شما اینجا هستید

اولین و آخرین سکس رها

این داستان ک مینویسم واس چند ماه پیشهِ.یکمیم طولانیه چون کله اتفاقات اون روزو تعریف میکنم اسمم رهاس 20 سالمه 2سال پیش با یکی اشنا شدم به اسم سهیل خوشکل نبود اما قیافه بانمک و دل نشینی داشت پوست سبزه چش ابرو مشکی هیکلشم درست بر عکس من که سفیدو ریز میزه و بورم رابطمون یجوره خاص بود مثه بقیه دوس پسر دوس دخترا نبود بقوله دوستام بچه بازی بود تا قبل ازین جریان اصلا به سکس فکر نکرده بودم سهیلم حرفی نمیزد شایدم بخاطر این بود که من تمایلی نشون نمیدادم

داستان سکسی:

بچه سومم چطور ساخته شد

تواشپزخونه بودم که غلامرضا ازسرکاراومدخیلی خسته بودمستقیمااومدتواشپزخونه وبه غذا ناخونک زد،زدم رودستش وبهش گفتم برودستاتوبشور که از پشت بغلم کرد...من33سالمه و رضا42سالشه 2تاپسر5و7ساله داریم،رابطه منو رضا چندان گرم نیس رضا اهل خیانت نیس ولی طبعش موذیه وجود این خصلتش توخونه باعث میشه درمقابلش گارد بگیرم ...
- ولم کن بایدناهارواماده کنم

داستان سکسی:

شب زفاف من و خانمم گلناز

پسری بودم 27 ساله در سال 90 تصمیم به ازدواج گرفتم اواخر سال 90 با دختر یکی از دوستان پدرم ازدواج کردم نامزدی گذشت و از بخت بد من هیچ رابطه جنسی ای بینمون رخ نداد دلیلش هم این بود که همسرم از طلاق خواهرش که در نامزدیش اتفاق افتاده بود خاطره بد داشت خلاصه شب زفاف رسید و منم کلی هیجان داشتم ولی انگار روزگار با من سر سازگاری نداشت شاید باورش براتون سخت باشه اگه بگم که زنم بهم پا نمیداد همش بهانه میاورد خلاصه شدیدا دعوامون شد منم یه سیلی زدم تو گوشش بعد از یه مدت( یک هفته) که شرایط عادی شد اومدیم رابطه برقرار کنیم که تازه فهمیدم سرکارخانم چسبندگی واژن دارن به علاوه پرده ارتجاعی و رابطه غیر ممکنه

داستان سکسی:

کون بزرگ مهران

سلام به همه ی دوستای خوب ومحترم مخصوصا آقایان سن بالا که من عاشقشونم میمرم برای کیرشون . امروز میخوای داستان واقعی و صد درصد واقعی اولین کون دادنم به یک مرد و اولین تجربه ی من برای گی رو براتون تعریف کنم. داستان از این جایی شروع میشه که من برای اوقات فراغت خودم بیشتر اوقات به استخر میرفتم و این داستان هم در تاریخی که هیچ وقت یادم نمیره : 7/11/1390 که من در اون روز به قول معروف اولین سکسم رو داشتم که تا اون روز کون سفید من بسیار کوچک بود ولی خیلی نرم بود چون به کون مامان گلم رفته بود در اون روز کون بسیار کوچک من تبدیل شد به یک کون تپل و بسیار بزرگ که الان حملش برام مشکل است

داستان سکسی:

اولین لز زندگیم

سلام این اولین خاطره نوسیه منه اسم من فرنوشه الان 23 سال دارم این داستان بر میگرده به زمانیکه من 17 سال داشتم یعنی سوم دبیرستان.قبل از این ماجرا رابطه ای با هیچ کس نداشتم اما بعد این ماجرا سکس های متعدد من شروع شد ماه اذر بودو سه ماه از مدرسه ها گذشته بود ی دختر جدید اونسال تازه اومده بود کلاس ما و اسمش ریحانه بود منو ریحانه تو ی نیمکت اخر کلاس مینشتیم چون قدامون بلند تر از بقیه بود تا اذر همه چی عادی بود و من و ریحانه با هم دوستای صمیمی شده بودیم هر دومون از دخترای خشکل مدرسه بودیم اون دو سه تا دوس پسر داشت ولی من تا اون زمان هیچی نداشتم و همش از لب دادنا و دستمالی شدن توسط دوس پسراش میگفت

داستان سکسی:

چه راحت گولم زدن

من 15 سالمه و قبلا فقط سه تا دوست پسر داشتم که يا سکس ميخواستن يا با صد تا بودن واسه همين منم ديگه خيلى وقت بود با کسى دوست نشدم و از پسرا دورى ميکردم.واسه همين يه مدتى تنها بودم ولى همه بچه ها ي مدرسه يکيو داشتن و هى باشون پز ميدادن.

داستان سکسی:

سکس با خانوم پرستار اخمو

سلام.من اسمم شهابه.ما یه خونه داشتیم تویه یه محله ای که همه همسایه هاش با هم صمیمی بودن.همسایه بغلیمون دوتا دختر داشت که هر دوشون تو بیمارستان کار میکردن.یکیشون پرستار بود که خیلی خوشکل واندامی نسبتا زیبا داشت. و اون یکی که منشی قسمت ازمایشگاه بود در حد دخترایه معمولی بود خیلی دل ادمو نمی برد. منم تو سن 18 سالگی بودم .

داستان سکسی:

سکس تو ماشین با عشقم مهرنوش

سلام به همه بچه های گل شهوانی....خواهشا فوش ندین چون نه دروغی دارم و نه خدانکرده شما رو خر فرض میکنم که بخوام چیزایی بگم که توهین به شعور شما باشه...

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS