالمه بچه تهرون ولی نسبت به مشهدیها نزدیکم تا شمالی.یه روز منو دوستم رضا رفتیم به یک مسافرت دور ازخارج کشورمون ایران.پاسپورت داشتیم رفیتم به کانادا اونجا یه کم بشناسیم دوساعته که حرکت کرده بودیم با هواپیما بودیم.رضا بغل دستم نشسته بود گفتش که رفایم اونجا یه کاراموزهایی یاد بدم که تو ایران نیست.بعد بهش گفتم: اونجا دختراش چطوریه دوست دخترهم اونجا پیدا میشه اون گفت اره.من از دست این سوالات برداشتم و خوابیدم.تا بیدار شدم بلندشم رسیدیم به کانادا.ادم عجب جایی بود هرکی بره اونجا گم میشه چ

داستان سکسی:

عشق زیبا و تن ناز من

سلام دوستان خسته نباشید امیدوارم از داستانی که نوشتم لذت ببیرد وخوشتون بیاد.اسامی مستعار هست وداستان یکم طولانیه ولی مطمءنم خوشتون میاد.واگه غلط املایی داشت به بزرگواری خودتون ببخشید.

داستان سکسی:

سكس در ويلاي شمال

با سلام خدمت كاربران شهواني.
من رامين هستم و اولين بارمه كه داستانمو مينويسم.
من ٢٠ سالمه و سال اول دانشگاهم ، قد بلند و ته ريش ، هيكل نسبتاً خوبي دارم چون يه مدّت طولاني باشگاه ميرفتم.
اين ماجرا مربوط ميشه به ٢ سال پيش يعني وقتي كه من ١٨ سالم بود.
نزديكاي عيد نوروز بود و خانواده به خاطر اين كه يه كم حال و هواي من عوض شه پيشنهاد دادن بعد مدّت طولاني يه مسافرت ١ هفته اي بريم (چون من زياد درس ميخوندم و داشتم خودمو حسابي واسه كنكور آماده ميكردم). منم موافقت كردم و حدوداي ٢٧-٢٨ اسفند ماه به سمت شمال حركت كرديم.

داستان سکسی:

عشق بازی با همسرم علی

سلام اول از همه بگم نمیخوای نخون اگرم خوندی خواهشا فحش نده خیلی ممنونم.
من شیوام23 سالمه . 56 کیلوئم قدم هم 168 کلا تعریف از خود نباشه خوش استیلم...
همسرم علی پسر عمومه که از هر نظر عالیه (مالی.درسی. شخصیتی. قیافه ای) 28 سالشه.
ما سه ماهی هست که عقد کردیم میخوام خاطره ی اولین سکسمونو بگم.
مراسم عقد تموم شده بود...تو اتاق تنها بودم.فامیلای درجه یک اومده بودن خونه علیشون.تو اتاق داشتم موهامو باز میکردم تو اینه

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS