شما اینجا هستید

سکس عاشقانه با دوست پسر 43 ساله ام

سلام،من ستاره هستم،25 ساله از رشت.دوس دارم اول از همه بگم ک سکس رو از کی شروع کردم.وقتی ک پیش دانشگاهی رو تموم کردم با ی مرد متاهل دوس شدم،اولش نمیدونستم ک متاهله ولی وقتی فهمیده بووم ک دیگه خیلی بهش علاقمند شده بودم و نمیتونستم ازش دل بکنم.اولین بوسه رو لب رو باهاش تجربه کردم ک اونجا فهمیدم چقد سکس لذت بخشه.سکس ما در حد لب و خوردن کیرش بود،چون معمولا تو مغازش اینکارو میکردیم،من سینه های متوسطی دارم ک نوکش خیلی درشته و اون عاشق سینه هام بود، در هرصورت طولی نکشید ک رابطه ما بهم خورد.چند سال بعد تو سن 21 سالگی با ی پسر هم سن خودم دوس شدم.اینم جز تجارب تلخ منه،چون پسر ایده آلی نبود.ما 10ماه د

همه چی از قطار مشهد شروع شد

سلام.من آرش هستم 23 ساله از شهر تبریز.با قد170 و وزن 72.تیپ متوسطی دارم.هر دفعه که میمودم شهرمون عادتم بود با اتوبوس بیام اما موقع رفتن به دانشگاهم که مشهد بود با قطار یا اگه پول اضافی داشتم و عجله با هواپیما. من رشته ام مدیریت صنعتیست ترم6.تابستون بود برای ترم تابستان بر میگشتم دانشگاه که یه بلیط قطار گرفتم که ساعت بلیط قطار هم 16:30بود.سوار قطار شدم کوپه شماره5 رو برام زده بودن.رفتم نشستم که هوای قطار خیلی گرم بود پنجرشو باز کردم.

داستان سکسی:

عذاب وجدان بر سر دوراهی

با سلام خدمت تمام دوستان گرامی قبل از اینکه برم سر اصل مطلب باید چند چیز رو بگم اگه فحش ندید ممنونتون میشم اگرم دادید خوب دادید دیگه چیکار کنم،باور کردن این نوشته هم به خودتون مربوطه بابت هر غلط املایی که ممکنه وجود داشته باشه ازتون معذرت میخوام اگر به قصد جغ زدن اومدید پس وقت ارزشمندتون رو حروم نکنید و این نوشته رو نخونید،اسم من آریاست،الان بیست و سه سالمه دانشجوی پزشکیم،لاغرم 65 کیلوم و قدم 176 هست،

داستان سکسی:

سکس با صنم

من 20 سالمه و دوس دختر دارم و تقريبا هر هفته اکثرا جمعه ها که همديگرو ميبينيم باهم سکس داريم و کاملا هم با هم جوريم و به واسطه موقعيت و عشقي که بهم داريم سکس کامل ميکنيم و همديگرو به بهترين شکل ارضا ميکنيم. ولي اين قضيه که ميخوام بگم مربوط ميشه به دوران دبيرستان و پيش دانشگاهيم. به خاطر اعتقادات و مسائل خانوادگي زياد فرصتي برام پيش نيومده بود تا اون موقع با دختري دوست بشم و بخوام بعضي وقتا هم باهم سکسکنيم.

داستان سکسی:

نصف کون زنم جلوی آمپول زن

هفته پیش زنم – تارا (مستعار) 30 ساله که 165 قدش و 59 وزنش هست و کون برجسته و خوش فرمی داره - رو بردم درمانگاه که 2 تا آمپولش رو بزنه. یه ساپورت مشکی ظریف تنش بود. شیفت تزریقات مردی 35-40 ساله بود که تیپ بدی هم نداشت و معروف به خوب آمپول زدن بود. وقتی نوبت ما شد رفتیم و زنم روی تخت دراز کشید. مانتو رو کنار داد تا تزریقاتی اومد. دیدم که نگاهش روی کون زنم مکثی کرد. خودم رو با موبایلم مشغول نشون دادم اما حواسم کاملا بود. بعد از آماده کردن سرنگ، اومد جلو و یک طرف ساپورت رو به همراه لبه شورت گرفت و کمی پایین داد و خواست که تزریق کنه اما ساپورت کشی فوراً سر خورد و به حالت اول برگشت.

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS