شما اینجا هستید

مامان مذهبی یا...؟

سلام.
داستان من 2 تا بخش داره که باید یک خورده حوصله داشته باشین. خواهشا اون هایی که از این داستان ها خوششون نمیاد فحش ندن ، نخونن وقت خودشون رو هم تلف نکن-مرسی
بخش اول : دوران کودکی
زمانی که من بچه بودم خیلی شر و کنجکاو بودم و دست به هر کاری می زدم و اصلا 1 ثانیه هم در موردش فکر نمی کردم. خونه ای که ما داریم یک خونه 2 طبقه قدیمی هست که البته کوچیک. موقعی که من بچه بودم مامان بزرگ و بابابزرگم طبقه پایین زندگی می کردن که طبقه پایین خیلی بزرگتر بود و طبقه بالا ما بودیم. طبقهدوم 2 تا اتاق بود که یک آشپزخونه کوچیک هم داشت.

داستان سکسی:

دو حس میان پاهایم

شرتم را مثل پوست موز از پايم درآورد. رفت سراغ كندوي عسل ميان پاهايم؛ زبانش را به آن مي‌ماليد و من از ته دل فرياد مي‌زدم: خوشم مياد، بيشتر، خوشم مياد...
كندويم زنبور مي‌خواست، كشيدمش روي خودم و گفتم: زنبوركت رو مي‌خوام، بكنش توي كندوي عسلم كه ديگه تحمل ندارم...

داستان سکسی:

مفت از دستش دادم

سلام ب همه بچه های باحال..من دفه اوله ک داستان ارسال میکنم شرمنده اگه طولانیه یا بد تعریف کردم.این جریان مال 7ماه پیشه همش هم حقیقته.خب داستان از اونجا شروع میشه ک من تازه سوم دبیرستانو تموم کرده بودم و تا موقع کنکور 1 سال وقت داشم.واسه همین رفتم تو ی کافینت ک کار کنم.ی چن وقتی تو کافی نت بودم ک دیدم ی روز ی زنه حدودا 27 ساله اومد کافینت و گفت ک یک دی ی دی دارم میخوام واسم تغییر فرمت بدی و از این حرفامنم ذاشتم داخل دستگا دیدم فیلم ی دختره اس ک خودشو لخت کرده داره میماله..زنه گفت آره این فیلمه دوستمه ک یکی از تو چت باهاش د وس شده و فیلمشو برداشته و از این حرفا..خلاصه ما واسش تغییر فرمت دادیم

داستان سکسی:

سکس جنوب شهری

هوا خيلي گرم بود از دفتر كارم كه تو يكي از محله هاي شمال غرب شهره راه افتادم بيام سمت خونمون كه جنوب شهر بود سر ظهر بود آخه ساعت يك تا چهار دفتر تعطيل بود و بهترين موقع براي انجام كاراي عقب مونده...
با ماشين پرايدم كه گه گاهي هم باهاش مسافر ميزدم راه افتادم واسه اين كه پول حسن آقا رو بدم... بيچاره حرفي نميزد اما يه ده ماهي ميشد كه قسط وامم رو نداده بودم و چون اون ضامنم بود بانك داشت از حقوقش كم ميكرد....

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS