شما اینجا هستید

پریود غیر منتظره قبل از اولین رابطه

سلام اسم من سایه است این خاطره ی یه سکس کامل نیست چون بار اولم بودو البته برای من همون اندازه هیجان داشت.من تهرانیم ولی توی یکی از شهرای تهران درس میخونم اکثرا برمیگردم ولی گاهیم مجبور میشم بمونم و میرم خوابگاه این اتفاق کم میوفته و منم فقط یه بار پیچوندم.یکی از همین روزا با دمست پسرم تصمیم گرفتیم بریم شمال با دوستش.د.ستمو خیلی قبول دارمو مطمئن بودم هرچی من بگم میشه بیشتر از خودشم به دوستش اعتماد داشتم خلاصه واسه انکه کسی شک نکه مجبور شدم مثل اکثر وقتا که میرم دانشگاه ساعت 4:30 از خواب بلندشم رفتیم ترمینال و از اونجا هم شمال.یکم که نه خیلی میترسیدم که خوانوادم بفهمن دلیلی واسه فهمیدنشون وجو

داستان سکسی:

منشی من در کارخانه

مدیرکارخونه ای بودم که قبل از من ، مدیرمجرد کارخونه اونجا رو تبدیل کرده بود به جنده خونه. هر ماه یه جنده رو به اسم منشی میاورد و روزهای اول خودش می کرد و بعد با رعایت سلسله مراتب در اختیار سایر مدیران و رئیس ها و سرپرست ها قرار می داد و بعدش هم با یکی دیگه عوضشون می کرد. صاحب کارخونه هم بعد از اخراج اون مدیرکارخونه یه منشی مرد انتخاب کرده بود تا این مشکلات تمام بشه و حدود یک سال بعد به دلایلی اون منشی مرد هم اخراج شد و از بین کسانی که با مدرک لیسانس برای کارثبت نام کرده بودیم خانمی که لیسانس ادبیات فارسی داشت رو استخدام کردیم.

داستان سکسی:

وای چه کس صورتی و تنگی

سلام به دوستان من اردلان هستم 19 سالمه این داستانی که میخوام براتون بگم واسه عید سال 92 میشه من ی پسر عمو دارم که یک سالشه تولدش بود که یکی از دوستای زن عموم که اسمش رزیتا بود دعوت شده بود. رزیتا خانوم ما ی دختر 21 ساله داره اسمش نازنینه. خوشگل قد بلند با چشای زاق خاکستری وای که چقدر خوشگل.تو این مراسم من ی دل نه صد دل عاشقش میشمو شمارشو میگیرمو دوست میشیم باهم.

داستان سکسی:

تینای من

سلام دوستان!من رضا هستم.
این خاطره نیست.من تا به حال فقط یک سکس داشتم که نمیخوام در موردش صحبت کنم.
.
ایده های جالبی توی ذهنم دارم که گفتم شاید بتونم در قالب داستان یا حتی داستان سکسی بیان کنم!سعی میکنم در کنار داستان های سکسی که مینویسم,داستان های معمولی هم بنویسم و در انجمن شهوانی برای شما قرار بدم تا شما نهایت لذت رو ببرید.
تاکید میکنم این داستان و تمام داستان های بعدیم مربوط به خیال پردازی خودم میشه و چون داستان اولمه,ممکنه به دل بعضی افراد نشینه!به همین دلیل میگم که کسی که فکر میکنه من بد مینویسم خواهش میکنم که داستان منو نخونه و فحش هم نده!

داستان سکسی:

سکس در نوجوانی

سلام دوستان ، من آرمان 23 ساله از مشهد. خاطره ای که میخوام براتون تعریف کنم مربوط میشه به شیطنت های دوران نوجوانی و شروع سن بلوغ.
من کلن از بچگی خیلی هیز بودم و همیشه دید میزدم دخترارو ولی در عین حال حواسم جمع بود که سوتی ندم ، اکثر کارامو تو خفا انجام میدادم.
یه روز دم در داشتم با پسر همسایمون مهدی دوچرخه بازی میکردیم و کل کل میکردیم ، نمیدونم بحث سر چی بود که اون در جواب من گفت به کیرم ، منم گفتم همون کیر نخودیتو میگی؟؟ هاهاهاها خندیدم ، اونم که بهش بر خوردش گفت بیا بریم زیرزمین خونمون تا نشونت بدم مال کی نخوده!

داستان سکسی:

نوش دارو (1)

جلوی آینه قدی اتاقم داشتم گره کراواتم و درست میکردم که پدرم گفت: رامین داری میای پایین سوییچ ماشینم بیار امشب من حوصله رانندگی ندارم!
- چشم بابا
یه نگاه به تیپم کردم تو آینه، مثل همیشه سر تا پا مشکی پوشیده بودم بعد از ثریا دیگه رنگی جز مشکی دوست نداشتم با این حال که پدر و مادرم معترض بودن و دوستام بهم میگفتن: رامین ولش کن اون لعنتی، جون هرکی دوست داری مثل قبل باش، بخند ، شاد باش زندگی کن. اما من دیگه نمی تونم، یه چینی وقتی بشکنه میتونی اونو بند بزنی و درستش کنی اما تا ابد جای اون شکستگی روش میمونه.

داستان سکسی:

اولین سکس با دوست پسر جذاب

سلام. من سمانه ام 21 سالمه و داستانی که از خودم میخوام واستون بگم به حدودا یمکسال و نیم پیش برمیگرده.. قبلش بگم که من با چند تا پسر از اول دبیرستان تا اون موقع دوست بودم ولی با هیچکدوم سکس نداشم و از رابطم با اخرین دوست پسرم یکماهی میگدشت.. یکی روز منو خواهرمو و دوست پسر خواهرم و یکی از پسرای فامیلشون که واسه مسافرت اومده بود اونجا چهارتایی رفتیم بیرون چون همیشه تو خونه دعوا بود بخاطر همین ماهم سعی میکردیم تو خونه نمونیم..
خلاصه رفتن من یکطرف و عوض شدن سرنوشتتم یکطرف..

داستان سکسی:

نگارِ عزیز من

از دادگاه زدم بیرون هوای سردی که به پوست گرمم خورد حس یک سیگار رو همراهش آورد. دیشب برف اومده بود و زمین سفیدپوش شده بود، آسمون هم گرفته بود و هوا ابری، همه چیز خاکستری بود مثل حال و روز این روزهای من. سیگار رو روشن کردم و میخواستم برم سوار ماشین بشم که مژگان رو دیدم که با پسر داییش داشت می‌رفت سوار ماشین بشه. همش تقصیر همین پسره بود.

داستان سکسی:

سکس با هوو

سلام دوستان:
این اولین داستان من توی این سایت هستش روز ها بیکارم و زیاد میام اینجا تا اینکه تصمیم گرفتم منم داستانم رو بگم ازم حمایت کنیدا.این داستان رو برای این نوشتم که هم تحریکتون کنم و هم داستان نیمی از زندگیم رو بدونین البته اینم بگم برای تحریک شما یکم اب و تابش هم دادم
قبل از اینکه داستان رو بخونید از هیکلم بگم
قدم 172 وزنم 57 سینه هام سایز 70 و کون خیلی خوش فرمی دارم که عکساش رو میذارم براتون موهام هم decolore هستش
بینیم هم عمل و لب هام هم پروتز کردم و 23سالمه

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS