شما اینجا هستید

دوست پسر تخمی من

سلام.من انشام خوب نیست.بی مقدمه شروع میکنم.یک روز تو خیابون یه پراید جلو پام ترمز کرد.این ترمز مقدمه شروع دوستی من و سامان شد.طی مکالمات تلفنی متوجه شدم از اون پسرای خیلی حشری وداغن..هر دفعه که باهاش قرار داشتم.تو ماشین حسابی منو میمالید..یک دستش رو سینه هام بود .یک دستش رو فرمون.چون خونه خالی نداشت .اینجوری عقده خالی میکرد.یک روز که رفتم سر قرار. دیدم مسیرشو عوض کرد به سمت خارج ازشهر. وقتی رسیدیم.بدون اینکه چیزی بگم شروع کرد به لب گرفتن ازم.جووون از اینکه تو سکس وحشی بود لذت میبردم.منم که دختر هاتی ام.از این موقعیت استفاده کردم و باهاش همراهی کردم.

داستان سکسی:

دوست دخترمو کرد

سلام بکس شهوانی.من حمیدم میخوام ماجرایی که درباره دوست دختر یا بهتر بگم زن آیندم اتفاق افتاده بگم.چند وقت پیش 2تا از بچه های محل اومدن پیشم یکیشون با خنده گفت حمید نبودی کیوان.الهه رو بزور کرد((خبر نداشت قصده ازدواج داریم))گفتم کی؟؟گفت 3روز پیش تو خونشون تعجب کردم گفتم رضا جدی میگی گفت منو احسان باهم دیدیم.دنیا رو سرم خراب شد خیلی بده قبل از خودت زنتو کرده باشن آآروم آروم رفتم سمت خونه اومدم تو سایت شهوانی چندتا از داستانارو خوندم کیرم سیخ کرده بود.واسم خیلی عجیب بود منی که قبلش حس انتقام داشتم حالا داشتم سکس اونارو تجسم میکردم.گفتم زنگ بزنم الهه از اون بشنوم بعد از سلام و احوال پرسی گفتم ا

داستان سکسی:

من و کاملیا. علی و نیما

سلام به همه دوستای شهوانی. من یه دوجنس گرا هستم. هم عاشق کیرای کلفت و درازم و هم میمیرم واسه کسای آبدارو خوشمزه. خاطره من واسه حدود شش سال پیشه. اون موقع من دانشجو بودم و توی خوابگاه با دوستم کاملیا زندگی میکردم. یه دوست پسر باحال هم داشتم که اسمش نیما بود. به پیشنهاد نیما زمینه ساز دوستی کاملیا با دوست نیما به اسم علی شدم.

داستان سکسی:

نازی حشری

بیا اینجا ببینم جونم قربون لبای قلوه ایت کشیدمش سمت خودمو لب ‍پایینشو کشیدم تو لبام عین گربه خودشو کش میدادو باهام ور میرفت تا رسیدیم به دور برگردون خواستم یکم از خلوت بودن استفاده کنم و ازش لب بگیرم یهو منو تکیه داد به یه ماشین گفت درش بیار کیا گفتم نازی نکن اینجا بگیرن چوب تو کونمون میکنن توام هنوز شوهرداری دیوونه بازی در نیار با همون حال حشریش یه گریه الکی کرد که نشون میداد واقعا تشنست خودش میگفت بعد از رفتن شوهرش دیگه سکس نداشته هنوز خیلی جوون بود واسه طلاق و این مصیبتا اما فوق العاده لجباز بود و حرفش دوتا نمیشد

داستان سکسی:

کاش هرگز صبح نمیشد

خیلی خوابم میومد،تا اومدم چشام رو روی هم بزارم صدای زنگ گوشیم باعث شد که از تختم بیام پایین و گوشیمو از روی میز کامپیوترم بردارم،شماره ناشناس بود،وقتی به گوشی جواب دادم هیچ صدایی نیومد و بعد از چند ثانیه قطع شد،کلی عصبی شدم و به اون کسی که زنگ زده بود کلی بد و بیراه گفتم.نشستم رو تختم و چشام رو مالیدم تا اومدم دوباره دراز بکشم صدای پیام گوشیم در اومد،با عصبانیت بلند شدم که پیامو بخونم،همون شماره بود؛نوشته بود((ببخشید مزاحمتون شدم،این شماره قبلا مال دوستم بود ولی صدای شمارو که شنیدم نشناختم میشه بپرسم من به کی زنگ زدم؟؟؟))اولش میخواستم بهش زنگ بزنم و بگم خر خودتی ولی بعد بیخیال شدم و جوابشو

داستان سکسی:

توهم (1)

سلام من حسين هستم نويسنده داستان شکست عشقي.از دوستاي گلم ممنونم که با کامنتاي خوبشون کمکم کردن که شرايط بدمو فراموش کنم.فراموش که چه عرض کنم.اين داستاني که مينويسم زاييده ذهنمه اميدوارم که خوشتون بياد فقط عاجزانه خواهش ميکنم که به خانوادم فحاشي نکنيد لطفا.من مادرم سيده خواهرمم برام عزيزه پس لطفا به جاي فحاشي انتقاد کنيد ممنون.امام علي ميگه همون جوري با مردم رفتار کنيد که دوس دارين مردم با شما رفتار کنن.مطمعنا کسي دوست نداره خانوادش فحش بخوره اونم واسه يه چيزه مسخره پس لطفا حرمت خانواد

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS