شما اینجا هستید

بهترین کونی که دادم

شالوم
جالبترین رابطه جنسی گی که داشتم تو عیدهمین91بود تازه فیلم موکل که از شبکه نمایش پخش شده بودو دیدم که اماده شدم رفتم بهشت زهرا
چون دیر وقت شدو متروی لعنتی کهریزکم اخرین قطارش رفته بود
شبم شده بود مجبور شدم همیجوری کنار جاده قدیم قم سمت تهران بیام پولم نداشتم
براماشینا هم دست تکان میدادم ولی رد میشدن ادمیزادای ...
اینقدر دلم گرفته بود دیگه دست تکون ندادم گفتم اصلا تا خود پیروزی پیاده میرم

داستان سکسی:

تنها سکس ام ۱۸ سال پیش

با سلام خدمت تمام دوستاني كه اين خاطره رو ميخونن
من امير هستم 31 تهران
ميخوام يه خاطره از دوران نوجواني براتون تعريف كنم البته اين خاطره واقعيه
من حدود 13 يا 14 سالم بودمدرسه ميرفتم و بچه زرنگي بودم
سال دوم راهمايي بودم با يكي كه يه چند سالي درجا زده بود رفيق بودم البته اولش قصدي نداشتم ولي يواش يواش يه حسي به هم پيدا كرديم تا اينكه يه فرصتي پيش اومد در راه برگشت از مدرسه به خونه بوديم كه گفت خيلي حالم بده

داستان سکسی:

شوهر شکاک

سلام من مانیا هستم 27 سالمه و 9 ساله که ازدواج کردم.کمی تپلم و خداییش خوشگلم.اما داستانم راجع به خریت خودم و نا مردی کسی یه که تو بدترین شرایط زندگیم جلو راهم سبز شد.
2 سال پیش بود من و حامد سر مسائلی با هم بحثمون شده بود.جدیدا خیلی با هم بحث میکردیم و طبق معمول بحث سر حجاب و ارایش و این جور چرت و پرت ها بود.خداییش به تنها چیزی که فکر نمیکردم خیانت بود.از اونجا که حامد منو مفت و راحت به دست اورده بود همش میزد تو سرم که اگه تو سالم بودی با اون همه دک و پوزت که خوانوادت تو رو به من بچه شهرستانی نمیدادن...............

داستان سکسی:

سکس با هنرمند سینما

سلام ، اسم من سارا ست ، 26 سال سن دارم از تهران با موهای بولند و قد 170 ، وزن 75 با رنگ پوست برنزه و سینه های خوش تراش و باسن بزرگ . به گفته دوستان و آشنایان بسیار خوشگل و سکسی هستم . من همیشه برای بیرون رفتن مانتو و لباسهای سکسی میپوشم که هر مردی منو میبینه شهوت رو توی چشمهاش میخونم و من بسیار شهوتی و عاشق سکسم . میخوام واستون یک داستان واقعی از بهترین سکس زندگیم رو تعریف کنم . روزهای فصل بهار بود ، 12 اردیبهشت ماه ، صبح زود گوشیم زنگ خورد ، دوستم کارن بود .

داستان سکسی:

عشقی که نیمه تموم شد

سلام من شادی 22سالمه تنها دلیل ورودم به این سایت این بود که بتونم خاطرمو بنویسم خاطره ای که حتی بعد از مرگ هم کسی نمیتونه از ذهنم پاکش کنه مربوط میشه به 2 سال پیش که عشقمو ازم گرفتن...

داستان سکسی:

سکس برق آسا در زمان قحطی کس

آرش تازه به سن 15 رسیده بودکه معنیه ارضا شدن رو فهمید.حسی که با هیچ چیز برای اون قابل قیاس نبود. ولی حس سکس برای اون حال وهوای دیگه ای داشت.ولی باوجود محدودیتهایی که زمان جنگ بود سکس با جنس مخالف شاید مثه یه آرزو واسه جوونا بود.چون اونموقع اگه کسی نگاه چپ به دختر میکرد کارش به کمیته (ناجا سابق) میکشید. اونجا هم برادرا حسابی بهت میرسیدن. ولی همیشه گفتن که آدم با وجود محدودیتها یه ستاره میشه.آرش هم که از لحاظ زبون ازاون بچه پرروها بود چشاش زهره دختر همسایه رو بدجور گرفته بود. زهره دختری جنوبی بت اندامی کشیده صورت سبزه ولهجه زیبای خوزستانی شده بود ملکه ذهن آرش.

داستان سکسی:

دوستم شیدا (1)

همه چیز از روزی شروع شد که نوید به من پیشنهاد دوستی داد.فکرشو بکنید من یه دختر ساده ی معمولی که فکر نمیکردم یه روز نوید به من نگاه کنه حالا داشتم رو ابرا پرواز میکردم.نویدی که همه ی دخترای مدرسه دوسش داشتن و همیشه سعی میکردن توجهش رو جلب کنن حالا منو انتخاب کرده بود.فکر کردن رو پیشنهاد نوید کار سختی نبود.به فاصله ی یه روز ظهر که میرفتم مدرسه تا برگردم خونه طول کشید.تایم ظهر بودیم که همراه شیدا و نسیم به طرف مدرسه مدرسه میرفتم.نوید صدام کرد و ازم خواست کمی وقتمو بگیره منم که تا اون موقع با هیچ پسری غیر از برادرام و چند تا از پسرای فامیل حرف نزده بودم به تته پته افتادم.اصلا نفهمیدم چی شد.تا

داستان سکسی:

سینه زن عمو

سلام .این داستان مربوط میشه به 4 سال پیش زمانی که ما منزل عمویم مستاجر بودیم .ما باهم در یک خونه زندگی می کردیم که 4 تا اتاق داست و در یک اتاق خانواده ما و در یک اتاق خانواده ی عمویم زندگی می کردند . داستان از این جا شروع شد:زن عموم یه زن نیمه مذهبی هستش و با من شوخی هم می کرد .گاهی اوقات تو دستشویی نوار بهداشتی میدیدم و از اون موقع نظرم نسبت به زن عموم عوض شد .

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS