شما اینجا هستید

سکس در ویلای شمال

با سلام خدمت كاربران شهواني.
من رامين هستم و اولين بارمه كه داستانمو مينويسم.
من ٢٠ سالمه و سال اول دانشگاهم ، قد بلند و ته ريش ، هيكل نسبتاً خوبي دارم چون يه مدّت طولاني باشگاه ميرفتم.
اين ماجرا مربوط ميشه به ٢ سال پيش يعني وقتي كه من ١٨ سالم بود.
نزديكاي عيد نوروز بود و خانواده به خاطر اين كه يه كم حال و هواي من عوض شه پيشنهاد دادن بعد مدّت طولاني يه مسافرت ١ هفته اي بريم (چون من زياد درس ميخوندم و داشتم خودمو حسابي واسه كنكور آماده ميكردم). منم موافقت كردم و حدوداي ٢٧-٢٨ اسفند ماه به سمت شمال حركت كرديم.

داستان سکسی:

رکسانا دختر خالم

سلام
مقدمه
یه استاد داریم که میگه اگه شعری به ذهنتون اومد بگید شاید استعداد داشته باشید اگه دیگران خندیدند توجه نکنید. حالا نمی دونم منظورش شعر بود یا شر؟ اینجا تخیل بازار هست به اسم واقعیت خوب منم یه داستان تخیلی بگم از خودم. از اونجایی که یه مدت زیادی انگلیسی کار کردم مثل کلاغ که راه رفتن کبک رو یاد نگرفت راه رفتن خودش رو هم یدش رفت منم یکم فارسیم مشکل پیدا کرده به بزرگواری خودتون ببخشید (از قبل هم مشکل داشت)
یه خواهش

داستان سکسی:

روزی که زندگیم رو عوض کرد

پنج سالی از طلاق و جداییم می گذشت، دیگه کم کم با تنهایی کنار امده بودم، تو سن 45 سالگی دیگه حوصله تجدید فراش و ازدواج را هم نداشتم. طلاقم یک جورایی باعث خونه نشینیم شد و کار رو هم تعطیل کردم. البته نیاز به سکس فشار خودش را می آورد، یکی دو بار سعی کردم با آوردن جنده کارم را را بندازم. ولی نمی دونم چرا اصلا نمی تونستم انجوری که می خوام ارضاء بشم. نتیجه اینکه هفته ای دو سه بار جق می زدم، تا اینکه با مجید آشنا شدم. شروع آشنایی ما خیلی اتفاقی بود، من یه چند وقتی بود به فکر افتاده بودم که یکی از اتاقای خونم رو اجاره بدم تا هم یک کمک خرجی بشه و هم شاید کمی از این تنهایی در بیام.

داستان سکسی:

کدبانوی ناز من (1)

تو شرکت پوستم کنده شده بود..یکی از مشتریها دبه کرده بود و زده بود زیر قراردادش داشت کل شرکت ما رو به خاک سیاه می شوند..کلی روش حساب کرده بودیمو با سرمایه اش می خواستیم یه حالی به خودش و خودمون بدیم..ولی حالا مرتیکه عین خیالشم نبود..زنگ زده بود گفته بود قرارداد کنسله...من دارم از ایران میرم..سه تا از بچه ها رو فرستاده بودم برم خرش کنن...وگرنه باید خسارت شرکتو خودم میدادم..چون معرفه اون مرتیکه من بودم..همه قراردادهای دیگه رو پیچونده بودیم چسبیده بودیم به این یارو..پول ازش میریخت..اعصابم خورد خورد بود..بدتر اینکه بچه ها دست از پا درازتر اومده بودن..میگفتن یارو هیچ جوری خر نمیشه..ولی من هنوز از

داستان سکسی:

چگونه داستان موفق بنویسیم ؟!! (طنز)

با سلام خدمت شما بزرگواران ادبیات اروتیک
از اونجا که بسیاری از نویسندگان شهیر در این سایت مشغول افاضات هنری هستند برای ما بی تجربگان لازم است قواعد نویسندگی داستان های موفق به شکل آموزنده ای بیان شود !!
بنده ی حقیر سالهاست در سایتهای داستان اروتیک و پورن خارجی و داخلی می گردم اما نویسندگان بنامی اینجا به من چیزهایی آموختند که نگفتن این ها جز جنایتی در تاریخ ادبیات نیست ! بر شما شهوانی های عزیز واجب اکید است که این اصول را بیاموزید و بیاموزانید !!!

داستان سکسی:

فوت فتیش

سلام به همه عزیزان فوت فتیشی
اسم من میثم 18 سالمه قد حدودا 180 وزن 78 من میخوام اولین خاطره فوت فتیشم رو براتون تعریف کنم
این داستان کاملا واقعیه من خودمم از داستان های تخمی تخیلی متنفرم خب میریم سر اصل مطلب:

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS