شما اینجا هستید

مالیدن خواهر 14 ساله ام

هومن 21 سالم بود و سرباز بودم خواهرم ترانه سوم راهنمایی رو تموم کرده بود 14 سالش بود تو تابستون میرفت کلاس ژیمناستیک وقتی از کلاس بر میگشت لباس ژیمناستیکش میپوشید و به من تمرینای تو کلاسشو نشون میداد ما معمولا تو خونه تا 8 شب تنها بودم مدت زیادی کارش من شده بود بوییدن لباسای زیرش و مالیدن کیرم به اونا. رونهای تپلش تو اون مایو و سینه های کوچیک سفتش که با اون حرکت های آکروباتیک اصلا تکون نمیخورد دیدنی بود.

داستان سکسی:

سکس با جنده ۱۹ ساله

سلام به همه.اول از همه بگم این خاطر رو دارم با کیبردی مینویسم که فارسی رو حروفش ننوشته.پس غلط انشایی یا املایی دیدین ببخشین و توهین نکنین.قضیه بر میگرده به کمتر از یه ماه قبل.یه روز از بی کاری تو نت چرخ میزدم و دنبال پارتنر برا سکس میگشتم که تو یه سایت شماره یه خاله رو پیدا کردم.همون موقع زنگ زدم بهش بعد 5 6 تا بوق یه خانم جواب داد.سلام کرد و بدون هیج مقدمه ای پرسید چند سالته.منم گفتم 20 دنبال یکی تو رنج سنی خودمم.گفت یکی امروز میاد پیشم 19 ساله 180 میگیره.پرسیدم همه کار اوکیه دیگه؟ساک و این داستانا.گقت آره.منم قبول کردم و آدرس و گرقتم گفت دم مترو ی یه جایی طرفای جنوب شهر رسیدی زنگ بزن.منم

داستان سکسی:

شرط بندی با همکلاسی

سلام.من بار اولمه که داستان مینویسم ولی زیاد میام شهوانی،و نظرات زیر داستانها رو می خونم.واسه همین می دونم که شما بی خود فوش می دین برا همین اصلا مهم نیست.در ضمن این داستان درباره گی هستش اگه نخواستین نخونین.اسم مستعار من وهابه.ماجرا از اونجایی شروع شد که من با یکی از دوستام به نام علی صمیمی شدم.قدش یکم از من کوتاه تر بود و کون فوقالعاده نرم و سفیدی داشت.یکبار زنگ ورزش که تو کلاس بودیم شلوارشو کشیدم پایین و کونشو دیدم.یک دونه مو هم نداشت.خلاصه تصمیم گرفتم که هر طور شده یه جای خلوت گیرش بیارم و باهاش حال کنم.

داستان سکسی:

داریوش و خواهرزن ها (1)

قسمت اول
« قسمت اول » با سلام اسم من داریوشه 4 سال ازدواج کردم همسرم رویا 1 سال از من کوچیکتره و زندگی بسیار خوبی داریم و از هر لحاظ با هم به خوبی کنار میایم . داستانی که براتون می خوام تعریف کنم مربوط می شه به خانواده ی خانوم که شامل دو خواهرش یکی تناز که دو سال از همسر من بزرگتره و 10 سالی می شه ازدواج کرده و هنوز بچه دار نشدن یا شاید هم نمی خوان و مریم که 3 سال از خانومم کوچیکتره و پارسال ازدواج کردن . اسم شوهر تناز امیر و اسم شوهر مریم هم علی .

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS