شما اینجا هستید

تحصیل کرده بی دست و پا و زن خبیث

. .میخام داستان یه مرد رو بهت بگم یه مردی بود که در تمام مدت جوانیش درس میخوند اون به مدت 12 سال توی خوابگاهها بود.تمام زندگیش خلاصه میشد در درس و کتاب. اون با جامعه و اجتماع هیچگونه تماسی نداشت سر و کله زدن به کتابها و مشق و درس همه زندگیش بود. گهگاهی برای تفریح رمان یا فیلم میدید. ادما و جامعه و روابط اجتماعی رو از دید رمان و فیلم میشناخت واسه همین ادم ساده لوح و زود باوری رشد کرده بود. از اونجایی که با هیچکس در ارتباط نبود و محبتی از کسی نمیدید کوچکترین محبتی اونو از خود بیخود میکرد. اون ادم از دانشگاه و کنج خلوتش بیرون اومد یهو وارد اجتماع و جامعه شد.

داستان سکسی:

معلم خصوصی آیدا

سلام اسم من ایدا و 22 سالمه و دانشجو رشته معماریم قدم کوتاه 1.73. متاسفانه من مثل بقیه که از خودشون تعریم میکنن میگن سینمون اندازه دوره کمرمونه نیست من سینهای کوچیکی دارم ولی رونام و کونم خوبه یکمم تو پرم شاید بخاطر سکسای زیادیه که دوران دبیرستان و دانشگاه داشتمو دارم موهایه مشکی دارم و بینیمم عمل زیبای کردم بدون ارایش قیافه متوسطی دارم ولی با آرایش مالی میشم و باید اینم اضافه کنم که نصف دانشکاه دنبالمن و من بانصفیشون سکس داشتم بگزریم

داستان سکسی:

خواهرم نیوشا

ﺍﺳﻢ ﻣﻦ ﺍﺷﮑﻴﻨﻪ ﻭ24 ﺳﺎﻟﻤﻪ ﻭﺍﻫﻞ ﺗﻬﺮﺍﻧﻢ ﻱ ﺧﻮﺍﻫﺮ ﺩﺍﺭﻡ ﮐﻪ ﺍﺳﻤﺶ نیوشاﺱ 3ﺳﺎﻝ ﺍﺯ ﻣﻦ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﻩ.ﺯﻳﺎﺩ ﮐﺸﺶ ﻧﺪﻡ ﺍﻗﺎ ﺑﺮﻡ ﺳﺮ ﺍﺻﻞ ﻣﻄﻠﺐ. ﻣﻦ ﻳﻪ ﺍﺩﻡ ﺿﻌﻴﻔﻲ ﺗﻮﻱ ﺭﻭﺍﺑﻂ ﻭﺩﺍﺷﺘﻦ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺧﺘﺮ ﺑﻮﺩﻡ ﻭ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺟﻠﻘﺎﻣﻮ ﺑﺎ ﺷﺮﺗﻮ ﻭ ﺳﻮﺗﻴﻦ ﺧﻮﺍﻫﺮﺍﻡ )ﻣﻦ ﺳﻪ ﺗﺎ ﺧﻮﺍﻫﺮ ﺩﺍﺭﻡ ﮐﻪ نیوشا ﻭﺳﻄﻴﺸﻮﻧﻪ(ﻣﻴﺰﺩﻡ. ﺍﺯ ﺳﻮﻡ ﺭﺍﻫﻨﻤﺎﻱ ﻳﻮﺍﺵ ﻳﻮﺍﺵ ﺩﻟﻢ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺳﻴﻨﻪ ﻫﺎﺷﻮ ﺑﮕﻴﺮﻡ ﻳﺎ ﺩﺳﺘﻤﻮ ﺭﻭ ﭘﺎﻫﺎﺵ ﺑﮑﺸﻢ. ﺩﺭ ﮐﻞ ﺩﻭﺳﺘﺶ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺧﻴﻠﻲ ﺑﺮﺍﻡ ﮐﺸﺶ ﺳﮑﺴﻲ ﺩﺍﺷﺖ.

داستان سکسی:

دخترخاله مهشید

باسلام خدمت دوستان گلم من امیرم 18ساله ساکن...هستم من دختر خاله ای دارم به نام مهشید که هرچی از زیبایی و کمالاتش بگم کم گفتم درحال حاظر مهشید 17سالشه اما این داستان برمیگرده به سه سال پیش یعنی زمانی که من 15و مهشید14سال داشت یک سال عید که همه به روستا)خونه مادر بزرگ ها و پدر بزرگ هامون( رفته بودیم قرار شد که همگی باهم یعنی خوانواده ما,خالم اینا,دوتا دایی ها و پدر بزرگ و مادر بزرگ به مسافرت بریم و قرار براین شد که مقصد ما شمال باشه ششم فروردین بود که میخواستیم راه بیفتیم اما مهشید گیر داد که باماشین ما بیاد که توراه با خواهرم سمانه باشن که تنها نباشه و بلاخره با اصرار زیاد و وساطت مادرم خالم

داستان سکسی:

با مامانم چیکار کنم؟

سلام . این چیزی که می خوام واسه شما بگم حدودا مال هفته پیش هستش.و ازتون راهنمایی میخوام.مامان من یه زن واقعا خوشگل و خوش اندام هستش اسمش هم میناست ولی اصلا فکر نمیکردم مال سکس و این حرفا باشه .من خودم دانشجو هستم و بابام هم سرپرست یه مدرسه شبانه روزی هستش که دو شب یه بار رو اونجا میمونه و البته خیلی آبرو داره.ما طبقه پایین خونه مون رو متاسفانه به دوتا دانشجو اجاره دادیم که هر از چند گاهی که بابام خونه نیست می بینی ساعت 12 نصفه شب با یه زن یا دختر میان خونه.حتی یه بارم که بابام فهمیده بود می خواست دیگه به اونا اجاره نده ولی با کلی خواهش منصرفش کردن.

داستان سکسی:

ندا دوست دختر دوران کودکی ام

اول سلام .این اولین خاطره سکسی منه:
ساله دوم یا سوم راهنمایی بودم و سه ماه تعطیلات هم بود منم اون موقع صبحها تو کوچه و میلان های محلمون دوچرخه بازی میکردم و بعد از ظهر ها هم با بچه محل ها فوتبال.یادش بخیر دیگه اون زمان ها بر نمیگرده.
تو کوچه ای که زندگی میکردیم یه همسایه داشتیم که دخترش حدود دو سال از من بزرگتر بود خیلی هم خوشگل بود(به چشم خواهری هااااا) ولی خب بعضی وقتا با هم حرف میزدیم و بهش دوچرخمو میدادم و یه دوری هم اون میزد .در کل خیلی کیف میکردیم با هم... ولی اصلا من تو فازه سکس و این جور مسائل نبودم.خب خیلی مقدمه چینی کردم حالا بریم سراغ اصل مطلب....

داستان سکسی:

بالاخره خاله جون رو گاییدم

با سلام خدمت همه دوستان عزیز شهوانی
داستانی که براتون نوشتم کاملا حقیقت داره محض اطلاع اون دوستانی که در نظرات جد و آباد ما رو به فحش میکشن!
خب بریم سراغ داستانم من با خاله عزیزم

داستان سکسی:

مونا و آقای رئیس (1)

اسم من موناست.27 سالمه و تو یه شرکت تبلیغاتی کار می کنم. تقریبا 4 ماهه که تو این شرکت استخدام شدم. که اینم خودش ماجرایی داره. یه روز که خیلی اعصابم خورد بود به خاطر این که از محل کار قبلی م با دعوا اومده بودم بیرون و چند ماهی هم بود سکس نداشتم تصمیم گرفتم برم تو خیابون راه برم تا یه ماشین مدل بالا برام نگه داره. هیچ قصد خاصی نداشتم. فقط یهو هوس کردم این کارو بکنم. من قدم 170 و وزنم 69 کیلوئه. بدنم توپره. و اصلا چاق نیستم. رفتم دوش گرفتم. موهامو سشوار کردم. یه مانتو کوتاه پوشیدم و چسب. با شلوار لی تنگ و بوت پاشنه بلند. موهام مشکی و بلنده. ریختم دورم. آرایش نسبتا غلیظ هم کردم.

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS