شما اینجا هستید

کس کردن همراه دوستان

باعرض سلام خدمت دوستان،این خاطره بر میگرده به 2سال پیش من ذوتا پسر دایی دارم به اسم مهرداد ومحمدرشا که از بچگی با هم کک کاری زیاد کردیم ما اهل اصفهانیم این ماجرا که میخوام تعریف کنم در حین ساختن خانه ما اتفاق افتاد یه روز با محمدرضا اینا بیرون بودیم که دوست دختر من باهام تماس گرفت و گفت برم پیشش در پارک صفه ما رفتیم ولی اون روز شانس بامن یار نبود ونشد دوست دخترم راببینم وبرگشتیم به ممد گفتم برو چهار باغ یه کوس چذخی بزنیم دروازه شیراز را که رد کردیم رسیدیم به اولین جهار راه که نظرمن به یه داف جلب شد به ممد گفتم دادا این زنه کاره برو دنبالش وقتی دیدمش مظمئن شدیم هرکاری کردیم سوار نشد(بوق،چراغ

داستان سکسی:

پاره شدن سوراخ کونم وقت دادن

سلام.من هومنم الان 19 سالمه این داستان که میخوام بگم واسه 4 ساله پیشه. من وقتی 15 ساله بودم کون توپولی داشتم بدنم بی مو بود قیافمم به کونیا میخورد واسه همین هم تو مدرسه هم تو فامیل هم تو محل همه تو کفم بودن راستش منم از این موضوع بدم نمیومد ولی دوست نداشتم به خاطر کون دادن پیش دوستام خراب بشم به خاطر همین به کسی امار نمیدادم فقط به پسر عمم (سعید) در حد لاپایی میدادم.

داستان سکسی:

میگم خواب نرو

داشتم توی خیابون میرفتم همینطور که میرفتم یهو یکی صدام زد مری (اخه بیشتره اوقات منو مری صدا میزنن)راستی از خودم بگم 15 سالمه قدم 160 توپولم و سفیدم خلاصه خوبم .

داستان سکسی:

حال چسب

سلام به دوستان عزيز چند سالي که داستانهاي شمارو گهگاهي دنبال مي کنم اين دفعه تصميم گرفتم منم يکي اَز داستانهاي سکسي مو براتون تعريف کنم اميدوارم خوشتون بيياد من بچه زرند کرمانم الان که اين داستان دارم واستون مينويسم 2سال ساکن کرمانم ماجرا اَز اُنجا شروع شد که دوستم (حجت)آمد پيش من گفت مي خواد به دوست دختر قديميش خيانت کنه.من از اين کارا خوشم نمي ياد تا حالا هيچ وقت به دوست دخترام خيانت نکردم ولي با اسرار حجت من تو رو دربايسي گير کردم قبول کردم رفتم از پسر عموم موتورش قرض گرفتم رفتم در خونه خانمي قرار مدارا گذاشتيم.اومديم که حجت گفت مکان (خونه خالي)از کجا پيدا کنيم!

داستان سکسی:

اولین سکس دانشجوی پزشکی

سلام من امیرم, 22سالمه دانشجوی پزشکی
اول کار بگم داستانم(در واقع خاطره م) زیاد سکسی نیس.
با دوس دخترم, بهاره (مستعار), تو دانشگاه آشنا شدم من ترم 3پزشکی بودم اون ورودی جدید بود.
یه دختر مغرور, خوشگل, خوش تیپ و... خلاصه از نظر من همه چی تموم
همه پسرای دانشگاه از همون اول دنبالش بودن
قدبلند و چارشونه با هیکل پر و صورت گرد و زیبا
حالا قضیه اینکه چه سختی ها کشیدم و چه کارا کردم تا بهش رسیدم بماند... تازه وقتی باهاش آشنا شدم و دیدم چه دختر خودساخته ای هستش و اخلاق مردونه ای داره یه دل نه که هزار دل عاشقش شدم

داستان سکسی:

خواهر حشری و من شوت شوت

من شهابم اون موقه 16 سالم بود
دو تا خواهر دارم که سناشون از من خیلی بیشتره یکی28 اون یکی 30 ماندانا و شیما هست اسمشون
بزرگه ماندانا ازذواج کرده شیما تو خونه بود زیاد باهم تنها بودیم من زیاد تو خط سکس نبودم
ولی سینه هاش و خیلی دوست داشتم
شبا کرستشو در میوورد میزاشت زیره بالشش
من یه ساعت جلو تر خودم و میزدم به خواب تا در بیاره سینه هاشو ببینم یه لحظه بود ولی حال میداد..یه شب مامان و بابام رفتن شهرستان 2 روز میموندن من از مدرسه اومدم دیدم بوی غذا میاد

داستان سکسی:

اسمس بازی با دخترخاله

سلام به تموم هموطنان گلم-این یه خاطره منه که شرح دوستی من با دختر خالم هستش و دربرگیرنده ی یه نصیحته-اگه میخواین با خوندن این خاطره جلق بزنید باید بگم یه موضوع دیگه انتخاب کنید-از 2سال پیش شروع میکنم-ازوقتی که من 17سالم بود و درارزوی داشتن دوس دختر واین چیزا-تابستونش ما رفتیم شهرستان خونه خالم که خالم دوتا دختر بدریخت داره-اما ماجرا ازاینجا شروع نمیشه بلکه از اونجایی شروع میشه که ما برگشتیم خونمون-یه شماره داره زنگ میزنه
-یعنی کیه؟
-بفرمایید/دخترخاله تویی؟
-اره,خودمم
-چطوری؟چیکار داری؟
-هیچی,حوصلم سررفته بود,گفتم چندتا اس بدی
-باشه

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS