شما اینجا هستید

رویا همکلاسی ام

اسم من امیده.دانشگاه آزاد رودهن درس میخونم. اونجا اکثر دانشجوها دخترن و تک و توک پسر پیدا میشه اونجا با یه پسر بودن افتخاره مخصوصا اگه مثل من پولدار و خوشتیپ هم باشه.بین دخترا سر لاس زدن با آدمهایی مثل من رقابت بود بین همه دخترا یکی بود از همه با جنبه تر و گرم تر بود اسمش رویا بود من از خودم خونه مجردی داشتم پدر و مادرم تو شهرستان زندگی میکردند و این خونه رو برام اجاره کرده بودن. رویا خونشون تو زعفرانیه بود خانوادشون مذهبی بودن یه داداشم داشت که فعلا سربازی بود.

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS