شما اینجا هستید

خواهر زن چشم و گوش بسته

سلام من رضا 27سالمه قدم 175 وتا حدودی هیکل ورزشکاری دارم .با یک خونواده خشک ومقید ازدواج کردم.از خانمم خیلی راضیم .خیلی هم خوشگله.اما خونوادش خیلی خشک وگیرن.یه خواهر داره که نگو ونبین .هم خوشگله هم مغرور.ومن تصمیم داشتم یه روز این غرور رو بشکنم .
همیشه زیر چشی یه لبخند هایی بهش میزدم. اما اون تحویل نمیگرفت.دختر بود و ازدواج نکرده و تروتازه.یک روز که من سرکار بودم .زنگ زدن که خانمت وقت زایمانشه.من رهم جنگی خودمو رسوندم خونه پدرخانم که دیدم جای زن خواهر زنه.

داستان سکسی:

قمبل زن همسایه

سلام من حامد هستم و 32 ساله مجرد می خوام یک خاطره از سکسم را برایتان تعریف کنم من در منطقه ای محروم در کرج زندگی می کنم ما در یک آپارتمان 4 طبقه با پدرم زندگی می کنیم همسایه های ما اکثرا جوان هستند چند وقت پیش یکی از همسایگان اثباب کشی کرد و رفت و یک زن و مرد نه چندان جوان جای آنها آمدن من هر وقت می خواستم بیرون بروم می دیدم دختر کوچکی میاد کنار بارکن خونه طبقه اول چند وقت این کار تکرار شد من فکر میکردم که کسی من را زیر نظر گرفته تا اینکه متوجه شدم زن همسایه یعنی مادر همان بچه من را از لای پرده می بیند یک روز من داشتم ماشینم را داخل پارکینگ پارک می کردم که دیدم آمد توی پارکینگ و به ی

داستان سکسی:

شبی که رسما خانومش شدم (1)

این داستان منه..داستان یک عشق جاودان..عشقی که امیدوارم هر کسی تو زندگیش تجربه کنه..
اسمه من شیرینه(مستعار).قبل از هرچیزی بگم من از داستان هایی که یکسره میرن سراغ سکس خوشم نمیاد از داستان های خیانت یا خشونت بار یا فانتزی هایی که شاید واقعا کسی تجربشون نکرده باشه خوشم نمیاد.واسه همین اگر حوصله ی خوندن داستانه شاید طولانیه من رو ندارید نخونین

داستان سکسی:

سکس خفن اما خطرناک با دوست دخترم (1)

سلام به همه دوستان این داستانی رو که میخوام بنویسم براتون داستان نیست بلکه یک خاطره بیاد ماندنی از گذشته منه که درسال 88 اتفاق افتاده.
اولین داستانمه.
اسم من علی 25سالمه قیافه خوب قد 181 وزن 93.چاق نیستم شکم هم ندارم واسه این که پرورش اندام میرم.

داستان سکسی:

خانومی استادی اصفهونی

سلام
همین حالا بگم این داستان پر از غلط غولوطس در ضمن با لهجه خودمم مینویسم همینس که هس
توی اردیبهشت 91 بود...
خب دادا ما رفتبم کلاسی زبان جلسه ای اول بود و دیدیم ای دادی بیداد همه حرفه ای اند و ما فقط انگاری هوچی بلد نیسیم
استادمون که خانوم بود بهم خوشامد گفت و همه هم سلام کردند یه چیزایم اینگیلیسی گفت منم گفتم yes
خسته نباشم
خلاصه ما نیشسیم قاطی دخترا و شوروع کردیم چرت و پرت بگیم
راسی من فرید 25 سالمس و لیسانسی حقوق از دانشگاهی پیامی زور دارم در ضمن که که تو این لیسانس که 13 ترم طول کشید

داستان سکسی:

اولین گی من با کاندوم بابا

نوروز 91 بود که اقوام از تهران برای دید وبازدید به شهرستان اومده بودن.یکی از این اقوام عموی بزرگم بود که چون خونه ی ما بزرگ و 2طبقه بود شب ها هم خونه ی ما میخوابیدن.
پسر عموم هم که همسن خودمه و19 سالشه واسمش حمید بود اومده بود. ما از بچگی با هم خیلی رفیق بودیم و بعضی مواقع همدیگرو میمالوندیم. داستان طمع کردن من از اون جایی شروع شد که روز سوم عید رفتیم استخر.
اوووف بدنش هیچ مو نداشت سفیده سفید بود. یه شورت تنگ هم پوشیده بود که آدمو دیوونه میکرد.
خلاصه شب رفتیم خونه شامو خوردیم. بابام اینا و خانواده ی عمویم هم رفتن خونه ی پدر بزرگم.

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS