شما اینجا هستید

چی شد یهو

سلام دوستان من عضو نیستم ولی گاهی وقتا زیادی میام اینجا داستان میخونم مهرادم 20 سالمه تو یکی از شهرستان های غرب کشور معذرت میخوام داستانم زیاد سکسی نیست فقط میخوام بگم هیچ دختری ب هیچ پسری وفادار نیست داستانی ک میخونید داستان زندگی تلخمه هر چقدم دوست دارین فحش بدین اب سرم گذشته از بچگی وقتی 4 یا 5 سالم بود عاشق عروسی و ازدواج بودم مامانم ی دوست داشت ک لباس فروشی و بوتیک داشت و خانوم خیلی خوبی بود . ی روز یادمه 7 سالم بود تو پاساژ داشتم قدم میزدم و منتظر مامانم بودم یهو با ی دختری رو ب رو شدم ک لامصب قلبمو پاره کرد!!!

داستان سکسی:

من و زن داداش دوست دخترم

سلام این داستانی ک میخوام بگم حقیقته نه مث خیلیا بیام بگم قدم انقدر و قد زنه اونقدره داستان از اینجا شروع میشه من اسمم امیر هست و22سال بچه شهرکرد تابستون91برج6 پامو عمل کردم وشبا میرفتم داخل چت میگشتم طراحی میکردم تا اینکه یشب رفتم تبلیغ بیاید عروس چت سکسی دیدم دختری ب اسم سارا اومد و گفت میشه واسم عکسو فیلم میل کنی من17سالمه از اراک بعد از اشنایی باهاش دیدم پدر مادرش فوت کردن و پیش داداشش زندگی میکنه داداششم ترانزیت داره گفت من میخوام فیلمو را ببینم با زن داداشم رها لز انجام بدم بعد از اون شماره دختره را گرفتم و تصمییم گرفتم برم خواستگاریش چون گفت پدر بزرگش شهرکرده واسه عید میام میبینمت عک

داستان سکسی:

اولین و آخرین دوست دخترم

سال 89 بود و منم دانشجو که برای یادگیری یک نرمافزار به یه آموزشگاه میرفتم میز بغلیم یه دختر بود به اسم شراره قیافش بد نبود پوسته سبزه و موهای لخت و هیکل ریزه منم بچه بودمو عشق داشتن دوست دختر با هر بدبختی بود روز اخر کلاس شمارمو تو یه کاغذ نوشتم دادم بهش قبول کرد اولش باورم نمیشد که یم دوست دختر پیدا کردم ولی کم کم عادی شد

داستان سکسی:

دو مسافر تهرانی در ویلای ما

سلام امیر هستم این خاطره ای ک میخوام براتون تعریف کنم واسه تابستون 93 هست من تک فرزند خانواده هستم و در رستم رود نور زندگی میکنم و20 سالمه

داستان سکسی:

مخ زنی داداش بزرگم = کوس کنی من

سلام دوستان این خاطره ایکه دارم براتون مینویسم کاملاحقیقت داره،برمیگرده به دوماه پیش. راستی یادم رفت خودمومعرفی کنم،من مسعود بچه شمالم 19سالم،قدم172،وزنم75کیلو،یه داش دارم ازخودم 4سال بزرگتره،اماسوژه اصلی دخترعمومه که 3سالونیم ازمن کوچیکتره،بدن خیلی سکسی داره قدش168وزنشم72شایدم 3/4،سینه های خوش فرم سایزه 75سفیددرحدلاریگا،کون گلابی توپول موپل یعنی حرف نداره،همش توکفش بودم،خلاصه هرچی بگم کم گفتم.

داستان سکسی:

کون دادن به کارگرم سر کار

سلام اسمم آرشه سی سالمه متاهل هستم با زنم هم رابطم خیلی خوبه ولی خوب یکمی هم تمایلات همجنس بازانه دارم و هر از چندگاهی یه شیطونیایی میکنم خلاصه وقتتونو نگیرم این خاطره بر میگرده به پارسال یه روز گرم تو کارگاهم مشغول کار بودم یکی از کارگرای جدیدم که اسمش فرهاده و حدودا ده روزی میشد مشغول به کار شده بود این آقا فرهاد ما یه جوون 18 ساله با قدی متوسط هیکلی تو پر و قیافه ای انصافا خوشگل خلاصه از روزی که مشغول کار شده بود خیلی چشامو گرفته بود منم دنبال یه راهی بودم که باهاش یه شیطونی بکنم خیلی سرتونو درد نیارم هر بار که میدیدمش دست و پام شل میشد واسش ضعف میکردم اونایی که مثل من تجربه کون دادن دار

داستان سکسی:

لیسیدن کون گنده مامان ناهید

سلام. می خواستم براتون داستان که نمیشه گفت خاطره سکسمو با مامان که اسمش ناهیده و 47 سالشه تعریف کنم. اولش گفتم که کسانی که نمیخان نخونن. به نظر دیگران احترام بزارید. من کوروش هستم و 27 سالمه شروع این خاطره واسه تقریبا 7ماه پیش میشه. مامان ناهید من یه زن جا افتاده و سکسیه با قد 168 سانت و حدود 77-78 کیلو وزن که یه هیکل تقریبا تپل، سکسی و خوشگل داره، یه هیکلی که فقط کسایی که با زنای میانسال کاربلد سکس کردن قدراین هیکل رو میدونن. عین یه سیب رسیده و شیرین هستند. مامانم خیلی خوشگله و چهرش کیر آدمو راست میکنه. همسن خودش به نظر میاد.

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS