شما اینجا هستید

روز تلخ من واستاد دانشگاه

وسط هفته بود دفعه اول نبود باهاش میرفتم بیرون شاید ده بار باغ یا خونه رفته بودیم اما نهایتا دست و لب می گرفتیم . اونروز حالم بد بود . رفتیم باغ اول ناهار خوردیم بعدش قرار شد یکم بخوابیم بعد راه بیفتیم برگردیم . باغمون داخلش ویلای شیکی داره بعد کرج کردان همیشه می رفتیم . یکم خوابیدیم پشتش به من بود بهش چسبیده بودم هوسم بالا بود کونش رو احساس میکردم دلم نمی خواست از دستش بدم . دوستای خوبی بودیم استاد دانشگاه بود با کلاس و بدرد بخور میدونست زن دارم و زنم سرطان خون داره باهم راحت بودیم حرفامو میزدم بهش وخیلی وقتها کمکم میکرد اما اینبار فرق میکرد........

داستان سکسی:

عشقبازی با محمد

سلام دوستان من خواستم بهترین اتفاق زندگیمو براتون تعریف کنم.یکراس میرم بطرف داستان.محمد زید من حدودا دوسالی هست ک میشناسمش از اونجا ک آدم سکسی بوود هیچوقت دلم نمیخواست تنها باهاش جایی باشم.

داستان سکسی:

سکس رویایی با مهسا دختر چش آبی

سلام به دوستان گل شهوانی من اسمم کارن 20 سالمه داستانی که میگم مربوط میشه به اولین سکسم با اولین دوس دخترم اونوقتا 18 سالم بود قدمم دوروبره 182 تا 18 سالگیم زیاد دختر بازی نمی کردم شاید بخاطر اینکه همش میخواستم مخ دخترای بزرگتر از خودمو بزنم ونمیتونستم از دخترای کوچیکترم که اصلا خوشم نمیومد ولی وقتی 18 ساله که شدم و دیگه ریشم خوب دراومده بود و خلاصه بزرگتر نشون میدادم موفق شدم با مهسا قاطی شم از مهسا بگم دختر 19 ساله که الان 21 سالشه با چشمای آبی وقدش حدودا 175 پوستشم سفید بود سینه هاشم یکمی بزرگ بود خلاصه همونجوری بود که دوست داشتم ولی از چشای آبی خوشم نمیومد.حالا بریم داستانو بگم

داستان سکسی:

من و خواهرم رکسانا

با سلام خدمت کاربران عزيز اين داستاني رو که براتون مينويسم و حدود ٣ ماه پيش توي ايميلم اومده بود.
من چند وقته عضو شهواني شدم گفتم يه فعاليتي داشته باشم.حالا عين متنو از ايميلم براتون کپي ميزارم.
فقط شرمنده ي دونه داستان داشتم اونم سکس محارمه خودمم زياد مايل نبودم حالا…………
-----------
سلام اسم من اشکينه و24 سالمه واهل تهرانم ي خواهر دارم که اسمش رکساناس 3سال از من بزرگتره.زياد کشش ندم اقا برم سر اصل مطلب.

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS