شما اینجا هستید

سکس سه نفره

5شنبه اون هفته شام خونه دوستم دعوت بودم خونه دوستم گوهردشت کرجه تا از کاربیام بیرون و برم خونه اماده بشم ساعت شد 7.30شب رفتم آزادی یه پژو که یه مسافر هم داشت جلوی پام ترمز کرد گفتم گوهردشت ؟
گفت خانم باید بری کرج از اونجا بری گفت بلد نیستم میشته شما منو ببری کرج بعد ببری گوهر دشت ؟

داستان سکسی:

رویا منشی مدیرعامل

سلام
قبل از داستان بايد بگم يه جورايي داستان گذاشتن اينجا ريسكه چون تقريبا
همه فحش و ناسزا به آدم ميدن اما سعي مي كنم يه جوري بنويسم كه كمتر فحش
بشنوم.
نه شخصيتهاي داستان من جنيفر لوپزن نه خودم دي كاپريو همه آدمهاي معمولي
اند كه واسه شناسايي يه توضيح كوچيك در بارشون مي دم.
اين داستان اولين سكس من.
تويه يكي از شهرهاي جنوب كار مي كردم . يه كارخونه نه چندان بزرگ و خيلي
مزخرف البته نه به اندازه شهري كه مردم ساعت 9 شب همه تو خونه خواب
بودند.
يادمه اولين بار روز مصاحبه ديدمش (منشي مدير عامل) توجهم و جلب كرد.رژ

داستان سکسی:

اشک بی فایده

سلام دوستان عزیز خاطره ای روکه میخوام.براتون بگم برمیگرده به پنج.ساله پیش وقتی 15ساله بودم اول دبیرستان.من تنها بودم هیچ دوستی نداشتم چیزی هم ازسکس رابطه با پسرنداشتم یه بارتوراه مدرسه یه تابلو1/5کشیده بودم نقش عصرعاشورا. محرم بود بایدتابلو رو واسه نمایشگاه مدرسه میبردم سرجاده بو م که یه ماشین بوق زد که یه پسرجوان جلو نشسته بود. وقتی سوارشدم فهمیدم دوست هستند راننده وپسره پسره خودشو مسلم معرفی کردخلاصه منه ساده قبول کردم دوستش شم یه مدتی گذشت یه یک هفته ای میومد دنبالم با همون ماشین دوستش یه روزبهم زنگ زدگفت بیا بریم بیرون یه تابی بخوریم توطبیعت من اولش من من کردم ولی.

داستان سکسی:

منشی کوچولو

اواخر فروردین یا اوایل اردیبهشت 1388 بود که استخدام شد. به سِمت منشی شرکت. دختری بود ریزه میزه و به ظاهر ساده. اسمش زهرا بود و معروف به پریسا. قدش به زور 160 و وزنش 50 کیلو می شد. فول لاغر ولی سینه هایش واقعاً به اندازه و چشمگیر و دستگیر. کفش تق تقی می پوشید بی جوراب. اوایل برایم مثل همه دختران دیگر بود ولی درگیری لفظی با یکی از پسرها حساسم کرد و دیدم اگر پشتیبانی نشود به شدت ضربه روحی می بیند.

داستان سکسی:

عشق.....شهوت

اولین باری بود که باهم میرفتیم بیرون.منم اولین بارم بود که با یه پسر میرفتم بیرون...خیلی هیجان زده بودم اخه خیلی دوستش داشتم و از عشق اون نسبت به خودم باخبربودم.تو یه پارک خلوت قرار گذاشتیم.دوست نداشتم کسی مزاحممون شه.وقتی به پارک رسیدم اون اونجا بود انگار که یه ساعتی بود که منتظر بود.بازم اون لبخندهمیشگیش که تا به حال ندیده بودم به کسی غیرازمن اون لبخندوهدیه بده.رفتم و کنارش نشستم رو یه نیمکت سرد هواخیلی سردبوداما گرمای تنش داغ داغم کرده بود.....اولش یه کم حرف زدیم بعدخودشو به من نزدیک تر کرد هرچقد که میگذشت بیشتر به من نزدیک میشد میتونستم نبض اون چیزی که درست زیر شرتم بودو حس کنم بدجوری م

داستان سکسی:

لز من با دخترخالم

سلام به همه ..!
ورودمو به جمع دوست داشتنی ها تبریک میگم..!
نمیدونم چرا وقتی تو مخم یه سرچ کردم که یکی ازخاطرات سکسیمو پیدا کنم سریع یاددخترخالم افتادم فکرکنم مادوتا ازخواهرم به هم نزدیکتر باشیم مطمئنا اونم خوشحال میشه ببینه یکی از خاطرات لزمونو اینجا نوشتم:

داستان سکسی:

ماجرای کیر من

سلام دوستان فک نمیکردم منم داستان بنویسم هومن هستم 24 ساله از تهران اولین تجربه سکسیمو سن حدود 18 19 سالگی تجربه کردم تا الان هم با 2 تا دختر و خانم سن بالا سکس داشتم ولی دوست زیاد داشتم قدم 179 وزنم 72 قیافم از 5 4 هست به خواطر ظاهرم و برخوردم و همچنین زبونم دخترای زیادی بهم پا میدادن برای دوستی . اولین تجربه سکسی من با دکترم بود دکتر روان کاو بود به خواطر مشکلات روحیم که از طلاق بابا مامانم پیشش میرفتم دکتر حدود 29 سال داره قدش کوتاهه ولی خوشگله .

گی شدن به خاطر هیجان

دوستان این داستان کلا به بخش گی مربوط میشه و اگه دوست ندارید لطفا نخونید. اما واقعیت رو باید قبول کرد. همه ما به سکس نیاز داریم و دلیل اینکه تو این سایت هستیم هم همینه. هر روز دوست داریم یه سکس با هیجان بیشتر از روز قبل داشته باشیم. من هم به شدت همین احساس رو داشتم. این احساس فکرم رو مشغول می کرد و نمی گذاشت که به کارهام برسم. همش فکرم مشغول بود.

داستان سکسی:

پسر کلاس پنجمی متجاوز

سلام
من نویدم!
الان 20 سالمه؛ این خاطره که براتون نوشتم، واسه حدود 11 سال پیشه، یعنی وقتی 9 سالم بود و سوم دبستان. هیکل من از بچگی توپول و چاقال بود و به طرز غیر عادی ای پستونای درشتی هم داشتم.

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS