شما اینجا هستید

من یک زنم

غلت میخورم. سردی هوا پوستم رو اذیت میکنه.
هوا گرگ و میشه.. خاکستری... . مثل یه شبح رد میشه، میره و میاد. بازم غلت میخورم که نبینمش. سکوت سرد همیشگی خونه رو گرفته.
اونقدر توی تخت لعنتی میمونم تا بره سر کار. قبل از رفتنش خم میشه تا صورتم رو ببوسه. چشم هامو محکم میبندم. حس بد برخورد لب های سردش بعد از مستی دیشب، که به پوستم میخوره ته دلم رو خالی میکنه. کسی که فکر میکردم عاشقشم... عاشقمه...
مثل بعضی از روزایی که اینجوری تلخ شروع میشن یاد روز های لعنتی دلم رو میلرزونه. پتو رو روی سرم میکشم و بغضم میشکنه
.........

داستان سکسی:

خاله ی ترسوی من

سلام این اولین تجربه سکس منه و ازاینکه اسممو نگفتم عذر میخوام چون خیلی از دوستام تواین سایت میان.من 19 سالمه قدم175 و وزنمم حدود60 این ماجراهم برمیگرده به وقتی که 16 سال بیشتر نداشتم من پیش پدر بزرگ مادریم بزرگ شدم چون اولین نوه هستم منو خیلی عزیزم کردن.خونشون 2طبقه ویلایی بود پدربزرگم بخاطره پا دردش نمیتونست بالا بمونه همیشه طبقه پایین مال ایشون بود.حالا خالمو بگم یه دختر سفید تقریبا هم قد خودم هیکلشم مثل باربی فاصله سنیمونم 13 ساله باهم خیلی راحتیم ازاول رو پاش بزرگ شدم چندبارم بخاطر فیلم سوپر مچمو گرفته یه بارم داشتم تو اتاق جق میزدم اومد تو البته14 سالم بودا نگید جقیه.یه شب تنها بودیم ا

داستان سکسی:

اقوام دور در دانشگاه

سلام مصطفی هستم20سالمه دانشجو ترم اخر کاردانی کامپیوتر دانشگاه شیراز این اولین باره که دارم اولین سکس کردنمو مینویسم دیماه ۹۱رفته بودم دانشگاه خیلی کف بودم خلاصه داشتم به بی عرضگی خودم فکر میکردم که یه دختر خوشکل خوشتیپ تو راهرو ازمایشگاه رشته پرستاری دیدم برق از چشمام پرید اومد طرفم سلام کرد منم سلام کردم انگار منو میشناخت ولی من اولین بار بود میدیدمش خودشم معرفی کرد اره قوم و خویش بودیم البته دور .از اون روز به بعد هر موقع تو دانشگاه همدیگه رو میدیدیم کلی احوال پرسی میکردیم یه روز دیدمش بهش گفتم لیلا شمارمو بهت بدم اگه چیزی لازم داشتی زنگ بزن گفت باشه بگو همینجور که بهش میگفتم اونم تو گوش

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS