شما اینجا هستید

پرواز به یاد ماندنی

سلام من یک خلبان هستم و هفته ای 4 روز پرواز میکنم و سالهاست که پرواز زندگی منه ولی گاهی بعضی از پرواز ها بیاد ماندنی میشوند . نامم فراز است و کیری دارم 25 سانت است و سکس را دوست دارم یعنی فکر میکنم سکس یک دنیاست و باید بلد باشی چگونه یک کس را خراب نکنی . خوش تیپ هستم و زنان زیادی را کرده ام و نامم برای خیلی از زنها بخصوص خوشگلها آشناست . با جنده ها و دختران ذد حال نمیکنم . بریم سر اصل مطلب .

داستان سکسی:

دختر خاله ام یلدا

سلام به همگي من مهران هستم 20 سالمه قدم 178 وزنم 65 ....
داستانم برميگرده به بعد از کنکور ....
داستان از اونجا شروع شد که من عاشق یلدا شده بودم بهش پيشنهاد دوستي دادم قبول کرد يه مدت از دوستيمون گذشت که عاشقم شده بود اون ١ سال از خودم کوچک تر بود .....خونه ما 2 طبقه هست و طبقه اول توليدي لباس بابامه طبقه دوم هم خودمون بوديم بابام کلي خياط استخدام کرده بود خالم هم ميومد سر کار (خياط بود پيش بابام).....

داستان سکسی:

من و جنده در حال فرار

سلام دوستان من اسمم ارشياست-چند وقت پيش هوس كوس كرده بودم رفتم ارياشهر يه كوس چرخي بزنم ببينم كسي هست تورش كونم-خلاصه بعد از چند دور تو صادقيه اومدم تو ستارخان چشمم به يه هلو اوفتاد كه كنار پارك زنبق كنار باجه تلفن واستاده بود من تا اين صحنه رو ديدم تو كونم عروسي شد اينم بهتون بگم من قدم 190 با 100 كيلو وزنم پوست برنزه ورزشم ميكنموخلاصه تريپم بد نست-سريع از ماشين پياده شدم رفتم سمتش با چرب زبوني و كس ليسي مخشو زدم در زمن من ماشينم بي ام و هستش نه از اين سري جديدا 518 ولي اسپرت- خلاصه سرتونو درد نيارم 2تايي رفتيم سمت مكان اولش خودشو چوس ميكرد ناز ميكرد ميگفت جلسه اول درست نيست بريم خونه بزار

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS