شما اینجا هستید

گی عاشقانه با احسان

من گی نیستم همین حالا بگم
سال دوم دبیرستان بود با احسان دوست شدم دو سال از خودم کوچکتر بود یکم قد کوتاه و صورت سبزه ای داشت که به نظر من خیلی خوشکل بود.دوستیمون در حد اسمس بود واصلا فکر سکس باهاش رو نداشتم.
اسمم محمده و تو شهرمون همه میخوان منو بکنن خودم از خودم خوشم نمیاد ولی خیلیا میگن خوشکلیو دختر کشو از این حرفا....
من احسان رو خیلی دوس داشتم و حاظر بودم همه کاری براش بکنم ولی اون خیلی مغرور بود،باباشم از دست داده بود تو بچگی پس حساسم بود،سرتونو درد نیارم سر یه بحث الکی باهام قهر کردو دیگه جواب منو نمیداد.تا شد من دانشگاه قبول شدم یزد

داستان سکسی:

سکس با صاحبخانه ارمنی

مدتی بود از کار خسته شده بودم تصمیم گرفتم برای چند روزی سفری به ارمنستان داشته باشم شنیده بودم کشور نسبتا" ارزونی(وقتی دلار 900 تومان) بود و رفتنش برای ما ایرانی اسونه.بعد از چند روزی سرچ کردن تو نت با یک دختر ارمنی به اسم Emilia آشنا شدم که ساکن ایروان پایتخت ارمنستان بود .

داستان سکسی:

عشق یک طرفه

خیلی سخته اونی که جونتو براش میدی بهت حسی نداشته باشه. اون روز تو ایون خونه نشسته بودم و داشتم عشقمو تماشا میکردم همون پسریو میگم که هر روز بیشتر از دیروز عاشقش میشدم اما اون...
:ـ امروز قراره دو سه تا از همکلاسیام بیان خونه
من:باشه منم هستم شبم مامانم دعوتت کرده
سرشو به نشانه ی تاييد تکون داد و تو حیاط داشت به یه عقاب یه متری غذا میداد،رفتم پیشش:
ـ ببینم تو نمیترسی از این پرنده وحشی که رو دستته
ـ (امیر)اون:ترس نداره،اهلیه و خوشگل
بعد با دستش آزادش کرد اون رفت اوج آسمون

داستان سکسی:

ربودن پرنیان

سلام دوستان عزیز امیدوارم از خاطره ای که براتون مینویسم لذت ببرید من پرنیان هستم 22 سالمه و دو ساله که ازدواج کردم میخوام خاطره سکسی که که سه ماه پیش اتفاق افتادو براتون تعریف کنم صبح اون روز مث همیشه ساعت6/30 از خواب بیدار شدم سریع یه دوش گرفتمو از خونه زدم بیرون که به قرارم با دوستام برسم اخه صبحا میریم پارک نزدیک خونمون ورزش میکنیم حدود ساعت هشت صبح بود که خسته و کوفته داشتم برمیگشتم خونه غرق در افکار خودم بودم که یه ماشین بوق زد اولش توجهی نکردم دوباره ند تا بوق زد توجهم جلب شد یه بنز بود رفتم جلو مردی که رو صندلی کمک راننده نشسته بود گفت سلام خانوم ببخشید میتونید مارو راهنمایی کنید؟گفت

داستان سکسی:

ماجرای جرخوردن زیر کیر اصغر

سلام من اسمم سعیده الان 32سالمه این جریان مربوط شروعش مربوط به 20سال پیشه من ازسن 12تا15سالگی بچه کون بودم البته لاغر بودم وظاهرمم زیادخوشکل نبود ولی کون خوب ونرمی داشتم کونم نسبت به هیکلم بزرگ بود ونرم چندتاازبچه های روستامون که میدونستن زیر شلوارم چه کون نازی هست همیشه دنبال فرصت بودند تا کونم بذارند ازجمله آنهااصغرپسرهمسایه بود که چندین بار هم تا دم کردنم پیش رفت ولی هربار با رندی وزرنگی و شانس از شر کیرش خلاص شدم وخوشحال بودم و ادعام میشد که اصغر که دست رو هرکی گذاشته بودکارشوتموم کرده بود ولی نتونست منو کونم بذاره ومن آدم زرنگی هستم...

داستان سکسی:

اگر میخواهی مرد شوی

یکی از روزهای این هفته که گذشت داشتم شمشاد های جلوی خانه رو آب میدادم و حدود ساعت سه بعدظهر یا چهار بود که پسری که پانزده شانزده ساله بنظر میرسید و دوهفته قبل که با دوستانش جلوی خانه بازی میکردند فوتبال من آن موقع هم برای آبدادن شمشاد ها شلنگ رو انداخته بودم و تو شوت های همبازیانش خوب نمیتونست توپ گیری کنه و از اینکه سعی داشت میکرد بگیره راهشو بلد نبود و آن روز ساعت هشت بود که دیگه آب خوردنی پیش من از شلنگ همشون آب خوردن و من با اینکه دست و صورتشون مخصوصا گلر کثیف شده بود بهش گفتم هروقت دیدی کار ندارم و دارم اینجارو آب میدم و خودت هم خسته نبودی و حواست کاملا بود بیا پیش من تا نکاتی رو یادت

داستان سکسی:

خواستگاری از دختر فوق سکسی

داستانی که مینویسم مربوط به منو دوست دخترم آیسانه.
بعد آشنایی تلفنی منو آیسان ازخصوصیاتمون میگفتیم.تا اینکه باهم راحت و راحتتر شدیم و بعدا حرفا جنسی هم اضافه شد.یادم میاد اولین باری که آیسانو دیدم رفتم شهرشون.

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS