شما اینجا هستید

سکس با دختر ورزشکار

اسم من پدرام و خودم اهل ورزش هستم،کوه نوردی،کاراته و شنا ورزشهای مورد علاقه من هستن،ماجارا بر میگرده به 3 سال پیش که من تو یه گروه کوهنوردی عضو شدم

داستان سکسی:

کس دادنم توی مدرسه

سلام اسم من مریمه . یه دوهفته ای هست که با این سایت آشنا شدم وسوسه شدم اتفاقی رو که تو دوران مدرسه واسم اوفتاده بود رو بنویسم . سال اول دبیرستان توی مدرسه نمونه دولتی شبانه روزی قبول شدم اولش فکر وذکرم فقط درس خوندن بود تا اینکه بادختری به اسم میترا دوست شدم میترا خیلی دختر زیبایی بود خیلی هم حشری اونروزها کمتر کسی از بچه ها موبایل داشت که یکی از اونها هم میترا بود یه گوشی با کلی عکس و فیلم سکسی شبها مینشستیم تو اطاقمون چندین ساعت فیلم وعکس سکسی تکراری نگاه می کردیم دوتاییمون خیلی می رفتیم تو کف .

داستان سکسی:

ترانه ی مادری

ترانه خانوم پاهای سفید و ناز شو جلو بخاری دراز کرده بود و خیره به سقف اتاق خوابیده بود با اولین نگاه میشد فهمید غرق در افکار خودشه چشمام روش ایستاد و منم با خودش برد تو فکر. چه روزای خوبی داشتیم اون موقع ها که بابا بود هر روز لبخند رو تو نگاهش میدیدم اصلا زندگی مون تراوت خاصی داشت با این که از بابا متنفر بودم نبودش باعث شده یه جور دیگه ازش متنفر باشم.

داستان سکسی:

من و دوست دخترم با رفیقم و مامانش

یه رفیق داشتم تو دانشگاه اسمش آرمین بود. بچه خوبی بود اما اخلاق خاصی داشت.برا همین بچه ها اسکولش می کردند.
مثلا برا بچه ها تعریف می کرد که دیشب مامورا منو مامانمو با هم گرفتند آخه مامانم خیلی جوونه و خیلی به خودش می رسه و خیلی خوشگله .
راست هم میگفت مامانش خیلی خوشگل بود.اما مهمتر از همه هیکل رسیده و زنونه اش بود.هیکل پری داشت.از جلو و عقب هم که زده بود بیرون.خلاصه پسر خودش به زبون اومده بود چه برسه به بقیه مردا.اونم مردای بی معنی ایرونی خودمون...
من زیاد تو نخش نبودم چون هیچ جوری احتمال نمی دادم که مامان دوستم با من رابطه داشته باشه.

داستان سکسی:

یه جنده توپ

داستانی رو که میخوام براتون بگم برمیگرده به دو سال پیش وقتی که من 16 سالم بود.
یه روز که خیلی راست کرده بودم یاد حرف دوستم افتادم که میگفت یه جنده ی توپ سراغ داره به نام رویا ، رفتم سراغ دوستم و شمارشو ازش گرفتم . بعد به سمت فروشگاه رفتم تا سیگار بخرم و اتفاقی یکی از دوستام که خیلی دختر بازی میکرد دیدیم رو نیمکت اتوبوس نشسته رفتم سلام کردم و ازش مکان خواستم قرار شد فردا صبح رویا رو ببریم خونه ی اونا دوتایی ترتیبشو بدیم .

داستان سکسی:

کتک خوردن عمه

اين خاطره من بر مي گرده به چند سال پيش فکر مي کنم اول دبيرستان بودم . من يک عمه دارم که از وقتي يادم مياد با شوهرش در حال دعوا بود و قهر مي کرد . چند بار بابام بهش کفته بود که بيا از شوهرت طلاق بگير يه خونه مي خرم برات اما عمه ما بهانه مياورد و اين بازي هاش ادامه داشت .... خلاصه چند سالي با خانوداده ما قهر بود چند سالي با عموم اينا . پدر و مادر بزرگم چون پير و از پا افتاده بودن تو خونه ما زندگي مي کردند و براي همين هربار که عمم قهر مي کرد يا مادر بزرگم اينا رو ميديد بهشون فهش ميداد که چرا خونه از خودتون نداريد و ......

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS