شما اینجا هستید

سکس با زن پسرخاله ام

تازه از سربازی اومده بودم و دنبال کار می گشتم که پسر خالم بهم گفت بیا در مغازه من که دست تنهام و شب عید بود پسر خالم طلا فروشی داشت یه روز یه چک داد من بردم بانک و چون صاحب چک تو حسابش پول نبود برگشتم به امیر ( پسر خالم ) گفتم پول تو حسابش نیست اونم قاطی کرد چون مبلغ چک یک میلیون و دویست هزار تومان بود و حدود 10 سال پیش کم پولی نبود گفت میرم قزوین دنبال پول صاحب چک آشناش بود به منم گفت موقع نهار برو در خونه ما به اکرم (زن امیر ) بگو ظهر نمیام اگه خواست بره خونه باباش منم شب میرم اونجا منم ساعت یک رفتم خونه امیر که اکرم در رو باز کرد و تعارف کرد رفتم تو ( امیر حدود دوسال بود ازدواج کرده بود

داستان سکسی:

کاندوم تاخیری

سلام دوستان سکس دوست. من شانو هستم 28 سالمه ... این اولین داستانیه که براتون مینویسم البته کاملا واقعی و مال 08/10/91 هستش.
من تو غرب ایران زندگی میکنم . حدود 7 سال و نیم هست که با دوست پسرم دوستم . ما سکس های زیادی رو با هم داشتیم به قول خودش دست همه ی فیلم های پرونو رو از پشت بستیم .

داستان سکسی:

سکس در اردوی مدرسه

سلام ... راستش داستان از اونجایی شروع شد که یه پسری به اسم اریک از یه شهر دیگه اومد مدرسه ی ما ثبت نام کرد .یه پسری با قد بلند و پوست سفید و مو های کمی طلایی ... بیش از حد سکسی بود . طوری که همه چششون بهش افتاده بود . من اولا باهاش زیاد صمیمی نبودم چون همکلاسش نبودم ... فقط یه سلام علیک مختصر میکردم و میرفتم . تا اینکه یه سال گذشت باهاش طوری صمیمی شده بودم که هر چند وقت یه بار یه ساندویچ مهمونش میکردمو ... دیگه حتی منم که همه میدونستن گی نیستم چشم بهش افتاده بود و بد جوری حشری میکرد منو . آخه شما درک نمی کنید که لباش مث لبای نیوشا ضیغمی بود . تو کف بودم که لب پایینشو بخورم ...

داستان سکسی:

اینم یه راهشه برای سکس

سلام دوستان،دفعه قبل که داستان نوشتم هر کی اومد یه ایرادی گرفت اکثر دوستان گفتن زاییده ذهن نویسندست البته از نوع جقیش.انقدر بیکار نیستم که بشینم توهم بنویسم پس اول قشنگ بخونید بعد نظر بدید.

داستان سکسی:

دختر دانشجوی همسایه

سلام به همه دوستان شهوانی من کامبیز هستم (مستعار)واز شهر اردبیل وداستانی که میخوام براتون تعریف کنم از دوران دانشجویی من در یکی از شهر های گیلان است من تازه ترم 3شده بودم که موقع برگشتن به خونه از دانشگاه یه دختری رودیدم هلو انگار هیکل این دختر رو بادست درست کرده بودن ومن در همون حال که این هلو رو دید می زدم برگشتم به ترکی باصدای بلند گفتم کاش این یک شب در اختیار من بود وهمین طور داشتم میرفتم که صدای خنده این دختر منو به خودش جلب کرد برگشتم طرف دختر ودختر باصدای واقعأ زیبای که داشت رو به من گفت اگه یه روز مال تو باشم چی میشه ومن دیگه داشتم شاخ در می اوردم گفت بماند واز خجالت داشتم اب میشدم

داستان سکسی:

سکس ناتمام با مهین خانم مستاجرمون

سلام من رابرت هستم میخوام یه خاطره خودمو که اولین خاطره سکسم با زن مستاجرمون بود که اسمش مهین خانم بود و اون زمان من 16 سالم بو و مهین خدا بیامرزتش 50 سالش بودو در ضمن این داستان کپی شده از جایی نیست و حقیقاتا برای خودم اتفاق افتاده براتون تعریف کنم ( این یه داستان کاملا واقعییه و خیال پردازی و توهم نیست )

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS