شما اینجا هستید

دختره تورم کرد

سلام خدمت تمام خوانندگان عزیزوگرامی
یه ضرب المثل قدیمی هست که میگه:«هرکی خربزه میخوره پای لرزشم میشینه.»
این داستانی که میخوام براتون بگم برمیگرده به یه اتفاق قدیمی و جاهلانه بنده.
بنده یه پسر 16یا17ساله تپل وتو دل برو هستم که ازنظر خودم بیریخت ولی از نظر اطرافیان نازم.اهل جلق نیستم .دوم دبیرستانم.خیلی زود آّبم میاد و این نقطه ضعف اصلیمه و اما داستان.
قضیه ازاین قراربود:

داستان سکسی:

انتخاب اول! (طنز)

یکی بود یکی نبود غیر از آخوند هیچکس نبود ، من بودم و یه کیر تفی و چندتا فیلم سوپر ! دیگه خسته شده بودم تا کی فقط جق جق بزنم باید به مغز جق زدم یه کوس اگه بود نبود همون کونم ما راضیم به رضای خدا!پیدا میکردم! تو کوچمون یه آخوند بود به اسم حجت الشوظب که انگار خیلی میخوارید ، راستش اون اولین انتخابم نبودا من اونقدارم چلغوز نیستم ولی یکم اوسکولم!
تو لیستی که داشتم، اسمی که بیشتر از همه به آب منی آغشته بود اسمش کبرا بود همونجور که از اسمش پیداست یه دختر خیلی خیلی خوشکل بود البته از نظر کون و کوسو ماهیچه و هلو انجیلی خوردید خیلی خوشمزه است مگه نه؟!

داستان سکسی:

نمیتونم (1)

-بیا فقط همینو بنداز تو انگشتت
سرم رو کج کرده بودم و با اخم نگاهش میکردم
-باشه من برات کافی نیستم ولی برای کسی که هیچکدوم از لحضه های این 1سال رو بدون فکر کردن بهت نگذرونده این کار زیادی نیست.خواهش میکنم
هامون دیگه نتونست جلوی خودش رو بگیره و شروع کرد به گریه کردن.
-آخه چرا اینطوری شدی؟ چرا بعد اون روز دیگه مثل سابق نیستی؟ حداقل بگو چرا.
هامون در حال کریه کردن میگفت: من اینو انگشتم نمیکنم دیگه برو.
حلقه رو گذاشت رو میز و شروع کرد به گریه کیردن.

داستان سکسی:

اتفاقی

خوابم نمیره برم نیم (مسنجر نیم باز) ببینم چه خبره گوشی برداشتم رفتم تو برنامه مهرشاد(برادرم) بیا نیم روم esf رفتیم داخل روم پنج یا شیش نفر بیشتر داخل روم نبودن سلام دادم جوابا اومد ازم asl خواستن جواب دادم آرش 24 esf یکی از ای دی ها با من گرم گرفت (دوستان شرمنده ای دی هارو نمیتونم بگم) مهرشاد مخ یکی رو کار گرفته بود تا این که یکی از از دخترای روم منو صدا کرد آرش نوشتم جانم آی دی که با من گرم گرفته بود به اصتلاح غیرتی شد من از این حرکتش خوشم اومد بهش گفتم بیا pv اومد با هم صحبت کردیم اسمشو پرسیدم گفت مریم
آرش:چند سالته؟
مریم:23
آرش:مجردی؟

داستان سکسی:

همسایه داغ

سلام خدمت همه عزیزانی که داستان رو میخونن.این داستان از حقایقه زندگیم هست.
اسم من رضا هست و 23 دارم،میمیته جزابی ندارم ولی بامزه هستم قد174 و تیپ خوبی دارم.
داستان از اونجایی شروع شد که ما نقل مکان کردیم و محلمون رم عوض کردیم ما تو یه کوچه بنبست شلوغ رفتیم اونجا همه همسایه ها،با هم سر کوچه مینشستن.

داستان سکسی:

آغوشی برای مرگ (1)

شیر آب رو باز می کنه، به نظر خسته میاد.
انگار از همه چیزو همه کس خسته شده، حتی خودش! اینو میشه از نگاهی که تو آینه حموم به خودش میندازه فهمید. همونجام یه فیگور از میگیره، اندام ورزیده و تو پری داره.
آب داغ رو باز میکنه، دلش نمیاد سردش کنه، انگار آب گرمو خیلی دوست داره. اما مجبوره سردی رو تحمل کنه، چون معلومه اگزما* داره.
همیشه ازین رنج برده که حمومش ۱ ساعت یا بیشتر طول میکشه، اما چاره نداره، همش باید خودشو بخارونه، بی اراده...
بعد اینکه خودشو خشک میکنه(به سختی) میره جلو آینه و به خودش یه نگاه میندازه.
-چیه بد نگا میکنی؟ آدم تا حالا ندیدی؟

داستان سکسی:

اولین دختر، اولین بوسه

من تا پیش دانشگاهی با این که بچه خوشکل به حساب میومدم اما هرگز نتونستم با دختری دوستی کنم خیلی برام عجیب بود که بد اندام ترین و بی ریخت ترین دوستام هم یه دوست دختر دارن درست مثل یه حسادت شده بود برام . یه روز یکی از دوستام گفت به یه دختر عکست رو نشون دادم ازت خوشش اومده من که مونده بودم چی بگم از طرفی استرس داشتم و خجالت هم میکشیدم بادختره حرف بزنم تا این که اون زنگ زد اولش با دستپاچگی جواب دادم حتی صدای قلبم رو هم میشنیدم بعدش عادی شد دختره اسمش زیبا بود که صدای فوق العاده قشنگ و عالی داشت ولی لحجه عربی داشت که معلوم بود عربه.

داستان سکسی:

قط بیتا نیست که پشیمونه

سلام من آرشام هستم 23 سالمه و اهل تهرانم ... زیاد اهل دروغ نیستم ولی تا جایی که بتونم تمام جزئیات رو میگم
من همیشه برای گذروندن وقت و موقع هایی که بیکارم میرم یا میرم چت های مختلف یا یاهو که چت کنم ... توی یکی از چت ها ( اسمشو نمیگم ) یه دختری بود که خیلی از نوع تایپ و نوع صحبتش خوشم میومد

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS