شما اینجا هستید

درد و لذت

وای نیما من غلط کردم یه تار موی تو رو به یه دنیا هم نمیدم هیچکسی واسه من مثل تو نمیشه دیگه بمیرم هم دست از پا خطا نمیکنم چند دقیقه ای بود که به التماس افتاده بودم،حسابی ترسیده بودم از شدت حشری بودن و اینکه نامزدم دانشجو بود و تا دو ماه دیگه میومد بر خلاف تصورم از خودم با یه پسر دوست شدم که از نظر ظاهری خیلی خوب و سکسی بود.

داستان سکسی:

امیر و عشق خواهرزن

با سلام خدمت بچه های شهوانی داستانی که میخوام بگم داستان واقعی سکس من و خواهر زنمه . ولی از اونجایی که این داستان توی خانواده س و ممکنه یه روزی مشکل ساز بشه من از اسمهایی استفاده میکنم که واقعی نیستن. اسم خودمو میزارم امیر ، زنم مینا ، و خواهر زنم مهسا من 29 سالمه و حدود 3 سال که ازدواج کردم ، از ته دل عاشق زنم هستم و حاضر نیستم دنیا رو باهاش عوض کنم اما همیشه تنوع طلبی توی سکس داشتم. البته بعد از ازدواجم غیر از اینکه با خواهر زنم رابطه داشته باشم هیچوقت بهش خیانت نکردم . مهسا 33 سالس و 3 سال پیش از شوهر معتادش جدا شد. از روز اولی که من دیدمش به طرز عجیبی ازش خوشم میومد.

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS