شما اینجا هستید

من و مریم و پرستار دخترم

بعد از سه سال بالاخره تصمیم گرفتیم بچه دار شیم خدا یک دختر خوشگل بهمون داد کلی باهاش کیف میکردیم و تمام وقتمون چه در روز و چه شب درگیر کارهای خانم کوچولو شده بود من و مریم (زنم) از بچه داری هیچی بلد نبودیم برای همین خیلی برامون سخت بود بچه داری ولی یواش یواش یادگرفته بودیم چطوری تر و خوشگش بکنیم که به کارهای خودمونم برسیم من و مریم خیلی حشری هستیم و 3 ساله اول ازدواجمون همه جا همدیگرو میکردیم تو اطاق خواب آشپزخانه سالن حتی بیرون توی درکه وسط جاده چالوس بقل جاده خلاصه همه جا یک دفعه هم توی مهمانی توی اطاقی که مانتوها را میزارن که یکی از خانمهای مهمان هم وسط کار وارد اطاق شد و در پشت سر خودش

داستان سکسی:

سکس با دامادم به دلم موند

سلام به دوستان شهوانی من فائزه هستم 19 سالمه مجردم این خاطره مربوط میشه به یک سال پیش که من 18 سالم بود من اصلأ اهل سکسو اینا نیستم ولی دوس داشتم با دامادم سکس کنم... من پوستم سفیده ..اندامم خیلی خوبه .. تعریف از خودم نباشه خوشگلم هستم.. من یه خواهر دارم به اسم فریبا که 22 سالشه و شوهرشم 22 سالشه هم سن هستن راستش من از روزی که شوهر آبجیمو دیدم عاشقش شدم خیلی خوشگله چشماش خرمایی .. موهاش بلند ..

داستان سکسی:

عشق به کون گنده زن

کون زنها شاید به زیبایی و تمیزی سینه ی زنها نباشد اما در شهوت خیلی از مرد ها نقش مهمی دارد . اما در بعضی از مرد ها عشق به کون زن جای همه چیز را می گیرد و برجستگی , بزرگی و خوش ترکیبی کون زن جاذبه ایی غیر قابل کنترل شدن پیدا می کند و این واقعیتیست که کون مقعد است تمیز نیست بو می دهد و علاقه زیاد به کون زن و کون بسیار بزرگ و خوش ترکیب که همیشه در دسترس نیست وقتی بدست می آید و قابل لمس و تماس می شود ؛خواه نا خواه باعث لیسیدن و بوییدن و حتا مزه کردن اطراف و داخل آن می شود . من یکی از همین افرادم که از همان اوایل بلوغ زن واقعی برایم زنی بود که باسن بسیار بزرگی داشت .

داستان سکسی:

جر دادن کون یکی از کاربران شهوانی

داستانی رو که میخوام براتون تعریف کنم مربوط میشه به چند روز پیش همین الان بگم که این داستان کاملا واقعیه هر کی هم که باورش نشه هم مهم نیست، من کلا عاشق کون کردنم چون همونطوری که دوستان امتحان کردن کون به خاطر تنگی خاصی که داره هم برای فاعل لذت بخشه هم برای مفعول اکثر جک و جنده ها هم از پشت نمیدن منم که خیلی تو کف بودم حین کس چرخ تو سایت دیدم برام خصوصی اومد و یه نفر اعلام آمادگی کرد واسه دادن البته پسر.

داستان سکسی:

رویا و پسر مستأجر

من رویا! 20 سالمه! میخوام زود برم سر اصل مطلب. این داستان سکس من با پسر مستاجرمون (پویا) هستش! حدودا 2 سال پیش تابستون بود که مستاجر 3 سالمون رفت و زود مشتری پیدا شد! یه خونواده ی 4 نفره بودن. زن و مرد و دوتا بچه هاشون..دخترشون 17 سالش بود و از من یه سال کوچیکتر بود و پسرشون 19 سالش همون پویا..پسری ارومی بود و مودب! من با خواهرش سُها زود دوست شدم, زود ب زود خونمون میومد, باهم میرفتیم فیس بوک و پروفایل دوستامون رو میدیم و میرفتیم عکسای بازیگرا رو میدیدیم!

داستان سکسی:

سکس با.....

سلام دوستانه گلم..قبل از هر چیزی بگم که این داستان مثل باقیه داستان های سایت تخیلی بیش نیست.پس اولا زیاد حساس نشین و نشین یه پا منتقد.دوما خواهشا خواهشا خواهشا توهین نه به خودم کنید و نه صد البته به خانوادم لطفاسوما.به جز پدر عزیزم و مادر نازنینم تمام شخصیت های که تو این داستان ازشون نام برده میشه رو بنده فاقده داشتنشون هستم.پس هرچی دوست دارین به اینا فش بدین..خخخخخ......دوره همیم میخوایم یکم خوش باشیم پس لطفا توهین نکنید....ممنون.....خوب بریم سراغ داستان سکس با.........

داستان سکسی:

اولین سکس تو کل عمرم

سلام دوستان .من تا سن 19 سالگیم با هیچکس سکس نداشتم. تا اینکه عاشق یه نفر شدم بعدم با هم دوست شدیم. من عاشق رضا بودم و هرکاری بخاطرش میکردم. چند روز از دوستیمون گذشته بود .یه روز گفت فردا بیا خونمون. منم که تو عمرم خونه خالی نرفته بودم خیلی شوکه شدم و مخالفت کردم. ولی رضا گفت که فقط میخایم با هم راحت باشیم و قرار نیست که اتفاقی بیفته. منم قبول کردم. چون از ته دلم دوسش داشتم. فردا بعد از دانشگاه اومدم دنبالم و رفتیم خونشون. رضا اولش هیچ کار خاصی نکرد و با پرنده هاش مشغول بود .باهم از هر دری حرف زدیم. دیدم پا شد لباسای بیرونشو عوض کرد و یه شلوار راحت پوشید. چشمم به کیرش افتاد. سیخ شده بود.

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS