شما اینجا هستید

شب زده (2)

...قسمت قبل

قسمت اول این داستان حدود پنج ماه پیش منتشر شده بود. این مدت هم مشکلات شخصی و مجازی اجازه نگارش قسمت دوم رو نداده بود. پیشنهاد میکنم برای درک بهتر قصه, هر دو قسمت رو باهم بخونید.
شاهین silver_fuck

***********************

داستان سکسی:

بهترین سال سکسی من

این خاطره برای سالهای خیلی دوره تقریبا برمیگرده به سالها قبل . عمه ی من دو بار ازدواج کرده که از ازدواج اولش تو شهرستان یه دختر داره که اونموقع من اصلا از وجودش خبر نداشتم یه باری که بابام رفته بود شهرستان وقتی برگشت دیدم با یه دختر سبزه قد بلند اومده منم که تقریبا 5سال بیشتر نداشتم بهم داستانو گفتن اینم بگم که عمم تو تهران با ما توی یه محله میشستن. دختر عمم از من 9 سال بزرگتر بود رابطه ما خیلی زود با هم خوب شد طوریکه شبا من پیشش میخوابیدم من به اون میگفتم عمه اونم منو داداش صدا میکرد اینم بگم که بعد از اون سال یه چند سالی زمستونا خونه ما بود تابستون میرفت خونه ی خودشون.

داستان سکسی:

معلم ورزش

کلاس راهنمائی راداشتم تمام میکردم فصل امتحانات بود بدان دلیل اکثرا در مدرسه درس کم بود واوقات فراقت زیاد برای مرور درسها یه روز که در حیاط مدرسه داشتیم درس میخواندیم یکی از بچه ها که با من دوست بود ومیدونستم که دوستم داره شوخی میکردمواو مرتب از سکس وازکردن حرف میزد منهم بدم نمیامد اخه هر چی بود موقع سن بدی بودم واز سکس چندان بدم نمیامد ولی ازروی خجالت قدرت ابراز به هیچکس را نداشتم اخه اندام بسیار خوبی داشتم واکثر بجه ها مرتب پاپیچم میشدند ولی من بهشون رو نمیدادم

داستان سکسی:

خیلی هوس کرده بودم

سلام دوستان اسمم لیلاس .بیست و پنج سالم یه ساله که ازدواج کردم شوهرم راننده ترانزیته که بیشتر وقتا تو سفره.از وقتی که ازدواج کردیم توی این یکسال شاید نتونستیم بیشتر از سی چهل بار بیشتر باهم سکس کنیم .شوهرم ادم خوبیه و نمیدونم تو راهی که همش بیشتر خارج از ایرانه با کسی سکس داره یا نه خودش که میگه ندارم ولی مگه ممکنه مردی این همه وقت تو جاده و بیابون بدون سکس بمونه.

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS