شما اینجا هستید

ارسلان و دخترخاله

سلام دوستان داستان ازانجای شروع میشه که بعدازچندسال دخترخالم همراه خانوادش امد خونمون(چون ماخونموتهرانه واوناخونشون اهواز) من بعد ازچندسال برای اولین باراون رودیدم فکرنمیکردم اینقدربزرگ شده باشه بادیدنش سرجام خوشکم زدسریع بدون توجه باسلام ازشون استقبال کردم و(به خودم گفتم عجب دخترخاله ای داشتم و خودم نمیدونستم،عجب سینه هایی داشت،لباش ادمو وسوسه میکرد درضمن اون لباسای تنگش همه چیزرو به نمایش میذاشت)خلاصه یه چندروزی خونه مابودندروزهای اخربایه ترفندی شمارشو ازش گرفتم بعد ازرفتنشون توی این فکربودم چطوری باهاش رابطه پیداکنم یهو یادشمارش افتادم که فهمیدم بااس ام اس میتونم باش ارتباط داشته باشم ور

داستان سکسی:

سکس آخر وقت

سلام من آرمان هستم 35 سالمه زمان دانشجویی رشت بودم و خونه مجردی داشتم سال دوم با یک دختری دوست شدم که همسایمون بود واسه همین نمیشد بیاد خونمون انصافا دختر با معرفتی بود و واقعا دلم براش تنگ شده . 2 سال بعد که خونم رو عوض کردم و ازون محله رفتم واسه اولین بار دعوتش کردم خونه خیلی با هم صمیمی بودیم یه دختر با قد 170 بود و وزن حدود 60 خوشتیپ بود و صورت معمولی قشنگی داشت. ساعت 2 بعد از ظهر اومد پیشم کلی نشستیم حرف زدیم با هم فیلم دیدیم شوخی کردیم راستش من زیاد تو سکس پررو نبودم واسه همین اصلا نحوه شروع کردن سکس واسم آسون نبود .

داستان سکسی:

کس دادن زنم به دوستام

من حامد 35 سالمه 3 سال پیش با سمیرا ازدواج کردم ، خلاصه و مختصر چند تا از خاطره های سکسیمو با سمیرا مینویسم. اوایل که با هم سکس داشتیم هیچ فانتزی نداشتیم سکس مون خیلی معمولی بود ، یه بار تو سکس شروع کردیم به حرف زدن از خوردن کسشو اونم از خوردن کیر من و این چزا صحبت میکردیم. یه مدت که گذشت تو حرفامون از سکس با نفر سوم صحبت میکردیم به سمیرا میگفتم دلت میخواست الان کیر یه مرد دیگه هم میخوردی میگفت آره ، بهش میگفتم اگه اینجا بود چی کار میکردی میگفت کیرشو لیس میزدم تخماشو میبوسیدم ، میگفتم اگه آبش میومد چی؟

داستان سکسی:

مامان کون گنده من و کیر من

سلام من کوروش هستم و 26 سالمه. می خواستم براتون داستان که نمیشه گفت خاطره سکسمو با مامان که اسمش ناهیده و 47 سالشه تعریف کنم. اولش گفتم که کسانی که نمیخان نخونن. شروع این خاطره واسه تقریبا 7ماه پیش میشه. مامان ناهید من یه زن جا افتاده و سکسیه که یه هیکل تقریبا تپل، سکسی و خوشگل داره، یه هیکلی که فقط کسایی که با زنای میانسال کاربلد سکس کردن قدراین هیکل رو میدونن. عین یه سیب رسیده و شیرین هستند. مامانم خیلی خوشگله و چهرش کیر آدمو راست میکنه. همسن خودش به نظر میاد. اون لبای قلوه ای و اون دماغ کشیده حسابی تحریک کننده است و چهره زیباش رو متمایز و شهوت انگیز میکنه.

داستان سکسی:

سکس من و دختر عموم تو استخر

سلام دوستای گلم من سینا 18 ساله از اصفهان و دختر عموم اسمش ارزو 17 سالشه. داستان مال روزیه که خونه عموم من داشتم تو استخر شنا میکردم که ارزو اومد پایین کنار استخر گفت حوله با لباس برات اوردم. تشکر کردم بهش گفتم بشین همینجا تا باهام بریم بالا(اخه استخر پایین بود) اومدم بیرون دوش گرفتم رفتم کنارش رو صندلی نشستم گفتم بذار سرحال بیام بعد بریم بالا. کیرم برجسته شده بود خیلی داغ کرده بودم اونم خجالت میکشید...

داستان سکسی:

سکس بعد امتحان نهایی

از الان بگم من عمه ندارم فحش هم دادی شخصیتتو نشون دادی من اولین سکسمو واستون مینویسم چون بار اولمه یاد ندارم به کس و کیر بزرگتون ببخشین

تو خرداد امسال موقع امتحان نهاییا با یکی دوست شدم چون تا حالا سکس نداشتم و جلو دوستام چیزی واسه تعریف نداشتم همون اول که بهم پیشنهاد داد قبول کردم 3 خرداد امتحان حسابان داشتم وقتش فک کنم 150 مین بود من تو 70 مین نوشتمو برگمو دادم و با تاکسی رفتم خونه محمد اینم بگم محمد دانشجو بود خونه دانشجویی داشت

داستان سکسی:

تنها سکسم با عشق زندگی ام

سلام من امیر 19 ساله هستم . اولین داستانمه وودرباره اولین و تنها ترین سکسم که با دوس دخترم بود . من کلاس اول راهنمایی بودم که توی پارک با یه دختر که هم سن خودم بود و دو ماه از من کوچک تر بود دوست شدم . دختری سفید (یکم برنزه)با مو های بلوند چشم های سیاه که از روزی که دیدمش عاشقش شدم و خیلی دنبال اون بودم که ش رو پیدا کنم من اون موقع دهنم بو شیر میداد خودمم میدونستم .بالاخره یه روز داشتم دیونه میشدم و شمار رو بهش دادمو همون موقع تک زد رو گوشیم .الان هشت با همیم و تا اخر عمرم هم با هاش میمونم . دختری و اندام با باسن نه بزرگ و کوچیک و با سینه 70 .یکم دیوونه و لوس ومامانی.

داستان سکسی:

سکس با خواهرم شهره

یک هفته ای بود که از آلمان برای دیدن خانواده بعد از ٨ سال به ایران سفر میکردم ٢٥ سالم بود که به آلمان رفتم وخواهرم شهره آن زمان ٣٠ سال داشت. شهره و مامان با هم زندگی میکنند . شهره یه دختر بلند قد , سفید رو , با اندام سکسی, موهای مشکی و تو خونه همیشه تو لباس, راحت بود. و لباسهای باز میپوشید , معمولا تو خونه دامن کوتاه تنش میکرد , یکی دو بار هم دیده بودم که زیره دامنش چیزی نپوشیده بود. تو خونه خیلی دختره آزاد, مستقل و در نهایت همیشه فکر و تصمیم اون بود که بر دیگری غلبه میکرد. . .

داستان سکسی:

گی من و نیما

آرش هستم 23 ساله تجربه گی در زمان راهنمایی با دو نفر و داشتم اما هیچوقت نداده بودم تا اینکه حدودا چهار ماه پیش با این سایت آشنا شدم دوست داشتم مثل قبل یکی و پیدا کنم و باهاش حال کنم تو یکی از تاپیک ها دیدم یه نفر دنبال "گی از اصفهان" میگرده منم پیام خصوصی بهش دادم بعد یک ساعت جواب داد خلاصه مشخصات هم و پرسیدیم تا اینکه فرداش ساعت 5 بعداز ظهر قرار گذاشتم هم و ببینیم من تا حالا با کسی از طریق چت یا سایت قرار نزاشته بودم خیلی میترسیدم ساعت 4:30 بود که سریع لباس هامو پوشیدم و رفتم سر قرار اون زودتر از من اومده بود و بهش زنگ زدم گفت من تو یه 206 مشکی کنار خیابون پارک کردم خلاصه با اون نشونه ها

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS