شما اینجا هستید

تابحال مورد آزار جنسی قرار گرفته اید؟

نوشته 3aber در 3. دى 1391 - 17:08

ماجرای من و دخترخاله

سلام
الان ٢٤ سالمه خاطره ام ٣سال پيش اتفاق افتاد برام
من ي دخترخاله دارم كه ٢ تا بچه داره
هرموقع كه عيدا يا تابستونا خونمون ميومد خودشو بمن ميمالوند داخل اتاق يا آشپز خونه
هروقت كه خونه خلوت ميشد خودشو يجورايى بمن ميمالوند
٣سال پيش كه كاردانيمو تموم كردم و تابستون خونه بودم و بدجورى توكف سكس بودم
ي روز كه بادوش دخترم بيرون بودم و از بس سعى كرده بودم دوسدخترمو راضى كنم كه بياد خونه دوستم و يه حالى باهاش بكنم ديگه خسته شده بودم
دختره نازونوزه زيادى ميكرد فقط دوسداشت تلفنى نازكنه
ميترسيد بياد بيرون باهام

داستان سکسی:

سکسی که هیچ لذتی نداشت

سلام اسم من (آ) هست و 20 سالمه این داستان برای 1ماه پیشه
اما قبلش ازتون خواهش میکنم که تا آخرش بخونید و در اخر اگه لایق تشویق بودم تشویق و اگر نه هم تا میتونید فحشم بدید. اما مطمئن باشید که این داستان واقعیه و اینو بهتون قول میدم که بر گرفته از تخیلاتم نیست
داستان از اونجا شروع میشه که من یه پسر عمو به اسم کامران دارم که از من یک سال بزرگتره و جدا از نسبت فامیلی حسابی رفیق هم هستیم
کامران قبلا بم گفته بود که توی نت با یه زن شوهردار به اسم منیر دوست شده و تا حالا هم چندبار باهم سکس داشتن

داستان سکسی:

عذاب وجدان

داستان من از جایی شروع میشه که با یه دختری به اسم تینا دوست شدم اون موقع هر دومون 16 سالمون بود و در واقع همسن بودیم با اختلاف دو هفته تفاوت سنی. تینا یه دختر خوشگل با پوست سفیدو در کل دختر خوشگلیه و خیلی هم دوست داشتنی کمی اخلاقش بچه گونه بود تو اون سن ولی با گذشت زمان خیلی عوض شد.با هم تو پارک محلمون دوست شدیم و طی یه مدت کوتاه خیلی بهش وابسته شدم و اولین تجربه عشقیم بود.همیشه با هم میرفتیم بیرون واسه خرید و گردشو بعضی وقتا هم واسه دیدن دوستاش خلاصه رابطمون خیلی خوب بود.

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS