شما اینجا هستید

کس های نکرده

سلام من سعید هستم دوستان این داستان به هیچ عنوان شبیه به داستان های دیگه نیست از اسمشم معلومه.داستان از اونجا شروع شد که عموی من با یه دلال مسکن وارد مذاکره شد و توافق از این قرار بود که عموم خونه قدیمی ولی بزرگشو به طرف میده طرفم میکوبه و یه آپارتمان در میاره تو این فاصله هم یه خونه کلنگی واسه عموم اجاره میکنه تو هموه حوالی و کرایه خونه عموم رو هم میده ولی وقتی ساختمون ساخته شد 3 واحد بر میداره و2 واحد به عموم میده

هانی دوست دختر افغانم

با عرض سلام من اسمم ارمین هستش از بلوچستانم من تا سال های رهنمایی هیچی حالیم نبود اما از اول دبیرستان کلا مست بودم همون مواقع با بچه ها کلی کون گاییدم اما همیشه تو کف یه کس بودم تا اینکه سال سوم دبیرستان شد دنیا برام زود گذشت ما اینجا همسایه افغانی داریم مادر همیشه میرفت می اومد یعنی رفت امد زیاد داشتیم با هاشون یه دختر خوشگل داشتهم سن سال من بودش خیلی خیلی خوشگل بخدا بدون تیغ و کرم موبر سفید بودش همیشه تو کفش بودم حتی بعضی مواقع خوابشو میدیدم بیار خانوادم رفتن سفر خونه رو دست من دادن راستی من 18 سالم بیشتر نبودش دو سالی مونده بوده اسم اون دختر خوشگله هانی بودش دو روز بعد مسافرت خانوادم داش

داستان سکسی:

رسیدن به کس عشقم

سلام
من علیرضا هستم (مستعار) 16 سالمه که میخوام جریان رسیدن به کس تنها عشق زندگیمو براتون تعریف کنم که 17 سالشه
بریم سر اصل ماجرا :
من از سال اول راهنماییم که دیگه شاشم سنگ رو سوراخ میکرد به فکر از تنهایی در اومدن افتادم چون با پدرم تنها زندگی میکنم و مادر ندارم !
با خیلی دخترا بودم که بهترینشون یکی از فامیلای دورمون بود که بعد از 1 سال خیلی عاشقش شدم و دیوونه وار همدیگرو میخواستیم .

داستان سکسی:

وقتی که داداشم ...

سلام
داستاني كه مي خوام براتون بگم مال زماني هست كه مجرد بودم
اسم من محدثه است و داداشم مسعود
تقريبا 13 سالم بود
و داداشم 17 ساله بود
خانواده ي ما 4 نفره هست
كه بدر و مادرم هر دو كارمندند و از صبح تا ظهر سر كار هستند
به غير از بيج شنه ها معمولا ساعت 3 به خونه مي يان
من و داداشم شيفت هامون مخالف بود
و به غير از 20 يا 25 دقيقه توي ظهر كمتر بيش مي اومد كه با هم تنها بشيم
خونه ي ما توي قم هست
اتاق من و داداشم يكي بود
يه شب كه خوابيده بودم يه دفعه حس كردم كه يه سوسك روي شلوارم داره راه مي ره

داستان سکسی:

بهترین تولد عمرم

سلام به همه دوستای خوب شهوتیم
امیدوارم خوب و خوش و سلامت باشین . امروز میخوام براتون بهترین خاطره عمرم رو تعریف کنم یه کم طولانیه با تمام ریزه کاریا . امیدوارم خوشتون بیاد .
من ماهکم و 19 سالمه . امسال تازه رفتم دانشگاه قبل از هر چیز یه کم از خودم بگم . من سفیدم با موهای بلند و خرمایی 175 قدمه و 68 وزنم هیکلم متناسب و توو پره سایز سینه هام 80 و پر و چاچه و کس و کونم پر و پیمونه . من یه دوست پسر دارم که تمام زندگیمه خیلی خوب و مهربونه تو این 1 سالی که با هم هستیم ازش واقعا راضی بودم از همه لحاظ

داستان سکسی:

تجاوز برادر موجب مفعوليت

من تا اين چند وقت پيش مفعولي ميكردم و از اينكار هم خوشم مي آمد اما اخير با يك تصميمي جدي كنار گذاشتم البته مثل ترك سيگار يا اعتياد ديگه برام مشكله اما بايد ميگذاشتم كنار حالا خلاصه اي از روند مفعول شدنم را براي عبرت جوانان براتون مي نويسم
من و برادرم مثل خيلي هاي ديگه باهم تو يه اطاق ميخوابيديم او از من 10 سال بزرگتر بود من كلاس دوم دبستان بودماو داشت پيش دانشگاهيشو ميگرفت او شبها تو مغازه بابام واي مي ايستاد و تقريبا دير مي اومد خونه و تا او بياد من ميخوابيدم

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS